کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > دو نوشته از دو نفر علیه سردبیر کابل پرس

دو نوشته از دو نفر علیه سردبیر کابل پرس

دوكتور رحيم عليدوست/ واشنگتن دي سي - ايالات متحده ي آمريكا و جهانگیر خراسانی

سه شنبه 28 آوريل 2009

اشاره: آنچه در ادامه می آيد دو نوشته از دو نفر است که به نام های رحیم علیدوست و جهانگیر خراسانی علیه سردبير کابل پرس نوشته اند. در جایی در نوشته ی اول که بنام رحيم عليدوست فرستاده، نقطه چين مانده ام چرا که دشنام بسیار زشت آمده بود. نوشته ی دوم هم که خود بخوانيد چگونه است. البته اين نوشته را چند ماه پيش اين نفر فرستاده بود که همراه با نوشته ی اول نشر می شود و ظاهرا اشاره ای که می کند به نوشته ای منتشر شده در کابل پرس است که بنام بيگ نظر ارسال شده بود (اينجا) و جناب متوجه آن نشده بود و يا نخواسته بود متوجه شود.

پيش از خواندن، اين کارتون نيک آهنک کوثر را هم در احوال روزنامه نگار در کشور جهان سومی و چهارمی ببينيد. / سردبير

منبع کارتون: روزنامه روز

جناب آقاي مير هزار كامران مسئول محترم كابل پرس

من مدتي است كه وب سايت شما را نگاه مي كنم . از هر نگاه بررسي نموده و به اين نتيجه رسيدم كه بين شما و ببرك كارمل هيچ فرقي وجود ندارد . او براي مسكو كار ميكرد و شما براي واشنگتن و طبيعي است كه وجدان مرده ، غرور از دست داده و عزت انساني به يغما رفته ي شما توسط ماموران درجه پنجم و ششم سازمان سيا در كابل كه با لحن تحكم آميز با شما توسط واسط هاي بي خردتر از خودت در تماس هستند و تو را يقينا روزي همچون ببرك كارمل كه در يك كانتينر در نزديك درياي آمو تنهاي تنها به جهنم واصل شد همچون دستمال مچاله شده ي به دور خواهند انداخت و آن وقت تو خواهي بود و ذلت و نكبت و پشيماني بي فايده يعني تاوان دنيا و عقبي
من ميدانم كه تو راه برگشت نداري و اگر روزي معجزه اي رخ دهد و بخواهي خود را از چنگال استخبارات آمريكا مقيم كابل نجات دهي آنها تو را به فجيع ترين شكل ممكن قتل خواهند نمود و يقينا ....نمود و اين سايت بعد از قتل تو نيز همچنان به نام نامي تو ادامه خواده داشت حالا فهميدي كه راه برگشت برايت نيست ؟
ببرك كارمل در زمان قدرت خود گفت " هر كس كه علاقه به كشور اتحاد جماهير شوروي نداشته باشه ، خون افغانيت در رگ هاي او نمي جوشد " اما در آخر كار همان روزها هم به خاطر اينكه بودن او در مسكو مساله ساز و جنجال برانگيز براي شوروي ها نگردد او را در عين ذلت و خواري به نزديك مرز حيرتان در خاك افغانستان در بين يك كانتينر آهني مقيم ساختند و او در آخرين روزهاي زندگي اش طي مصاحبه اي با راديو بي بي سي گفت حالا ها فهميدم كه خارجي ها به درد افغانستان نميخورند !!! ؟؟؟‌
آقاي محترم در راهي كه تو قدم گذاشته اي پيش تر از تو عده اي زياد ديگر نيز با استخبارات آمريكا و استخبارات شوروي و استخبارات ايران و پاكستان نيز همين راه ها را رفتند و تو نتيجه ي كار آنها را يقينا ميداني
از مطالب كابل پرس چنين استنباط مي نمايم كه تو نه به افغانانيت معتقد استي نه به اين خاك علاقه داري و نه وجدان و ضمير داري و تنها راه نجات كه براي تو باقي مانده است تا از درد و رنج حوادث هولناك آينده در امان بماني ، خودكشي است و بس
دوكتور رحيم عليدوست/ واشنگتن دي سي - ايالات متحده ي آمريكا

" میرهزار" یا میر هزارفساد؟

نویسنده: جهانگیر خراسانی

با اظهارتأسف باید تذكرداد كه بعضی از عناصرمتعلق به اقوام افغانستان، با چهره نمائی های زیان آور، وارد عرصه نویسندگی و تبصره های پاسخ گویانه ، درمسایل سیاسی وتاریخی میشوند. كه این افترأ نویسی غیرمسئولانه وحساسیت برانگیزشان موجب به صحنه كشاندن پاسخ گویان قوم دیگرشده كه درعمق موضوع می افزایند و درنتیجه همگرائی ملی شهروندان كشوررا كه نیازمبرم وحیاتی به آن داریم خدشه دارساخته وازمحبت همزیستی وهم آغوشی اقوام ساكن دروطن میكاهند و به اصطلاح " بخاطریك شوم میسوزد شهرروم" .
میرهزاربهتراست، بگویم میرهزارفساد كه چندی قبل به نسبت عمل ضد ملی خود ازطرف دولت توقیف شده بود و قرارمعلوم فعلاٌ به مسكو پناه برده، ازطریق سایت كابل پرس زیرعنوان " كورخود بینای دیگران " درجواب مقاله آقای" عالم " نفاق نویسی را بنشرداده ودرآن تاجیك ها را دربرابردفاع از" ترك تبار" ها به " پیمان شكنی ، معامله گری با سرنوشت وطن" متهم ساخته و از روی عقده های شكست میدان همت وغیرت، به مقام والای قهرمان ملی ما شهید احمد شاه مسعود حمله هستیر یكی كرده وبا دها افترأ گویی ، بی بنیاد ونا سنجشانه دهن خود را ملوث نموده است. او بگفتاربی پایه وهرزه خود چنین آغازمیكند: " .. . ولی با تأ سف برادران پشتون وتاجیك برای تصاحب قدرت همواره درمجادله خونین با همدیگرازاقوام تركتبارهزاره وازبك بهرگیری سیاسی ونظامی مینماید..." این میرفساد كه درگیرفقدان معلومات وضعف استدالال منطقی قراردارد،پشتون ها وتاجیك ها را همیشه درگیرمجادله قدرت میداند!!!. اول این كه برخلاف فهم ناقص میرفساد همه جنگ ها محض بخاطرقدرت نبوده ، بلكه اهداف آزادی خواهی و تأمین عدالت اجتماعی وغیره را درمفهوم خود نهفته دارد. دوم این كه هیچ وقت پشتون ها وتاجیك ها " همیشه" بگفته غلط میرفساد درگیرجنگ نبوده اند. بلكه برادران پشتون فی بین خود جنگها ی دوامداری داشته اند. تنها جنگ امیرحبیب الله خان كلكانی با امیرامان الله خان وپیوست به آن با نادرخان واقع شده كه درحقیت یك جنگ سه جانبه بوده است. كه به هیچ صورت این جنگ ازجانب تاجكها نه صبغه قومی داشته ونه تمایل محض بقدرت رسیدن. بلكه این جنگ برعلیه نوآوریهای حكومت امیرامان الله خان براساس فتوأی علمای شریعت اهل تسنن، اعم ازپشتون وتاجك صورت گرفت وكاملاٌ اساس مذهبی وعقیدتی داشت كه دلایل تاریخی هردو صبغه را رد میكند ومیرهزارباید درین باره مطالعه كند. جنگهایكه بعد ازپیروزی مجاهدین صورت گرفته، قبل ازدیگران لعاب قدرت طلبی ازدهن حزب وحدت هزاره سرازیرشد، كه با نداشتن هیچ زمینه قدرت رسی، بازهم سرخودرا بسنگ قدرت زد تا كه شكست. جنگ وحدتی ها با استاد سیاف جنگ آغازین قدرت طلبی ومادرفجایعی بود، كه همه جنایات بعدی را درپی داشت . زیرا نا امنی های ایجاد شده، ناشی ازین جنگ، بستر مساعدی را برای مداخلات پاكستان كه دركمین نشسته بود بگسترد ودولت را وارد جنگ با غلامان پاكستانی كرد. جنگ با گلبدین نه جنگ قدرت بود و نه جنگ پشتون وتاجیك، بلكه دفاع دربرابرسلط گرایی پاكستان دراموروطن واحد عزیزما افغانستان بوده. این كه میرهزاری ها این جنگ را رنگ قدرت طلبی پشتون ها وتاجك ها میدهد، ازشعبده بازی های میرهزارهویدا است.
اینكه میرهزارفساد پیشه، استفاده از اقوام " تركتبار" یعنی " هزاره وازبك" را توسط تاجیك ها وپشتون ها درجنگهای " قدرت" یاد میكند، درحقیت نا خود آ گاه در حق " تركتبار" های خود توهین وتحقیررا روا داشته ،كه درین مورد ازمیرفساد میپرسم : آیا " تركتبارها" افزارجنگی محض اند كه تاجیكها وپشتون ها ازآنها مینحیث سلاح جنگی استفاده كنند ویا كتله انسانی كاملا آگاه وصاحب عزم واراده اند ؟! برغم نافهمی میرهزار، آنها ( تركتبارها ) مثل هركتله آدمی دیگرفكرمیكنند ومطابق به درك منافع خود، اتخاذ به تصمیم گیری میكنند . پس میرهزارباید این توهین بی عقلانه خود ازین گروه آدمی پس بگیرد. این مرد بیسنجش وبه انترنیت دست یافته ، ازقصه های بود ونبود، دورصندلی شبهای زمستان از" مرحوم فتح محممد خان فرقه مشر" كه او از پدرخود " غلام حسن خان" روایت كرده گویا كه "غلام حسن خان" با امیرحبیب الله خان كلكانی برضد امیرامان الله خان " عهد وپیمان" بسته بود ،بعدآً این " پیمان" ازجانب امیرحبیب الله خان كلكانی شكسته شد ومردم هزاره مجبورشدند كه با امیرامان الله خان بپیوندند وامیرامان الله خان كه فرمان لغو " غلامی مردم هزاره " را اعلان كرده بود، این مردم " دین وقرض" امان الله خان را ادا كردند. اما ا ین افسانه خوان از آن" مرحوم " نپرسیده، كه این پیمان درچه مورد بوده وچرا ازسوی امیركلكانی نقض شده بود. بدون دلیل قصه های سرمگسك را بیان میكند. بهرحال! اما یك مسئله جلب توجه میكند " غلامی" رسمی هزاره ها ولغو آن توسط امان الله خان. درین مورد یك سوال ازمیرفساد میكنم : اگر" فرمان" لغو" غلامی" هزاره قبلا اعلان شده بود چرا هزاره برخلاف ادای " دین وقرض" خود دربرابرامان الله خان با امیرحبیب الله خان كلكانی " پیمان" بستند؟! واگردراثنای جنگ اعلان شده بود چرا برادران هزاره ما تا این مدت تن به " غلامی" سپرده بودند؟! میرهزاردرجواب این سوال درسردومیخ سواراست! وپیما ن شكنی ازجواب این سوال روشن میشود.
میرهزار با هزاریاوه گویی چنین میگوید: " سیا ستدانان تاجیك همواره درموقع ضرورت واجبارسیاسی ونظامی ویا هنگام كه زیرفشاررهبران و حكام پشتون قرارمیگرند با رهبران سیاسی ونظامی تركتبار،هزاره وازبك ازراه آشتی ومعامله پیش می آیند وزمانیكه ضرورت ونیازسیاسی ونظامی رفع گردید این قوم را فراموش میكنند". میرهزاردرین سفربخاطریكه كسی مزاحمش نشود برادران ازبك را زیرعنوان " تركتبار" با خود همراه ساخته، كه اگرنقشه " هزارهستان" عملی نبود، حالا تركستان را ببینید ! . من نمیخواهم بوكالت میرهزار این وكیل بیجواز برادران ازبك خود را درین بحث شریك بسازم. بهرصورت! میرهزاراین خمیرمایه هزارفساد وقتیكه بطول وعرض این نوشته خود نگاه میكند، دلخوش كرده چهارزانو زده می نیشیند، گویا كه جواب تاجیك ها را تمام كردم.
میرهزار! هیچ سیاستدان ونظامی، جدا ازمردمش ارزشی ندارد. اگركسی درمورد چنین شخصیت هایكه ریشه ازمردمش نداشته باشد چیزی بگوید مورد توجه قرارنمیگیرد. ولی وقت كه سخن برسر سیاستدان ونظامی مردمدارومحبوب یك قوم است ، بدون شك سخن تان بطرف تمام همان قومست! تو اگراین را نمیدانی ویا به آن حرمت نداری دیگران با شما نیستند. می خواهم بگویم كه توبا این همه رذالت نویسی خود مسعود بزرگ را نشانه گرفته اید ، پس توبا همه تاجیكها سرسخن دارید . دیگرسرپوشیده پیرامون سیاستدان ونظامی یاوه خوانی نكنید!. با روشن شدن این نقطه بجواب گفته بالایی تو باید گفت، كه تاجیكها درهیچ وقت زیرفشارپشتونها قرارنگرفته، واگرچنین واقع شده باشد، بازهم هزاره ها، با درنظرداشت منافع اش ،بگفت خودت " دین وقرض" خود را ادا كرده نه خدمت محض به تاجیكها ویا حتی بدیگران . هیچ وقت "پشك" بخاطرخدا" موش" نگرفته است. دیگراینكه تاجیكها وپشتونها نظربه مشاركات نژادی ومذهبی همیشه درپهلوهمدیگر،بدون تشنج زندگی كرده ومیكنند. هیچ منطقه مشخص تا جیك نشین وپشتون نشین درمناطقیكه این دوقوم باهم زندگی دارند وجود نداشته. بلكه مشكل تشنج آمیز برادران هزاره وپشتون درسیرتاریخ موجود یت آنها، صورت همیشگی داشته كه خیلی خونباروانتقام جویانه بوده . طبق جمله تا ئیدی خودت هزاره ها حتی دوران " غلامی" پشتون ها را نیزازسرگذ شتانده اند. این همان شدت فشاریست كه میرفساد آنرا به غلط درروابط تاجیكها وپشتونها نشان میدهد . درحالیكه به هیچ مقطع ای ازتاریخ درروابط تاجیك وپشتون چنین پدیده حایل نبوده، واگركدام تشنج بین، تاجیكها وپشتونها واقع هم شده باشد هیچ وقت حالت درگیری كل قوم را دربرنداشته وهم شكل انتقام جویانه را اختیارنكرده، تشنجی بوده مثل كه بین خود پشتونها واقع میشود. اما دررابطه به برادران هزاره ما چنین نبوده! تكراردوره عبدالرحمن خانی توسط عناصر طالبانی دریكولنگ بامیان ودرشهرواطراف مزارشریف درجه فشارپشتون راعلیه برادران هزاره ما بیان میكند، كه گو سفند وارسرمی بریدند. قضیه بهسود ولایت وردك، درین روزها نتیجه نا سازگاری وفشاریست كه برعلیه برادران هزاره موجود است.
میرفساد! بازهم بردران هزاره ما درپهلوی برادران تاجیك خود چه بیخیری دیده اند . در تاریخ 250 سا ل مینحیث شهروند این كشورحتی یك علاقدارهم درتمام بدنه حاكمیت ، ملت هزاره نداشت ازبركت همكاری تا جیكها امروزخلاف تصورمیرهزار،نخبه های بردران هزاره درصندلی های معاونیت ریاست جمهوری ، وزارت ها ودرولایتها لم داده واسپ های خود را یك منه جو میدهند. درحا لیكه سهم تاجیكها بدون كمك های " سیاسی ونظامی" هزاره دراداره اموركشوردرتمام دوران حاكمیت پشتونها اگركم بوده، ولی چشم گیربوده است.
میرهزار! طوریكه قبلا هم اشاره كردم اتحاد ها وائتلاف ها بمنظوررسیدن به اهدافی است، كه به تنها یی حاصل شده نمیتواند. درین اتحاد ها گروهای كوچك سیاسی وقومی منافع بهتری دارند. زیرا كه ازهیچ به چیزی میرسند. اما گروهای بزرگ، ازقبل چیزی دارند، اگراضافه هم نشود رنج محرومیت را نمیكشند! لهذا تاجكها همیشه چیزی داشته وبدون همكاری " سیاسی ونظامی" برادران هزاره ما، خرخود را ازآب میكشند، وای به حا ل میر هزار! .عدم همكاری محقق با قانونی درانتخابات ریاست پا رلمانی باید تجروبه خوبی برای میرهزارباشد، كه با چكش ومیخ هایكه تا دیروزبرسراستاد سیا ف میكوبید، امروز بدست گرفته بخاطرناكامی قانونی " دین وقرض" خود را دربرابراستاد سیا ف ادا كرد. اما نتیجه چه شد؟!.
میرهزاراز" پیمان شكنی" مسعود شهید دررابط به معاهده " جبل سراج" با محقق یاد میكند،كه بگفته اش قبل ازسقوط رژیم خلقی ها صورت گرفته بوده. ولی بازهم نمیگوید كه این پیمان درچه عرصه بوده بروی كدام علت نقض شده وازنقض این پیمان چه آ تش بخرمن میرهزارافتاده ! اگرپیمانی هم بوده باشد، مسعود نمیتوانست كه به آن بزرگواری خود درپناه این " پیمان" تماشای رقص مرده وكمپاین میخ كوبیها را بكند!. میرهزاربخاطرچهره نمایی، برایش فرق نمیكند كه چه میگوید. فقط جملات بی مفهوم را باید پهلوی هم قطاركند، تا معرف پوزوچنه اش درصفحه انترنیت باشد. بنأ چنین میگوید: " شباهتهای زیادی بین حبیب الله كلكانی واحمد شاه مسعود پنجشیری كه باعث ازدست دادن فرصتهای مساعد حكومت كردن وخوشنامی برای تاجیكها شدند موجود است" بله ! شباهتهای زیادی درعدم پذیرش حلقه " غلامی" دارند، از" خوشنامی" هایكه درین عرصه نصیب مردم خویش كرده اند، درحقیقت كه این مردم را درموج افتخارات قرارداده اند ،ولی آ نچه را كه تودرموردش خود را قاضی مقرركرده اید، و ازدست دادن فرصتها ی مساعد حكومت كردن توسط تاجیك ها را یاد میكنید، هرزه گویی است. تاجیكها نه بخاطر فرصتهای حكومت كردن بلكه همیشه بخاطر كسب فرصتهای آزاد زیستن مبارزه میكنند. كه تا هنوزافتخار آن آزادی را داشته و هیچ وقت منتظرفرمان لغو" غلامی" نبوده اند. امیر حبیب الله خان كلكانی هم با افتخار،رهبری قیادت قیامی را داشت، كه براساس رسا لت دینی ومذهبی بطوربیعت شده ازطرف علمای جهد ملت برایش واگذارشده بودند. دشمن ستیزی وقد افرازی این قوم بخاطرآزادی وسعادتش چراغ روشنی دربا یگانی تاریخ وطنش میباشد. كوهدامن زمین به رهبری نخبه های آزاد اند یش وسربلند ش همیشه مهد رستاخیزقیام وپیكارعلیه استبداد بوده است. مسعود دشمن ستیزفرزند آزاده، آن آب وخاك هم بسنگری نشست ، كه ایامی میرمسجدی خان كوهدامنی قیام برحق ضد استعمارانگلیس را رهبری وقیادت میكرد. برخلاف نوكراندیشان وتاریخ ستیزان مسعود به هدف حكومت كردن وقدرت طلبی قد افرازی نكرده بود. اگرچنین میبود، دنیای غرب وپاكستان پسركاكای یكی ازاقوام مسكون درافغانستان نیست، كه پای شان را درركاب خرقدرت میگذارد. مسعود كه همه چیزدرید قدرت آن بود، میتوانست با یك اشاره سبزهمه دشمنان خود را دراسارت ملت خود راضی بسازد وبدون درد سری ها حكومت كند. ولی او این اها نت را بشان شجاعت وراد مردی رستمانه خود و سرافرازی ملتش درخوروشایسته نمیدید . آن قد والا واستوار اسفندیارانه مسعود دربین دود و شعله های آتش جهاد ومقاومت بود، كه چون خنجری درقلب سیاه فاشیستها، پاكستان ، امریكا وسایركج بینان مقاومت رهایی بخش آن گردید وتا امروزهستند كسانی مثل میرفساد كه دست ودهن كثیف اش را به كفن مطهرجهاد ومقاومتش پاك میكنند.
میرهزاردرجایی ازرذالت نویسی میگوید: " درطی این هفت دهه ای اخیربعد ازپشتون ها رهبران قوم تاجیك درمعامله خرید وفروش سرنوشت وطن ما با تردستی، گوی سبقت را از برادران پشتون برده اند" . فكرمیكنم بازمیرهزارازكدام كربلایی نشسته بدورصندلی زمستانی نقل قولی شنیده كه آنقدرتاریخی رفتارمیكند! این چوكیداردروازه بایگانی، كه ازتاریخ معلومات ندارد، از تهمت ودروغ هم شرمش نمی آید!. ازین هفتاد سال 45 سال حا كمیت تعلق به ظاهروداود داشته 13 سال هم حاكمیت خلقیها بوده كه برادران هزاره برای اولین باربنام " ملیت زحمتكش" به حقوق حقه شان دست یافتند و خلاف تصورشان روزی حتی بكرسی صدارت هم جلوس فرمودند. درینجا جواب معامله گری را باید میرهزار بدهد، كه براساس كدام معامله گری خلاف تصورآنقدرجمپ زدید؟؟؟. دوران حكومت استاد ربانی هم در بین آتش افروخته، توسط حزب وحد ت سپری شد كه زمینه مداخله پاكستان را به ثمرآورد وحكومت را دربرابردفاع ازحرمت آزادی قرارداد. سنگرضد عمال پاكستانی را هم تا دم شهادت، قهرمان ملی ما مسعود بزرگ قیادت كرد وازبركت خون شهادتش باردوم درراس وزارت خانها تكیه زدید. پس " معامله گری وخرید وفروش" دركجا ودرچه مورد صورت گرفته ؟!. اگراشتهای ریاست جمهوری را داشته اید، كه مسعود آن اتشهای شما را سوختانده ، پس بخواب تا خواب دیگربینی! .
میرهزاربا كینه ورزی به شحامت وقهرمانی مسعود با دلایلی كه ، كیها بودند وچیها كردند، میخواهد بگوید كه اگراینها نمی بود مسعود به این افتخارات دست پیدا نمیكرد درمورد مینوسد" روشنفكران تاجیك درجناح پرچمیها دردرون رژیم نقش خود را درحاكمیت وقت تقویت نمودند ورابطه مسعود بوسیله این عناصربا استخبارات ونظامی های شوروی برقرارشد این یكی ازعوامل اساسی تقویت نظامی مسعود بحساب میاید... وهم ازكمكهای ایران ،هند وحتی ازبلندی كوه های مشرف به شهركابل وهمكاری جنرال اعظمی وغیره" ازعوامل پیروزی مسعود یاد میكند.
میرهزار! استراتیژی و هدف غایه ملت ومجاهدین، آزادی افغانستان ازاشغال بیگانه وسقوط نظام كمونیستی وایجاد یك نظام اسلامی بود. این كه ازكدام طریق وبا چه تاكتیك هایی مسعود به آن هف تقرب پیدا كرده ودیگركودن ها وپوده سران شایستگی وبینش چنین حركت مشروع ومجازرا نداشته، نمیتواند كه دلیلی برای منفی بافیها وسفسطه گوییهای توباشد. زیرا این یكی ازپرنسیپ های غلبه به حریف است.ولی آنچه كه خیانت و مایه شرمساری است اتكاء به نیروی بیگانه وبوسیله آن بمنظوركسب قدرت برعلیه ملت خود جنگید ن است، كه حكام فاقد حمایت مردمی ازین شیوه خیانت كارانه استفاده برده اند. ولی مسعود تكرارنشدنی ، تكیه با خدا وحمایت بیدریغ ملت بزرگ خود، بینی متجاوزین روسی وپاكستانی را دركوه پایه های هندوكش وپامیربخا ك ذلت كشید.
آیا میرهزارفراموش كرده، كه درلحظات گرم مقاومت ضد طالبان و القاعده ، رهبران هزاره ما، تاب وتحمل را ازدست داد وعازم دیارایران شدند و مسعود با فریاد های تنهایی اما مهیب ودشمن شكن درفرازونشیب قله های هندوكش وپامیربه ارمان آزادی شمشیرمیزد؟! انسانیكه درچنین اوضاع آشفته ویأس آوردست یاری را بكسی درازنكند، دیگركدام عامل میتواند برای پیروزی عامل اساسی باشد.
میرهزار! هیچ كس درماورای شرایط وامكانات مساعد ومناسب، راه رسیدن به هدف را طی كرده نمیتواند. امكانات هم بدون نقش رهبری انسان مستعد ومبتكر براه نمیرود. بنأً درآماده سازی فزیكی ومعنوی شرایط ، هم آهنگ سازی وبكار برد موثرآن مستلزم فاكتورانسانی صاحب نبوغ است. هرقاطربار ازپول واسلحه استعداد سازمان دهی وبكاربرد آنرا ندارد. بله! مسعود مستعد وصاحب نبوغ مطابق به ظرفیت های خود ازهمه این امكانات بامهارت ها وذكاوت منحصر به فرد خود استفاده برد و دربتن رژیم وقت نفوذ كرد وازامكانات میسرشده آن، درمتلاشی سازی آن بهره گیری كرد این مربوط به همان فكتورخلاق انسانی آن بود.
میخواهم سوال كنم كه امكانات جنگی ولوجستكی حزب وحدت ازكجا تأمین میشد؟! اگرازعالم ماورأ فراهم میشد ، پس رهبران دوازده گانه حزب وحدت چرا بمحورسپاه پاسداران وشبكه های اطلاعاتی دولت ایران چمبرزده بودند! شما هم بتناسب ظرفیت های خود ازكمكهای بیرونی استفاده كرده ومطابق به استعداد خود بكاربرده اید مثل دیگران که کرده اند.
میرهزارورشكسته میدان همت وغیرت، مسعود را عامل بدبختی دانسته میگوید " مسعود عامل تمامی بدبختی ها ،نفاق ملی وجنگهای خونین قومی ،قتل عام ها وكوچ اجباری وزمین های سوخته درافغانستان است" اومیخواهد حزب وحد ت وطالبان متحد عبدالعلی مزاری را از جنایات بریذمه بسازد وعقده های شكست حزب وحد ت را به این هرزه بافی ها درقلب پركینه اش هموارسازد. میرهزاركه شمع ایمان و وجدان دروجودش خاموش شده، ازتاریكی ها سفید را هم سیاه میبیند ، به مسعود مردیكه جزاستقلال، آ زادی، وحد ت،ترقی وپیشرفت وتأمین حق وعدالت دروطنش آرمانی نداشت، مردیكه همه میرهزاری ها، ازوحشت طالبان، خفاشانه درپناه با ل توانای عقابی اش خزیده بودند كوردلانه از روی تعصب به پیروزی های قهرمانانه اش تهمت میبندد ودست خونین طالبان ودیگران را به علم شهادتش پاك میكند.
ازمیرهزارمیپرسم كه ای میرفساد! آن حزب وحد ت نبود كه با رسیدن بكا بل اولین جرقه آتش جنگ را با نیروهای استاد سیا ف روشن كرد و جنایات كوچه بكوچه را در برابرپشتونها وپشتونها درمقابل آنها راه اندازی كرد؟! شناسایی پشتونها را توسط " قروت" اختراع نكرد؟! ابداع سوپرجنایت یعنی كوبیدن میخ برسرانسانها ، نمایش رقص بسمل ازابتكا رات رهبران حزب وحد ت نیست؟! حزب وحد ت نبود كه علیه پشتونها دوره امیرعبدالرحمن را جبران میكردند؟! پستان زنها را بیحرمتانه نبریدند؟! این حزب عقده های حقارت ناشی از دست نارسی بقدرت را تا كه توان داشت دردلش هموارنكرد؟!. میرهزار! حزب وحد ت پا را ازحدود توان وحق پذیری اش فرا ترگذاشته بود. عبدالعلی مزاری طراح جنایات نا مأنوس وناشناخته ازدایره انسان شناسی بیرون آمده بود. بسترمداخلات پا كستان را آماده كرده ، اگرمسعود او را گوش ما لی نمیداد شاید همه كابل را با شاخ خود قلبه میكرد.
موضوع غرب كابل هم بنا برجلوگیری ازهمین جنایات بود كه دولت مجاهدین اقدام نمود.بنأ مسئول كشتارو ویرانی اشخاص یاغی ای بود، كه برعلیه مردم كمر به جنایت بسته بودند وقربانی های خود را توسط " قروت" پیدا میكردند ومسعود هم این عملیات را بخاطرگرفتن" قروت" ازدست مخترعین آن بود.
میرهزاركه از درد حقارت ها عصبی شده، قوه و نیروی فكریش را ازدست داده، ازتا بش نوروحرارت آفتاب هم بیخبراست. كجا رسد به آمدن طالبان! بنأ او آمدن طالبان را توسط شهید مسعود میداند ودرین مورد جنون خود را قرارذیل به نمایش میگذارد: " مسعود عامل اصلی وتقویت كننده گروه طالبان است، زیرا مسعود بوسیله قوماندانانش درچمن قندهارطالبان را خیرمقدم گفت ومیخواست ازطالبان برای سركوبی مردم هزاره ای كابل استفاده نماید" احمق گفت ولوده هم باوركرد.
میرهزار! مسعود ازتمام نیروهای سالم، برمبنای حسن نظرنیك ملی واسلامی خود استقبا ل كرده همچنان ازطالبان. او اگرمیدانست كه آنها بخاطرمنافع پا كستان آ مده، درروزایجاد شان درقندهار بحساب آ نها میرسید. بهرحال میخواهم به تهمت گویی شما جواب ارائه كنم: وقتیكه مسعود ماسك ازروی طالبان برداشت شناخت كه آنها كیها اند، ازپیشروی شان بكابل جلوگیری كرد. شما چرا این مهمانان مسعود را كه بخاطرسركوب مردم " هزاره " آمده بودند به كابل دعوت دادید و به خانه های مردم هزاره دركابل قدردانی كردید وسنگرهای خونین خود را درخط دفاعی درمقابل مسعود به آنها دادید؟! دریك متل عوام میگویند كه " دو درهوا، چهاردرزمین، اگرخرنیستی بگو كه بز" هركس میداند كه طالبان محصول سیاستهای استخبارات پاكستان بوده و برای اشغال افغانستان تربیه شده اند. امروزطالبان را كی وارد افغانستان نموده و برای سركوب كی آمده اند؟! میرهزار به انجام یك جرئت غیراخلاقی وچشم سفیدی دیگرمیتواند، آمدن طالبان امروزی را نیزبه یك " نظامی وسیاستدان" دیگرتاجیك نست بدهد! تاخوراكی برای چهره نمایی های انترنتی آن شود.
میرهزاراز نا توانی نیروهای قهرمان و دشمن شكن، مسعود سخن زده میگوید " ..او خواست تا ازطالبان برای تارومارنمود ن نیروهای جنگ كشته ودلیر حزب وحدت بهره بگیرد" . میرهزار!

نیروهای حزب اسلامی که از حمایت بیدریغ و مستقیم دولت پاکستان برخوردار و به مراتب از نیروهای حزب وحدت کارکشته تر، دلیر تر و هم مجهزتر بودند ، در مقابل شیر مردان رزمی مسعود بیش از روبا های صحرائی جلوه نکردند.

خوب میرهزارصاحب! نتیجه اتحاد این نیروهای " كاركشته ودلیر" با آن نیروهای جنایت پیشه وسیاه چه شد؟! آیا با یك یورش رستمانه نیروی قهرمان مسعود، درجایكه قبرمزراری را مهمانان قدرمند او كنده بود با شرمساری فراری نشدند! نیت بد مزاری قضای سرمزاری نشد!
میرهزار! دشمنان خونی مسعود كه اسیران بوده یا درسنگرمقابل شده به جوان مردی ،حسن نیكو،اخلاق حمیده وبقوت قلب آن معترف اند كه او درجنگ رستم ، درسخاوت حاتم طایی و درعدالت نوشیروان بود.
این كه عقده دل میرهزار درمورد مسعود بزرگ ازكجا ناشی میشود ،هركس میداند. ولی شرط مردانگی وشهامت انسان درراست گوئی وصفای قلب ازبغض وكینه است. این كه انسان با یك ویا چند فرد، یكی ازاقوام طرف واقع میشود و با آنها اختلافات شخصی ویا سیاسی ومذهبی دارد، نبا ید كه كرده ونا كرده ها را بپای شخصی چوب خط كرد كه عقده گشای عقده قلبش باشد. طوریكه میرهزارشمع ایمان ووجدان اش را خاموش كرده ، درظلمت ایمان ووجدان ، تمام جنایات خلقیها، گلبدینی ها، وحد تی ها وطالبان را توماركرده به مزارمسعود آوخته وكاررا تمام كرده دانسته و درپی مزد خیانت وتهمت بافیهای خود رفته. این خائین ملی ونفاق افكن با مشخص كردن نام محمد اسمعیل خان ، استاد اعطا محمد خان ود یگرمهره های قهرمان ودشمن شكن تاجیك را با برادرن پشتون ما خائین به سرنوشت وطن معرفی نموده وسعی كرده تا با استفاده ازكلمه " تركتبار" یعنی هزاره وازبك كامی بطرف جدایی اقوام این وطن بردارد وازهزارهستان عبدالعلی مزاری، تركستان میرهزاری بسازد.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






50 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > دو نوشته از دو نفر علیه سردبیر کابل پرس

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • خداوند هر دو را به راه نيک هدايت کناد و دوام و پایداری کامران میرهزار و کابل پرس خواهانم.

    • آقای محترم دکتورعلی دوست:علت قهروغضب شما واضح نیست. لطفا" گناه ها وخطای آقای میر هزار را مشخص ترتشریح نموده و بنویسید تا همه بدانند که مطلب شما چیست .اگر دلایل مقنع واسناد ارائه کرده بتوانید که نور اله نور. در غیر آن البته شما که خود در واشنگتن تشریف دارید وباید آنچه را به آقای میر هزار نسبت داده اید مجری اصلی خودتان باشید. که اینرا فقط خود تان میدانید.شما خواننداگان را در تاریکی قرار داده اید. هر اتهام باید اثبات داشته باشد .. در غیر آن فکر نمیکنم این ادعا ها و دعا های بد شما نتیجهء مطلوب بدهد بااحترام

  • دوست عزیز میر هزار عزیز!

    این جهانگیر خراسانی را من میشناسم. این آدم یکی از سگان دربار مسعود وفعلن یکی از جیرخواران دربار ضیا مسعود است که در صدارت کار میکند و یکی از جملۀ پنجشیری هاست و با رسول رهین همکاری دارد. اخیرا زمانیکه رسول رهین به افغانستان امده بود با وساطت او ضیا مسعود زمینیه مصاحبۀ در تیلویزیون ملی ترتیب داد. مورد حملۀ چنین اشخاصی قرار گرفتن سرفرازی تست . موفق باشی .

    • محترم داکتر صاحب رحیم علیدوست : اول باید مه امی نامک تو ره اصلا بکونوم چیرا که رحیم نام خدا جان است و تو حتمن بندیش باشی خوده باید عبد الرحیم بگویی . اگه نی ده امی یک لودگیت کافر میشی مثلیکه سیاف جان عبد الرسول بود یانی که بنده ای رسول الله . بعد ازی که رهبرشود فامید . او خو نفامیده بود اوره فاماندن که نامکیت غلط است تو ام دکتورا گریفتی و تا هنوز نامیته اصلا نکدی آمده کامران ره اصلا میکونه " خی دوست داشتن علی کدام عیب نیست . حالی آمدیم سر اعتراض بالای کامران میر هزار . تو او ره ده ببرک کارمل مانند کده قسم خورده ای امریکا و واشنگتن گوفتی . مه میگوم غلط گوفتی اندیوال جان .برداشتیت مه واری ضعیف است . مه از او طرفداری نمیکونوم و راه اوره راه خود نمیدانوم او ده غرب روان است و مه ده شرق . نقص و خامی او ره داکتر صاحب انوز نفامیدن . اگه بفامی باز هر دویتان یار میشن . و ای رازه مه میگوم لاکن کمترک پسانترک . حالی مه ام فامیدوم که اندیوال ما راستی که کابل پریسیش بی سانسور است . ده سر خود که صرفه نکد ده سر ما و تو خو نمیکونه . بهر حال داکتر جان ببرک و کامران . فرقیش است زمین و آسمان . بیا که کتی جهانگیر جان خراسانی ام یک گپک بزنوم تا او ام خفه نشه . لاکن اگه از گپایم خفه شود باز چیطو کونوم .( برو سرپلی جان حق بگو خدا کونه که کلی دنیا خفه شوه ) خی گوش کو دیگه . خراسانی جان اگه مه آخر گپ هایته ده اول میخاندوم تاریف اسماعیل خان و استاد عطایته میدیدوم و دشمن شکن های فارسی بانیته کتی خائین گوفتن پشتون هایت میشونیدم . ایقه تبعیض های کلانیته میفامیدوم ایقه دور و دراز نویشتایته نمیخاندوم . و میفامیدوم که تو چه میخایی و چه میگویی و چه آرزو داری نوکر کیستی و پیشی که خوده ایقه کلان کلان کده چاپلوسی میکونی . مه خو کله گیشانه به دو توت نمی خروم . صرف ده قسمت مسعود که تو او ره از پیش خود شهید مارفی کدی . امیقه میگوم ما و تو کیستیم که بفامیم شهید کیست و مردار شوده گی کیست . خدا جان خودیش میفامه ده درون دلکیش خو ندرامده بودی . مه به او از زیر دل احترام داروم و از خدا میخایوم که او ره ده قطار شهیدا ده روز قیامت ایستاد بکونه . دیگه ای کون لوچ هایته پیش مردوم تاریف نکو و دامن خوده و اونا ره بالا نکو که رسوا میشین اگه شرم باشه . اگه نیست داگز و دامیدان .
      ها مه ده قسمت کامران جان گوفتوم چیزی میگوم او فقط یک عیب داره و بس . عیبیش امی است که عقیدیش بخدا ضعیفترک است و یا پاک کده عقیده بخدا جان نداره . لاکن او ره اگه خدا بخایه و عمر دراز بته شاید خوب شوه انوز جوان است و مه آرزومند استوم که ای رقم جوانای هوشیار و زیرک نخات که ده تار خام بند بانن . او خو با یک توبه کاریش جور میشه لاکن وای بحال تو . برین که قریب کامران جانه سر مه خفه کده بودین . باز نویشتای مره که چاپ خات کد . ده غم تیاری انتخابات ام استوم . دو نفره خو از خود رنجاندوم حتمن ده مه رای نمیتن . برو رای میته نمیته چاپ میکنه نمیکنه توکل ما بخدا جان بامان خدا

    • خدمت اقای خراسانی عرض گردد که ایشان نباید بدون مطالعه و اگاهی از تاریخ روابط ملیت ها را برسی نماید. چون ایشان نمیداند که هم ملیت های هحروم از تاجک تا ازبک و هزاره در صده های گذشته مورد تبعیض زمامداران پشتون قرار گرفته اند. اقای خراسانی ایا شما چور و چپاول شمالی را توسط دولت نادر خان و تاراج و قتل تاجکها را در زمان طا لبان فراموش کرده اید. از چاپلوسی و تملق پشتون ها اقای خراسانی نمیتوانی واقعیت های تاریخی را انکار کنی. اگر امروز هزاره ها مورد تهاخم پشتون ها بنام کوچی قرار میگیرند این پروسه در شمال هم که تاجیک ها هستند جریان دارد. پس لطفا مفاد و تملق های شخصی خویش را کنار گذاشته و پیش از نوشتن و قضاوت کردن یک کمی مطالع کن.
      ملیت ها ی محروم در کشور عم از تاجک , هزاره و ازبک همیشه مورد تبعیض حاکمان خاین پشتون قرار گرفته و هم فعلا قرار دارند. باید گفت که حساب مردم پشتون از این خاینان کاملا جدا بوده چون این حاکمان در مجموع با تنگنظری هاتبعیض شان به همه مردم افغانستان خیانت کرده که نتیجه شرایط فعلی افغانستان و عقب مانده گی این کشور است که ضرر ان متوجه همه اقوام در کشور است. پس اقای خراسانی کوشش کن که سیاه را سیاه و سفید را سفید ببین.

  • جهانگیرخراسانی! بسیار احمق وبی عقل استی و نوشته ات بیانگر “جهل مرکب” دروجود شریف تان است در آینده کوشش کن هرچه مینویسی منابع آنرا برای خوانندگان بصورت دقیق معرفی نمایید

    • SALAM BA TAMAME AFGHANS;
      QASEMIKE MAN MIBINAM AFGHANHA HACHGA ANSANHA ESLAH PAZIR NISTEND PLESE THING ABOUT THE FUTURE OF THE NEXT GENERATION SPECCIALY THE GENTLEMAN FROM STATES GOD BLESS YOU GUYS.IF THERE IS ANY...
      REGARDS FARHAD

  • می خواهم به این ادم کودن چند نکته را یاد اوری کنم
    1:میخ کوبیدن ها، رقص مرده ها، و سینه بریدن ها؟ چه کسی اسناد دارد. این ها همه جنگ های تبلیغاتی شورای نظاری ها و سیافی ها می باشد. مثل پیچکاری کردن زهر در نارنج و سیب و میوه جات توسط افراد مزاری(به گفته سگان مسعود)که بعد ها دامنه ان تا ولایات شمالی و شرقی هم کشانده شد(شاید افراد مزاری انجا هاهم رفته بودند؟؟؟)
    2:جنگ سیاف و حزب وحدت از کجا شروع شد؟ از اسیر و کشتن مردم کارگر و فروشنده هزاره که هیچ رابطه با حزب وحدت نداشتند در کوته سنگی و اطراف ان شاید بدستور مسعود طبق نقشه قبلی به هدف ایجاد نفاق، درگیری بین پشتون ها و هزاره هاو انتقام گیری ها
    3:می خواهم گپ های شما را قبول کنم که شمه هیچگاه با پشتون ها جنگ نداشته اید(شاید نمی توانستید)و یا جیچ دشمنی باان ها ندارید اما ان ها دارند کافی است به سایت های های شان مراجع کنید و ستایش های شان را در باره قهرمان ناملی تان بخوانید
    4: اما کوشش تخریک هزاره ها و ازبک هارا همواره داشته اید تا شاید بتوانید ازان هاعلیه پشتون برای بدست گرفتن قدرت استفاده کنید از معاهده جبل السراج گرفته تاصحبت های خصوسی که گویا ما فارسی زبان هستیم
    4: مزاری چه وقت گفته بود که ریاست جمهوری را بما بدهید او می گفت که همه اقوام مظابق به وسعت نفوس شان باید در سرنوشت شان سهیم باشند ایا این جرم هست؟
    5: شما در دلیری و شجاعت هزاره ها گفته اید که حزب اسلامی بمراتب کار کشته تر از نیروی های حزب وحدت بودند اما بسادگی توسط شورای نظار شکست خوردند. راستی سه سال نتوانستید از دهمزنگ از خط جنگی قومندان نصیر بگذرید
    نمی خواهم بیشتر ازین بنویسم چون وقت برای گفته های پوچ و اضافی دیگر تان ندارم

  • Jehangir jan.Qorban dastanat.Qashang nawishti,Khoob nawishti wa rast nawishti.Mostahkam bad Itihadi Qawm Pashtoon wa Tajik.Zonda bad Turk Hazarah.

  • اقای خراسانی خیلی نیشیمین گاهت میسوزدانقدر که حتی تعادل تان از دست داده ایدهزیان میگویداز سر تا پا از نویشتهایت جهالت غضب و قهر است.انقدر ایراد دارد که نمیدانم تورا متوجه کدام یکی بکنم وقت هم ندارم که ادم مثل تورا اگاه کنم چون نمی ارزد.بچند موضوع مختصراشاره میکنم1 از قتل عام مزار یکاولنگ توسط ملا عمر گفتی از قتل عام افشار توسط مسعود رافرا موش کردی.از میخ کوبیدن گفتی واز سر بریدن وبعد بر پیشانه ادم بانو ک بارچه یاد گاری گل اقا جان نوشته میکردید یاد نکردی واز سینه بریدن های ز
    نان که توسط خبرنیگار فرانسوی فلم برداری شده بود نگفتی
    دیگر از معاونت گفتی اما نگفتی توسط کی مسعود؟
    مزاری را همکاری طالبان معرفی کردی .توخیلی بیخبری یا مردم ؟
    این مسعود نبود در میدان وردک پشی طالبان امد تفانچه شان را از کمر ش کشید پیش ملا برجان گزاشت تسلم شدن من اینقدر اسان است باندازه این تفانچه .اول باید باهم مزاری را از بین بیبریم.
    پایان .اقای خراسانی اگر سوزیشت ارام شد یگ مروری بر نوشتهایت بکن..

  • در این کشور بیچاره هرکس و ناکس لقب دوکتور سرخود می ماند. آیا کسی که دوکتورا داشته باشد اینقدر ضعیف و بی پایه می نویسد؟ یا حداقل کسی اگر از سرک پیش روی فاکلته طب هم تیر شده باشد، اینقدر چرندیات نمی گوید.

  • تنها پاراگراف اول شخصیکه با اسم مستعار (جهانگیر خراسانی) نوشته، متشکل از 3056 کلمه است و با توجه به این موضوع باید دانست که این شخص اصلاً با اصول سادۀ نوشتن آشنا نبوده و نقد نظرات اینگونه افراد خود قیام علیه فرمایشات پروردگار عالمیان است که میفرماید: "وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاماً".

  • ميخواهم در چند سطر کوتا به جواب دو سنگ فروش . وطن فروش . اريت فروش . شورای نظار [ رحيم علی دوســـــت !!؟؟ و جــهـانگيــــر خراســــــانی !!!؟؟] بنويســم که :
    به الـــلـــه پاک ســــــوگند که شــــــما هر دو نخست افغان نه ميباشـــــيد و دوم به رســـــــــول الـــــلــــه قســـــــم که هر دو جاســـــوس ( c.i.a ) ويا ( i.si ) هســــتيد
    واگر نه يگانه گرداننده صادق . شــــهير . دلســــوز . بی طرف . اگاه اقای جوان برخواسته از ميان جامعه مظلوم افغانســـتان کامران مير هزاره را که سايت موصوف . قلمش . تفکر وانديشه او در خدمت مردم وبرضد دشمنان مردم بوده اگر او حقيقت را مينويسد همه وهمه درد مردم و جامعه ميباشد . بلی اين حقيقت دارد طی ۳۵ سال باند گلبدين افراد ربانی و شورای نظار را و باند ربانی افراد گلبدين . سياف وهابی را کشتن و در اثر جنگهای ميان تاجک .پشتون . تاجک وهزاره . پشتون و ازبک . در سالها ۱۹۹۴ الی ۱۹۹۶ وقبل از ان پايتخت افغانستان ويران وغارت گرديد و ۱۵۰۰۰۰ باشنده ان به شهادت رسيد . گلبدين . سياف . خالص . مولوی نبی .ملا عمر . کرزی . گل اغا شيرزی افغانستان را به گدام بزرگ ترياک .چرس . هيروئين تبديل نمود و ربانی . مسعود . مجددی .گيلانی . دوستم .محقق .خليلی . تورن اسماعيل انرا در مقابل ۲۰ مليون دالر به
    [ nato ] به رهبری امريکا و انگليس فروختن که وطن فروشان هريک ربانی .قانونی . عبدالله .قسيم فهيم . دوستم .خليلی . ضيا مسعود . همه وهمه با جنايات بزرگ بشری و با انکه مجرمين جنگ ونسل کشی ميباشند در حمايت امريکا .و انگليس قرار دارند وزير شدند .ريس شورا شودند وشايد هم ريس جمهور شوند . احمدشاه مسعود برادرانش ضيا و ولی خسر وپسرش با دار دسته اوباشان شورای نظار مدت « ۲۵ » سال ملکيت . حق . مردم افغانستان را دارای عامه را سنگ گران قيمت زمرد و لاجورد را فروختن و هم اکنون احمد شاه مسعود در بانک ســـــــــــــــويـس ۱۸۸ مليون دالر دارد
    و با چنين خيانت ها . دزدی ها . وطن فروشيها . بايد جونان وطن پرست چون ميرهزاره خاموش باشند تا اقای جاسوس ايران « خراســـــانی ؟؟!!» مويه دماغ نگردد وعليه « قهر مان ملی !!!!؟؟؟ » با وجود همه جنايات .خيانت .دزدی . قتل .نسل کشی . چپاول . غارت بيت المال خاموش بود . نه خاموشی گناه بزرگ است اقای نازنين کامران مير هزاره مطمين باشيد مردم مليونی باشما است . خدا با تو است . بگذار چند اوباش .جاسوس . زمرد دزد . وطن فروش . زوزه کشند . ناله عف عف عف کنند کاروان [ کابل پرس ] به راه خود طبق خواست مردم .زمان وشرايط بايد ادامه دهد
    با احترام [ لـــــمر ]

    • هزاره ها همیشه باهمه پرابلم دارند. باپشتون با تاجک با سید ووو.

    • راست گفتی هزاره ها با همه پرابلم دارند.باپشتونها وتاجکها بخاطر احیای حقوق تا عدالت اجتماعی برقرارشود.وهمه بتواند برادروار درکنارهم زنده گی کنند.اما با سید ازاین لحاظ که هزاره بعدازاین نمیخواهند که نذروخیرات خودرابرای یک تعداد مفتخواروانسانهای غرق درگناه که سالها ازپهلویشان خوردند وبعد نمک دان شکستند کسانیکه هیچ رابطه با پیغمبر اسلام وانسانیت ندارند بدهند ایا به نظرشما این پرابلمها غیرمنطقیست؟

  • بسيار خوب نوشته كردى آقاى خراسانى.مرسى

    • جناب سر دبير کابل پرس . در زمان وزارت خارجه داکتر عبدالله و در دوران رياست جمهوری ربانی ، شخصی به اسم عبد الحی خراسانی در پست و مقام دبير اول و قونسل سفارت افغانستان در ايران کار ميکرد که بخاطر رشوه خواری ، کلاشی و حقه بازی ، شهرتی بهم زده بود ، اين خراسانی از چوکره های خاص عبداله عبدالله است و با دست باز و بدون هراس مليون ها دالر بيت المال را به جيب زد و البته به عبدالله نيز حق حساب می داد. اين شخص همه کاره سفارت اکنون در کابل است ، از او به حيث « مشاور و حقوق دان و مبصر سياسی » نام برده ميشود و ظاهرا به رتق و فتق امور شورای نظار سابق و موسسه مسعود شناسی لاحق مصروف است! اين قلمزن مدت هاست که به نام های مستعار در سايت سکتاريست و فرقه گرای خاوران ، خزعبلاتی انتشار ميدهد که ترجيع بند همه نوشته ها درج به اصطلاح « فضايل و مناقب مسعود شهيد (!) است و بس ! اينان به رسم شاعران دوره سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی ، يک قوماندان جهادی را که متهم به جنايت عليه بشريت است و حداقل نصف ويرانی های پايتخت افغانستان ، به وسيله تفنگداران او به ميان آمده است ، در سخاوت « حاتم طائی » و در شجاعت « خالد بن وليد يا رستم دستان» ميخوانند ( به مقاله جهانگير خراسانی مرجعه شود)
      سايت خاوران به دست رسول رهين اداره ميشود که سال ها کتابدار دانشگاه کابل بوده اما از شدت بيسوادی ، حتا عنوان يک کتاب را به درستی خوانده نميتواند ! اين رسول رهين از شدت حواس پرتی و بی مايه گی ، گاه در برونمرز مقالات نگارشی ديگران را گرد می آورد و آنرا چاپ ميکند؛ روی جلد آن مينويسد « تاليف پوهاند رسول رهين استاد پوهنتون کابل) .سايت برونمرزی رسول رهين ، جولانگاه بد اخلاق ترين ، فحاش ترين و کلاش ترين قلمزن هاست که همه درين تارگاه « مشق بی حيايی » ميکنند!
      زنان روسپی را عادتی است که گاه روبروی مردان می ايستند و گستاخانه آلت تذکير (!) خود را به ديگران حواله ميکنند (!) آقای خراسانی هم همينطور ! همه دنيا می نگرند و بی ترديد می نگرند که کابل پرس هرگز به جنگ اقوام و برتری يک قوم بر قوم ديگر اعتقادی ندارد . همه گيتی ميداند که کابل پرس، در برابر امريکا و هر قلدر ديگر، وهر سلطه جوي دور و نزديک، مانند سد سکند ر وا ايستاده است ! اين قلمزنان مزد بگير که مواضع سياسی و فرهنگی شان وابسته به دالر های سبز يا ريال و کلدار است ، حتا ارزش پاسخگويی را ندارند! احترام . عنايت وارسته

    • اصف سرپلی صاحب

      سواد فارسی ودینی تان ضعیف است!!!!!!! ویادر مکتب ابن طیمه و محمد عبدالوهاب (نجدی ) وحاکمان سعودی که انان نیز از نجد هستند غواضی میکنی ویا از دبلی نصوار مولوی های پشاوری انگریزی نصوار انداختی !!!!!!!!!!!!!

      وهابی ها همین استدلال احمقانه رامیکنند که تو و سیاف .....در این نزدیکی ها یک مولوی وهابی پشتون پاکستانی ادعا کرده که اله را چرا خدا میگوید این گناه بزرگ اس خدا کلمه فاریس است وما وشما پشتون وپنچابی ووووو

      در ادب فارسی وعربی ....عبدیا بنده غلام معنا دارد وهیچ ادیب شاعر ومقام روحانی عرب وفارس بدان اعتراض نکرده مگر وهابی ها ...

      بگونه مثل یکی از بنده گان سالطان محمود غزنوی ... در این جا سلطان در موقف خداوند قرار داده نمی شودهدف از غلام سلطان است....

      یا خداوند گار بلخ (حضرت مولانا )..... دراین جا مولوی در جایگاه خداوند قرار نگرفته است ...

      ده ها صدها وهزارهابار در شعر ونثرپارسی وعربی .....این دو کلمه را دیده وخوانده ایم ..

      عبدیا عبده بمعنا غلام .عبدالرسول غلام محمد (ٌص) عبدالعلی غلام حضرت علی (کرم اله وجهه)

      کلب علی امکان دارد درست تر نباشد ولی باز هم شاید نامگذاران از گذاشتن این نام از سگ اصحاب کف الهام بگیرندویا خود را بخاطر گناهان که کرده ومردانه وار فکر میکنند که حتاخود را در قطار نیکان ودرستکاران که بدرگاه فان بزرگ دین می ایندواو را واسطه بین خود وخدا وندمیسازند حساب نمی کنند از این رو خود را تا موقف ...پاین فکر میکنند واین هم باید به قدر دیده شود در جامعه ماوهر محیط انسانی دیگر هستند کسانی گه غرق کناه وظلم وریا وربا ... میباشد ولی نه پشمان اند ونه اعتراف بدان میکنند حتا بزیارت اماکن مقدسه و نماز به تکبر میروند ومی ایستند ..

      دربین مردم ملنگی ما رایج است که میگویند سنگچل در بار سخی جان هستم سگ دربار ... هستم ...

      برادر بعضی هموطانان ما که او(اب) پاکستان را خورده اسلام حقیقی را با دیوبندی انگلیسی قادیانی احمدیت وهابیت انگلیسی خلط کرده اند در حالیکه از مذهب خود حنفی خبر نداردند وچیز های را از زبان وهابیت شنیده ومیگویند راست میگوید راست میگوید ..... باید اول در مذهب خود انسان هر مسله را جستجووتحقیق کنند باز به ان اعتراض ...

      نتیجه .
      هر کی نامش عبدالرسول عبدالمومن عبدالعلی عبدالحسین است مطلقا درست است هدف غلام است نه چیزی دیگر ....

    • سلام به اقای کامران میرهزار عزیز برادر عزیز نوشتن این دو احمق قهرمانی تو را ثابت میسازد بخاطر که همیشه وقتی یک صدای حق و یا یک قهرمان از بین مردم خیسته به هزار بهانه و هزار تهمت دشمنان ذلیل بز دل و وطن فروش و خاین چراغ شانرا خواسته اند خاموش بسازند کامران میر هزار قهرمان واقعیت های تاریخی افغانستان است این را همه میدانند این دو نادان که میدانم از بیکاری کرده خواسته یک چیزی بنویسند تا مردم بشناسد انها را ولی این کار تان به یک شخص جانی می ماند حالا در جهنم است میکفت ادم نام بکشد مهم نیست خوب باشد یا بد تو اقای دوکتور علی دوست اول که تو اسمت را دوکتور ماندی تو داکتر نیستی تو شاید در رشته جرندیات و دورغ کویی تهمت زدن و کینه توزی نمره 420 را کمایی کرده باشی با کدام دلیل این همه نا سزا کویی را به جوان که خواسته دشمنان وطن را بر ملا سازد متهم میکنی تو در امریکا استی از حالا مردم چی خبری که چی میکشند کسانیکه در سایت کابل برس کوبیده میشوند تو انرا متعلق به یک ملت بزرک متعلق میدانی نخیر انسان بودن اینها اول شرط است تا برسد به یک نماینده یک قوم البته قهرمان ملی احمد شاه مسعود شهید مربوط به یک قوم نیست بلکه مربوط به تمام افغانستان است او مثل کامران میر هزار فرزند افغانستان بود و مثل تو انسان های احمق برای سرکوبی اش از هیج بیغرتی دریغ نکردند و حالا وقتی واقعیت را فهمیدن با یک دوسطر دورغ زنی از ان دفا ع میکنند وای به حالت اکر تو را ستی داکتر باشی سفارش منرا کوش کن بیا که دست بدست هم بدهیم که افغانستان به چنک کرکان بیرحم افتاده و کسانیکه در این دو سه دهه بد بختی ها به هر محوری چرخیده اند باز هم همانها است که وطن را به نابودی میکشند حداقل زهنیت مردم راروشن بسازیم اکر دیکر کار نتوانیستم و تو اقای خراسانی اقای مر هزار را فساد افکن خطاب کرده افرین بر تو و بر داشت تو تو نمی دانی که فساد افکن بوددر بد بختی های افغانستان که نوکر بود کی از این خاک دفاع کرد کوش کن برادر کسانیکه در بد بختی های افغانستان دست داشت مربوط به کدام ملت نیست اینها تابع افکار شوم خودشان بودند خاین قوم بشتون بیشتر از دیکر ها به بشتون ها خیانت کرده اند هم چنان از تاجیک ها و همچنان از هزاره ها در این سایت فقط خاینین کوبیده شده است خوب بخوان بعدا امظا کن بیخود هر چه در ذهنت امده نوشتی اکر خودت خاین نباشی و در کابل باشی حالا وضع مردم را بیبین و سر دم داران حکومت را بیبین باز میدانی که خاین کی است کی نیست

    • فهيم.
      احمق دلش آرام نميگيرد تا چيزي احمقانه نگويد.

      اميد وار هستم مغز كودنگت آرام گرفته باشد.

    • وارسته صاحب ، بسیار غلو کردید ، من گاهگاهی به سایت خاوران مراجعه میکنم ، آنقدرکه شما بد نگاشته اید ، نیست . اگر قهرمان سایت خاوران احمدشاه مسعود است ، قهرمان سایت اوغان جرمن ، داود خان است ، قهرمان سایت بینوا و تول اوغان علامه ؟ حبیبی است . قهرمان سلیت مشعل کارمل است و همچنان ادامه دارد . عقده گشایی ها به این شکل نمیشود که ناسزا گفت و لعنت دو جهان را به سر و روی جانب مقابل بدون در نظر داشت عفت قلم و بدون ارایه سندی پاشید . هرکه این پیام شما را بخواند ، متیقین میشود که شما را باور چیست و از کدام جبهه وارد میدان جنگ شده اید . یک کمی حقیقت نگر باشید . وقتی محکمه می کنید توازن و انصاف را در نظر داشته باشید ، در غیر آن ظالم خواهید بود و ظالمان را رو سیاهی در قبال است .

      این حقیر فقیر سیاست نشراتی کابل پرس را میستاید و افتخار دارد که بیننده دایمی این سایت وزین است و ازین دریچه و آینیۀ جهان نما بسیار آموخته ام . مردان را درمیدان باید آزمود ، با پرده بودن شایستۀ زنان است ! پیروز باشید .

    • سنگفروشان محترم.
      باهمه بی شرمی نوشتید که مسعودوف مردانگی داشت ایا در شان یک مرد است که اطفال زیرسن ده سال را به خاطراهداف شوم سیاسی خود متهم به تزریق زهر درمواد خوراکه بکند؟که این عمل ننگین مرشدشما توسط امین فاطمی وزیر صحت عامه همان وقت وشهید عبدال حق درمصاحبه با رادیوبی بی سی ردشد.ولی مسعودوف تاتوانست این معصومان راشکنجه نمود.
      نوشتید که مسعودوف باشایسته گی دربتن حکومت نفوظ کرده ومذایاییرانصیب شد.ایا باشایسته گی که شمامیگویید بودیابا وابسته گی ومعامله درمقابل دیگرمجاهین؟ایا مسعودوف نبود که باروسها درپنجشیر بزکشی کرد؟ایادوتن از کارمندان ک گ ب بامسعودوف به حیث بادیگارد تااخرهمراهش نبودند؟وبرای فریب عوام انهارا اسرای معرفی کرده بود که گویا مسلمان شدند.وبعد از مسعودوف انها به روسیه برگشتند.بعداززمی شدن مسعودوف شص پوتین که انزمان رییس جمهورروسیه بود باارتباط تلفونی مستقیم شخصا جویای احوال جاسوس خود بود وبعد رفتنش اعلان کرد که یکی از بهترین عوامل خودراازدست دادیم.

    • سلام دوستان عزیز.ایندونفر انقدر بی شرمانه ازخاین ملی صفت کردند.واوراانقدربزرگ جلوه دادند که انسان واقعاباخوددرمیافتدکه ایااین هما ن مسعودیست که درسه سال قدرت انقدرجنایت کرد که ازهمه جنایتکاران تاریخ ثبقت گرفت.ویا مسعوددیگری؟ اینهمه صفاتیکه برایش برچیدید همه بیجاست چراکه خودمسعودسالهاقبل خلاف انراثابت کرد.امادریک موردباشماموافقم گفتیدکه مسعودتحمل دیدن جنایت رقبارانداشت به همین خاطرانهارابه جزای اعمالشان رساند.(درحلیکه خودمادرجنایت وجنایت افرین بود)واقعااین یکیرا منهم تصدیق میکنم.هنگام ورودطالبان به کابل وموقع فرار مسعود وافرادش .دلاورن وشیران کوهدامن واولاده کلکانی به قول خودشما.از کوتل خیرخانه الی دوسرکه بگرام انچنان پنجشیریها جبل سراجیها وگلبهاریهارامورد دستبرد وتجاوزجنسی (زنان دختران جوان وحتی نوجوانان پسررا)قراردادند که هیچوقتی ازشرم نتوانستید درمورد ان سخن بگویید.به گفته شاهدان ان واقعه.مخصوصامقامات بلندپایه شورای نظار ونزدیکانشان موردتجاز مالی وجانی قرارگرفتند.بلی دراین یک مورد قهرمان شما شهکاری کردزیراباقراردادن کوهدامن زمین به میدان جنگ وعقب نشینیهای عمدی باوجودیکه مردم شمالی توان دفاع ازمناطق خودراداشتند.وحتی هزاره هاوازبکها برای دفاع ازاین مناطق امده بودند انچنان ازاین مردم انتقام گرفت که هرگزفراموش نخواهندکرد.واهاراهم به جزای اعمالشان رساند.حال شاید کامران جانهم برای شماخار است درگلو.وشماهم باالگویی که از ان خاین ملی دارید دهان به تهمت ودروغ بازکردید.وبریش توطئه میکنید وبادشمنان مردم همزبان میشوید.همچنانکه مسعود بخاطر توطئه علیه رقباازنوکری ایران گرفته تا...ایه مالی روسیه فرانسه اعراب وهابی وحتی اسرائیل هم دریغ نکرد.

    • توفیق جان سلام مالیکم ! نامک مقبولتانه نویشته بکونین دیگه . یا ایکه انوز از مه قار استین ؟ بیاین تا وقتی که ای کافرکا مثل نجیب ها . بیخدا ها و روشن ضمیر های تاریک خیال ده کابل پریس چکر میزنن . ما و شوما ده جان یکی دیگیما نچسپیم . شیعه و سنی و حتا قصه ای وهابی ودیوبندیشم ده امو جایکیش قات کده بانیم . و ایرقم مشوره ره یک آدم دیگه ام ده شوما داده بود که ده گوش مه بسیار خوش افتاد . تا وقتی که ای بیخدا یان و مشرکان و شیطانکان ده میدان استن مه خو گپای که ازو بوی بدعت و شیعه گی که ده خلاف سنی گپ زدن میشه ره ام از زبان شوما طاقت کده شیشتیم . صرف بخاطریکه ده مقابل ای ابلیسکا مردانه وار ایستاد استین و دلیل های جاندار جاندار میگین بیاین پشت گپای ریزه ریزه نگردیم و کلان کلانیشه چاره سازی بکونیم . ما که با هم در گیر شویم باز ده اونا خدا میته و از وقت استفاده کده چتیات گویی میکونن . شوما فامیدای روشن ضمیریشه گیر کونین و مه ره کتی لوچکایشان بانین . شوما اونا ره از ماشینی عقل و منطق تیر بکونین و مه اونا ره از کون سگ الاجی کده میکشوم . تا سری عقل بیاین . بیچاره گکا نمی فامن . میشه یا دلیل شوما ره قبول بکونن یا میشه دوهای مه سریشانه تاثیر بکونه . اگه هردویما کتی یکی دیگی ما غلطیدیم باز اونا سر ریش هر دویما خنده کده خوشحال میشن . مه کتی شوما واده میکونوم هر وقتی که بجای ما و شوما کدام غم خور دیگه پیدا شود . باز یک پالوانی تاریخی ده یک میدان گوشه که مردوم کمتر ببینه او ام دوستانه میگیروم . اگه نی ای پالوانی ام بی فایده خات بود چیرا که اگه هر کودام ما صد صد دفه ام ده پوشت بخوریم بازم خوده قهرمان خات گریفتیم . حالی وقت ای گپ رفتگیست که مه شوما ره سنی بسازوم یا شوما مه ره شیعه یا وهابی گکا آمده ما ره ده مذهبیشان شامل بکونن لاکن یک گپ است که مردوم قضاوت میکونن . اموتو که شوما ده مذهبیتان ماکم استین مه ام یک لمبر حنفی مذهب و مسلمان سنی استوم و کیتاب حنفی ره خاندگی استوم و راه و رسمیشه میفاموم و ده پالویش احتیاتیمه ام میکونوم و از کار های که خلاف است میگوریزوم و چیز های که ضرور نباشه دوری میکونوم . مثلن نام ماندن بی رقمه که شوما اجازه میتین مه نمیتوم . چه ضرور است که نام یک نفر سگ علی باشه چه فایده داره که نام یک نفر عبد رسول باشه . ما میتانیم نامکیشه خوب خوب چیزا بانیم تا سبا ای نام ده سریش تاثیر خوب بکونه نی ایکه خوده یک عمر سگی علی بدانه یا بندی آدم . ده ای گپ خو چیزی نبود لاکن ترسیدین که ای آدم چیرا گپای وهابی ها ره میگه . اگه ای گپ از وهابی ها باشه مه تصدیق میکونوم که گپی خوب گوفتن . میگن یک نفر با یک عالیم دین سر خورد و عالیم ازو نفر پورسان کد که نامیت چیست او بریش گوفت کلب علی که امو سگ علی میشه . باز ای آدم از عالیم پورسان کد که نام شوما چیست ؟ عالیم بریش از قصد گوفت خنزیرالله . ای آدم حیران مانده گوفت مولانا صاحیب خنزیرالله ام نام میشه ؟ عالیم بریش گوفت بچیم تو که سگ علی شوده میتانی مه خنزیر خدا جان شوده نمیتانوم . اونمو بود که مردک نامیشه تغیر داد و عبدالله ماند . او خو جاهل نبود اصلا شود حالی ای اجمل بیخدا ره که اصلا بکونه . شوما ده گپایتان سر ما مردوم تارض میکونین و مه که حق گوی خوده میگیروم بازم چپ استوم و گپ نمیزنوم و از سریش چشمیمه پوت کده تیر میشوم دیگه کدام علت نداره مه شوما ره ده اینجه غنیمت میدانوم . بیخار باشین که یا شوما مسلمان سوچه استین یا ما . هردویما یک رقم مسلمان شوده نمیتانیم . جر و بحس ما و شوما فایده نداره بغیر از نوقص . یک گپه باید بدانیم که نا مسلمان ها هر دویما ره مسلمان میگن . حالی دلکیتان که سری کلب علی و عبد رسول بپیچیم یا ده سری اجمل جان بیخدا یا تاریک ضمیرا . ده نویشتی تان از خداوندگار بلخ افتخارانه یاد کردین و مه خلاف ای رقم نام ها استوم . یانی که چه مجبوریت داریم مولانا ره خداوندگار بلخ بگویم ما میتانیم ازی کده نام خوب تر که زیبیش بته بانیم مثلن مولانا عارف بلخ . مولانا شخصیت روحانی و مدبر بلخ و امی رقم که مه بیسواد گوفتوم شوما صد ها بار خوبتر نام ها ره ده او پیدا کده میتانین . چه لازیم است که او ره خداوندگار بلخ نام بانین . ده ای نام های که مه گوفتوم کدام حیثیت و مقام او کم شود ؟ یا ده شخصیت او بی احترامی شود ؟ مه شعر های او ره ده مقابل آیات قرآن دو پول نمیخروم . بگوفتی یکنفر آیت آیتست و حدیث حدیث و کلام عارفان کلام عارف است نه آیت و حدیث و خدا کونه از امو آیت و حدیث گریفته شوده باشه . آیا از گوفتار روشن پیغمبر (ص) کده ای عاریفا روشن تر گپه ده ما میفامانن ؟ نی . گپی راست و صفا ره پیچانده و بافانده چیل گری زده ده ما میگن و ما . باز ما یک سات زده گری هایشه ده دندان واز کده هر رقم که دلک ما شود او ره تفسیرمیکونیم . توفیق جان بد خو نگوفته باشوم . ده گپایم خو رسیده باشین . مه یگان یگان گپای سرچپه ام داروم که ده عقل مزاری جان جور نمییایه . یا گپای مه خوردترک است و عقل او کلان یا گپای مه کلان است و عقل او خورد ترک . یا ده درون مغزیش بجای عقل کینه پور است . امو ره یک کمترک نصیت بکونین . امیتو واضیح بریش بگوین که خوده سر سرپلی بیاب نساز . ده نویشتاریت بازی نخو که خدا جان بریت عقل نداده . بریش بیغم بگوین که مه خو ایمان روسی تو ره ام دیدوم غیرت آلمانیتم دیدوم و تبعیضی اوغانیتم دیدوم . او داسی نور شیان . برین توفیق جان بامان خدا . راستی سر سوادیم ایتراض کدین که ای ره دیگه چاره کده نمیتانوم . و تاقتیم ام نمییایه که ایقه کفر گویی ره شونیده چوپ چاپ بشینوم . تشکر

    • حاجی صاحبه دیره سلامونه ! حالی دیگه دوستاره واسطه میارین ، او مرد خدا کدام گپ مه ده دلیکتان نه شیشته که بیقرار هستین ؟ مه ای ره فامیدیم حاجی صاحب که مدخل کتاب ها ره خوب بلد هستین و زور و قوت زن هاره هم تجربه کردین . ( کابل پرس جان یک پیامک مره سانسور کت ، اگه نی گیرتان کده بودم ، خو خیر باشه ! ) امو رقم اول درستر بود که همرای دره آمده بودین . ایمدفه همرای چی آمدین ؟

    • دوست عزیز آقای سرپلی

      اولاً شما اشتباه میکنید، پیام فوق نوشتۀ من نیست. بنده هر جا بنویسم حتماً تحت همین نام (توفیق) خواهد بود. میتوانید بطور خصوصی از آقای میرهزار بپرسید تا شمارۀ IP پیام بالا را مشاهده نموده و برایتان خاطر جمعی دهد که از بنده نیست.

      ثانیاً طرز نوشتارئ فرد مذکور نیز با من فرق میکند.

      ثالثاً بنده هیچگاه بدون دلیل بر علیه فرقه، گروه، ویا شخص دیگر نمینویسم.

      رابعاً بنده بهترین دوستانم چه در داخل افغانستان و چه در خارج از افغانستان از مذهب حنفی هستند و روابط بسیار نیک و حسنه با آنها دارم که اگر کدام وقت نیاز به بحث های مذهبی شود، بسیار به شکل منطقی و دوستانه باهم بحث میکنیم.

      و بالاخره بنده به تمام نظر ها و عقاید احترام دارم (تا جاییکه مزاحم دیگران نشوند) چه رسد به عقیدۀ افرادیکه با بنده در اصول (سه رُکن بسیار مهم و مشترک یعنی خداوند متعال ج، پیامبر اکرم ص، و قرآن عظیم الشان) هم عقیده اند.

      متأسفانه در کابل پرس آغاز گر این بحث شخصی از مکتب امام ابوحنیفه بود نه من یا کدام معتقد دیگرحدیث مشهور ثقلین.

      و من الله التوفیق

    • مزاری جان دیره دیره غته غته مننه ! مه گوفته بودوم که ده گپی مه شوما نه میرسین و نه خوده میرسانین . بانین که دوستاره بزامت پرتیم . تا از ایقه کج بافی بانین و یگان یگان نویشتی راست ام خو بکونین و عوضی ازی که سری مردوم شک بکونین آدرسه صحی سیل بکونین . حالی یک آدرس دیگه میتوم امو توکمه گکی ولایت فراح ره پچیق کده خوده ده فاتیای مردوم بیچاره ده سری قبریش برسانین که باز مردوم نکوین که مزاری کلان کار بود نامد . خیرست خدا ام خوش میشه و مردوم داری ام میشه پشتی ای گپ نگردین که فارسی وان است یا پشتون ازبک است یا هزاره سیل نکونین که سنی است یا شیعه .شوما خو ده اولا نظرای بی تبعیض داشتین . خیرست یک دفه که کابل پریس مراعت مره ام کد چه میشه . بخیلی نکونین او خو اندیوال هر دوی ماست مراعت شوماره ام کدگیست . البته رقم مه ازشته برامده باشین . و مه از امو خاطر ایدفه ده جانیتان خردومه آورده بودوم خو از بوکس پنجیتان ترسیده از کمریم واز نکدوم . برین آشنا که ده قبریستانم شوما ره آرام نماندیم یگان چوندوکی که میکنوم از خیر خاییم بدانین برین بامان خدا

    • دوست بزرگوار آقای توفیق سلامالیکم ! مه شوما ره از بسیار مردوم کده راست گوتر میدانوم حاجتی پورسان نیست مه کدام ولی نیستوم اموتو فکر کدوم که شوما نویشه کدین و ازی خاطر که شاید نخاستین با مه ام گپ شوین نامتانه نویشته نکده باشین . لاکن شوما ام باید اقرار بکونین که اگه نویشته ام میکدین امی چیز ها ره میگوفتین که کدام کسی دیگه گوفته بود . یک گپی جانانه گوفتین او ایکه براستی ای سه اصل 75 فی صد ما را قریب کرده و امی 25 دیگیش است که ما ره ده جنگجال انداخته دوستی ره ده صفر مییاره . در حالیکه تحت صفر ها باشه ما نباید حتا از کسای که ده صفر روان استن سری جنگه واز بکونیم . ده امی گپی فلسفی سرپلی چه گوفتین ؟ شوخی کدوم ما و فلسفه و سفسطه بسیار دور استیم . یک گپی دیگه ره گوفته باز خداحافظی میکونوم . از دو دشنام ای بیغیرتای که خلاف اسلام سنگر گریفتن نا راحت نشوین اموتو که ده جهاد با اونا کشته شودن و کوشتن درجه داره ای دو زدن و دو شنیدنیش ام بی اجر نیست .بامان خدا

  • جهانگیر خراسانی یکی از عمال فعال شورای نظار و بالنتیجه نوکر روس است، آنچه وی در نوشته خود بر علیه آقای میر هزار نوشته ، ناشی از موضعگیری مستقل و وطنپرستانه میر هزار در جهت افشای تمام جنایتکاران از جمله مسعود جنایتکار و سایر دشمنان وحدت ملی است. جهانگیر خراسانی را تا جای که من میشناسم مدتی طولانی با استخبارات دولت ببرک کار مل و نجیب همکاری میکرد ، موصوف در ظاهر با چهره جهادی،مصروف جمع اوری اطلاعات و سپردن آن به خاد، و واد بود.جهانگیر خراسانی برای پرده پوشی بر اعمال جنایتکارانه خود و سایر زمرد فروشان وظیفتاً گاه گاه اینجا و انجا سر بالا مینماید، وی در سازماندهی بسی محافل عیش و نوش برای سردمداران شورای نظار سابقه طولانی دارد. لذا اینگونه اتهام بستن ها از جانب شخص چون جهانگیر خراسانی، نتنهاپرستیژ سایت کابل پرس و کامران میر هزار را پایین نمی اورد بلکه باعث میشود تا چهره های مافیای زمردـ هرویین شورای نظار بیشتر افشا شود. جلندر دره یی

  • سلام به همه!

    به این دو انسان کور و پریشان همینقدر میګویم که پیش از دست زدن به تعصبات لطفأ خون خودرا معاینه کنید تا نشود آن خون وابسته به عساکر چنګیز، بابر، تیمور، خوارزم شاه و غزنویان باشد!!

    موفق باشید

    • مه خون هر دویشانه ماینه کدوم ده یکتایش که مه مطالیه کدوم نامش رقم گروپ خون ده او بود و ده خون دیگیش خون شادی گت خورده واری ده مه مالوم شود . بازم اگه مه غلط نشوده باشوم شوما میتانین از داکتر صاحیب نجیب جان پورسان بکونین چیرا که او ده هر دو رقم خون بلد است ام تاصیل کده و ام تجربه داره .

    • سلام به همه بخصوص برادرم آصف ونويسنده ها/. مطلب جالب بود خيلي استفاده كردم /بيشترازگپهاي مشركانه توفيق جان .كه افتخاركلب حسين بودن رادارد وميخواهد گپهاي شبه ديني بزند.اماگپهاي سرپپلي صاحب درس اش داد

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.