کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > ببينيد و بشنويد > دمبوره در انگشتان رضایی

دمبوره در انگشتان رضایی

چهار شنبه 21 مارس 2012, بوسيله‌ى فیروز ابوذر

رضا رضایی، اسمی که این روزها همگان به زبان میاورد، این نام متعلق به کسی است که دستکم چند ملیون نفر در سراسر افغانستان هفته یک بار به تماشای چهره اش انتظار میکشیدند، یاد آوری این نام مرزتفاوتهای سنی و جنسیتی را شکسته است. نام رضا با توجه رزمایش هنر موسیقی در پربیننده ترین شبکه تلوزیونی و در گیرا ترین برنامه آن از مفهومی حقیقی کلمه فراتر رفته است همانگونه که خود رضایی در موقعیت رسیده است که دیگر رضا نیست، فراتر از رضا و رضایت به آنچه که بود و دیگران باور داشتند که باشد.

اگر بخواهم رضا رضایی را معرفی کنم، بدون شک تنها به نام وی بسنده خواهم کرد. چون از آشنائی با شهرت کامل او دستم کوتاه است و ضمناً دوست ندارم او را به سبک کلشه ای و ثپت در فورم های قالبی و رسمی بشناسم. زیرا رضا رضایی پس از این رضا فرزند فلانی نیست بلکه فرزند یک جامعه، نماد یک فرهنگ و سخنگوی یک تاریخ است. پس من نیز این جسارت را ندارم که او را کوچکتر از آنکه شده جلوه دهم.

رضا رضایی از سلسله نسل های محروم یک تاریخ است که بی رحمانه ترین حقارت و ناچیز نگریها را با خود حمل کرده است، رضایی فرزند جامعه ای است که گویا مزدور و بارکشی برای دیگران آفریده شده بود، حضور رضا رضایی با یک آله خیلی ساده و ابتدائی موسیقی «دمبوره» روی پربیننده ترین استیج نماد فرهنگ محورمیت های چندین نسلی است که آن را از گیلنه ای پنج لتری تیل و تارک های کفش دوزی درست میکردند و فریاد بی مهریها و طرد شدگیهای خویش را در دل کوه بابا و دره های بامیان و بهسود، غزنی و دایکندی و ..... زمزمه میکردند.
برنامه امسال ستاره افغان با یک سلسله تفاوتها از نگاه محتوا و حضور افراد چه بحیث داور و چه بحیث ستاره های رقابت کنند برگزار شد. یعنی داورها از آواز خوانها و موسیقی دانان کهنه کار و حرفی تر حضور یافته بودند و همینطور ستاره ها بکارهای وقت گیر و حرفی تر تمیرین داده می شدند که مصداقهای آن در جریان برنامه روشن دیده می شد ویا به حضور دو ستاره مشخص اشاره کنم الماس فراهی و رضا رضایی که هردو با آله موسیقی خویش آواز میخواندند.

اما تفاوتها در این مظاهر پایان نمیپذیرد در حالیکه می شود از تی دل این ناهمگونی های شکلی و محتوایی جلوه های پرمغزتری را بیرون کشید. چون به همان اندازه که شکل متفاوت است به همان میزان محتوا ناهمگون است. با توجه به این اصل، از پرده های پررمز راز محتوا زمانی عبور میکنیم که شکل را درست ارزیابی و نماد گیری بتوانیم.
در هفته های اخیر جشنواره امسال ستاره افغان رضایی با شکل و محتوای کاملاً ناهمگون با دو رقیب خویش به رقابت پرداخت. شکل و نماد ظاهری رضا رضایی نمایش فرهنگ و رسوم منحصر به فرد یک جامعه خاص است، همان گونه که فراهی و الکوزی نماد ساز جلوه های خرده فرهنگ محلی خویش بودند. ولی از نگاه محتوایی رقابت شدیدی را میان فرهنگ های قومی، پیشینه ای تاریخی و شرایط همواره حاکم در زندگی این افراد که هر کدام نماینده یک قوم بودند را نیز حکایت میکرد.

رویهم رفته رقابت را خاصتر در نظر میگیریم یا به سخن دیگر به شاخصه های که هر ستاره با خود وارد این جشنواره کرده بود به این رقابت نگاه می کنیم. متین الکوزی از قوم پشتون با اقتصاد خانوادگی نسبتاً بهتر و پیشینه برخوردار، الماس فراهی از قوم تاجک اقتصاد بهتر، شرایط آزاد و سرانجام رضایی از قوم هزاره اقتصاد همیشه فروگزین و شرایط محدود و دست و پاگیر به مصاف هم رفته به رقابت پرداختند این رقابت در واقع رقابت میان محدویت ها و محرومیت ها و برخورداریها نیز بود و نشان داد که درد چگونه بر آسایش غلبه پیدا میکند.
کسانی که در این چشنواره رقابتی سهم گرفتند بخصوص رای دهندگان که نقش سازنده را ایفا کردند به شکل غیر مستقیم از طریق رای خویش در این کارزار وارد بودند، یعنی ستاره ها حضور یافتند اما رقابت اثبات حضور شان را مردم تعیین کرد. باید به شدت بگویم که مردم ما یک مردم سرفرازیست که در هیچ رقابت و رزمایش کوتاهی نکرده اند بخصوص در حمایت از کسانی که از ارزشهای این مردم صادقانه دقاع و ایستادگی کرده اند.
رقابت در جشنواره ای ستاره افغان هم دامنه ی تلاش و سرکله زدن برای اثبات ارزشهاست، ارزشهای فرهنگی هنری که در طول تاریخ همانطور که مردم ما حقیر و ناچیز انگاشته شده بودند ارزشهای فرهنگی ما نیز نزد دیگران مسخره ای بیش نبود. اما حضور رضایی با نمادهای فرهنگی این مردم و حمایت بی قید و شرط مردم تاثیر فوق العاده روی افکار عمومی این جامعه میگذارد.

تبعیض اجتماعی و ناچیز انگاشتن گروهی از مردم توسط افراد جامعه تبعات ستم و تبعیض نگاه غیر عادلانه دولت هاست و شکستن قانون و فورمهای تبعیضی یک سیستم طی یک انقلاب یا خیزش سازمان یافته سیاسی ممکن است برهم بخورد، ولی تغییر دادن نگاه ها و پندارهای تبعیضی در سطح یک جامعه خیلی زمانبر و نیازمند کارهای حساب شده و تلاش زیاد است. گرچه مردم ما به رهبری استاد بزرگوار مزاری تا حد زیاد خویشتن را به دیگران بازتفسیر کردند تا نگاه هایشان را نسبت به مردم ما تغییر دهند چون آنگونه که از سوی جلادان تاریخ معرفی شده اند نیستند.
زمانی که استاد شهید در اولین سخنرانی های خود بعد از ورد سیاسی به کابل با شدت بیان میکند که "مردم ما یک مردم سرفرازیست که با دیگران در مساوات میخواهد زندگی کند" این حرف رهبر بزرگ آنقدر عمیق و پرمغز است که بند بند جامعه را تکان داد و در هر زمان تکان میدهد و نسل های بعد از مزاری قطع نظر از سیاسیون سر به آبخور منظور در سطح جامعه است، جوانان ما به حد تلاش کنند تا حرف رهبر شهید عملاً جا بیافتد.

راقابت و حضور مردم ما در جشنواره ستاره افغان برای اثبات حضور و حمایت از فرهنگ هنری خود یکی از آن تلاشهاست و یادآوری میکنم که رضا رضایی نیز به امید و حمایت مردم خیانت نکرد. با پشتکار و ایستادگی فریاد موسیقی نسل های محروم را که همانا «دمبوره» است بخوبی به گوشها رساند و تا مرز رسمیت بخشیدن آن مبادرت ورزید. دمبوره و صدایش پس از این دیگر یک آله ناآشنا نیست.

موسیقی و فورم دیدو که نماد فرهنگ هنری اصیلی هزارگی است وارد استندرد های موسیقی افغانی شده است. دو بیتی های هزارگی که زمانی از لاییه های دو تار سرور سرخوش نوحه ای درد و رنج تاریخی مردم ما بود در انگشتان تارک دوست داود سرخوش سرود های غرور و مبارزات جوانان ما شد و امروز صدای دمبوره از حلقوم رضا رضایی به گوشهای تبعیض آلود جامعه طنین بازشناسی هویت فرهنگی مردم ما را مینوازد.

دمبوره نقش مهمی در زندگی تاریخی این هزاره ها بازی کرده است. تارهای این آله موسیقی ساده در دستان سرور سرخوش فریادگر درد و بازگو کننده جنایات سازمان یافته از سوی جلادان تاریخ بود، در انگشتان داود سرخوش داود که هنر سیاسی را به آسمانی ترین وجه آن به گوشهایمان زمزمه کرد، سخنگوی افتخارات و مبارزات کابل و بامیان شد و اینک در حلقوم رضا رضایی بازشناسی هویت فرهنگی مردم ما نهفته است.

رضا رضایی با پشتگار خود و حمایت مردم پیروز شد. تندیس ستاره سال موسیقی جشنواره را نیز با خود برد. اما معلوم نیست که رضایی وزن و تاثیر کار خود و رای دادن مردم از جیب های شخصی شان علی رغم وضع بد اقتصادی را میداند یا خیر؟ چون فصل خواهش و طلب یاری رضایی از مردم پایان یافت حال آغاز خواهش و امید مردم است. مردمی که از پول شخصی و با احساسات پاک خود وی را از یک جوان عادی به مشهورترین جوان تبدیل کرد.

من خودم اصلاً به رضا رضایی رای ندادم، اما توقع دارم که آقای رضایی ارزش این را درک کند که یک روزگاری نه چندان دور همین چهره با چنین ظاهر هزارگی یک موجود ناپاک و حقیر محسوب می شد و برای اینکه او را بیشتر تحقیر کنند لهجه اش را به تمسخر میگرفتند.

اما امروز چقدر عوض شده است که مجری برنامه برای جذابیت بیشتر به این لهجه صحبت میکند و مهمتر از آن رامشگر داور برنامه از هنر هزارگی با افتخار یاد میکند و داود سرخوش را افتخار موسیقی افغانستان مینامد. گرچه حرف کوتاه و ساده است ولی بازتاب و تاثیر آن خیلی زیاد و قابل تحسین است.

به هر صورت من نیز این پیروزی را که در واقع پیروزی محرومیت بر برخورداری، غلبه ای درد بر آسایش و فایق آمدن دوتار بر گیتار و سرانجام ستاره شدن رضارضایی را به تمام مردم افغانستان بطور عام و به قوم هزاره بطور خاص تبریک گفته و ابراز امیدواری میکنم که این افتخار آفرینی به وسیله مردم ما ادامه پیدا کند.

نوشته از فیروز ابوذر، سه شنبه 21 مارچ 2012

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






52 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > ببينيد و بشنويد > دمبوره در انگشتان رضایی

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • اگر چه لیاقتش را که نداشت ،،،، ولی شما هزاره ها زیاد قوم پرست استید...... در پوهنتون، کار، زنده گی ... فقط هزاره با هزاره جور میاید......

    • خدا انصاف و وجدانت را بیدار کند اقای شیرزاد. شما با تعصبی که در طول تاریخ و ستمی که در طول تاریخ در حق هزاره ها روا داشته اید،شما خود انها را مجبور به تعصب می کنید.

    • مگر شما ما را راه دادید؟
      ما را از وطن بیرون کردید
      وقتی کی هزاره پوهنتون رفته نمیتوانیست حتی لیسه هم نمیتوانست برود پدرم یک شاهد زنده است برای این تبعیض ها
      پدرم وقتی لیسه وارد شد معلمها و شاگرهای دیگر قوم حسودی شان شد
      پوهنتون را در افغانستان خوانده نتوانست

  • شما متعصیبین در طول تاریخ با بر خورد تعصبی و فاشیستی خود با هزاره ها،آنها را مجبور ساخته اید که باید به خود بیایند و به خود متکی باشند، شاید اینهم از انتحار،قتل،مکتب سوزی و مسجد سوزی بهتر باشد.....

  • چرا هزاره با هزاره جور می اید بخاطر اینکه در طول تاریخ شما چنان با هزاره تبغیض قومی مذ هبی داشتید که روی تاریخ را سیاه نی بلکه لکه دار ساختید . در حالیکه در طول تاریخ مردم هزاره دور از سیاست و در کار بازاری و جوالی گری خود مشغول بود. اما با انهم تحت تبغیض بود و کرزی هم برای دومین بار با خدا وقران الله و بالله رای مردم هزاره را از خود کرد کجا شد حق مردم هزاره !
    حمید رحیمی / اقای نیکپای که بیرق افغانستان را درجهان بلند نمود از لیاقت و استعداد و تلاش شان بود وهیج ربط به قوم گرای نداشته وندارد اما رضا جان هم تلاش نمود تا ستاره افغان شد.
    امروز قوم گرای کسانی میکند که افغانستان را دو دسته به طالب تقدیم کند بیایید اینها را نقد کنید . درحقیقت تا هنوز هم از تنگ نظری /مردم هزاره را تحمل ندارید بنا براین باید هم هزاره با هزاره باشد ...

  • شیرزاد عزیز خوش امدی
    من مخالف نظر شما نیستم از اینکه اظهار نموده و گفته اید که هزاره فقط با هزاره همراز و همنواه است دلیل عمده ان اینست محیط که شما زندگی مینمائید و محیط هزاره زندگی دارند و بیلخصوص روشنفکران هزاره خیلی تفاوت دارد تفاوت عمده ان اینست که محیط شما منقبض خشک و بسته بوده که حتی روشنفکران شما هم خود را وهم اراده خودرا تحت تاثیر بیسوادان مذهبی خویش قرار داده و عقب مانده هستید .
    بیبین تو منحیث یک روشن فکر و مسئول در طی سه صد سال حکومت شما در افغانستا و از این وطن رنج دیده چه ساخته اید بیبیند حریفان ما به کدام سطح رسیده و به کدام سطح حرف میزنند و ما به کجاه هستیم هنوز هم کجاه است شما سال ها باید زحمت بکشید تا محیط و مردم خودرا روشن بسازید.
    اگر هزاره با شما در یک را ه حرکت کرده و باهم نشستی داشته باشد شما از القاعده طالبان دفاع مینمائید در حالیکه ما مخالف هردوی ان هستیم ما میگویم پاکستان و ایران دوست ما نیست رقیب ماست شما خودرا بخاطر ارمان پاکستان انتحار مینمائید مامیگویم اثار تاریخی حفظ و نگهداری شود روشنفکران شما میگویند نه و خرابش میکنند
    ما میگویم مکتب خوب است باید مرد وزن دختر و بچه درس بخوانند رهبران شما قبول نداشته اتش میزنند پس بیائید قبول کنیم که مرز ما وشما تا هنوز دور است و ما از شماکرده در تمام مسائیل پیشرفته تر بوده و زحمت زیاد کشیده تا به این سطح رسیده ایم و شما این درک را ندارید که شما چقدر عقب مانده اید .

    • salam bradar aziz,az hama awal tar sal naw tan mobrak.aghaye dadras tashakor az jawab manteqi ke ba sherzad dadid .agar adam bashad bass ast barayesh

  • من خود هزاره هستم و از هزاره های خود خواهش دارم که هر نظری که در اینجا بر علیه هزاره ها نوشته شد زود آنرا به پشتون ها ربط ندهید زیرا بسیاری از کسانی که در سایت های مختلف نظر می دهند تاجیک های شورای نظاری و مسعود پرست (نه همه برادان تاجیک) هستند. اینها اگر در دشمنی با هزاره ها از پشتون های فاشیست ( نه همه برادران پشتون) بیشتر نباشند کمتر نیستند. من اینها در به چشم سر در کابل و در دانشگاه مشاهده کردم. مثلا یک نمونه اش همین کسی که بنام شیرزاد نظر داده هست.

  • Man yak pashtun astam wa perozi Reza jan ra ba Reza jan wa hama dostdarane awazesh tabrek megom, wa bradarane hazara khod khwahesh darom ke be jahat ba pashtun ha na tazan chon en Shirzad malom nest ke kee ast, aga pashtun ham bashad nazare shakhse khod ra gofta wa nabayad ke az khatere yak nafar ba yak qaoum hamla shawad.

    hazara ha ba afghanistan eftekhar mewawarand wa ma shakhshan ba fard fard baradarane hazara khod wa hamchenan dega brdaran wa khwahan khod eftekhar mekonam

    prioz bashed

  • دوستان عزیز سلام!
    اولتر از همه این پیروزی را برای رضا جان تبریک می گویم و ثانیأ موقعیت دوم و سوم را برای متین جان الکوزی و الماس جان فراهی هم از صمیم قلب تبریک عرض می دارم، ببینید دوستان، همه جا و در هر رقابت سالم همیشه بهترین ها بر روی سکوی قهرمانی می روند، اول دوم و سوم و مدال بر گردن هر سه آویخته می شود. چه فرقی می کند که رضا اول شد ومتین و الماس دوم وسوم. من که یک هزاره هستم به همه این جوانان وطنم که در این برنامه شرکت کردند و تا مرحله یک بر هشت بیرون آمدند افتخار می کنم. من با کامنت دوستی که با اسم یک پشتون پیام گذاشته هم نظرم. حتمأ مصاحبه این جوانان نازنین را پیش از مرحله یک بر چهار دیده باشید که چطور با هم صمیمی اند و ما این جا به ناحق کاسه و کوزه را بر سر یک دیگر می شکنیم. هر پیامی که بوی نفاق داشته باشد و بر ملیت های دیگر خط و نشان می کشد از نظر ما باطل است و اصلأ دوستان بر این پیام ها جواب ندهید، زیرا آنهای که پیام بد و رد می گذارند می خواهند ببیند که ما چگونه بالای هم دیگر دست به ماشه هستیم. زنده باد ستیژ ستاره افغان.

  • آقای محترم که گفتی هزاره ها مترقی تر و روشن تر است، نظر شما درست است و لی روشنفکران و چیز فهمان باید به بزرگی رسیده باشند که بتواند حرف یا نظر عقب مانده ها را قبول کند و با زیرکی و مهارت لازم به طرف بفهماند که تو اشتباه میگی و راهش را نشان دهد. اگر طوریکه شما نو یشته کرده اید ادامه دهید شاید خیلی هم در اثباط ادعای شما کمک نکند.
    آقای محترم که گفتید شما هزاره ها فقط هزاره هستید و با هزاره . حرف شما خیلی درست است. ولی شما بدون دلیل نوشته اید. اگر از شما سوال شود که چرا؟ مطمئین ام که بزودی جا خواهی خورد و گفته تان را پس خواهی گرفت. تو لازم داری کمی در اطراف چیزی که میخواهی بنویسی فکر کنی و علت یابی کنی. با اتکا به نظر شما وقتی هزاره ها در دانشگاه ، محیط کار ، ... فقط با هزاره ها اند پس لابٌد پشتونها با پشتونها اند و همین طور ... و این را همه شاهد هستیم. پس چرا؟ اگر این را یک هزاره به شما بگوید شما چگونه به ان کنار می آید؟ پس مشکل در جای دیگر است و ما راه گم کرده ایم به امید اینکه کمی متوجه شوی که چه می نویسی.

  • سلام به همه و خصوصا به انعده عزیزانیکه از موزیع پشتون صحبت نموده است .
    عزیز برادر ما هیج وقت افتخار نمیکنیم که ما به پشتون دشمن هستیم و دشمن بوده ا یم و دشمن خواهم بود نه این فکر و اندیشه را هیچ یک از هزاره ندارند و نخواهند داشت ما میگویم باید همدیگر پزیر باشیم همدیگر خودرا منحیث هموطن در پهلوی خود با همه مشکلات قبول نمایم هدف ما توهین و اهانت به کسی نیست ونبوده از همه مهمتر در جامعه ما کاست های وجود دارد که جامعه ما را فلج کرده است در یک قسمت از وطن ما مکتب وجود ندارد اطفال ها از مکتب محروم اند زنها در وضعیت نا کوار زندکی میکنند کوچکترین حق از انتخواب خود ندارند در یک بخش از افغانستان 33 سال است که جنگ ادامه دارد جنگ جنک است جنگ قهر مانی ندارد بر خلاف ویرانی در بدری فقر و بیسوادی و صدها مثایل دیگر سوال این جا است که چرا در صلح و دوستی زندگی نکنیم مشکلات را چرا از طریق گفتگو ها حل نکنیم جنگ رای حل نیست اگر راه حل باشد تنها وظیفه برادران پشتون ما نیست قسمت بزرگ افغانستان کاملا در فضای صلح زندگی دارند اطفال هایشان مصروف درس وتعلیم هستند و یک قسمت از افغانستان شب و روز خون میبارد این وظیفه ما ست تادرنظر داشته باشیم و حقایق را قبول کنیم ولو اکر تلخ هم باشد وقتیکه حقیقت را قبول کردیم باقبول کردن حقیقت میتوان ر ای حل انرا پیدا کرد مشکل در این است که کسی حقیقت را قبول نمیکند و با حقیقت در تضاد است .
    باوصف همه بد بختی ها شعار میدهیم که به پیش در راه صلح و صمیمیت و دوستی بین اقوام افغان زمین.

  • پشتون دشمن تمام فراسی زبانها بوده و هستش . من از حقیقت کب میزنم شما در عمل کرد اینها نمیبنید . که چطور پاکستانیها را بالای خانه ها ما اورد و تمام هستی مردم مارا تاراج نمودند.

  • رضا جان این پیروزی برایت تبریک باشد شما در نتیجه ارسال رای های علاقمندان اواز دلنشین خودبه این مقام دست یافته اید دمبوره خوبی مینوازی ونیز صدای خوب برای اواز خوانی داری . کوشش کنید که ازین ببعد اضافه تر وبهتر بدرخشی.
    امثال هنر مندان خوبی در برنامه ستاره افغان اشتراک ورزیده بودند وخوب هم درخشیدند. واز ان جمله یکی از بهترین ها در پهلوی شما جمشید پایز بود که متاسفانه بسیار زود از برنامه حذف شد او نیز استعداد هنری بسیشر وخوبی داشت به لسانهای رایج وطن ما اهنگ های دلنشین می سرود .پیروزی هرچه بیشتری برایت ارزومندم

  • سلام تقديم همه دوستان
    برادر شيرزاد شما از دنياي بسته خود تان اين قضاوت كوررا مينماييد،بدوراز هرگونه تبعيض ميخواهم بگويم كه هزاره ها تنها مردم اين سرزمين اند كه با اعتماد و ايمان داشتن به ملت بودن اقوام اين كشور،دست برادري را دريغ تداشته اند.
    هزاره ها با تقبل تمام مصيبت ها ورنج هاي كه از سوي حاكميت گنديده و فاسد و فاشيست اوغان بر انها تحميل گرديده است به اميد فرداي همدلي،همه را قورت داده اند، شما اگر زياد از بيسوادي رنج نميبريد تاريخ را تورق نماييد وببينيد كه بوي نجاست اسلاف فاسد شما از كجاهاي تاريخ برميخيزد برادر من.
    درقدم دوم نبايد گناه نظر كور و نابيناي شمارا به گردن تمام هموطنان پشتون ما انداخت زيرا هر پشتون همانند شما:انتحاري،كور،متعصب،فاسد،سيه مغز،مكتب سوز، دزد،رهزن،كوچي، اجنت اجنبي، مزدور،گستاخ،بي بندوبار،زن ستيز،قومگرا و و و شده نميتواند.
    شيرزاد زوار شما غژدي پرورده هاي اشتر منش هميشه نان نوكري و امتياز باوري را خورده ييد،اما باور كنيد كه دود اين مفاسد اول بار چشمان كور شمارا اد حدقه بيرون خواهند كرد اگر قبل از ان براي تداوي تان تلاش ننماييد.
    دردنياي حاكميت منطق، شما متاسفانه هنوز به اين باوريد كه ميشود جامعه را با نشان دادن شاخ و نيش و يا تكان دادن دم به رعيتي وا داشت اما اين فصل از تاريخ ورق خورده است و شما بايد ازين خماري زنگيده خود را برهانيد تا بيشتر ازين مضحكه ي جامعه ي جهاني نشده ييد.
    براي شما و همه هم فكران شما شفاي عاجل تمنا دارم.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.