صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > گلها که زیر کاپشنت ...

گلها که زیر کاپشنت ...

دوشنبه 18 جون 2012

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

گوشت می شد به تنم

گردوهایی که رو به حضرت معصومه شکستی

 و آن صندلی دو نفره

اجازه می‌داد به هم بخورد لباس‌هایمان

 در میدان ساعت

چرا به یکی از نامه‌هات جواب نداده بودم ؟

مرا بکش

به خاطر سیبی که سرخ غلت زد تا کفش‌هام

مرا بکش

به خاطر گلها که زیر کاپشنت خوابند هنوز

گفته بودم

هفتاد و دو تن نیا

 زورت به چمدان‌هایم نمی رسد

 

 


آنلاين بنگريد : http://kabotarechahi.persianbl...

جستجو در کابل پرس