صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > علفهای بی پدر

علفهای بی پدر

شنبه 12 می 2012

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

 

به مادرم که اصلا به دردش نمی‌خورم .

 

ناقابل است شال نخی، دامن کتان

بر قامتی که آینه را می دهد تکان

تنها نه گرگ و میش هوا می شناسدت

هر شام، تیر برق تو را می دهد نشان

بازی آفتاب اسد جان به لب رساند

باید کمی به هم بخورد در کلاهتان

عادت نکن به جنگ علفهای بی پدر

از بند بند خویش جدا مانده استخوان

چادر سیاه رد شده‌ای از دهان خلق

سبزی گذاشتی بغل تکه‌های نان

سی سال روی چشم شما باد کرده‌ام

بیرون بریز حوصله را ماه مهربان!


آنلاين بنگريد : http://kabotarechahi.persianbl...

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس