صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > رودخانه

رودخانه

سه شنبه 17 آپریل 2012

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

 

سربازان

خواب مرا می‌دیدند

وقتی رودخانه در آغوشم گرفت

با لباس مردانه

و سری که صورت نداشت

زخمی‌هایم

یکی یکی

دیوانه شدند خاکریزهای جنگ را

حالا

سربازان زیادی دراز می‌کشند

پهلوی رودخانه

و روی زخم هایشان

باد می‌خورد

دستمال‌های گلدوزی ام

رودخانه

مرا تف کرد

یک مشت استخوان در لباس مردانه


آنلاين بنگريد : http://kabotarechahi.persianbl...

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس