IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

در همین بخش

صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > زنگهای تاریخ سردم می‌کند

زنگهای تاریخ سردم می‌کند

سه شنبه 31 جنوری 2012

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

 

 

دستکشهای مادری‌ام کجاست؟

زنگهای تاریخ سردم می‌کند

تو

کلمات را پس می‌زنی

پروانه‌ای بزر گ کتابم را ترک می‌کند

بادها‌

 بی اجازه

از چادرها می‌گذرد

ما

بی اجازه خط می‌کشیم

دور اسد آباد

سقف کلاس

چکه چکه آب می شود

*

کاش حواسم را پرت کند از این اردوگاه لعنتی

میراثهای روشنت

پله‌های روبرو

مردان قبیله‌ام

بالا

مردان قبیله‌ام

پائین

کسی به ارتفاع فکرهای تو نمی‌رسد

هوا پیماها می‌آیند

هوا پیماها می‌روند

و من دلم می‌خواهد

تو

پیاده شوی

با لباس بلند افغانیت

برفها را " چیر" کنی

پشت تریبونها

 دور گردنت گل بیندازند

و من دلم می‌خواهد

دهن‌‌کجی کنم به اجلاسها

و اشارتهای محکمت را سرخ

نشان بدهم

پشت گوش مردان تفنگ

*

جورابهای مادری‌ام کجاست؟

زنگهای تاریخ سردم می‌کند

کاش حواسم را پرت کند از این اردوگاه لعنتی

تنورهای کوهستان

 دخترانی که تمثال تو را می بافند

برقالیچه‌ها

زنانی که هر روز دست می‌کشند

بر جنین‌هاشان

و پیشاپیش

نام همه پسران "سید جمال‌" است

*

معلم به چشمهایم گیرمی‌دهد

به حرفهایم گیرمی‌دهد

شبیه تو نیستم

اما سرم پر است از درختها

یک روز نفسهای تو را جار خواهم زد

در رگهاشان

*

برگرد!

برگرد

سیمهای خاردار را قیچی کن

 از این اردوگاه لعنتی

و روی همه مرزها بنویس

عبور برای همه آزاد است


آنلاين بنگريد : http://kabotarechahi.persianbl...

واژه های کلیدی

جستجو در کابل پرس