کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > نتیجه‌ی تقدیر ازمصلح آدم کُش

نتیجه‌ی تقدیر ازمصلح آدم کُش

کرزی رفیق کاروان است یا شیریک دزد

سه شنبه 16 اكتبر 2012, بوسيله‌ى امضا محفوظ است

نه‌میدانم چه عامل باعث شد، تاکرزی تصمیم تغیرنام دانشگاۀ تعلیم وتربیه و جادۀ منتهی به پولی تکنیک را بیگرد، اسمی‌که برای همه‌گان مفهوم داشت، ازتکسی ران گرفته تا روزمزدکار، دانشگاۀکه در آن هزاران دانشجوازقشر و تبارگوناگون زیر یک سقف درس ‌می‌خواندند، به قولی شماری؛ خانه‌ی ملت بود، به‌نام شخصی شود، که مرتکب جنایت‌های ضد بشری شده است.

اکنون این خانه‌ی ملت؛ به خانه‌ی شخصی ربانی تبدیل شده، و درآن جوی خون روان است، فضای دانشگاه به فضای خشونت تبدیل شده، و دوگانگی میان دانشجویان به میان آمده است، سخن‌های کرزی خودش را نقد می‌کند؟ او گاه در‌سخنانش دانشجویان و دانشگاه‌ها را از سیاست مبرا می‌داند، ولی اسمی سیاسی بالایش می‌گذارد، این به کدام قاموس سیاسی است؟

من به عنوان یک شهروند این کشور، زمانی‌که از تصمیم کرزی مبنی بر تغیر نام این دانشگاه مطلع شدم، احساس خجالت کردم، کرزی می‌خواهد، مردم ناراضی‌را به میز مذاکره نشاند، شورای نمیدانم... ساخته است، و یامی‌خواهد میان آنها تفرقه اندازد، چه ضرورت احساس می‌شد، تا نام این دانشگاه‌ را تغیردهد، کابل اسمی زیبای است، و تاریخ کهن‌دارد.

درین کارکرزی رفیق کاروان است یا شریک دزد؟ چرا خواسته است با صدور فرمانش دانشگاۀ تعلیم وتربیه را به نام برهان الدین ربانی کند؟ آن‌هم کسی را انتخاب کند، ‌که جرایم ضد بشری وقتل وعام انسان های بی‌گناه را مرتکب شده است، شاید هم این را فراموش کرده است، که وی در انسان کشی همتایی نداشت، به داربستن بچه های 13 ساله، تجاوز بالای زنان و دختران در افشار، قتل عام بی رحمانه درین منطقه، چوروچپاول کردن اموال مردم و... .

آیا شخصی دیگر پیدانمی‌شد که این دانشگاه به نامش شود؟ اگرتاریخ این سرزمین غم زده را مرور کنیم، صرف نظر از رهبران متعصب وخونخوار، صدها دانشمند و شخصیت‌های برجسته‌ی داریم که دنیا به آن‌ها می‌بالند، اما ماچه؟ رفتیم شخصی را انتخاب کردیم، که دردهه های شصت وهفتاد، هر روز صدها مرمی مزایل از اطراف به کابل پرتاب می‌کردند، که همه قربانی‌ها افرادی غیر نظامی بود.

اگر دقت کنیم، تغیر نام این دانشگاه تازه کردن، دردی کسانی است، که درجریان ریاست جناب عالی قربانی شده بودند، در زنده گی چه جنایت‌های را مرتکب شد، اما پس از مرگش چه اتفاق‌های بدی روی داد، تعطیل درس‌های دانشگاۀ تعلیم وتربیه پس از تغیر نام، راه پیمایی دانشجویان، مشاجره لفظی میان دانشجویان موافق و مخالف، درگری‌های فزیکی، وحتا خشونت پولیس دربرابر دانشجویان همه از روی‌دادهای بود، که درین مدت اتفاق افتاد.

کرزی با تصمیم اش درواقع همان شریک دزد است، تا رفیق کاروان، از شخصی تقدیر کرد، که جنایت‌های را مرتکب شده بود، که در بالا شمردم، این نمی‌شود دلیلی باشد، برای کسانی‌که چند وقت در اریکه قدرت باشد، وهرکاری را که خواسته باشند انجام دهند، اگر کرزی به ربانی احترام دارد، ماهیج نوع مخالفتی باوی نداریم، برود از پولی شخصی اش، برایش کاری انجام دهد، چشم بخیل کور.

نتیجه‌ی این تغیرنام چه شد، کرزی ازین تغیرنام چه به دست آورد؟ دیگران تلاش می‌کنند، تا سطح تحصیلی را بالاببرند درچنین وضعیت که ما با آن دست وپنجه نرم می‌کنیم، نه اینکه، درس‌ها را به نحوی تعطیل کنند، یک بار انفلانزای مرغی؛ درس‌های دانشگاه‌هار مختل ساخت، روزی دیگر به دلیل برگزاری مجلس قومی ، واین بارهم به دلیل تغیر نام، آیا جای دیگر پیدانمی‌شود که کرزی درآن جلسه دایر کند؟

من ازاین جاه منحیث یک‌ فرد نه کل، ابزار تنفرمی‌کنم از چنین وضعیت و سیاست‌های نادرست، دیروز از دوستانم کسی به من تماس گرفت، که لوحه دانشگاۀ را پایین کرده اند، کمی خوش شدم، ولی امروز باز درتلفنی گفتند، لوحه تعلیم وتربیه ربانی را به دروازه دانشگاه نصب کرده اند، فرق این لوحه، با آن لوحه چیست؟ چرا چشمان کرزی نابیناشده، و به درستی نمی‌بیند، گوش‌هایش هم ناشنوا، آیا این دانشجویان برایش ارزش ندارند، که روزها به جاده‌ها راه پیمایی کردند، این‌ها پرسش‌های‌ست که جواب آن برای من وامثال من روشن نیست.

کرزی به کورسی ریاست جمهوری نشسته است، چه به فکر مردم باشد، ضرب المثل که گویند: سوارچه از دل پیاده خبر دارد، یاهم سیر از دل گرسنه.

پیامد آنچه برشمردم، کرزی با پیش گرفتن چنین سیاست، مجرم تاریخ شناخته شده وخواهد شد، اگر امروز هرچه به آن توجیه کنیم، منحیث موافق ومخالف.

دوم این‌که کرزی با کارش، میان مردم تفرقه‌ انداخت، که معلوم نیست، سرنوشتش به کجا رسد، چنانچه ربانی این کار را کرده بود.
سوم کرزی وتیمی کارش؛ هدف مشخص را ‌دنبال می‌کنند، و درین جاه مردم است، که قربانی می‌شود، و آن‌ها برای مردم هیچ ارزشی قایل نیستند، و مردم‌را به قمار باختند، چنانچه امضای پیمان استراتیژیک میان افغانستان و آمریکا.

پیشنهادم این است، که کرزی باید خود لوحه دانشگاه را پایین کنند، و اگر مخالفان و موافقان، قبول نداشتند، شخصی سوم را انتخاب کنند، البته شخصی سوم سیاسی نباشد، مانند: مولانا، فردوسی، فرخی، عنصری، ابن سینا و... .

دیگراین‌که به جای تغیر نام دانشگاۀ تعلیم وتربیه برود، یک دانشگاۀ دیگر به نام ربانی بسازد، با این کارش در واقع خدمت بزرگی را به سطح تحصیلی انجام داده است، و از شماری پشت دروازه‌های دانشگاه‌ها کاسته خواهد شد، وهم‌چنان از شماری مخالفان، زیرا ما درهر شهر به یک دانشگاه نه بل به دانشگاه‌ها نیاز داریم.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans



نام و مشخصات این نویسنده نزد کابل پرس محفوظ می باشد.




59 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > نتیجه‌ی تقدیر ازمصلح آدم کُش

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • شير احمد ن در مورد نامهاى قوم بشتون كه تبارت و خون اشان ترين و مزخرف ترين افراد تاريخ هستند و نامهاى قراه و قصبات و مكاتب و خيابانها بنام انها نامكزارى شده است و مردم كشور از شنيدن ان نامها ازار ميبينند ,حرفى نكفته يي. انكه مردانه و ايستاده بخاطر صلح براى من و تو جان داد و تو از ان مانند تبار مزخرفت با سبكسرى ياد كردى و محتويات روده خودرا اينجا بجاى مقتله افشانده يي. خيلى كار ضد وحدت ملى و ضد اقوام بردر غير بشتون كرده يي. تو با ين جرنديات ثابت ساخته اى كه شما بشتونها تحمل نخبه كان اقوام غير بشتون را نداريد. از شنيدن نام يك شهيد كه بدست ناباك قوم مزخرفت قوم زن فروشت كشته شده هم تحمل كنى. جايش بود كه ما انتقام صد ها هزار شهيد خودرا كه بدستان نا باك اين قوم مزخرف و جاهل كشته شده است و نيست و نابود شده است بكيريم. با وصف اين همه وحشت قوم بشتون ما تحمل كرديم و بشتونها ى ناقل با كستانى كه زمينهاى ما را اشغال كردند,ما انتقام نكرفتيم. باز شما قوم جاهل تعصب و دشمنى داريد.يكبار اكر وجدان داريد بيش خود فكر كنيد.ربانى نا موست را نكاه كرد امروز با كستانى سر زنت سوار است.بينى زن بشتون به سمبول اسلام تبديل شده است.جايش بود شما در رفع جهالت و حشت و دهشت قوم مزخرف خود ببر دازيد.تا باشد كه در اتش جهل هم خود نسوزيد و ديكران هم نسوزانيد.ربانى كدام كارى بدى نكرده او از شرف و غزت وطن در برابر بادارت كه قومت اورده بود به دفاع برداخت و امروز تو كيف ميكنى.ميدانم كه اين همه هياهو را شما به دستور با كستان كه حامى شماست بر با كرده ايد.

  • خوانندۀ کابل پریس: ن.ب!
    شما از خدمت چه تعریف دارید؟ اگر خیانت و مرتکب شدن جنایت‌های ضد بشری را خدمت می‌میدانی، پس از نظری شما جنایت چیست؟
    نه‌میدانم، شما از ربانی چقدر شناخت دارید؟ اگر شناخت ندارید، یک بار تاریخ را به دقت بخوان، آن زمان خواهید فهمیدی که جنایت چیست وخیانت چیست، ربانی هیچ‌گاه نه زن پشتون را حفظ توانست و نه از کدام قوم دیگر، حتا نتوانست زنان تاجیک‌ها را که شما به آن متعلق هستید حفظ کند، اگر بازهم ادعای حفظ دارید، به شکل نمونه: در زمان جنگ رهبران تاجیک با طالبان پاکستانی، در شمال کشور، زنان تاجیک به دستان طالبان پاکستانی وچچینی نه‌می افتاد، ازین چشم انداز او حتا نتوانست شخصی خودرا حفظ کند، تا زن پشتون ویا کدام قوم دیگر.
    این را به این دلیل نوشتم که شما فکر می‌کنید تمام این کارها را پشتون‌ها انجام داده اند، من چیزی دیگر را اضافه می‌کنم؛ اگر ربانی بالای تقسیم حکومت بادیگر رهبران کنار می‌ آمد، طالبان پاکستانی، عربی و... به افغانستان نمی‌آمدند.

    • اینجا نیز جناب شیراحمد نظری اگر خواهان ارائه ء پاسخ منطقی وبی تعصب هستند میتوانند جواب بگویند آنجا که فرموده اند:
      « این را به این دلیل نوشتم که شما فکر می‌کنید تمام این کارها را پشتون‌ها انجام داده اند، من چیزی دیگر را اضافه می‌کنم؛ اگر ربانی بالای تقسیم حکومت بادیگر رهبران کنار می‌ آمد، طالبان پاکستانی، عربی و... به افغانستان نمی‌آمدند.»
      خیلی خوب فرموده اید ولی حافظهء تانرا از دست داده اید. اگر جناب ربانی بادیگر رهبران جهادی کنار می آمد؟ باکی باید کنار می آمد؟ اگر مرادتان گلبدین است او باوی کنار آمد مگرنیامد؟ کنار آمدن درقاموس شما یعنی چی ؟ مگر خودش وتمام حزبش را تسلیم گلبدین میکرد؟ یا بعدا با طالبان کنار می آمد؟ جناب عالی فرموده اید که این جنایت ها را پشتونها نکرده اند . من هم با احترام به جناب عالی وبخاطر شامل نساختن همهء پشتونها در دایرهء جنابت ضد بشری میگویم که بلی تمام پشتونها جنایت نکرده اند ولی پرسش این است که طالبان وگلبدین درمیان کدام گروه قومی بیشتر طرفدار دارند؟ همین اکنون درارگ ریاست جمهوری چه کسانی تلاش دارند تا نام ملاعمر وگلبدین ازلست سیاه شورای امنیت خارج ساخته شود؟ آیا کریم خرم و داوودزی وارغندیوال وسباوون وغیره هزاره وازبیک وتاجیک اند؟ چه کسانی بخاطر پشتونوالی حتی خواهان این استیند که نام حقانی اوملاعمر را ازلست سیاه شورای امنثت بیرون سازند؟ فرزندان کدام گروه قومی برای طالب وگلبدین به قربانی خود حتی تاسطح انجام عملیات خودمرداری حاضر استند؟ وحتی ازکشتار وقتل عام مردم بیگناه یکاولنگ ومزار وبامیان دریغ نورزیدند؟ آیا هزاره ها ازگلبدین وطالب دفاع کرده اند ویا پشتونها؟ دوم اینکه برهان الدین ربانی مطابق فیصلهء رهبران جهادی دروالپندی بعدازمجددی زمام امور را بدست گرفت میتوانید بگویید که چند تن ازین رهبران جهادی درکنار آقای ربانی مطابق فیصلهء روالپندی که باید بعدازشش ماه شورای حل وعقد دایرشود ورهبر بعدی قدرت رابدست بگیرد قرارگرفتند؟ مگر مولوی خالص رهبر جهادی نبود؟ سیاف رهبرجهادی نبود؟ محسنی رهبرجهادی نبود؟ بالاخره همان شورای حل وعقدیکه پای آن تمام رهبران جهادی امضا کرده بودند دایر نشد؟ چه کسی مشروعیت آن شورا را زیر سوال برد؟
      با احترام پرویز بهمن

  • بينى زن بشتون را در زمان ربانى با كستانى نيريده بود. تو كه اينجا در اروبا با بوتل نشسته اى از زنت جه خبردارى؟ كه جقدر بدخشى او زبيك و هزاره در جنوب جان ميدهد. د غمجن زويه.عسكر خود تول كه اوزبيك كه تاجيك و يا هزاره دى. زينو بشتنو عسكرى ته راشى خود دوى بيا با كستانى سره يوشى او يا به دستورى رازى.ستا دناموس دغه د غير بشتون اقوام دفاع كوى ته خبر هم نهيي,دغمجن زويه.تو به كشته شدن هر غير بشتون جشن ميكيرى و خوشى ميكنى, انكه او را كشته يك روز شما محكوم نكرديد.در قبيله ات مانند ربانى يكنفر كزشته؟ با همين صفات نام بكير؟
    تو بيناموس نوشتى كه از اطراف كابل به داخل كابل را كت ميزد. اين را كتها را شوى زنت كلبد الين خان ميزد. حافظه هم ندارى.به ده هزار راكت را كى ميزد؟
    نواز شريف كفت كه ما بلان در دادن كابل را كشيديم و عملى كرديم. بلاى قومت عملى كرد.در اطراف كابل قوم بشتون بود.

  • من متاسفم از هرقطره خون که درکشور به زمین می‌افتد، بازهم، به تکرار می‌نویسم، که من از سیاست‌های نادرست رهبران که در پشت قضیه‌های نا امنی‌های کشور دست دارند، بیزارم و تقبیح می‌کنم، اما چیزی را که شما نوشته اید، کاملن غلط است، شما بلدید دشنام نویسید، اگربا شما بحثی منطیقی کنم، بازهم دشنام می‌نویسید، زیرا شخصیت نوشتاری شما نشان‌گر تربیه شما و فامیلی شما است، شمادر وضعیتی قرار ندارید، که باشما بحث کنم، زیرا تاهنوز از قبیله گرایی فراخ‌تر فکر نکرده اید.

    • آقای شیراحمد نظری!
      شما با این پاسخ خودتان مسخره نموده اید. درمحاکمهء صحرایی قدرت در دست دیکتاتور است ونه دموکرات یعنی چه مگر کابل پرس جای محاکمهء صحرایی ودیکتاتورهاست؟ آیا شما درمقام قاضی قرار دارید ویا مدعی؟
      با احترام
      پرویز بهمن

  • جه عجب!
    نویسنده آنقدر لفظ قاتل وجنایت کاررا بکاربرده است که توگویی که وی شاهد بوده است که درحضور وی برهان الدین ربانی اطفال سیزده ساله را مانند ملا دادالله جلو چشم دوربینهای خبرنگاران حلال کرده است. به این جملات دقیق شوید:
    « چرا خواسته است با صدور فرمانش دانشگاۀ تعلیم وتربیه را به نام برهان الدین ربانی کند؟ آن‌هم کسی را انتخاب کند، ‌که جرایم ضد بشری وقتل وعام انسان های بی‌گناه را مرتکب شده است، شاید هم این را فراموش کرده است، که وی در انسان کشی همتایی نداشت، به داربستن بچه های 13 ساله، تجاوز بالای زنان و دختران در افشار، قتل عام بی رحمانه درین منطقه، چوروچپاول کردن اموال مردم و... »
    آقای نویسنده!
    اینکه برهان الدین ربانی نتوانست به شکل درست افغانستان را مدیریت کند یک حقیقت است که هرکسی بالای وی این انتقاد را دارند ولی این تصویر وحشتاکی را که شما از وی میخواهید به خواننده بدهید چقدر عاری ازتعصب می باشد وچقدر وجدان نویسنده گی را زیر پا نکرده اید ویا چقدر بیطرفانه ومنصفانه می باشد؟ مگر این ادعای شما به کندکاوهای حقوقی نیاز ندارد؟ آیا شما خود شاهد بوده اید که برهان الدین ربانی بالای زنان تجاوز جنسی نموده باشد و طفل سیزده ساله را مانند ملا دادالله حلال کرده باشد؟
    با احترام
    پرویز بهمن

    • بهمن مینویسد:"اینکه برهان الدین ربانی نتوانست به شکل درست افغانستان را مدیریت کند یک حقیقت است که هرکسی بالای وی این انتقاد را دارند"
      بیخود است جناب فاشیست، مسئله مدیریت خوب و یا بد نیست. این پروفیسور قلابی صلح مسئول جنایت و بر بادی دهه نود است! ایشان به عنوان رئیس جمهور تن نخست جنایت و خیانت و بر بادی شهر کابل باید شناخته شود، چون اگر یک گروهی مرتکب جنایت می‌شود مسئول اصلی رهبر آن گروه است. نمونه: هیتلر هم شخصاً یهودیان را کشتار نکرده بود ولی تاریخ او را به نام تن نخست جنایت بر علیه یهودیان می‌شناسد.

    • امروز هم مانند ديروز.يك قوم در خدمت بيكانه قرار بكيرد,بايد برادر خودرا بكشى راه ديكر ندارى. برادرت قاتل است. مشكل امروز يك بر فيسرجه كه هزار بروفيسر.تو يك ربانى را ملامت ميكنى از امروز حرف بزن تو امروز را با ديروز مقايسه كو طرفها همانها هستند.قواى بشتونى تحت امر اى اس اى اكر او را نكشى او انفجار ميكند.اينه خر. تا با كستان اين طور قوم جاهل را داشته باشد ,خاك ما را برباد كرده ميتواند. كرزى امروز بندنك مانده كه جكند. زده نميتواند كه قومم است؟
      ديروز ربانى زده نميتوانست كه وحدت ملى است؟
      ايا وحدت ملى با قاتل است؟
      كرزى بزن قاتل را نترس!اين قاتل نجيب را نسق كرد تو را هم ميكند.

    • اینجا سخن از جنایت و خیانت پروفیسور قلابی صلح ربانی است، اینکه دیگران جنایت کرده و یا نکرده جنایت ربانی را توجیه نمی‌کند.
      .
      از حملات شخصی و واژه های رکیک خود داری کنید.

  • همانطوریکه شما اشاره کرده اید، من تندتر نوشته ام، آن‌هارا به دلیلی نوشتم، که دیگران از نوشتن آن خود داری می‌کنند، من بنابه دلیل واسناد وفیلم‌های که در دست دارم می‌نویسم، اگر ننویسم، فراموش خواهد شد، چیزیکه حقیقت باشد، بیان حقیقت جرم نخواهد بود، اگر عدالت بود، اگر نبود درمحکمه‌ی صحرای قضاوت به دست دیکتاتور است، نه به دست دیموکرات

    • آقای شیراحمد نظری!
      شما با این پاسخ خودتان مسخره نموده اید. درمحاکمهء صحرایی قضاوت در دست دیکتاتور است ونه دموکرات یعنی چه مگر کابل پرس جای محاکمهء صحرایی ودیکتاتورهاست؟ آیا شما درمقام قاضی قرار دارید ویا مدعی؟
      با احترام
      پرویز بهمن

    • اینجا نیز تناقض منطقی درکلام جناب عالی شیر احمدجان نظری دیده میشود که امیدوارم خواننده گان عزیز عطف توجه فرمایند جناب می نویسنده:
      من تندتر نوشته ام» معنای سخن جناب عالی این است که اکثرادعاهای شما بی پایه است. درهرادعای حقوقی ثقلت وخفت جرم مد نظر گرفته میشود نه خفت وثقلت ادعا. زیرا مدعی میتواند بخاطر اثبات ادعاهایش هرقدر تندتر اقامهء دعوا کند آزادی واختیار دارد. ولی این قاضی وداور با وجدان وبیطرف است که حجم ثقلت وخفت جرم را با ثقلت وخفت مدعی ودفاعیهء مدعی علیه می سنجند وسبک وسنگین میکند.
      پس ادعاهای شما نظر به اعتراف خودتان مستندنیست. کمی پیشرجناب عالی علت تندنویسی تان را خودتان بیان میکنید وآن اینکه بخاطری تند نوشته اید که دیگران ازنوشتن آن خود داری میکنند. سوال این است که دیگران چرا ازنوشتن اینگونه مضامین تندتر!!!!؟ خود داری میکنند؟ جواب واضح است که بخاطریکه اسناد وجود ندارد وتنها تعصبات قومی وقبیلوی است که زیرنام اسناد « تندتر!!!!؟ خودش را پنهان نموده وباید بنویسد ولی دیگران مانند شما درلجن تعصبات قومی گیرنمانده اند بهمین علت مانند شما تندتر!!!!!؟ نمی نویسند.
      حالا به اجازهء جناب عالی من برای تان قاتل وقاتلان را با دلایل منطقی می شناسانم:
      کسانیکه حفیظ الله امین را قاتل میگویند اسناد دارند حتی خود منابع روسی درپورتال افغان جرمن توسط خود افغان ترجمه میشود وبه حفیظ الله امین لقب قاتل داده میشود.
      به شهنواز تنی لقب قاتل اهدا میگردد زیرا جناب شان طبق اعترافات خودشان واعترافات منابع کی گی بی بازهم درمنابع خود افغانها یا پشتونها مسؤول کشتار دسته جمعی بیش ازبیست هزار انسان درشهرهرات می باشد. به اینها لفظ قاتل اطلاق میگردد. بالای تره کی که خودش اعلان کرد: بعدازین هرکی درتاریکی توطئه میکند باید درتاریکی کشته شود صفت قاتل اطلاق میگردد. بازهم بالای حفیظ الله امین که لست دوازه هزار نفر زندانی مقتول را درویترین های وزارت داخله آویزان کرد تا بازمانده گان شان دیگر رفع مزاحمت کنند صفت قاتل اطلاق میگردد. به جنرال امام الدین اسدالله سروری نظر به نوشته ای خود همرزمان شان وهم اسناد کی گبی بی که درقتل خاندان سردار داوود سهم داشتند صفت قاتل اطلاق میگردد؛برای خوشنودی شما باید عرض کنم که تمام خلقی های با صلاحیت تا سطح منشی های کمیته های ولایتی را قاتلین ملت میگویند که عمدا وقصدا مانند شما محاکمهء صحرایی کردند وافراد واشخاص بیگناه را ازمعلم ومهندس وکارگر گرفته تا دلاک وموچی را سربه نیست کرده است. بازهم بخاطر خوشنودی شما به جنرال نجیب الله احمدزی یا دکترمرگ لقب قاتل
      داده شده است هرچند که محاکمهء وی قانون جنگل بود وعقده های قبیلوی میان خود پشتونها را تمثیل کرد. به امیر المومنین پشتونها ملا محمد عمرمجاهد هم لقب قاتل داده میشود که علنا برکشتن وقتل عام گروه های قومی بدلیل هزاره بودن وشیعه بودن ازبیک بودن شان فتوا داده وازنظر وی همه شان قابل مجازات می باشند. به حقانی صاحب ؛ حکمتیار صاحب ومالا دادالله صاحب هم قاتلین میگویند. اگر توان دیدن فلم ذبح شرعی اجمل نقشبندی را دارید با مسؤولان سایت جهانی یوتوب تماس بگیرید.
      آری! اینها هم ازنظر حقوقی وهم ازنظر جامعه شناسی مستحق بخشیدن صفت قاتل می باشند ودرتمام محاکم بین المللی بحیث قاتلان وقصابان شناخته شده اند و میشوند. اما هیچ کسی عبدالخالق هزاره را قاتل نمیگوید جز بقایای خاندان سلطنتی که متضرر شده اند. به عبدالخالق مردم قاتل نه بلکه قهرمان میگویند. درحالیکه وی یک پادشاه را به قتل رسانده است. اما قتل وی ازنظر تمام معیارهای بشری قابل توجیه است زیرا یک خونخوار وظالم را ازبین برد.
      اما جنگهای تنظیمی کابل را من هم منکر نیستم. درجنگهای کابل افراد زیادی اززندانها قبل ازورود مجاهدین اززندانها رها شدند که درمیان آنها بصدها جانی وقاتل حرفوی وسادیست هم بود هرکی نظر به شناخت وخویشاوندی ورفاقت خودش را داخل تنظیمهای جهادی کرد وکنترول ازدست ربانی وهمهء رهبران جهادی به سبب لجاجت یک رهبر که آنهم جناب محترم گلبدین خان باشد خارج شد ولی اینکه شخص ربانی مانند تره کی صاحب مرحومی ویا امین صاحب وتنی صاحب دریک روز فرمان قتل عام وکشتار جمعی بخش بزرگی ازانسانهای بیگناه را داده باشد این را حتی نهادهای حقوقی هم نپذیرفته اند. نهادهای حقوقی تمام طرفهای درگیررا بشمول قوتهای گلبدین ومزاری وسیاف ودوستم درجنگهای داخلی متهم نموده اند ولی محکوم نساخته اند . کاریکه جنابعالی کرده اید قضاوت برمحکومیت متهم قبل از اجرای محاکمه می باشد وآنه هم محاکمهء صحرایی!!!!!!!!؟
      ولی این اجازه را بشما کسی نمیدهد. صرف شما میتوانید درحد یک مدعی ازجانب خودتان اقامهء دعوا کنید آنهم اگراسناد داشته باشید.
      با احترام
      پرویز بهمن

    • معنی بلندمن فکر تند می‌خواهد سیرفکرم آسان نیست کوهم وکوتل دارم

  • اگر زن بهمن و زن ن.ب شب همرای شان همبستر نشدن، گناه از پشتون هاست.

  • ربانی با ساختن شورای حل وعقد؛ قدرت را با حیله و نیرنگ از مجددی گرفت، این درحالی بود که درین شورا بسیاری از احزاب مطرح افغانستان شامل نبودند، و بعد از آن احمدشاه مسعود را به حیث وزیر دفاع تعین کرد.
    درهمین حال ربانی با هرگونه حضوری اقوام دیگر در کابینه به صورت مشخص از اقوام هزاره واقلیت های دیگر و پشتون‌های که با آن‌ها مخالفت داشت، شدیدا مخالفت کرد، و از ورود آنها به کابینه با تمام قوا جلوگیری کرد.
    نمی‌گویم سران پشتون دخیل در جنگ های میان حزبی انسان های خوبی بوده اند، بل آنها هم به نوبه خود در فجایع انسانی که به وقوع پیوست مسئول اند، ولی مسئولیت بیشتر درین زمینه متوجه اقای ربانی است، به این دلیل که وی مشروع یاغیر مشروع بر ارگ ریاست جمهوری کشور تکیه کرده بود، و زعیم کل کشور بود، درچنین زمانی بزرگترین جنایت‌های ضدبشری، فجایع انسانی وخونین ترین جنگ‌های داخلی به وقوع پیوست.
    چنانچه باکار کردآقای ربانی از درمسامحه برخورد نمایم، وفرض را بر این بگیریم که آقای ربانی به صورت مستقیم ویا یکی از طرف های درگیر درین جنگ ها نبوده، امابه عنوان بلند پایه ترین مقام دولتی کشورکه قدرت را در دست داشته، به علت ناتوانی از جلوگیری فجایعی را که برشمردم، بازهم در ردیف جنایت کاران جنگی درمیانه دوم قرن بیست به حساب می آید.
    و درهرحال چنانچه ما این مسئله را فراموش کنیم، تاریخ آن را نمی‌تواند فراموش کند، به این ترتیب نسل‌های بعدی درمورد آقای ربانی قضاوت خواهند کرد.

    • آقای نظری!
      شما که از اسناد وفیلم ها درپیام قبلی تان حرف زده اید چه شد که حالا حرف ازمسامحه میزنید به این تناقض گویی های دوباره مراجعه کنید:
      « چنانچه باکار کردآقای ربانی از درمسامحه برخورد نمایم، وفرض را بر این بگیریم که آقای ربانی به صورت مستقیم ویا یکی از طرف های درگیر درین جنگ ها نبوده، امابه عنوان بلند پایه ترین مقام دولتی کشورکه قدرت را در دست داشته، به علت ناتوانی از جلوگیری فجایعی را که برشمردم، بازهم در ردیف جنایت کاران جنگی درمیانه دوم قرن بیست به حساب می آید.»
      درردیف کدام جنایتکاران همان جنایتکارانی که درپای توافقات روالپندی امضا کرد وبعد نمایندهء خویش را بنام استاد فرید بحیث نخست وزیر فرستاد وخودش درچهارآسیاب کمین گرفت وبا فتنه انگیزی وراکت پرانی و تحریک احساسات قومی پشتونها ازجنوب شهرکابل را به راکت ست ودمار ازروزگار مردم کشید؟
      میخواهید بگوید که ربانی ومسعود باید بوی تسلیم میشدند؟
      شما نوشته اید که ربانی را حتی هزاره ها هم قبول نداشتند. خیلی خوب. آیا شما این ادعای تانرا مطابق اسناد حزب وحدت اسلامی وبیانات عبدالعلی مزاری میگوئید یا اینکه میخواهید جنگ میان تاجیک وهزاره را دوباره زنده سازید؟
      هدف ومرام شهید مزاری ازمخالفتش باربانی ازدید شما چی بود؟
      امیدوارم که هم به پیام کنونی وهم به پیام قبلی ام یکجا جواب شما را بخوانم
      با احترام
      پرویز بهمن

  • چرا یکی و یکبار نمیگوید مرگ بر گلبدین، سیاف، ربانی، فهیم، عبدالله، اسماعیل، خلیلی، اعطامحمد، کرزی، فاروق وردک، شکم گُنده کریم خرم و هرچه جهادی است.
    اگر من به قدرت برسم هر جا در گوشه و کنار شهر کنارابی باشد به نام این خاینین و قاتلین مردم افغانستان میگذارم....

    • مجید سرخیل!شما راست گفته اید وباشما موافقم!

    • خدا خیرت دهد آقای سرخیل !
      شعار هرافغان هوشیار وباعقل سلیم باید کشانیدن همه ان جنگسالاران ایکه شما نام برده اید به میزمحاکمه ملت باشد نه تکیه گاه شدن وتقویت کننده بودن جنگسالار ملیت وقوم شان.

  • اگربه تاریخ سرزنیم، و دقت کنیم، این‌ها همه برای ما روشن خواهدشد، کافی است از در قبیله گرایی به آن نگاه نه‌کنیم، اگر درست نوشته‌ی من را خواندی ودرک کردی، فکر نمی‌کنم ضرورت باشد، تادوباره به آن بپردازم، اگر درک نکردی، پس مشکل من درین وسط چیست؟
    شماهمه یاد دارید قبیله گرا باشد تا فردگرا، نقد بر اساس قبیله مردود است، چنانچه شما از خیلی مسایل چشم پوشی کرده اید، نه تن‌ها شما بل افرادی زیادی اند، که دست به چنین کارهای زده اند.
    از نظر شمای تاجیک احمدشاه مسعود قهرمان ملی است، ولی از نظری منی پشتون یا اوزبیک و یا هزاره شخصی متکبر خود خواه ودرعین حال کسی که در حادثه‌ی افشار و یا ده‌ها جنگ‌های داخلی دست داشت، چگونه این واقعیت را که جناب ربانی در راس آن بود، فراموش کنیم، ولی بازهم تاکید می‌کنم که ازنظری تاجیک‌ها قهرمان است، و ربانی شهید صلح.
    برای وضاحت ادعایم، به نقطه‌‌ی دیگری تاریخی اشاره می‌کنم، دورۀ غزنویان را شاید مطالعه کرده باشی، اگرنکرده باشی، امروزه به ده‌ها نویسنده از آن دوره به شگوفانی ... نمیدانم چه صفت‌های عالی که شایسته انسان‌های مانند سلطان محمود نیست، یاد کرده اند، امروزه دوره‌‌ی غزنویان را پرشکوه ترین دوره قلم داد می کنند.
    اما واقعیت‌های تاریخ چیزی دیگر است، که ما از آن چشم پوشیده می‌گذریم، سلطان محمود برای ما یک قهرمان است، چون بت‌های هند را شکست و لقب بت شکن را برایش داده اند، اکنون نیز، به دروازه‌های شهر غزنی لوحه های ازین قبیل وجود دارد: سلطان محمود بت شکن.
    اما برای هندی‌ها یک ظالم است، درعین حال یک چپاول گر ومتجاوز، زیرا تمام دارایی‌های هندوهارا درجنگ‌هایش به غزنه انتقال داد. مثال نزدیک‌تر وسیاه تر: دوره حمله های مغول به این جغرافیا که امروز افغانستان نام دارد.
    گذشته ازین، تناقض گویی نه بل با ادبیاتی نوشتم که شما بهتر درک کیند، دیدم بازهم به همان سو روان هستید، اگرهزاره‌ها قبول داشتند،(مزاری به مثابه تمام مردم هزاره نیست، همین‌طور دیگر افراد) مزاری ودیگر افرادی به مانندی مزاری، به پشت دروازه‌های کاخ وکابینه نمی‌ماندند، آیا حادثه افشار اتفاق می‌افتاد؟

    • ش احمد بی نظری
      فکر میکنم بخاطر نوشتهء پیشترت در مورد استاد ربانی شهید از طرف قبیله یی هایت پاداش مالی زیاد بدست آوردی که دوباره بی آبی را قبول کرده باز جفیدی
      گرچه در گذشته نیز برایت نوشته بودم که تو اول برو تحصیل اترا مکمل کن تو در زمان حکومت استاد ربانی چند ساله بودی و از اوضاع انزمان چه برداشت کرده توانسته یی تو چیزهایکه نوشته یی ساخته وبافتهء مغز پر از تعصب تو وشاید هم کدام مشاور همنوع ات میباشد چون از کله های مریض تان چکیده بنا" متعفن وتهوع آور است . گرچه گناه شما نیست خداوند اوغان را فطرتا" درنده هست نموده زندگی انسانی به مذاق و طبع تان برابر نیست در مورد تان اندک پژوهش نمایید خودرا به ساده گی شناخته میتوانید , خوش ندارید تاریخ های راست را مطالعه کنید زیرا حقایق برای شما درد آورست , باور کن که اینگونه مزخرف نویسی هیچ جای را نمیگیرد و هیچ کسی باور هم نمیکند چنانچه عکس العمل خواننده گانرا در پیامهای شان برایت , می خوانی تنها همتباران و همنوعانت را راضی میسازی و بس , پس میتوانی به پورتال های اوغانی ارسال کنی

    • شاباش ، مگر چرا در مورد امیران وحشی فعلی و گذشتهء تان چنین قضاوت نمیکنی که در مورد سلطان محمود غزنوی کرده یی ؟ زیرا تو اوغان استی و چشم خود بین ات کور است شما فقط میتوا نید دگران را محکوم کنید و عملکرد شما که سراسر جنایت و وحشیگری است اما چون بخاطر منافع تان انجام داده اید ، حق تان میشمارید اوغان های مستبد همیشه تلاش دارید همه چیز مطابق خواست شما انجام شود که اگر کسی اندکی تخلف ورزد فورا" محکوم میگردد .
      گرچه چرند نویسان اوغانذلتی میدانند که به همچو دروغ پردازی شان اهمیتی قایل نیست اما آنها میخواهند به انیگونه ، دگرانرا تحت تأثیر داشته باشند ، که این نیرنگ هم بر عکس ثابت گردیده است

    • آقای نظری!
      ببنید که دلایل کنونی تان هرگز باموضعگیری های قبلی تان هیچ سرنمیخورد. شما ازیکطرف شهید مزاری را نمایندهء تمام هزاره ها نمیدانید ولی ازطرف دیگر اصرار دارید که وی را کسی به داخل ارگ راه نمی داد. اگر شهیدمزاری به زعم شما نماینده گی ازملت هزاره نمیکرد پس اورا ربانی روی چه دلیلی باید به ارگ راه میداد چرا به عوض وی اکبری ومحسنی وانوری وکاظمی وغیره نمیداد که داد. نفی نماینده گی مزاری ازملت هزاره توسط جناب عالی جنگ افشاررا توجیه میکند. زیرا مزاری مطابق منطق شما ازمردم هزاره نماینده گی نمیکرد ولی دربرابر نظام نوپای مجاهدین دست به بغاوت زده بود وازخانه های مردم ملکی بحیث سنگرنظامی استفاده کرده بود. شما خیلی آسان به این نتیجه رسیده اید . پس معلوم گردید که شما با قربانیان حادثهء افشار نیز همدردی ندارید فقط خواستید که آب را گل آلود وماهی دلخواه تان را بگیرید
      دوم مسأله ایکه ذکر کرده اید ازسلطان غزنین مثال آورده اید که نزد مردم افغانستان قهرمان است ولی نزد هندوها یک قاتل وچپاولگر. این هم اعتراف دیگرتان که که مسعود نزد تاجیکها قهرمان است ولی نزد پشتونها نه. خیلی ازین اعترافات تان خوشم آمد. پس اگر مسعود قهرمان تاجیکان هم باشد تاجیکها نیز مانند دیگر ملتهای بومی این سرزمین یعنی ازبیکها وهزاره ها حق زیستن وحکومت کردن درخاک و وطن شانرا دارند که ازپشت کوه های سلیمان بطرف افغانستان کنونی حمله نیاورده اند وزمینهای مردم را غصب نکرده اند ونام کشورتاریخی را بنام یک قوم رقم نزده اند. پس این حق تاجیکها بود واست که ازخود قهرمان داشته باشند وازخود رئیس جمهور داشته باشند. پس حالا معلوم شد که (مصلح قاتل) خواندن وی توسط جناب عالی انگیرهء قومی داشت که خود بدان اعتراف کرده اید. اما اگر شما خودتانرا شهروند این کشورمیدانید چه خوب بود به عوض قاتل خواندن وی؛ اورا ازجهات دیگر مورد نقد قرار میدادید چیزیکه من نیز این کاررا میکنم. یعنی اینکه برهان الدین ربانی یک رئیس جمهور تاجیک تباریکه از دانشگاه الازهر مصرفارغ شده بود. جهاد ملت افغانستان را قبل ازسقوط جنرال نجیب الله احمدزی رهبری کرد؛ ولی بعدازآنکه به اتفاق رهبران جهادی خواست زمام اموررا بدست بگیرد تاجیک بودنش مانع آن شد که او بتواند به شکل درست سلطهء خویش را برتمام افغانستان پهن نماید. چیزیکه ازپیام شما درک کرده ام.
      با احترام
      پرویز بهمن

    • من با تاکید می نویسم، مزاری نه‌ می تواند تمام مردم هزاره باشد، همین طور که ربانی تمام تاجیک‌ها نیست، اگر این لطف را شما درحق آنان هم کنید، بازهم نه می شود که ربانی به مثابه تمام تاجیک ها باشد، ویا مسعود،

    • بح بح بح دست تان درد نکند محترم شیراحمد نظری با این پاسخ علمی؟؟؟؟؟! تان!
      چقدر عالی وآسان فرموده اید که مزاری به مثابه تمام هزاره ها نیست!!!!!!!!!؟؟؟؟؟ واقعا ازین اعتراف تان مانند دیگر اعترافات تان خوشم آمد که مزاری بمثابهء تمام هزاره ها نیست. مگر اینقدر هزاره هایکه درکشورهای اروپایی وامریکا واسترالیا هرسال در روزهای شهادت وی سوگوارانه اشک می ریزند وسینه میزنند پسران خالهء جناب عالی می باشند ؟ مگر اینقدر فوتوهای مزاری ونامگذاری های جاده وسرک درمنطقهء پل سوخته وقلعهء شهاده کابل نماینده گی ازین نمیکند که مزاری یعنی هزاره وهزاره یعنی مزاری؟ اینها کی ها اند؟ این فوتوهای که ازطرف شبکه جهانی مردم هزاره درکابل پرس نشر می شود اینها کی ها استند؟ آیا شما فوتوهای تظاهرات مردم هزاره را در روزهای شهادت عبدالعلی مزاری درسایتهای هزاره گی دیده اید ویانه؟ آیا بحث مرا بایکی ازطرفدارن عبدالعلی مزاری درکابل پرس بنام ستایش علی خوانده اید؟
      آیا اینها نماینده گی ازمردم هزاره نمیکنند؟ مگر جناب عالی مقاله های دانشمند گرامی آقای میراحمد لومانی را دربارهء تجزیهء کشور خوانده اید؟ مگر سخی اروزگانی وعوض نبی زاده هزاره نیستند شما استید؟
      مگر مقالات گرانسنگ دانشمند ازبیک تبار توردیقل خان میمنگی ازنظرتان نگذشته است؟ اینها چه میخواهند آقای شیراحمد نظری؟ آیا درد ورنج تاریخی ملیتهای اصیل وبومی این سرزمین که دوصد وشصت سال حاکمیت نامشروع سلاطین پشتون را تحمل کردند وپدران شان بحیث برده ها دربازارهای دهلی وقندهار وکراچی فروخته شده است هزاره نیستند شما استید؟
      امروز که با دیده درایی تمام پشتونها حتی قاتلین هزاره ها را به تجلیل می نشینند وتاریخ حقیقی آنها را درمدارس ومکاتب تحریف می نمایند پشتون تشریف ندارند؟ مگر فاروق وردک پشتون نیست؟ مگر آن جنگ سالار فاشیست تاریخی بنام محمد گل خان مهمند پشتون نبود؟
      آیا کدام پشتونی اعمال عبدالرحمن ومحمد گل مهمند را دربرابر ملیتهای غیر پشتون این کشور محکوم کرده است؟
      پس اگر اینها هزاره وازبیک نیستند مرادزی صاحب وآریوزی صاحب وحکمتیار صاحب وملاصاحب عمر طارق جان بزگر افغان نیستند پس کی ها کی می باشند؟ مگر شما ازبیک یا هزاره تشریف دارید که خیلی آسان حکم به عدم نماینده بودن مزاری ازملیت هزاره کردید؟
      امیدوارم که بدون بهانه گیری پاسخ بیابم.
      با احترام
      پرویز بهمن

  • سلام به اهل علم ودانش
    اقاي بهمن شخص بي نام (ن ب) که حتي از نوشتن اسمش خوف دارد از تبار خودت است که صرف به دشنام و فحش عادت است و تربيه فاميلي بي نهايت ضعيف دارد ٠ شما نيز از ايشان پشتباني ميکنيد ٠ افسوس به حال شما ٠
    اقاي شیراحمد نظری سلام
    شير مادر حلال با اين حوصله وبرداشت بزرک شما

  • سلام به اهل علم ودانش
    اقاي بهمن شخص بي نام (ن ب) که حتي از نوشتن اسمش خوف دارد از تبار خودت است که صرف به دشنام و فحش عادت است و تربيه فاميلي بي نهايت ضعيف دارد ٠ شما نيز از ايشان پشتباني ميکنيد ٠ افسوس به حال شما٠
    اقاي شیراحمد نظری سلام
    شير مادر حلال با اين حوصله وبرداشت بزرک شما

  • سلام به اهل علم ودانش
    اقاي بهمن شخص بي نام (ن ب) که حتي از نوشتن اسمش خوف دارد از تبار خودت است که صرف به دشنام و فحش عادت است و تربيه فاميلي بي نهايت ضعيف دارد ٠ شما نيز از ايشان پشتباني ميکنيد ٠ افسوس به حال شما ٠
    اقاي شیراحمد نظری سلام
    شير مادر حلال با اين حوصله وبرداشت بزرک شما

  • احمد شاه مسعود در آغاز فعالیت در سازمان اخوان؛ به زیر چتر I.S.I پاکستان خزید و به تحریک و تشویق یک کشور بیگانه علیه رژیم داوود به قیام بر خاست. البته می توان گفت که رژیم داوود یک رژیم مستبد و دیکتاتور بود اما قیام علیه آن رژیم به دستور I.S.I پاکستان یک نقطه ی سیاه در زندگی احمد شاه مسعود به شمار می رود.!!!
    شرکت در کودتای ضد نجیب الله و از میان بردن ارتش ملی افغانستان، نقطه سیاه دیگری در زندگی احمد شاه مسعود است.!!
    ناتوانی در حفظ اتحاد شمال و کوشش برای حذف دیگران و گرفتن قبضه قدرت که منجر به فاجعه شد یکی دیگر از ضعف های احمد شاه مسعود است هرچند اضافه خواهی ها و تند روی های تنظیم های دیگر و نقش پاکستان و مهره ی فعال آن یعنی گلبدین در جنگ های کابل را نباید دست کم گرفت.!!!!
    در این میان آنچه چهره احمد شاه مسعود را در اذهان برخی از اقوام کشور مخدوش ساخته است ، دخالت وی در جنگ های داخلی به عنوان یک طرف درگیر بوده است. پناه دادن به گلبدین که شاید انگیزه اخوانی گری داشت و البته بعضی ها آن را به صفات جوانمردی احمد شاه مسعود می گذارند، یکی دیگر از نقطه های ضعف احمد شاه مسعود بود!!!
    جنایاتی که در دوران تصدی احمد شاه مسعود بر وزارت دفاع کشور و طرف درگیر در جنگ های داخلی از طرف نیروهای وی ( مانند بقیه طرف های درگیر ) نقل قول می شود ، پشت هر انسانی را بلرزه در می آورد !!!
    احمد شاه مسعود که در زمان 4 ساله دولت مجاهدین به ریاست جمهوری برهان الدین ربانی مسولیت وزارت دفاع را برعهده داشت ، مرتکب اشتباهات بی توجهی به دیگر اقوام کشور شد که باعث بروز مخالفت ها در درون هسته های جهادی گردید و بالاخره طالبان به تسلط خود بر پایتخت به درگیری های داخلی در کابل پایان دادند!!!
    مذاکره ی احمد شاه مسعود با طالبان I.S.I در (wardak) که گفت حاضر است قانون اسلامی طالبان ( که واقعا افراطی بود ) را بپذیرد، نشان داد که او هنوز یک بنیاد گرا باقی مانده و حاضر بود برای شرکت در قدرت از حقوق انسانی مردم افغانستان بگذرد و با مزدوران I.S.I پاکستان کنار بیاید.!!!
    - استقبال مسعود از I.S.I طالبان در آغاز. اگر طالبان برای وی یک وزارتی میداند وی شاید فوری میپذیرفت.!!!
    - اعتراف به اینکه جنگ های ویرانگر مسعود و شرکا در کابل به حدی ماهیت اینان را به مردم برملا ساخته بود که مردم چه که حتی ربانی, احمد شاه مسعود و قومندانان معروف جمعیت از طالبان استقبال کردند و این گروه تاریک اندیش را منجی صلح نامیدند.!!!
    - اعتراف مسعود به اینکه بین طالبان و آنانی فرق ماهوی وجود ندارد و خواستهایشان یکیست. این اعترافات را وی در آن زمان در مصاحبه هایش با مطبوعات نیز نموده بود!!!
    شکرا له رحمانزی ( کابل پوهنتون, محصل ژورناليزم )

    • شکرالله رحمانزی !
      باهمین منطق قوی خاینین ونفاق طلبان را مردانه واربکوب .
      موفق باشید

    • سلام به آقای شکراله رحمانزی!
      رحمانزی صاحب!
      نمیدانم که چرا حالا ازنوشتن شماره های تیلفون تان خود داری میکنید. بهرترتیب این قلم درمورد نظریات شما مقالهء مفصل زیر عنوان پولاد افغان کیست نوشته ام هر وقت که به آن نوشته جواب دادید این کاپی ها را نیز برایتان جواب خواهم داد.
      ولی نصیحت من بشما این است که اگر واقعا دانشجوی دانشکدهء روزنامه نگاری تشریف دارید ازهمین حالا رفتن به پای خودرا تمرین کنید ازقلم خودتان بنویسید تا درآینده شخصیت مستقل بار آئید. مضمضه کردن کلوخ استنجای دیگران سخت تهوع آور می باشد. شما بانوشتن وکاپی کردن مضامین دیگران درحقیقت کلوخ استنجای دیگران را مضمضه میکنید که این کارررا من دور ازشان وشرافت انسانی شما میدانم.
      با احترام
      پرویز بهمن

  • اسپ زرین شده مجروح بزیر پالان طوق زرین به گردن خر میبینم ربانی نه ظرفیت ونه لیاقت ریاست جمهوری را داشت همان به اصطلاح بیانیه های که مریض ها واری هییییی هااااا ها کرده گپ میزد ادم را از بیانیه دل بد میکرد.ربانی لیاقت چوکی نماینده پارلمان ویا یک ملا امام مسجد را داشت وبس .مگر احمد وف مسعود از ربانی بیچاره استفاده کرده بنام ریس مولی دولت خودش همه کاره جنگ و قتل چور چپاول و گریز موش مانند از دست طالبان به غار های کوه های هندو کش و شمالی بود.

  • آقایان شیراحمدنظری ورحمانزی سلام!
    باتایید صحبت های شما باید علاوه نمودکه ملا ربانی واحمدشاه خان پنجشیری وتمام جنگسالاران جمعیت -نظار-گلب الدین وسایر جنگ خدایان وایمان اوردگان به جنگ وجهاد یک سو وطالبان مرگ ومصیبت ازسوی دیگر دوروی یک سکه اند ,اینان همه بااندیشه های مرگ وخون وقهقراگرایی به صحنه امدند ودرنتجه کشور راویران مردم رانابود وتمدن نیمه جان مادروطن رابه خاکسترکشانیدند.

  • در زنده گی خیر این پروفیسور جنگ و قتل وویرانی را کسی دیده بود در مرده گی اش هم مردم از دست این ملای جنگی جنگ طلب ارام نیست

    آنلاين بنگريد : http://yuio

  • در زنده گی خیر این پروفیسور جنگ و قتل وویرانی را کسی ندیده بود در مرده گی اش هم مردم از دست این ملای جنگی جنگ طلب ارام نیست.

  • هوبرادر!
    ربانی آخوند اززن وفامیل اش درپاکستان مواظبت ومحافظت نتوانیست که قصه عشق بازی نوکرهای خانه وحرم روان منزل اش راچندماه قبل کسی دریک مجله هم نوشته بود بااسناد انکارناپذیر.اوملت چه کردونام او چه خواهدکرد؟

  • متن بهزاد: شاباش ، مگر چرا در مورد امیران وحشی فعلی و گذشتهء تان چنین قضاوت نمیکنی که در مورد سلطان محمود غزنوی کرده یی ؟ زیرا تو اوغان استی و چشم خود بین ات کور است شما فقط میتوا نید دگران را محکوم کنید و عملکرد شما که سراسر جنایت و وحشیگری است اما چون بخاطر منافع تان انجام داده اید ، حق تان میشمارید اوغان های مستبد همیشه تلاش دارید همه چیز مطابق خواست شما انجام شود که اگر کسی اندکی تخلف ورزد فورا" محکوم میگردد .
    گرچه چرند نویسان اوغانذلتی میدانند که به همچو دروغ پردازی شان اهمیتی قایل نیست اما آنها میخواهند به انیگونه ، دگرانرا تحت تأثیر داشته باشند ، که این نیرنگ هم بر عکس ثابت گردیده است.
    این متنی است، شخصی به‌نام بهزاد گذاشته است.
    اصلن یک چیز برایم مبهم است، اگر بالای ربانی نقد نوشتم، انتقادکردی، فکر کردم تاجای احساسی قومی و قبیله گرایی‌ شما بالا آمده باشد، ولی شمارا چه به سلطان محمود، او که تاجیک نیست.

    • نظری
      اگر دوستانیکه با تو مباحثه دارند به این پیامت دقیق شوند باید به این نتیجه رسند که اصلا" تو ارزش این همه ضیاع وقت را نداری و باید بعد ازین به نوشته های پوچ ات هیچ توجهی نکنند , تو سرء کله ات خوب فشار بیاور تا باشد اگر زرهء منطق دران فعال گردیده و از مطلب برداشت درست کرده بتوانی .
      من از سلطان محمود دفاع نکرده ام بلکه شاباشی هم گفته ام , تا این اندازه که فکرت رسیده از تو خواسته ام که در مورد همتباران جنایتکار خود نیز چنین قضاوت کنی تو باید مترادف یاد آوریء بدی های سلطان محمود , ازجنایات احمد خان درانی بابای تان الی کرزی مامای تان نیز یاد آوری میکردی , با این قضاوت ودرک , که از نوشته من کرده یی واضح میگردد که دماغ ات از فرط دود و غبار تعصب جامد شده مانند همه ای هم تبارانء نوع تو . اگر تو درک وبرداشت میداشتی , از نوشته های محترم پرویز بهمن که در ذات خود درس منطق است , دانسته میشدی . برای آگاهی تو باید بگویم , اینکه بنا به ذهنیت که داری مرا غلط , تاجک خوانده یی , من از هیچ کسی نا حق دفاع نمیکنم بلکه طرفدار حق وعدالت است

  • نه آقای نظری مجبور اند، که اینجا اسناد ارائه کنند، نه هواداران جنگسالاران مجبور اند، برای ما ثابت کنند، که کدام جنگسالار بیشتر جنایت کرده اند و کدام شان کمتر!
    تمام جنایانیکه به امر این جنگسالاران به حق مردم بیچاره افغانستان روا داشته شده، در گذارش کمیسیون حقوق بشر افغانستان ثبت است.
    قرار اظهارات رئیس این کمیسیون خانم سیما سمر، با صد هزار نفر قربانیان مصاحبه صورت گرفته و جنایات هریک از رهبران و قوماندانِ های شان نامگرفته درین گذارش مستند سازی شده است.
    متأسفانه این گذارش تا امروز به هیچ مرجع معتبر مانند کمیسیون حقوق بشر ملل متحد یا دادگاه بین المللی دنهاگ سپرده نشده.
    بلکه امریکا از ین گذارش بحیث آله فشار علیه جنگسالاران استفاده میکند و از هریک شان در بستن قرارداد ها یا دیگر خواسته های استعماری خود باجگیری میکند.
    اینحا دو نمونه ازصحبت های خانم سمر که گاهی مشکلات فنی و گاهی مشکلات امنیتی را برای نشر نکردن این گذارش بهانه میکند:
    بی بی سی 17اوکتوبر 2012
    مصاحبه با سیما سمر
    ده ماه است که کمیسیون حقوق بشر افغانستان نتوانسته گزارش مستند خود را درباره نقض حقوق بشر
    منتشر کند. تهیه این گزارش چهار سال زمان برده و موارد نقض حقوق بشر در سه دهه جنگ افغانستان در آن
    مستند شده. گفته شده یکی از دلایل منتشر نشدن این گزارش، مخالفت افراد متهم به جنایات جنگی است که
    اکنون در دولت افغانستان قدرت دارند. هرچند سیما سمر، رییس این کمیسیون، به خبرنگار ما هارون نجفی
    زاده گفته مشکلات فنی مانع انتشار گزارش شده است.
    رادیو آزادی09.07.1391 مصاحبه با سیما سمر
    "کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید زمانی که امنیت در این کشور تامین گردد گزار
    ثبت واقعات تاریخی این کمیسیون به نشر خواهد رسید".
    سیما سمر رییس این کمسیون امروز به رادیو آزادی گفت که اگر این گزارش در حال حاضر به نشر
    برسد جان برخی از کارمندان این کمسیون با خطر مواجه می شود.

  • نه آقای نظری مجبور اند، که اینجا اسناد ارائه کنند، نه هواداران جنگسالاران مجبور اند، برای ما ثابت کنند، که کدام جنگسالار بیشتر جنایت کرده و کدام شان کمتر!
    تمام جنایانیکه به امر این جنگسالاران به حق مردم بیچاره افغانستان روا داشته شده، در گذارش کمیسیون حقوق بشر افغانستان ثبت است.
    قرار اظهارات رئیس این کمیسیون خانم سیما سمر، با صد هزار نفر قربانیان مصاحبه صورت گرفته و جنایات هریک از رهبران و قوماندانِ های شان نامگرفته درین گذارش مستند سازی شده است.
    متأسفانه این گذارش تا امروز به هیچ مرجع معتبر مانند کمیسیون حقوق بشر ملل متحد یا دادگاه بین المللی دنهاگ سپرده نشده.
    بلکه امریکا از ین گذارش بحیث آله فشار علیه جنگسالاران استفاده میکند و از هریک شان در بستن قرارداد ها یا دیگر خواسته های استعماری خود باجگیری میکند.
    اینحا دو نمونه ازصحبت های خانم سمر که گاهی مشکلات فنی و گاهی مشکلات امنیتی را برای نشر نکردن این گذارش بهانه میکند.
    بی بی سی 17اوکتوبر 2012
    مصاحبه با سیما سمر
    ده ماه است که کمیسیون حقوق بشر افغانستان نتوانسته گزارش مستند خود را درباره نقض حقوق بشر
    منتشر کند. تهیه این گزارش چهار سال زمان برده و موارد نقض حقوق بشر در سه دهه جنگ افغانستان در آن
    مستند شده. گفته شده یکی از دلایل منتشر نشدن این گزارش، مخالفت افراد متهم به جنایات جنگی است که
    اکنون در دولت افغانستان قدرت دارند. هرچند سیما سمر، رییس این کمیسیون، به خبرنگار ما هارون نجفی
    زاده گفته مشکلات فنی مانع انتشار گزارش شده است.
    رادیو آزادی09.07.1391 مصاحبه با سیما سمر
    "کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید زمانی که امنیت در این کشور تامین گردد گزار
    ثبت واقعات تاریخی این کمیسیون به نشر خواهد رسید".
    سیما سمر رییس این کمسیون امروز به رادیو آزادی گفت که اگر این گزارش در حال حاضر به نشر
    برسد جان برخی از کارمندان این کمسیون با خطر مواجه می شود.

    • سلام به خواننده گان عزیز سایت کابل پرس!
      من که تا کنون منتظر پاسخ منطقی ومستدل جناب شیر احمد نظری مانده ام تا کنون از ایشان در ذیل مطالبی که به آدرس ایشان فرستاده ام چیزی بچشم نمیخورد.
      ولی به عوض آقای شیر احمد نظری پاسخ جناب نادر نیز قابل تأمل است ایشان میفرمایند:
      «نه آقای نظری مجبور اند، که اینجا اسناد ارائه کنند، نه هواداران جنگسالاران مجبور اند، برای ما ثابت کنند، که کدام جنگسالار بیشتر جنایت کرده و کدام شان کمتر!»
      نادرجان!
      شما که خودتانرا بی نیاز ازارائه اسناد میدانید به چه شکلی میتوانید که جنگ سالار ومجاهد حقیقی را ازهم جدا کنید؟ مگرجناب عالی قبلا اعتراف نکردید که تنها رهبران مجاهدین را قابل محاکمه میدانید ولی بقیهء مردم را که فریب رهبران شانرا خورده اند قابل مجازات نمیدانید؟ حالا چه شد که باز تغیر موقف دادید وهمه را بدون ارائهء اسناد میخواهید بنام جنگ سالار بکوبید؟ مگر در دادگاه بیین المللی قاضی هایش مانند شما عقده ایی وقبیله گرا تشریف دارند که اعلان کنند : ما محتاج به اسناد نیستیم وهمه را بنام جنگ سالار قابل مجازات میدانیم؟ چه عجب قضاوتی؟؟؟؟!
      چه دادگاهی که محتاج اسناد نیست. مگر اینرا نگفتید که جناب عالی تنها قاضی ابتدائیه استید ویا ازمرافعه ویا آخرین آن تمیز؟ آیا این حکم شما استئناف طلب نیست؟ نشود که یک چشم شما نیز مانند اعلیحضرت نادرشاه خان کور باشد که همه را به یک چشم میدید ومجازات می نمود. ویا امیرالمومنین افغانیه حضرت ملامحمد عمرمجاهد هوتکی؟
      این قلم ازآقای نظری صرف یک پرسش کوتاه کرده ام که مصلح آدم کش را دربارهء آقای ربانی با معیارها واسنادیکه برایش درمیان سایر رهبران افغان تبار خلقی وپرچمی وشاهی داده ام تعریف کند وبگوید درمقایسه با آن آدمکشان حرفوی چقدر اطلاق صفت آدمکش بر برهان الدین ربانی چسپ منطقی دارد. برعکس ایشان خودشان را گاه به در میکوبند وگاهی به دیوار.
      شما ازسیما سمر یاد کرده اید چه شد که به یاد سیما ثمر افتادید چند روزقبل که وی را متهم به همدستی ومماشات با جنگ سالاران هزاره کردید ولی حالا سخنان وی را منبع قرارده اید؟
      ولی بهرترتیب اعتراف نیم کلهء تان دربارهء معاملهء امریکا با کسانیکه شما آنها را جنگ سالار خوانده اید خوشم آمد ولی این نکته را نیز فراموش نکنید که مقراصلی ادارهء کمیسون حقوق بشر درنیویارک می باشد. بناء ازنظر انسانهای بیطرف کمیسون حقوق بشر نیز دراکثر کشورهای جنگ زده با معیارهای دوگانه برخورد کرده است. پس ادعاهای آن کمیسون مانند ادعاهای جناب عالی شما وجناب شیراحمد نظری اهداف سیاسی پنهان را درخود دارد که بنام حقوق بشر میخواهند صدای حق طلبی اکثریت خاموش غیرافغان را که دوصدوشصت سال قربانیان بی چون وچرای جنگ ساران قبایلی اوغان می باشند وهنوزهم این تراژیدی ادامه دارد خاموش سازند قربانیان که کشورشان ؛ خانهء شان ملک وزمین شان هویت زبانی ومذهبی شان ؛ فرهنگ شان؛ تاریخ شان توسط اقلیت افغان مهاجر ازپشت کوه های سلمیان غصب شده واشغال گردیده اینها را بنام ملت افغان و وحدت ملی وغیره شعارهای دروغین که حتی خودشان نیز به آن باورندارند ساکت وخاموش گردانند.
      زنده یاد برهان الدین ربانی نه یک آدمکش نه یک جنگ سالار بلکه یک استاد دانشگاه یک رهبر مجاهد یک رئیس جمهور مشروع منتخب توسط شورای اهل حال وعقد که درآن تمام رهبران مجاهدین امضا نموده بودند می باشد. این رئیس جمهور بخاطر هویت قومی تاجیکی اش ازطرف افغانهای لر وبر قابل قبول قرار نگرفت . ابتدا حاکمیت وی را بخاطر حضور جنگ سالاران ازبیک وهزاره سبوتاژکردند وهزاران راکت به شهرکابل ریخیتند. ولی بعدها همان جنگ سالاران ازبیک وهزاره را خود پشتونها درآغوش گرفتند ولی بازهم موفق به براندازی دولت وی نگردیدند تا لشکر دیگری را بنام طالبان به همکاری مستقیم افغانهای اصیل پاکستانی وکمکهای عربستان سعودی وانگلیس ازقندهار به طرف کابل بنام طالبان ومصلحان اجتماعی بحرکت درآوردند ولی بعدازتعهدات وقرآن خوری رهبرملی هزاره ها شهید عبدالعلی مزاریرا ناجوانمردانه گوش وبینی اش را بریدند واو را برخلاف تمام موازین بشری ازهلیکوپتر به زمین انداختند.
      با احترام
      پرویز بهمن

    • جواب بیماران روانی خاموشی!

    • نشریة پرتیراز انگلیسی زبان «اکونومیست‌» چاپ لندن در 20 ژانویه سال 1993 تحت عنوان «افغانستان غارت تمام عیار» پرده از جنایات نیروهای دولت برهان‌الدین ربانی برداشته‌، چنین نوشت‌:
      ارتش تحت فرماندهی احمدشاه مسعود با تمرکز آتش نیروهای خود روی حزب وحدت اسلامی‌، 200 نفر از هواداران‌، زنان‌، کودکان آن را به هلاکت رساند و این بهای سنگین برای یک نبرد در خیابانهای مرکزی شهر بود. سربازی با سر و وضع قرون وسطایی لبخند بر لب می‌گوید: این یک غارت تمام عیار است‌. امروز بیش از هرچیز شبیه به دوران قرون وسطایی شده است‌
      قتل‌عام هزاره‌ها در افشار کابل‌
      11 فوریه 1993 میلادی‌
      قتل‌عام هزاره‌ها در افشار کابل سال 1371 بعد از تشکیل شورای اهل حل و عقد به‌وجود آمد. این شورا دوباره ربانی را به ریاست جمهوری افغانستان ابقأ کرد و بلافاصله دولت ربانی تبلیغات وسیعی را به‌نام تأمین امنیت شهر کابل و اخراج کروپ‌های نظامی احزاب به خارج از شهر آغاز کرد که به تاریخ 12/11/1371 عملیاتی به نام تصفیوی را در افشار کابل محل ستاد مرکزی حزب وحدت آغاز کردند و بعد از اتمام عملیات نظامی طی اعلامیه رسمی که از رادیو کابل نشر شد عملیات را بسیار موفقیت‌آمیز خواند و ادعا کرد که مقرّ عبدالعلی مزاری را تصرف کرده‌اند.
      نتیجة این عملیات که با همکاری و اشتراک هم‌پیمانان دولت و وزارت دفاع و حزب اتحاد اسلامی سیاف و جمعیت اسلامی انجام شود بعد از پایان عملیات همین قتل‌عام بود که نهادهای بین‌المللی و سازمان عفو بین‌الملل و سازمان دیده‌بان حقوق بشر رسماً دولت ربّانی را مسؤول این فاجعه و قتل‌عام معرفی کردند که بازتاب آن و اسنادش را در این مجموعه ملاحظه می‌کنید.
      کابل ـ حدود صد نفر زن در بیرون از دفتر سازمان ملل در کابل روز شنبه دست به اعتراض زدند. آنها خواهان این بودند که برادران و شوهرانشان که به اسارت گرفته شده‌اند، را برگردانند. آنها از تجاوز و غارت اموال و کشتار بی‌رحمانه در منطقه افشار، یک قسمت از پایتخت افغانستان سخن می‌گفتند.
      تجاوز و غارت بعد از آن صورت گرفته است که منطقة افشار مجدداً توسط نیروهای اتحاد سیاف که از طرف عربستان سعودی حمایت می‌شود و نیروهای وزیردفاع احمدشاه مسعود، از نیروهای حزب وحدت شیعه پس گرفته می‌شود.
      کشتار از روز پنجشنبه آغاز و ساعتها تا روز بعد ادامه پیدا می‌کند
      براساس گزارش شاهدان عینی که در یک مسجد در منطقه تایمنی پناه برده‌اند، این اظهارات را بیان کردند، اما یک مقام رسمی دولت‌، جنایت در افشار را تکذیب کرد و گفت‌: اینها شایعات است مبنی بر بی‌اعتبار کردن دولت‌.
      یک پرستار جوان به نام شهلا گفت‌: 12 نفر که راکت‌هایی را در شانه داشتند، در خانه ما را شکستند. ابتدا به خواهرم و بعد به من تجاوز کردند. پدرم سعی کرد که مانع تجاوز آنها شود، او را کتک زده و شکنجه کردند. آنها یکی از پاهای پدرم را و دو دستش را قطع کردند. در همین هنگام‌، سگی با یکی از قوماندان‌ها همراه بود. دستهای پدرم را جلوی آن سگ انداختند.
      در روز شنبه بعدازظهر کشتار خاتمه یافت‌، اما نیروهای اتحاد سیاف همچنان خانه‌به‌خانه به دنبال غارت اموال مردم می‌گشتند. یک زن دیگر به نام معصومه می‌گوید: من به چشم خود دیدم که چهار نفر از همسایه‌های ما را در جلوی چشم سر بریدند..
      متن اعتراضیه حذب وحدت:
      1 ـ کتشار بسیار وسیع و بی‌رحمانه مردم‌، به طوری که از خانه‌هایشان بیرون آورده و در پیش چشم زن و فرزندانشان تیرباران نموده‌اند.
      2 ـ اعدام افراد بی‌دفاع در پایه‌های برق و شاخه‌های درخت که بچه‌های 10 تا 15 ساله هم به دار آویخته شده است و مثله کردن آنها.
      3 ـ غارت تمام اموال مردم‌، هم از خانه‌ها و هم از مغازه‌ها و دکانها.
      4 ـ آتش‌زدن خانه‌ها و دکانهای مردم مناطق افشار و چنداول‌. لذا تمام نمایندگی‌های حزب وحدت اسلامی در سراسر اروپا و امریکا و کشورهای عربی با تحصن و اعتراض‌، مراتب انزجار و تنفر خود را اعلام می‌دارند و از مجامع بین‌المللی می‌خواهند که دولت ربانی را محکوم نمایند و خواستار بررسی این جنایت جنگی هستند.
      نشریة پرتیراز انگلیسی زبان «اکونومیست‌» چاپ لندن در 20 ژانویه سال 1993 تحت عنوان «افغانستان غارت تمام عیار» پرده از جنایات نیروهای دولت برهان‌الدین ربانی برداشته‌، چنین نوشت‌:
      ارتش تحت فرماندهی احمدشاه مسعود با تمرکز آتش نیروهای خود روی حزب وحدت اسلامی‌، 200 نفر از هواداران‌، زنان‌، کودکان آن را به هلاکت رساند و این بهای سنگین برای یک نبرد در خیابانهای مرکزی شهر بود. سربازی با سر و وضع قرون وسطایی لبخند بر لب می‌گوید: این یک غارت تمام عیار است‌. امروز بیش از هرچیز شبیه به دوران قرون وسطایی شده است‌.
      نیویورک‌، خبرنگار فرانسپرس گزارش کرد: تهدیدهای خطرناکی تا هنوز بر زنده ماندن و حق حیات مردم افغانستان جریان دارد. کشتارهایی در ماه فبروری (22 دلو) گذشته در حق شیعیان کابل انجام شد، ادعای فوق را ثابت می‌کند.
      گزارشگر کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد اضافه می‌کند: گروه‌های مسلحی که این کشتار را در حق شیعیان کابل مرتکب شدند، در حدود 200 الی 300 نفر را سر بریدند و به عفّت زنان و نوجوانان تجاوز و اطفال را شکنجه نمودند.
      در آخر کمیته حقوق بشر سازمان ملل خواستار آزادی اسرأ و زندانیان شد که در حدود 700 نفر اسیر و مفقودالاثر اعلام شد.11

    • bale waqti ki band mandi, digara bimar hastand. lol khoda shoma ram shafa beta Naderak jana

    • برادرم نادر!
      من هیچ وقت سکوت نمی‌کنم، برای کسانی‌که میخواهند مانند، آن کسی‌که منتظر جواب بود، من از صبح تا به حال چندین بار کوشیدم تا جواب روان کنم، شب این کار را کردم ولی پیامم را نگرفتند، یا درست درک نکرده اند، امروز این جواب را با تمام جیزئیات فرستادم، امیدوارم ب درستی بخوانند، این یک نمونه ‌ی از جنایت های است، در باره هرکدام به صفحه ها میتوانم بنویسم، تشکر می کنم از شما،
      اگرپیامم دوباره منتشر شده مرا ببخشید به دلیل مشکل فنی بوده، یک بار فرستادم نیامد روی ویب دوباره کوشیدم، که دو بار به روی صفحه نمایش شده است.

  • امیدوارم این برایت کافی باشد، این را فقط مشت نمونه خروار انتخاب کردم اگر خواسته بقیه اش را با تصاویر میتوانم به وال بگذارم، قضاوت را بگذار به عهدۀ دیگران، من هم قضاوت نمی‌کنم شما، ولی شما ...
    نشریة پرتیراز انگلیسی زبان «اکونومیست‌» چاپ لندن در 20 ژانویه سال 1993 تحت عنوان «افغانستان غارت تمام عیار» پرده از جنایات نیروهای دولت برهان‌الدین ربانی برداشته‌، چنین نوشت‌:
    ارتش تحت فرماندهی احمدشاه مسعود با تمرکز آتش نیروهای خود روی حزب وحدت اسلامی‌، 200 نفر از هواداران‌، زنان‌، کودکان آن را به هلاکت رساند و این بهای سنگین برای یک نبرد در خیابانهای مرکزی شهر بود. سربازی با سر و وضع قرون وسطایی لبخند بر لب می‌گوید: این یک غارت تمام عیار است‌. امروز بیش از هرچیز شبیه به دوران قرون وسطایی شده است‌
    قتل‌عام هزاره‌ها در افشار کابل‌
    11 فوریه 1993 میلادی‌
    قتل‌عام هزاره‌ها در افشار کابل سال 1371 بعد از تشکیل شورای اهل حل و عقد به‌وجود آمد. این شورا دوباره ربانی را به ریاست جمهوری افغانستان ابقأ کرد و بلافاصله دولت ربانی تبلیغات وسیعی را به‌نام تأمین امنیت شهر کابل و اخراج کروپ‌های نظامی احزاب به خارج از شهر آغاز کرد که به تاریخ 12/11/1371 عملیاتی به نام تصفیوی را در افشار کابل محل ستاد مرکزی حزب وحدت آغاز کردند و بعد از اتمام عملیات نظامی طی اعلامیه رسمی که از رادیو کابل نشر شد عملیات را بسیار موفقیت‌آمیز خواند و ادعا کرد که مقرّ عبدالعلی مزاری را تصرف کرده‌اند.
    نتیجة این عملیات که با همکاری و اشتراک هم‌پیمانان دولت و وزارت دفاع و حزب اتحاد اسلامی سیاف و جمعیت اسلامی انجام شود بعد از پایان عملیات همین قتل‌عام بود که نهادهای بین‌المللی و سازمان عفو بین‌الملل و سازمان دیده‌بان حقوق بشر رسماً دولت ربّانی را مسؤول این فاجعه و قتل‌عام معرفی کردند که بازتاب آن و اسنادش را در این مجموعه ملاحظه می‌کنید.
    کابل ـ حدود صد نفر زن در بیرون از دفتر سازمان ملل در کابل روز شنبه دست به اعتراض زدند. آنها خواهان این بودند که برادران و شوهرانشان که به اسارت گرفته شده‌اند، را برگردانند. آنها از تجاوز و غارت اموال و کشتار بی‌رحمانه در منطقه افشار، یک قسمت از پایتخت افغانستان سخن می‌گفتند.
    تجاوز و غارت بعد از آن صورت گرفته است که منطقة افشار مجدداً توسط نیروهای اتحاد سیاف که از طرف عربستان سعودی حمایت می‌شود و نیروهای وزیردفاع احمدشاه مسعود، از نیروهای حزب وحدت شیعه پس گرفته می‌شود.
    کشتار از روز پنجشنبه آغاز و ساعتها تا روز بعد ادامه پیدا می‌کند
    براساس گزارش شاهدان عینی که در یک مسجد در منطقه تایمنی پناه برده‌اند، این اظهارات را بیان کردند، اما یک مقام رسمی دولت‌، جنایت در افشار را تکذیب کرد و گفت‌: اینها شایعات است مبنی بر بی‌اعتبار کردن دولت‌.
    یک پرستار جوان به نام شهلا گفت‌: 12 نفر که راکت‌هایی را در شانه داشتند، در خانه ما را شکستند. ابتدا به خواهرم و بعد به من تجاوز کردند. پدرم سعی کرد که مانع تجاوز آنها شود، او را کتک زده و شکنجه کردند. آنها یکی از پاهای پدرم را و دو دستش را قطع کردند. در همین هنگام‌، سگی با یکی از قوماندان‌ها همراه بود. دستهای پدرم را جلوی آن سگ انداختند.
    در روز شنبه بعدازظهر کشتار خاتمه یافت‌، اما نیروهای اتحاد سیاف همچنان خانه‌به‌خانه به دنبال غارت اموال مردم می‌گشتند. یک زن دیگر به نام معصومه می‌گوید: من به چشم خود دیدم که چهار نفر از همسایه‌های ما را در جلوی چشم سر بریدند..
    متن اعتراضیه حذب وحدت:
    1 ـ کتشار بسیار وسیع و بی‌رحمانه مردم‌، به طوری که از خانه‌هایشان بیرون آورده و در پیش چشم زن و فرزندانشان تیرباران نموده‌اند.
    2 ـ اعدام افراد بی‌دفاع در پایه‌های برق و شاخه‌های درخت که بچه‌های 10 تا 15 ساله هم به دار آویخته شده است و مثله کردن آنها.
    3 ـ غارت تمام اموال مردم‌، هم از خانه‌ها و هم از مغازه‌ها و دکانها.
    4 ـ آتش‌زدن خانه‌ها و دکانهای مردم مناطق افشار و چنداول‌. لذا تمام نمایندگی‌های حزب وحدت اسلامی در سراسر اروپا و امریکا و کشورهای عربی با تحصن و اعتراض‌، مراتب انزجار و تنفر خود را اعلام می‌دارند و از مجامع بین‌المللی می‌خواهند که دولت ربانی را محکوم نمایند و خواستار بررسی این جنایت جنگی هستند.
    نشریة پرتیراز انگلیسی زبان «اکونومیست‌» چاپ لندن در 20 ژانویه سال 1993 تحت عنوان «افغانستان غارت تمام عیار» پرده از جنایات نیروهای دولت برهان‌الدین ربانی برداشته‌، چنین نوشت‌:
    ارتش تحت فرماندهی احمدشاه مسعود با تمرکز آتش نیروهای خود روی حزب وحدت اسلامی‌، 200 نفر از هواداران‌، زنان‌، کودکان آن را به هلاکت رساند و این بهای سنگین برای یک نبرد در خیابانهای مرکزی شهر بود. سربازی با سر و وضع قرون وسطایی لبخند بر لب می‌گوید: این یک غارت تمام عیار است‌. امروز بیش از هرچیز شبیه به دوران قرون وسطایی شده است‌.
    نیویورک‌، خبرنگار فرانسپرس گزارش کرد: تهدیدهای خطرناکی تا هنوز بر زنده ماندن و حق حیات مردم افغانستان جریان دارد. کشتارهایی در ماه فبروری (22 دلو) گذشته در حق شیعیان کابل انجام شد، ادعای فوق را ثابت می‌کند.
    گزارشگر کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد اضافه می‌کند: گروه‌های مسلحی که این کشتار را در حق شیعیان کابل مرتکب شدند، در حدود 200 الی 300 نفر را سر بریدند و به عفّت زنان و نوجوانان تجاوز و اطفال را شکنجه نمودند.
    در آخر کمیته حقوق بشر سازمان ملل خواستار آزادی اسرأ و زندانیان شد که در حدود 700 نفر اسیر و مفقودالاثر اعلام شد.11

    • جناب محترم شیراحمد نظری!
      من دربرابر جوابات شما می ایستم تا وقتیکه حرف خودتانرا بگوئید. مطالب نشرشده درسایتهای دیگران ؛ باترجمه های غرض آلود ازقلم نویسنده گان محترم قومگرای پشتون را خیلی خوانده ام. نظریات پدر نا جایز قومگرایان پشتون یعنی بیل ریچاردسون را هم خوانده ام .همین اکنون حتی من درسایت بینوا بیشتر از آنچه که شما نوشته اید؛ درین باره متن پشتوی آنرا نیز خوانده ام. من چنانچه که به یکی ازرفقای بیماردیگرتان گفته ام بشما نیز میگویم که کلوخ استنجای دیگران را مضمضه کردن کار انسانهای شرافتمند نیست. خیلی تهوع آور می باشد. بناء کوشش کنید که از خودتان تحلیل ارائه کنید ودرنظریات تان صادق باشید تا یک شخصیت مستقل بار آئید. یعنی اینکه به پای خودتان راه رفتن را تمرین نمائید. خودتانرا مانند سلاطین وسیاستمداران پشتون زیر پای انگلیسها وروسها بخاطر حفظ قدرت وحاکمیت وسلطه نه اندازید.
      من ازشما درپیامهای که گذاشته ام ومعیار آدمکش حرفوی را پرسیده ام که باید آنرا برایم بدون حاشیه روی به تعریف بنشینید.
      من ومجلهء اکونومیست لندن باهم طرف نیستیم ونه هم مجلهء اکونومیست لندن دربحث کنونی من وتو میتواند منبع ومأخد قرارگیرد. من خودم تاریخ زندهء حوادث خونبار جنگهای تنظیمی درکابل می باشم. خودم تاریخ استم. من ضرورتی ندارم که مطالب اکونومیست را با ترجمه های تحریف گونهء آن ازقلم جناب عالی بخوانم. من ازشما پرسشهای را مطرح کرده ام که جنابعالی به آن ها پاسخ نداده اید.
      با احترام
      پرویز بهمن

    • من با بحث‌های منطیقی هستم تا آخر، شرط آن است که درنخست ما، قبیله شکنی کنیم، تا زمانی‌که ما با قبیله باشیم، هیچ گاه بحث به جای نه‌خواهد رسید، و پیامد آن همان دشنام‌ها خواهد بود، که شماری درین مقاله نوشته اند، به شمول قضاوت‌ها و درک‌های شما، اگر اسناد و یا مدرک را پیشکش کنم، عاجل مسایل قومی را دامن می‌زنید ودشمنام می‌نویسید.
      شما هنوزهم با مسایل قومی دست وپنجه نرم می‌کنید، تمامی مصروفیت‌های ذهنی شما همان قوم، قبیله و فرماندهان است، که درجنگ‌های چند دهه نقش داشتند، زمانی‌که از چیزی نقد کنیم، بدون درک مطلب؛ به مسایل قومی می پردازید، اگرچه مسئله روشن باشد، بازهم مرغ شما همان یک لینک دارد. چنانچه جناب تعالی نوشته اید، من بافلان و... طرف نیستم، بل طرف شما منم، بی خبر ازین‌که بیشترین اطلاعات درمسایل تحقیقی را همین رسانه می‌دهند، همین سازمان‌هستند، که اطلاعات جمع آوری می‌کنند، چنانچه شما در رابطه به اسناد آنان منکر هستید، پس درین صورت من را نیزقبول ندارید.
      1- برای‌شما قبیله و قوم تان ارزش دارد، نه فرد، بدون شک حرف شما است، که قبیله ارزش پیدا می‌کند ودرین صورت مزاری همه هزاره‌ها می‌شود، ربانی ومسعود تمامی تاجیک‌ها، حالانکه مزاری توسط طالبان کشته شد، تمامی هزاره‌ها نابود نشد، هم چنان مسعود و ربانی، درین جاه دیدید که فرد قربانی شد، نه گروه.
      2- ازنظر من آدم کش واقعی کسی است که فرمان صادر می‌کند، نه کسی‌که بنابر احساسات قومی، مذهبی، دینی و یا حزبی به دستور عمل می‌کنند، شاید درک این مطلب برای شما و امثال شما مشکل باشد.
      اگردرک کرده بودید خوب، ورنه چه گویم بانفهمان

    • سلام به آقای شیراحمد نظری!
      دوست عزیز!
      من به شما دشنام نزده ام ونمیزنم. من برای پشتونها یا یا اوغانها ویا افغانها وغیره دشنام نزده ام وآنها را مانند طرفداران شماچون شکراله جان رحمانزی که تمام تاجیکها را سگ خوانده است یک ملت را بصورت دسته جمعی سگ خطاب نمیکنم. من از استعمال چنین دشنامها علیه یک ملیت خاص عار دارم وچنین دشنامها را بدور ازشخصیت وشان وشرافت انسانی خویش میدانم. خودم نیز ازنژاد خالص تاجیک تشریف ندارم وتاپهء قبیلوی را دربحثهای که با آقایان نادر ونوید وشما نموده ام حتی آنها نیز تاکنون دربارهء هویت قومی ام نمیدانند که آیا من تاجیکم ویا هزاره یا ازبیک ویا پشتون.
      ولی حقایق مسلم تاریخی را می نویسم. من در ابتدا خدمت جنابعالی عرض کرده ام که منکر جنگهای تنظیمی درکابل درسالهای 90 میلادی نیستم واین را نیز ننوشته ام که درجنگها ازقوانین جنگی تخطی صورت نگرفته است وهمهء مجاهدان ویا به اصطلاح شما جنگ سالاران پاک ومعصوم اند.
      ولی من به منطق شما تعجب میکنم ازیکطرف مرا متهم به قومگرایی وقبیله گرایی میکنید ولی ازطرف دیگر فاشیسم آشکارا وعلنی تان را زیر کلمات پر زرق وبرق حقوق بشر می پوشانید وبه نقل های جعلی ازاکونومیست لندن میخواهید دلایل تانرا به کرسی بنشانید. به برهان الدین ربانی بخاطر تاجیک بودنش لقب مصلح آدمکش را اعطا میکنید ولی زمانیکه من خواهان دلیل وسند میشوم مرا متهم به قومگرایی میکنید این چه منطق است؟ من پرسشهای خیلی ساده را ازشما مطرح کرده ام که آدمکش کیست ولی جناب عالی ازارائه پاسخ روشن به آنها طفره میروید.
      من جهت آرامی خاطر تان باید بنویسم که دربارهء جنگهای کابل هرکسی نوشته است. به کتاب جنرال سیدعبدالقدوس سید که خود یک تاجیک بدخشانی وازصاحبمنصبان دورهء نجیب الله احمدزی است رجوع کنید که چشمدیدهایش را مطابق ذوق شما وازدید شما نوشته است وآنرا امروز پشتونها بحیث منبع وماخد قرار داده اند. من این کتاب هار مطالعه کرده ام. اما چیزیکه درین میان غایب است منطق شماست. ببنید چه زیبا فرموده اید:
      « - ازنظر من آدم کش واقعی کسی است که فرمان صادر می‌کند، نه کسی‌که بنابر احساسات قومی، مذهبی، دینی و یا حزبی به دستور عمل می‌کنند، شاید درک این مطلب برای شما و امثال شما مشکل باشد»
      درک این موضوع برایم هیچ اشکالی ندارد. شما درپیام قبلی تان نوشتید که مزاری نمایندهء هزاره ها نبود. پس منطق مسعود وربانی نیز همین منطق امروزی شما بود ؛ حالا شما این منطق را باوصف تمام جنایات طالبان درحق هزاره ها واستقبال مردم ازمزاری میگوئید که مزاری نمایندهء هزاره ها نبود. پس ربانی بحیث یک رئیس جمهور دربرابر یک باغی جنگیده است.
      ببنید من منطق شما را تکرار میکنم. شما نوشته اید که من تاکید میکنم که مزاری بمثابهء تمام هزاره ها نبود. درحالیکه من ( پرویز بهمن) امروز میگویم که نخیر! ربانی اشتباه کرده است مزاری نمایندهء هزاره ها بود نباید باوی از در جنگ پیش می آمد. این منطق امروز من است درحالیکه شما حالا نیز مزاری را نمایندهء هزاره ها نمیدانید ولی بازهم ازجنگ افشار یاد میکنید .
      دوم مساله این است که فرمان برهان الدین ربانی مبنی برتصفیهء نژادی افشاریها ویا هزاره ها را ازکجا بدست آورده اید؟ مگر درکنار برهان الدین ربانی رهبران هزاره موجود نبودند؟ چگونه میشود که درحضور رهبران مذهبی وقومی یک ملیت فرمان نیست ونابودی بخشی ازمردم را صادر کرد؟ اگر من میگویم که ملاعمر فرمان قتل عام هزاره ها را برای کوچی ها ص صادر کرده است سند دارم. لطفا درکابل پرس فرمان امیرالمومنین را دربارهء تصفیه نژادی هزاره ها بخوانید. فرمان ملا نیازی را درتصفیهء نژادی هزاره ها درمزار درکابل پرس بخوانید. آیا برهان الدین ربانی ویا مسعود چنین فرمانی صادر کرده اند؟
      بااحترام
      پر

    • دوستم پرویز بهمن:
      نوشتم مزاری به مثابه تمامی هزاره ‌ها نیست وهمین طور ربانی ومسعود به مثابه همه ی تاجیک ها، وعبدلرحمان به مثابه‌همه ی پشتون ها دلیل های وجود دارد، که برای همه روشن است، شماهم می‌دانید، ولی از آن چشم پوشی می کنید.
      درمیان هزاره‌ها چندین گروه وجود داشت، همین طوری میان دیگر اقوام. چنانچه مزاری میان هزاره طرفداران ومخالفان دارد، که دیگر رهبران میان اقوام شان.
      آمدیم این‌که چرا درجنگ افشار مردمان ملکی تلف شدند.
      این درست است که رهبران میان شان مخالف بودند، چنانچه ربانی با مزاری، یا کسانی دیگر، اما مردم درین میان هیچ گناه نه‌داشتند، من بازهم می‌نوسم، که جنگ با مزاری به معنای جنگ با هزاره‌ها نبود. ونباید باشد، اکنون نیز چنانچه شماری درین مقاله پشتون ها را مقصر همه حوادث درکشور میخوانند، حالانکه گروهی زیر نظر ای اس ای ویا دیگر سازمان به نا امنی ها وفجایع دست می زنند.
      1- درهمان زمان جنگ افشار، رادیو کابل که یک رادیوی دولتی بود، واکنون نیز دولتی است، دریک اعلامیه رسمی اعلان کرد، نیروهای دولت به صدور فرمان برهان الدین ربانی ریس جمهور کشور مرکز عبدالعلی مزاری را درحومه‌ی شهر کابل موفقانه تصرف و پاک سازی کرده اند.
      اما دیدید که مردم قربانی شدند، قوای زیر فرمانی ربانی دست به تصفیه زدند، یک بار واقع بی‌نانه به آن فکر کنید، شما نوشته اید که خود شاهد حوادث کشور بودید، شما اکنون مجبورید، که از حقیقت‌هارا پنان کنید، زیرا شما متاثر ازهمان توجیه های نیک ربانی ومسعود هستید، اگر من هم در موقف که شما بودید بودم، شاید امروز مثلی شما قضاوت می کردم.
      2- ربانی درنخست این فرمان را صادر کرده بود، سید عسکر موسوی گرچه هزاره نیست درکتاب زیر نام هزاره های افغانستان نوشته است: نخست ربانی فرمان کشتار ساکنان افشار را صادر، اما پس ازدرک ملامتی پیامد جنگ را به گردن افرادش می اندازد. این را شخص نگارندۀ کتاب نیز رد میکند، و می‌گوید که چنین عملی در هیچ جای دنیا اتفاق نه افتاده است، که افراد باعث کاری شده باشد تا فرمان نداشته باشد.
      3- این دلیل شده نه می‌تواند، که شماری رهبران هزاره ازجمله محسنی واکبری وکاظیمی درکنار ربانی بودند، زیرا این ها وامثال این ها کسانی بودند که به منافع خود بیشترمی اندیشیدند تا به منافع همه، که اکنون نیز چینین است، درست وضعیت امروزی کشور؛ آیا درکنار کرزی خلیلی ازمردم هزاره و فهیم مردم تاجیک نیست، کرزی فرمان صادر می‌کند یا فهیم وخلیلی، این دوتاجزسمبول کدام کاری دیگری تاهنوز کرده اند.
      4- توجه داشت، که هیچ وقت پشتون قندهاری و یا سیدان هزاره شده نمیتواند، همین طوریکه سیدان پشتون ویا تاجیک شده نمی توانند.
      5- در آن زمان جنگ در افغانستان جنگی قومی بود، تا مذهبی، چنانچه محسنی با تشکیل حذب حرکت اسلامی هدفی نابودی هزاره‌هارا دنبال می کرد، او درچندین جلسه خصوصی اش، سیدان را تشویق به درس، وهزاره تشویق به جنگ کرده بود، اکنون نیز ازنام مذهب همان استفاده را می کند.
      6- نوشته اید که اگرمزاری نماینده هزاره نبود، چرا درکشورهای اروپایی و آمریکایی از آن تجلیل می‌شود، وعکس ها به روزنامه و ویب سایت‌ها نشر می‌شود.
      عجب منطیقی؛ شما کتله اندک ازمردم را مساوی میدانید، به تمامی نفوس همان ملیت، تمامی هزاره ها هیچ گاهی از مزاری تجلیل نکرده اند و نمی کنند، این یاد بودهارا که شما مشاهده کرده اید، از سویی اعضایی حذب وحد بوده نه تمامی هزاره‌ها همین طور از مسعود.

    • دوست نهایت عزیز وارجمند جناب محترم شیراحمد نظری سلام برشما!
      خداوند شمارا خیر وبرکت بدهد که حرفی را که من میخواستم جناب عالی ازقلم خودتان آنرا آوردید؛ من نیز همین چیزرا ازشما میخواستم ولی جناب عالی تاکنون نا حق خودتان را گاهی به در وگاهی هم به دیوار میزدید. جناب عالی فرموده اید:
      « این درست است که رهبران میان شان مخالف بودند، چنانچه ربانی با مزاری، یا کسانی دیگر، اما مردم درین میان هیچ گناه نه‌داشتند، من بازهم می‌نوسم، که جنگ با مزاری به معنای جنگ با هزاره‌ها نبود. ونباید باشد»
      دوست عزیز!
      من نیزنگفته ام که مردم گنهکار اند ونه هم برهان الدین ربانی با مردم اعلان جنگ داده است. بلکه برهان الدین ربانی با افراد مسلح آقای مزاری درگیرشده است. همین منطق دیروز برهان الدین ربانی ومسعود بود که حالا شما به آن رسیده اید یعنی اینکه آقای ربانی نیز باهمین منطق جنگ خویش را بامزاری توجیه میکرد که جنگ با مزاری درآنوقت جنگ باتمام هزاره ها نبوده بناء مطابق همین حکم منصفانه وعاقلانه جناب شما اطلاق صفت مصلح آدمکش بر زنده یاد برهان الدین ربانی نمی چسپد. زیرا او با تمام هزاره ها اعلان جنگ نداده بود. آنچه که جناب عالی ازقول رادیوی دولتی نقل کرده اید درست است. دررادیو درهمان وقت اعلان گردید که نیروهای دولت اسلامی منطقهء افشاررا ازافراد مسلح غیرمسؤول مزاری پاکسازی نمودند. مگر نیروهای مسلح یک دولت میگذارد که درکنار گوش اش یک نیروی مسلح دیگر دست به حفریات نظامی بزند ودرصدد آن باشد که سرک را بین افشار وکوتل بادام باداغ احداث نموده ویک تانگ را درآنجا مستقر نموده وشرق کابل را تامیدان هوایی وخیرخانه وشهرنو و وزیراکبر زیر آتش توپخانه وانواع سلاحهای ثقیل دیگر قرار دهد. اگر شما به عوض ربانی می بودید چنین اجازه را به مزاری میدادید؟
      درحالیکه جناب عالی حالا نیز وی را نمایندهء هزاره ها نمیدانید. پس ازین اعتراف تان خوشم آمد. بناء اطلاق صفت مصلح آدمکش ازقلم جناب عالی به جناب برهان الدین ربانی نه توجیه عقلانی دارد ونه هم شرعی. این نوع لقب ها رابخشیدن به دوست ودشمن بیشتر روی انگیزه احساسات و هیجانات درونی افراد می باشد که گاه گاهی قبلا جناب کاندید اکادمیسن محمد اعظم سیستانی از آن استفاده میکرد ولی حالا کاملا ازنوشته های گذشته اش معذرت خواسته است وبا پورتال افغان جرمن قطع علاقه نموده است. درجای دیگر نیز جناب عالی واقعا اعتراف خوبی مبنی برجنگهای قومی دارید باوجودیکه مزاری را به مثابهء تمام هزاره ها نمی دانید:
      بخوانید:
      « در آن زمان جنگ در افغانستان جنگی قومی بود، تا مذهبی، چنانچه محسنی با تشکیل حذب حرکت اسلامی هدفی نابودی هزاره‌هارا دنبال می کرد، او درچندین جلسه خصوصی اش، سیدان را تشویق به درس، وهزاره تشویق به جنگ کرده بود، اکنون نیز ازنام مذهب همان استفاده را می کند.»
      خوب درینجا باید طرفداران آقای محسنی اگر این پیامها را میخوانند باید جواب بگویند که آیا ادعای شما درین باره درست است ویا اینکه میخواهید میان پیروان شیعه مذهب هم درز ونفاق ایجاد کنید آب را گل آلود نموده وماهی دلخواه تان را بگیرید. اما یک نکته را فراموش نکنید که :این اعتراف جناب عالی ادعاهای قبلی تانرا که که آیا مزاری ازهزاره ها نماینده گی میکرد ویا نه بکلی نقض میکند زیرا درصورتیکه محسنی چنین منافقت را میان هزاره ها وسیدها براه انداخته بود وجناب عالی ازآن خبر دارید پس مزاری بازهم نمایندهء هزاره ها بوده است که جنگ برهان الدین ربانی را باوی من حالا قابل توجیه نمیدانم. ولی دربارهء تلفات افراد ملکی؛ بلی من باشما موافق هستم درهرجنگ افراد غیر نظامی به تلف رسیده اند وهرقوماندان وفرمانده نظامی که ازقوانین جنگ سرپیچی کرده باشد ومطابق هوا وهوس خودش بر افراد غیرنظامی واسرا بدون عذر معقول شلیک کرده باشد ویا به ناموس کسی تجاوز جنسی نموده باشد ازهردو طرفین درگیر ولو برادر من هم باشد وی باید محاکمهء عادلانه گردد. ولی مطابق فرمودهء خودتان تمام اعضای جمعست اسلامی ویا شورای نظار سابق مشمول جنایات ضد بشری بوده نمیتوانند. من برایتان موفقیت میخواهم
      با احترام
      پرویز بهمن

    • یعنی می‌فرمایید چون جنگ ربانی و مسعود با کلی هزاره‌ها نبوده و با بخشی از هزاره بوده است بنابراین نمیشود صفت آدم کشی را به ربانی بست! عجب منطقی دارید شما! خیر بی‌سواد یاوه گو، کشتن بخش از انسان ها هم کشتن است و جرم دارد! اکنون پاسخ بالا را یک بار دیگر اینجا می‌ آورم: «این پروفسور قلابی صلح مسئول جنایت و بر بادی دهه نود است! ایشان به عنوان رئیس جمهور فرد نخست جنایت و خیانت و بر بادی شهر کابل باید شناخته شود، چون اگر یک گروهی مرتکب جنایت می‌شود مسئول اصلی رهبر آن گروه است. نمونه: هیتلر هم شخصاً یهودیان را کشتار نکرده بود ولی تاریخ او را به نام تن نخست جنایت بر علیه یهودیان می‌شناسد.»

  • پرویز بهمن
    سلام به آقای شکراله رحمانزی!
    رحمانزی صاحب!
    نمیدانم که چرا حالا ازنوشتن شماره های تیلفون تان خود داری میکنید. !!!!!!
    شماره های تیلفون مه ثابت است‌ !!!
    اگر من به قدرت برسم هر جا در گوشه و کنار شهر کنارابی باشد به نام این خاینین و قاتلین مردم افغانستان میگذارم!!!
    پرویز بهمن!!!
    یکی و یکبار نوشته کنید مرگ بر گلبدین، سیاف، ربانی ,احمد شاه مسعود ، فهیم، عبدالله، اسماعیل، خلیلی، عطامحمد، کرزی، فاروق وردک، شکم گُنده کریم خرم و هرچه جهادی ,خاینین و قاتلین است.!!!!!!
    0784035745
    0706818782
    0782109652
    0786611240
    0780031128
    0784035745
    (( شکرا له رحمانزی )) کابل پوهنتون, ژورناليزم محصل

  • بخاطر یکی سازی وتوحید بحث میان خودم وآقای نظری من اینجا بار دیگر هم نظریه آقای نظری را وهم جواب خودم را اینجا تکرار نشرمی نمایم:
    ازآنجایکه بحث مجلهء اکونومیست نیز راجع به جنگ حزب وحدت ودولت آقای ربانی است اول نظرشص آقای نظر درباره شهید مزاری این است:
    جه‌ی تقدیر ازمصلح آدم کُش
    17 اكتبر 14:11, بوسيله‌ى شیراحمد نظری
    من با تاکید می نویسم، مزاری نه‌ می تواند تمام مردم هزاره باشد، همین طور که ربانی تمام تاجیک‌ها نیست، اگر این لطف را شما درحق آنان هم کنید، بازهم نه می شود که ربانی به مثابه تمام تاجیک ها باشد، ویا مسعود،
    repondre message
    نتیجه‌ی تقدیر ازمصلح آدم کُش
    17 اكتبر 17:05, بوسيله‌ى پرویز بهمن
    بح بح بح دست تان درد نکند محترم شیراحمد نظری با این پاسخ علمی؟؟؟؟؟! تان!
    چقدر عالی وآسان فرموده اید که مزاری به مثابه تمام هزاره ها نیست!!!!!!!!!؟؟؟؟؟ واقعا ازین اعتراف تان مانند دیگر اعترافات تان خوشم آمد که مزاری بمثابهء تمام هزاره ها نیست. مگر اینقدر هزاره هایکه درکشورهای اروپایی وامریکا واسترالیا هرسال در روزهای شهادت وی سوگوارانه اشک می ریزند وسینه میزنند پسران خالهء جناب عالی می باشند ؟ مگر اینقدر فوتوهای مزاری ونامگذاری های جاده وسرک درمنطقهء پل سوخته وقلعهء شهاده کابل نماینده گی ازین نمیکند که مزاری یعنی هزاره وهزاره یعنی مزاری؟ اینها کی ها اند؟ این فوتوهای که ازطرف شبکه جهانی مردم هزاره درکابل پرس نشر می شود اینها کی ها استند؟ آیا شما فوتوهای تظاهرات مردم هزاره را در روزهای شهادت عبدالعلی مزاری درسایتهای هزاره گی دیده اید ویانه؟ آیا بحث مرا بایکی ازطرفدارن عبدالعلی مزاری درکابل پرس بنام ستایش علی خوانده اید؟
    آیا اینها نماینده گی ازمردم هزاره نمیکنند؟ مگر جناب عالی مقاله های دانشمند گرامی آقای میراحمد لومانی را دربارهء تجزیهء کشور خوانده اید؟ مگر سخی اروزگانی وعوض نبی زاده هزاره نیستند شما استید؟
    مگر مقالات گرانسنگ دانشمند ازبیک تبار توردیقل خان میمنگی ازنظرتان نگذشته است؟ اینها چه میخواهند آقای شیراحمد نظری؟ آیا درد ورنج تاریخی ملیتهای اصیل وبومی این سرزمین که دوصد وشصت سال حاکمیت نامشروع سلاطین پشتون را تحمل کردند وپدران شان بحیث برده ها دربازارهای دهلی وقندهار وکراچی فروخته شده است هزاره نیستند شما استید؟
    امروز که با دیده درایی تمام پشتونها حتی قاتلین هزاره ها را به تجلیل می نشینند وتاریخ حقیقی آنها را درمدارس ومکاتب تحریف می نمایند پشتون تشریف ندارند؟ مگر فاروق وردک پشتون نیست؟ مگر آن جنگ سالار فاشیست تاریخی بنام محمد گل خان مهمند پشتون نبود؟
    آیا کدام پشتونی اعمال عبدالرحمن ومحمد گل مهمند را دربرابر ملیتهای غیر پشتون این کشور محکوم کرده است؟
    پس اگر اینها هزاره وازبیک نیستند مرادزی صاحب وآریوزی صاحب وحکمتیار صاحب وملاصاحب عمر طارق جان بزگر افغان نیستند پس کی ها کی می باشند؟ مگر شما ازبیک یا هزاره تشریف دارید که خیلی آسان حکم به عدم نماینده بودن مزاری ازملیت هزاره کردید؟
    امیدوارم که بدون بهانه گیری پاسخ بیابم.
    با احترام
    پرویز بهمن

    • بیخود است بیسواد، وقتی سخن از یک تیره می‌شود عبارت از سترگ از مردم است با دیدگاه‌ها و عقاید مختلف سیاسی. نمونه: همه تاجیک‌ها جمعیتی و یا شورای نظاری نیستند، تاجیک کمونیست داریم، تاجیک هیومانیست داریم، تاجیک که به هیچ گروه سیاسی متعلق نیست داریم و مانند شما فاشیست قبیله گرای تاجیک هم داریم. نمی‌شود همه تاجیک‌ها را داخل یک گروه سیاسی قالب کرد و ادعا نمود تاجیک مساوی است با جمعیتی و یا پروفسور قلابی صلح برهان‌الدین ربانی! مثال دیگر: اینکه طالب پشتون نجیب پشتون را دار میزند نمونه دیگر، که نمی‌شود یک تیره را مساوی به یک شخص و یا یک گروه دانست. انسان باید مغز خر خورده باشد که ادعا کند تاجیک مساوی است با پروفسور قلابی صلح ربانی و یا هزاره مساوی است به آخوند مزاری!
      .
      اینکه در کشور های اروپای عده هزاره‌ها از آخوند مزاری تجلیل می‌کنند پیروان آخوند مزاری است نه همه هزاره‌ها
      .
      اینهمه بیخودی سخن از منطقی میزنی، منطق را باید در چنین جاهای به کار بست.

  • سلام به آقای پرویز بهمن !!!
    واقعا ازین اعتراف تان مانند دیگر اعترافات تان خوشم آمد!!!!!!
    ولی نصیحت من بشما این است که اگر واقعا دانشجوی دانشکدهء روزنامه نگاری تشریف دارید ازهمین حالا رفتن به پای خودرا تمرین کنید )))
    لطف نمایند, نظر مناسب تا نرا قرار اظهارات دانشمند ان kabulpress را نیز بنویسید امیدوارم که بدون بهانه گیری پاسخ بیابم!!!
    شکرا له رحمانزی
    با احترام
    ((اظهارات دانشمند ان kabulpres))
    خرویز، بهمن خرمن!!
    آیا خودت چیزی بنام وجدان داری؟ آیا خودت وقار، عزت و حثییت داری؟ آیا خودت حیا داری؟ بدون شک که از صفات بالا برخوردار نیستی! زیرا خودت همه چیز را فدایی ببرک، مسعود و دها قاتل، جنایتکار و جنګ سالار نموده ای. ای کاشکی این همه را بخاطر خود از دست میدادی، شاید دردی نمی داشت، ولی وقتی انسان مانند خودت برای کسانیکه منفور هستند همه چیز را از دست میدهد فاجعه آور است. برخیز از خواب برادر! در مورد خود صحبت کن، از خود بګو و از خود قصه کن. بخاطر یک چند نفر مرده و شرمنده تاریخ خود را خراب خراب کردی
    سلام به دوستا ن !!!
    از اشخاصی مانند بهمن ، زرنگار ، نوين وعظيم بابک نادر, شما نباید گله کنید؛ زیرا اینها درهمان ایام کود کی کارشان خراب شده است. اگر خراب نمی بود دشنام نمیدادند. یک شخصی که خودش بزبان خودش درکابل پرس اعتراف کرده باشد.
    ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام)))))!!!
    پرویز بهمن !!!!!!!!!! !یا خودت چیزی بنام وجدان داری؟
    آیا خودت وقار، عزت و حثییت داری؟ آیا خودت حیا داری؟ بدون شک که از صفات بالا برخوردار نیستی!!!!
    بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است نه قربانی!!!!
    جالب است این همه اطلاعات و تصاویر خصوصی از گردهم آیی اوغان های سلیمان کوهی(به گفته فاشیست های فارسی پرست) را پرویز بهمن چگونه بدست می آورد؟ شاید کدام بوی فیریند کندهاری داشته باشد! و یا نکند زن پرویز بهمن در برمنگهام مشغول کار خیر با کرد و سیاه پوست است و بهمن مانند سگ ولگرد در سویدن چکر میزند!!!!
    اخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد به نظر من انسانهای مانند سیستانی و بهمن دو روی یک سِکه اند
    ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!
    مفعول را چه بر گذشت روزگار و پرستش ببرک کارمل و احمد شاه مسعود !!!!!!!!!
    اخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد درررررررررررررر
    سلام بهمن!
    اینجانب با اغا نادر صد در صد مافق هستم. اگر به خدا گرفتن سیستانی باید انتحار کند . بهمن جان باید خود را قبل از سیستانی انتحارکند. قبلأ خدا بهمن کارمل وطنفرش بود و حالا مسعود جنایتکار است. اگر انتحار میکنید وشکو که مردم بی کناه را شهید نکنی. انتحارت را در بین فهیم بینی کته، احمد ضیا خلمی، عبدالله بی ریش، قانونی معفول، عطا بی دین بکنید که از این خر ها هم بی غم شویم .
    فکرکنم خودت بدتر,منفورترومریض ترازهرکسی دیگری تشریف دارید پس عجله کنید درانتحارتان تابووگند کمترشود!
    رفیق کارمل گرامی شما چنان شیفته قبیله بود که خود را پشتون قلمداد کرد و در برابر ان از هویت خود تیر شد. به یادت است یا نی؟
    آقای پرویز بهمن
    فکر ميکنم شما رابطه نزديک با مرحوم مسعود داريد ٠ از مرجع موثق با خبر شدیم که مسعود در وقت وزارت دفاع به کاتب ضرورت داشت و شما(آقای پرویز بهمن) در وقت رسمي کاتب ودر اوقات غير رسمي روابط جنسي با ايشان برقرار ميکرديد٠
    امروز همه مردم اوغان را هم ميشناسد و پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست مثل شما راهم ٠با نشر چنين مطالب که باعث تفرقه ميليت ها ميشود هيچ حاصل نخواهيد کرد چون شما مفعول بيش چيزی نيستيد٠
    نوکران و دستنشانده های استعمار تا چه اندازه درعوام فریبی باهم شباهت دارند.
    یگی لُنگی به سر میزند و دیگری چپن به تن میکند.
    پرویز جان بیشتر بنویس، از لجنزار خون و تعفن!
    بیشتر بنویس، از جنایات خدایانت، تا مردم چهره های واقعی این شیاطینِ را که تو میپرستی، خوبتر بشناسد.
    بیشتر بنویس، از خیانت و جنایتِ که خدایانت به حق جوانان ساده و فریب خورده این میهن روا داشتند.
    بیشتر بنویس، از تزویر، مَکر و هیله رهبرانت (ببخش، خدایانت).
    این بهترین خدمتِ ست،که ناخود آگاه (یا عمداّ ؟؟) انجام میدهی، به همه کسانیکه قربانی قدرت طلبی خدایان تو شده اند.
    به امید افشاگری بیشترِ از لنجزار خون و خیانت.
    سر خودرا زير ريك بت كردى ولى عقبت در ميدان است.
    ازاخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد به نظر من انسانهای مانند سیستانی و بهمن دو روی یک سِکه اند
    ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!!!!!!!!!
    مفعول را چه بر گذشت روزگار و پرستش ببرک کارمل و احمد شاه مسعود !!!!!!!!!
    اخر همه عقده هاي هايت ترا به يك انتحاري تبديل كرد درررررررررررررر
    آقای پرویز بهمن
    فکر ميکنم شما رابطه نزديک با مرحوم مسعود داريد ٠ از مرجع موثق با خبر شدیم که مسعود در وقت وزارت دفاع به کاتب ضرورت داشت و شما(آقای پرویز بهمن) در وقت رسمي کاتب ودر اوقات غير رسمي روابط جنسي با ايشان برقرار ميکرديد٠
    امروز همه مردم اوغان را هم ميشناسد و پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست مثل شما راهم ٠با نشر چنين مطالب که باعث تفرقه ميليت ها ميشود هيچ حاصل نخواهيد کرد چون شما مفعول بيش چيزی نيستيد٠
    نوکران و دستنشانده های استعمار تا چه اندازه درعوام فریبی باهم شباهت دارند.
    یگی لُنگی به سر میزند و دیگری چپن به تن میکند.
    پرویز جان بیشتر بنویس، از لجنزار خون و تعفن!
    بیشتر بنویس، از جنایات خدایانت، تا مردم چهره های واقعی این شیاطینِ را که تو میپرستی، خوبتر بشناسد.
    بیشتر بنویس، از خیانت و جنایتِ که خدایانت به حق جوانان ساده و فریب خورده این میهن روا داشتند.
    بیشتر بنویس، از تزویر، مَکر و هیله رهبرانت (ببخش، خدایانت).
    این بهترین خدمتِ ست،که ناخود آگاه (یا عمداّ ؟؟) انجام میدهی، به همه کسانیکه قربانی قدرت طلبی خدایان تو شده اند.
    به امید افشاگری بیشترِ از لنجزار خون و خیانت.
    سر خودرا زير ريك بت كردى ولى عقبت در ميدان است.
    از شما نباید گله کنید؛ زیرا اینها درهمان ایام کود کی کارشان خراب شده است. اگر خراب نمی بود دشنام نمیدادند. یک شخصی که خودش بزبان خودش درکابل پرس اعتراف کرده باشد که
    کابل پرس را این اولادای سقو تریبون مورده گوی شورای نصوار جور کده و این بهمنک مفعول بچه هر چه دزد و قاتل آدم کش است را قهرمان میتراشد. از نظر این مفعولک هر که پنچرمین است قهرمان است.
    کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
    پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست
    پرویز بهمن بهمن ، زرنگار ، نوين وعظيم بابک نادر, نادر نوین پنچرمين ، تلخان خور دیروز و نو یسنده فاشیست قبیله گرای امروز!!!!!!!!
    رفیق کارمل گرامی شما چنان شیفته قبیله بود که خود را پشتون قلمداد کرد و در برابر ان از هویت خود تیر شد. به یادت است یا نی؟
    پرویز بهمن مردیکه از گذشت روزگار و تجاوز جنسی هیچ نیاموخته است !!!!
    ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!!!!!!
    مفعول را چه بر گذشت روزگار و نو یسنده گی !!!!!!!!
    درجوابت که مراگردپا!!!؟؟؟(نمیدانم درانوقت ایکه باتوکاری صورت گرفته چه چیزی رابه جای پا گرفته ای که گردهم بوده وهی نشخوارش میکنی ,خوب فکرکن شاید پانبوده و...,)
    اما خودت با این پیامت یکبار دیگر ثابت ساختی که انسان معقول نیستی، بلکه تبعیض قومی و نژادی چشمانت را کور کرده است و دنیا را در تونل تاریک قومپرستی فقط سیاه و سفید میبینی. به امید روزیکه رنگ های زیبای دیگر را نیز دیده بتوانی شما نباید گله کنید؛ زیرا اینها درهمان ایام کود کی کارشان خراب شده است. اگر خراب نمی بود دشنام نمیدادند. یک شخصی که خودش بزبان خودش درکابل پرس اعتراف کرده باشد که ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام)))
    کابل پرس را این اولادای سقو تریبون مورده گوی شورای نصوار جور کده و این بهمنک مفعول بچه هر چه دزد و قاتل آدم کش است را قهرمان میتراشد. از نظر این مفعولک هر که پنچرمین است قهرمان است.
    کمونستان دوآتشهء دیروز؛ فاشیستان قبیله گرای امروز
    پنچرمين،تلخان خور وتاجک فاشيست
    پرویز بهمن بهمن ، زرنگار ، نوين وعظيم بابک نادر, نادر نوین پنچرمين ، تلخان خور دیروز و نو یسنده فاشیست قبیله گرای امروز!!!!!!!!
    رفیق کارمل گرامی شما چنان شیفته قبیله بود که خود را پشتون قلمداد کرد و در برابر ان از هویت خود تیر شد. به یادت است یا نی؟
    پرویز بهمن مردیکه از گذشت روزگار و تجاوز جنسی هیچ نیاموخته است !!!!
    ازاینکه حالا خودت بحیث یک مفعولی که خودت بنام خودت اعتراف کرده که تجاوز جنسی بالای شما شده و قربانی جنایت شدی ((( پرویز بهمن: من اگر مورد تجاوز جنسی قرار هم گرفته باشم ازگفتن واظهار نمودن آن باکی نخواهم داشت زیرا من درآنصورت خدا نخواسته قربانی بوده ام))))) بالاخره معلوم شد که بهمن یک مفعول پست است !!!
    مفعول را چه بر گذشت روزگار و نو یسنده گی !!!!!!!!
    درجوابت که مراگرد پا!!!؟؟؟(نمیدانم درانوقت ایکه باتوکاری صورت گرفته چه چیزی رابه جای پا گرفته ای که گردهم بوده وهی نشخوارش میکنی ,خوب فکرکن شاید پانبوده و...,)
    اما خودت با این پیامت یکبار دیگر ثابت ساختی که انسان معقول نیستی، بلکه تبعیض قومی و نژادی چشمانت را کور کرده است و دنیا را در تونل تاریک قومپرستی فقط سیاه و سفید میبینی. به امید روزیکه رنگ های زیبای دیگر را نیز دیده بتوانی

  • دوستان گرامی به معذرت چند نکات ذیل برایتان تقدیم میدارم:
    اول اینکه عین مطلب را دیروز نوشته بودم کدام لوده احمقاز سایت کابل پرس حذف کرده اینک دوباره می نویسم .
    من اهل پنجشیرم در شهر مالمو سویدن با فامیل ام مدت چندین سال زندگی میکنم خاطرات بدزمان کودکی ام مرا وادار میسازد که درمقابل فاشست های اوغان کلمات دشنام اور ودور از چوکات انسانیت بنویسم این دشنام زدن زمانی غلیظ میشود خصوصأ زمانیکه بنده احساس نارحتی درین سن و سال کند درحقیقت انقدر پست هم نیستم که یک هموطن عزیزم رابا دشنام های مکررم سرزنش کنم مگر افسوس چه کنم .....کوشش کنید که مرا درک کنید
    با حرمت بهمن

  • شکرا له رحمانزی حرامی!!!!!
    آیا خودت چیزی بنام وجدان داری؟!!!
    آیا خودت وقار، عزت و حثییت داری؟!!!
    آیا خودت حیا داری؟
    مطابق اتهام مطرح شده دوسیه فساد اخلاقی خانم تانرا در لوی څارنوالی کابل حذف کنید!!!!!!!!!!!

  • بادرد ودریغ باید گفت که تحلیل مسایل افغانستان ازدید قومی و تنظیمی به گرایش عام تبدیل شده است.هرکی به قوم وتنظیم خاصی تعلق دارد از محکوم کردن افراد مسوول آن قوم وتنظیم در جنگ ها وویرانی کشور انکارمی کند وبرای آن ها دلایل شرعی می تراشدچنان که گویی در قتل عام مردم کابل تمام رهبران و تنظیم ها فقط از خود دفاع می کرده اند. گویی تنها ا اشباح ناشناخته بیش از شست هزار کابلی بخت برگشته را از هستی ساقط و شهررا به ویرانه تیدبل کرده اند. گلبدین می فرماید ما می خواستیم مردم رااز شر کمونیست ها و گلم جمع ها نحات بدهیم. شورای نظار ادعا می کند که ما می خواستیم امنیت ودولت داری را حفظ کنیم ومانع به حاکمیت رسیدن گلبدین شویم. حزب وحدت می فرماید ما مخالف انحصار قدرت وخواهان سهم بیشتر در دولت بودیم . دوستم می فرماید ما برای آرامی مردم می جنگیدیم .و.... بدین ترتیب هیچکسی مقصر نیست ، مقصر اصلی همان ده ها هزار انسانی بودند که به کام مرگ فرورفتند. آیا شما به اصطلاح " روشنفکران" ی که در اینجا کامنت می نویسید وهرکدام به سود یکی ازاین گروه ها ی جانی و تبهکار کف بر لب می آورید؛ چیزی به نام وجدان در خود سراغ دارید؟ برای کسانی که از ربانی دفاع می کنند در اینجا یک مورد از جنون او برای حفظ قدرت را مثال می آورم : زمانی که شورای صلح متشکل از رهبران ونمایندگان تنظیم ها و شخصیت های سیاسی ملی وبیطرف مانند داکتر یوسف صدراعظم دوران شاه درهرات تشکیل گردید تا برای حل اختلافات وقطع جنگ های کابل فکری بکنند، احمد شاه مسعود به ربانی که عازم هرات می شد گفت که استاد ! شما باید دراین جلسه استعفا دهید تا بدنامی جنگ به نام ما ختم نشود . مسعود در یکی از مصاحبه های خود می گوید : من که " ا ستاد" را تا میدان هوایی کابل بدرقه می کردم مکررن از او خواهش کردم که در این جلسه باید استعفای خود را اعلام نماید و استاد پذیرفت و اطمینان داد که این کاررا خواهد کرد . مسعود م می افزاید که حتا داخل طیاره شده و بار دیگر این موضوع را تکرار کردم و استاد اطمینان داد . ولی سر انجام شنیدم که " استاد" در بیانیه ی خود گفت که من از مردم افغانستان به خاطر اعتماد مجدد شان نسبت به خودم شکرگزار هستم ... این مطلب را بنده در یکی از کتاب هایی که به نام مصاحبه ها وسخنرانی های مسعود نقل شده خوانده ام ولی همین لحظه دقیقن به یادم نیست که در کدام بخش آورده شده است . به هر صورت، کسانی که به نهاد بی بنیادی به نام شورای حل وعقد استناد نموده و آن را وسیله ی مشروعیت ابقای قدرت جمعیت اسلامی معرفی میکنند، باید از خود بپرسند که چنین نهاد ی در کجای تاریخ وفرهنگ سیاسی افغانستان یا کشور هایدیگر اسلامی سابقه داشته واین نهاد دست نشانده ومتشکل از جهادیون تنظیمی چگونه می توانست ممثل اراده ی تمام مردم افغانستان باشد؟ حتا برخی ازتنظیم ها نیز مخالف آن به اصطلاح " شورا" بوده و اعتراض داشتند. نتیجه این که ربانی ومسعود را نمی توان روسفید ساخت . اگر جنایات گلبدین سنگین تر از همه است دیگررهبران وتنظیم ها نیز دست شان به خون مردم بیگناه وتاراج مال ودارایی وناموس مردم الوده ا ست . حقیقت را فدای احساسات قومی و تعلق خاطر به این یا آن رهبر نباید کرد.

    • سلام به خواننده گان کابل پرس وسلام خاص به جناب محترم فرشید!
      فرشید عزیز!
      محتوای پیام تان با دیگر پیامدهنده گان فرق کلی دارد آنجا که جناب عالی افراد واشخاصی که بطرفداری ویا برضد رهبران وگروه های درگیر درچند دههء اخیر درینجا پیام میگذارند متهم به بی وجدانی کرده اید. اما حالا بیائید که شخص جناب عالی درمیزان قضاوت قرار دهیم که فرشید نام خودشان چقدر ازوجدان سالم بشری برخورد استند ودرکابل پرس؛ ما با چند فرشید سر وکار داریم.
      ازنظر وجدان؛ شما راست میگوئید. ژان پل سارتر میگوید درهرقتلی که حتی هزارسال قبل ازتولد وی درروی زمین صورت گرفته باشد تمام بشریت معاصرش ونسل های بعدی درآن سهیم اند وازجمله او خودش را مسؤول جنایت قتل عام کمون پاریس که قریب بیش ازصد سال قبل ازتولد وی بوقوع پیوسته بود میداند. قرآن نیز باهمین شیوه آیه ای دارد که قتل یک انسان بیگناه را چه مسلمان وچه غیر مسلمان مساوی به قتل تمام جهان میداند ونجات بخشیدن زنده گی یک انسان را مساوی به زنده ساختن تمام جهان معرفی میکند.
      واقعا ازنظر وجدان بشری که اگر دروجود من ویا شما یا شیراحمد نظری ویاهرکس دیگری که درپیامخانهء کابل پرس مقاله می نویسد وپیام میگذارند این وجدان وجود داشته باشد همهء ما مسوولیت داریم. آری!
      به قول دکترعلی شریعتی ما همه مسؤولیم اگر درافشار انسان بیگناه کشته شده است همهء ما مسؤول استیم ویا درچهارآسیاب ویا درخیرخانه ویا درشهرنو و وزیر اکبرخان . ما همه مسؤولیت پذیری این جنایات هولناک را که ازهرطرفی رخ داده است به حیث شهروندان این آب وخاک مطابق وجدان بشری باید حمل کنیم.حتی درکشتار انسانهای بیگناه رژیم حفیظ الله امین نیز من وتو امروز مسؤول هستیم.ازین نگاه جناب عالی نیز مانند من ودیگران درقطار انسانهای بی وجدان قرار گرفته اید ولو وابستگی سیاسی تانرا به احزاب ورهبران سیاسی جهادی ویا غیر جهادی ازشرم پنهان میکنید.
      اما سوال این است که کابل پرس با چند فرشید سر وکار دارد؟
      آیا این فرشید خود یکنفر است ویا چندین نفرمتضاد؟
      دریک جا فرشید برضد حزب وحدت وعبدالعلی مزاری شدید ترین ودشنام آمیز ترین پیامرا درکابل پرس از خویش بجا گذاشته ودربحثی که با محترم خلیل نبیل مزاری درقسمت جنرال دوستم و استاد عطا داشته است جانب استاد عطارا با افراطی ترین شکل گرفته است. وحتی دربرابر این نظرمن که باید سه ملیت بزرگ ازبیک وهزاره وتاجیک باهم دربرابر هژمونیزم پشتونی باید یکی شوند وازخودخواهی های قومی خویش بگذرند خیلی افراطی جنگهای حزب وحدت وشورای نظاررا در دههء نود میلادی یاد آوری نموده وبا استناد به آن جنگها ممکن بودن چنین ائتلافی را زیر سوال برده است. درجای دیگر درستون مقاله ام پولاد افغان کیست؟ ازمقاله ام دربارهء پشتونیزم استقبال کرده است ونظریات من در بارهء افکار قبیله ایی گلبدین واستفاده جویی های گلبدین ازاحساسات غیر پشتونها درحزبش مورد پسند جنابعالی فرشید جان قرار گرفته است.
      درجای دیگر ازعزیز یاسین ونظریات اسلام ستیزانه اش دفاع کرده ولی بعد وی را بخاطر کمونیست بودنش به بدترین دشنامها نوازش داده و با قرآنیار گلبدینی یکی شده است.
      درحای دیگر پیامهای مرا دربرابر نوشتهء حکیم نعیم بدون ارائهء کوچکترین دلیل منطقی رد کرده ولی به بهانه های جالبی ازبحث ومناقشه بامن خودداری ورزیده است. پس آیا این همه فرشیدها میتواند یکی باشد ویا چند نفر؟
      اگر اینقدر همه فرشیدهای متضاد یکی باشد پرسش من ازجناب شان این است که وجدان بشری خودتان درکجا قرار دارد که گاهی ازیک موضع دفاع میکنید وفردا برضدآن بدون دلیل موجه برمیخیزید. آیا واقعا شما پیام نویس جدی استید ویا اینکه میخواهید میدان بحث وجدل هرچه بیشتر داغ گردد تا شما سیر وتماشای خودتانرا بکنید؟
      شما دراینجا گاه گاهی ازاحمدشاه مسعود روایاتی میکنید وخیلی زیرکانه وی را درقطار سیاه روهیان تاریخ میاورید. ولی خیلی با احتیاط از وی رد میشوید چنانچه درهمین پیام نیز شما این کار را کرده اید: احمدشاه مسعود به ربانی گفت که استاد زمانی که به هرات رسیدی استعفایت را پیش کن واستاد نیز آنرا قبول کرد وتامیدان هوایی نیز مسعود این را به استاد ربانی تکرار کرده که باید استاد درجلسهء هرات استعفایش را پیش کند. اینجا نیز بطور غیر مستقیم وخیلی زیرکانه برائت دادن زنده یاد مسعود بزرگ مقصود می باشد ولی صادقانه نیست. است درینجا نیز صداقت ندارید. زیرا چند کلمه بعد وی را نیز درقطار سیاه روهیان تاریخ درآورده اید. حالا جناب عالی با این تضادهای درونی تان نشود که همان رازق مامون بدنام باشید که هم گلبدینی بود وهم نبود هم خادیست نجیبی بود هم نبود هم شورای نظاری بود هم نبود؛ گاهی رگه های قومیتش بررگه های ایدیالوژیکی اش به افراطی ترین شکل چربی میکند وگاهی برخلاف آن. همیشه ازیک خط افراطی به خط افراطی دیگر لغزیده است در وبلاک خویش عکس ها وفوتوهای شخصیتهای متفاوت ومتضاد را به نمایش گذاشته واز هرکدام آن بدلایل واهی تجلیل میکند . میشود بپرسم که میان اینهمهء فرشیدهای متضاد ورزاق مامون بدنامیکه بالای یک زن شوهردار تجاوز جنسی کرده ورسوایی اخلاقی اش مشامها را می آزارد کدام پیوندی وجود دارد؟ منتظر پاسخ جناب عالی می باشم.
      با احترام
      پرویز بهمن

  • هموطنان گرامی به همه ایی شما مانده نباشید گفته و پیش از ابراز نظر خویش ، سعادت وبهروزی تان ،آرزوی من است .من ،نام گذاری یک دانشگاه را بنام شخص سیاسی که استاد برهان الدین باشد ،چندان فرا خوان عقل نمیدانم واما ،صد ها جاده ،مکتب ،محل ومنطقه بنام های که در نخست وجود فزیکی و محیطی نداشته ،زیور تاریخ وتاریخ قلابی شده ودر اذهان ملیت های بومی از صنف اول به گونه تاریخ وحوادث واقعی ترزیق و توضحی شده ونسل واندر نسل را در گودال تحریف وتقلب تاریخی تربیه نموده ومثال ملالی إ؟
    دوم -کسیکه به خاطر قوطی نصوار صف مبارزان وطن پرست شمال کشور را که در مقابل انگلیس ها جان فدایی میکردند ،مزدورانه ترک نموده ودر آغوش دشمن خاک ومردم غنوده بود که امروز جاده ها ومکاتب به نام این وطن فروش مسمی میشود .یعنی جاده ومکتب وزیر اکبر خان إ؟
    این جا دومثال آوردم که مشت نمونه خروار باشد واما ،این نام گذاری از سوی کی پیشنهاد شده وبخاطر چه ،سوال برانگیز است ؟پرروشن است که آقای کرزی طالب از این عمل اهریمنی خویش حد واندازه عدم تجانس وهمگرایی ملیت های بومی را پیش بین شده و به مخالفت های جزی وفرعی تیل پاشیده و آتش در میان مردمان اصیل وطن افروخته واز این شیوه و طریق حاکمیت قبیلوی طالبی را در چند صد سال بعد تضمین نمایند.
    معنی تبصره ها ضدونقیص است واما ،روح نیمه جان دارد واین نیمه جانی بیان اندیشه ودیدگاه ها در جامعه جهان سوم "افغانستان"قابل قدر میباشد إ
    متوجه باشید که درخت از ریشه آب میگیرد و شرایط امروز متآسفانه حاصل حاکمیت های بیگانه ،قبیلوی ووطن فروشانه وتاریخ وتمدن ستیزی ها است وتخریف بت بامیان را میتوان مثال آورد.برادران افغان ما ،زیادتر تاریخ را مطالعه نموده ودر برابر پدیده های دردناک تاریخ پاسخ تاریخی بیابندإ

  • اقای قویش ! کرزی پلوته باز و تیم قبیله گرای او به مشوره ی آی اس آی با رهبران تنظیم های مربوط به اقوام دیگر بازی سیاسی کثیفی را به راه اندا خته است . کسی را با ولایت ساختن چند قریه وکسی را با " ریاست صلح" وکسی را با شریک ساختن در باند مافیای اقتصادی خویش خریده ودر اختیار خویش گرفته است . تازه به دوران رسیده ها که با دیدن طعمه آب دهان وبینی شان سرازیر می شود هرگز به اندیشه ی منافع عام کشور ومردم نبوده وحاضر به هرگونه معامله ی ننگین می باشند. این ها نه یکی ودوبار که چند بار به مردم وتاریخ امتحان داده اند.اما جای دریغ این است که برخی از نویسندگان که گاهی مسایل خوبی را نیز طرح می کنند؛ ازبند قومگرایی بیرون نمی آیند و به دفاع از جنایتکاران " خودی" قرار می گیرند. باید علیه چنین روحیه ی پلید ایستاد وحقیقت را بالا تر از هر چیز دیگر قرارداد.

  • حکایت است که در زمان های خیلی قدیم یک دیو وحشتناکی بود که هر از گاهی به شهر حمله میکرد و خانه ها را خراب و غذا و مال مردم را با خود میبرد. حاکم شهر در جستجوی راه حلی برامد و دست به دامن مردمان حکیم ان شهر برد. ار قضا یکی از این حکما اجازه خواست و بعد از مشوره با حاکم ، راهی دشتی شد که آن دیو در انجا زنده گی میکرد. از دیو پرسید که تو چرا هر از گاهی به شهر میایی و همه چیز را بر هم میریزی و خانه ها را لگد مال میکنی و مردمان را مثل مورچه زیر پا میکنی؟ دیو جواب داد که من مصروفیت دیگری ندارم. اینکار را مثل یک تفریح میکنم تا کمی اسوده خاطر گردم. اگر من مصروف باشم به یقین به این قسم امور نخواهم پرداخت. حکیم پیام دیو را به حاکم اورد و با مشوره با سایر حکما جهت مصروف ساختن دیو دست بکار شدند. قرار بر این شد که عجوزه یی برهنه بخوابد و از دیو خواستند که تو پکه بدستت بگیر و و فرج این پیره زن را پکه کن تا درز ان کاملا بسته گردد. دیو این پیشنهاد را پذیرفت و دست بکار شد و چندین ماه را مصروف پکه کردن بود و مردم از شر دیو اسوده زنده گی میکردند. از قضا روزی پیره زن به خواب رفت و بادی از وی خارج شد. دیو این بدید و با خود گفت که من چه موجود بدبختی هستم. بعد از چند ماه من موفق به بستن یک پارگی در وجود این عجوزه نشده بودم، پارگی جدیدی بوجود امد.همین بود که پکه را بدور انداخت و از شرم ناکامی به پشت کوه قاف رفت تا در انجا بمرد.
    کرزی هم که یک ادم چالاک و حرامی است، برای هر دیوی در افغانستان یک مصروفیت میپالد تا او را مصروف ساخته و از شرش اسوده گردد. ربانی هم بعد از اینکه توسط یاران بیوفایش مثل قانونی و عبدالله وغیره ، در بن از ریاست دولت اسلامی بر کنار زده شده بود گاهی گاهی هوس ارگ را مینمود. کرزی یک پکه کلان برایش داده و رئیس صلح ( هه هه هه ) مقرر گرد. یک مرغ جنگی را مسئول صلح ساخت. تا اینکه در راه پکه کردن جانش را از دست داد. مثال دیگر پکه کردن همین اسماعیل خان است که در وزارت اب و برق مصروف پکه کردن است، خلیلی و فهیم هم با دو پکه کلان مشغول پکه کردن هستند. کوتاه کلام اینکه در دولت کرزی چند صد وزیر مشاور غیر از پکه کردن دیگر کار ندارند. شما خود دقت کنید ، هزاران پکه گر را در دولت کرزی پیدا میکنید که صرف بخاطر مصروف شدنش برایش یک پست دولتی ساخته شده است. کرزی یک حرامی واقعی است.

  • شکرا له رحمانزی محصل ژورناليزم پوهنتون کابل !!
    شکرا له رحمانزی بی غیرت و بی ناموس این را خیال فاحشه خانه ننه شان کده !
    شکر الله خر زی سک زی شتر زی کوچی زی وطن فروش زی امریکا یها را بالای زنهای خود اوردید زی خدا کند فهمیده باشی مسعود تو را سمبه کرده زی ها !!
    بی غیرت و بی ناموس اگر زن شکرا له رحمانزی شب همرای شان همبستر نشدن، گناه از احمد شاه مسعود و تاجيك ها ست!
    از شما کرده انسان بی حیا و بی منطق در روی کره خاکی پیدا نیست!!!
    برادران اين خر زوى يكى از عمال با كستان است لعنت براین چوچه ها آی اس آی !!
    مرده گاوی کنید از این وطن فروشی بهتر است چون در آن حالت تنها مادر و زن و خواهرت را میفروشی !!!
    من چوب را ده کون شما می زنم!!!

  • آقای بهمن !
    نخست باید این نکته را یاد آور شوم که من در گذشته آن حرف های منطقی واصولی شمارا در زمینه ی ماهیت قبیله و نقشی که سیاستبازان آن در بحران کشور و تحمیل مصایب بر مردم داشته اند ودارند؛ مورد تایید قرار داده ام ولی با تحلیل های یکجانبه ی اوضاع و برائت دادن افراد معلوم الحال مربوط به دیگر اقوام از سوی شما وهر کسی دیگر مخالف بوده ام ومخالف خواهم بود . شما مرا به داشتن چند موضع متضادمتهم کرده اید . دقت کنید: من نقل قول از مسعود را برای نشان دادن عدم صداقت و قدرت پرستی ربانی آورده ام واین نمی تواند به قول شما عمل زیرکانه برای برائت مسعود باشد. من نگفته ام که مسعود فرشته بود وربانی دیو . من فقط ا ستدلال خودرا مستند ساخته ام . برای من احمد شاه مسعود دوران مقاومت ضد طالب قابل تایید ا ست نه مسعودی که در گذشته مرتکب ده ها اشتباه وحتا خیانت شده است . من از نظر تعلقیت اتنیکی به قوم تاجیک منسوب هستم ولی قومیت را هرگز مبدا و نقطه ی آغاز بحث بر سر مسایل بشری قرار نمی دهم . امیدوارم شما اینقدر استعداد داشته باشید که مفهوم سخن من را به درستی درک نمایید .پس اتهام شما پی پایه و زاییده ی شوکی است که از کامنت من بر شما وارد آمده است .من یک فرشید هستم ویک نظردارم . متناقض دیدن نظرات من زیر سر غرض ورزی ، عدم صداقت یا استیصال شما است .

    • سلام به آقای فرشید !
      ببین برادر عزیز! من خودت را به غرض ورزی ویا عدم صداقت متهم نمیکنم. نظریه هایت ولو اینکه مخالف من نیز باشد قابل احترام است ومن آنرا دشمنانه تلقی نمی نمایم. ولی این نظر جنابعالی که باید در دفاع ازآقای ربانی کف به لبهای من نیاید باشما موافق نیستم باید کف به لبهای ما بیاید اگر میدانیم که یک طرف دروقت وزمانش برحق بوده است.
      ولی اگر به این باور باشیم که همهء طرفها حق بجانب نبودند وهمه باطل بودند این دیدگاه دیگری است. ویا اینکه برعکس همهء طرفها درجنگهایشان حق بجانب بودند وهرکسی دلیل خودش را برای جنگ ارائه کرده است. این را نیز من نمیتوانم قبول کنم. کسی که مدعی است وی برحق است باید دلایلش را همراه با الترناتیف های عقلانی مطابق همان شرایط و وضع ارائه کند
      شما درپیام قبلی تان راست گفته اید هررهبر درگیر درجنگهای سالهای نود امروز دلیل خودش را دارد ولی این به عقل وسنجش خواننده ارتباط میگیرد که تا دلایل هرطرفی را دقیقا مطالعه نموده وبرداشت خودش را ارائه نماید وپرسهایش را مطرح سازد.
      مثلا آقای حکمتیار دلایل خویش را گفته است وکتابها ورسایل درین باره نوشته است. کتاب عبدالجبار ثابت که: کابل را کی ویران کرد موضع حکمتیار وحامیانش را تشریح کرده است . کتاب توطئه های پنهان وچهره های عریان به قلم حکمتیار نیز کوششی است ازجانب وی برای برائت دادن خودش واعضای حزبش.
      بهمین ترتیب سازمان راوا نیز تر وخشک را می سوزاند. بقایای جنرال نجیب الله احمدزی نیز درین باره نوشته اند وپیش گویی های جنرال نجیب الله را بحیث سند بخاطر صداقت وی ارائه می دارند. حزب وحدت آقای مزاری وناسیونالستان هزاره نیز با استفاده ازنام افشار حرف های خودرا زده اند. . شاید شما بحث مرا با آقای ستایش علی یکی ازسیکولارهای هزاره تبار وازهواداران آقای مزاری درکابل پرس خوانده باشید. ولی ازمیان تمام اسناد ونوشته ها خوانندهء دقیق النظر باید پرسشهای خودش را مطرح کند. این نمیشود که تمام نوشته ها درست وحق بجانب باشند ویاهمه باطل.
      فرشید محترم!
      نه مسعود فرشته بود ونه هم ربانی ومن این مطلب قبل ازهرچیز دیگر به آقای نظری نوشته ام. ولی پرسش این است که دربرابر تعصب کور دیگران که قرنها برای محو هویت بخشی ازانسانها پاهای شانرا لچ کرده اند ودرین راه ازهیچ ترفند ونیرنگ شیطانی دریغ نمی ورزند وحتی تعصبات قومی خودشانرا افتخار میدانند وبه آن مباهات می ورزند چرا باید صریح وپوست کنده صحبت نکنیم وبرایش تفهیم نمائیم که آقا ! این ره که تو میروی به ترکستان است.
      شما مرا به دفاع از رهبران قومی تاجیک کرده اید که گویا ازبند تعصبات قومی خویش نبریده ام؛ شما گل گفته اید. ولی آیا آدمکش خواندن ربانی درین مقاله توسط آقای نظری از دید تعصب قومی عنوان نشده است؟ چه میخواهید بگوئید که باید به نظری صاحب بنویسم هم شما راست گفته اید ولی من بخاطری این موضوع را نمی نویسم که متهم به تعصبات قومی نشوم؟ درحالیکه خودش نیز بدان معترف گردیدکه بلی وی این کاررا بخاطری میکند که دیگران تنها سلاطین پشتون را مسؤول بربادی افغانستان تلقی میکند. لذا وی مجبورگردیده تا تند تر!!!! بنویسد باوجودیکه ربانی آدمکش هم نبود. آیا این جالب نیست؟
      برای من خیلی . جالب است که حالا افشار بدستور رئیس جمهور ربانی بوقوع پیوسته است باید قومگرایان پشتون از آن پیراهن عثمان جور کنند وآنرا بحیث سند محکومیت برهان الدین ربانی ومسعود پیشکش نمایند ولی اگرهمین حادثه بدست رئیس جمهور پشتون صورت میگرفت نظر به اعتراف خود آقای نظری : مزاری نمایندهء تمام هزاره ها نبود. بناء شاید آنوقت نیز مانند کاندید محمد اعظم سیستانی که کشتار وتصفیهء نژادی هزار ه ها را توسط عبدالرحمن خان بخاطر ملت سازی توجیه می نماید آنوقت حادثهء افشاررا نیز خیلی ساده می نوشت که بخاطر برقراری نظم وامنیت آن حادثه لازم وضروری بود. بح بح!!!!! ومن وتو نیز از آن استقبال می کردیم که راست گفته ایی!!!!!!
      من درپیامهایم همیشه تاکید داشته ام که قضیهء افشار یک قضیهء حقوقی است. چه یکنفرغیر نظامی به تلف رسیده باشد وچه صد نفر. هرقوماندان وفرماندهء نظامی که مربوط تنظیمهای جمعیت اسلامی واتحاد سیاف می باشند بدون درنظرگرفتن تعلقیت نژادی شان مطابق ا سناد وشواهد محکمه پسند قابل محاکمه باشد باید مجازات شوند.. ولی این حادثه؛ حادثهء سیاسی وقومی نیست آنطوریکه ستایش علی وعوض نبی زاده وغیره نویسنده گان هزاره آنرا بدوش تمام تاجیکها ویا پنجشیریها ویا شمالی وال ها می اندازند؛ ویکتعداد جنگ اندازان پشتون نیز زیرنامهای مستعارهزاره وعلی وحسن وغیره به این آتش بنزین می افشانند. ربانی ومسعود بخاطر هزاره بودن افشاریها وشیعه بودن شان آن جنگ را براه نه انداخت ونه هم درین باره سندی ارائه شده است. بدون شک اگر یکطرف قضه دولت آقای ربانی است طرف دیگر آن نیز اقای مزاری کدام انعطاف وتنازل سیاسی ازخودش بروز نداده است ومطابق ویدیوکلیپهای که اکنون ازسخنرانیهای وی موجود است وی نیز عاشق ودلباختهء گلبدین حکمیتار بوده است ودرین تراژیدی سهیم می باشد.
      اما نشرات پشتونی مانند دستگاه اژیستاسیون هتلر زمانیکه یکی آن یک حرف را میگوید ازشعله ایی ومائوویست وافغان ملتی گرفته تا ملا واسلامگرای شان یک دهل را با همان یک ریتم بصدا می آورند چگونه باید برخورد کرد؟ من درپیامی که به شیراحمد نظری گذاشته ام وخودش ناخودآگاه اعتراف نموده که ربانی علیه تمام هزاره ها نجنگیده است ومزاری صرف رهبرسیاسی یک بخشی ازهزاره بوده است قبل ازآن نوشته ام که نه ربانی معصوم است ونه هم مسعود، اما کاربرد صفت آدمکش چقدر میتواند برآنها چسپ داشته باشد؟ آدمکش به کیها میگویند؟ آیا حد اقل من اگر وکیل مدافع برهان الدین ربانی هم باشم این حق را ندارم که بپرسم که آدمکش خواندن برهان الدین ربانی بخاطر این است که تاریخ باید خون ریزیها وآدمکشی های سلاطین وامرای پشتون را درتاریخ بفراموشی بسپارند؟ آیا این مصفانه است که ربانی ومسعود را درقطار ملا دادالله وملاعمر ومحمدگل خان مهمند وحفیظ الله امین؛ آدمکش خطاب کنیم؟ اگر کسی میگوید که ربانی ومسعود اشتباه کردند ویا اگر میگویند آنها لیافت حکومت داری خوب را نداشتند ونه هم کارایی وبلدیتی درادارهء یک کشور ویک وزارت دفاع را دارا بودند این سخن جداست که میشود راجع به آن یا نظر مثبت داد ویا منفی . اما اگر کسی بیاید وبا پررویی درچشمانت داخل شود وبگوید فلان نفر آدم کش است وبعد خودش نیز اعتراف کند که وی تند تر نوشته است وخودش نیز به آن باور ندارد آیا دربرابر چنین مزخرفاتی مگر لازم نیست که ازربانی دفاع صورت بگیرد؟ درینجا فکر میکنم که موقف شما درمحکومیت همهء طرفهای درگیر با معیارهای که نزد خودتان دارید به نفع هژمونیزم پشتون خیلی کمک میکند. باوجودیکه دربسیاری جهات حق بجانب شما بوده است. شاید من اشتباه کرده باشم. ولی موقف من این است که دربرابر هژمونیزم پشتونی کوشش میکنم که مدارا ننمایم. کسی را که یک قبیله گرای پشتونیست خوب میگوید بدون شک او خاین ترین فرد جامعه می باشد کسی را که آنها بد میگویند وی شریف ترین انسان روی زمین می باشد ولو ازقوم وتبار من باشد ویا نباشد.
      با احترام
      پرویز بهمن.

    • دوست عزیز آقای بهمن!
      البته من در دفاع ا زدوستی عزیز نه می‌پردازم، چون قسمت‌های این نقد آقای به من به من ربط داشت، به این دلیل جوابیه فرستادم، امیدوارم که این را نگره قومی وقبیله‌ی قضاوت نه کنید.
      در نخست نه‌می دانستم که شما چه را یک جانبه قضاوت می کنید، با درک این که شما دچار مرض روانی وتاثیر از دهه نود هستید، برای شما حق دادم تا یک جانبه قضاوت کنید، زیرا کسانی‌که دردهه نود پیشتر یا پس از آن زندگی می‌کردند، از صدای جنگ و آدم کشی متاثیر شده اند چنانچه امروز از صدای انفجارهای طالبان والقاعده، و با عدم درک درست مطلب با روحیه روانی، که ناشی از جنگ‌های میان گروهی دهه نود، دست به نقد قومی وقبیله‌ی می زنید.
      فراموش نه‌کنید، زمانی‌که پشتون گفتم، مردم پشتون بوده اند، نه عبدالرحمان، ملاعمر، ملادادالله، زمانی‌که ربانی گفتم منظورم تاجیک ها نبوده، زمانی‌که مزاری گفته ام، منظورم همه هزاره ها نبوده اند.
      حالا یک بار دیگر تقبیح می کنم کسانی، گروهی یا تنظیمی که دست به فجایع زده اند، مردم را در آن دخیل نه می‌کنم، من نوشته ام که ربانی با مسعود وسیاف وافرادش دست به جنایت زدند، ولی همه ی مردم تاجیک که نکرده اند، یا عبدالرحمان ملاعمر، دادالله دست به فجایع زده اند ولی همه‌ی پشتون که این کار را نکرده اند.
      اما برائت را که شما قایل شده‌اید، با کدام منطیق، از خواننده‌گان عزیز دوستانه می‌خواهم بدون در نظر داشت قومی حزبی، سمتی منصفانه قضاوت کنند.
      و این هم قضاوت شما آقای بهمن : من درپیامهایم همیشه تاکید داشته ام که قضیهء افشار یک قضیهء حقوقی است. چه یکنفرغیر نظامی به تلف رسیده باشد وچه صد نفر.
      به نظر شما انسان معنی ندارند، جز قوم وقبیبله، پس درین میان مردم بیچاره هزاره، پشتون ازبک و تاجیک چه گناه دارند، که درفجایع کشته شده اند؟
      از نظری حقوقی جرم را یک نفر مرتکب می‌شود، نه این‌که همه‌ی افراد یک قوم، نظر به قضاوت شما جنگ ربانی با تمامی هزاره ها ولو که دست فروش هم بود تفاوت نه داشته زیرا هزاره بوده، ومزاری به قومی از هزاره ها ربط داشته است، و باید نابود می‌شدند.
      من این قضاوت‌ها دور از انسانیت وشرافت انسانی میدانم، برای وضاحت ادعایم به این مثل اکتفا می‌کنم؛ اگر درخانه سه نفر باشند، پدر پسر وهمسر، پدر می رود به کار، فرزند، می رود دزدی می کند، یا آدم می کشد، از نظری حقوقی باید فرزند مجازات شوند، نه پدر و مادر، چنانچه از نظری شما باید همه این ها مجازات شوند، وتاکید نیز بر آن دارید.
      چون این نوع سیاست و قانون برگرفته شده از سیاست های عبدلرحمانی دوره سیایی طابانی‌ست، ازین چشم انداز شمان حالت دارید، که تداوی آن غیر ممکن است.
      استعمال صفت آدم کُش اما برای ربانی، که اشاره کرده اید، چرا دیگر اقوام را که دست به جنایت وحتا محو قومی از جغرافیایی سیاسی به‌نام افغانستان زده اند، نه برده اید، صبر می‌کردید، تا در مقاله‌های دیگر، چه‌گونه می‌نوشتم، دریک مقاله که 600 واژه‌ کم‌تر یا زیادتراست، نه‌می‌شود، دوسده جنایت را گنجاند.
      کسی‌که تعصبی قومی وجنایت هارا افتخار برایش میدانند، همان انسان های ناشرف قرن" بوغ" است، که من آن ها را درمیان انسان سده بیست نه‌می‌شمارم، شما را دلت تان.
      هدف از نوشتن مقاله هایم، آگاهی برای نسل جوان است، تا قربانی چنین سیاست‌های نادرست نه‌شوند.
      با دلایلی‌که بر شمردم شاید برای شما روشن شده باشد، من هم این را فراموش نه می کنم، که تاریخ کسانی را که مرتکب جنایت‌های ضد بشری شده اند فراموش می‌کنند، اکر فراموش هم شد تا حد توان به افشای آن دست خواهم زد، اما صادقانه.
      اختلافم با شما درین است که؛ شما و امثال شما جنایت های را که شماری از رهبران اقوام توسط افرادی‌شان انجام داده اند، همه‌ی ملیت را متهم می کنید( قانون جنگل)، من از رهبرا پشتون، و یا آن کسانی را که شما بر شمرده اید، دفاع نه می‌کنم، بل دفاع من از کسانی است، از هیچ خبر ندارند ولی در آتش قوم می‌سوزند، چنانچه باشنده گان افشار به جرم هزاره بودن درین آتش سوختند.
      بارها این مسئله را یاد آوری کردم ولی شما طفره رفتید. من چند بار است که نوشتم، اعلان تنفر می کنم از سیاست های ربانی ومسعود مبنی بر تباهی افراد ملکی، هم چنان عبدلرحمان ملاعمر، ملاد دالله و...، ودیگر افرادی مانند این ها؛ از هر قوم ونژادی که هستند، چیزی که برای من مهم است، انسانیت است، یادت باشد که از تاجیک هزاره پشتون ازبیک و هندوی و... دفاع خواهم کرد، نه از جنایت کارهای که در فجایع دست داشتند، اگر دست به فجایع زده اند، درلیست همین آدم کُش ها شامل خواهند بود.
      با احترام؛ شیراحمد نظری

    • آقای شیراحمد نظری!
      این را بدانید که بحث را کسی بامن به انحراف کشانده نمیتواند. نقطهء آغاز بحث من وتو ازهمین جا آغاز شده است که صفت آدمکش بالای برهان الدین ربانی چقدر میتواند عقلانی باشد وآنهم با معیارهای قبول شدهء که دربارهء رهبران چند دههء اخیر از داوود دیوانه گرفته تا تره کی وامین ونجیب الله وملاعمر وملا داد الله وحقانی وگلبدین ومحمدگل مهمند برای تان مثال زده ام؛ هیچ جواب قانع کنندهء شما ارائه نداشته اید جز اینکه بحث را طوری به انحراف کشاندید که خودتان اعتراف نمودید که جنگ برهان الدین ربانی درافشار علیه هزاره ها قومی نبوده است واین برائتی است که شما به برهان الدین ربانی داده اید حالا چه بخواهید حرف خودتان را پس بگیرید ویانه فایده ای ندارد.
      این اعترافات ناخود آگاه از قلم تان حالا بیرون جهیده است. اگر متوجه شده باشید من اصلا درتمام پیامهایم این مطلب راننوشته ام که کی ازکدام قوم نماینده گی میکند. صرف بعنوان مثال زمانیکه شما مسألهء افشار را یاد آوری نمودید من آن جنگ دولت برهان الدین ربانی با نیروهای نظامی آقای مزاری با منطق امروزی ام محکوم کرده ام.
      هرچند بعداز اعترافات صریح شما مبنی براینکه شما صفت آدمکش را به برهان الدین ربانی از روی مجبوریت به وی بخشیده اید ومطابق گفتهء خودتان تندتر نوشته اید بخاطریکه جرم سلاطین پشتون را سبک نموده باشید بحث را با شما زاید میدانم ولی بازهم برای ارائهء معلومات بیشتر درین زمینه که آیا درجرم عبدالرحمن خان تمام پشتونها میتواند شامل شود ویا نه ویا بخاطر سوء مدیریت برهان الدین ربانی وزنده یاد احمد شاه مسعود تمام تاجیکها میتوانند مقصر شناخته شوند ویا نه ویا اینکه رفتارهای خشن شهید مزاری میتواند نماینده گی ازکل هزاره ها بکند ویا نه این بحث را کاملا ازاصل بحث قبلی من وشما جدا میدانم وبرای معلومات بیشتر شما؛ اگر مایل باشید که این نوع بحث ها را تعقیب کنید لطفا آخرین مقالهء آقای حکیم نعیم را درکابل پرس پیدا کنید وجواب مرا درین رابطه که آیا بخاطر صدراعظم هاشم خان میتواند اولادهایش هم محکوم گردد ویا نه به تفصیل وبا دلایل منطقی جواب ارائه نموده ام که ازتکرار آن درینجا جلوگیری می نمایم ولی بازهم بصورت مختصر میخواهم راجع به نظریات شما درینجا چیزهای بنویسم که خالی ازمفاد به خوانندهء کابل پرس نیست. .
      درین پیام تان نیز مانند پیامهای گذشتهء تان باز میخواهیدخودتانرا به آب وآتش بزنید جناب عالی فرموده اید:
      « فراموش نه‌کنید، زمانی‌که پشتون گفتم، مردم پشتون بوده اند، نه عبدالرحمان، ملاعمر، ملادادالله، زمانی‌که ربانی گفتم منظورم تاجیک ها نبوده، زمانی‌که مزاری گفته ام، منظورم همه هزاره ها نبوده اند.»
      میدانم که منظور شما خلق پشتون بوده است نه عبدالرحمن ونه ملا عمر ونه هم ملا داد الله. شما را خدا خیربدهد. ولی این تلاش شما بیهوده است زیرا جنابعالی ازیک موضوع خیلی روشن وآفتابی میخواهید فرار کنید وآن: هژمونیزم ویا توسعهء طلبی وسیطره جویی قومی پشتونها بالای دیگر ملیتهای ساکن درافغانستان می باشد که سابقهء تاریخی دارد. شما زمانی میتوانید صداقت تانرا درین ادعای تان ثابت کنید که به نقد پشتونیزم یا پشتونوالی بروید نه اشخاص وافراد. مصیبت جانکاه درین منطقه تنها رهبران واشخاص پشتون که با افکار وعقاید مختلف می باشند نیستند مشکل گرایش وتمایتلات قدرت طلبانه وسیطره جویانهء پشتونیزم است که در وجود رهبران ونخبه گان پشتون وجود داشته ودارد. این فکر هژمویستی درمیان تیره ها وتبارهای غیر پشتون کشور وجود ندارد وهیچ یک ازرهبران تاجیک وازبیک وهزاره چه درگذشته وچه حالا ادعا نکرده اند که باید قندهار وپکتیا وهلمند را به تصرف بیاورد وزبان فارسی را بزور بالای مردم پشتون قندهار وپکتیا هلمند تحمیل نمایند. هزاره ها وازبیک ها میخواهند درکشورشان ودرخانهء شان غلامی هیچ قوم وملیت دیگری ننمایند ودرساختار دولت ونظام سهم مساوی داشته باشند. هیچ قومی بخود حق ندهد که خودرا پدر یک فامیل بداند ویا برادر بزرگ خودش را معرفی نماید.
      درحالیکه پشتونها بخاطر حفظ قدرت قومی زیر لوای یک خون آشام سفاک بنام عبدالرحمن خان بنیانگذار افغانستان معاصر بیش ازشصت فیصد هزاره ها را نابود کردند زنان شانرا به کنیزی بردند وتعدادی ازمردان را بحیث برده به بازارهای دنیا بفروش رسانیدند وتا امروز این فاجعهء بشری ادامه دارد وتخم کینه ونفاق میان انسانهای این سرزمین جوانه زده است ولی هیچ پشتون باوجدانی حاضر نیست که ازاعمال این سفاک بدلیل پشتون بودنش ازغیر افغانها معذرت خواسته باشد برعکس وی را بحیث پدر افغانستان معاصر برسمیت می شناسند وحتی برمزارش توسط همین پشتونها اکلیل گل گذاشته میشود وبه سطح رئیس جمهور کشور یعنی حامد کرزی درحضور همهء روزنامه نگاران هندی میگوید: یگانه پادشاه ایده آل نزدمن امیر عبدالرحمن خان است.
      پس شما آقای نظری هنوز هم باورمند استید که درجنایت عبدالرحمن پشتونها سهیم نیستند؟ کسیکه به اعمال ددمنشانهء یک فرد بدلیل اشتراکات قومی آن افتخار ومباهات می ورزد مجرم نیست؟ بهمین ترتیب محمدگل مهمند. بهمین ترتیب ملاعمر و ملا دادالله که تاهنوز نخبه گان پشتون اعمالشان را بخاطر حضور قوای خارجی درافغانستان جهاد میدانند. وشخصیتهای مانند روستار تره کی آنها را لقب قهرمانان ومدافعان اصلی وطن لقب داده است. همانهایکه در مزار ویکاولینگ تصفیهء نژادی راه انداختند ومردم را بدلیل هزاره بودن وتاجیک بودن شان نیست ونابود کردند. آیا کسی ازمیان پشتونها از هزاره ها بخاطر آن جنایات معذرت خواهی نموده است؟ ویا برعکس برای مشتعل ساختن آتش جنگ کوچی ها را مسلح نموده وزیرنام سرازیرشدن کوچی ها ویا اسکان کوچیها تمام راه های مواصلاتی رابرخ هزاره ها مسدود نموده وهزارستان را به محاصرهء اقتصادی کشانیده اند کدام پشتون حاضر شده است که درکنار هزاره ها علیه کوچی ها قرار بگیرد؟ آیا شما درین زمینه کدام سند ارائه داده میتوانید؟ گذشته ازین امروز حتی با یک تعداد پشتونهای کنیززاده درقندهار نیز سردچار استیم که ازطرف مادر هزاره وازطرف پدر پشتون تشریف دارند. ولی همین پشتونها این عبدالرحمن را پدر افغانستان معاصر دانسته بشمول جنابعالی برای تجلیل ازعملکردهای قومی وی قلم فرسایی میکنید ودیگرقدرت مندان پشتون قبر وی را درکابل دوباره اعمار ومحل زیارت عام وخاص گردانیده اند. بناء اگروجدان انسانی درین خاک و وطن وجود داشته باشد میتوانم که درجنایت این شخص (عبدالرحمن) تمام پشتونها ویا حداقل آن پشتونهایکه عبدالرحمن را تائید میکنند درجنایات ضدبشری علیه هزاره ها وازبیک ها وتاجیکها سهیم اند
      ملاصاحب محمد عمررا در وقت وزمانش نیز قاطبهء ملت پشتون بحیث امیرالمومنین پذیرفته بودند وبه اوبعنوان امیرالمومنین بیعت نموده بودند. برعکس مناطق تاجیک نشین وهزارستان وقطغن زمین درزمان این امیرالمومنیین به آتش کشانیده شد وصدای ازهیچ پشتونی بیرون نشد که این جنایات ضد بشری را محکوم نموده باشد بلکه برعکس؛ بر طبل پشتونوالی خویش بیشتر کوبیدند وبرای وحدت واتحاد اوغانهای لر وبر گلو پاره نمودند.مقاله های نبی مصداق هنوز درسایت راوا موجود است.
      بحث حقوقی:
      اینجا نیز میخواهید بحث را بکدام جای دیگر بکشانید ولی موفق نمیشوید ببنید که چه نوشته اید:
      «از نظری حقوقی جرم را یک نفر مرتکب می‌شود، نه این‌که همه‌ی افراد یک قوم، نظر به قضاوت شما جنگ ربانی با تمامی هزاره ها ولو که دست فروش هم بود تفاوت نه داشته زیرا هزاره بوده، ومزاری به قومی از هزاره ها ربط داشته است، و باید نابود می‌شدند.
      من این قضاوت‌ها دور از انسانیت وشرافت انسانی میدانم، برای وضاحت ادعایم به این مثل اکتفا می‌کنم؛ اگر درخانه سه نفر باشند، پدر پسر وهمسر، پدر می رود به کار، فرزند، می رود دزدی می کند، یا آدم می کشد، از نظری حقوقی باید فرزند مجازات شوند، نه پدر و مادر، چنانچه از نظری شما باید همه این ها مجازات شوند، وتاکید نیز بر آن دارید.»
      من باشما درین بحث حقوقی که اگر یکنفر صدنفر را به قتل برساند ویا اینکه صد نفر درقتل یک نفر باهم اشتراک نمایند شامل نمیگردم زیرا این بحث جدا گانه است.
      شاید منظور جنابعالی این باشد که جرم را برهان الدین ربانی بحیث فرد اول و درجه یک کشور انجام داده وزیر دستان وی ازگناه وجرمیکه مرتکب شده اند قابل بازخواست نمی باشند.
      این دلیل جنابعالی خیلی کودکانه وسطحی می باشد. فرماندهان نظامی درصورت ارتکاب یک عمل جنایی وضد بشری درصورتی میتوانند خودشان را برائت دهند که زنده گی خودشان درلحظهء ارتکاب جرم بخطر مواجه باشد.
      مثال می زنم:
      من فرمانده کل یک قوا می باشم وشما قوماندان یک بخشی ازقوای تحت فرمان من. من بشما دستور شلیک بالای مناطق غیر نظامی را میدهم . شما حالا باید بدانید که آیا این فرمان ضد بشری من به زنده گی شخص شما کدام ارتباط دارد ویانه. اگر می بنید که من زنده گی شما را درصورت عدم اطاعت بخطر مواجه نمی سازم شما حق دارید که ازشلیک بالای مناطق غیر نظامی بپرهیزید واگر اینکه میدانید که عدم اطاعت شما ازمن باعث مرگ خودتان میگردد درصورت شلیک بالای مناطق شما ملزم نیستید بلکه دلیل شما این است که اگر من شلیک نمیکردم زنده گی خودم بخطر مواجه میشد. این را شما میتوانید درقوانین جنگی وتخطی ازاصول وقواعد جنگی درقوانین بین المللی مطالعه فرمائید.
      بناء آن فرماندهانی که درافشار ویا هرنقطهء دیگر کابل دست به جنایات ضد بشری زده باشند به هیچ صورتی نمیتواند بار آنها را برهان الدین ربانی ویا احمدشاه مسعود حمل نماید. زیرا چنان سندی تاحال وجود ندارد که برهان الدین ربانی ویا مسعود فرماندهان نظامی خودشان را بخاطر عدم اطاعت ازفرامین عسکری بدار آویخته باشند.
      دوم اینکه تاکید من این است که باید جنگهای کابل نه ازنظر سیاسی بلکه ازنظر حقوقی بررسی شوند. آری! من حالا نیز به این نظر خویش تاکید می ورزم. زیرا درگرماگرم جنگها وانارشی که عامل اصلی آن گلبدین حکمتیار، وطرفداران جنرال نجیب الله احمدزی بودند بسا انسانهای جانی وقاتل ودزد ورهزن هم قصدا توسط رژیم قبلی اززندانها رها گردیدند ومسلح شدند تا بیشتر صفوف مجاهدین را بدنام نمایند ومردم به کفن کش سابق محتاج گردند. این نوع افراد مسلح برخلاف دستور فرمانده کل قوا؛ چه مسعود ویا ربانی ازقوانین جنگی سرپیچی نموده ودست به جنایات ضدبشری زده اند این نوع افراد چه یکنفر باشند ویا چه صد نفر قابل مجازات می باشند. ولی فکر کنم جناب عالی به این عقیده استید که نخیر! فرماندهان نظامی رده های پائین اگر هرجنایتی را مرتکب شده باشند قابل پیگرد قانونی نیستند صرف میتواند تمام گناهان شان را بدوش مسعود وربانی بیندازند وخودشان ازپیگرد قانون فرار نمایند زیرا اینها ازیکنفر دستور ویا فرمان برده اند.
      به نظرمن این قضاوت شما منصفانه وعاقلانه نیست. من درپیامههای قبلی ام نیزخاطرنشان ساخته ام که بسا افراد مسلح زیرنام مجاهد وغیره بعداز سقوط جنرال نجیب احمدزی اززندانها قصدا رها گردیدند ومسلح شدند این افراد به جنایات جنگی متهم می باشند باید درقسمت هرجانی وجنایت کاری که نام وهویت اش نزد بازمانده گان قربانیان ثبت گردیده است غور شود وبرای به محاکمه سپردن او ویا آنها تلاش صورت بگیرد.
      درین قسمت که گناهان ربانی ومسعود را نباید به تمام تاجیکها ربط داد باشما موافق استم.
      با احترام
      پرویز بهمن

    • روبا احمد نظری نمیتواند مفهوم نوشته و اصل مطلب را درک کند ودر ضمن همیشه از اصل موضوع طفره میرود و در جوابها یش همان اهداف که در کله اش زرق شده مینویسد که با پرسش هیچ مطابقت ندارد

  • جناب شیر احمد نظری مزاری قهرمان سمبل مقاومت وازادگی وشجاعت برای تمام هزاره ها است شاید در مورید سایر رهبران مردم هزاره مردم چندان تعصب وحساسیت نداشته باشد اما در مورید شهید مزاری با اطمینان میتوانم بگویم 98 درصد مردم هزاره به شهید مزاری احترام دارد مزاری را مدافع ارمان هزاره ها می داند چنانچه که مسعود قهرمان برای مردم تاجیک است ملاعمر برای پشتون ها دوستم برای ازبک ها مزاری نیز برای مردم هزاره یک قهرمان است که تمام زندگی اش وقف ارمان مردم هزاره نمود بعد از شهادت استاد مزاری چه در داخیل وچه در خارج تمام مردم هزاره از سالگرد شهادت وی تجلیل میکند این ربط به حزب وحدت ندارد دراروپا واسترالیا حزب وحدت نمایندگی ندارد

  • جناب شیر احمد نظری مزاری قهرمان سمبل مقاومت وازادگی وشجاعت برای تمام هزاره ها است شاید در مورید سایر رهبران مردم هزاره مردم چندان تعصب وحساسیت نداشته باشد اما در مورید شهید مزاری با اطمینان میتوانم بگویم 98 درصد مردم هزاره به شهید مزاری احترام دارد مزاری را مدافع ارمان هزاره ها می داند چنانچه که مسعود قهرمان برای مردم تاجیک است ملاعمر برای پشتون ها دوستم برای ازبک ها مزاری نیز برای مردم هزاره یک قهرمان است که تمام زندگی اش وقف ارمان مردم هزاره نمود بعد از شهادت استاد مزاری چه در داخیل وچه در خارج تمام مردم هزاره از سالگرد شهادت وی تجلیل میکند این ربط به حزب وحدت ندارد دراروپا واسترالیا حزب وحدت نمایندگی ندارد

    • اقای پرویز بهمن !
      متاسفانه شما درمورد این که گویا من با دو چهره در کابل پرس حضوردارم دجار اشتباه فاحشی شده اید .من آن فرشید نیستم که با نبیل مزاری در بحث بوده است . اگر خوانده باشید درجریان آن بحث من تذکر دادم که فرشید " دوم" باید تغییر نام دهد یا کلمه ای را به پس یا پیش نام خود بیافزاید زیرا که من پیش ازاو به نام فرشید در کابل پرس کامنت نوشته ام . چنان که فرشید دوم پذیرفت و در یکی از کامنت های خود کلمه ی " دوم" را پسوند نام خود ساخت. امیدوارم به اشتباه خود پی برده باشید .
      نکته ی دیگر این که من آن بخش نظرات شمارا که به ماهیت قبیله سالاری و پیامد های مصیبت باری که از استمرار حاکمیت قبیله بر مردم ما وحتا منطقه وصلح جهانی تحمیل شده است؛ تایید کرده وبا آن همنوا بوده ام ولی موضع واستدلال شما را درمورد برائت دادن افراد مسوول مربوط به دیگر اقوام در جنگ های کابل و کلآ در رویداد های بیش از سه دهه ی اخیر - مردود دانسته وبا آن همنوا نیستم.چنین نگرشی با نگرش قبیله ای تفاوتی ندارد .
      شما فرموده اید که گویا من با نقل قول از مسعود درمورد ربانی ؛ دو چهره از خود نشان داده و " زیرکانه" مسعود را اززیر ضربه خارج ساخته ام . به شما باید روشن سازم که من با آن نقل قول تنها ادعای خودرا مستند ساخته ام نه این که گوشه ی چشمی به مسعود داشته باشم.برای من تنها در یک مقطع - رهبری مقاومت ضد طالب - درزندگی مسعود یک نقطه ی مثبت است نه آنچی که در گذشته انجام داده ومرتکب خطا ها ی فاحش وحتا خیانت نسبت به مردم وکشور شده است .
      من بدین باورم که مبارزه ی ضد قبیله سالاری را نباید به جعل تاریخ ، توجیه جنایات گروه های مربوط به دیگر اقوام و مشروع جلوه دادن ناروایی های جنگ های کابل به پیش برد در غیر آن صداقت ما زیر سوال خواهد رفت . معیار شما در مبارزه علیه قبیله سالاری چیست؟ تقدس بخشی به قومی که خود به آن منسوبید؟ یا اصل آزادی وعدالت که تقسیم ناپذیر به قوم وتبار بوده تمام شهروندان وباشندگان کشوررا شامل می شود؟ اگر شما یک روشنگر ودنبال حقیقت هستید نباید به جو ارتجاعی حاکم بر کشور مبتنی بر - هر قوم باید خودش را نجات دهد - و دعوای اصالت قومی ؛ تسلیم شوید ودنباله رو حوادث وجریانات باشید . شما باید اندیشه های انسانی و ارزش های دیموکراسی را تبلیغ کند نه این که در مسابقه ی " اصالت" قومی سهم بگیرید . امید وارم با این مختصر درک نموده باشید که من یک فرشیدم و یک نظر دارم و باور های خودرا پنهان نمی کنم .

    • آقای فرشید!
      اینکه چگونه بخاطر تحقق عدالت باید مبارزه نمود بیائید اول نام افغانستان را تغیر دهیم؛ تاریخ افغانستان را ازسر بازخوانی نمائیم؛ شخصیتهای جعلی که بنامهای قهرمان وناجیان این ملت برمردم تحمیل گردیده اند بنامهای جنایتکاران تاریخ برسمیت بشناسیم وملیتهای ساکن را بحیث شهروندان متساوی الحقوق این کشور برسمیت بشناسیم وحدود وثغور این کشوررا تعین نمائیم. سرود ملی وزبانهای ملی این کشوررا همه برسمیت بشناسیم؛ آنگاه برای نقد عملکردهای مسعود وربانی نیز وقت پیدا میشود ولی تا آنوقت هرکی به این باور باشد که مسعود وربانی را با محمدگل مهمند ودادالله وملاعمر وحکمتیار وحفیظ اله امین وتره کی وداوود درقطار جنایتکاران تاریخ بیاوریم ؛ کار عقلانی نمی کند.
      با احترام
      پرویز بهمن

  • ملاى هندوستانىدل ما حرف زد.ولى ملا ىبشتون با كستانى هم كفت كه قوم رذیل وبی غیرت منظور از صحیت قوم رذیل وبی غیرت ملا بشتون با كستانى قوم با كستان است نه همه قوم بشتون !!! .
    چقدر باعث گمراهی خود وتوده های قوم با كستان است. شده است !!!.
    ملاها که همه اش همین اند , دیگری شده نمیتوانند!!!
    شکرا له رحمانزی د کابل پوهنتون محصل د ژورناليزم محصل!!!

  • حرامی, مفعول , و پست جاسوس ISI را چه بر گذشت روزگار و نو یسنده گی در مورد قهرمان ملی مسعود !!!!!!
    همه خیانت ها و وطنفروشی برای ای اس ای ISI و پاکستان بوسیله رحمانزی حرامی, مفعول , و پست جاسوس ISI صورت گرفته!!!!!!!
    من خو در روزنامه ها خواندم که عساکر امریکایی شب هشت هزار افغانی برای یک دختر باکره و شب چهار هزار برای یک خانم پرداخت می کنند در بگرام.!!!!********
    که همه پید ا کردن دختر ها باکره و خانم ها را شکرا له رحمانزی و خانم مقبولتش كه مرتکب فساد اخلاقی شده به دوش دارند!*****!!!!!
    0784035745
    0706818782
    0782109652
    0786611240
    0780031128
    مطابق اتهام مطرح شده دوسیه فساد اخلاقی خانم تانرا در لوی څارنوالی کابل حذف کنید !!!
    شکراله خنزیرزوی تو خو دلال استی نمره های تلفون نفری هایت را همیشه میتی آفرین!!!!

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.