برای پاسخ به سوالات فوق باید زمینه های مداخلات بیگانگان را در داخل کشور جستجو کرد که مهمترین آنها عدم هویت ملی، نبود ارزشهای مشترک (تضادهای ارزشی)، تمامیت خواهی های قومی، خاطرات تلخ تاریخی، عدم شناخت متقابل در بین اقوام، و عدم تمایل برای همزیستی مسالمت آمیز می باشد. برای اینکه ریشه مشکلات فعلی و تاریخی کشور دقیقآ ارزیابی گردد، زمینه های مداخلات بطور فشرده بررسی می گردد.
الف. عدم هویت ملی
واژه افغان (اوغان) از نگاه تاریخی تنها برای پشتون ها استفاده شده است. هم اکنون درشمال و مرکز افغانستان که ساکنین آن غیرپشتون اند واژه اوغان را فقط برای شناخت پشتون بکار می برند. نام افغانستان که معنی آن سرزمین افغان (اوغان) است برای شهروندان غیرپشتون که حدودا 80 فیصد نفوس کشور را تشکیل می دهند یک نام تحمیلی و بیگانه محسوب می شود. تاجیک ها، هزاره ها، ازبیک ها و سایر اقوام این سرزمین در جستجوی هویت گمشده خویش اند. همینطور در صدها مورد دیگر اختلاف هویتی فی مابین اقوام پشتون و غیرپشتون وجود دارد که در اینجا مجال توضیح انها نمی باشد. فقط در این جا به دو مورد دیگر به عنوان نمونه یاد آوری میگردد. لویه جرگه تنها برای پشتون وسیله حل اختلاف در تاریخ قبیله گرایی شان محسوب می شود اما دولتمردان پشتون آن را هویت ملی می بخشند در حالیکه برای سایر اقوام وسیله جز فرار از قانونگرایی و استهزا به خانه ملت (پارلمان) چیزی دیگر معنی ندارد. نمونه دیگر آن موضوع خط دیورند است. دیورند مشکل پشتون است نه سایر اقوام و نباید اقوام غیر پشتون از آن صدمه بیبند. دیورند بواسطه امیر عبدالرحمن خان پشتون و سایر خلفای بعدی اش امضا وتایید شده است. شاهان پشتونی بعد ازتاسیس پاکستان بدلیل خط دیورند پاکستان را برسمیت نشناختند و زمینه دشمنی حکومت های پاکستانی را برای مردم این سرزمین ایجاد کردند. پشتون اگر پشتونستان می خواهد چرا نتایج تلخ آن را مردم غیرپشتون متحمل شوند؟
ب. عدم موجودیت ارزشهای مشترک
پشتون ها که عمدتا در جنوب وشرق کشور زندگی می کنند ارزشهای متفاوت از سایر اقوام دارند. نمونه های عمده آن پشتونوالی، حل مسایل مورد اختلاف با دایر کردن جرگه های قومی و اعتقاد بر برتری پشتون ها بر سایر اقوام کشور اند. پشتونوالی حتی برای برخی از پشتون ها مقدم تر از مذهب است. در حالیکه تاجیک ها، هزاره ها، ازبیک ها و سایرین با ارزشهای مانند قانونگرایی و اصول شهروندی سازگارتر اند.
ج. تمامیت خواهی های قومی
طوریکه قبلا اشاره گردید، پشتون ها در طول تاریخ این کشور و هم اکنون برای بدست داشتن قدرت برای هرنوع معامله ای آماده اند. معاملات سلسله سدوزایی ها و سلسله محمدزایی ها با انگلیس و روس؛ و همینطور اشغال کشور توسط اتحاد شوروی بالوسیله معامله گری سردمداران پشتون نمونه های روشن تاریخی است. همین اکنون هم پشتونها برای اینکه قدرت را به قبضه داشته باشند از هیچگونه فریبکاری و حیله دریغ نمی ورزند. نمونه ان انتخابات گذشته ریاست جمهوری کشور است.
د: خاطرات تلخ تاریخی
تاجیک ها، هزاره ها و ازبیک ها بطور سیستماتیک مورد تهاجم، قتل عام، کوچ های اجباری و تبعیض تاریخی توسط امیران و پادشاهان پشتون قرار گرفته اند. به علاوه جنگهای داخلی در دهه نود میلادی نمک تازه ای بود بر زخم های کهنه اقوام غیر پشتون. البته در جنگهای داخلی تنها اقوام غیر پشتون خسارت ندیدند بلکه عده زیادی از مردم بیگناه پشتون نیز صدمات جبران ناپذیر را متحمل شدند.
ه. عدم شناخت متقابل بین اقوام
در طول تاریخ این کشور اقوام این سرزمین در دره ها و کوهستانات صعب العبور به دور از همدیگر زندگی نمودند که زمینه ای برای عدم شناخت درست از همدیگر بوده است. تهاجم ها، غصب سرزمین ها، کوچ های اجباری، و تبعیض مداوم عوامل دیگر برای عدم شناخت متقابل محسوب می گردد. این عدم شناخت فاصله ها را روز بروز پهنتر ساخته است که نتیجتا باعث عدم اعتماد فی مابین اقوام شده است. همین حالا درشهرهای بزرگ مانند کابل، هرات و مزارشریف که اقوام پشتون، تاجیک و هزاره ساکنین عمده آن ها می باشد بدلیل عدم اعتماد و شکاف های اجتماعی عملا چهره این شهرها را به سه کمپ قومی تبدیل کرده است. بطور نمونه شهر کابل را ازنگاه قومی به سه قسمت تقسیم کرد: شرق و جنوب شهر پشتونها، شمال تاجیک و غرب هزاره اند.
و. عدم تمایل به زندگی مسالمت آمیز
مشکلات تاریخی، عدم ارزشهای مشترک، و عدم شناخت درست از همدیگر باعث گردیده که اقوام بزرگ مانند پشتون، تاجیک ، هزاره و ازبیک تمایل برای همزیستی مسالمت امیز نداشته باشند. امروز اقوام غیر پشتون به خاطر آرام به مناطق شرق و جنوب کشور مسافرت نمی توانند و به همین منوال پشتون ها به مناطق غیر پشتون. حتی در شهر کابل پشتون ها و تاجیک ها جرات خرید و یا کرایه آپارتمان در قسمتهای هزاره نشین ندارند و همینطور تاجیک ها و هزاره ها در قسمت های پشتون نشین.
در چنین فضای که عدم هویت ملی، مشکلات تاریخی، عدم ارزشهای مشترک، عدم درک متقابل و عدم تمایل اقوام به زندگی مسالمت آمیز در کنار همدیگر باعث مداخلات قدرتهای منطقه ایی و بین المللی، ویرانی، فقر، تروریزم، انتحار، دلهره و وحشت روزانه از بمبهای کناره جاده ای، ترس از آینده مبهم، مهاجرت جوانان بطور دسته جمعی، و سایرشوم بختی های برای ساکنین این سرزمین شده است، بهتر است که راه حل معقول تر پیشنهاد گردد تا مشکلات
مردم این سرزمین حل شده و دیگرکشور بنام افغانستان به عنوان باردوش جامعه بین الملل نباشد.
بنظر میرسد که مشکلات فوق الذکر راه حلی جز تجزیه کشور در دراز مدت ندارد. به باور اغلب اگر نیروهای امریکایی بعد از 2014 افغانستان را ترک نماید، جنگ داخلی دیگری در کشور اتفاق خواهد افتاد. پس برای جلوگیری از جنگ خانمانسوز و پایان بخشیدن به این تراژیدی 260 سال و اندی وظیفه هر فرد اگاه این سرزمین است که برای ایجاد گفتمان سالم برحسب واقعیت های تاریخی و فعلی کشورچگونگی تجزیه افغانستان را بردو کشور جدید برای پشتون و سایر اقوام اقدام نمایند. البته این نگرانی وجود دارد که برچسب خیانت ملی بطور اتوماتیک از طرف دوستان به ظاهر( ملی گرا) بر پیشانی این چنین اشخاص زده خواهد شد، اما روشنفکران این مرزو بوم این را باید رسالت انسانی خویش دانسته و هراسی از توهین و تهمت نداشته باشند. تجزیه افغانستان به پشتونستان و خراسان یگانه راه حل برای جلوگیری از جنگ، مداخله بیگانگان و سایر شوم بختی ها برای تمام اقوام این سرزمین خواهد بود. این به نفع پشتون است چون انها می توانند در کنار همدیگر زندگی مسالمت امیز داشته باشد. همینطور به نفع اقوام غیر پشتون خواهد بود چون خاطرات تلخ مشترک، ارزشهای مشابه، و از همه مهمتر هویت مشترک بنام خراسان زمین انها را درکنار همدیگر جمع خواهد کرد.
برای خواندن خبر، گزارش و تحلیل درباره ی تجزیه ی افغانستان اینجا را کلیک کنید.
نظرات
38 دیدگاهچرا تجزیه افغانستان؟
Mr angry Eli
DO you really think that you could send us to Sulaiman mountain????really?o
Where did you get the idea that we stole this land from hazara? YOu may be angry , but you did make me lough
you really think that you will rain bomb on us and take away our land
Where will you get the bombs from? elli
Pushtoon time is not coming to an end, we just have started
and you have nothing to do with khursan or tajik,
tajiks are our Arian brothers,and khurasan is another historical name , which afghanistan was part of it
I won,t tell you where Hazara are from ? I,ll leave that for you to find out, and it,s easy, just look at yourself at the mirror and tell me what you see?o
I invite you back to reality
be a proud afghan
love afghanistan
don,t be a traitor
AND YOU WILL BE ALLRIGHT
چرا تجزیه افغانستان؟
نه کل بانه نه کدو، خاک به سر همه شما.
با این پیام های تان ابروی خود را میبرید.
چرا تجزیه افغانستان؟
نویسنده محترم اگر افغا نستان تجزیه هم شود که امکان ان موجود نیست بزر گترین نقص ان به هزاره ها میرسند ازبکها پان ترکیزم میخواهد تاجیکها تاجیکستان بزرگ کاردارد هزاره چه میخواهد به کدام سرحد ایا با ایران که ناممکن است اطراف واکناف هرات همه پشتونها زندگی دارد هزاره ها باید متوجه دسیسه دشمنان خود باشند فریب نوکران غرب در راس امپریالیزم ته خورند هوشیار باشید
چرا تجزیه افغانستان؟
جناب میوند:
تشکیل افغانستان یک امر غیر طبیعی است. در صورت تجزیه، اقلیت ناچیز پشتون ها در دامن پشتون های پاکستان جذب و حل می گردند و باید هم چنین گردد. اگر قرار اظهار شما تاجیک ها با تاجیکستان و ازبکها با از بکستان ملحق گردند در آنصورت قسمت اعظم خاک افغانستان در هزارستان منحل گردیده و حق به حق دار خواهد رسید. پشتون ها ثابت ساخته است که هیچوقت به افغانستان علاقمند نبوده و همیشه نسبت به این کشور مصنوعی خیانت نموده اند. آنها بهر قیمتی است باید خود را ضم برادرهای پاکستانی شان سازند و از نظر من این یک حق مسلم شان است.
چرا تجزیه افغانستان؟
در صورت تجزیه افغانستان، هموطنان هزاره ما درین بازی بازنده خواهند بود. به این دلیل:
اول، مناطق مرکزی هزاره نشین در صورت تجزیه، بین شمال و جنوب محاصره خواهد ماند.
مناطق مرکزی کشور آنقدر از غنایم طبیعی مانند زمین های قابل کشت و معادن برخوردار نیست. ازین لحاظ باشندگان این منطقه باید تمام مواد مورد نیاز خود را یا از شمال یا از جنوب خریداری کنند. این وابستگی اقتصادی میتوان به حیث ابزار فشار های سیاسی بالای قوم هزاره سوء استفاده قرار گیرد. باز هم همین قوم هزاره در بین دو سنگ آسیا بین شمال و جنوب آرد خواهد شد.
دوم، اگر تصور کنید که در صورت تجزیه، مناطق مرکزی به شمال تعلق میگیرد و از همه حقوق سیاسی با مردم شمال برابر خواهند بود، جزء یک خیال باطل چیزی دیگری نیست. جنگ های کابل این ادعا را ثابت کرد، که رهبران جهادی دوستان و هم پیمانان طبیعی همدیگر نیستند. هرکدام اینها حتی به قوم خود خدمت نکرده اند، چه رسد که با قوم هزاره صداقت کنند.
سوم : تجزیه افغانستان باعث کوچ های اجباری تمام اقوام افغانستان و ازهمپاشیدن فامیل هایکه اعضای آن از اقوام مختلف تشکیل شده است ،خواهد گردید.
فاجعه ای که ازین لحاظ نصیب مردم بیچاره ما خواهد شد، شاید در تاریخ افغانستان نظیر نداشته باشد.
چهارم، همین جنگسالاران، زورگویان و مافیای مواد مخدر، در رأس دولت های تجزیه شده قرار خواهند گرفت و همین بی عدالتی ها ادامه خواهند داشت.
بعد نه جامعه جهانی وجود خواهد داشت که به داد مابرسد، نه دولت کرزی که همه گناه را به گردنش بیاندازیم.
چرا تجزیه افغانستان؟
جناب نادر:
خدا سایه شما جناب عالی را از سر هزاره ها کم نسازد. شما براستی هم که یک غمخوار واقعی مردم بدبخت هزاره ها می باشید ولی شما نگفتید که شرائط وحدت در افغانستان چیست و ساکنین افغانستان تحت کدام شرائط با هم متحد مانده می توانند؟ آیا قوم پشتون از سیاست تفوق طلبی خویش بالای ساکنین این کشور و مزدوری و وطنفروشی برای خارجیان دست می بردارند یا ساکنین افغانستان بخاطر بقای این کثافتستان باید این همه کارهای ننگین و وطنفروشی را تحمل کنند؟ شما نگفتید که افغانستان در طول حیات خویش چه دست آوردی برای ساکنین این کشور جز بدبختی و سر خوردگی داشته است؟ بجز یک اقلیت طفیلی که از وجود افغانستان بحیث یک گاو شیری نفع می برند، اکثریت مطلق مردم افغانستان از محو آن نفع می برند، بدون در نظر داشت این مطلب که چه بدبختی هائی نصیب شان گردد. افغانستان خود یک بستر ذلت و سر افگندگی و ننگ بشری بوده، است و خواهد بود.
چرا تجزیه افغانستان؟
حناب باب بیتا،
کسیکه مانند خودت از میهن پدری اش (اگر پدری داشته باشی) اینقدر نفرت داشته باشد، به نظر من اصلاّ صلاحیت ندارد، که در رابطه با سرنوشت ملت آن چیزی بگوید. بهتر است، در هر جای خارج از افغانستان که زندگی میکنی، پی کارهای شخصی ات بروی. بگذار به گفته خودت این"کثافتستان" را به مردم ستمدیده اش. بیش ازین بالای زخم های ما نمک نپاش.
بلی، من تمام اقوام افغانستان را به مثابه خواهر و برادرم دوست دارم، غم و خوشی هر کدام شان غم و خوشی من است.
اگر افغانستان به تو چیزی نداده، پس از خودت بپرس، که تو به افغانستان چه دست آوردی داشته ای؟
چرا تجزیه افغانستان؟
دوستان عزیز:
یگانه قومی که علیه استقلال و تمامیت ارضی افغانستان سهم فعال دارد قوم پشتون است. بطور مثال قبول نکردن خط دیورند بخاطر تعلقات قومی با پشتون های پاکستان بهترین مثال سلب حاکمیت و استقلال ملی افغانستان است. هیچ تاجیک ادعای اتحاد با تاجیک های لر و بر را نکرده و نمی کنند. عین سخن در مورد ازبیک ها و هزاره ها صدق می کند. یک کشور زمانی مستقل بوده می تواند که مرزهای مشخص و قابل دفاع داشته باشد. چون افغانستان مثل قبر ملا نصرالدین حدود معین و مشخص ندارد بناء قابل دفاع نیست و تمامیت ارضی و استقلال آن مفهوم ندارد و یگانه قومی که این امتیازات را از افغانستان سلب نموده همانا قوم پشتون بخاطر وفاداری شان با پشتون های پاکستانی می باشد. قوم پشتون در مقایسه با سائر اقوام در اقلیت قرار داشته و در مقایسه با پشتون های پاکستان تقریبا 20 در صد آن ها را تشکیل می دهد. چه خوب که این اقلیت با برادران پاکستانی خویش ملحق گردیده تا هم خود شان و هم ساکنین غیر پشتون افغانستان بزندگی خویش برسند. سر چپه گپ که ادعای الحاق پشتون های پاکستان با افغانستان مطرح می گردد هم از نگاه منطق و هم از نگاه سیاسی ممکن نیست زیرا پشتون های پاکستان نسبت به کشور شان یعنی پاکستان صادقانه وفا دارند. وفاداری انها به وطن شان با پشتون های اقلیت افغانستان قابل مقایسه نیست.
چرا تجزیه افغانستان؟
زمانیکه ما ازتجزیه حرف میزنیم هدف مااین نیست که ما ازقوم پشتون نفرت داریم، زیرادرمیان پشتون هاانسان های خوب هم وجوددارد. هدف ازتجزیه صرف رهایی ازبدبختی، فلاکت وجنگ خانمون سوزاست. به نظرمن افغانستان غیرازتجزیه دیگر راه حل ندارد. زیرا:
پشتون ها یک عقیده رادرسردارند که برای آن حاضربه انجام هرکاراستند، واین عقیده عبارت ازاین است که پشتون ها سال ها بالای غیرپشتون ها حکومت کرده واین سلسله تا ابد باید ادامه یابد. آنها این هدف رامقدس وبرای رسیدن به این هدف حاضربه انجام هرکارهستند. البته پشتون ها هم صلح، رفاه، ترقی، پیشرفت میخواهند ولی مقدم ترازهرچیزاین است که باید حکومت ازریس جمهورگرفته تا مامورشاروالی همه باید پشتون باشد. کشیدن این مفکوره ازذهن پشتون ها تقریبآ یک امر غیرممکن به نظرمیرسد. ازجانب دیگردنیا فعلآ به جایی رسیده که مفکوره ها فرق نموده واقوام غیرپشتون دیگر حاضرنیستند که با وجودیکه بیشترین جمعیت کشورراتشکیل میدهند دوباره به شکل غلام با پشتون ها زنده نمایند. بنابرین نه میتوان ذهن پشتون هارازاین مفکوره پاک نمود ونه میتوان غیرپشتون هارا قناعت داد که دودست خودو حقوق خودراتسلیم نمایند پس تجزیه خوبترین ومعقول ترین راه به نظرمیرسد. برادران پشتون نیزبه آرزوی خود که عبارت ازیک حکومت کاملآ پشتون وتکلم 100% کشوربازبان پشتو میرسند ومیتوانند بعدازآن به ترقی، پیشرفت وآسایش فکرنمایند واقوام غیرپشتون نیزازظلم وستم رهایی یافته به فکر ترقی و پیشرفت باشند. این به صلاح تمام مردم افغانستان است.
ازتمام برادارن پشتون وغیرپشتون میخواهم کمی عمیق ترو عاقلانه ترفکر کنید اگر ماوشما برای همیشه درکنار هم دریک فضای جنگ ، انتحار، بدبختی، خشونت، آدم کشی، دربدری، فلاکت وبدبختی زنده گی کنیم خوبتراست یا جداازهم دریک فضای کاملآ ارام، آسوده وروبه ترقی زنده گی کنیم. مشکل پشتون وغیرپشتون مشکل یک ماه گذشته، یک سال گذشته نبوده که بتوان به آن راه حل پیدا نمود، بلکه مشکل دهه ها است که مطمیننآ راه حل آن درکوتاه مدت ممکن نیست. شاید یک روزی این مشکل حل شود مانند مشکل سیاه پوست وسفید پوست درامریکا ولی من مطمین هستم که زمان بسیاردراز را دربرمیگیرد، وما چرا باید اینقدر مدت زیادرا تحمل کنیم؟ چرا این قدرمدت زیاد بدبختی، آدم کشی وفلاکت راقبول کنیم؟ که یک روزی مشکل قومی درافغانستان حل میشود. چرا همین حالا اقدام به این کارنکنیم؟ واین زنده گی درکناریکدیگر ارزش تحمل این بدبختی وفلاکت رادارد؟ بنآباید درافغانستان یک همه پرسی صورت گیرد وتمام مردم رای به تجزیه بدهند
چرا تجزیه افغانستان؟
برادرم آقای احمدی،
اگر چند تا احمق برتری خواهی پشتون ها را در سر میپروارند، اینها انسانهای خائن، قدرت طلب و مافیائی اند، که نه برای رفاع ملیت های غیر پشتون و نه برای رفاع قوم پشتون کاری کرده اند. جزء دالر اندوزی و نوکری برای خارجی ها. این نوع رهبران خائن در همه اقوام افغانستان وجود دارد، که آرمان های مردم افغانستان را فدای خواسته های شخصی خود میکنند و سر جوال را با دزدان برتری خواه میگیرند.
به نظر من، برای اینکه از شر این جنایتکاران و دزدان نجات یابیم، نباید خانهء خود را ویران کنیم، بلکه این جنایتکاران و دزدان را از خانه ای خود بیرون برانیم. به جای اینها، رهبران صادق و مردم دوست را ازبین خود انتخاب کنیم.
چرا تجزیه افغانستان؟
به فکر من این نادر درایام شیرخواره گی مغز خررا نوش جان کرده است که حتی درین سن وسال نیز تفکر خری از ذهنش دور نشده است.
من برای این نادرنام میگویم
او خر او اولاغ!
تو ازکدام خانهء مشترک حرف میزنی که باید ویران نشود. مگر حرفهای نویسندهء مقاله آقای جمال را خوانده ایی ویانه؟ او چه نوشته است؟ پایتخت کشورت میان سه قوم بزرگ تقسیم شده است. شکاف وبی اعتمادی میان گروه های قومی روز بروز افزایش می یابد، احساس غرور برادر بزرگ مبنی برمستحق بودن حاکمیت سنتی وعنعنوی جریحه دار شده است وهر لحظه علیه غیر پشتونها دندانخواهی میکند تو بی عقل بیدانش خر ازکدام خانهء مشترک حرف میزنی؟ مگر اینقدر نشرات پشتونی وشخصیتهای پشتونی درنظرت چندتا نفر محدود آمده است؟
تا چه وقت پشتونها ازیکطرف بدروغ مظلوم نمایی کنند وازطرف دیگر دمار از روزگار مردم غیر پشتون برارند؟ چند سال دیگر تو انسان خبیث درین کرهء خاکی زنده خواهی بود؟ چرا باید مثل سودان تیمورشرقی وبنگلدیش هرملت وقوم کشورجدا گانهء خویش را نسازد؟
چند نسل دیگررا میخواهی قربانی این شعارهای توخالی خاک مشترک؟؟؟؟ وغیره مزخرفات نمایی؟
واقعا که انسان بی حیا استی
چرا تجزیه افغانستان؟
بهمن اوباش، تفاله پرچمی و چوکره جهادی!
مرا مجبور نساز که به زبان تو اوباش و بیمار روانی سخن بگویم. تمام دشنام هایت را به خودت واپس میدهم.
تو بدبخت از حیا حرف میزنی. کی بی حیا و خبیث تشریف دارد؟ کسیکه این همه کثافت استفراق میکند، یا کسیکه به او دشنام داده میشود؟ ترا به خر یا حیوان دیگرتشبیه کردن، واقعاّ احانت به خراست.
چرا تجزیه افغانستان؟
نادر اوغان قبیله یا اولاغ مجسم!
کابل پرس تشناب ببویت نیست که آنرا به دشنامکدهء باباهایت میخواهی تبدیل نمایی. من هرگز نمیخواهم تفاله ویا چوکرهء کسی ویا کسانی باشم ولی خودت درهمین جا اعتراف کرده ایی که چوکرهء رمضان بشردوست تشریف داری. اواوغان خر!
تو حد اقل درین تفاله بودنت هم صداقتی به رمضان بشر دوست بیچاره هم نداری ومیخواهی زیر واسکت رمضان بشردوست داخل شده ودیگران را علیه وی تحریک نمایی. من بی حیا تراز تو درکرهء زمین ندیده ام زیرا اگر تو شرم وحیا میداشتی دیگر ازشرم باید درکابل آب می شدی
چرا تجزیه افغانستان؟
روان شناسان توصیه میکنند، که با بیماران روانی ( از قماش بهمن) نباید جر و بحث کرد. زیرا اکثریت آنها خاصیت عنکبوت را دارند.
به این معنی که، با زیرکی تمام میکوشند، با استدلال های ضد و نقیض ،استفاده از تاکتیک های کج بحثی و از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن، طرف مقابل را مانند عنکبوت تارپیچ کنند. بدون اینکه طرف متوجه شود، درسیستم فکری بیماراو بَند میماند. ازین طریق بیماران روانی برای مدت کوتا آشوب درونی شانرا تسکین میدهند.
روانشناسان صلاح را درین می بینند، که مقابل بیماران روانی باید خاموشی اختیار کرد.
اگر باور نمیکنید، هرکتاب اپتدائی روانشناسی را که ورق بزنید، این دستورالعمل را در بخش co-dependent میابید.
مردم نازنین کابل این پروسه پیچیده روانی را با ضرب المثل عامینه شان خیلی مناسب اینطور بیان میکنند: ازدیوانه ها باید کوچه بدل کرد.
چرا تجزیه افغانستان؟
نادرک!
تو خرمجسم هر وقتیکه پای استدلالهای بی پایه ات می لنگد همین عذر را آورده ایی که تو سالم استی ودیگران بیماران روانی. واقعا خر تشریف داری
خرنادررا گربمکه برند
چوبیاید بازهم همان خر باشد
هیچ نمیدانم که مطالعهء کابل پرس برای تو اوغان قبیله ایی بی دم چرا هیچ تاثیر نمیکند؟ من هرچند دیر باد پیامهایت را میخوانم می بینم که بازهم همان خر وغول قبیله ایی تشریف داری وهیچ آدم نشده ایی. دنیا بطرف بالا می ترقد ولی نادر غول بطرف پائین میلان دارد. اوغول قبیله!
بالاخره یک روز ضرورت داری که آدم شوی. من وامثال من این را مکلفیت وجدانی خویش می بنیم تا تو غول را به شاهراه انسانیت وآدمیت رهنمون شویم ولی تو غول هیچ آدم شدنی نیستی
چرا تجزیه افغانستان؟
جناب نادر:
من از جهالت و و الاغ صفتی افغان و افغانیت در قالب سیاسی شکایت دارم که وطن پدری مرا ملوث ساخته است. شما در بحث تان یک مشکل اساسی دارید و آن اینکه هر مطلب در مورد افغانستان را از نظر خود تحلیل و ارزیابی می کنید. با کمال ادب باید خدمت شما بعرض برسانم که نظر شما باندازه یک پشقل هم ارزش نداشته و اینکه شما می گوئید که تمام ساکنین افغانستان را مثل برادر و خواهر خویش دوست دارید نشان دهنده آن است که شما اصلا از بحث اصلی زیر این مبحث بیگانه بوده و از روی جهالت خام پرانی دارید. که از شما پرسیده که آیا ساکنین افغانستان را دوست داری یا خیر؟ شما و دوستی و دوشمنی شما موضوع بحث نیست. چرا شما خود را مگس دوغ افغانستان می سازید؟ شما هر قدر داد از محبت و دوستی بین ساکنین افغانستان بزنید، مفهوم و محتوای افغانستان بمثابه غده سرطانی مشکلزاست. لطف نموده متن بحث را یکبار دیگر مطالعه کن. طوریکه در فوق عرض نمودم یگانه قومی که عملا علیه استقلالیت و تمامیت ارضی افغانستان کار می نمایند زمامداران پشتون اند. امروز کرزی حاضر است غلامی پاکستان را بپذیرد ولی حاضر نیست خط دیورند را که وی را از غلامی پاکستان آزاد می سازد، بپذیرد. لطف نموده سر اصل مطلب بحث کن و من من گوئی های خود را محفوظ در چهار دیواری اتاق خوابت نگهدار. اگر براستی هم طرفدار وحدت و یکپارچگی افغانستان هستی، یک مشت کوبنده در کون کسیکه خود را ضد تجزیه معرفی کرده بکوب تا از تر تر از راه مقعد جلوگیری گردد!