برای پاسخ به سوالات فوق باید زمینه های مداخلات بیگانگان را در داخل کشور جستجو کرد که مهمترین آنها عدم هویت ملی، نبود ارزشهای مشترک (تضادهای ارزشی)، تمامیت خواهی های قومی، خاطرات تلخ تاریخی، عدم شناخت متقابل در بین اقوام، و عدم تمایل برای همزیستی مسالمت آمیز می باشد. برای اینکه ریشه مشکلات فعلی و تاریخی کشور دقیقآ ارزیابی گردد، زمینه های مداخلات بطور فشرده بررسی می گردد.
الف. عدم هویت ملی
واژه افغان (اوغان) از نگاه تاریخی تنها برای پشتون ها استفاده شده است. هم اکنون درشمال و مرکز افغانستان که ساکنین آن غیرپشتون اند واژه اوغان را فقط برای شناخت پشتون بکار می برند. نام افغانستان که معنی آن سرزمین افغان (اوغان) است برای شهروندان غیرپشتون که حدودا 80 فیصد نفوس کشور را تشکیل می دهند یک نام تحمیلی و بیگانه محسوب می شود. تاجیک ها، هزاره ها، ازبیک ها و سایر اقوام این سرزمین در جستجوی هویت گمشده خویش اند. همینطور در صدها مورد دیگر اختلاف هویتی فی مابین اقوام پشتون و غیرپشتون وجود دارد که در اینجا مجال توضیح انها نمی باشد. فقط در این جا به دو مورد دیگر به عنوان نمونه یاد آوری میگردد. لویه جرگه تنها برای پشتون وسیله حل اختلاف در تاریخ قبیله گرایی شان محسوب می شود اما دولتمردان پشتون آن را هویت ملی می بخشند در حالیکه برای سایر اقوام وسیله جز فرار از قانونگرایی و استهزا به خانه ملت (پارلمان) چیزی دیگر معنی ندارد. نمونه دیگر آن موضوع خط دیورند است. دیورند مشکل پشتون است نه سایر اقوام و نباید اقوام غیر پشتون از آن صدمه بیبند. دیورند بواسطه امیر عبدالرحمن خان پشتون و سایر خلفای بعدی اش امضا وتایید شده است. شاهان پشتونی بعد ازتاسیس پاکستان بدلیل خط دیورند پاکستان را برسمیت نشناختند و زمینه دشمنی حکومت های پاکستانی را برای مردم این سرزمین ایجاد کردند. پشتون اگر پشتونستان می خواهد چرا نتایج تلخ آن را مردم غیرپشتون متحمل شوند؟
ب. عدم موجودیت ارزشهای مشترک
پشتون ها که عمدتا در جنوب وشرق کشور زندگی می کنند ارزشهای متفاوت از سایر اقوام دارند. نمونه های عمده آن پشتونوالی، حل مسایل مورد اختلاف با دایر کردن جرگه های قومی و اعتقاد بر برتری پشتون ها بر سایر اقوام کشور اند. پشتونوالی حتی برای برخی از پشتون ها مقدم تر از مذهب است. در حالیکه تاجیک ها، هزاره ها، ازبیک ها و سایرین با ارزشهای مانند قانونگرایی و اصول شهروندی سازگارتر اند.
ج. تمامیت خواهی های قومی
طوریکه قبلا اشاره گردید، پشتون ها در طول تاریخ این کشور و هم اکنون برای بدست داشتن قدرت برای هرنوع معامله ای آماده اند. معاملات سلسله سدوزایی ها و سلسله محمدزایی ها با انگلیس و روس؛ و همینطور اشغال کشور توسط اتحاد شوروی بالوسیله معامله گری سردمداران پشتون نمونه های روشن تاریخی است. همین اکنون هم پشتونها برای اینکه قدرت را به قبضه داشته باشند از هیچگونه فریبکاری و حیله دریغ نمی ورزند. نمونه ان انتخابات گذشته ریاست جمهوری کشور است.
د: خاطرات تلخ تاریخی
تاجیک ها، هزاره ها و ازبیک ها بطور سیستماتیک مورد تهاجم، قتل عام، کوچ های اجباری و تبعیض تاریخی توسط امیران و پادشاهان پشتون قرار گرفته اند. به علاوه جنگهای داخلی در دهه نود میلادی نمک تازه ای بود بر زخم های کهنه اقوام غیر پشتون. البته در جنگهای داخلی تنها اقوام غیر پشتون خسارت ندیدند بلکه عده زیادی از مردم بیگناه پشتون نیز صدمات جبران ناپذیر را متحمل شدند.
ه. عدم شناخت متقابل بین اقوام
در طول تاریخ این کشور اقوام این سرزمین در دره ها و کوهستانات صعب العبور به دور از همدیگر زندگی نمودند که زمینه ای برای عدم شناخت درست از همدیگر بوده است. تهاجم ها، غصب سرزمین ها، کوچ های اجباری، و تبعیض مداوم عوامل دیگر برای عدم شناخت متقابل محسوب می گردد. این عدم شناخت فاصله ها را روز بروز پهنتر ساخته است که نتیجتا باعث عدم اعتماد فی مابین اقوام شده است. همین حالا درشهرهای بزرگ مانند کابل، هرات و مزارشریف که اقوام پشتون، تاجیک و هزاره ساکنین عمده آن ها می باشد بدلیل عدم اعتماد و شکاف های اجتماعی عملا چهره این شهرها را به سه کمپ قومی تبدیل کرده است. بطور نمونه شهر کابل را ازنگاه قومی به سه قسمت تقسیم کرد: شرق و جنوب شهر پشتونها، شمال تاجیک و غرب هزاره اند.
و. عدم تمایل به زندگی مسالمت آمیز
مشکلات تاریخی، عدم ارزشهای مشترک، و عدم شناخت درست از همدیگر باعث گردیده که اقوام بزرگ مانند پشتون، تاجیک ، هزاره و ازبیک تمایل برای همزیستی مسالمت امیز نداشته باشند. امروز اقوام غیر پشتون به خاطر آرام به مناطق شرق و جنوب کشور مسافرت نمی توانند و به همین منوال پشتون ها به مناطق غیر پشتون. حتی در شهر کابل پشتون ها و تاجیک ها جرات خرید و یا کرایه آپارتمان در قسمتهای هزاره نشین ندارند و همینطور تاجیک ها و هزاره ها در قسمت های پشتون نشین.
در چنین فضای که عدم هویت ملی، مشکلات تاریخی، عدم ارزشهای مشترک، عدم درک متقابل و عدم تمایل اقوام به زندگی مسالمت آمیز در کنار همدیگر باعث مداخلات قدرتهای منطقه ایی و بین المللی، ویرانی، فقر، تروریزم، انتحار، دلهره و وحشت روزانه از بمبهای کناره جاده ای، ترس از آینده مبهم، مهاجرت جوانان بطور دسته جمعی، و سایرشوم بختی های برای ساکنین این سرزمین شده است، بهتر است که راه حل معقول تر پیشنهاد گردد تا مشکلات
مردم این سرزمین حل شده و دیگرکشور بنام افغانستان به عنوان باردوش جامعه بین الملل نباشد.
بنظر میرسد که مشکلات فوق الذکر راه حلی جز تجزیه کشور در دراز مدت ندارد. به باور اغلب اگر نیروهای امریکایی بعد از 2014 افغانستان را ترک نماید، جنگ داخلی دیگری در کشور اتفاق خواهد افتاد. پس برای جلوگیری از جنگ خانمانسوز و پایان بخشیدن به این تراژیدی 260 سال و اندی وظیفه هر فرد اگاه این سرزمین است که برای ایجاد گفتمان سالم برحسب واقعیت های تاریخی و فعلی کشورچگونگی تجزیه افغانستان را بردو کشور جدید برای پشتون و سایر اقوام اقدام نمایند. البته این نگرانی وجود دارد که برچسب خیانت ملی بطور اتوماتیک از طرف دوستان به ظاهر( ملی گرا) بر پیشانی این چنین اشخاص زده خواهد شد، اما روشنفکران این مرزو بوم این را باید رسالت انسانی خویش دانسته و هراسی از توهین و تهمت نداشته باشند. تجزیه افغانستان به پشتونستان و خراسان یگانه راه حل برای جلوگیری از جنگ، مداخله بیگانگان و سایر شوم بختی ها برای تمام اقوام این سرزمین خواهد بود. این به نفع پشتون است چون انها می توانند در کنار همدیگر زندگی مسالمت امیز داشته باشد. همینطور به نفع اقوام غیر پشتون خواهد بود چون خاطرات تلخ مشترک، ارزشهای مشابه، و از همه مهمتر هویت مشترک بنام خراسان زمین انها را درکنار همدیگر جمع خواهد کرد.
برای خواندن خبر، گزارش و تحلیل درباره ی تجزیه ی افغانستان اینجا را کلیک کنید.
نظرات
38 دیدگاهچرا تجزیه افغانستان؟
جناب باب نابینا ،
پیام من در جواب تو بود، نه در رابطه به مقاله!
چرا تجزیه افغانستان؟
سلام به محترم باب بینا!
طوریکه شما نیز خیلی زیبا مطرح نموده ایداین اولاغ بنام نادر درهرجا خودش را مگس دوغ می سازد ومیخواهد با منحرف ساختن بحث ازمجرای اصلی اش همان تیوریهای کهنه وفرسوده واستعمارزدهء خودش را که گویا هرکی از افغانستان است افغان است را اینجا به کرسی بنشاند. روی همین علت است که خودش را زیر واسکت دکتوررمضان بشر دوست پنهان نموده واز هزاره بودن وی استفاده میکند وآرزو دارد که همهء هزاره ها وتاجیکها وازبیک ها مثل رمضان بشردوست باشند وهمچو وی هویت قومی شانرا فدای نام افغان نمایند. درحالیکه درعصر امروز هیچکسی برای کسی دیگری امرکرده نمیتواند که آنطوریکه من می اندیشم تو نیز مانند من بیندیش. این نهایت حماقت یک شخص را نشان میدهد که درچندین سال درسایتی چون کابل پرس هم آدم نشده است وهرگز نمیداند که درینجا تنوع افکار وآراء ونظریات موجود است. بناء من اورا خر خطاب میکنم. چرا؟ زیرا کسی که خود باور داشته باشد که او میتواند با چرب زبانی وانحراف بحث ها ازمسیراصلی آن دیگران را بفریبد و خواننده گان را احمق تصورکند بدون شک که خودش احمق واولاغ مجسم تشریف دارد.
با احترام
پرویز بهمن
چرا تجزیه افغانستان؟
Nader tanha aqle salem hast wa digara mariza rawani. Ayn dide jenabe nader ba digaran ast.khoda shafa beta
چرا تجزیه افغانستان؟
نادرک بیچاره همی که گپ تجزیه میشه دگه بسیار وارخطا شده و خدا نکنه خدا نکنه گویان مردم را به تحمل دعوت میکنه چرا که در صورت تجزیه کاکا ها و عمه ها اولاد های شان که از قوم غیر اوغان استند در اینطرف مرز می مانند و ماما گان او تره گان او بچیان یی د سرحد بله خوا کی پاتی کیژی .
که ازجدایی شان میترسه . نادر جان خیر اس نترس ما برت ( کارت عبورو مرور نزد اقارب ) عنایت میفرماییم مگم خوده انتحاری نکنی
چرا تجزیه افغانستان؟
جناب نادر
پيام شما مانند هفت صنعه بودهيچ اساس واقعيت و تاريخى و علمى ندارد
مناطق مرکزی کشور آنقدر از غنایم طبیعی مانند زمین های قابل کشت و معادن برخوردار نیست
ابرازشما واقعيت ندارد, چون مناطق مرکزی هزاره نشين ازمنابع شرشار برفى و آبى و تپه دشتهاى بيکران کشت و چراگاههاى سرسبز برخورداراست. درهزارستان معادن طلا وزغال سنک وآهن و ديگرخاکهاى نادر نهقته است هرسال در اش کوچى ها مى آيندکه مورد آزار و اذهيت مردمان پارسه آنجا مى شوند. درآنجا بندهاى آبى طبيعی وجود دارد عبدالرحمان وعساکرپشتون اش تمام هزاره جات تخريب کرد زراعت اش را نابو دکرد. اولاده درانى وصدوزايى (? صدپسرى) سدازوى و محمدزايى کندوزراعت و مالدارى را تباه کردند. مگرنمى دانيم که چرا چربى خون وفشارخون خاندانى هابالابود????
آيا به من گفته مى توانيدکه دولت پشتون اززمان احمدخان تاحال کدام پروژه زراعتى آبيارى وبرقى و وو داشته. تنها درياچه هاى هفتگانه بند امير ميتوانند باعث آبيارى درآنجا شود ولى ساختارهاى زيربنايى ازبين رفته ودولت پشتون وطالبان پرست مانع جدى پيشرفت هزارستان است درهزارستان هزارکوه وهزارچشمه وجود دارد. بهتراست اول آگاهى سپس بيان!!!!!!
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است
چرا تجزیه افغانستان؟
آقای نادر شما مشکل برادران ناراضی خود را حل کنید و در غم هزاره ها و دیگران نباشید. مردم غیر پشتون یک رقم با هم کنار میایند. شما مزار شریف را ببینید. از نظر اجتماعی و اقتصادی رو به رشد است. چون برادران شما در انجا نیستند و هرج و مرج نمیتوانند.
در همان جنوب بر سر زمینهای غصب و دزدی شده توسط کاکا ها یتان تریاکتان را کشت کنید و پشتونوالی را در بین خودتان به اجرا بگذارید. وسلام
چرا تجزیه افغانستان؟
شما تحمل یک نفر ره که همفکر تان نباشه درین سایت ندارین. انتظار دارین که تمام مردم مثل شما فکر کنه.
خدا شما دیکتاتورها ره به قدرت نرسانه. بقه ره چپه نال خاد کدین.
چرا تجزیه افغانستان؟
ضد ديکتاتور!
شما تحمل شنيدن واقعيت را نداريد. آيا اولاده درانى , سدازوى و محمدزايى کشور را تباه وتخريب نکرده اند?
همين طالبان ادامه نسل کشى وجنايت عليه بشريت عليه مردم غيرپشتون مانند عبدالرحمان خان جانى دزد غارتگر را ادامه ندادند?. حتى پيکره هاى دوهزارساله کوشانيها ر ا نابود نکردند که گونه هاى شان چهره مردم توران وبويژه مردم هزاره را تصوير کرده بود?
آيا عبدالرحمان خان بچه افضل به گفته کاکه هاى کابل پايها و مادرزادهاى پيکره هاى دوهزارساله بودا تخريب نکرده بودند?
وحيد مژده که در زمان طالبان مسووليت فرهنگى طالبان را داشت با ملا عمردريک ملاقات سه چشمه گفتکه دليل که رهبرطالبان آثارفرهنگى پنج هزارساله افغانهارا درموزيم کابل تماشا کند. رهبران طالبان هرچه اي گاه وآن گاه را نگاه کردندآثارافغاني وياپشتونها را نيافتند. زيادترين چهره هاى اين آثار با چهره مردمان هندو-توران وايران شباهت داشتند
رهبرطالبان فرمان صادرکرد وگفت همه را نابود کنيد
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/story/2005/03/050311_v-bamyian-budha.shtml
جمعه 11 مارس 2005
وحيد مژده، عضو کميسيون حفاظت از ميراث فرهنگی افغانستان در زمان طالبان و از مقامات وزارت خارجه اين گروه بوده است.
او که در کتابش با نام افغانستان و پنج سال سلطه طالبان، فصلی را به تخريب مجسمه های بودا در باميان و مسايل پيرامون آن اختصاص داده است، می گويد انديشه تخريب بتهای باميان، زمانی قوت گرفت که برخی رهبران طالبان، برای نخستين بار، چند مجسمه را در موزه کابل ديدند.
آقای مژده می گويد: "يک کتيبه تاريخی در ولايت بغلان افغانستان به دست آمده بود که در آن، نام يکی از اجداد کنشکا (پادشاه افغانستان کنونی در دوره کوشانی) نوشته شده بود، از آنجايی که با مشخص شدن اين نام، نقطه تاريکی از تاريخ افغانستان روشن می شد، وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان تصميم گرفت از اين کتيبه، طی مراسمی در موزه کابل پرده برداری کند."
به گفته آقای مژده، در اين مراسم يک باستان شناس خارجی به نام نانسی دوپری هم حضور داشت که از به دست آمدن آثاری از وجود پنجاه هزار سال تاريخ زندگی در افغانستان سخن گفت و اين موضوع، سران طالبان را حيرت زده کرد.
وحيد مژده می افزايد که ديدن چند مجسمه تاريخی در مراسم پرده برداری از کتيبه در موزه کابل، باعث شد که طالبان به اين موضوع فکر کنند که آيا نگهداری از اين گونه آثار از نظر شرعی مجاز است يا خير.
اختلاف نظر بر سر تخريب بتهای باميان
آقای مژده معتقد است که همه رهبران طالبان در تخريب آثار تاريخی افغانستان، از جمله مجسمه های بودا، هم نظر نبودند.
او می گويد: "بعضی از سران طالبان می گفتند اگر وجود اين مجسمه ها بر خلاف شريعت است، چرا کسانی مانند سلطان محمود غزنونی که بتکده سومنات را در هند خراب کرد، بتهای باميان را ويران نکردند، بنابراين به نظر آنها، در جايی که بت پرستش نمی شود، وجود آن مانعی ندارد؛ اما برخی ديگر معتقد بودند که در زمانهای گذشته مواد منفجره وجود نداشته است، پس حالا که چنين امکاناتی وجود دارد، بايد اين مظاهر بت پرستی را نابود کرد."
اما به گفته آقای مژده، از آنجايی که حرف آخر در هر زمينه را، ملا محمد عمر رهبر طالبان می زد، مخالفتها در اين زمينه، به جايی نرسيد.
پيش شرط دارو و درمان هر مريضى( تخريب يک مريضى است) قبول نمودن آن است يک قسمت پشتونها تخريبگراند که خود را افغان مى نامند وشوربختانه درسرزمين هندوکوه آمدند وحتى به کهن دژ باستان امروزکندز ناقل شدند
ولى افغانهاى دراستان مازندران آبادى کردند و نام آزاد خان افغان در تاريخ درج شد
شيرشاه سورى پتان در بيهار آبادى کرد ونامش در هند برجسته است. ماهيچوقت يکدنده اى فکرنمى کنيم.
پيامبراسلام جدايى را يعنى طلاق را آورد دراديان پيش ازسلام طلاق نبود. در رومن کتالوکى طلاق اجازه نيست چيزى که براى زناشوى خوب است تجزيه براىوملت ها و مليتها وقومهاخوب است
1- بدون خونريزى باشد
2-جنگ نباشد
3-پيوندهاى فاميلى مدنظرگرفته شود
4- گفتوشنود وبحث صورتگيرد
چون تجزيه يک راه حل است
و بايد روى دستور همايشها قرارگيرد
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است
چرا تجزیه افغانستان؟
فاسد اشخاص او مفسده اداره
قدرمنو هېواد والو :
تاسې ټولو ته څرګنده ده چې د کرزي د ادارې په دولس کلن بهير کې افغان ولس په خاصه توګه لر او بر پښتانه دومره وځپل شول چې د تاريخ په اوږدو کې یې څارۍ نه لېدل کېږي او لکه څرنګه چې روښانه ده اوسنۍ په نوم ولسمشر د قدرت د ساتلو په موخه د هر افغان دښمنه ډلې ټپلې او پېژندل شوؤ مفسدو او خاېئنو اشخاصو سره د جوړجارئېو او مصلحتونو په کولو سره لر او بر پښتانه تباه او برباد کړل او اوس د خپلو (انګرېز پنجابي) بادارانو په خوښه او اشاره د افغان ، پاکستان او انګلیس د درې اړخيزو خبرو په پلمه غواړي د ډېورند د کرغېړنې کرخې معضلې ته د انګرېز ځای ناستي او جوړ شوي ګوډاګي (پاکستان) په خوښه د تل لپاره د پای ټکۍ کېږدي او د امیر عبدالرحمن خان په شان کرزۍ هم دې ته اړ کړي چې دا ځل د دې کرغېړنې کرخې په اړه په اصطلاح نوې معاهده د پنجابي سامراج سره تازه کړي ،او د تل لپاره ورته حقوقي او قانوني بڼه ورکړي.
قدرمنو هېوادوالو: پدې وروستېو کې د کرزي اداره هڅې کوي چې د دې کرغېړن هدف لپاره عامه اذهان تنویر کړي ،که تاسې د ولسمشر د دفتر د ویاند مطبوعاتي اعلامیې ته ځير شئ او د ولسمشر کرزي او باراک اوباما د هغې مناظرې بشپړ راپور چې د ولسمشر د مطبوعاتو دفتر خپور کړۍ د نظر څخه تېره کړۍ نو په لمړيو کې به حېران شئ چې ولسمشر او داسې خبرې ؟
دۍ اوس پدې وپوهېده چې افغانان په خاص ډول پښتانه په لر او بر کې د افراطېت او د تش په نامه د ترهګرۍ سره په جګړه کې ډېر وځپل شول تحقير شول ، د خپلو کورنو څخه وشړل شول، پر مال او ناموس یې تېرۍ وشو ، ښوونځي یې وڅوځېدل ، ښوونکي یې وه وژل شول او په خپل کور کې بې کوره او بې اوره شول . په ظاهره کې خو دا مناظره ډېره په زړه پورې او د انګرېز،پنجابي ښکیلاک پر ضدبرېښي ، خو که ورته ځير شئ نو په ډېره ماهرانه توګه یې د ډیورند تپل شوې کرخې ته قانوني او منل شوۍ دریځ غوره کړۍ دی . مثلاّ د کرزي له خوا په اصطلاح« د پاکستان په پښتون مېشتو سيمو کې »کلمات او یا «د پاکستان قبائېلي سېمو کې» یادونه او د ولسمشرۍ د دفتر په مطبوعاتي پاڼه کې یې خپرول دا پخپله څرګندوي چې د کاسې لاندې نيم کاسه ده او خدای مکړه دا مذدورې او مفسدې ادارې د قدرت او حاکمېت پاتې کېدو په موخه غواړي په کور دننه د پښتنو د غوڅ اکثرېت ملاتړ خپل کړي او انګرېز پنجابي سامراج ته هم ډاډ ورکړي چې ما خو هم په خپلو وېناؤو او دولتي مطبوعاتي خپرونو کې ستاسې په غوښتنو د هوکړې او تأېد مهر لګولۍ دی . زما په آند د کرزي مفسدې ادارې خدای مکړه داسې کومه پټه معامله یا دریځ غوره کړۍ دی چې د کومې ډرامې او طوطېئ په ډول د کومې په اصطلا لویې جرګې په رابللو سره به ېؤ بل تارېخي ننګ او شرم وګټي ، او پاېلې به یې په هېڅ ډول لر او بر افغان ملت ته د منلو او قبول وړ نوي ، دا ځکه چې اوبه په ډانګ نه بېلېږي او افغان له پړانګ نه وېرېږي .
له دې کبله د لوی افغان ټولنه د هېواد کړکېچنو حالاتو نه د وتلو ېواځېنۍ لار د خپل پخواني درېځ باندې ټېنګار او يؤ ځل بېا ټولو لر او بر افغانانو باندې د نړۍ په ګوډ ، ګوډ کې غږ کوي چې ؛
د هېواد کړکېچنو او پېچلو حالاتو ته په کتلو سره چې تقریباً څلور لسيزې یې زمونږ د ګران هېواد افغانستان لر او بر، ځمکه او فضأ په خوار او بې وځله ولس سره تبۍ ګرځولې ، زمونږ ټولې مادي او معنوي شتمنۍ یې له مېنځه وړياو د هر با درده او با احساسه افغان وجدان او ضمیر یې کړولۍ او دردولۍ دی . نو دې ټولو ته په کتلو سره ، دېکرغېړنو حالاتو څخه د وتلو یواځېنۍ لار په لاندې ډول د ملي یووالۍ او ملي پاڅون تر نامه لاندې په هېواد کې دملي سراسري صلحې او دیوه ملي قوي مرکزي دولت د جوړولو لپاره وړاندیځ کوو.
۱ - د هېواد څخه بهر افغانانو څخه جوړه د یوې ګړندۍ ، تدارکاتي جرګې داېرول .
۲ - په بهر کی دا تدارکاتي جرګه به د هېواد د ژغورلو په موخه د یوه کال په اوږدو کې په هېواد کې دننه د سراسري لویې جرګې لپاره خپلې هڅې پېل او مؤخې وټاکي .
۳ -په هېواد کې دننه ددې سراسري لوې جرګې د پرېکړو په اساس به ددې ملي یووالي او ملي پاڅون بنسټ ،کړنلاره اومؤخې د ملي ګټو پر بنسټ غوره او وټاکل شي .
څرنګه چې افغانستان د ټولو ورونو قومونو ګډ کور او د افغان ولس د فرهنګ ،کلتور او ملي نوامیسو تاریخي میراث دی، نو ساتنه یې هم په هر افغان فرض او دنده ګڼل کېږي. دې اصل ته په کتلو سره ټولو هغو په هېواد خلکو او خدایمېنو افغان منورینو علمأو، روحانېونو، قومي مشرانو ، سیاسي ګوندونو په مدنی ، کلتوری ، فرهنګي او اجتماعيچارو کې ماهرو مسلکي او تخصصي افغان کار پوهانو باندې غږ کېږي چې خپل منلي استازي پدې شرط چې دااستازي د ښي اوکین اړخو ګوندونو د مشرتابه چې په کورنیو جګړو کې ښکیل وه غړیتوب ونلري او په هېڅ ډول دوینې توېونې ، اختلاس ، اداري ، اخلاقي او پولي فساد باندې په مستقیم یا غېر مستقیم ډول تورن او ښکیل نوي دهېواد څخه بهر دې را بلل شوې مقدماتي او تدارکاتي جرګې لپاره چې نېټه او ځای به یې وروسته اعلان شي غوره اوپه لاندې پته یې نوملړ مونږ ته راواستوي .
ستاسې د ګوتنېونو ، وړانديځونو او نضریاتو په هيله .
په درناوی
دلوی افغان ټولنه شمالي کلیفورنیا
چرا تجزیه افغانستان؟
به زبانی نوشته کن که چهار نفر خوانده بتوانند.
چرا تجزیه افغانستان؟
قابل توجه ارمان و ضد دیکتاتور:
چند نکته ضروری:
نکته اول اینکه وقتیکه شخصی خود را افغان می خواند حتما وی پشتون نیست. از نظر من نقش یک افغان جاهل خطرناکتر از هر پشتون خائن است زیرا این افراد که خود را افغان قلمداد می کنند کسانی اند که هویت شناخته شده در افغانستان نداشته و داود خائن برای دلخوشی آنها از ایشان بنام افغان یاد کرد. بناء بین افغان و پشتون یک فرق است. پشتون ها افغان نیستند. همچنان فرق ظریفی بین اوغان و افغان نیز موجود است. پشتون ها ممکن اوغان باشند ولی بهیچصورت افغان نیستند.
نکته دوم اینکه دو چیز نیاز به معرفی در افغانستان نداشتند: کناراب و افغان. هر دو با تعفن و بوی خویش خود را معرفی می نمایند. وقتیکه یک افغان خرش در منطق و استدلال لنگیدن گرفت شروع به فحاشی و دو زدن می کند. این دوستی که از دیکتاتوری شکایت دارد، فهمیده می شود که وی معنی و مفهوم دیکتاتوری را نمی داند. فهماندن یک افغان حوصله حضرت نوح کار دارد در حالیکه هیچکدام ما حضرت نوح نیستیم. افغان ها در جهل مرکب غرقند و مشکل بزرگ افغان ها هم همین مشکل است.
نکته سوم اینکه شما جناب ضد دیکتاتور بفرمائید و مقصد خویش را ارائه نمائید. من از منطق قابل قبول شما دفاع خواهم کرد. فکر می کنم مشکل اصلی شما بی منطقی و بی شعوری شماست. وقتی منطقت رفت، شروع به شکایت و حتی فحاشی می نمائید.
تشکر از توجه تان
چرا تجزیه افغانستان؟
جناب لوی افغان:
اگر خواسته باشی جواب بشنوی، لطفا مطلبت را به زبانی بنویس که قابل فهمیدن باشد. فهمیده نمی شود که این زبان کدام زبان است. من هر قدر آن را سر و زیر کردم هیچ سر و دمش را نیافتم.
تشکر از توجه تان
چرا تجزیه افغانستان؟
جناب ن.ب:
من نمی فهمیدم که زنان پشتون های پاکستانی آله تناسلی دارند! آیا یقین داری که این زنان آله تناسلی دارند؟ همچنان گفته می توانی که مردان شان چه دارند؟
چرا تجزیه افغانستان؟
بعضی ها مانند باب بیتا به مرض اسهال دهن دچار اند.
چرا تجزیه افغانستان؟
باب بيتا
حاکمان پشتون تا اندازه درجهلکارى خود ڀيروز بوده ان دکه حتى نظريات مزخرف را آنقدرتکرارنمودند که مغزما اندک مغزان وکوتاه انديشه ها گيج ساخته اند. واژه افغان صفت دوم و واژه پتان ويا پتهان صفت سوم ويا هندى مردمان پشتون اين درتمام جهان آشکاراست. بخاطرکه دستگاه ديپلوماتيک بدست پشتونها وفارسى زبانهاى پشتون بود وخود باداران انگليسى شعاردادند: هرکس در افغانستان است افغان است. جمال الدين اسدآبادى بنيانگزارسلفيستها درکتاب خود که در زمان عبدالرحمان خان خوب واژه افغان را روشن کرده است
http://www.archive.org/stream/tatimmatalbayanf00afghuoft#page/193/mode/2up
واژه افغان در برگ13 = 181
http://www.archive.org/stream/tatimmatalbayanf00afghuoft#page/181/mode/2up
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است