رفتن به محتوای اصلی
افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

در روابط بين الملل بازي گر اصلي دولت هاست. نماينده با صلاحيت هر دولت با دولت تابع بين الملل هر معاهده ويا توافق نامه را كه امضا كنند از ديدگاه حقوق بين الملل الزام آور و قابليت اجرايي دارد. معاهده عبارت از موافقت نامه هاي كه مابين دولت ها به صورت كتبي منعقد مي شود و تحت حاكميت حقوق بين الملل قرار دارد، بدون توجه به اينكه داراي چه نام و در چند سطر تنظيم شده است.

معاهده ديورند در سال 1893 ميلادي ميلادي بين امير عبدالرحمن پادشاه افغانستان و نماينده انگليس در كابل به امضا رسيده است. مير غلام محمد غبار در كتاب افغانستان در مسير تاريخ در صفحه/688 چنين آورده« امير عبدالرحمن در طي مذاكراتي كه با ديورند نمايند انگليس در افغانستان داشت. طبق معمول بدون راي گيري از مردم افغانستان و بدون مشوره با مامورين در بار خود بر اين معاهده امضا گذاشت». امير عبدالرحمن پادشاه افغانستان بود. او نماينده با صلاحيت افغانستان در سياست گذاري هاي داخلي و خارجي بود. او به عنوان نماينده مردم افغانستان صلاحيت اجرايي و بر قراري روابط بين ديگر كشور ها را داشت. امير عبدالرحمن در دوران پادشاهي خود بسيار مستبد بود. به آرا و افكار عمومي توجه نداشت. بشتر خود اش تصميم مي گرفت. آقاي غبار در كتاب افغانستان در مسير تاريخ صفحه 689 نوشته:« امير عبدالرحمن بعد از امضا معاهده ديورند در بار بزرگي تشكيل نمود. امير عبدالرحمن خان در اين در بار كه هيئت انگليس نيز حاضر بود نطق مفصلي ايراد كرد و در ضمن گفت: ساير ملل امور خود را منظم كردند. حالا افغانستان چهارده سال است كه من مصروف اصلاحاتم، هر ملتي در مقابل دشمنان خود دوستاني دارد، مگر افغانستان. امروز مانيز دوستان لايق و شريك در سود و زيان خود پيدا كرديم. لازيم ديديم كه حدود بين طرفين معين و اختلافات جزئي رفع گردد. براي مبدل نشدن اين دوستي به دشمني لازم بود كه حدود دولتين معيين گردد، پس بدون واسطه غير در خانه دوستانه حدود خود را معين نموديم. ديورند در اين عهد نامه به خط خود امضا كرده و به من داده است كه دولت انگليس هيچگاه از خط فاصل سرحد به اين سو تخطي نخواهد كرد، منهم وثيقه ي به او داده ام كه از جانب دولت عليه مستقله افغانستان تجاوز متصرفانه بعمل نخواهد آمد...».

فيض محمد كاتب در كتاب سراج التوارخ جلد 3 صفحه 946 گفته هاي ديورند نمايند انگليس در مجلس امير عبدالرحمن را چنين آورده است:« ديورند با ايستادن و چنين گفت: امير صاحب فرمودند كه در نفع و ضرر ما و شما شريكيم. اين حقيقت است كه در سود و زيان با هم شريكيم اكنون كه امر سرحد فصل شد اميد وارم كه روز به روز دوستي و دلگرمي زياد خواهد شد. ويسرا طبق تلگراف از اين فيصله اظهار خوشنودي نمودن. همچنين پارلمان انگليس از تحكيم اين دوستي افغان و انگليس اظهار بشاشت كرده است».

امير عبدالرحمن به عنوان پادشاه افغانستان، به عنوان كسي كه نماينده رسمي يك كشور مستقل بودد. در حضور عام مردم به صورت كتبي و شفايي ثابت مي كنند كه معاهده ديورند را به رضايت خود امضا كرده است. امير عبدالرحمن خان به عنوان پادشاه و شخص اول دولت افغانستان در امضا معاهده ديورند از ديدگاه حقوق بين الملل هيچ مانع ندارد. حقوق بين الملل: مجموعه قواعد و اصول الزام آوري مي باشد كه بر گونه هاي مختلفي روابط بين الملل حاكم است.


افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

شاه محمود سدوزایی، شاه شجاع سدوزایی، امیر دوست محمد بارکزایی، امیر محمد یعقوب خان محمد زایی، امیر عبدالرحمان محمد زایی، امیر حبیب الله محمد زایی، نادرشاه محمد زایی، ظاهرشاه محمد زایی وغیره که همۀ آنها با داشتن پساوند زی دردنبالۀ نام خود، با یکی از سلاله های زی سالارمرتبط میباشند، همه کسانی اند که درین کشور فرمان رانده ودر بدل فرمانروایی، قسمت های معینی از خاک این کشور را به اجانب واگذار کرده اند.
شنبه 4 می 2013, بوسيله‌ى توردیقل میمنگی

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

20 دیدگاه
باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

ادامه بحث:
یک افغان با کمال شجاعت افغانی خویش لاف می زد: "قاضی زه ملامتولم اما زه نه ملامتیدم!" یعنی قاضی مرا ملامت می کرد ولی من خود را ملامت نمی کردم! امروز امریکا با تمام اعضای بلوک ناتو خط دیورند را بحیث مرز بین افغانستان و پاکستان تائید می کنند، اعضای ملل متحد خط دیورند را بحیث مرز رسمی بین افغانستان و پاکستان تائید می کند، سازمان کشورهای اسلامی خط دیورند را بین افغانستان و پاکستان تائید می کنند .... ولی خرزی افغان از کابل اعلام می کند که او این خط را برسمیت نمی شناسد و مشاور طالبی او بنام ملا ضعیف به شاغلی کرزی توصیه می کند که کرزی نباید این موضوع را به سازمان ملل متحد برای داوری پیش کند زیرا امروز افغانستان ضعیف است و جهان علیه افغانستان موقف می گیرد!
بیائید زمانی را بحث کنیم که افغانستان در قویترین موقف و موضع قرار داشت و آن دوران هم دوران سردار محمد دااود "دیوانه" بود! وی به تحریک روس ها شروع به نواختن دهل "دا پختونستان زمونگ" از طریق رادیوی سرکاری کابل نمود ولی پاکستان توانست با کمال تر دستی و نیرنگ پوز این سردار خر صفت را بخاک بمالد. حین تجلیل از دومین سالگرد کودتای سردار دیوانه، فکر کنم در سال 1354، از اثر یک توطئه برق چمن حضوری که مراسم سالگرد کودتا در آنجا بر پا بود برای مدتی قطع شد و مسعود با چند تن از شرکایش در دره پنجشیر دست به یک خرابکاری ساده زد .... همین دو حادثه ناچیز سبب گشت که سردار صاحب، دو پا داشت و دو پای دیگر را قرض کرد، چارپا به پا بوسی ذوالفقار علی بوتو، صدر اعظم وقت پاکستان رفت و اختلافات بین افغانستان و پاکستان را با تائید این خط مرفوع ساخت!
وقتیکه افغانستان در بهترین دوران خویش نتوانسته به خواسته هایش دست یابد، پس سئوال در اینجاست که افغانستان چه وقت خواهد توانست این کار را بکند و افغان ها بامید کدام روز نشسته اند؟ کرزی روی کدام دلیل موجه از کابل اعلام می دارد که وی خط دیورند را برسمیت نمی شناسد. از کرزی و افغان ها خواهش می گردد که بگوید چه وقت افغانستان خط دیورند را برسمیت نشناخته است؟ امروز هر افغانی که از خط دیورند می گذرند باید با ویزای پاکستانی از این خط عبور کند و اگر یک افغان پاکستانی وارد افغانستان می شود، در بندر توخم و سپین بولدک مامورین رسمی افغانستان ویزای سفارت افغانستان را ملاحظه و اجازه ورود آن ها را به افغانستان می دهند. پس این نشناختن خط دیورند چه معنی و مفهوم دارد؟

باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

نیرنگ و تردستی یک افغان در حرف چیست؟
جناب میوند با کمال ادب افغانی و نیرنگی می فرمایند: به همه اقوام افغانستان احترام دارم... من نام بی بی مهرو قهرمان را احترام کامل دارم و به آن افتخار می کنم ... این لب و لباب گفته های ایشان. بیائید در مورد همین تردستی و نیرنگ این شاغلی یا آغلی چند مطلب مختصر را بعرض برسانم. اگر شما جناب براستی هم به نام بی بی مهروی قهرمان احترام کامل دارید و به آن افتخار می کنید، ثبوت ارائه کنید که علیه اقدام فاروق وردک وقتی که نام مکتب بی بی مهرو را بنام عبدالقیوم وردک تغییر داد صدای اعتراض تان را بلند کردید؟ اگر شما به اقوام افغانستان احترام دارید، شما لطف نموده بفرمائید که چرا نام قسمت افشار نشین کابل را از افشار بنام کثیف خوشحال ختک تغییر دادند؟ خوشحال ختک را به افغانستان چه ربط است؟ خوشحال ختک یک افغان از نگاه قومی بود که وی نه نامی از افغانستان شنیده بود و نه هم از سکنه افغانستان بود؟ چرا نام آن محل باحترام ساکنین کابل بنام نامی مولانا جلال الدین بلخی رومی یاد نشد؟ رحمن مینه را به کابل و ساکنین کابل چه؟ اگر شما به ساکنین افغانستان احترام دارید چرا فارسی زبانان نتوانند در دانشگاه شان درس بخوانند و چرا آن ها مجبور ساخته شوند که در پوهنتون کابل درس بخوانند؟ اگر شما به اقوام افغانستان احترام دارید چرا نام سبزوار را به شیندند تغییر دادید؟ نام فارسی ان منطقه بنام سبزوار چه عیب داشت؟ وقتی وقایع تاریخی بشکل عینی ارائه گردد شما چرا آن را توهین به قوم پشتون قلمداد می کنید؟ مثلاً امروز کرزی نقش یک وطنفروش را ایفا می کند و طالبان به نمایندگی از قوم پشتون علیه او موضع گرفته و عملاً می جنگند. اگر من کرزی را نکوهش کنم شما مرا به ضدیت با قوم پشتون و جاسوسی این و آن کشور خارجی دشمن متهم می سازید ولی در برابر عملیات مسلحانه طالبان بارکزائی و سدوزائی و درانی مهر سکوت بر لب دارید! چرا؟
اگر توانستید به همین چند سئوال مختصر جواب مدنی دادید، در آن صورت من در مورد افغان بودن تان شک و تردید خود را رفع می سازم. "داگز او دا میدان"!

پرویز "بهمن"

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

سلام به جناب محترم باب ودیگر خواننده گان عزیز!
نظریات شما درمورد افغان وافغانیت ومسألهء خط دیورند را خواندم ؛ خیلی دقیق ومستند وعلمی نوشته اید، واقعا این ها ( افاغنه یا پشاتین) معنی ومفهوم وحدت ملی را سرچپه درک کرده اند، این ها فکر میکنند که هرقدر دربرابر تصمیم های خائنانه و وطنفروشانهء حاکمان وطنفروش افغانستان ازطرف تاجیکان ازبیکها وهزاره ها سکوت اختیار گردد، به همان اندازه وحدت ملی تضمین میگردد ونام افغانستان هم افتخار آمیز میشود.
هرقدر که به کارکردهای حاکمان اوغان کورکورانه صحه گذاشته شود، وحدت ملی تضمین میگردد، درحالیکه چنین افکار احمقانه خودش باعث ایجاد نفاق ودرگیریهای لفظی وفزیکی میان باشنده گان یک سرزمین میگردد و وحدت ملی صدمه می بیند.
شما برای یک لحظه، موضعگیریهای منافقانه این نسل افغان یا پشاتین را دقیق مورد مطالعه قرار دهید که درکجای آن منطق وجود دارد؟
امضا کنندهء قرار داد خط دیورند، امیر عبدالرحمن است که پشتونها اورا سمبول وحدت ملی این کشور معرفی میکنند ولی امضا وقرارداد خط وی را احترام نمیگذارند؟
شاه امان الله را غازی ومحصل استقلال معرفی میکنند ولی ازبرسمیت شناختن وی مبنی برتائید خط مرزی میان افغانستان وهند بریتانوی حرفی بمیان نمی آورند؟
نادر را با آنهمه رذالت وپستی که درحق مردم افغانستان وآزادیخواهان ومشروطه خواهان انجام داد، به افتخار از او یاد میکنند ولی ازمزدور بودنش به انگلیس ها خیلی آهسته رد میشوند.
سردار داوود را با آن دیوانگی وتعهدشکنی اش، دربرابر خاندان خودش، مردقاطع وملی وافغانستاندوست معرفی میکنند ولی اینکه خواست با بوتو دربرابر حصول یک دهلیز ترانزیتی ازبندر کراچی به افغانستان ازمنازعهء خط دیورند بگذرد هیچ یادی نمیکنند، آیا با چنین منافقت ودو رویی میتوان به وحدت ملی دست یافت؟
جناب سراج الحق ببرک زی درسایت دعوت می نویسد:
برای هیچ پشتونی این جدایی مرزی قابل قبول نیست، پذیرش خط دیورند برای ما پشتونها ننگ تاریخی است، پشتونها امروز یا فردا باهم یکی شدنی استند چه کسی خوش می شود یا خفه بما مربوط نیست،
اما هیچ نوع میکانیزم عملی برای رسیدن به این هدف ملی خود ارائه نمیکند، ایشان حتی به قیمت فرو بردن افغانستان به کام پاکستان هم حاضر به یکجایی با برادران پشتون خویش درآنطرف مرز استند؛ آیا با چنین افکار وعقاید میتوان با دیگر گروه های قومی در افغانستان به وحدت ملی دست یافت؟
جوابش با خواننده هاست.
با احترام
پرویز بهمن

باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

بلی جناب پرویز بهمن:
خط دیورند را هزاره ها و تاجیک های خائن امضاء کرده اند و خود پشتون ها هیچ دخالتی در این کار نداشتند. جناب سراج الحق ببرکزی بالکل راست می گوید.

پرویز "بهمن"

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

بار دیگر سلام به جناب باب وخواننده گان عزیز!
محترم باب اگر به زبان اوغانی آشنایی دارید من متن پشتوی نوشتهء جناب ببرکزی را خدمت شما نقل میکنم. ایشان چنین ارشاد میفرمایند:

نن لراوبر پښتانه وایې : په موږ کې یو افغان وزیږوه،په شان دخوشحال خان ،احمد خان،میرویس خان یا امان وزیږه .
که څوک پوهیږي یا نه پوهیږي ، لراوبر پښتانه یو کیږي .
که څوک ویده یا ویښ دي . لراوبر پښتانه یو کیږ ي .
که څوک غواړي او یا نه غواړي . لراوبر پښتانه یو کیږي .
که څوک ژاړي که خاندي . لراوبر پښتانه یو کیږي .
که څوک خپه کیږي یا خوشحالیږي . لراوبرپښتانه یو کیږي .
که څوک کمزوره یا ځواکمن کیږي .لراوبر پښتانه یوکیږي .
که څوک شکمن یا هوډمن کیږي . لراوبرپښتانه یوکیږي .
که څوک دښمن یا ملګري کیږي . لراوبر پښتانه یو کیږي.
که څوک بې لاري کیږي یا په لار کیږي . لراوبرپښتانه یو کیږي .
که څوک په سیمه کې دپښتون ولس ځواک مني او که نه مني ، موږ یو کیږو،ګني ورکیږو
که څوک دلوی افغان ولس پر تن دانګریز استعماري توري لیکې ته مشروعیت ورکوي یا په رسمیت پیژني یا نه پیژني، موږ یو کیږو . د نړي ټول پښتون ضد قوتونه دې په دې هم وپوهیږي که افغان ولس په خپل تاریخ کې لس ځله لویدلي دی ، نړۍ به ورته ګوري چې افغانان د یو واحد ملت په څیر د ټولو دسیسو په وړاندې دیولسم ځل لپاره یو ځلي بیا دیو خپلواک ملي دولت برخلیک ټاکلو او د لر اوبر افغان ولس دبیایووالي لپاره به را پاڅيږي . افغان ولس په خپل خونړي تاریخ کې که لس ځلي لویدلي دی ،د یولسم ځل به انشاالله بیا راپاڅي .
یواځې د جګړو په بهیر کې ولسونه یو واحد ملت کیږې .افغان ولس په ګده سترې چارې دخپل پلارنې هیواد په ګټه ترسره کړي . پښتانه په خپل ملي تاریخ کې تل د پردیو یرغلګرو په وړاندې په ګډه راپاڅیدلې دي .
با احترام
پرویز بهمن

باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

گرانه پرویز خانه:
ستاسو له دی زحمت کشی نه یو نری مننه! بالکل په پوه شوم. دا ستاسو وظیفه ده چی دوی په پشتو پوه کی. اما زه هیح باور نلرم چه دوی د پوهی استعداد ولری.

باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

قابل توجه دوستان:
تبصره ای بر چرندیات و روهای کثیف یک افغان بنام ببرکزی:
دروغ شاخ و دم ندارد و نمی تواند هم داشته باشد. این جناب به دنیا اعلام می دارد که افغان ها همیشه بحیث یک مشت واحد علیه دشمنان قیام نموده و وطن خود را حفظ نموده است. در اینجا یک فکاهی بسیار بزرگ است: در حالیکه افغان ها هیچوقت وطن نداشته پس آنها از چه دفاع نموده و از دفاع برای چه در برابر دشمنان قیام نموده اند. اگر ما قرار باشد مناطق پشتون نشین را وطن این بی وطن ها حساب کنیم، حتی امروز که امروز است این منطقه زیر سلطه پنجابی های پاکستانی قرار داشته و حتی از سنگ های پاکستان صدا آمد اما از این بی مسلک های شرفباخته حرکتی صورت نگرفت! پس نمی فهمم که این افغان ها چرا می خواهند نظر خویش را با دروغ ثابت سازند؟
بیائید شهکاری ها و وطنفروشی های این خائنین را در افغانستان امروزی مورد بحث و شور قرار دهیم. امروز کرزی کیست و طالبان کیست بجز همان افغان های شرفباخته. امروز کرزی در کابل در زیر عکس احمد شاه مسعود قهرمان ملی افغانستان روز گذرانی دارد. وقتی امریکائی ها این بی وطن بی وجدان را وارد کابل ساخت، وی صرف یک تنبان پشاوری در کون و یک پتوی قندهاری در شانه داشت. بعد این خائنین تاجیک، هزاره و ازبک بودند که ار این بی هویت یهودی الاصل یک شخصیت جعلی ساخت!
سردار محمد ظاهر خان هم گفته می شود یک افغان بود در حالیکه آنها از پدر پدر ملتانی هندی بوده و همینکه آن ها نام افغان را بالای خود گذاشتند از شرفباختگی و خود فروشی شان بود. وقتی نادر را انگلیس وارد کابل ساخت وی به اردو صحبت می کرد. وی نه فارسی و نه پشتو بلد بود. بالاخره از اثر توجه فارسی زبان ها وی و فامیل او فارسی را یاد گرفتند و خود را افغان جا زدند و نسل بالنسل چاکری انگلیس ها را بحیث آرزو و آما شان انجام دادند. بالاخره فکر می کنم که داود افغان بود که بالای شرف و وجدان خویش پا گذاشت و سردار محمد ظاهر را سرنگون ساخت ... این تره کی و امین خروتی افغان بودند سردار محمد داود را راهی جهنم ساختند. همچنان امروز عبدور های خرزی است که علیه تمامیت ارضی افغانستان بحیث آله در دست آی اس آی پاکستان علیه تمامیت ارضی و حاکمیت افغانستان به بهانه خرزی مسلحانه می جنگند.
حال من خوب نمی دانم که افغان ها چه وقت و در کدام تاریخ و در کجا در راه دفاع از وطن و ماوای آبائی شان جنگیده اند؟

باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

دوستان عزیز:
مادر بچه بزاید فیض محمد کاتب هزاره یعنی افتخار مدنیت و شرافت بزاید! الاغ چوچه بزاید عبدالرحمن افغان یعنی ننگ بشریت و انسانیت و سمبول افتخار افغانیت بزاید!
افغان ها تا هنوز هم فهمیده نمی توانند که هنر و انسانیت فیض محمد کاتب هزاره در نوشتن تاریخ افغان ها بدستور و سفارش یک امیر افغان و در قلب در بار افغان چه بود! وقتیکه افغان تا این اندازه جاهل باشد که هنر و شهکاری فیض محمد کاتب هزاره را نفهمد و جوهر کار او را کشف نتواند خود ثابت می سازد که افغان استعداد انسانیت را ندارد و هرگز هم انسان نمی شود.
فیض محمد کاتب هزاره با هر نیرنگ و هنری که داشته خود را در دربار امیر حبیب الله افغان می رساند و از او هدایت می گیرد که تاریخ افغان را در رشته تحریر در آورد. این نابغه هزاره با نبوغ ذاتی که داشته نه تاریخ افغان و افغانستان را نوشته و نه هم به آن علاقمندی داشته است. وی سر این امیران چاکر صفت را بخوبی خاریده و ماساژ داده که اگر بتواند چیز چیزی از آن خارج سازد ولی او با کمال موفقیت این کار را انجام داد و دروغ و چرندیاتی را که ننگ تمدن و بشریت است از زبان خود امیر افغان در رشته تحریر در آورده و بشکل چندین کتاب ضخیم آن را تالیف کرده است!
هنر و نبوغ فیض محمد کاتب هزاره در چیست؟
وی با کمال هنر و زرنگی در پایان می نویسد که آنچه وی در این کتاب نوشته کلمه به کلمه، خط بخط ، پراگراف به گراف، صفحه به صفحه و فصل به فصل از اول تا آخر توسط امیر و مشاورانش قرائت و بالایش صحه گذاشته شده است و در حقیقت تمام نوشته از دهن و فکر و ذهن خود امیر است و فیض محمد کاتب هزاره هیچ تصرفی در آن نکرده است و صرف و صرف با کمال امانت داری افکار کچه و کثیف یک امیر افغان و کثافت کاری های زمامداران افغان را افشاء ساخته است!
اگر شما کتاب سراج التواریخ فیض محمد کاتب هزاره را مرور کنید هیچ حیوانی با چنین وحشت و بربریت در برابر انسان و انسانیت در کل و در برابر مردم هزاره بصورت خاص برخورد نمی کند و هر کسیکه به چنین کارهائی دست زده نامش تا ابد از جمله سیاهترین مخلوق درج تاریخ انسانیت و مدنیت گردیده است! افتخار این کار به فیض محمد کاتب هزاره می رسد و باید آن را از صمیم قلب به او هواخواهان او تبریک گفت.

باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

دوستان عزیز:
اگر شما می خواهید نیت و کردار ضد کرامت انسانی یک افغان دوران سردار محمد داود و خاندان او را بخوانید و بدانید لطف نموده شهکار هنیری خالد حسینی زیر نام "the Kite Runner" را با دقت بخوانید و جناب خالد حسینی را تقدیر کنید! نا گفته نماند که هالیود فیلم این شهکار ادبی را تهیه و در دید جهان قرار داده است. تف بر وجدان یک افغان و افغانیت او!
زندگی آخر سرآید، هزاره گی در کار نیست!

ارمان

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

ميوند گرامى خان آدم خان
به امید اینکه ادم شوید اين اميد شما به واقعيت نمى انجامد. حاکمان پشتون يا افغان راستى که از هر چيز نيم اش را قبول دارد! من بايد به گفته خود کمى روشنى به اندازم : : در رشته هاى زيرن اين حاکمان تصديق دارند و پيروز اند.
جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل و در جهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت , و نسل کشى از صفتهاى حاکمان پشتون اند.
براى من آدميت بدون انسانيت و انسانيت بدون بشر دوستى امکان ناپذير مى باشد. حاکمان پشتون از زمان بدست گرفتن قدرت در سال 1747 و تغير نام کشور خورشيد به کشور هچم فغان از خون خواران درنده تر اند. من خرم ولى نه حاکمان افغانپشونپټان مانند شاه شجاعانتان 1 2, 3 4, ....و يا عبدالرحمان خانان تان:
برگرديم به اصل گفتوشنو:
خط ديورند يک انگيزه و بهانه تبلغاتى ايست. چون حاکمان پشتون که کليه دستگاه هاى حکومتى و دولتى را دراختيار دارند بى کفايتى خود را آشکار ا ثابت ساختند و اکنون توجه تمام مردم را از اصل حکومتدارى خوب , رفاه اجتماعى , پيشرفت اقتصادى - سياسى اجتماعى و فرهنگى برگذشت پناهنده گان کاريابى و و و... به سوى موضوعات حل شده بين المللى جلب کند. حاکمان پشتون زيرک وچالاک ا ند. حاکمان پشتون ديورند را فروختند. آيا اين چه طرز تفکر است
ميوند نگاريد: یک تعداد از جاسوسان مانند خودت از کشورهای خارجی پول گرفته که مردم افغانستان را در برابر هم قرار دهند نگاه کنيد که حمله بهترين دفاع است.
غيرپشتونهاچرا اينقدر بشردوست اند? کى حمله مى کند? آدم خان و يا بشردوست!!
امروزسياست تعرضى پيروز است واما بزرگان غيرپشتون سياست دفاعى را دردستور روز خود قرارداده است. کدامين جاسوسان مانند خودت از کشورهای خارجی پول گرفته اند که مردم افغانستان را در برابر هم قرار دهند ميوند آدم خان?
به اقوام پشتون کدام کشورهای خارجی پول پرداخته بودند که يک برادر, برادر ديگر را کشت وکورکرد, پسر عمو ( کاکا از چاچا هندى گرفته شده) پسر عمو ديگر را از قدرت کنار زد پسر پدر را کشت, شاگر استاد خود را وبلاخره خودتان در زمان گذشته و برادران قومى تان طالبان , غيرپشتونها را قتل عام کردند !!
واين ها از کدام کشورهای خارجی پول گرفته اند ?
اگر مرد ميدان ايد پس ملتها ومليتها ىجدا شده غيرپشتون و اقوام جدا شده پشتون را که توسط انگليس و روس درسالهاى 1856تا 1893 مرزکشى شدند چگونه پيوند مى دهيد- باصفتهاى حاکمان پشتون (دربالا شمارشد) چنين کار جنون است. وحدت مردمان ومليتها وملتهاى گوناگون درسر زمينهاى نامنهاد قلابى افغان ستان, پاکستان تاجيکستان .... تنها در وحدت سه حوزه فرهنگى هند و ايران وتوران باهزاران فرهنگ اش امکان پذير اند. وبس!!!!
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 20 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس