کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > ببينيد و بشنويد > پشتون های پاکستان علاقه ای به پیوستن به پشتون های افغانستان ندارند

پشتون های پاکستان علاقه ای به پیوستن به پشتون های افغانستان ندارند

دو ویدئو/ به نظر می رسد در شرایط فعلی توجه اصلی پشتون های پاکستان و گروه ها و قبایل آنان به بلوچستان و خارج کردن این ایالت از دست بلوچ ها می باشد.

يكشنبه 12 مه 2013, بوسيله‌ى به روایت عکس و تصویر

حکومت های افغانستان در چند دهه ی اخیر پول های هنگفتی را به افرادی مانند افراسیاب ختک داده اند تا با برجسته کردن مساله ی پشتونستان، فشارها را بر اقوام غیر پشتون در افغانستان افزایش دهند. آنان همچنین در بسیاری از موارد امکاناتی را که به شهروندان افغانستان تعلق دارد در اختیار قبایل سرحدی آنسوی مرز قرار داده اند.
با این وجود حقیقت ظاهرا چیز دیگری ست و پشتون های آنسوی مرز علاقه ای ندارند با پشتون های اینسوی مرز یکجا شوند. شاید پشتون های پاکستان می خواهند پشتون های اینسوی مرز به آن ها بپیوندند. به نظر می رسد در شرایط فعلی توجه اصلی پشتون های پاکستان و گروه ها و قبایل آنان به بلوچستان و خارج کردن این ایالت از دست بلوچ ها می باشد.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






65 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > ببينيد و بشنويد > پشتون های پاکستان علاقه ای به پیوستن به پشتون های افغانستان ندارند

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • اینجا باید محترم چمبرعلی خان بیاید وپاسخ خویش را بنویسد. جناب چمبرعلی خان دربخش دیگری ازپیامخانهء کابل پرس نوشته بودند که جهانیان و مردم آن به عزت نفس وغرور ملی پشتونها سلامی گفته اند؟؟؟؟؟؟! ویا هم شخصی بنام ببرک زی زدران که درسایت دعوت نوشته است. لطفا یه این گوشهء پیام دردمندانهء شان بخاطر پیوستن با پشتونهای آنطرف مرز توجه کنید:
    نن لراوبر پښتانه وایې : په موږ کې یو افغان وزیږوه،په شان دخوشحال خان ،احمد خان،میرویس خان یا امان وزیږه .
    که څوک پوهیږي یا نه پوهیږي ، لراوبر پښتانه یو کیږي .
    که څوک ویده یا ویښ دي . لراوبر پښتانه یو کیږ ي .
    که څوک غواړي او یا نه غواړي . لراوبر پښتانه یو کیږي .
    که څوک ژاړي که خاندي . لراوبر پښتانه یو کیږي .
    که څوک خپه کیږي یا خوشحالیږي . لراوبرپښتانه یو کیږي .
    که څوک کمزوره یا ځواکمن کیږي .لراوبر پښتانه یوکیږي .
    که څوک شکمن یا هوډمن کیږي . لراوبرپښتانه یوکیږي .
    که څوک دښمن یا ملګري کیږي . لراوبر پښتانه یو کیږي.
    که څوک بې لاري کیږي یا په لار کیږي . لراوبرپښتانه یو کیږي .
    که څوک په سیمه کې دپښتون ولس ځواک مني او که نه مني ، موږ یو کیږو،ګني ورکیږو
    که څوک دلوی افغان ولس پر تن دانګریز استعماري توري لیکې ته مشروعیت ورکوي یا په رسمیت پیژني یا نه پیژني، موږ یو کیږو . د نړي ټول پښتون ضد قوتونه دې په دې هم وپوهیږي که افغان ولس په خپل تاریخ کې لس ځله لویدلي دی ، نړۍ به ورته ګوري چې افغانان د یو واحد ملت په څیر د ټولو دسیسو په وړاندې دیولسم ځل لپاره یو ځلي بیا دیو خپلواک ملي دولت برخلیک ټاکلو او د لر اوبر افغان ولس دبیایووالي لپاره به را پاڅيږي . افغان ولس په خپل خونړي تاریخ کې که لس ځلي لویدلي دی ،د یولسم ځل به انشاالله بیا راپاڅي .
    یواځې د جګړو په بهیر کې ولسونه یو واحد ملت کیږې .افغان ولس په ګده سترې چارې دخپل پلارنې هیواد په ګټه ترسره کړي . پښتانه په خپل ملي تاریخ کې تل د پردیو یرغلګرو په وړاندې په ګډه راپاڅیدلې دي .

    با احترام
    پرویز بهمن

  • اصلا پشتون ها و قبایل پشتون مال سرزمین هندوستان است ، به هندوسان و پاکستان تعلق دارد کتاب خانه عالم و تاریخ دنیا این طور نوشته اند . اما افغانستان موجوده یا خراسان به ا قلیم و سرزمین خراسان و تورکستان تعلق دارد این ازهزاران سال به اینطرف اینطوربوده است ، اشخاصیکه عقل سلیم دارند دانش درست دارند
    این را میفهمند ، و اشخاصیکه عقل سلیم ندارند جاهل هستند خود ر ا به د یوا نگی و چالبازی میزنند و آخرلامربه حسرت تعصب و تبعیض خواهند سوخت انشاالله
    و من الله توفیق

  • متن فارسى قرارداد ديورند يا معاهدۀ کابل 1893
    مابين امير عبدالرحمان خان جي،سي، اس،اي، امير افغانستان و حدود متعلقه آن از يکطرف، سر هنري مارتيمرديورند کي،سي، آي،اي،سي،اي فارن سکرتري دولت عاليه هند و نايب و وکيل از جانب دولت عاليه طرف ديگر،
    ازآنجا که بعضي مسأله ها به نسبت سرحد افغانستان بطرف هندوستان برپا شده اند و چنانکه هم جناب امير صاحب و هم دولت عاليه هند خواهش انفصال اين مسأله بطريق اتفاق دوستانه اند و خواهش تقرر و تعيين حدود دايره تسلط و اقتدار خود شان دارند تا که در آينده هيچ اختلاف راي و خيال درامر مزبور بين اين دو دولت همعهد و هم پيمان وقوع نيابد، بوسيلۀ اين نوشته معاهده حسب ذيل نمهده است:
    ١- حد شرقي و جنوب مملکت جناب امير صاحب از واخان تا سر حد ايران به درازي خطي که در نقشه کشيده شده و آن نقشه همراه عهدنامه ملحق است، خواهد رفت."
    ٢. حکومت عاليه هند درملکهاي که آنطرف اين خط به جانب افغانستان واقع ميباشند هيچوقت مداخله و دست درازي نخواهند کرد و جناب امير صاحب نيز در ملکهاي که بيرون اين خط بطرف هندوستان واقع ميباشند،هيچوقت مداخله و دست اندازي نخواهند نمود.
    ٣. پس دولت بهيه بريتانيه متعهد ميشوند که جناب امير صاحب اسمار و وادي بالاي آن راتا چنگ در قبضبه خود بدارند و طرف ديگر جناب امير صاحب متعهد ميشوند که هيچوقت در سوات وباجور و چترال معه وادي ارنوي يا باشکل مداخلت و دست اندازي نخواهند کرد. دولت بهيه بريتانيه نيز متعهد ميشوند که ملک برمل را چنانکه در نقشۀ مفصل که به جناب امير صاحب از قبل داده شد، بجناب امير صاحب واگذار نموده شود و جناب امير صاحب از ادعاي خود به بقيۀ منطقۀ وزيري و داور دست بردار ميباشند و نيز دستبردار از ادعاي خود به چاگي ميباشند.
    ٤. اين خطي مرزي بعد ازين تا آنجاييکه ممکن و مطلوب باشد توسط هيأت مشترک بريتانيايي و افغاني بتفصيل نهاده و نشان کاري خواهد شد و مراد و مقصد هيأت مذکور اين خواهد بود که به اتفاق يکديگر به سر حدي موافقت نمايند که با عالي ترين دقت ممکن مطابق خط مرزي که در نقشۀ که همراه اين معاهده ملحق است، باشد، ولي حقوق محلي موجود دهات که بنزديک سر حد قراردارند، درمد نظر گرفته مي شود.
    ٥. به نسبت مسألۀ چمن جناب امير صاحب از اغراض خود بر چهاوني جديد انگريزي دست بردار ميباشند و حقوق خود را که در آب سرگي تلري بذريعۀ خريد حاصل نموده اندبدولت برتانيه تسليم مينمايند. براين حصۀ سرحد خط حدبندي بحسب ذيل کشيده خواهد شد:
    خط حدبندي از سرکوه سلسله خوجه عمران نزديک پشاکوتل که در حد قلمرو بريتانيا ميباشد اينطور ميرود که مرغه چمن و چشمۀ شيراوبه را درافغانستان ميگذارد، چشمه شيراوبه عدل مابين قلعۀ چمن نو و تهانۀ افغاني مشهور در آنجا بنام لشکر دند ميگذرد ، بعدأ ازين خط حدعدل مابين ريلوي استيشن و کوهچه بميان بلدک ميرود و بطرف جنوب گشته شامل سلسله کوه خواجه عمران ميشود و تهانه گواشه را در ملک انگريزي ميگذارد و راه را که بطرف شوراوک از جانب مغرب و جنوب گواشه ميرود بتعلق افغانستان ميگذارد، دولت بهيه بريتانيه هيچ مداخلت تا به فاصلۀ نصف از راه مزبور نخواهد نمود.
    ٦. شرايط مزبوره اين عهدنامه را دولت عاليه هند و جناب امير صاحب افغانستان اينطور تصور ميکنند که اين يک کامل و خاطر خواه فيصلۀ جميع اصل اختلاف راي و خيال که در بين ايشان به نسبت سرحد مذکور بوده اند، ميباشد. وهم دولت عاليه هند و هم جناب امير صاحب بر ذمه خود ميگيرند که انفصال هر اختلاف فقرات جزيي به مثال آن نوع اختلافات که بر آن در آينده افسرهاي مقرره جهت علامت نهي خط حدبندي غور و فکرخواهند نمود بطريق دوستانه نموده خواهدشد تا براي آينده حتا الامکان جميع اسباب شک وشبه و غلط فهمي مابين دو دولت بر داشته و دورکرده شود.
    ٧. چونکه دولت هند از نيک نيتي جناب امير صاحب به نسبت دولت بهيه برتانيه تشفي و اطمينان خاطر بطور کامل دارند و خواهش دارند که افغانستان را در حالت خود مختاري و استقلال وقوت ببينند لهذا دولت مومي اليه هيچ ايراد و اعتراض بر امير صاحب در باب خريدن و آوردن اسباب جنگ در ملک خود نخواهند کرد و خود دولت موصوف چيزي معاونت وامداد به عطيه اسباب جنگ خواهندنمود. علاوه براين جهت اظهار اعتراف خود شان نسبت به طريقۀ دوستانه که جناب امير صاحب درين گفتگو و معامله ساخته اند، دولت عاليه هند قرا ميدهند که برآن وجه عطيه سالانه دوازده لک روپيه که الان به جناب ممدوح داده ميشود، شش لک روپيه سالانه مزيد نموده شود.
    المرقوم ١٢ ماه نوامبر 1893 مطابق ٢ جمادي الاول ١٣١١ هجري.
    متن کامل انگليسى قرارداد, معاهده ويا توافق نامه خط ديورند:
    متن کامل انگليسى قرارداد, معاهده ويا توافق نامه خط ديورند:
    Durand Line AgreementNovember 12, 1893
    Agreement between Amir Abdur Rahman Khan, G. C. S. I., and Sir HenryMortimer Durand, K. C. I. E., C. S. I.Whereas certain questions have arisen regarding the frontier of Afghanistan on the sideof India, and whereas both His Highness the Amir and the Government of India aredesirous of settling these questions by friendly understanding, and of fixing the limit oftheir respective spheres of influence, so that for the future there may be no difference ofopinion on the subject between the allied Governments, it is hereby agreed as follows:
    1. The eastern and southern frontier of his Highness’s dominions, from Wakhan tothe Persian border, shall follow the line shown in the map attached to thisagreement.
    2. The Government of India will at no time exercise interference in the territorieslying beyond this line on the side of Afghanistan, and His Highness the Amir willat no time exercise interference in the territories lying beyond this line on the sideof India.
    3. The British Government thus agrees to His Highness the Amir retaining Asmarand the valley above it, as far as Chanak. His Highness agrees, on the other hand,that he will at no time exercise interference in Swat, Bajaur, or Chitral, includingthe Arnawai or Bashgal valley. The British Government also agrees to leave toHis Highness the Birmal tract as shown in the detailed map already given to hisHighness, who relinquishes his claim to the rest of the Waziri country andDawar. His Highness also relinquishes his claim to Chageh.
    4. The frontier line will hereafter be laid down in detail and demarcated, whereverthis may be practicable and desirable, by joint British and Afghan commissioners,whose object will be to arrive by mutual understanding at a boundary which shalladhere with the greatest possible exactness to the line shown in the map attachedto this agreement, having due regard to the existing local rights of villagesadjoining the frontier.
    5. With reference to the question of Chaman, the Amir withdraws his objection tothe new British cantonment and concedes to the British Governmeni the rightspurchased by him in the Sirkai Tilerai water. At this part of the frontier the linewill be drawn as follows:From the crest of the Khwaja Amran range near the Psha Kotal, which remainsin British territory, the line will run in such a direction as to leave MurghaChaman and the Sharobo spring to Afghanistan, and to pass half-way betweenthe New Chaman Fort and the Afghan outpost known locally as Lashkar Dand.The line will then pass half-way between the railway station and the hill known asthe Mian Baldak, and, turning south-wards, will rejoin the Khwaja Amran range,leaving the Gwasha Post in British territory, and the road to Shorawak to thewest and south of Gwasha in Afghanistan. The British Government will notexercise any interference within half a mile of the road.
    6. The above articles of’ agreement are regarded by the Government of India andHis Highness the Amir of Afghanistan as a full and satisfactory settlement of allthe principal differences of opinion which have arisen between them in regard tothe frontier; and both the Government of India and His Highness the Amirundertake that any differences of detail, such as those which will have to beconsidered hereafter by the officers appointed to demarcate the boundary line,shall be settled in a friendly spirit, so as to remove for the future as far as possibleall causes of doubt and misunderstanding between the two Governments.
    7. Being fully satisfied of His Highness’s goodwill to the British Government, andwishing to see Afghanistan independent and strong, the Government of Indiawill raise no objection to the purchase and import by His Highness of munitionsof war, and they will themselves grant him some help in this respect. Further, inorder to mark their sense of the friendly spirit in which His Highness the Amirhas entered into these negotiations, the Government of India undertake toincrease by the sum of six lakhs of rupees a year the subsidy of twelve lakhs nowgranted to His Highness.H. M. Durand, Amir Abdur 1893 ,Rahman Khan. Kabul, November 12
    بدون پيام ارمان ولى با درود ارمان وپايان نامه
    درود ارمان
    تغيرنام افغانستان ارمان است
    تا که نام افغان است ملک درفغان است
    تا که افغانستان است نام اش بطلان است
    پايان نامه ارمان
    صفتهاى حاکمان پشتون يا “افغان” = جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل و در جهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت , و نسل کشى

  • قرارداد ديورند يا معاهدۀ کابل 1893
    درمسير پيشينه صد و اند ساله کشور اقوام پشتونها که قدرت سياسى را درسال 1747 بدست گرفتند و انگليس نام کشور افغانلند (afghan land) را در درقرار داد سال 1801 پيشنهاد کرد که فارسى آن را يعنى افغان ستان گزيدند .
    کشور نامنهاد افغانستان در سال 1919 به عنوان کشور رسمى شناخته شد.
    خاندان سراج
    1893 - معاهده ديورند را اميرعبدالرحمان خان امضاء کرد.
    - 1901-1919 - از سوى پسر اش امير حبيب اله خان و عضو فراماسيون انگيس Loge Concordia No. 3102 پذيرفته شد
    1919-1929 - از سوى پسر اش امير امان اله خان پذيرفته شد , يعنى استقلال دراين سوى مرز ديورند جشن گرفته مى شد. يکى از پيش شرط استقلال کشور ساختگى افغانستان پذيرش معاهده خط ديورند بود.
    حکومت نو ماهه امير حبيب اله کلکانى هم کدام قرار دادى در رد و يا پذيرش اين توافقنامه امضاء نکرد.
    خاندان محمد زايى طلايى:
    1929-1933- نادرخان هم کدام ابتکار نشان نداد و خط ديورند را قبول داشت.
    1933-1973- ظاهرخان سرحد بين پاکستان وهند را برتانيوى راقبول داشت.
    1947: استقلال هندوستان و تقسيم هند. در هنگام تجزيه هند و اعلان کشور پاکستان ظاهرخان شاه کشور ساختگى افغان ستان پاکستان را به رسميت شناخت و دولت پاکستان تمام قراردادهاى که هند امضاء کرده بود.
    دولت پاكستان در 14اگست 1947م تشكيل و در ماه نوامبر يعني در سه ماهه گي، با نجيب اله خان نماينده ي خاص محمد ظاهر شاه در كراچي مذاكره نموده نماينده افغانستان هم سرحد ديورند را برسميت شناخت.
    افغانستان کشور پاکستان را درسال 1948 به رسميت شناخت وسفارتخانه و حتى در پشاور قنسولگرى باز کرد.
    نماينده دايمى افغانستان درسازمان ملل پاکستان را برسميت درسال 1948 به رسميت شناخت .
    1952-1962 استفاده داودخان از جنگ سرد امريکا و شوروى براى پشتونستان نتيجه نداد: داودخان خط ديورند را به عنوان یک مرز بین المللی زير سوال نبرد بلکه خوداراديت پشتونها را!!!!!!!!
    1973- 1978
    جمهورى داودخان سياست اصلى نبود
    وحکومات ديگر
    وقتي که 16 بار دولت ها و حکومتهاى و حاکمان کشور اين قرارداد را قبول کرده اند اين قرار داد را رد نکردند وسکوت کردند وکرزى باربار به پاکستان سفر کرد اين چه شادى بازى ايست که بعد از با د زدن چارزانو گرفتن به اسلاف? . درپشت اين کاسه چه نيم کاسه اى است? دراين دال چه سياهدانه است?
    اگر نمي شناسد چرا 65 سال است که افغانستان با آنكشور تبادل نماينده گي ديپلوماتيك (سفارت و قنسلگري) نموده است? .منشور سازمان ملل متحد: منکر شدن پذيرفته نمى شود.
    در سال ۱۹۵۰ پارلمان بریتانیا در مورد خط دیورند چنین تصويب کرد: "دولت شاهی بریتانیا به این نظر است که پاکستان بر اساس قوانین بین المللی، وارث حقوق و وجایب دولت سابق هند بریتانیایی در این منطقه است و خط دیورند یک مرز بین المللی است."
    خط دیورند یک مرز بین المللی ازطرف تمام کشورهاى دنيا به رسميت شناخته شده است که با پاکستان رابطه دارند وبا سازمان ملل متحد!! چرا دولت قلدر کرزى وسپنتا اين قدر نمايش مى کند . چون هردو درملل متحد رسوا مى شوند:
    يک مقايسه:
    سرحد آلمان شرق را دولت آلمان غرب درهيچ زمانى برسميت نشناخت . اين مرز درسال 1945 کشيده شد .
    دولت آلمان شرق 1949 درسال بوجود آمد و در سال 1990 منحل شد . ملت آلمان اتحاد کرد يک قطره خون نريخت . کشورفغان ومکار ازسال 1945 تا سال 1974 دولت ومرز بين دوآلمان را به رسميت نشناخته بود. درسالهاى هفتاد ميلادى قرن بيست خود آلمان غرب وشرق مناسبات تجارى , اقتصادى, بانکى وسياسى خودرا آنقدر رشد داد که زيادتر ازکشورى بود که اورابرسميت مى شناخت.
    حاکمان ناله وفرياد مکار اند
    صفتهاى حاکمان پشتون = جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل و در جهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت زمينهاى غيرپشتون , و نسل کشى
    تغيرنام افغانستان ارمان است
    تا که نام افغان است ملک درفغان است
    تا که افغانستان است نام اش بطلان است

  • من از دهها ها سال قبل با تعدادی از پاکستانی های که به افغانستان جهت تدریس زبان پشتو درمدارس ویا حالابرای کار و پول اندوزی میابند درباره علاقه شان به افغانستان پرسیده وصحبت کرده ام هیچکدام شان را نیافتم که به افغانسان علاقه ودلچسپی داشته باشند همه شان خودرا پاکستانی میدانند وهیچ علاقه به افغانسان ندارند البته جز کسب پیسه از جیب وزارت قبایل و حالا قرادادهای خارجی واندوختن پول. دولتمردان افغانستان از گذشته تابحال بسیار بی یعقل ودیوانه بوده اند که ناحق بیلیون ها پول کشور را حیف کرده به جیب خان های پاکستانی بخاطر مساله موهوم پشتونستان ریخته اند. اصلا چیزی بنام پشتونستان وجود ندارد وجز به هرد دادن پول و وقت وسرمایه ملی هیچ سودی نداشته وندارد.

  • وطن سرود عشق تو زقلب من صدا کند
    ترانه های مهر تو مرا ز غم رها کند
    وطن تو جسم و جان من، زمین من زمان من
    تو مادر یگانه ای ، عزیز مهربان من
    وطن تو جسم و جان من، زمین من زمان من
    تو مادر یگانه ای ، عزیز مهربان من
    وطن نِواى زندگى
    وطن نَواى زندگى
    يکبارديگر
    وطن اميد و آرزو
    وطن صفاى زندگى
    يکبارديگر
    وطن توى چمن من ام
    تو باغ اى ياسمين من ام
    يکبارديگر
    به کوه ودشت سراغ تو
    چو مرغ نغمه زن من ام
    وطن تو سايه بر سرم
    تو مهر و ماه و اخترم
    سرود مهر ات وطن
    به بحر و بر همى برد
    وطن نِواى زندگى
    وطن نَواى زندگى
    يکبارديگر
    وطن اميد و آرزو
    وطن صفاى زندگى
    يکبارديگر
    وطن سرود عشق تو زقلب من صدا کند
    ترانه های مهر تو مرا ز غم رها کند
    وطن تو جسم و جان من، زمین من زمان من
    تو مادر یگانه ای ، عزیز مهربان من
    وطن تو جسم و جان من، زمین من زمان من
    تو مادر یگانه ای ، عزیز مهربان من


    وطن عشق تو افتخارم وطن در رهت جان نثارم
    وطن خاک پاکت بهشتم وطن گلخنت لاله زارم
    وطن عشق تو افتخارم وطن در رهت جان نثارم
    وطن عاشقم بر شکوهت به از گل بود سنگ و کوهت
    وطن هر کجایی که باشم تویی جان فضا ای دیارم
    وطن عشق تو افتخارم وطن در رهت جان نثارم
    وطن قلب من هستی من بود رگ رگم پر زخونت
    زتو همچو گل بشکفت دل اگر در خزان یا بهارم
    وطن عشق تو افتخارم وطن در رهت جان نثارم


    سرزمين من
    بی آشیانه گشتم
    خانه به خانه گشتم
    بی تو همیشه با غم
    شانه به شانه گشتم
    عشق یگانه من
    از تو نشانه من
    بی تو نمک ندارد
    شعر و ترانه من
    سرزمین من
    خسته خسته از جفایی
    سرزمین من
    بی سرود و بی صدایی
    سرزمین من
    دردمند بی دوایی
    سرزمین من
    سرزمین من
    کی غم تو را سروده؟
    سرزمین من
    کی ره تو را گشوده؟
    سرزمین من
    کی به تو وفا نموده؟
    سرزمین من
    ماه و ستاره من
    راه دوباره من
    در همه جا نمیشه
    بی تو گزاره من
    گنج تو را ربودند
    از از بهر عشرت خود
    قلب تو را شکسته
    هر که به نوبت خود
    سرزمین من
    خسته خسته از جفایی
    سرزمین من
    بی سرود و بی صدایی
    سرزمین من
    دردمند بی دوایی
    سرزمین من
    سرزمین من
    مثل چشم این ستاره
    سرزمین من
    مثل دشت پر غباره
    سرزمین من
    مثل قلب داغداره


    ميهن من آنجاست که من زبان مردمان شانرا بدانم.
    ميهن من آنجاست که به من حق شهروندى داده شود
    ميهن من آنجاست که سرود وآهنگ شان سور کرده بتوانم
    ميهن من آنجاست که تار و ساز سوبهار ونوبهارشان را سرآهنگ وهمآهنگ کرده بتوانم
    ميهن من آنجاست که به من "اولاده چنگيز" و و و و و گفته نشود
    ميهن من آنجاست که به من "مهاجر" گفته نشود
    ميهن من آنجاست که حق بشرى ام احترام شود
    ميهن من آنجاست که به من "اصلى ويا فرعى" گفته نشود
    ميهن من مرزندارد
    پروردگارم مرز نمى شناسد
    مرز پرستى و وطنپرستى نه
    خدا پرستى و ميهن دوستى بلى
    امريکا مرزهاى خود را منحل کرد واز آن ايالات فدرالى ٥٢کشوره ساخت.
    اروپا مرزهاى خود را منحل کرد کشورهاى اتحاديه ديگر ويزا ضرورت ندارد.
    به آرزوى اتحاد کشورهاى نيم قاره هند وآسياى مرکزى تورانزمين وايران زمين . وحدت اقوام شريف پشتون , تاجيک هزارستانى ها وتورکتباران وهندوان و سيکها
    بلوچ و کوچ و کرد و بيختيارى, ايماق وگوجر نورستانى وبراهويى وپاميرى ويلغورى........ و صدا مليتهاى ديگرفقط و فقط در باطل ساختن کليه مرزها وسرحدات تحميلى قدرتهاى بزرگ امکاپذير مى باشد. وآنهم بدون جنگ!
    همه ازيک شربت ساخته شده اند.اقوام و مليتهاى شريف پشتون هيچ برترى وهيچ کمترى از ملتهاى ديگر ندارند.
    اتحاد کشورهاى نيم قاره هند وآسياى مرکزى تورانزمين وايران زمين آمدنى ايست چه بخواهيم وچه نخواهيم. کاروان برسوى قافله درحرکت شده. لطفا دهن خود را ديگر قف نکنيد بزرگان پشتون چون که از قف زياد گپهاى پوقانه وى مى برايد!!!!!!!

    صفتهاى حاکمان پشتون و يا “افغان”= جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل و در جهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت زمينهاى غيرپشتون , و نسل کشى
    تغيرنام افغانستان ارمان است
    تا که نام افغان است ملک درفغان است
    تا که افغانستان است نام اش بطلان است

  • Durand line has nothing to do with flatnose hazara

  • سرود پشتونها براى وطن شان پاکستان آنسوى خط ديورند
    we r also part of pakistan but let it be heard we r peace loving Pukhtuns
    Pukhtoons
    watch?v=xDJnD3tVnIo&list=PLEE4CC050220FCECE
    youtube
    يک شخص بنام حبيب اﷲ رفيع که در گفتوشنودهاى تلويزيونى در مورد خط ديورند سهمگير است, بيان نمود که امير عبدالرحمان خان سرزمينهاى آنطرف خط ديورند را نفروخت بلکه گروي{{}} اجاره و کرايه داده شده است.
    معاهدات شاهان پشتون پيرامون فروش ودادو ستد سرزمين بريده شده از مادر زمين که از سوى انگليس در پايان قرن نوزده “افغانلند” نام گرفت.
    1- معاهده لاهور ازطرف شاه شجاع
    شاه شجاع نواسه احمدشاه درانی ، مکناتن نماینده حاکم انگلیس هند و رنجیت سنگ پادشاه پنجاب در26 جون 1838 م .اين معاهده در هیجده ماده تنظیم یافته بود به امضا رسید.
    2- معاهده جمرود امير دوست محمد خان
    میان سردار غلام حیدر خان ولیعهد دوست محمد خان و « سرجان لارنس » گورنر جنرال پنجاب در 30 مارچ 1855 م . در جمرود به امضا رسید،
    3 - معاهده گندمک امير محمد يعقوب خان
    این عهد نامه در گندمگ بتاریخ 26 می 1879 م . میان امیر محمد یعقوب خان نواسه امیر دوست محمد خان و« سرلویس کیوناری » نماینده سیاسی انگلیس طی ده ماده به امضا رسید.
    4- معاهده خط ديورند امير عبدالرحمان خان
    بتاریخ 12 نوامبر1893
    هر چهار معاهدات بالا مرز شرقى و جنوبى ( و تقسيم مردمان پشتون و بلوچ , نورستان وبراهويى) گرديد.
    پرسش دراينجاست!
    چرا, دولتهاى افغانستان, مرزکشى هاى غربى و شمالى و شمالشرقى را درسالهاى 1856 تا سال 1860 و بلاخره توسط شوروى 1920 قبول کردند?
    چرا از اين معاهدات فقط معاهدات اقوام پشتون اين قدر مهم شده است. چرا دولتهاى افغانستان تنها جدايى اقوام پشتون و يا ( افغان) را ناله و فریاد , زارى , شیون و واویلا و شکايت , داد و نالشت , "افغان" و “فغان” تنها و از آن جلوه مى کنند ????
    1- دولتهاى افغانستان دولت پشتونها است چون پشتون= افغان وافغان= پشتون معنى مى دهد.
    2- خط ديورند براى دولت پشتون۔افغان يک موضوع قومى و نه موضوع ملى کشورى وميهنى و مليتهاى غيرپشتون مى باشد
    3- همين حاکمان افغان از جدايى مردمان غير پشتون دفاع نکرده و نمى کند
    4- دولت از ملت قوم و قبيله رامى شناسد. حاکمان بى نام ونشان چشم ملى شان کور و گوش ملى شان کر و زبان ملى شان گنگ وپاى ملى شان لنگ است
    . نابود باد قومپرستى!!
    يک صفت ديگر حاکمان پشتون و يا “افغان” : بى اعتماد و بى اعتبار
    صفتهاى حاکمان پشتون و يا “افغان”= جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل و در جهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت زمينهاى غيرپشتون , خاک و وطنفروشى و نسل کشى,
    تغيرنام افغانستان ارمان است
    تا که نام افغان است ملک درفغان است
    تا که افغانستان است نام اش بطلان است

  • یو وخت ما فکر کاوه چې پرویز بهمن به کوم لیکوال وي، خو چې څو ورځې وړاندې مې د ښاغلي قانع پر یوه لیکنه د ده بې منطقه کلیمې ولوستلې د ده په حال مې افسوس وکړ. د محمودخان اڅکزي په رابطه د ده دریځ د نورو نظریاتو په څېر کاملا بې منطقه دی. که خلیلي، محقق او نور خره او سپي یې راټول شي د اڅکزي ۱/۱۰۰۰ اندازه نه له سیاست نه خبر دي او نه هم د هغه په نسبت د افغانانو او افغانستان په وړاندې هومره خواخوږي او اخلاص لري.

  • جناب احمد خان پتان .

    روی تانرا پشاوری ها و کویته یی ها سیاه کرد "هردو اوغان "بر" ! واضع و روشن گفتند که با شما نیستند , اقای پتان پشاور خدمت تان غرص نمود که ما همسایه هستم !! راوبط روی این اصل باید حفظ شود !!!, شب دیگر نصحیت نمود که جار و چنال بیشتررا برای تان کمایی نکنید؛ مشکلات زیاد دارید چرا بند ریگی تان را خراب میکنید , اچکزی نیز که در دو کشتی پا میماند اگر که حاکمیت پاکستان را قبول نداشت وکیل پارلمان پاکستان نمیبود در ثانی ملگری اچکزی مانند پتان پشاوری دیورند را قبول و تمام شده میدانند او ازادی بیشتر برای پتانستان که کویته هم با ان یکجا شود میخواهد در نهایت اگر که موقیع و شرایط مساعد شود یک کشور جداگانه با تمام اوغان های پاکستانی بدون بلوچ های بیچاره مظلوم که از دو طرف ظلم برانان تحمیل میشود پنجاب و اوغان پاکستانی .

    موضوع جالب اینکه چرا بهمن صاهب را به خلیلی و محقق و مزاری نسبت میدهی یا هر که در کابل پرس چیزی نوشت باید از برادران هزاره و و هر که هم که هزاره بود باید پیرو مزاری باید باشد !! بهمن صاحب قسمت ناچیز از جرم وجنایت و نامردی های تان را از کتاب و تاریخ شرم اور خود تان بیرون و در براب دیده های ضعیف و سرمه کرده تان قرار میدهد اینها هم بخاطریست که با پر روی و دیده درایی ادعا مردی و غیرت .......... سرد میدهیددر حالیکه بی ننگ ترین مردم دنیا از شما خوبتر اند .خان

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.