کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > حقوق بشر > آزادی بيان > اقدام ديگر کريم خرم در مبارزه با آزادی بيان!

اقدام ديگر کريم خرم در مبارزه با آزادی بيان!

کمیسیون بررسی تخطی های رسانه ای تحت ریاست آقای خرم، آزادی بیان را روزتاروزدرکشورخفه می کند!

جمعه 16 مه 2008, بوسيله‌ى Toshiba

با تأثرات عمیق که وزیرمحترم اطلاعات و فرهنگ کشورخلاف ارزش های قانون مطبوعات و خلاف مندرجات لایحۀ وظایف کمیسیون مربوطه بدون تجزیه ، تحلیل و تحقیق حتی برداشت از حقایق موضوعه ، بدون احضار، استجواب و استفسار از مسئولین کابل شاهان، بطورغیابی و یکطرفه تجویز میفرمایند که مسئولین نشریۀ کابل شاهان به اتهام نشر مصاحبه با معین پیشین وزارت امور زنان غرض تعقیب عدلی به لوی څارنوالی معرفی گردد.

با توجه به اهداف و لایحۀ وظایف کمیسیون مختلط رسیدگی و بررسی از تخطی های رسانه ای در وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ، ایجاب مینماید تا در روشنی قانون مطبوعات کشورهر نوع تخطی مطبوعاتی باید از طریق کمیسیون موظف در حضوررداشت تخطی کننده و شکایت کننده مورد بررسی و رسیدگی قرارگیرد، که چنین عملکرد یکی از وظایف اساسی، اخلاقی و مطبوعاتی کمیسیون به اصطلاح بررسی و رسیدگی از تخطی های مطبوعاتی کشورتحت ریاست آقای خرم وزیر فرهنگ میباشد.

با تأثرات عمیق که وزیرمحترم اطلاعات و فرهنگ کشورخلاف ارزش های قانون مطبوعات و خلاف مندرجات لایحۀ وظایف کمیسیون مربوطه بدون تجزیه ، تحلیل و تحقیق حتی برداشت از حقایق موضوعه ، بدون احضار، استجواب و استفسار از مسئولین کابل شاهان، بطورغیابی و یکطرفه تجویز میفرمایند که مسئولین نشریۀ کابل شاهان به اتهام نشر مصاحبه با معین پیشین وزارت امور زنان غرض تعقیب عدلی به لوی څارنوالی معرفی گردد.

رسانۀ آزاد، علمی، ادبی، تحقیقی، آموزشی وانتقادی کابل شاهان چرا، به چه منظور و نظر به ارتکاب کدام جنایت بدون طئ مراحل کمیسون به څارنوالی معرفی گردیده است؟ درحالیکه هرنوع تخطی احتمالی بایست توسط کمیسیون آقای خرم در حضور و قناعت مسئول رسانه و شکایت کننده رسماً، اصولاً ، قانوناً و شرعا بررسی و بعداً در صورت تثبیت تخطی و ارتکاب جرم بعد از قناعت طرفین و ارائۀ دقیق وسایل و اسباب جرمی در روشنی قانون به آن وصف جرمی داده و تعداً جهت تعقیب عدلی به څارنوالی احاله میگردید که متاسفانه بنا بر عقده مندی ها، تعصباب و عدم تحمل پذیری واقعیت های عینی جامعه توسط کمیسیون و شخصاً آقای خرم و همچنان اعمال نفوذ شکایت کننده بالای کمیسیون در رأس آقای خرم چنین نگردیده که نه تنها قناعت و شکایت کابل شاهان مرفوع نگردیده است بلکه به سوالات اتحادیۀ ملی ژورنالیستان افغانستان و سایر نهاد های ملی و بین المللی حمایت از حقوق ژورنالیستان افغانستان پاسخ داه نشده است.

آیا تشخیص، تثبیت و بررسی تخطی به اصطلاح انجام شده خارج از استعداد، کفایت و صلاحیت کمیسیون بود و اگر نبود نظر به کدام دلایل مشروع، مقنغ و موجه از طریق کمیسیون نام نهاد آنوزارت به څارنوالی ارجاع گردیده است و چه نوع وصف جرمی به آن داده شده است؟

آیا تخطی ارتکابی انقدرمشدده بوده که از احضار و استجواب مسئول رسانه صرف نظر میگردد وکابل شاهان خلاف تمامی موازین اخلاقی و مطبوعاتی و رسانه ای، صرفاً به اتهام نشر مصاحبۀ ریکارد شدۀ معین یک وزارت راساً به تعقیب عدلی کشانیده میشود؟

کمیسیون موظف آقای خرم تخطی به اصطلاح انجام شده را چگونه وصف جرمی داده اند در حالیکه سه ماه از تعقیب عدلی و سرگردانی های ممتد کابل شاهای میگذرد هنوز هم کدام وصف جرمی و مسئولیت متوجه کابل شاهان نگردیده است بجز از ضیاع وقت و سرگردانی های ممتد کابل شاهان که مسسب اصلی آن شخصاً آقای خرم و مشاور ناعاقبت اندیش و غیر مسلکی آن در کمیسیون میباشند؟

آیا سرگردانی های بی جهت و اذیت کنندۀ کابل شاهان به اتهام نشر یک مصاحبه و افشأ حقایق توهین و اهانت آشکارای ژورنالیستان کشور و دفن آزادی بیان توسط کمیسون تحت رهبری آقای خرم بوده نمیتواند؟

آیا کمیسیون آقای خرم با درايت و تعقل فرهنگی و ژورنالیستیک در روشنی فلسفۀ ریالیزم و ژورنالیزم تحقیقی نمیتوانستند و چنین توانائی استنطاق و استجواب را نداشتند تا در حضور شکایت کننده و مصاحبه کننده قضیۀ اختلاس (14) عراده وسایط دولتی وضعف مدیریت را در وزارت مصلحتی امور زنان بررسی نمایند؟ و به شکایت شکایت کننده رسیدگی نمایند وپیوسته به آن قرار معقول، عادلانه ومنطقی اصدارفرمایند؟ و چرا خلاف تمامی اصول و ارزش های لایحۀ وظایف داخلی کمیسیون رسیدگی و بررسی تخطی های رسانه ای تحت ریاست آقای خرم در حضورداشت جانبین مصاحبۀ ریکاردشدۀ خانم ملیحه سهاک بشمول سایر اسناد ارتکابی اختلاس (14) عراده وسایط دولتی در آن وزارت مورد غور و بررسی دقیق و عادلانۀ مطبوعاتی قرار داده نشده است؟

اگر کمیسیون آقای خرم نشر مصاحبۀ سازنده، تعمیری و انتقادی کابل شاهان را با ملیحه سهاک معین پیشین وزارت امورزنان بمقام وزیر امورزنان توهین میدانند پس به عنوان عدالت پسندان مصلح و وطندوستان اصیل کشور چرا از قضیۀ اختلاس (14) عراده موتر دولتی همچنان ضعف مدیریت و بی ظرفیتی های آن وزارت چشم پوشی نموده اند و هیچ نوع تذکری از آن بعمل نیامده استو و زیر اتهام بی بنیاد و افترأ آمیز کابل شاهان را متهم به توهین بمقام وزیر امورزنان نموده اند. در حالیکه نه تنها مقام وزیر زنان بلکه تمامی مقامات کشور از نظر کابل شاهان قابل احترام میباشند.

در فرجام مهمتر از همه با وصف صدور مکاتیب مجدد و مکرر رسمی ادارۀ نشراتی کابل شاهان و اتحادیۀ ملی ژورنالیستان افغانستان چرا آقای خرم و مشاور خاص شان جناب قاضی صاحب که بحیث منشی در کمیسیون مربوطه ایفای وظیفه مینمایند نه تنها دلایل وعلل تجویز تعقیب عدلی کابل شاهان را پاسخ ندادند بلکه اقلاً فیصلۀ به اصطلاح کمیسیون نام نهاد رسیدگی و بررسی آن وزارت را باوصف تقاضاهای مجدد کتبی در اختیاراتحادیۀ ملی ژورنالیستان افغانستان نیز قرار نداده اند. که روی همرفته توسط منشی کمیسیون شفاها اظهار میگردید که (فیصلۀ کمیسیون محرم است و ما آن را به حارنوالی ارسال داشته ایم.)

کابل شاهان یکبار دیگر با ارج گذاری به شخصیت های حکمی و حقیقی کشور قوانین جاری کشور خود را جداً رعایت نموده و همواره در راه اصلاحات، بازسازی و آگاهی مردم ازارزش های حقوقی و مدنی نشرات داشته و به عنوان یک رسانۀ غیروابسته و مستقل هیچ نوع ملاحظات مبتذل قومی، شخصی، لسانی حتی مذهبی را در پالیسی های نشراتی خود دخیل ندانسته وبدون داشتن هیچنوع عقده مندی و غرض شخصی در روشنی قانون مطبوعات مخصوصاً مصاحبۀ اخیر وجنجال برانگیز معین پیشین وزارت امورزنان را بدون تصرف و تزئید منتشر ساخته که در برگیرندۀ اختلاس (۱۴) عراده وسایط دولتی مستند به مکتوب شماره( ۷۱۲۳۰ / ۴۱۰۰ ) مورخ (۱۳/ ۶ /۱۳۸۶) مديريت عمومي اداري رياست محترم تحقيق مقام لوي حارنوالي جمهوری اسلامی افغانستان و اشاره های کوتاه به ضعف مدیریت در آن وزارت محترم میباشد که از قول ملیحه سهاک معین پیشین انوزارت بدست نشر سپرده شده است که به هیچوجهه نظریات کابل شاهان در مصاحبۀ فوق دخیل نبوده و نمیباشد.

کابل شاهای یکبار دیگر از آقای خرم وزیر فرهنگ کشور و کمیسیون مختلط ومربوطۀ شان احترامانه میطبلد تا نگذارند اشخاص عقده ای و صاحب غرض با اعمال نفوذ شان در کمیسیون مستقل بررسی و رسیدگی تخطی های رسانه ای نفوذ نمایند و آزادی مشروع مطبوعات را جریحه دار و زمینه های تحقیر، توهین، اهانت و سرگردانی های بی جهت ژورنالیستان و گردانندگان رسانه ها را به اتهام نشر حقایق و مصاحبه های انتقادی و ترمیمی فراهم گردانند.

زمانه به کج روشان را به برکشد بیدل

هرآنکه راست است خار چشم افلاک بود


از وزير طالب انتظاری بيش از اين؟

وزارت فرهنگ از بررسی دوسيه ی پرويز کامبخش عقب نشست!

چهار شنبه 23 ژانويه 2008


اشاره: خوانندگان کابل پرس علاوه بر اظهار نظر درباره ی محتوای اين نوشته می توانند، مشکلات نگارشی و املايی اين نوشته را نيز بررسی کنند.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






53 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > حقوق بشر > آزادی بيان > اقدام ديگر کريم خرم در مبارزه با آزادی بيان!

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • کارمندان محترم جریده وزین کابل شاهان!
    حیف است که شما در وضیعتی رسیده اید که از همچو فرد متعصب و دشمن فرهنگ طلب امداد بجویید. حکومت آلوده با فساد ما با گماشتن شخصی چون آقای خرم( بهتر است م آخر نام وی حذف شود)، دنبه را به دست گرگ داده است و عاقبت به خیر!!!؟؟؟

  • سلام و عرض ادب خدمت خواننده گان و گرداننده گان سایت وزین کابل پرس. خرم خود میگوید"آزادی بیان گپ مفت است." . به سوابق آقای خرم نظر اندازید ایشان از همان آوان دخیل شدن به جریانات سیاسی کدام یک را برگزید. و بعداً به کدام طیف فکری که طیف فکری طالبی است گرایش پیدا کرد. از ابتدایی تقرر آقای خرم به منصب وزارت اطلاعات وفرهنگ حدس و گمان های زده میشد که انسداد افکار و آزادی از طرف کرزی و حلقه مافیایی وی ( حزب اسلامی، طالبان، افغان ملتی ها) یعنی ناسیونالیست های افراطی پشتون آغاز گردیده است. سپردن وزارت اطلاعات و فرهنگ به آقای خرم، سپردن دادستانی کل کشور به عبدالجبار ثابت، سپردن اداره امور ریاست جمهوری و وزارت امور پارلمانی به فاروق وردک، سپردن وزارت مالیه به آقای انوارالحق احدی آغاز بازی تحکیم قدرت ومطلقه گرایی کرزی بحساب آمده میتواند. به این پست های حساس دولتی نگاه کردن و دیدن اینکه هر کدام از این وزارت ها یکی از ساحات اساسی زنده گی سیاسی و اجتماعی کشور ما را در بر میگیرد، شکی باقی نمیگذارد که ناسیونالیزم افراطی پشتونی ( که حالا در وجود آقای کرز تبلور یافته) در صدد است تا حاکم مطلق سرنوشت افغانستان و مردم آن باشد.
    وزارت اطلاعات و فرهنگ کنترول فرهنگ، افکار، رسانه ها و تماس مردم با واقعیت های افغانستان و جهان. اگر این مجرا مسدود گردد ( طوریکه در زمان طالبان مسدود گردیده بود که این کار نه تصادفی بود و نه از روی نیات دیندارانه طالبان بلکه یک عمل نهایت سنجیده شده و حساب شده بود) دیگر دسترسی مردم به اطلاعات و تماس با همدیگر و دنیای بیرون بسته میشود که در اینحالت هیچگونه تماس و تبادل فرهنگی میان افغانستان وبقیه دنیا ممکن باقی نمیماند و مردم در طی چند سالی به خستگی فرهنگی رسیده و با این حالت تطابق و دیگر فکر پیشرفت و ترقی ( با دیدن ترقی و انکشافات سایر نقاط دنیا) در ایشان باقی نماند. صرف یک رادیو ویک روزنامه دولتی باشد و آنهم به نشر مسایل بی مقدار بپردازد وبس.
    دادستانی هم وظیفه دارد تا هر کسی را که خلاف قدرت مطلقه ناسیونالیزم پشتونی حرفی بزند به شدید ترین شکل تحت تعقیب و پیگرد قرار دهد و شخصیتش را تا میتواند خورد کند. آقای ثابت بجز توهین، تحقیر، تخریب وجهه اشخاص، و شکستن شخصیت هیچ کار دیگری نکرده است.
    آقای ثابت وظیفه اش بستن دهن هرکسی است که بخواهد قدرت مطلقه ناسیونالیزم پشتونی را به چالش بکشد.
    اداره ام
    آقای دکتور فاورق وردک که رییس اداره امور و وزیر امور پارلمانی است شاهرگ رسیدن به رییس جمهور، جریان وسیل معلومات وتماس به و از رییس جمهور را در کنترول دارد. وی میتواند از رسیدن فرامین و احکام رییس جمهور به مراجع مربوطه جلوگیری و هر نوع رابطه ریاست جمهوری با سایر مراجع و مردم را قطع کند. یکی ازجلسات کابینه دایر و نصاب هم تکمیل بود، ولی رییس جمهور میگفت "منتظر باشید تا وردک صاحب بیایند." فاروق وردک فوق قانون است و چنان حلقه را در اطراف رییس جمهور تنیده است که رییس جمهور هم قادر به بیرون رفتن از آن نیست.
    فاروق وردک یکی از نظریه پردازان اصلی قدرت مطلقه ناسیونالیزن پشتونی میباشد، وی تصامیم این قدرت مطلقه ناسیونالیز پشتونی را صرف به رییس جمهور دیکته میکندو کرزی هم بدون اندک ملاحظه یی آنرا عملی میکند.
    در مقام وزارت امور پارلمانی فاروق وردک دست کاملاً باز دارد تا هر نوع بازی را با پارلمان انجام دهد. پول های کلانی را به وکلا بدهد، به آنان دستور دهد چه کاری کنند و هر نوع تصمیم سازنده پارلمان را که دست وپای قدرت مطلقه ناسیونالیزم پشتونی را بگیرد، سبوتاژ کند. وردک در بازی های که با پارلمان انجام میدهد دست کاملاً باز داشته و حتی احتیاج به مشوره کرزی هم ندارد.

    آقای احدی شاهرگ تمامی پول های افغانستان را در دست دارد. وی خود رهبر حزب افغان ملت که داراری آجندای ناسیونالیستی میباشد را بدوش دارد. در بیوگرافی وی که در دایره المعارف Wikepedia نوشته شده آمده است که وی زمانی استاد دانشگاهی مسیحی در امریکا بوده است. این احدی است که تمام پول های آمده به افغانستان را کنترول میکند و بهر وزارت و ولایتی که بخواهد پول زیاد یا کم میدهد. پس پول همه افغانستان در دستان احدی است و هر طوریکه خودش بخواهد پول را مصرف میکندو یابدست کسانی که همفکر و همطرزش استند میدهد. با یک مرور مختصر میتوان دید که اصلاحات و شعار های آقای احدی عملاً هیچ دردی را دوا نکرده است. وی همیشه تذکر میدهد که دولت افغانستان یا باید کمک ها را مطابق میل کمک دهنده بپذیرد و یا از آن چشم بپوشد. این درحالیست که وی به ده ها تن که خودش در وزارت مالیه گماشته مبالغ هنگفتی منحیث معاش دالری میپردازد.

    پس دیده میشود که قدرت مطلقه ناسیونالیزم پشتونی با در اختیار گرفتن شاهرگ های اساسی زنده گی مردم و کشور چگونه در صدد تعمیل این قدرت مطلقه خویش میباشد. و آقای خرم یکی از مهره های اصلی تطبیق پروژه تحکیم و تثبیت قدرت مطلقه ناسیونالیزم پشتونی میباشند.

    • ولا عجب منطقی دارید، اگر یک نفر افغان ملتی بودویا از قوم پشتون بود و یا از حزب کرزی و یا از حزب جبار ثابت بود خائین است؟ پس کسانیکه در حزب جعمیت هستند، در حزب وحدت هستند، در حزب جنبش هستند واقعاً افراد مسلمان، وطن پرست و صادق هستند چون هیچ نوع جنایت از این افراد سر نزده و هیچ نوع خونی در کابل ریخته نشده و بالای هیچ دختری تجاوز نشده، خانه و اموال هیچ کسی چور نشده و تمام شهدای که وجود دارد همه اش دروغ و خیالی است. بعد از سقوط حکومت نجیب الی به ظهور طالبان در افغانستان یک آرامی مطلق حکمفرما بوده و حتی بینی کسی هم خون نشد. استادان بزرگوار مانند ربانی، صیاف، مزاری ، خلیلی ، گلبدین و غیره غیره برای ملت افغان خدمات بزرگ را انجام دادند. مثلاً برق کابل در آن زمان 24 ساعته شد، در سراسر افغانستان یک قوای منظم پولیس وجود داشت و تمام افغانستان توسط یک حکومت واحد اداره میشد. مردم آنقدر خوش بودند که از خوشی زیاد گریه میکردند. به جهانیان میگفتند که زیاد خوش هستیم برای ما کمی غم بدهید، در کشور ما امنیت زیاد است، یک چند تا دزد و اوباش از کشور های تان ارسال کنید. اصلاً باید بگویم که هیچگونه تشویشی در زمان حکومت مجاهدین وجود نداشت و مساجد و تکیه خانه ها آباد گردید و تمام آن در پنج وقت نماز پر از مردم میبود.
      حالی ما افغان ها پشت همان زمان ها دق شدیم، کرزی کیست که رئیس جمهور ما شده، ما مردم همان وقت را خوش داریم ، چون خوش بودیم، آرام بودیم و هیچ تشویش نداشتیم نسبت به حالی 1000 چند زنده گی ما خوش بود. پس کرزی چه کاره باشه که سر ما حکومت کنه. ما خواهان همان رهبران دوره مجاهدین هستیم. پشت شان بسیار دق شدیم باز میخواهیم که در کابل چهار رئیس جمهور داشته باشیم. یکی چی به درد میخوره.
      افسوس صدی افسوس به حال ما مردم.

    • سلام خدمت آقای ادریس. مشکل در افغان ملتی بودن وپشتون بودن و یا عضو کدام حزب دیگر نیست.هدف قدرت مطلقه ناسیونالیزم پشتونی است. درهمان زمان هم قدرت مطلقه ناسیونالیزم پشتونی سرش را از آستین حکمتیار درآورد. درحالیکه همه قدرت دولتی به مجاهدین انتقال یافت باز هم چون نفس مطلق قدرت در کف قدرت مطلقه ناسیونالیزم پشتونی نبود، دیگران باید از صحنه رانده میشدند، زیرا اولین بار در تاریخ دوصد ساله کشور بود که سایر اقوام نیز به نحو موثر در ساختار قدرت سهیم میشدند که سبب نقض قدرت مطلقه ناسیونالیزم پشتونی میگردید. چون مطلقه گرایان ناسیونالیزم پشتونی نتوانستند با حکمتیار کاری از پیش ببرند در تبانی با پاکستان مطلقه گرایان ناسیونالیزم قبله یی پشتونی یعنی طالبان را در صحنه آوردند. و دیدیم که الحمد لله در زمان طالبان کرام عدل و عدالت خلفای صدر اسلام پیاده شد. هزار ها مرد وزن و کودک شمالی با ساطور طالبان به قتل رسیده و یا کوچانیده شدند. درختان و تاک هم با ساطور مطلقه گرایان ناسیونالیزم قبلیه یی از بیخ کنده شدند. درهمان دوران بود که برق کابل 48 ساعته شده بود همه مردم از فرط وفور مواد غذایی بی اندازه فربه شده بودند.
      اگر همان جریان آمده مجاهدین توسط مطلقه گرایان ناسیونالیزم پشتونی سبوتاژ نمیگردید امکان برقراری یک همگرایی ملی از بین نمیرفت.

  • Mr.Karim Khoram is not guilty, poor man is totally not qualify for this important position, you should blame Mr.Karzai why he appointed such blind and dough man for that key position. if karim Khoram is not qualify, which one in Karzai government is qualify? Spanta,Zarar,Wardak,Atmar,Ahadi,etc., all of them just wasting money and time of Afghan poor people, during 35 years suffered most of causalities . Afghanistan peoples need new dedicated leaders to use international help and money to bring development and progressive for Afghan people, not misuse all of golden opportunities and full their pockets.

    Ahmad Kabulistani

  • momlakat ke kairzai rayes jomhooresh basha dega azoo cheee gella

    آنلاين بنگريد : العاب

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.