صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > خوش دمی با حضرت ابوالمعانی عبدالقادر بیدل

خوش دمی با حضرت ابوالمعانی عبدالقادر بیدل

chendavol
پنج شنبه 11 جولای 2013

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

یاد آن فرصت که عیش رایگانی داشتیم

سجده­ای چون آسمان بر آستانی داشتیم

یاد آن غفلت که از گَرد متاع زندگی

عمر، دامن چیده بود و ما دکانی داشتیم

ای برهمن! بی­خبر از کیش هم­دردی مباش

پیش از این، ما هم بت نامهربانی داشتیم

هر قدر او چهره می­افروخت، ما می­سوختیم

در خور عرض بهار او، خزانی داشتیم

در سر راه خیالش، از تپیدن­های دل

تا غباری بود، ما بر خود گمانی داشتیم

دست ما محروم ماند آخر ز طوف دامنش

خاک نَم بودیم، گَرد ناتوانی داشتیم

روز وصلش باید از شرم آب گردیدن که ما

در فراقش زندگی کردیم و جانی داشتیم

جرأت پرواز هر جا نیست بیدل، ورنه ما

در شکست بال، فیض آشیانی داشتیم


آنلاين بنگريد : http://chendavol.blogfa.com/po...

واژه های کلیدی
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس