کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > وبلاگ نویس > «احمد» هم رفت

«احمد» هم رفت

چهار شنبه 24 ژوئيه 2013, بوسيله‌ى chendavol

 شاعر

براي
ويراني چندباره­ي مزار شاملو

گوركن
بر درگاه ايستاده است

هم­چنان
مزدِ جنايتِ خويش مي­طلبد

شاعر!
گورت را بِهِل

برو
جايي كه عرب ني انداخت

بعد وقتِ
گلِ ني برگرد اين­جا.

 سر کار بودیم که امیر مرزبان زنگ زد و خبر داد که
«احمد» هم رفت. گفتم: «احمد» کیه؟ گفت: منظورم «احمد شاملو»ست. بهت زده­ شدیم.
همین دو ماه قبلش بود که «هوشنگ» رفته بود؛ «هوشنگ گلشیری» و سخت بود نبودن دو قله
داستان و شعر ادب پارسی در فاصله زمانی کوتاه.

نام «شاملو» را در دبیرستان شنیده و بعد در ارتباط
با شاعران پیش­گام­تری مثل شریف سعیدی و بشیر رحیمی، از ویژگی­های شعرش آگاه شده
بودم. اوایل شعر نوشتن­هایم از بشیر درباره چند و چون شعر شاملو، سهراب، فروغ و
اخوان پرسیدم و این­که سبک کدام را باید انتخاب کنم. او گفت که باید بیشتر بخوانی
تا خودت نزدیکی احساست را به یکی از آن­ها بفهمی و ادامه بدهی.

وقتی در 1375 تمام شعرنوشته­های سنتی مثل غزل،
مثنوی و رباعی را که حاصل ذوق­آزمایی­های دوره دبیرستان بود و فقط تفننی می­نمود،
کنار گذاشتم، با خواندن شعر نیمایی و سپید به این قالب گرایش پیدا کردم. اولین
چایزه ادبی را که به خاطر شعری شبه­نیمایی در مراسمی فرهنگی گرفتم، علاقه­ام به
شعر سپید جدّی­تر شد.

رفت­وآمد به انجمن شعرها و محفل­های شعری که در آن­ها
غلبه بیشتر با شعر سنتی بود و شعر نو و سپید، کم­تر خوانده می­شد یا کم­تر به آن
توجه می­شد، شاید سخت بود، ولی تشویق­های گاه به گاه برخی افراد سبب می­شد چشمه
این علاقه نخشکد. آن زمان­ها دسترسی به منابع شعری سخت بود؛ یعنی اگر کتابی هم چاپ
می­شد، ممکن بود به دلیل این­که توانایی مالی­مان به خریدش نمی­رسد، نتوانیم بخریم
و در حسرتش بمانیم. البته گاهی میسر می­شد که کتابی از کتاب­خانه­ای امانت بگیریم
و این­گونه، جرعه جرعه، قطره­­ای بنوشیم.

یادم می­آید در محفل­های دوستانه، شعرهایمان را
برای هم می­خواندیم و نظر می­دادیم و نقد می­کردیم تا صیقل بخورد و اعتماد به نفس
خوانش و سرایش­مان بالا برود. به جز کتاب­ها و محفل­های ادبی و گاه و بی­گاه نشریه­های
متفاوت دانشجویی که در زمینه ادبیات، حرفی برای گفتن داشتند، حضور مجله­های
«کارنامه» و «نافه» هم در آن روزگار غنیمتی بود بزرگ برایمان؛ روزگاری که «نت»
تازه داشت فراگیر می­شد و زمانه «وبلاگ­»سازی و «وب­گردی» بود.

کم­کم شعر شاملو سایه­گستر می­شد بر ذهنم و زیبایی­های
نگاهش با صدایش هنگام خوانش شعرهای خودش و گارسیا لورکا و خیام و ... افزون می­گشت.
زبان و نگاه خاص بامداد در کنار زنانگی­های انسانی و شفاف و جسورانه فروغ، روانی و
سادگی و صمیمیت سهراب و زبان دیگرگونه اخوان و بعدها موشکافی در شعر نیما و آشنایی
با سیدعلی صالحی، همه و همه، معجونی شدند شیرین از ادب فارسی که زندگی را تحمل­پذیر
می­کردند.

از شعر نو و سپید که سخن گفتم، باید از شعر واصف
باختری یاد کنم که سوک­مندانه، جایگاهش در میان فارسی­زبانان به درستی شناخته نشده
است؛ چون ظرافت­هایی در آن به چشم می­خورد که یگانه­اند. با این حال، به دلیل نابسامانی
اوضاع اجتماعی افغانستان و آشفتگی عرصه فرهنگی و ادبی این سرزمین و نیز دور افتادن
استاد باختری از قلمروهای اصلی زیستی شعر فارسی و مهاجرت به امریکا سبب شده است
نوعی فراموشی در حق شعر ایشان در میان هم­زبانان وی در سرزمین زادگاهش و نیز هم­جوارش
رخ دهد.

در این میان، با این­که شاعر حرفه­ای نیستم و از
برای دل خویش شعر می­گویم و کار و بارم شعر سپید است، ولی به شعر کهن به ویژه غزل
و دوبیتی ـ از نوع خوبش ـ ارادت دارم. گاهی دوستان که توجهم را به شعر سنتی می­بینند،
تعجب می­کنند که چرا در دوره­ای که جدی کار شعر کردم، به غزل نپرداختم.

شاملو را دوست­تر دارم، ولی نه آن­که بتم باشد. سر
شاملو دعوا کرده­ام و کسی را که شاعر محبوبم را «اُزگَل» می­خواند، چنان عتاب­آلود
کوفته و بر سرجایش نشانده­ام که می­گفت فکر نمی­کردم صادق از پدرش هم چنین دفاع
کند. با این حال، هیچ شاعری ـ نه فقظ شاملو ـ برایم قدسیتی ندارد که نخواهم برخی ضعف­های
ادبی­اش یا رفتارش را ـ بدون دخالت دادن آن به قلمرو ادبیتش ـ نقد نکنم.

نکته دیگری که درباره شاملو برایم جالب است، عشق­آفرینی
«آیدا» برای «بامداد» است که واقعا حکایت عشق­های زیبای کهن را برایم تداعی می­کند.

ترجمه­های آزاد شاملو نیز شاید از نظر علمی و نگاه
برخی منتقدان، ضعف­هایی داشته باشد، ولی هر چه باشد، زیبایی خاصی دارد که آن را بر
ترجمه­های هم­سنگش ترجیح می­دهم. این هم نوعی سلیقه است دیگر. «شازده کوچولو» را
با شاملو شناختم و «گیل­گمش» و نیز شعرهای شاعران جهان چون لنگستون هیوز و الیوت و
... .

تلاش­های شبانه­روزی شاملو در پژوهش­های ادبی نظیر
«کتاب کوچه»، ترجمه، مقاله­نویسی و موارد دیگر نیز سرمشق خوبی است برای کسانی که می­خواهند
در این راه قدم بگذارند و واقعا پشتکارش ستودنی است.

سال­ها بود که می­خواستیم برویم سر قبر شاملو و
میسر نمی­شد تا اینکه سال گذشته، تابستانی، به همراه داوود و مهدی توانستیم شبی بر
مزارش گرد هم آییم. 
 قبر اخوان و سهراب را دیده­ام،
ولی فروغ و نیما را هنوز ندیده­ام
.


آنلاين بنگريد : http://chendavol.blogfa.com/post/17...

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






46 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > وبلاگ نویس > «احمد» هم رفت

آگهی در کابل پرس

loading...

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.