مسلم است که تغییر موضعگیرى ها, تعویض تاکتیک ها و تبدیل اصول بازى ها به خاطر رسیدن به هدف مشروع و از راه هاى مشروع براى یک سیاست پیشه قابل درک است, در صورتیکه همچون مانور ها در داخل چارچوبه اخلاقیات محدود گردد. اما در طول سه دهه اخیر جنگ ها در افغانستان موضعگیرى هاى متناقض و تعمیل روش
هاى سیاسى آقاى حکمتیار تابع هیچگونه اصول اخلاق سیاسى نبوده و براى رسیدن به هدف سیاسى از هر گونه میتود هاى ناروا مستفید گردیده است. در عمل دیده شده که آقاى حکمتیار به کار بردن هر وسیلهای را در سیاست برای پیشبرد
اهداف مجاز شمرده است.
راکت باران کردن شهر کابل, وفا نکردن به قسم هاى مکه مکرمه, موضعگیرى هاى متناقض, پناه بردن به دولت ایران درحالیکه آنرا شیعه وکافر میداند, دریافت کمک از امریکا و اعلام جهاد برضد او, کشتار, ترور, اتهام, دروغ گفتن و ده ها روش نارواى دیگریکه براى رسیدن به قدرت انحصارى توسط گلب الدین حکمتیار بکار رفته است.
اینهمه روش هاى سیاسى خارج از اصول و اخلاقیات رهبر حزب اسلامى افغانستان را میتوان با اندیشه وحشیانه فیلسوف ایتالیائى بیرنارد نیکولو ماکیاولى (۱۴۶۹-۱۵۲۷) منطبق دریافت که برخی از دستورات آن ذیلآ به شکل مختصر یاددهانى میگردد:
ماکیاولى سیاست را از اخلاق جدا ساخته میگوید, هدف هر عمل سیاسى باید دستیابى به قدرت بوده و این اعمال نباید محدود به اخلاق باشد. زمامدار نباید از شرارت و اعمال خشونت آمیز بترسد.
حکومت برای نیل به قدرت، ازدیاد و حفظ و بقای آن مجاز است به هر عملی از قبیل کشتار، خیانت، ترور، تقلب وغیره دست بزند و هرگونه شیوهای حتی منافی اخلاق و شرف و عدالت برای رسیدن به هدفش روا میدارد.
این مکتب بر این باور است که رجال سیاسی باید آنگونه سختگیر باشد که اگر تکالیف دینی، اخلاقی و احساسات سد راه او شود؛ از آنها صرفنظر کند و هدفی جز رسیدن به مقصود نداشته باشد.
براى درک روانشناسى ماکیاولیسم روانشناسان امریکائى بنامهاى (ر. کریسته و ف. گیز) مکتب ویژه ئى بنام ماکیاولیسم ایجاد کرده و به این نظر رسیدند که اساس تعریف روانشناسى ماکیاولیسم به سه عنوان خلاصه میگردد:
١ - روش: زیرکى و چالاکى در مناسبات شخصى براى بدست آوردن منفعت با بکارگیرى چاپلوسى, فریب, رشوه وجعل اسناد
٢ - مناسبات: نگرش بدبینانه نسبت به دیگران به عنوان ضعیف و وابسته به فشار اجتماعی, بى اعتمادى نسبت به دیگران و تعقیب منافع و خواسته های شخصى و استفاده افزارى از دیگران
٣ - نفى کردن اخلاق اجتماعى, زمانیکه مزاحم رسیدن به هدف باشد
کتاب و عقاید ماکیاولی را در ١٠ احکام ذیل خلاصه کرده اند:
۱- همیشه در پی سود خویش باش
۲- جز خویشتن هیچ کس را محترم مدار
۳- بدی کن اما چنان وانمود کن که نیکی میکنی
۴- حریص باش و آنچه را میتوانی تصاحب کن
۵- خسیس باش
۶- خشن و درنده خوی باش
۷- چون فرصت بدست آوری دیگران را بفریب
۸- دشمنانت را بکش و اگر میتوانی دوستانت را هم نیز.
۹- در رفتار با مردم به زور توسل جوی نه به مهربانی
۱۰- همه مساعی خود را به جنگ متمرکز ساز
در جریان سه دهه جنگ در کشور که آقاى گلب الدین حکمتیار یکى از چهره هاى شاخص بازیگر سیاسى میدان کشمکش غصب قدرت در افغانستان بوده و در تاکتیک ها و روش هاى سیاسى - نظامى ایشان زشت ترین وجهه اعتقادات مکتب ماکیاولى در عمل به نمایش گذاشته شده است.
پیام عیدى گلب الدین حکمتیار که چیزى غیرمترقبه از جانب ایشان نبود, ادامه همان پالیسى هاى شرارت افروزانه ئى است که براى فریب اذهان خلق پشتون و گرفتن امتىاز بیشتر و احیاى نفوذ تضعیف شده صورت میگیرد.
تا جاییکه معلوم است, ظهور طالبان به مثابه افراطى ترىن گروپ مدعیان دفاع از اسلام و احیاى مجدد آنها به کمک طالبان قدرتمدار و نیکتائى پوش ارگ نشین بازار داعیه آیدیولوژیکى حزب اسلامى گلب الدین حکمتیار را کم رنگ نمود. و درین بحبوحه لیدر حزب اسلامى به خوبى درک نمود که دیگر دفاع از اسلام و مبارزه برعلیه کفر بازار پر زرق و برق ندارد, اما در محور شعار قومى و توسعه خصومت هاى قومى و زبانى میتوان مانور هاى خوبى انجام داد. بنآ ایشان با اتهامات و تهدیدات به آدرس اقوام غیر پشتون بنام اقلیت هاى قومى حمله نمود.
درینجا میخواهم در بعضى از نقاط فرموده هاى ایشان مکث نمایم:
١ - اقلیت و اکثریت
اصلآ اصطلاحات اقلیت و اکثریت قومى توسط روسها و انگلیس ها براى سو استفاده سیاسى موقعیت اقوام در افغانستان داخل بحث ادبیات دولت هاى قبایلى گردید. اینک این بحث در طول چندین سال در سطح مطبوعات داخل و خارج براه انداخته شده و این مسئله به تمام "طول, عرض و ضخامت" آن به اثبات رسیده که افغانستان متشکل از اقلیت هاى قومى بوده و هیچ قومى داراى کمیت نفوس (پنجاه فى صد جمع یک ۵۰٪+۱) نمیباشد. و تمام نفوس شمارى ها همه دغلکارى بوده و هیچگونه اهمیت تعیین کننده و اعتباری ندارد. ادامه این بحث براى همگان خسته کن خواهد بود
.
٢ - ایشان فرمودند (خارجیها با حمایت از اقلیتها افغانستان را تجزیه میکنند),
فراموش نباید کرد, آن اقوامیکه شما ایشان را اقلیت هاى قومى قلمداد کرده اید, در طول سه دهه جنگ چندین بار قدرت سیاسى و نظامى را بدست
گرفتند ولى وحدت ارضى افغانستان را گرامى داشتند و حفظ کردند. اما حالا جنابانیکه خودها را نمایندگان قوم اکثریت مینامند٬ روح و روان خارجى ها را به انحصار خود دارند و سیاست خارجى ها بواسطه خلیلزادها, اشرف غنى ها, انورالحق احدى ها و امثالهم سمت و سو داده میشود, چگونه ممکن است که به دست اقلیت ها افغانستان تجزیه گردد!
تجزیه افغانستان دور از امکان هم نیست مگر عامل اىن تجزیه, انحصار طلبان قدرت خواهد بود که اقوام غیر حاکم را با روش هاى سرکوبگرانه و زورگویى ها وادار سازند تا گزینه دیگرى به غیر از تجزیه کشور باقى نماند.
رسمیت دادن استبداد در قانون اساسى و دیگر قوانین مملکت, تحمیل نام یک قوم بالاى سایر اقوام بنام «افغان» و تلاش اضمحلال هویت هاى قومى اقوام بومى کشور٬ تبلیغ و ترویج برتری طلبی و امثال چنىن زورگویى ها شاهد این مدعاست .
٣ - "به میان آوردن نظام فدرالی..."
آقاى حکمتیار تشویش خود را از فدرالى شدن افغانستان اظهار کردند ! درحالیکه
جناب ایشان مدت چهل سال است که به آغوش یک دولت فدرالى تربیه, تمویل و استقامت داده میشوند و در طرح هاى ساختن کانفدریشن افغانستان با پاکستان نظر مساعد داشتند, مگر چرا این ساختار فدرالى را براى تنظیم بهتر امور
اداره و دولت دارى در افغانستان که شرایط به مراتب مساعد تر نسبت به پاکستان دارد روا نمى بینند !!! بلى ایشان و دیگر عناصر ضد ساختار جامعه عادلانه در افغانستان میدانند که با ایجاد نظام فدرالى انحصار سنتى و استبدادى قدرت را در افغانستان از دست میدهند, بنابرین با هر گونه اغوا, تحریف و افترآ برعلیه ایجاد نظام فدرالى در افغانستان قرار میگیرند
.
٤ - "دادن سهم بزرگ به اقلیتها ..."
اولآ آقاى حکمتیار و دیگر همفکران شان باید بدانند که هیچگاهى هیچ کسى چىزى را براى کسى نمیدهد, بلکه این حق است که گرفته میشود.
اگر به گفته ایشان اقلیت هاى قومى که صاحب چند چوکى وزارت ویا ریاست هستند, هیچ کسى براى ایشان تهفه ویا خیرات نداده است, ایکاش که این سهم ها در افغانستان به شکل عادلانه, انسانى و اسلامى مطابق شعاع وجودى اقوام و برابر با استعداد هاى ایشان تقسیم میگردید. تآثر و تآسف من از آنست که بازهم فاشیسم انحصار طلب تمام توانائى خود را به خرچ داده است تا زمینه براى بى اراده ترین ها و ضیىف ترین ها از اقوام غیر پشتون مساعد گردد تا با دستان آنها ضربات کوبنده به پیکر اقوام منزوى از قدرت سیاسى وارد آورده شود.
از جانب دیگر آقاى حکمتیار فراموش نکرده اند که بعداز سقوط داکتر نجیب الله به مثابه آخرین مهره بقایاى رژیم پیرو شوروى, همین اقلیت ها! با توانائى هاى رزمى وبا تکیه به حضور شعاع وجودى شان اداره افغانستان را تحت نفوذ
قومى و زبانى قرار دادند. با این حال ادعاى جناب ایشان که گویا براى اقلیت ها سهم بزرگ داده شده است, بار دیگر بیانگر نیت انحصار طلبى آنها است
.
٥ - حمله مستقیم به هزاره ها
به ادامه پیام٬ گلب الدین حکمتیار عقده هاى عمیق باطنى خود را به نماىش گذاشته و به هزاره ها حمله میکند.
او میگوید: (ساختن ولایت برای اقلیتها و تعیین والیها به خواست خود آنها" اکنون بامیان و دایکندی مانند بلخ حیثیت ایالتهای مستقل را دارند." و کاخ ریاست جمهوری افغانستان زیر فشار "دلار دولت ایران و برنامههای آمریکا"
دایکندی را ولایت مىسازد و اختیار تمام نهاد های ملکی و نظامی ولایات مرکزی را به "هزارهها و شیعهها" میسپارد.)
نظام هاى قبیلوى حاکم از عبدالرحمن گرفته تا نادر, هاشم, مومند, داود و ملا عمر تا که توانستند ظالمانه و بى رحمانه مردم هزاره را سرکوب, کشتار جمعى, برده و کنیز, تبعید, آواره و دربدر نمودند, اموال آنها را مصادره و زمین هاى آبائى آنها را غصب نمودند که غزنى٬ ارزگان و وردک مثالهاى زنده آن است. اما تا هنوز یک وجدان بیدار از کلان شونده هاى قبیله پیدا نشده تا از همه جفا هاییکه در حق هزاره ها صورت گرفته و لکه ننگ بر جبین تاریخ است عذر خواهى نماید. ولى بر عکس این خصومت ها ادامه دارد و اعتراضات خصمانه جناب حکمتیار هم ادامه همان خصومت های تارىخى هزاره ستیزى است. و الا پوشیده نیست که در تقسیمات ارضى و ادارى افغانستان اراضى جنوب کشور بر اساس نفوس واهى قلمداد شده و زورگویانه به ولایات و اولسوالى ها تقسىم شده است که گاهی ولایت به اندازه یک اولسوالی نیست و یک اولسوالی به اندازه یک قریه نیست. بطور مثال ولایت هاى خوست, پکتیا و پکتیکا هیچ کدام آن از لحاظ مساحت ارضى و کمیت نفوس به اندازه اولسوالى اندخوى نمیرسد.
از آنکه بگذریم رهبران ساختار هاى قبیلوى به طور سنتى خود را صاحب اختیار میبینند و عادت کرده اند که اقوام غیر خودى همیشه جوالى, خدمتگار و چاى بیار باشند. زمانیکه حق مسلم خود را مطرح میکنند, براى انحصار طلبان دشوار است که با این طرح سازش نمایند.
دیگر اعتراض ایشان بر این است که چرا والى ها به خواست مردم تعیین میشود! متآسفانه تا هنوز در افغانستان چنین یک مناسبات عادلانه و انسانى ادارى بوجود نیامده که والى ها را خود مردم انتخاب کنند, اما یکى دو مثال بروى ملحوظات لابدى نمایانگر سیستم نیست. آقاى حکمتیار و هم فکران شان مطمئن باشند که مردم دیگر حاکمان قبیله را بزور نیزه نخواهند پذیرفت.
در مورد مصرف دالر هاى ایران بالای هزاره ها, فکر میکنم که جناب حکمتیار صاحب حداقل بى انصافى کرده اند ویا خواستند که پل پاى خود را پنهان کنند, چونکه ایشان مدت زیادى در آغوش ایران بودند و از دالر هاى آن مستفد میشدند و ایران یکى از حامى هاى شان بود.
ایجاد ولایت دایکندى به مانند پنجشیر نه خواست ایران و نه امریکا بوده بلکه خواست مردم آن ولایت است. بدو دلیل: اولآ ایران به مثابه یک دولت یونیتار یا سنترال سیستم طرفدار ادارات ایالتى خودگردانى نیست و حراس دارد که توسعه چنین اندیشه به داخل ایران به نسبت وجود حرکت هاى استقلال طلبانه اقوام آذرى, کرد و عرب سیستم مرکزى را دچار مشکلات نکند.
مگر امریکا به صفت یک دولت فدرالى بنابر اغواگرى هاى سیاست پیشگان قبیله از همان لویه جرگه اضطرارى برعلیه ساختار فدرالى در افغانستان قرار گرفت. همه میداند که سیستم نظام سیاسى افغانستان (رئیس جمهور مقتدر بدون صدراعظم) از امریکا کاپى گردید اما ساختار ادارى ارضى امریکا که فدرالى است, در افغانستان تطبیق نگردید. بنآ فرموده آقاى حکمتیار درین باره متناقض با واقعیت است.
تآکید به شیعه بودن هزاره ویا تذکار کلمه شیعه در سخنان حکمتیار حاوى دو پیام على الخصوص به اوزبیگ ها و تاجیک ها است. اول اینکه آقای حکمتیار می فهماند که گویا مخاطب اعتراضات آن هزاره ها است و دوم اینکه میخواهد به تاجیک ها و ازبیک ها و دیگر مردم اهل سنت گوشزد نماید که گویا براى شیعه ها در افغانستان بسیار حق داده شده است! این یکنوع روش ابلیسانه و نفاق افگنانه یی است که فوقآ در اسلوب اندیشه ماکیاولستى توضیح گردید
.
جناب حکمتیار با پر روئى تمام ادعا میکند که گویا هزاره ها زمین هاى پشتونها را غصب کرده و به کوچیها اجازه نمیدهند که به مناطق خود و چراگاهای خود بروند! این ادعا به همان قصه گرگ و گوسفند میماند که ( گرگ در قسمت بالائى جریان آب قرار دارد و آب میخورد اما گوسفند در قسمت پایانى جریان آب ایستاده آب میخورد, گرگ به گوسفند میگوید چرا آب را خیط میکنى! گوسفند در جواب میگوید که تو در در بالاى جریان آب هستى و من بطرف نشیبى آب هستم, چطور که من آب را خیط میکنم! گرگ میگوید که تو هم آب را خیط میکنى و هم گپ میزنى! به گوسفند حمله میکند ).
مسئله زورگویى هاى موسومى کوچى هاى مسلح به یک بلاى عظیم جامعه هزاره مبدل گردیده است که سالانه صدها هزاره قربانى آن میگردد. زراعت شان پامال و گاهى مساکن شان به آتش زده شده و دار و ندار شان چپاول میگردد. درین حال ادعاى جناب گلب الدین حکمتیار نه تنها دور از انصاف بلکه دور از هر نوع اخلاق اسلامى و انسانى است.
آقای حکمتیار به هزارهها هشدار میدهد که "آنروز فرا خواهد رسید که مردم مظلوم افغانستان برای احقاق حقوق غصب شده شان کمر ببندند و در آن زمان در هیچ گوشه کشور پناهگاهی برای خود نخواهند یافت. بعضی از آنها به ایران فرار خواهند کرد و ایران هم با آنها سلوک وحشیانه و بیرحمانه خواهد کرد."
این هشدار حکمتیار یکنوع اعلان جنگ برعلیه هزاره ها است. حاکمان پشتون تبار متآسفانه خلق فریب خورده پشتون را در گروگان دارند و هر آن لحظه ممکن با تحریک احساسات آنها برعلیه دیگر اقوام٬ ایشان را به خصومت و جنگ وا میدارد. پیامد حکمروائى دونیم قرنه آنها براى خلق پشتون نیز جز فقر, بدبختى, بىسوادى, عقبماندگى و جهل نبوده است.
منظور آقای حکمتیار از فرا رسیدن آنروز احتمالأ خروج نیرو های بیگانه از کشور است که از سال ۲۰۰۱ بدینسو در خدمت طالبان نیکتائی پوش قرار داشته و باعث تمرکز قدرت به دست یک قوم خاص و احیای مجدد طالبان گردیده است که حتی در ولایات شمال افغانستان طالبان مسلح افغان و پاکستانی توسط هیلوکپتر های نظامی امریکا و انگلیس رویانیده شدند.
تاریخ بار دیگر تکرار میشود. خروج قوت های شوروی٬ شکست داکتر نجیب و رویاروئی چهار قوم تعیین کننده وتقسیم خاک افغانستان در چهار بخش٬ تجربه تلخی برای مردم افغانستان بود.
در طول ۱۲ سال حکومت عوامفریب کرزی٬ احمدزی٬ خلیلزاد٬ احدی و دیگر کلانشوندگان قبیله کاری به خاطر اعمار جامعه انسانی و عادلانه ایکه باعث اعتماد و هم پذیری در بین اقوام گردد٬ انجام نداده و تمام ظرفیت ها را برای استحکام قدرت انحصاری وتضمین حفظ آن بعداز خروج نیرو های خارجی صرف نمودند٬ دموکراسى نیم بند وارده را با تحریف واقعیت هاى جامعه افغانستان و با اغواگرى ها و قلابى گرى ها با حماىت نیرو هاى خارجى به بیراهه کشیدند و نظام سیاسى را به هیله گر ترین, قلابى ترین و مستبد ترین سیستم تبدیل نمودند که این خود باعث رشد و توسعه بی اعتمادی و خصومت در بین اقوام حاکم و محکوم گردیده است.
متأسفانه اینبار همچنان خروج نیرو های خارجی از مملکت عاقبت ناگواری برای مردم اعم از خلق پشتون٬ هزاره٬ تاجیک٬ اوزبیک و دیگر اقوام خواهد داشت.
اما آقای گلب الدین حکمتیار مطمئن باشند که نه خلق هزاره ونه دیگر اقوام ستم کشیده نه در ایران ونه جای دیگر فراری نخواهند شد.
براى تمام مستبدین تاریخى یادداهانى میگردد که هر گونه طوفانى که در افغانستان برخیزد هزاره و دیگر اقوام تحت ستم به غیر از زنجیر هاى اسارت پاى خود چیزى دیگرى را از دست نخواهند داد.
در آخر باید گفت٬ همانقدریکه گلب الدین حکمتیار با این پیام خصمانه خود احساسات خلق پشتون را بر ضد اقوام دیگر تحریک میکند٬ به همان اندازه اقوام دیگر به عمق سو نیت حکمتیار و دیگر انحصار طلبان پی میبرند و به ضرورت اتحاد عملی و یکپارچگی نیروهای ضد انحصار و استبداد معتقد میگردند.
و من الله التوفیق
۱۲ - ۰۸ - ۲۰۱۳
نظرات
18 دیدگاهپالیسى گلبدین حکمتیار در آیینه اندیشه ماکیاولى
آقای عابد اینکه شما اقای مهمند را مورد تمسخر قرار داده اید فکر کنم طرز نوشتار و عقیده اش به مراتب بالاتر از داکتر حکمت قلابی میباشد این نوع دیپلوم ها و القاب ها در شوروی سابق کم من هم انجا تحصیل کرده ام از خرید یک لیوان اب هم ارزانتر بود من با نوشتار مهمند ۹۰% موافقم اینکه حکمتیار را برادر خطاب کرده شاید هما ترس ووحشتی باشد که گلبدین از سالها در دل مردم انداخته اینهای که میایند و قلم پردازی میکنند هدف شان جز دور ساختن مردم از همدیگر میباشد و از این طریق میخواهند در بین مردم جای پای داشته باشند که ندارند اما باید گفت توحین به یک قوم کار غیر انسانی و اخلاقی میباشد اگر اینها در فکر تجزیه افغانستان انهم به دستور باداران شان میباشد سخت اشتباه میکنند زیرا افغانستان تجزیه ناپزیر است اگر خدا ناخواسته تجزیه شود باید همه تان خود را به یک جنگ صد ساله اماده کنید و از پول خون بی گناهان خود و اطرافیان تانرا تغذیه کنید زیرا من شناخت کامل از همه این ها دارم
پالیسى گلبدین حکمتیار در آیینه اندیشه ماکیاولى
نوت: در مناطق جنوبی براردر خطاب کردن بر گلبدین جنایتکار از ترس و وحشت این جانی عادت شده مگر اگاهی ندارید که سرسپردگان این جانی ۱۰ هانفر را به جرم اینکه حکمتیار صاحب یا برادر حکمتیار خطاب نکرده اند تیر باران شدن و اگر اقای مهمند شما واقعن عضو چنین باند تبهکار فعلن باشید اندیشه تان را حتمن تغیر بدهید
پالیسى گلبدین حکمتیار در آیینه اندیشه ماکیاولى
بهمن خان ائتلاف احزاب و باداران دلخوایت را در بالا بخوان. حالا باید خود کشی کنی یا لاعقل خون قی کنی.
پالیسى گلبدین حکمتیار در آیینه اندیشه ماکیاولى
برادرها تاچه ما به جان هم دیگر تا چه وقت به ساز این و ان برقصیم بدون که منطقعی فکر کنیم این همه جار و جنجال ها منشع از کجا و از بودجه کی تامین میشود و این جنایت کاران جنگی که همه خود فروخته مزدو بیگانه ها هستند بدون انها هیچ غلط نمی توانند بکندن ما ها وقت خود را مصرف این رقصان روی صحنه بکنیم از الف تا ی می دانند که این خود فروخته ها هستند این جنایتکارگلبدین که از جیب ایران تغذیه شد تا فعلا هم نشخوار میکند کی میتواند از یاد ببرد ان صد ها راکت را در شهر کابل !! و دیگران هم چنان از هفت تنظیم کدام انسان بودند شما بگویید این هفت بلای زمینی که از بی خردی و جهالت انها سوی استفاده شد و توسط دالر های بیگانه بنام دین از حماقت بیسوادی به کوه بالا شدند تاریخ انها را نمی بخشند
این ها باید در دادگاه الهی اگه وجود داشته باشد که ندارد دادگاهی شوند.
پالیسى گلبدین حکمتیار در آیینه اندیشه ماکیاولى
••
12 آگوست, 16:36, بوسيلهى کاوه زردشتی
تشکر آقای ناقد از شناساندن بیشتر این کنچنی به خوانندگان کابل پرس! من در مورد آقای "کرینکار" و آقای "سرخه" شنیده بودم ولی از کرد های کچالو و تگاب اطلاعی نداشتم. عده ی گلبیدینی، برای جلوگیری از افشاگری بیشتر و برای ریختن خاکستر بر این آتشی که گلبدین بر افروخته، با نام های با ظاهر فارسی زبانی مضمون مینویسند و میخواهند با فشار بر کابل پرس عکس العمل مردم را در برابر رهبر شان کم کنند. صحبت از بحث منطق و استدلال میکنند، غافل از اینکه با گلبدین باید اینطوری برخورد کرد. گلبدین را باید هرچه بیشتر افشا کرد. این جانی نجس را باید تشهیر ساخت و رویش را کم کرد.
•
12 آگوست, 17:06, بوسيلهى هغه دغه
صدای گلبدین صدای آی اس آی است، آی اس آی از همان زمانیکه روسها در افغانستان تجاوز کردند تا ایندم سعی و تلاش مذبوحانه داشته تا قوم نادان پشتون را در مقابل همه ملیت های باهم برادر و حتی اقلیت های ساکن در افغانستان در یک چلینج و مقابله مستمرمتصادم داشته باشد ، تا ازیکسو این قوم که خودش را بزرگترین کتله در افغانستان میداند در مقابل حریفها و دشمنان مختلف و با ملیت های جداگانه رو به رو قرار بگیرند تا زمینه اضمحلال و دشمنی وسیعی را با همه اقشار جامعه افغانی میسر آورند و قشر پشتون را ضربات مرگبار وارد بیاورند و از جانب دیگر رو و سمت مبارزه آنها را از پاکستان به سوی افغانستان بگرداند زیرا سالها داعیه پشتونستان مستقل و شعار دا پختونستان زمونژ گوش پاکستان را کر و خواب راحت را برای پاکستان کابوس ساخته بود- یکزمانی سردمداران پشتون در افغانستان فقط با شعار کاذب و من درآوردی خود ارادیت و استقلال برای باشندگان آن سوی خط دیورند گلو هایشان را پاره میکردند و ولی بعد ها پا ها را بیشتر از گلیم شان دراز کرده وبعد
12 آگوست, 16:36, بوسيلهى کاوه زردشتی
تشکر آقای ناقد از شناساندن بیشتر این کنچنی به خوانندگان کابل پرس! من در مورد آقای "کرینکار" و آقای "سرخه" شنیده بودم ولی از کرد های کچالو و تگاب اطلاعی نداشتم. عده ی گلبیدینی، برای جلوگیری از افشاگری بیشتر و برای ریختن خاکستر بر این آتشی که گلبدین بر افروخته، با نام های با ظاهر فارسی زبانی مضمون مینویسند و میخواهند با فشار بر کابل پرس عکس العمل مردم را در برابر رهبر شان کم کنند. صحبت از بحث منطق و استدلال میکنند، غافل از اینکه با گلبدین باید اینطوری برخورد کرد. گلبدین را باید هرچه بیشتر افشا کرد. این جانی نجس را باید تشهیر ساخت و رویش را کم کرد.
•
12 آگوست, 17:06, بوسيلهى هغه دغه
صدای گلبدین صدای آی اس آی است، آی اس آی از همان زمانیکه روسها در افغانستان تجاوز کردند تا ایندم سعی و تلاش مذبوحانه داشته تا قوم نادان پشتون را در مقابل همه ملیت های باهم برادر و حتی اقلیت های ساکن در افغانستان در یک چلینج و مقابله مستمرمتصادم داشته باشد ، تا ازیکسو این قوم که خودش را بزرگترین کتله در افغانستان میداند در مقابل حریفها و دشمنان مختلف و با ملیت های جداگانه رو به رو قرار بگیرند تا زمینه اضمحلال و دشمنی وسیعی را با همه اقشار جامعه افغانی میسر آورند و قشر پشتون را ضربات مرگبار وارد بیاورند و از جانب دیگر رو و سمت مبارزه آنها را از پاکستان به سوی افغانستان بگرداند زیرا سالها داعیه پشتونستان مستقل و شعار دا پختونستان زمونژ گوش پاکستان را کر و خواب راحت را برای پاکستان کابوس ساخته بود- یکزمانی سردمداران پشتون در افغانستان فقط با شعار کاذب و من درآوردی خود ارادیت و استقلال برای باشندگان آن سوی خط دیورند گلو هایشان را پاره میکردند و ولی بعد ها پا ها را بیشتر از گلیم شان دراز کرده وبعد
پالیسى گلبدین حکمتیار در آیینه اندیشه ماکیاولى
•
12 آگوست, 16:36, بوسيلهى کاوه زردشتی
تشکر آقای ناقد از شناساندن بیشتر این کنچنی به خوانندگان کابل پرس! من در مورد آقای "کرینکار" و آقای "سرخه" شنیده بودم ولی از کرد های کچالو و تگاب اطلاعی نداشتم. عده ی گلبیدینی، برای جلوگیری از افشاگری بیشتر و برای ریختن خاکستر بر این آتشی که گلبدین بر افروخته، با نام های با ظاهر فارسی زبانی مضمون مینویسند و میخواهند با فشار بر کابل پرس عکس العمل مردم را در برابر رهبر شان کم کنند. صحبت از بحث منطق و استدلال میکنند، غافل از اینکه با گلبدین باید اینطوری برخورد کرد. گلبدین را باید هرچه بیشتر افشا کرد. این جانی نجس را باید تشهیر ساخت و رویش را کم کرد.
•
12 آگوست, 17:06, بوسيلهى هغه دغه
صدای گلبدین صدای آی اس آی است، آی اس آی از همان زمانیکه روسها در افغانستان تجاوز کردند تا ایندم سعی و تلاش مذبوحانه داشته تا قوم نادان پشتون را در مقابل همه ملیت های باهم برادر و حتی اقلیت های ساکن در افغانستان در یک چلینج و مقابله مستمرمتصادم داشته باشد ، تا ازیکسو این قوم که خودش را بزرگترین کتله در افغانستان میداند در مقابل حریفها و دشمنان مختلف و با ملیت های جداگانه رو به رو قرار بگیرند تا زمینه اضمحلال و دشمنی وسیعی را با همه اقشار جامعه افغانی میسر آورند و قشر پشتون را ضربات مرگبار وارد بیاورند و از جانب دیگر رو و سمت مبارزه آنها را از پاکستان به سوی افغانستان بگرداند زیرا سالها داعیه پشتونستان مستقل و شعار دا پختونستان زمونژ گوش پاکستان را کر و خواب راحت را برای پاکستان کابوس ساخته بود- یکزمانی سردمداران پشتون در افغانستان فقط با شعار کاذب و من درآوردی خود ارادیت و استقلال برای باشندگان آن سوی خط دیورند گلو هایشان را پاره میکردند و ولی بعد ها پا ها را بیشتر از گلیم شان دراز کرده وبعد
پالیسى گلبدین حکمتیار در آیینه اندیشه ماکیاولى
سرچشمه میگیرد ؟؟؟
جناب داوود مهمند سلام
آقای مهمند شما نخست سواد آموزید بعدأ یاوه سرایی کنید
1 نام یک قوم از اقوام عمده افغانستان را که قوم ( اوزبیک هستند )
شما نا خوان ( ازبک ) نوشته ا ید .
شما متعصب به حصرت جنرال د وستم سوخته بریا ن شده ا ید ، ا گرجنرال د وستم بد میبود طا لب ها ی پشتون شما ، د ر سا ل 2001 به جنرا ل د وستم به خوا هش خود شا ن تسلیم نمیشدند . اگرجنرال د و ستم به عقیده مزخرب شما ما و کیا ول با شد بکنفر ا ست و شما صد ها ما وکیاول ، فا سد، ا نتحاری ، خا ین به مملکت ، مزد ور اجنبی ، وطن فروش و متعصب د ا رید ا ز جمله
محمد گل مهمند پد ر کلان ما وکیاول ، سرد ا ر هاشیم خان سردارنعیم خان سردار داوود خان ، سرداران ماوکیاول بود ند . محمد گل مهمند بزرگترین د شمن بشریت و فرهنگ افغانستان را شما فراموش کرده ا ید ؟؟؟
من نویسنده نیستم وبا جنرا ل د وستم هیچ قرابتی ندا رم جنرا ل د وستم مرا نمیشنا سد من صد ها کیلومتر ا ز ا و فا صله د ا ر م ، چون نوشته تهمت و د روغ گویی وتعصب قوم گرا یی شما را خوا ند م ا د عا ها ی غلط شما مرا وا د ا شت تا د ا نسته گی ا م را برای خا لصأ الله چیزی بنویسم ، چون جنرا ل د و ستم تورک تبار ا ست بعصی آ د م ها ا ز روی تنگ نظری و بخیلی و ند ا شتن چشم بینا و بد بینی به ا قوا م تورک و بعضأ به تحریک بد بین های همسا یه ها و خود فروشی گرفتن مقد ا ری پول ، تهمت های گونا گون علیه جنرا ل د و ستم سا خته ا ند ، ا نسا ن های خد ا ترس و خد ا پرست حقیقت را د رک میکنند و به آ ن دروغ ها با ور ندارند ،
جنرال د و ستم ما وکیا ول نیست و نبوده ، فا سد نیست ، خا ین نیست ، وطن فروش نیست ، متعصب و مزد ور اجنبی و د ا خلی نیست .
مرد م د ر باره گلبدین حکمتیار بسیارچیزهای منفی نوشته ا ند به ا سا س نوشته مرد م ، گلبدین حکمتیاربرادرشما د ر جوانی مفعول و بد نام بوده ، شما هم همچنا ن هستید ؟؟؟ آقای مهمند آ یا شما تربیه پد ر و ما د ر د یده ا ید یا نه شما ا ز آ داب ا نسا نیت خبردارید ؟؟؟ اگرشما ا زآ دا ب و ا نسانیت خبرمید ا شتید ا نسا ن ها را که خد ا وند ا نسا ن آ فریده ، آنها را به حیوا ن سگ مقایسه نمیکرد ید نمونه چند ا زگفتا رمرد م بی طرف د ر باره گلبید ن حکمتیا ر
12 آگوست, 08:06, بوسيلهى ناقد
گلبدین حکمتیار را بشناسید
سال های پیش تحت عنوان بالا جزوه کوچکی نشر شد و این جزوه از مفعول بودن گلبدین چنین حکایه میکند.
1.ضابط عبدالمنان در منطقعه مهتاب قلعه گلبدین را در مزرعه کجالو خوابانده بود که که حین عمل لواط با لفعل دستگیر شد.
2.جگٌٍرن عبدالغفار گلبدین را در تگاب به محفل عروسی برده بود که چون پسر برهنه صورت بود مورد توجه تاس بازان قرار میگیرد و بلاخره منجر به کشمکش و زدو خورد می شود و قضیه به ولسوالی تگاب کشانیده میشود، چنانچه همان دوسیه بعد از چند روز با عاملین آن تحت الحفظ به مکتب حربیه ارسال میگردد، در نتیجه جگٍرن عبدالغفار زندانی و گلبدین از مکتب حربیه اخراج میگردد.
3.گلبدین را گلبت خان جاجی در سرای امیر عبدالرحمن خان که اطاق داشت برای مدت دو سال نگهداشته بود بعد از ان که گلبت خان بنابر فعالیت های به نفع شبکه پاکستانی فراری میشود گلبدین ناچار واپس به قندز می رود.
4.گلبدین در آوان نوجوانی در قندز به اختیارعبدالقادرکرن کار بود که حتی شبها در اطاق کرن کارمی خوابید .
5.گلبدین متهم به تجاوز خواهراش است.
6.گلبدین در کتاب گزرگاه تاریخ افغانستان از طرف حضرت صاحب مجددی به عنوان مفعول یاد شده به صفحه 274 مراجعه کنید.
هموطنان عزیز! داوری نماید که چگونه یک فرد ابرو ریخته و قاتل 70 هزار شهریان کابل است.
12 آگوست, 16:36, بوسيلهى کاوه زردشتی
تشکر آقای ناقد از شناساندن بیشتر این کنچنی به خوانندگان کابل پرس! من در مورد آقای "کرینکار" و آقای "سرخه" شنیده بودم ولی از کرد های کچالو و تگاب اطلاعی نداشتم. عده ی گلبیدینی، برای جلوگیری از افشاگری بیشتر و برای ریختن خاکستر بر این آتشی که گلبدین بر افروخته، با نام های با ظاهر فارسی زبانی مضمون مینویسند و میخواهند با فشار بر کابل پرس عکس العمل مردم را در برابر رهبر شان کم کنند. صحبت از بحث منطق و استدلال میکنند، غافل از اینکه با گلبدین باید اینطوری برخورد کرد. گلبدین را باید هرچه بیشتر افشا کرد. این جانی نجس را باید تشهیر ساخت و رویش را کم کرد.
12 آگوست, 17:06, بوسيلهى هغه دغه
صدای گلبدین صدای آی اس آی است، آی اس آی از همان زمانیکه روسها در افغانستان تجاوز کردند تا ایندم سعی و تلاش مذبوحانه داشته تا قوم نادان پشتون را در مقابل همه ملیت های باهم برادر و حتی اقلیت های ساکن در افغانستان در یک چلینج و مقابله مستمرمتصادم داشته باشد ، تا ازیکسو این قوم که خودش را بزرگترین کتله در افغانستان میداند در مقابل حریفها و دشمنان مختلف و با ملیت های جداگانه رو به رو قرار بگیرند تا زمینه اضمحلال و دشمنی وسیعی را با همه اقشار جامعه افغانی میسر آورند و قشر پشتون را ضربات مرگبار وارد بیاورند و از جانب دیگر رو و سمت مبارزه آنها را از پاکستان به سوی افغانستان بگرداند زیرا سالها داعیه پشتونستان مستقل و شعار دا پختونستان زمونژ گوش پاکستان را کر و خواب راحت را برای پاکستان کابوس ساخته بود- یکزمانی سردمداران پشتون در افغانستان فقط با شعار کاذب و من درآوردی خود ارادیت و استقلال برای باشندگان آن سوی خط دیورند گلو هایشان را پاره میکردند و ولی بعد ها پا ها را بیشتر از گلیم شان دراز کرده وبعد
را میدانید شما اسلامیت را میدانید ؟؟؟؟؟؟؟
آقای سارنوال عمومی این را هم
پالیسى گلبدین حکمتیار در آیینه اندیشه ماکیاولى
من ندانستم که گلبییدین زیادتر ماکیاولیست است یا دوستم- دوستمیکه مستر فاریابی برایش تعذیه سرایی مینماید.
شما دوستمیهای کلیم جم همیشه در هر پهلو میخوابید -هم در پهلوی گلبیدین و هم کرزی و هم امروز غنییکک کوچی و کرنیل تاقتیکه شما را حرامزاده گفته -
آیا درست نیست.