صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > نا کجا آباد...

نا کجا آباد...

toranjterme
يكشنبه 25 آگوست 2013

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

بعضی اوقات فکر میکنی به نیستی مطلق. نابودی و رفتن برای همیشه از این دنیا.

این کاملاٌ بدترین حس ممکن است که گاه و بیگاه چنگ می اندازد به روح و روانت. کجای راه را اشتباه آمده ای؟ کجا باید مکث میکردی اما بی تفاوت گذشتی؟ کجا باید حرف میزدی اما سکوت کردی؟ کجا باید سکوت می کردی اما کلمات را به اسارت گرفتی و سیلی از جملات نا مفهوم را در مسیر باد قرار دادی تا در سراسر سرنوشتت پخش شود؟

گاه انبوهی از سوالات بی جواب به مغزت هجوم می آورد. درست حساس ترین قسمت مغز را نشانه میگیرد و بعد پشت سر هم شلیکهای زهر آلود آغاز میشوذ.

 تو در ناکجا آباد انگارهای خود سرگردانی. مسیرهای اشتباه زیادی را برای یافتن مقصد پیموده ای و به مقصد های فراوانی رسیدی که سرابی بیش نبودند.

 و حالا چنگ زدن به هیچیسمی موهوم هم نمی شود توهم بازگشتی دوباره به آغاز دیگری که معنای دوباره گام برداشتن باشد.

 

 


آنلاين بنگريد : http://toranjterme.blogfa.com/...

واژه های کلیدی
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس