صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > جشن توت

جشن توت

mosafeer
چهار شنبه 26 جون 2013

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

Normal
0

MicrosoftInternetExplorer4

توت !

همیشه وقتی که وقت توت میشه من یاد ش میفتم . وقتي كه توت مي رسه شبيه به اين
است كه تمام درختان توت پرچم زده اند براي گراميداشت ازاو . چرا كه هيچ كسي را
درزندگي ام نديدم كه اينهمه به درخت توت علاقه داشته باشد . وهيچ كسي را درزندگي
ام نديدم كه اينهمه براي توت سرگرداني بكشد . خودش مي گفت ؛ حيف كه وقت توت
بسياركم است . گاهي با نوعي شكوه مي گفت ؛ نمي دانم چرا وقت توت اینقدرکم است ، درست مثل عمرآدمی ، تا آدم میایه که به پختگی
برسه مرده ومیگفت : توت هم همينگونه است ؛ 
تا آدم خبرمیشه که توت مرغكي شده 
می بینی که تمام شد . شوق توت خوري
دردلش شادي ايجاد مي كرد . درانتظار عطشناك رسيدن فصل توت منتظرمی ماند . به قول
خودش؛ منتظرمي ماني که خوب برسه ، يك دفعه خبرمیشی که خلاص شد . آدمی هم
همينطوراست ، تا وقت پختگی اش می رسه می میره . مثل خودش ، تازه به پختگی رسیده
بود که مرد . ولی او عاشق توت بود . همیشه می گفت من ازمیان میوه ها توت را دوست
دارم ، وقتی که توت را میبینم مرا جن میگیره ، تا نخورم هوش دسرم نیست . همانطوربود . توت مرغکی میشد که او به دهنش
میفتاد که کی برویم توت خوری ، کجا برویم توت خوری . هرمجلسی که میشد او ازتوت می
پرسید . ازاینکه توت شما بی دانه است یا "خسكي" . توت هاي شما امسال
بردارد ؟ جشن توت خوري درسرش شوري مي انداخت ......

آخرين توت را كه خورد سه ساعت بعدش سرش را گذاشت وديگه
بيدارنشد .

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:"Times New Roman";


آنلاين بنگريد : http://mosafeer.blogfa.com/post-761.aspx

آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس