کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

چهار شنبه 9 اكتبر 2013, بوسيله‌ى پرویز "بهمن"

معذرتخواهی اخیر جنرال عبدالرشید دوستم از بابت دخیل بودن نیروهای تحت فرمانش درجنگهای نود میلادی درکابل که به تعقیب سقوط رژیم تحت الحمایهء ماسکو برهبری جنرال نجیب الله احمدزی وبقدرت رسیدن احزاب جهادی صورت گرفت بازتاب گسترده ایی درشبکه های اجتماعی پیدا کرد.
جنرال عبدالرشید دوستم این معذرت خواهی را زمانی اعلام میکند که او در رکاب یکی از متعصب ترین چهره های پشتونی بنام اشرف غنی احمدزی بحیث معاون اول ریاست جمهوری احتمالی او پس از انتخابات سال آینده مصروف کمپاین انتخاباتی است.
هرچند معذرت خواهی از عملکردهای اشتباه آمیز برای هرکسی که مرتکب اشتباهی شده باشد نماد شرافت وشحاعت او شمرده میشود ولی درفرهنگ استبدادی قبیله وآنانیکه بر ستمگری وظلم وانحصار قدرت قومی عادت کرده اند؛ معذرتخواهی نماد شکست وبی غیرتی وحتی اعتراف به گناهان ناکرده شمرده شده وستمگر را درستمگری اش بیشتر جری وشجاع می سازد. ازهمین سبب است که میرزا عبدالفادر بیدل رحمت الله علیه دریکی از اشعارش در وصف ستمگر وعذرخواهی مظلومان وستمدیده گان میگوید:
اظهار عجز نزد ستم پیشه ابلهیست
اشک کباب باعث طغیان آتش است.
آری! آنانیکه بر ستمگری وظلم واجحاف درحق دیگران وانحصارگرایی قدرت به شکل قومی وقبیلوی آن خو کرده باشند خیلی مشکل است که عذر خواهی مظلومان وستمدیده گان؛ قلب های سنگ مانند آنها را نرم ساخته وآنها را وادار سازد تا بعدازین ازظلم و ستمگری وانحصارطلبی قومی وبرتری جویی قومی دست بردارند. چنین توقع وخواستی بزبان مولانای بلخ خیال است و محال است و جنون.
انحصارگرایان برتری طلب پشتون؛ چه یک زبانه وچه هم دوزبانه تنها درحافظه های بطئ الانتقال شان جنگهای کابل را بیاد دارند؛ ازهمین جهت است که بهترین کتاب نزد آنها کتاب آقای سید عبدالقدوس سید است وآنرا دست بدست میگردانند تا ازجزئیات جنگهای کابل درسالهای نود میلادی یعنی پس ازسقوط حاکمیت جنرال نجیب الله احمدزی باخبر شوند؛ نزد اینگونه افراد تنها خرابی های کابل آنهم به شکل یکجانبه ای آن که طرف پشتون تبار آنرا( گلبدین) را یا برائت میدهند ویاهم از آن زیرکانه چشم پوشی میکنند از اولویت خاصی برخوردار است وآن جنگها را نماد خیانت ملی توسط اقوام غیر افغان این کشور دانسته وآنها را متهم به وطنفروشی وبیگانه پرستی میکنند. اینگونه افراد هرگز به علل وعوامل درونی وبیرونی این جنگها نمی پردازند وحوصلهء پرداختن به جزئیات حوادث را هم ندارند ونه هم کوچکترین علاقه ایی به خبرشدن از قتل عام های که ( قبل ازین جنگها در نقاط مختلف افغانستان بدلایل قومی صورت گرفته است دارند ونه هم از بی عدالتی ها وظلم وتبعیض های قومی که از دو قرن به اینطرف درین سرزمین مرگ وآتش رواج داشته است) خبردارند. برای اینگونه افراد ظلم وکشتار دسته جمعی غیر پشتونها توسط قبایل اوغان همیشه توجیه پذیر است که گویا بخاطر بسط حاکمیت ملی ؟ صورت گرفته ولی اشتباهات رهبران غیر پشتون هرگز قابل بخشش نیست. مغزهای گندیدهء قومگرا ؛ هرگز ظلم وبییعدالتی همتباران خودرا درحافظه های شان حفظ نمیکنند د ولی اشتباهات دیگران را چهار چشمه نگاه میکنند.

راقم این سطور به هیچ وجه مدافع جنرال عبدالرشید دوستم نیست ولی حقیقت مسلم آن است که چسپیدن چند قرنهء پشتونها بر اهرمها وساختارهای حاکمیت در افغانستان کنونی نه تنها که خود پشتونها را از کاروان تمدن وپیشرفت باز داشته است بلکه اقوام غیر پشتون یا غیر افغان این سرزمین را دربرابر هم قرار داده وحس بی اعتمادی وترس ازیکدیگر را در وجود شان زنده ساخته وشیرازهء وحدت وهمدلی را میان آنها بکلی از بین برده است .

ازهمین جاست که امروز ازبکها وتاجیکها وهزاره ها هرکدام کوشش دارند تا به شکل مستقلانه وجدا گانه با قبیلهء برتر وارد معامله شده و از قبیلهء برتر " افغان" مشارکت درقدرت را گدایی کنند. از قبیلهء برتر تضمین بخواهند و خط وامان نامه دریافت کنند تا فلان قوم درین سرزمین مورد الطاف شاهانهء قبیلهء برتر قرار میگیرد وآنها را زیر نام مبارک " افغان" درین سرزمین جا میدهد وبه سوی کوچ اجباری ونسلکشی نمیکشاند. چنین کاری درآینده هرگز به نفع باشنده گان وشهروندان این سرزمین بشمول پشتونها نیست وهرگر نخواهد بود.
جدا شدن جنرال عبدالرشید دوستم ازبدنهء جبههء ملی وپیوستن او با متعصب ترین چهرهء پشتونی حکایت ازهمین تراژیدی تاریخی وبی اعتمادی قومی دارد که هنوزهم اقوام غیر پشتون افغانستان بالای یکدیگر شان باور ندارند. شاید نزد بعضی ها پیوستن جنرال عبدالرشید دوستم به اشرف غنی احمدزی یک حادثهء آنی وفوری باشد ولی ازنظر من چنین امری حاصل ماه ها کار وتلاش استخباراتی وتبلیغاتی است.
نشر عمدی سخنان غیر مسؤولانه واحمقانهء چند سال پیش استاد عطا محمد نور درتلویزیون ژوندون دربارهء جنرال عبدالرشید دوستم که گویا : آقای نور؛ سگ طالبان را نسبت به دوستم ترجیح میدهد یک نمونه ای کوچکی ازهمچو تلاشهای سیاسی پلان شده بود که برای کشاندن ازبکها به محور شخصیتهای متعصب پشتونی براه افتاده بود.
محافل حاکمهء پشتون؛ درطول تاریخ زمامداری وحاکمیت قبیلوی شان سیاست تفرقه بینداز وحکومت کن را از باداران انگلیسی شان به ارث برده اند؛ تاریخ دوقرنهء حاکمیت پشتونها درین سرزمین اشغالی بنام افغانستان همچو جنگ اندازی ها را توسط بازیگران پشتون زیاد دیده است؛ پشتونها بخاطر اینکه خوبتر بتوانند زمام امور را بدست داشته باشند وباخاطر جمعی وخیال راحت بر اسپ مراد قمچین بزنند همیشه از اختلافات زبانی ومذهبی میان غیر پشتونها استفاده کرده اند؛ تاجیکها وهزاره ها را به بهانهء مذهب ازهم جدا نگاه داشته اند وحتی یکی را توسط دیگری قتل عام نموده اند؛ ازبکها وتاجیکها را به بهانهء اختلافات زبانی باهم انداخته اند وازین اختلافات به سود منافع قومی وزبانی شان بهره برده اند.

درین هیچ جای شک وشبهه وجود ندارد که جنرال عبدالرشید دوستم ازجمله شخصیتهای تاثیر گذار ومطرح درچند دههء اخیر روزگار ما می باشد؛ جنرال عبدالرشید دوستم از دل داغترین حوادث روزگار سر بیرون آورده است؛ این شخصیت کاریزماتیک ازمحبوبیت فوق العاده ایی درمیان هوادارانش منجمله باشنده گان شریف وستمدیدهء ازبک تبار افغانستان برخوردار است. ازنظر تاریخی ؛ شباهت های زیادی میان این جنرال جنگ آزموده و یکی ازشخصیتهای تاریخی زادگاهش ابومسلم خراسانی وجود دارد.
ابومسلم خراسانی از منطقهء آقچهء شمال افغانستان کنونی ؛ سربرآورد وبرضد تبعیض وبرتری طلبی های اعراب که هیچ اساس ومنشا دینی وقرآنی نداشت قد علم کرد وخلافت بغداد را از دست اموی ها گرفت و به عباسی ها سپرد ولی سپس خودش قربانی این اقدام خیر اندیشانهء خود قرار گرفت.
میگویند : خلیفهء عباسی که ازبرکت شمشیر زنی ابومسلم خراسانی براریکهء قدرت تکیه زده بود؛ بعداز آنکه زمام امور را بدست گرفت و آهسته آهسته پنجه های آهنین را بر ریسمان قدرت محکم بست آنزمان به فکر ازبین بردن ولینعمت خویش ابومسلم خراسانی افتاد. او از ابومسلم خراسانی دعوت کرد تا به بغداد بیاید. زمانیکه ابومسلم خراسانی را درکاخ خلافت دعوت کرد؛ به او گفت: دریک اقلیم دوپادشاه نمیگنجد؛ تا وقتیکه تو زنده باشی ؛ مردم ازمن اطاعت نمیکنند ودساتیر وفرامین مرا جدی نمیگیرند و مرا دست نشاندهء تو می پندارند؛ بناء من مجبور استم تا سرت را ازتن ات جدا سازم تا مردم بدانند که خلیفهء اسلام هرگز محتاج ابومسلم خراسانی نیست. همان بود که این مرد پاک طینت را سر برید وبخاطریکه مردم یقین نمایند که دیگر ابومسلم درقید حیات نیست سرش را از بام کاخ خلافت به زمین انداخت وهمهء مردم با دیدن سر بریدهء ابومسلم خراسانی انگشت تحیر بدندان گرفتند.

درآنزمان کشتن ابومسلم خراسانی به این شیوهء مکارانه وناجوانمردانه در کوتاه مدت ؛ مشکلات وموانع را ازسر راه خلیفهء عباسی دور ساخت ولی در دراز مدت؛ کینه ونفرت شدیدی را در قلب ؛ روح وروان خراسانیان ودرمجموع مسلمانان غیر عرب نسبت به اعراب بوجود آورد که تا امروز نیز ادامه دارد. آری!
از آن زمان تا امروز عرب ستیزی درمیان مسلمانان غیر عرب شیوع پیدا کرد وعجم ها نسبت به اعراب اعتماد شان را از دست دادند. مسلمانان عجم باوجودیکه دین اسلام را قبول کردند ولی سلطهء سیاسی اعراب را برخویش هرگز قبولدار نشدند وسلسلهء بغاوت ها وسرکشی ها برضد خلافت اعراب از همان روز بصورت وقفه ایی وپراگنده دراقصی نقاط قلمرو اسلامی سر بالا میکرد ولی بعدا با خشن ترین شکل سرکوب میگردید.
درشرایط حاضر ؛ چرخش زمان ؛ جایگاه عبدالرشید دوستم را با تفاوتهای اندکی با جایگاه ابومسلم خراسانی در دورهء سلطهء اعراب گره زده است؛ تفاوت این است که بعوض اعراب؛ امروز سلطهء دوصد سالهء تبعیض طلبانه و قومگرایانهء پشتونها که بمراتب از اعراب ؛ متعصب تر وظالمتر و عقب مانده تر است در افغانستان جایگزین شده است؛ اعراب نیز از بقدرت رسیدن عجم ها درکاخ بغداد درهراس بودند؛ پشتونها نیز ازبقدرت رسیدن غیر پشتونها در ارگ ریاست جمهوری کابل هراس دارند؛ اعراب نیز از عجم ها به شکل ابزاری دراختلافات داخلی وقبیلوی خودشان استفاده میکردند؛ پشتونها نیز از غیر پشتونها در اختلافات ذات البینی شان به شکل موقتی استفاده نموده ودرنهایت آنها را برسرنوشت ابومسلم ها مواجه می سازند.
نام جنرال عبدالرشید دوستم در آخرین سالهای حاکمیت جنرال نجیب الله احمدزی ؛ زمانی به اوج شهرت رسید که قوای تحت فرمان آقای دوستم ؛ مستحکم ترین پایگاه حزب اسلامی در تنگی واغچان لوگر را به تصرف خویش درآورد وبه قوای نظامی حزب اسلامی که درآنجا لانه کرده بود بزرگترین خسارات مالی وجانی را وارد نمود. ازآن زمان به بعد نام جنرال عبدالرشید دوستم به سرزبانها افتید ودر رسانه های نشراتی تلویزیون دولتی از جنرال عبدالرشید دوستم بحیث قهرمان تجلیل بعمل می آمد. اما دیری نپائید که جنرال نجیب الله احمدزی به اساس مشورهء قومگرایان پشتون منجمله سلیمان لایق؛ ازین پیروزیها وقهرمانی های جنرال دوستم بدلایل اشتراکات قومی اش با گلبدین حکمتیار سرخورده شد وخواست که به پیروی از تاکتیک های خلیفهء عباسی؛ عبدالرشید دوستم را از صحنه بردارد؛ ولی زمان برای نجیب الله احمدزی چنین مجالی را نداد. زیرا جنرال دوستم درزمان حاکمیت نجیب الله احمدزی؛ هم ازنظر وسایل جنگی وهم ازنظر پرسونل مسلکی نظامی بحد کافی خودش را تقویت کرده بود.
درست درهمین نقطه است که فاشیستان پشتون جنرال نجیب الله احمدزی را نمی بخشند واورا باوجود پشتون بودنش بخاطر این کارش به باد انتقاد میگیرند؛ آنعده از طالبانی که در روز اعدام جنرال نجیب الله احمدزی شاهد بگو مگوهای لفظی میان نجیب الله احمدزی وطالبان بوده اند خاطرنشان ساخته اند که : یکی از دلایل اعدام جنرال نجیب الله احمدزی؛ انتقامگیری پشتونها از او به سبب بزرگ ساختن قوماندانان ملیشیای قومی ؛ خصوصا ملیشه های ازبک تبار تحت فرمان جنرال عبدالرشید دوستم برضد ارتش منظم وزارت دفاع برهبری جنرال شهنواز تنی بود. جنرال تنی نیز درمصاحبه های خود؛ بر این امر تاکید دارد که درپهلوی دیگر انگیزه ها ؛ یک علت اساسی دیگر بغاوت او علیه جنرال نجیب الله احمدزی ؛ همانا تقویت ملیشه های قومی برضد ارتش وزارت دفاع توسط نجیب الله احمدزی بود.

هرچند بسیاری ها خصوصا دشمنان متعصب قومگرای جنرال دوستم چه پشتون وچه تاجیک جنرال عبدالرشید دوستم را مرد بیسواد وجاهل وفاقد شعور سیاسی معرفی میکنند ولی برعکس ؛ آنچه که ازعملکرد های سیاسی ونظامی این جنرال کارکشته درین چند سال معلوم میشود نشان میدهد که جنرال دوستم ؛ نه تنها که بیسواد نیست بلکه کاملا بربخش وسیع ازصفحات تاریخ این سرزمین وکشورهای همجوار؛ احاطه وتسلط دارد، به عبارت واضحتر میتوان گفت که جنرال دوستم ازسرگذشت شخصیتهای تاریخی بحد کافی اطلاع دارد. بناء هرکسی که جنرال دوستم را مرد بیسواد وفاقد درک سیاسی وتاریخی میداند فردا تاریخ بر حماقت وغباوت خود او خواهد خندید.
مشکل جنرال عبدالرشید دوستم همانا مشکل ساختاری قومی در افغانستان است ودقیقا همان مشکلی که به آن احمدشاه مسعود وعبدالعلی مزاری دست وپنجه نرم کردند ولی هردو بدلیل همین ساختارهای قومی در زنده گی شان نا کام ماندند. طوریکه دربالا عرض شد؛ سلطهء قومی پشتونها درطول دو قرن درین سرزمین هرگز اجازهء رشد و پیشرفت شخصیتهای غیر پشتون را درین ماتمکده نمیدهد؛ پشتونها هرگز تحمل دیدن شخصیتهای مطرح سیاسی ونظامی از میان اقوام وملیتهای غیر پشتون را ندارند. این سلطهء ظالمانهء قومی هر رهبر ونخبهء غیر پشتون را یا مطیع وغلام گوش بفرمان میخواهد ویا بدنام . چنین نا بردباری ونا شکیبایی ؛ متاسفانه حتی بر روابط دوستانهء ترک تباران وتاجیکان وهزاره ها وقزلباشان وبیاتها ونورستانیها تاثیرات منفی بجا گذاشته است؛ با دریغ ودرد؛ بجای آنکه سیاست مداران پشتون از عملکردهای خائنانه ونفاق افگنانهء خود و پدران شان درین سرزمین معذرت بخواهند؛ برعکس این وارثان ستمدیدگان اند که پیشدستی نموده واز بی احترامی خود دربرابر ایل جلیل وبزرگوار " افغان" معذرت میخواهند.
با همه حال؛ حالا که چنین اتحاد وهماهنگی میان این جنرال کار کشته وجناب اشرف غنی احمدزی برقرار شده ؛ امیدواریم که جناب اشرف غنی احمدزی ازین اتحاد وهماهنگی ملی مانند اسلافش بحیث ابزار سیاسی وتبلیغاتی موقت برای تحمیق وخرسازی غیر پشتونها وتحریک ازبکها برضد تاجیکها استفاده نکند وعملا ثابت کند که او با دیگر قدرت طلبان فاشیست پشتون فرق دارد.
جناب اشرف غنی احمدزی باید ثابت کند که او بادیگر فاشیستهای پشتون تفاوتهای ماهوی دارد و همانطوریکه جنرال عبدالرشید دوستم جرأت کرد واز اشتباهات گذشتهء خود معذرت خواست ؛ ایشان نیز باید ازخیانتها ونفاق اندازیها وانحصارگرایی ها و وطنفروشی های پدرانش به سود انگلیس ها وحالا پاکستان از غیر پشتونهای این سرزمین معذرت بخواهد. جناب اشرف غنی احمدزی؛ باید برای غیر پشتونها وفاداری وصداقت خود را به اثبات برساند که ایشان مانند دیگر فاشیستهای پشتون کوچکترین اصراری بر افغان بودن همهء شهروندان این سرزمین ندارند
جناب اشرف غنی احمدزی باید به غیر پشتونهای این سرزمین تعهد بسپارند که : نام قومی این کشور را که در زبان انگلیسی به معنای سگ شکاری ترجمه شده است ازسر شهروندان شریف ونجیب این کشور به شمول پشتونها می بردارد وبه عوض آن نام تاریخی این کشوررا یعنی خراسان را باز میگرداند.
جناب اشرف غنی احمدزی ؛ باید درزمینهء مشکل مرزی افغانستان با پاکستان علنا پلانها وبرنامه های شانرا اعلام کنند که درصورت رسیدن به مقام ریاست جمهوری دربارهء این مشکل تاریخی افغانستان با پاکستان چه برنامه دارند؟
آیا ازنظر ایشان پشتونهای پاکستانی؛ میتوانند "شهروندان اینطرف مرز" حساب شوند؟
جناب شان باید درمورد آغاز روند آمارگیری نفوس تحت نظر نماینده گان با صلاحیت سازمان ملل متحد برنامهء شان را به شکل جدی و دقیق آن اعلام نمایند که درین باره چه برنامه دارند وچگونه این برنامه را آغاز وازکجا شروع میکنند.
اگرچنین توافقاتی میان جناب اشرف غنی احمدزی ومحترم جنرال عبدالرشید دوستم به امضا رسیده باشد مسلما که رسیدن جناب اشرف غنی احمدزی به مقام ریاست جمهوری آینده با معاونیت ودستیاری جناب جنرال عبدالرشید دوستم خالی ازخیر برای کل باشنده گان این سرزمین نخواهد بود ؛ درغیر آن اگر چنین توافقاتی میان طرفین صورت نگرفته باشد کلاه ماندن بالای سر یکدیگر معنا میدهد وچنین کاری ؛ تراژیدی افغانستان را بیشتر به درازا می کشاند.
اگر جناب اشرف غنی احمدزی ؛ به این فکر باشند که ایشان مانند آقای کرزی وگلبدین؛ از وجود جنرال دوستم استفادهء ابزاری میکنند ومطابق فرمودهء یکی از هواداران شان که جناب احمدزی ازسیاست :" تفرقه بینداز وحکومت کن" برضد پنجشیریها و برضد همهء تاجیکان وهزاره ها استفاده میکنند وبعد خود اورا مانند (میلسویچ) دست بسته به مقامات قضایی سازمان ملل متحد بحیث جنایتکار جنگی می سپارد، فکر کنم که عملی ساختن چنین برنامه ایی برای جناب احمدزی سهل وآسان نباشد؛ هرچند در دنیای سیاست هرچیزی امکان دارد ولی آنچه که از عملکردهای این جنرال کارکشته من بیاد دارم او هرگز زیر بار نخواهد رفت. به امید اتحاد وباهمی همهء اقوام غیر پشتون افغانستان زیر لوای دموکراسی وعدالت اجتماعی.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






61 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • بهمن صاحب قربان دستت. برایم بگو که از چه وقت از ما معذرت می خواهن. از نسل کشی ها از کوچ اجباری از برده کردن از زمین های سوخته از نسل های بر باد رفته

    لعنت بر این قسم عدالت. سه صد سال ما را پوست می کنن چه کسی معذرت خواسته. چرا طالب معذرت نمی خواهد؟ چرا کرزی از خاطر جنایات براردان خود معذرت نمی خواهد؟ از مردم یکاولنگ از مردم شمالی از مردم مزار از مردم ارزگان از مردم بدخشان چرا معذرت نمی خواهند؟

  • در افغانستان جبهه یی از روشنفکران این سرزمین باید به وجود بیاید. هرچند یافتن و پیدا کردن آنان « روشنفکران» در این سرزمین؛ سرزمین طاعون افغانی کاری است بسی دشوار! ( در این جا همه روشنفکر اند و هیچ روشنفکری نیست..!) اتکا کامل بر جنگ سالار ها و قوماندان های جنگی کاری است سخت نا مطمئن، ضیاع کننده زمان، و ناصواب! تاریخ گذشته و حال این موضوع را ثبوت رسانده است! جناب دوستم روشنفکر نیست و همچنان روشنفکر متعهد نیست. لذا امثال اینان در بازی سیاست همچون « ماش » دست خوش بازی گردیده و« لول» میخورند! وقتی درک و تعهد نبود، پیامد چنین خواهد شد! به دیگر سران جبهه ملی نظری بیندازید، هیچ یک موقعیت بهتر از جناب دوستم ندارند!
    جناب دوستم از چه معذرت خواهی مینماید؟؟!! انان که از این طرف مرز دیورند و ان طرف ان بسیچ گردید و ملت و جامعه یی را به قتل عام گرفته بودند، و بعد خودشان در بازی سیاست به ام افتاده و تقاص پس دادند؛ آیا معذرت خواهی از آنان « قاتلان هزار انسان» کار درست ی هست؟! علل و عوامل این همه خشونت در افغانستان کی ها میباشند و کی ها این خشونت را بر مردم به تحمیل میگرند و کی ها مار به انجام خشونت وادار میسازند و...! هر گاه چنین مسایل کالبد شکافی گردیده و به نقد گرفته شود، آنگاه مشخص خواهد گردید که معذرت خواهی آقای دوستم تا به کدام پیمانه از لحاظ کار برد تاریخی وپس منظر عدالت اجتماعی کار درستی بوده است؛ یا نا صواب ....

  • جناب لومانی درد آشنا! سلام برشما!
    سخن شما منطق عالی دارد ولی به نظر این حقیر؛ جدا از متعهد بودن ویا غیر متعهد بودن جنرال دوستم؛ یا جدا ازینکه معذرتخواهی او کار صواب بوده ویا ناصواب درشرایطی که بناء به فرمودهء شما هیچ گونه جبهه ای از روشنفکران متعهد بوجود نیامده است به نظر من همهء الا بلا را به گردن یک شخص انداختن وتنها یک فرد را ملامت نمودن نیز به نظرمن معقول نیست . ستمدیده گان غیر پشتون این سرزمین به یک بازنگری جدی تاریخی ضرورت دارند ؛ ولی ترفندهای روزمرهء قبیلهء حاکم هرگز مجال چنین بازنگری را به آنها نمی دهد تنها اشتباهات این وآن را برجسته ساختن علاج کار نیست. شما فرض بفرمائید حالا اگر تنها جنرال دوستم را بخاطر اتحاد وائتلافش با اشرف غنی احمدزی مورد انتقاد قرار بدهیم از غلام شدن احمد ضیاء مسعود به زلمی رسول چه بگويیم؟ از اختلافات بی معنای داخلی میان سران جمعیت اسلامی وحزب وحدت اسلامی چه بگوئیم.
    به نظر بنده همهء این ناملایمات روزگار نتیجهء استبداد چند قرنه ایی است که در تار وپود اکثر ساکنان غیر پشتون این سرزمین ریشه کرده است که : غیر پشتونها باید افراد دست دو باشند واینها هرگز رئیس جمهور شده نمیتوانند وقدرت اداره ومدیریت را ندارند.
    بناء من حالا به معقولیت ویا نا معقولیت تصامیم جنرال عبدالرشید دوستم نمی اندیشم. بل‍که بالای یک برنامهء مدون باید فکر کنیم وازهمین امکاناتی که پیش آمده باید استفادهء معقول نمائیم.

  • tashakor Parwez jan Bahman

  • اتراک و اعراب در پروسه بازی سیاست در افغغانستان کنونی همواره جبهه مخالف با منافع ملت فارس « افاغنه » را در این سرزمین را اختیار نموده اند که این موضوع بر اساس جبهه گیری های سیاسی- جغرافیایی در سطح منطقه و جهان استوار بوده است... و حال نیز کشورترکیه بر مبنا ی همان پالیسی تاریخی خویش به هیچ قیمتی حاضر نیست تا جبهه متحد، قدرت مند و تاثیر گذار از » فارسیوان ها « در عرصه سیاست و قدرت در افغانستان به ظهور برتابد اعراب و انگلیس هم که خط شان مشخص میباشند و..
    در افغانستان از دیر باز زمان کوشش شده است تا بر مبنای فیزیولوژی ساختار دماغ و ابرو، انسجام های سیاسی، و ملت سازی به وجود بیاید. که در این امر بخش اعظم از برادران تاجیک مان گرایش به افاغنه داشته، و در این اواخر، هزاره ها به جبهه اتراک گرایش و میلان پیدا نموده اند. می بینیم که این پروسه نیز کار آمد مثبت نداشته و نه خواهد داشت و.. تاجیک ها در خیلی موارد با افاغنه در موقعیت آمیزیش و تسلیم قرار گرفته اند. به دختر بخشیدن های تاریخی آنان نظری بیندازید و به موقعیت های جغرافیایی زیست محیطی دقت بنمایید و... در حالیکه هزاره ها در این امر در قبال هجوم افاغنه مقاوم تر بوده اند..
    من معتقد هستم اساسی ترین بن مایه ایجاد انسجام و یک پارچگی ملت ها این همان فرهنگ و داشته های مشترکات افتخارات فرهنگی- تاریخی انان میباشد.. ضرورت زمان، ضرورت تاریخ، و وجایب تاریخی ما را بر امر متحد شدن روشنفکران ملت فارس ن فارسیوان های افغانستان» فرا میخواند!! این یگانه ترین و مطمئن ترین گزینه نجات تاریخی مان میباشد و..

  • پروېزجان، د عقلي او عصبي ناروغیو یو ښه با استعداده متخصص ته مراجه وکړه، که نه تکلیف دې ډېرېږي :) :) :)

  • جناب پرویز بهمن عزیز دست ات را میفشارم و از خداوند توفیق در امر روشنگری که همانا کار پیامبری است را برایت آرزو دارم!! متحد شدن مان نیاز مبرم تاریخی ماست! امید همه روشن ضمیر ان سرزمین، مام، میهن و...بر این امر خطیر واقف گردند...ما فرزندان یک مادریم! سرزمین خراسان و فرهنگ فارسی گوهر گران بهای مادری، و افتخار و شرف ناموسی همه گانی مان میباشد. فارس و گنجینه های ان به ما شما تعلق دارد! پایداری ان در گرو وحدت ما است1 ورنه به تاراج خواهد رفت..

  • اگه زن بهمن با کسی دیگه بخوابه، حتمن استبداد چند قرنه ایی پشتون ها اوره به این
    کار مجبور ساخته.

  • آفاى لومانى !
    واقعا ّ انسان گاهى از هم نوع اش خجالت ميکشد ولى امروز باخواندن مطلب شما در اين صفحهً از خودم خجل شدم ٬

  • قابل توجه دشنامنگار " افغان" که ازنوشتن نام خود طفره رفته اند ولی به آدرس بنده دشنام ناموسی داده اند!
    دوست عزیز!
    استبداد چند قرنهء پشتونها درین سرزمین اگر به فرهنگ ناموسداری من زیانی وارد نکرده است ولی یقین کنید که این استبداد چند قرنه ؛ بدون شک که مادر جناب عالی را از آغوش پدر محترم تان جدا ساخت واورا به همبستری با مردان بیگانه مجبور ساخت که حالا جنابب عالی حاصل همان همبستریهای غیر شرعی استید ودیوانه وار به آدرس دیگران از سر عقده دشنام میزنید. شما به نکتهء خیلی مهم اشاره کرده اید که باید درحول آن کمی روشنی بیندازم : استبداد چند قرنهء قبایل حاکم" افغان" درین سرزمین حتی باعث تولد انسانهای بی پدر هم شده است. زیرا فرهنگ استبداد قبیله ؛ یک فرهنگ مرد سالار می باشد؛ درین فرهنگ زمانیکه دختران سیزده ساله به آغوش ریش سفیدان هشتاد ساله می افتند وبدون رضایت شان به نکاح همچو پیر مردان کهن سال در می آیند؛ پس آن دختران مجبور اند که یا بخاطر حفظ نام وننگ پدر وخانوادهء شان ؛ تا آخر عمر به این وصلت ناجور تن در دهند ویا اینکه درخفا با جوانان همسن وهمسال شان تار ورشتهء دوستی برقر ار نمایند واز همبستری با آنها لذت ببرند. من از دشنام ناموسی دیوانه وار تان به آدرس خود این را درک کردم که خود جناب عالی یک نمونه ای خوب این تولد شدنهای غیر شرعی می باشید.
    اما ازجانب خودم وخانواده ام به شما اطمئنان میدهم که الحمدلله چنین فرهنگ غیر انسانی درخانوادهء ما وجود ندارد که یک زن شوهر دار بدون هیچ گونه عذر ومعذرتی با اشخاص دیگری همبستر شود.
    ازهمه جالب این است که آنانیکه مدعی ناموسداری وغیرت وافغانیت می باشند ازهمه بیناموس تر می باشند. یک نمونهء بارز آن را درشهراوپسالای سویدن همهء مردم می شناسند که از بسکه غیرتمند وافغان ناموس دار بود؛ خانم خودرا به زور وجبر برای همبستری با رفقای حزبی اش وادار می ساخت که بعدا از بگو مگوهای لفظی مسأله به دادگاه وپولیس سویدن کشید واین انسان باغیرت به جرم بدرفتاری وخشونت فامیلی راهی زندان شد.
    حتما خودت نام این شخص غیرتی " افغان" را میدانی. امیدوارم که بعدازین جناب عالی قبل ازدشنام دادن با منطق واستدلال انسانی بتوانید به نقد مضامین بنده همت گمارید. موفق باشید
    با احترام
    پرویز بهمن

  • گرچه با موضوع مقاله ارتباط مستقیم ندارد، اما از موضوع به کلی دورهم نیست.
    دو هفته قبل در منطقه افشار کابل در عروسی یکی از دوستان هزاره ما دعوت شده بودم.
    دو برادران هزاره با دو دختر پشتون ازدواج کردند. یک دختر از عمق پکتیا و دیگری از لوگر.
    یک زوج هردو محصلین فاکولته طب ننگرهار، داماد دومی مشغول تجارت بین دوبی و افغانستان.
    چیزی جالب برای من، خواننده کابل پرس که هر روز پیام ها و مقاله های مسموم کننده و پُر از
    انزجار قومی را میخواند، درین عروسی این بود که:
    برای هیچ یک از مهمامنداران و مهمانان موضوع هزاره بودن یا پشتون بودن مطرح نبود. بعضاّ
    برای تائید دوستی شان باهمدیگر میگفتند، " برای ما سنی یا شیعه بودن هیچ مهم نیست. ما از صد ها
    سال باهم خیشی (خویشاوندی) کرده ایم". من یکبار هم از کسی نشینیدم، که بگوید، برای ما هزاره بودن یا
    پشتون بودن مهم نیست، بلکه فقط از تفاوت مذهب شان یادآوری میکردند و آنهم برای شان مهم نبود.
    پسران نازنین هزاره و پشتون با هم اتن افغانی میرقصیدند و دختران نازنین هردو قوم رقص پیشپوی هزارگی.
    درین شب خیلی احساس خوشبختی کردم و آرزو کردم، کاش چند تا ازتنگنظران کابل پرس نیز در آن
    محفل سهم میگرفتند.

  • پدې وروستیو کې د ښاغلی اشرف غني احمدزی په هکله ویل کیږي چې هغه د نړی دویم متفکردۍ۰ په رښتیا سره د داسې یوه سترمتفکرسره ښايي چې په نړیواله کچه دسترو او وتلو سیاسي ، فرهنګي او پوځي څیروسره راشه درشه اواړیکې ولري اودهغوسره ګډ کاروکړي۰ له همدې امله وچې کله یې په کال ۲۰۰۹ کې د افغانستان ولسمشرۍ ته درسیدوپه موخه دسیالۍ ډګرته راودانګل د خپل انتخاباتي کمپاین د ښې سمبالتیا لپاره یې مشهورامریکایي ستراتژیست جیمزکارویل د سلاکار په توګه غوره کړ۰ همداراز په خپل انتخاباتی شعارکې یې د داسې چا نوم راوړی و چې ټوله نړۍ یې دنامه سره آشنا ده اوهغه بارک اوباما دۍ۰ هغه شعارمې له یاده وتلی او نشم کولای کټ مټ یې دلته راوړم خومحتوی یې دفساد سره په مبارزه څرخیده چې بارک اوباما هم په افغانستان کې فساد نه غواړي۰ په هر صورت داچې د خپل انتخاباتي کمپاین لپاره یې امریکایي ستراتژیست غوره کړی واوپه انتخاباتي شعار کې یې بیا هم دامریکې دولسمشر نوم راوړی وبحث نه کوم خوداچې داځل یې هغه مشهور اوسترجګړه مار (جنرال عبدالرشید دوستم ) چې افغانان هغه د ډله ییز وژنو اوقتلونو ، چوراو چپاو، وحشت اوبربریت، ورانولو اوسوزولو ،پردۍ پالنې اووطن پلورنې ، توکم پالنې او غدارۍ سمبول ګڼي د خپل لومړي مرستیال په توګه غوره کړغواړم مکث وکړم۰

    که چیرې داسې یوڅوک چې په جګړو ، وژنو او ورانولوکې دواک اوځواک ، شان اوشوکت ، نوم اواعتبارخاوند شوی وي خپل مرستیالان اوهمکاران جګړه ماران غوره کړي یوه طبیعي خبره ده خو کله چې یوپوه اومتفکر چې دجګړو، وژنو او ورانولوسره یې هیڅ تړاونه درلود ، په تدریس او څیړنو بوخت و، د قلم اوکتاب ، لکچراو کنفرانس، محصل اواستاد سره یې کاردرلود دداسې یوه چاسره چې دبرچې اوټوپک ، ماین اوټانک، خپلسره ملیشو اوبهرنیو اجیروترهګروسره تړاودرلود ګډه ژبه مومي اوهغه دخپل مرستیال په توګه دیوه هیواد اودهمدې هیواد دې دیرش میلیوني اوسیدونکوپه مقدراتو واکمنول غواړي دپام ، بحث اواندیښنې وړ مسئله ده۰ دادحیرانتیا خبره ده چې څرنګه یوسترمتفکر دیوه سترجګړه مارسره چې څه دپاسه دری لسیزې دپردیودارادې له مخې دخپل ولس سره په جګړه اودخپلووطنوالوپه وژنولګیا دۍ ګډه ژبه موندلې اوچمتو شوی دۍ چې دهغه سره ګډ کاروکړي۰ ماڅو کاله مخکې یوه لیکنه چې سرلیک یې د عجایباتوتاټوبی وپه ځینوویب پانو کې خپره کړې وه او دښاغلي احمدزي دې انتخاب زه په بشپړ ډول متیقین کړم چې په رښتیاسره افغانستان دعجایباتو ټاټوبی دۍ۰ بله خبره چې عجیبه بریښی داد ه چې د۲۰۰۹ کال د رسوایۍ څخه ډکوټاکنوکې اشرف غني احمدزي په سلوکې درۍ رایې هم ترلاسه نکړې چې هغه په نشت کې حسابیږي۰ داچې پدې پنځوکلونوکې ښاغلي احمدزي کوم داسې غوره کارکړی دۍ چې دخلکوپه زړونوکې یې ځای موندلی وي اوداځل ولس ده ته رایه ورکړي ماته څرګند نه دۍ۰ دتیرو ټاکنو وروسته پنځو کلونوکې دنړی ددویم متفکر هغه کارچې دپام وړدۍ هغه دبهرنیو نیواکګرو لښکروڅخه دامنیتي چارو دلیږد بهیر دۍ۰ دابهیرلدې امله کوم سترشهکارندۍ چې داډول لیږدیوعادي اومعمولي بهیردۍ داځکه چې دډاکټرنجیب الله د واکمنۍ پرمهال دشوروي نیواکګرو لښکروڅخه دا لیږد دکوم دولتی مسئول پرته په بري سره ترسره شو ۰ شوروي نیواکګروبیله دې چې ځانګړی دولتي مسئول دهغوی نه دلیږدچارې پرمخ یوسي ددوی په لاس جوړې شوې ودانۍ افغان لوري ته سپارلې خونني ناټویي نیواکګر هغه ورانوي اودنړی دویم متکفر پدې اړه چې دلیږدمسئولیت هم لري چوپه خوله پاتې دۍ ۰لامل یې دادۍ نه داچې ناټویي نیواکګر دهغه نوم په کوم بل لست کې ونه لیکي۰ داځکه چې دننۍ یوې قطبي نړۍ اصلي بادار قضاوتونه دموسم په بدلون سره بدلون مومي ۰ یووخت یې د افغانستان دوخت واکمنۍ په وړاندې هغوجنګیالیوته چې په وژنواوورانولوکې دنورونه مخکښ وو جهادي اتلان ویل اونن هغوی ته دبشردحقوقونه سرغړونکي او ترهګروایي۰

    اوس راځم دټاکنوخبرې ته۰ په تیرو ټاکنوکې د رایې دورکوونکو دغوڅ اکثریت نه ګډون داحقیقت نندارې ته کیښودچې هغه ټاکنې چې دپردیونیواکګرو لښکروپه شتون کې ترسره کیږي بیله شکه له تقلب ، ټګۍ اوبرګۍ ډکې وې چې ولس هغه تحریم کړې۰ ولس پدې پوهیده چې ددې ټاکنووروسته واکمني ددې واک ، وس اولیوالتیا نلري چې هیوادته سوله اوټیکاوراوړي چې داانګیرنه سمه وه۰ څرګندساری یې پدې کې وینوچې دنورستان ولایت دولایتي شورا لپاره حتي نوماندان نشي کولای هلته خپل نومونه ثبت کړي اودکابل بلواکې واکمنۍ پریکړه وکړه چې دنوموړي ولایت ولایتي شوراګانوته نوماندان په کابل کې ځانونه ثبت کړي۰ هو! دادعجایباتوهیواددۍ چې دیوه ناامنه ولایت استازي په خپل ولایت کې ځانونه نشي ثبتولای اوپه پلازمیینه کې هغوی ته دنامه دثبتولواجازه ورکول کیږي اوکله چې په راتلونکې کال کې ولایتي شوراګانوته ټاکنې ترسره شي واکمني به اعلان وکړي چې دنورستان خلکو په کابل کې دولسمشری اوولایتی شوراګانوته رایې واچولې اویا داچې دڅوتنونومونه به ولایت ته واستوی چې دادنورستان ولایت دولایتی شوراګانومنتخب استازي دي۰ داځکه چې په دې وروستیو دوولسوکلونوکې زموږپه هیواد کې دپردیود فتنو اوتزویري کړنو پربنسټ دبهرڅخه په موږدتپل شوې دموکراسۍ له امله هره لوبه، هرنیرنګ ،هره رسوایي اوهرډول ډنډوره شونې ده.

    د نورستان دولایت بې امني ښيي چې دوخت په تیریدوسره په هیواد کې سیاسي – امنیتي وضعیت کړکیچن کیږي۰ اصلي لامل یې دادۍ چې په هیوادکې دوولس کلن پیل شوی بهیر چې اشرف غني دهغه دتداوم اوجدي تحول غوښتونکی دۍ افغان میړني او آزاد خیال ولس ته دمنلووړ نه دۍ ۰ داځکه چې دابهیرد ولس په برخلیک باندې دشراوفساد دعاملینو ، جګړه مارانو، لوټمارانواوپردی پالوواکمنول اودهغوی دلا غوړیدو اوځواکمن کیدوبهیردۍ ۰ داحمدزي له لوري تداوم پدې کې څرګندشوچې انتخاباتي ټیم یې دوروستۍ دوولس کلنې واکمنۍ لوړپوړي چارواکي دي اوجدي تحول یې دادۍ چې دډله ییزووژنوسرسالاراوسترجګړه مار یې دلومړی مرستیال په توګه غوره کړ۰ جنرال دوستم دهغوڅـلوروتنوڅخه یودۍ چې کله په کال ۲۰۰۱ کې امریکایي واکمنودافغانستان دنیولوعملي اقدامات پیل کړل هغه هم امریکایي جنرالانوته ژمنه وکړه چې دافغانستان په نیولوکې به هغه دامریکایي یرغلګرو لښکرودافغان پلیوځواکونود یوې برخې چې ازبک ملیشې دي دقوماندان دنده ولري۰ هغه مهال امریکایي جنرالانوپه تاجکستان کې دشمال تلوالې له څلورو جګړه مارانو( دوستم ، قسیم فهیم ، اسماعیل خان ، کریم خلیلي ) سره وکتل اوهغوی ژمنه وکړه چې امریکایانو ته به د افغانستان په نیولوکې دخپلوملیشوپرمټ بیله کوم قید او شرط اوتړون پرته مرسته وکړي ۰ امریکایانو پرون دوستم اونوردافغانستان دنیولوپه موخه دپلیو قطعاتود قوماندانانوپه شان استخدام کړل اوظاهرآ یې دواک په ګډۍ کینول اوښاغلی احمدزی غواړي که ولسمشرۍ ته ورسیږي دوولس کاله مخکې پیل شوي بهیرته به دوام ورکړي چې مانایې دجګړه مارانوواک اوشته فساد ته دوام ورکول دي ۰ لدې امله یې جنرال دوستم دلومړي مرستیال اوسرور دانش دوحدت ګونددمشرکریم خلیلي مرستیال ددویم مرستیال په توګه غوره کړل چې دا انتخاب په رښتیا سره ددولس کاله مخکې پیل شوي بهیرتداوم ښيي چې هغه دافغانستان اودافغانستان دخلکوپربرخلیک د جګړه مارانواولوټمارانو دواک تداوم دۍ۰ داځکه چې دبن په کنفرانس کې دښایسته سالارۍ اودیوه ژمن حکومت پرځای دجګړه مارانو، لوټمارانو ،دبشر دحقوقودسرغړونکواوقومي سوداګرو د واکمنۍ بنسټ کیښودل شو۰

  • بی نام جان حرفت ممکن درست باشد- چون قدرت پشتونی بی ناموسی بار میآورد- مکر نه ؟؟؟؟؟؟
    پشتونها بخاطر اهداف به قدرت رسیدن خود نه پروای زن خود دارند ونه از پرویز جان بهمن را - تاریخ ثابت نموده-
    قرار نوشته نادر جان -حال پشتونها با هزاره ها زن دادن سیاسی را هم شروع نموده اند - دوتا دختر پشتون به دوتا بچه هزاره در افشار؟؟؟؟
    معنی اینرا میدانی؟؟؟؟؟بخاطر انتخابات و رای جمع نمودن -از هزاره ها امروز و در آینده.

  • رد پا ی نفوذ و تاثیر گذاری دولت ترکیه در دربار حاکمیت افغان ها در کابل از زمان امان الله خان و به توسط شخصیت هایی همانند محمود طرزی کاملن هویدا میباشد. بر مبنای شواهد تاریخی مشخص هست که محمود طرزی در راستای زدودن هویت فارسی از چهره جامعه افغانستانی تا به کدام پیمانه شایق و کوشا بوده است! بعد از این دوره « حاکمیت امان الله» حضور چشمگیر دولت ترکیه در ساحات فرهنگی و بخصوص نظامی در حاکمیت های افغانی« تا زمان حضور روس ها» فوق العاده چشم گیر و تاثیر گذار بوده است! دولت ترکیه بنابر مشکلات مرزی و رقابت های تاریخی- جغرافیایی و حتی مذهبی با ایران شیعه، هیچگاه راضی نبوده است تا در افغانستان جامعه و ملتی بنام فارس و فارسی زبان قامت راست بنماید و...

  • به آقای کابل:
    این دو دختر به خاطر "جمع نمودن رای "با پسران هزاره ازدواج نکرده اند، بلکه
    قرار گفته مهمانداران آنشب، این خویشاوندی دوجانبه از صد ها سال بین ایشان مروج است.
    لطفاّ هر عمل مثبت دیگران را اینطور تنگنظرانه تعبیرمکن.

  • سلام بر تمامی خوانندگان کابل پرس! آقای لومانی !صابر کابلی تورک بود ویا تاجیک؟ جناب ایشان مشت دانشمندی را در سینه میکوبد واما روی موضوعاتی مکث میکند که به باور اغلب از کوچه دانش و مدرسه و دانشگاه عبورننموده باشد.جناب لومانی !از همچو چرنده نویسی خودرا نجات دهید و راه وچاره اش البته خواندن ومطالعه کردن است.

  • Rawa
    جنرال دوستم با انتشار بیانیه ‌ای از کسانی که در جریان جنگ‌های داخلی دو دهه گذشته آسیب دیده ‌اند عذرخواهی کرد.
    در این بیانیه آمده است:"وقت آن فرارسیده است که همه ما از اثرات منفیی که سیاست‌ های ما در گذشته به مردم سراسر کشور رسانده است، از آنان معذرت بخواهیم. من می خواهم در این راستا پیشقدم باشم و بگویم که ما از همه آنانی که در هر دو طرف جنگ ها متحمل آسیب شده اند معذرت می خواهیم."
    وی گفته:"در جنگ‌ های داخلی دو دهه اخیر کبوتران سفید وجود ندارند."
    دوستم گفته که هیچ‌ قومی از آسیب‌ های ناشی از جنگ‌ های داخلی مصون نمانده و همه اقوام در این کشور رنج دیده ‌اند.
    او افزوده است:"جنگ به عنوان بدترین عمل بشری، متاسفانه از مردمان بی گناه ما قربانی گرفته است و در نتیجه ما را نسبت به هم بی ‌اعتماد ساخته و از هم جدا نگهداشته است. این واقعیت تلخ کشور باید روزی با جسارت اذعان می شد."
    دوستم با اشاره به انتخابات آينده گفته:"در صورتی که مردم شریف ما برای ما مجال خدمت بدهند، ما متعهد هستیم که از این فرصت تاریخی برای مرهم گذاری بر دردهای مردم مان استفاده کنیم؛ تمامی تلاش ها را برای بازگرداندن بیجاشدگان داخلی کشور به کار برده و تعهد می نماییم که افغانستان ما به خانه مشترک همگان مبدل گردیده و هیچ درد و ظلمی دوباره در این کشور تکرار نگردد."
    انکار نمی توان کرد که آنچه در بیانیه منسوب به آقای دوستم آمده است، سراسر حقیقت و یادآور حجم جنایات مدهش و فجایع تلخی است که در طول سال های ستم و شرارت بر مردم مظلوم افغانستان به ویژه شهروندان تحت ستم کابل رفت؛ اما آیا یک عذرخواهی می تواند التیام دردها و زخم های عمیقی باشد که تبعات سنگین و خانمان برانداز آن سایه نحس اش را بر تمامی شئون حیات اجتماعی مردم افغانستان گسترده است؟
    آنچه در جنگ های داخلی به وسیله آقای دوستم و امثال او بر مردم بی پناه افغانستان رفت؛ تنها کاری نبود که در یک مطقع انجام شده باشد و در همانجا متوقف مانده باشد؛ این جنایات به تمامت تاریخ این سرزمین، دامن گسترد و موجبات تمامی تبعات سنگین و سیاه بعدی را فراهم کرد که دامنه ویرانگری و وحشت و سیاهی آن تا امروز و چه بسا تا فردا و فرداهای دیگر استمرار داشته و گسترش خواهد یافت.
    کشتار، ویرانی،‌ مهاجرت، ظهور طالبان و تروریزم، مداخلات خارجی، نابودی زیربناهای اقتصادی، بی سوادی، فقر اقتصادی و فرهنگی، اعتیاد به موادمخدر، لشکرکشی کشورهای خارجی، کشتار غیرنظامیان، بحرانهای سیاسی طولانی، هم ستیزی، نفاق، قومگرایی، فساد، قانون گریزی و... همه اینها از تبعات ویرانگر جنگ های نحسی است که پس از سقوط کمونیزم در کشور روی داد و تا امروز ادامه یافت و جنرال دوستم یکی از مقصرین این فجایع است.
    در این میان، آیا یک عذرخواهی ساده و کم هزینه، می تواند جنایاتی به این عمق و ابعاد را توجیه کند و عاملان آن را تبرئه نماید؟
    نکته دیگر، این است که عذرخواهی از جنایات تعمدی، آیا محلی از اِعراب دارد؟ این در حالی است که این عذرخواهی اگر از سر احساس مسئولیت تاریخی و بیداری وجدان انسانی در برابر قربانیان جنایت های فجیع سال های ستم است، چرا حقوق بازماندگان و آسیب دیدگان زنده آن جنایت ها در برابر دادگاهی عادلانه و بی طرف اعاده نمی شود؟
    با این عذرخواهی جنرال دوستم، مشخص می شود که جانی چه کسی است، مجنی علیه کدام است و جنایت چیست؛ بنابراین آنچه در این میان باید به وجود آید یک سیستم عادلانه داوری است. آیا جنرال حاضر است به راستی هزینه سنگین این عذرخواهی سبک و ساده را بپردازد؟
    آقای دوستم در همین اعلامیه به انتخابات اشاره می کند و به رغم اذعان به جنایاتی که در سال های ستم علیه مردم انجام داده، از همان مردم، طلب اعتماد مجدد می کند!
    این نشان می دهد که عذرخواهی جنرال دوستم،‌ بر پایه یک منطق ضعیف و کودکانه استوار است که تنها هدف و مورد مصرف آن، باجگیری های انتخاباتی است؛ اما جنرال با این اقدام، متوجه نیست که بار دیگر اشتباه کرده است.
    این عذرخواهی در واقعیت امر، نوعی عارض شدن بر خود است. آقای دوستم شاید از یاد برده است که افشای نام های ۵۰۰۰ قربانی دوره کمونیستی، ماهیتا یک پروژه سیاسی-انتخاباتی بود؛ تا زمینه را برای طرح دوسیه های امثال او فراهم کند و او با این عذرخواهی ناشیانه و حساب ناشده، عملا کارد حقوق بشری ها را دسته داد؛ تا پروژه سیاسی عدالت انتقالی برای راندن او و امثال او از صحنه انتخابات در گرماگرم استقبال افکار عمومی از افشای جنایات رژیم کمونیستی، علنی و رسانه ای شود و زمینه را برای جولان بی رقیب تکنوکرات های از غرب برگشته یا قبیله گرایان وطنی در پهنه انتخابات فراهم کند.
    جنرال بار دیگر اشتباه کرد!

  • در چنین کشوری که تمام حقایق از دریچه قوم وقبیله پرستی بازنگری میشود، جنرال صاحب دوستم باید از کارهای گذشته اش مغذرت خواهی نمی کرد. زیرا هنوز فرهنگ معزرت خواهی که شیوه راست گویی ، شجاعت ومردانگی است، در کشور اوگانستان تازه است. سوال در اینجا سات که کدام یک ازین رهبران، سیاست مداران، اعضای احزاب چپ وراست بخا طر رسیدن به قدرت جنایت نه کرده است؟ از داکتر صاحب نجیب، حفیظ الله امین، ترکی و راکت پران ها نام گرفته نمی شود و تمام کارها به جنرال دوستم حواله ی شود. تا جایئکه دیده یشود، دوستم برای دفاع از حاکمیت ملی کشور که تا اخرین لحظه بیرق کشور رادر شمال کشور نگهداری کرد و تشکیلات دولتی را به همان ساختار قبلی اش محفوظ داشت به همه معلوم است. مقاومت در مقابل مها جمین ویرا به دفاع در مقابل جنگ های تحمیلی کشانید و هر یک حق دارد که در مقابل تجاوز و ستم پیشه گان از خود دفاع نماید. موضوع زیاداست و همین قدر کافی است که از صداقت دوستم استفاده های سیاسی صورت میگیرد. م. کوشانی

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.