صفحه نخست > خبر و گزارش > تورکستان؛ ژنرال دوستم؛ دشت لیلی؛ نجیب الله احمدزی و عقده های احمدزی از دوستم و اوزبیک (...)

تورکستان؛ ژنرال دوستم؛ دشت لیلی؛ نجیب الله احمدزی و عقده های احمدزی از دوستم و اوزبیک ها

کابل پرس خبری
سه شنبه 14 می 2019

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

دوستم اکنون از جهتی دیگر با بخش قابل توجهی از افکار عمومی تورکان مواجه است که پرچم تورکستان را بدست می گیرند و دیگر نمی خواهند، تاریخ، فرهنگ، هویت و حال و آینده ی شان توسط قبایل افغان رقم بخورد. این بخش از افکار عمومی تورکان در حمایت از دوستم و قیصاری عملن نشان دادند که قدرت فوقالعاده ای دارند و می توانند شمال و از جمله تورکستان را تحت تاثیر قرار دهند.
این بخش از افکار عمومی تورکان از دوستم می پرسند که اگر او فرزند امیر تیمور جهانگشا می باشد، باید در بازگردادن قدرت تاریخی تورک ها قدم بردارد و پیش از مرگ، پرچم تورکستان و سرزمین تاریخی تورکان را زنده کند.

کابل پرس: در چند سال اخیر و با گمارده شدن اشرف غنی احمدزی معروف به "طالب نکتایی پوش" و "کانتینر مشر"، به عنوان رییس جمهور(؟)، میزان حضور احمدزیی ها در نهادهای مختلف از جمله نهادهای امنیتی به شدت افزایش یافته است. از سوی دیگر به دلیل کوچی بودن غنی احمدزی، کوچی ها نیز به مراتب از موقعیت های بهتر اقتصادی، سیاسی و نظامی برخوردار شدند. بسیاری از امتیازاتی که به کوچی ها داده شده اند در اسناد دولتی درج نمی شوند. جهت دیگر امتیاز دادن به کوچی، قدرت گرفتن بیشتر طالبان می باشد، چرا که بدنه ی جنگی این گروه تروریستی را کوچی ها تشکیل می دهند.

در به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری گذشته، بیشترین رایی که غنی احمدزی بدست آورده بود، از طرف تورکان بود و دلیل اصلی آن حضور رهبر تورکان ژنرال دوستم به عنوان معاون اول غنی احمدزی. لازم به یاداوری است که در انتخابات پیش از آن، غنی احمدزی با وجود تقلب، رای به مراتب کمتری از داکتر رمضان بشردوست بدست آورده بود.
غنی احمدزی با وجود خشم و نفرتی که از دوستم و اوزبیک ها داشت، توانست با دسیسه و وعده هایی که بعد مشخص شد دروغ بیش نبودند، ژنرال دوستم را با خود همراه کند.

و اما دلیل خشم و نفرت احمدزی از دوستم و اوزبیک ها چیست؟


در سال 2009، غنی احمدزی در مقاله ای به انگلیسی و دری، ژنرال دوستم را با شدیدترین واژه ها قاتل و جانی و دزد معرفی کرده بود.
آگاهان مسایل سیاسی و نظامی معتقدند که خشم و نفرت احمدزی از دوستم و اوزبیک ها دو دلیل دارد:

دلیل اول: نجیب الله احمدزی


از منظر احمدزی، بین هر دو دلیل، ارتباط خاص وجود دارد. نجیب الله احمدزی که به نجیب گاو و نجیب قصاب معروف بود، اشتراکات قبیله ای با اشرف غنی احمدزی داشت و احمدزیی ها دلیل اصلی سقوط حکومت وی را ادامه ندادن حمایت دوستم از نجیب الله احمدزی می دانند. نجیب الله احمدزی در ماه های آخر عمر خود تصور می کرد به دلیل اشتراکات قبیله ای و اینکه بدنه جنگی طالبان را کوچی ها تشکیل می دهند، از ملا محمد عمر آخوند امان خواهد گرفت و حتا ممکن بتواند بتواند به قدرت باز گردد. با این وجود طالبان که درانی ها و بويژه نورزی ها در آن دست بالا را داشتند و به شدت از طرف خاد و حکومت وقت به رهبری نجیب الله احمدزی سرکوب شده بودند، بلافاصله در چهارراهی آریانای شهر کابل، او و برادرش را ابتدا گلوله باران و سپس حلق آویز کردند.

دلیل دوم: کشتار دسته جمعی طالبان در دشت لیلی


در ماه دسامبر سال 2001، وقتی آخرین پایگاه های طالبان از شمال از جمله تورکستان برچیده شد، صدها زندانی طالب که بیشتر کوچی بودند، در کانتینرها خفه یا تیرباران شدند. همه ی اینکوچی ها کسانی بودند که پیش از آن و در سال های 1998 و 1999، در کشتارهای وسیع مردم غیر پشتون در شمال دست داشتند.
احمدزیی ها، عامل اصلی کشته شدن این تعداد کوچی را ژنرال دوستم و نیروهای ضد طالب اوزبیک می دانند.

وضعیت چگونه بود؟

غنی احمدزی تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری، بصورت علنی و پنهانی علیه دوستم و اوزبیک ها تبلیغ می کرد. او هم علیه دوستم مقاله می نوشت و هم به دلیل ارتباطات استخباراتی، علیه دوستم و حضور اوزبیک تبارها در ارگان های مختلف از جمله نهادهای امنیتی لابی گری می کرد. منبعی که نمی خواهد نامش فاش شود، به کابل پرس گفته بود که خشم و نفرت احمدزی از دوستم و اوزبیک ها به اندازه ای است که گفته بود "کوره های اوزبیک سوزان مومند بابا را پیش چشم دوستم زنده خواهد کرد".

در انتخابت ریاست جمهوری، دوستم، معاومت نخست ریاست جمهوری را به عنوان ارتقای سیاسی تورکان قلمداد کرده و با غنی احمدزی یکجای شد. خامی سیاسی محمد محقق و احمد ضیا مسعود و البته بازی های دوگانه ی کسانی مانند امرالله صالح نیز در این تصمیم دوستم بی تاثیر نبود.

غنی احمدزی حالا اطمینان داشت که رای تورکان و بخشی از هزاره ها را به دلیل ارتباط تباری نزدیک هزاره و اوزبیک بدست خواهد آورد. از سوی دیگر او مجال یافته بود که انسجام احتمالی رهبران هزاره و تاجیک و اوزبیک را شکستانده و با عبدالله عبدالله (معروف به اخوانی نکتایی پوش) مواجه شود که بیشتر بنده ی پول و موقعیت است و ثبات سیاسی ندارد. بعدها عبدالله عبدالله، به آرای میلیون ها تاجیک و هزاره خیانت کرد و گرچه ابتدا می گفت خود را برای حفظ رای تکه تکه می کند و حامی دیگر او عطا محمد نور از انقلاب های رنگارنگ سخن گفت، اما وقتی پای پول و زد و بندهای سیاسی به میان آمد، براحتی پا پس کشیدند.

حالا غنی احمدزی به عنوان رییس جمهور گماشته شده بود و خودش نیز به دلیل واقف بودن به تقلب سازمان یافته و ساخت و پاخت های استخباراتی، مدام یاد گرفته بود تاکید کند که رییس جمهور قانونی و منتخب مردم است. در حالی که بدون رای تورک ها، رای غنی احمدزی ممکن از انتخابات پیش 2009 نیز کمتر می شد.

غنی احمدزی چه کرد؟

غنی احمدزی، بلافاصله پس از گماشته شدن در ارگ به عنوان رییس جمهور، به لباس و چهره ی اصلی خود برگشت. او هم صلاحیت های دوستم را محدود کرد و هم صلاحیت های سرور دانش را. دوستم مانند بیکاره ای در ارگ بود و سرور دانش مانند سخنگو و بله گوی. تعداد احمدزیی ها به شدت در ارگان های مهم افزایش یافت و تصمیم گیری های مهم بر عهده ی آنان و کوچی ها قرار گرفت. تمام وعده های داده شده در زمینه عدالت، انکشاف موازن و حقوق برابر معوق شدند و جای خود را به حضور پررنگ کوچی و احمدزیی داد. حتا گلبدین حکمتیار معروف به قصاب کابل نیز به دلیل ریشه ی غلجایی و اشتراک با احمدزیی به کابل آورده شد و تعداد زیادی از درانی های رقیب غلجایی یا از قدرت کنار زده شدند و یا ترور.

بصورت مشخص در مورد دوستم، دوسیه ی ایشچی برای او درست شد و برای ماه ها کون ایشچی سوژه ی رسانه ها. این هم تحقیر اوزبیک ها را به دنبال داشت و هم فرصت برای غنی احمدزی جهت محدود کردن دوستم و در نهایت تبعید وی و بازداشت بیشتر نیروهای وفادار به او. همزمان حضور کوچی ها در شمال از جمله تورکستان و هزارستان افزایش یافت و با مدد احمدزیی هایی چون ولی محمد احمدزی، فرصت حضور و گسترش کوچی گری و تروریزم در شمال بیشتر شد.

دوستم هم به غنی احمدزی اعتراض کرد و هم به عبدالله عبدالله. او گفت که غنی احمدزی هر کسی حتا بدنام ها را که پشتون صحبت می کند و از لوگر است به قدرت می آورد. عبدالله نیز بدنام های تاجیک را جمع کرده است.
دوسیه سازی علیه دوستم بالا می گیرد. دیگر دوستم امیدی نداشت که نیروی ويژه تحت امر غنی احمدزی برای مقابله با کوچی و طالب درست شود و از سویی تورکستان به میدان تاخت و تاز کوچی و طالب بدل شده بود.

دوستم به تورکستان رفت؛ در تورکستان بارها برای ترور او برنامه طرح شد و او از آن ها جان سالم بدر برد.
دوستم ناچار شد به ترکیه برود. همزمان ترور، کشتارهای هدفمند فرماندهان اوزبیک افزایش یافت و در یک نمونه فرمانده قیصاری بازداشت و شکنجه شد.
قیام مردم شمال بويژه مردم تورکستان و همراهی مردم در هزارستان و مناطق تاجیک نشین باعث شد که بار دیگر دوستم به داخل آمده و آرایش سیاسی خود را با واقعیت های درک شده ی جدید ترتیب دهد. او اکنون بصورت عملی از بدنه ی دولت جدا است و برای انتخابات احتمالی آینده یکی از افراد نزدیک به خود را به عنوان معاون نخست عبدالله عبدالله معرفی کرده است.
آگاهان می گویند که تجربه و رفتار بی ثبات سیاسی عبدالله به معنای این است که دوستم از چاه غنی احمدزی می خواهد بیرون بیاید و ناچار یکی از افراد خاص خود را به چاله ی عبدالله عبدالله فرستاده است. عبدالله عبداللهی که بسیار دور از تصور است دیگر هزاره ها به او اعتمادی داشته باشند و تاجیک ها نیز او را مهره ای دوروی، بی خاصیت و نفوذی می پندارند.

تورکستان


دوستم اکنون از جهتی دیگر با بخش قابل توجهی از افکار عمومی تورکان مواجه است که پرچم تورکستان را بدست می گیرند و دیگر نمی خواهند، تاریخ، فرهنگ، هویت و حال و آینده ی شان توسط قبایل افغان رقم بخورد. این بخش از افکار عمومی تورکان در حمایت از دوستم و قیصاری عملن نشان دادند که قدرت فوقالعاده ای دارند و می توانند شمال و از جمله تورکستان را تحت تاثیر قرار دهند.
این بخش از افکار عمومی تورکان از دوستم می پرسند که اگر او فرزند امیر تیمور جهانگشا می باشد، باید در بازگردادن قدرت تاریخی تورک ها قدم بردارد و پیش از مرگ، پرچم تورکستان و سرزمین تاریخی تورکان را زنده کند.

مطالب مرتبط
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس