اخیرا سایت آژانس خبری کوکچه و سایر سایت های خبری مضمون توهین آمیزی را تحت عنوان ( روایتی از شکل گیری ائتلاف احمد زی – دوستم در ارگ کابل ) به قلم هاون امیر زاده بدست نشر سپرده ، که انتشار آن باعث تاثر عمیق و انزجار شدید اکثریت ترکتباران افغانستان در داخل و خارج کشور گردیده است .
با درد و دریغ فراوان این آقا که متاسفانه از جمله کادر های برجسته و حرفه ای ح ، د ، خ ، ا ، منشی و مربی یکی از نواحی سازمان جوانان در شهر کابل نیز بود و اکنون با آن همه باور و وابستگی ها گذشته خویش پشت کرده و نول پاک میکند ، با یاوه سرایی های کودکانه و موضعگیری های ناسالم ، نتوانسته است کینه و نفرت بی پایانی که با ترکان افغانستان و جهان در گند و لجن فکری خود انباشته آنرا مهار کند ، سخت تکان دهنده و قابل مکث و تاسف است .
اگر آقای امیر زاده عقده حقارتی از دوران کودکی و یا نوجوانی خود از ترکان کشور در دل دارد و خواسته با نشر چنین مضمون آکنده از دشنام و شایعه پراکنی خود را تسکین روانی بدهد حرف کاملاً جدا است ! اکاذیب ، روایت سازی های دروغین و توهین به یک قوم و استعمال کلمه ( کله خام ) به ترکان افغانستان به جرم وحدت با برادران پشتون ، سخت نفرت انگیز و تهوع آور است .
سوال در اینجاست که این دکتر پوچ مغز از کدام انستیتوی تربیتی جهان سند فراغت دکترا را بدست دارد که شمه ای از اخلاق اکادمیک در نوشته او به ملاحظه نمیرسد ؟ او چرا با چنین گستاخی و بی حیائی قومی را مورد اهانت قرار داده ، که در طول صد ها سال حکم روایی خویش در نیم قاره هند ، کشورهای حوزه مدیترانه شرقی ، شبه جزیره عرب آسیای مرکزی ، ایران ، کشورهای شاخ افریقا و اروپای شرقی مصدر خدمات بس بزرگ علمی و فرهنگی به جامعه بشری و بخصوص جهان اسلام گردیده است ؟ آیا او نمیداند که سلجوقی ها غزنوی ها ، خوارزم شاهیان ، تیموریان ، بابری های هند ، تیموری های هرات ، صفوی ها ، شیبانی ها ، افشاری ها ، قاجاری ها ، اشتر خانیان ، امپراطوری بزرگ عثمانی و غیره مربوط به کدام قوم و طایفه جهان است ؟ آیا صد ها و هزاران دانشمند ، شاعر و نویسنده منحصر به فرد جهان ، چون بوعلی ها ، فارابی ها ، مولانا ها ، بیدل ها ، خوارزمی ها ، نظامی ها ، صائب ها ، نوایی ها ، الغ بیگ ها ، امیر خسرو ها ، گوهر شاد ها ، پروین ها ، شهریار ها و صد ها و هزاران دیگر از میان این قوم و تبار سر بلند ننموده است ؟
همه میدانند که مردم دلیر افغانستان اعم از پشتون ها ، تاجیک ها ، هزاره ها ، اوزبیک ها ، ترکمن ها ، بلوچ ها ، نورستانی ها ، اهل هنود و غیره در طول سده های گذشته با اشتراکات زبان ، زمین و زندگی با همی رفته رفته خصایل مشترک ملی پیدا نموده و گام های استوار به سوی وحدت و همبستگی ملی که یکی از مؤلفه های اساسی ملت سازی به شمار می آید برداشته اند . هیچ قدرت شیطانی در جهان نمیتواند که مردم شریف ما را از هم جدا سازد . آنانی که به دستور دشمنان مردم افغانستان با نشر چنین اکاذیب ، یاوه سرابی های فتنه انگیز و دشنام دادن ها زوزه میکشند ، تا وحدت و همبستگی ملی مردم میهن ما را خدشه دار سازند ، هرگز به این آرزوی شوم و ناپاک خویش پیروز و نایل نخواهند شد و این آرمان شیطانی را با هزاران نفرین با خود به گور خواهند برد .
ائتلاف محترم ستر جنرال عبدالرشید دوستم درستیز وال قوای مسلح کشور با محترم دکتر اشرف غنی احمد زی شخصیت بزرگ علمی جهان و کاندید مقام ریاست جمهوری افغانستان هیچ ارتباطی به مداخله کشور های ترکیه ، ازبکستان و یا به زعم او فعالیت گسترده و تلاش های پیگیر پان ترکیست های جهان ندارد .
شخصیت های ضعیف النفس ، کاسه لیس و مزدوری چون امیر زاده ها اند که به دستور باداران آخوندی خویش رزیلانه سعی و تلاش دارند تا فضای بی اعتمادی میان اقوام مختلف کشور را بیشتر از پیش تقویت بخشیده و زمینه زندگی صلح آمیز را به توده های رنجدیده کشور ما تنگ تر سازند .
همه به خاطر دارند همین امیر زاده ها بودند که به دستور نظام فاسد آخوندی ایران صرف به خاطر استعمال یک کلمه و واژه دانشگاه و پوهنتون در کشور فاجعه آفریدند و چه ماجرا های تکان دهنده و دلخراشی را برای هفته ها و ماه ها در شهرهای کابل ، بلخ ، قندهار و جلال آباد برپا کردند ، که متاسفانه خاطرات تلخ آن سال های درازی در اذهان جوانان ما باقی خواهد ماند و پروسه همبستگی و وحدت ملی را در افغانستان عزیز ضعیف ، کند و خدشه دار نموده است .
انتخاب محترم جنرال دوستم به حیث معاون اول محترم دکتر اشرف غنی احمد زی کاندید مقام ریاست جمهوری کشور بار دیگر آتش کشنده و مرگ باری را به خرمن هستی این اوباش های فرو مایه افروخته و آنها را به چنین یاوه سرایی ها ، هرزه گویی ها و به هر سو دندان تیز نمودن ها ناگزیر ساخته است .
یقین کامل داریم ائتلاف های انتخاباتی که بین کاندید های مقام ریاست جمهوری سال 2014 افغانستان به وجود آمده است ، به مدد پروردگار بزرگ عالمیان پیامد های مثبت ، بارز و چشمگیری در قبال خواهد داشت و فضای اعتماد و همدیگر پذیری را میان اقوام مختلف افغانستان تقویت و مساعد خواهد نمود و به مشت کوبنده و مرگ باری بر دهان امیر زاده ها این جیره خوران آخوند های ایران و دشمنانان حقیقی مردم افغانستان مبدل خواهد شد .
و من الله التوفیق
روایتی از شکل گیری ائتلاف احمدزی- دوستم در ارگ کابل
هارون امیرزاده
اخیراً 27 کاندید ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری 2014 نمودند که در میان آنها ائتلاف یک تعداد شخصیت های های متضاد و جنجال برانگیز نیز دیده میشود. یکی ازین گونه ائتلاف ها، ائتلاف داکتر اشرف غنی احمدزی و جنرال عبدالرشید دوستم است که همه را شگفت زده ساخته است. برخی ها ائتلاف مذکور را ائتلاف دموکرات- جنگسالار نامیدند و برخی دیگری آنرا ائتلاف "خشونت " خواندند که فکر میشود هر دو شخصیت از خشونت عصبی و تکلیف روانی شدیداً رنج می برند. چنانچه آقای احمدزی از همان لحظات ثبت نام خود را برنده اعلام نموده و حرف از تشکیل حکومت آینده می زند بدون اینکه رقابت انتخاباتی میان کاندیدان مطرح رسماً شروع شده باشد. این در حالی بود که در انتخابات قبلی در حدود 3 فیصد رای بدست آورده بود و حالا با اتکاء به وعده های خام جنرال دوستم خود را پیش از پیش برنده اعلام نموده است. اما جنرال دوستم معاون اول وی مغرورانه و با زبان بازاری خود را برنده انتخابات در دور اول اعلام نمود، بدون اینکه رییس خود آقای احمدزی را بحساب آورده باشد. چنانچه وی گفت:" می برم میدانه می برم میدانه".
در مورد اینکه آیا واقعاً جنرال دوستم "میدان" رقابت های انتخاباتی را صرف با اتکاء به یک تعداد هوادارانش میبرد و رای میلون ها مردم دیگر افغانستان را نا دیده میگیرد، کمی مضحک و حرف مفت به نظر میرسد. چنانچه آقای دوستم در انتخابات 2009 عین لاف را زده بود و برای کرزی وعده پیروزی در دور اول انتخابات را داده بود، اما کرزی نه تنها در دور اول انتخابات برنده نشد، بلکه در دور دوم هم بدون برگزاری انتخابات توسط حامیان خارجی اش برنده اعلام شد. بسیاری آگاهان معتقد هستند که اگر حرف ها و وعده های جنرال دوستم میان تهی و لاف نمی بود، کرزی هیچ نیازی به تقلب کاری در رای مردم در انتخابات نمی داشت.
به هر ترتیب آینده نشان خواهد داد که کی در یک رقابت شفاف ، آزاد و دموکراتیک برنده میشود و کی از راه تقلب و مهندسی توسط کرزی و احمدزی به گفته دوستم " می بره میدانه".
اما در مورد شکل گیری ائتلاف دوستم و احمدزی در تحت مدیریت حامدکرزی در ارگ ریاست جمهوری افغانستان روایاتی مختلفی وجود دار که یکی ازین روایت ها در مرکز بحث مقاله کنونی قرار دارد.
چگونه ائتلاف احمدزی- دوستم در ارگ کابل ساخته شد؟
حامد کرزی از مدت ها قبل بعد از ختم مدت ریاست جمهوری اش برای ماندن در قدرت به شیوه دیگر در جستجوی راه های مختلف از لغو انتخابات گرفته تا برگزاری آن از طریق معرفی کاندید مورد اعتمادش بوده است . وی چندین کاندید مورد نظرش را از استاد رسول سیاف گرفته تا زلمی رسول، قیوم کرزی و غنی احمد زی وارد میدان ائتلاف سازی های پیش از ثبت نام کاندیدان نمود. گفته میشود در آغاز دست بسوی استاد عطا محمد نور والی بلخ دراز کرد و تلاش کرد که با دادن امتیازات و معاملات پنهانی وی را بحیث ابزار سیاسی برای تقویت موقعیت کاندید مورد نظرش استفاده کند. اما نظر به اظهارات استاد عطا وی به هیچ قیمتی حاضر به فروش ارمان های مردمش برای تداوم نظام فاسد و قبیله سالار نشد. در نتیجه سناریوی اولی کرزی ناکام ماند. اما بازی کرزی به اینجا به پایان نرسید وی از طریق افراد همدست خویش به شکار افراد متزلزل ادامه داد. در انتخابات 2009 آقای کرزی توانسته بود استاد محمد محقق و جنرال عبدالرشید دوستم را با تعهدات خام بفریبد. ولی در انتخابات 2014 برایش خیلی دشوار بود که با استفاده از نیرنگ های کهنه آنها را شکار کند. اما این بار کرزی از کارت" داکتران غلجایی امریکایی بدون سرحد" استفاده نمود.
این داکتران کی ها هستند، چه مهارت دارند و دارای کدام بر نامه هستند؟
این گروه عبارت اند از داکتر زلمی خلیلزاد مامور متقاعد امریکا و مهندس بازیهای درون قومی ، داکتر علی احمد جلالی تیوریسن نظامی و داکتر اشرف غنی احمد زی مشهور به "نابغه شرق و غرب!!" همچنان داکتر انورالحق احدی رهبر افغان ملت نظریه پرداز برتری طلبی قومی از جمله داکتران نامبرده می باشد.
به نظر بسیاری آگان همه این داکتران از لحاظ تباری به قبایل غلجایی تعلق دارند و دارای افکار پشتونیستم خیلی خطرناک برای افغانستان هستند . هم چنان آنها در گذشته از جمله تیوریسن ها و حامیان طالبان بودند و روابط نزدیک با امریکایی ها دارند. بعد از یازدهم سپتمبر در تحت حمایت غرب تحت نام های دپلومات، نماینده خاص بوش، دموکرات، تکنوکرات، سیاست مدار و "متفکر بزرگ جهان" وارد سیاست افغانستان شده نقش کلیدی در ساختن نظام کرزی بر اساس تفکر تمامیت خواهی بازی نموده اند. آنها را مردم افغانستان داکتران بدون سرحد بخاطر عدم تعهد و دلبستگی شان به افغانستان می نامند. آنها در یک جیب پاسپورت امریکایی دارند و در جیب دیگرشان افغانی. در وقت قدرت طلبی به افغانستان می آیند از کارت قوم و نیروی امریکایی استفاده می کنند و در روز مصیبت افغانستان را رها کرده نزد امریکایی ها بر می گردند و از مصیبت افغانستان در سطح بین المللی تجارت سیاسی و اقتصادی می کنند.
گروه مذکور نقش خیلی کلیدی ، تجارب و مهارت بزرگ در فریب دادن، خلع سلاح نمودن، بد نام ساختن، به حاشیه راندن و تحمیل نظام ریاستی متمرکز بر رهبران منسوب به شمال دارند. ازینرو ماموریت این گروه در آستانه شکل گیری ائتلاف های سیاسی ایجاد تفرقه اندازی و جلب افرادی ضعیف النفس و" کله خام سیاسی" از میان گروه های موسوم به جبهه شمال بود. چنانچه برخی اعضای داکتران بدون سرحد مثل خلیلزاد و جلالی بازی را از میزبانی جنرال دوستم شروع کرده و تلاش کردند ظاهراً بدون دخالت کرزی از میان شخصیت های کلیدی شمال سرباز گیری کنند. اما تصور میشود که دو مسئله اساسی باعث اختلافات شدید میان آنها شد؛ یکی مسئله نوع نظام سیاسی و دیگری مسئله رهبری سیاسی. گروه داکتران بر تداوم نظام ریاستی کنونی و رهبری سیاسی پشتون تبار تاکید می کردند. اما بسیاری گروه های منسوب به شمال خواهان تغییر نظام ریاستی کنونی به نظام صدارتی و پشتون بودن را شرط اساسی رهبری کشور نمی دانستند.
اما آقایان داکتر درین مرحله بازی موفق نشدند به اهدافشان برسند و در نتیجه گروه های شمال ائتلاف جدیدی سیاسی موسوم به " اتحاد انتخاباتی افغانستان" را که در آن به تعداد بانزده حزب و جریانات سیاسی افغانستان باهم پیرامون اهداف و برنامه معین سیاسی توافق کرده بودند، تشکیل دادند. نظر به محتوای نامه استاد محقق به دوستش آقای یاسا ، جریان اتحاد انتخاباتی در نتیجه اختلافات بر سر رهبری و زیاده خواهیجنرال دوستم برای مقام معاونیت اول دچار بحران و فروپاشی شد. این در حالی بود که کرزی و آقایان داکتر تا آخرین روز ها خیلی نا امیدانه در جستجوی معاون اول برای داکتر زلمی رسول و یا داکتر غنی احمدزی از میان رهبران مطرح تاجک بودند.
برخی ها فکر می کنند در نتیجه اختلافات میان رهبران جریان انتخاباتی به اصطلاح جایزه ممتاز تکت لاتری گروه کرزی بر آمده از بن بست و سرگردانی نجات یافتند. در نتیجه ضیا مسعود بحیث معاون اول زلمی رسول در آمد و جنرال دوستم بحیث معاون اول در کنار غنی احمدزی قرار گرفت. بدین تر تیب کرزی و داکتران بدون سرحد روح تازه یافتند وتوانستند در انتخابات چندین کاندید مورد نظر از استاد سیاف گرفته تا زلمی رسول، قیوم کرزی و غنی احمدزی را وارد میدان بازی در مقابل داکتر عبدالله یگانه کاندید مطرح و نیرومند نمایند.
به نظر می رسد که کرزی بیشتر بر سر غنی سرمایگذاری می کند و کاندیدان دیگر نقش فرعی و تاکتیکی را بازی خواهند نمود. این در حالیست تقریباً نیمی از کابینه و افراد نزدیک به وی خود را کاندید نموده و چشم به قدرت دوخته اند. به نظر بسیاری آگاهان انتخابات 2014 بیشتر از هر وقت دیگر پیچیده تر و دراماتیک تر خواهد بود.
چه چیز را احمدزی و دوستم با ائتلاف شان بدست آوردند و یا از دست دادند؟
داکتر احمدزی:
– با جلب جنرال دوستم در واقع تیم ارگ نه تنها از بن بست و سر گردانی برای پیدا کردن معاون اول از میان تاجکان مطرح نجات یافت، بلکه موفق شد گروه رقیب سیاسی اتحاد انتخاباتی را تضعیف نموده و از اختلافات آنان سود ببرد. اما در عوض با جلب دوستم که قبل از همه آقای احمدزی وی را جنگ سالار و قاتل می نامید،القاب تکنوکرات و متفکر جهانی اش را زیر سوال برده و به نظر می رسد که وی بخاطر رسیدن بقدرت حتا از معامله با شیطان هم رو گردان نیست.
– درین شکی نیست که با جلب حمایت دوستم، احمدزی خواهد توانست، رای یک تعداد ازبکهای وفادار به جنرال دوستم را بدست بیاورد و در موقعیت بهتر نسبت به انتخابات 2009 در شمال قرار گیرد، ولی در عوض از رای تاجکان محروم شده و بدون آنها از مشروعیت لازم برخوردار نخواهد بود. به نظر برخی ها از دست دادن رای تاجکان در واقع موقعیت داکتر عبدالله بیشتر تقویت خواهد یافت. این در حالیست که فکر میشود تنها نفوس تاجکها در کابل، هرات، پروان و بدخشان بیشتر از نفوس کل ازبک های افغانستان است.
– بسیاری ها فکر می کنند که احمدزی با بدست آوردن دوستم بسیاری پشتونها را که جنرال دوستم را قاتل دست جمعی طالبان پشتون در دشت لیلی می دانند، از خود ناراضی کرده است. هر چند جنرال دوستم از جنایات گذشته معذرت خواسته است، اما به نظر بسیاری آگاهان نه تنها جنرال دوستم تبرئه نخواهد شد ، بلکه به پیروزی احمدزی نیز کمک نخواهد کرد. افزون بر آن اعترافات دوستم می تواند فشار های جامعه جهانی و حقوق بشر را ازدیاد ببخشد.
– برخی باور دارند که یکی از اهداف پشتونیسم را ایجاد تفرقه قومی و زبانی در شمال میان اقوام غیر پشتون تشکیل می دهد. فکر میشود که با قبولی جنرال دوستم به مقام معاونیت اول بجای تاجکان ، عملاً پشتو نست ها به اهداف شان رسیده و در انتخابات و پس از آن تنش های زیادی میان ازبک ها و تاجکان که قرن ها در برادری در کنار هم زندگی کرده اند، آغاز خواهد شد. این برای پشتونیسم طلایی ترین فرصت تاریخی خواهد بود.
- یکی دیگر از تبعات ائتلاف احمدزی و دو ستم ساختار شکنی است. زیرا حکومت کرزی بویژه داکتر احمدزی، مهندس نظام متمرکز ریاستی افغانستان بر اساس سلسله مراتب قومی، کدام جای شایسته حتا تشریفاتی هم برای ازبک های افغانستان در هنگام تحمیل نظام تمامیت خواه شان در لویه جرگه قانون اساسی در نظر نگرفته بود. اما با قبولی دوستم بحیث معاون اول خود ساختار شکنی کرده وبدین تر تیب سیستم خود را بی اعتبار ساخته است.
– آقای احمدزی فکر می کند که بودن دوستم در مقام معاونیت اول، می تواند حمایت ازبکستان و ترکیه حامی سنتی دوستم را نیز بخود جلب کند. اما برخی آگاهان معتقد هستند که پان ترکیسم بعد از فروپاشی شوروی سابق در آسیای میانه و بویژه در شمال افغانستان ازطریق جنرال دوستم جای پای گسترده پیدا نموده است. چنانچه پان ترکیست ها در تحت رهبری ترکیه با همراهی پاکستان در اکثر بازی های دوستم از ساختن شورای هماهنگی گرفته تا ائتلاف سازی ها، بد قولی ها و جنگ های داخلی نقش کلیدی داشته است.
در 12 سال اخیر ترکیه از طریق حضور نظامی ناتو در تامین امنیت و در تحت نام میانجی صلح میان دولت کرزی و طالبان عملاً در سیاست های کلان افغانستان جای پای باز کرده است. در انتخابات 2009 بر اساس نامه آقای محقق با آقای یاسا ترک ها نقش اساسی در حمایت دوستم از کرزی بازی نمودند. و لی ترکیه صرف از دوستم بحیث ابزار در سیاست های کلان پان ترکیستی استفاده نموده، کوچکترین کمکی به گرفتن حقوق ازبک ها از حکومت کرزی نه نموده است. ازینرو بسیاری ها فکر می کنند که این بار نیز شاید ترکیه نقش اساسی در سقوط اتحاد جبهه ملی توسط جنرال دوستم و پیوستن وی به گروه کرزی- احمدزی بازی نموده باشد.
جنرال دوستم:
– بدون شک بدست آوردن مقام معاونیت اول برای جنرال دوستم و بسیاری طرفداران شان یک دست آورد مهم است. ولی در عمل مقام معاونیت شکل تشریفاتی دارد و قدرت در دست رییس جمهور متمرکز است. این در حالی بود که جنرال دوستم تا چند روز قبل سر قوماندانی قوای مسلح افغانستان که یک پست تشریفاتی بود، کار می کرد ، ولی هیچ کسی به اوامر وی ارزش قایل نمیشد. در نتیجه وی ماهیت مقام های تشریفاتی را نسبت به هر کسی دیگر خوب می داند.
– جنرال دوستم و طرفدارانشان همواره حرف از نظام فدرالی و تمرکز زدایی می زنند، ولی در عمل در برابر چند تا مقام بی ارزش کمر حاکمیت تمامیت خواهان را بسته می نمایند. این نشان دهنده این است که آنها بیشتر از نام ازبک ها بحیث دلال قومی استفاده می نمایند، بدون آنکه کدام باور و بینش راهبردی برای تقسیم قدرت بگونه عادلانه میان همه مردم افغانستان را داشته باشند.
– به نظر برخی آگاهان جنرال دوستم فکر می کند که با معذرت خواهی از پشتونها و دادن رای ازبک ها برای ریاست احمدزی، آنها کینه انتقام خون طالبان در دشت لیلی را خواهند بخشید. شاید احمدزی بخاطر منافعش رفتار دوستم با مردمش را موقتاً فراموش کند، ولی فراموش نباید کرد که در فرهنگ قبیلوی نه معذرت خواستن جای دارد و نه بخشیدن، فقط انتقام و بدل می تواند مشکل را حل کند.
- جنرال دوستم در بد قولی و عهد شکنی در سه دهه اخیر شهرت آفاق است. تعهد شکنی اخیر و حتا سوگند خوردن وی در تاشکند بقول استاد محقق نشان دهنده اینست که او یک انسان فرصت طلب و غیر قابل اعتماد است. این در حالی بود که دوستم به ظاهر حرف از برادری با هزاره ها و دوستی با محقق می زند ولی عهد شکنی اخیر وی نشان داد که وی بخاطر مقام از فروش نزدیک ترین دوستان خود هم دریغ نمی کند.
برخی ها ائتلاف احمدزی-دوستم را مشابه به ائتلاف شورای هماهنگی 1994 که به ابتکار پاکستان، ازبکستان و ترکیه شکل گرفته بود، تصور میکنند که منجر به تخریب کامل شهر کابل و قتل عام مردم عام شد و در نهایت به ظهور طالبان، فرار گلبدین به ایران و فرار دوستم به ترکیه انجامید. اما اگر این ائتلاف این بار نیز بر اساس چنین سنارویی ایجاد شده باشد، پیامد های آن خیلی خطرناک برای افغانستان خواهد بود. ازینرو بسیاری ها فکر میکنند که ائتلاف اخیر دوستم با غنی احمدزی بزرگترین اشتباه سیاسی وی در سه دهه اخیر خواهد بود که قبل از همه بهای آنرا مردم شریف و آزاده ازبک خواهند پرداخت. مردم خوش باور ازبک بار دیگر قربانی" خام فکری سیاسی" خواهند شد و دوستم در روز های دشوار مثل گذ شته به ترکیه فرار خواهد کرد.
نظرات
40 دیدگاهیک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
حضرت آدم هم اول ترک بود... پسان آدم شد.... ههههههه
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
كله خام بودن شاخ دارد يا دم با نوشته اين فحش نامه كه نام آنرا پاسخ گزاشته يى چه نام شايسته ديگر بجز كله خام به كردار ورفتارتان ميتوان يافت.هـر خواننده ميتواند با خواندن هـر دو نوشته ببيند كه نوشته جناب عالى جز فحش و بد ورد كه نمونه عالى ازشخصيتى اين كله خام مينمايد ،اول نام تو به آدم نميماند دوم شخصيت ات چركين تر از نام ات است سوم تبار ترك وجود ندارد،مگر از اوزبك بودن خود خجالت بكشى كه خود را ترك تبار ميخوانى.
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
من کاری به تعریف و تمجید هیچکدام شما ها ندارم. یکی تان از یک سوپر جنایتکار و نوکر ترکیه و غیره طرفداری می کنید و دیگری از سوپر جنایتکار دیگر. خلاصه اینکه هیچ یک از این کاندید ان به غم مردم نیستند و در غم مردم شریک نبوده اند. اینان جز نوکری و چاکری و جنایت و خیانت چیز دیگر به ملت و مردم و قوم و تبار خویش نداده اند. نمی شان بیسواد اند و نیم دیگر باسواد اما جاهل و انتی انتلکچول. تعریف و همگرایی با اینان هیچ نعمتی نیست.
و اما تو قلیچ ارسلان لطفا ترک های ترکیه را با تورکمن ها و ازبک ها و هزاره ها را با مثل قزاق ها و تاتار ها و غیره یکی نگیر. اینان درست است که همه از آسیای میانه برخاسته اند و به همه تقریبا ترکیک اطلاق می شود و اما این بی معرفتی و بی انصافی خواهد بود که جنایات چنگیز خان را از آن ترک های ترکیه بدانیم و یا افتخارات امپراتوری عثمانی را به تاتار ها و یا مثلا هزاره ها و مغول ها بدهیم. با وجود مشابهت های بین این اقوام ، اختلافات و تمایزات تاریخی، فرهنکی، عنعنوی و زبانی این ها را از هم دیگر جدا می کند. تو آغا هرگز قادر نیستی که زبان مغول های مغولستان را درک کنی و همچنان یک ترک ترکیه نمی تواند زبان مردمان شمال چین و یا حوزه سایبریای شمال شرقی را درک کند. برو کمی تحقیق کن و بعد همه را شامل یک افتخار و یک شرم بساز.
و دوم اینکه لطفا به تاجکان رحم کن و افتخارات هنری و ادبی آنان را ترک تبار خطاب نکن. اکثریت افرادی را که نام گرفته ای تاجک بوده اند واین دور از انصاف و تعریف تاریخ و واقعیت خواهد بود که تو مثلا ابو علی سینای بلخی را ترک تبار بنامی و یا غیره.
راست این هم یادت نرود که بسیاری از به گفته خودت ترک تباران در جنگ و چپاول مهارت فوق العاده داشته اند (چنگیز و تیمور و غیره) و این هم واقعیت دارد که تعداد هم در دولت داری کامیاب بوده اند؛ اما بسیاری از دست آورد های دوران مثلا مغول های هند و یا محمود غزنوی و غیره از برکت شرکت فعال اقوام دیگر در اداره و سیاست و مدریت بوده است والا مغول های هند همچون چنگیز خان نمی توانستند افتخارات دیگر تولید کنند.
اینجا من حساب امپراتوری عثمانی را کاملا جدا می دانم چون آنان کاملا تاریخ جدا دارند و گذشته و آینده ی جدا.
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
و جرات داشته باش و خود را ازبک خطاب کن و فریب سیاست بازی های کلان ترکیه را نخور که روزگارت زار می شود. ترک های ترکیه ازبک های افغانستان و ازبکستان را تنها بخاطر منافع کلان سیاسی و اقتصادی خودش در منطقه مورد سو استفاده قرار می دهد و هرگز بخاطر بهبود وضعیت آنان و غیره گامی نخواهد گذاشت. باید به ازبک بودن، هزاره بودن و ترکمن بودن خود افتخار کنیم و نگذاریم تا ملعبه ی در دست قدرت های بزرگ شویم.
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
آقاى قليچ!
تركتبار مردمان تركيه استند وازبك ها از نسل مغول استند، اينكه دوستم كله خام است درين شكى وجود ندارد چرا اينقدر آشفته گرديديد.
تركيه از كله خام هاى مانند دوستم بيسواد استفاده ميكند تا نفاق راه بين اقوام تاجيك وازبك بيندازد.
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
1 ( کامنت انسانم آرزوست ) پس تو هم ترک بوده ای .
2 ( کامنت جمال نام ) به عقیده تو جاهل ، تورک تبارهارا به تعصب ونادانی که برذات شما موجود است ، کله خام می
گویید ، خد ا وند ( ج ) به تورک ها ا ستعدادی داده و موفق شان ساخته د ر همه قاره ها آثاری تاریخی ا زخود به جا گذاشته
اند . شما کله پخته های بی مغز چه کرده اید چه د ارید غیرغوغو؟؟؟
3 ( کامنت دانای نادان ) تومتعصب با اقوام تورک چه کارداری ؟؟ درحالیکه تورک ستیزهستی و جاهل ، تورک ها به اقوام
تورک آذری ، تورک سلتجوقی ، تورک ا وزبیک ، تورک تورکمن ، تورک قزاق ، تورک قیرغیز ، تورک هزاره ، تورک ایماق
تورک تاتار ، تورک قرهقلپاق ، تورک برلاس ، تورک های ایران ، تورک قیزل باش ، تورک بیات ، تورک افشار ،
بیش ازسه صدمیلیون تورک را ما میدانیم و بسیاری تورک ها هم د ر غزنی ، کابل ، قندهار، جلال آباد ، وهرات شمالی با آمدن تغیرحکومات پشتونی به خرا سان ، زبان شان به د ر ی تغیرکرده است . تورک اوزبیک و تاجیک وغیره همه بنده
الله ( ج ) اند ما افتخارمیکنیم ( ما قیلدیم ) میگوییم ، شما ( چه کا کنم ) میگویید ، خداوند به قرآن خبرداده است میگوید
( ما شما را به اقوام مختلف آفریده ایم تا شناخته شوید ) آیا شما تاجیکها منکرکلام الله ( ج ) هستید ؟؟؟
دانای نادان بدان ، ما تورک تبارها هیچگاه کسیرا توهین نمیکنیم فحش نمیگوییم ، شما هستید بی عقل جاهل متعصب ،
که مارا توهین میکنید فحش میگویید تفرقه اندازی میکنید ما تنها به توهین و فحش دادن شما جواب مینویسیم شما گماشته های پارسی های ایران وظیفه دارید بین اقوام د ر
افغانستان تفرقه اندازی کنید تا نگذارید اقوام د ر افغانستان متحد باشند . چنانچه همین نااتفاقی را پارسی های ایران د ر
تاجیکیستان بعد ازاستقلال آن به تاجیکستان آمده عملی کردند بین تاجیک ها و اوزبیک ها تفرقه انداختند مناسبات خوب
هزاران ساله آنهارا ازبین بوردند د ر اثر تفرقه اندازی پارسهای ایران فعلآ رفت و آمد بین د و مملکت با هم برادر، موجود
نیست و من الله توفیق
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
هزاره هم ترک شدند. واه واه، اینرا از کجا اثباط کردید؟ اصلا در خود ترکیه شاید بیش از ۵۰فیصد ترک نباشد. هر روزیکه میگزرد به تعداد «ترکتباران»اضافه میشود، اگر همینطور ادامه یابد، میترسم بعد از چند سالی، چین،جاپان وکوریا هم به آن اضافه شود
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
baradaran man yak hazarai bamiani astam wa mebasham babakalanam goftabod ki ma hazara astem har hazaraiki namekhahad namash hazara bashad birawad turkmeshawad wa yaki harchizi digar meshwad bishawad dilash maqsad nami hamai hazarahara turk nasazed hazara yak milat az zamanhai bsyat qadi bod ast wa mebashad az milat pshaiman shodan begairati wa be namusi ast uzbabakhai uzbakstan wa tajikstan hejwaqt qabol nadarand ma turk astem hata agar bigoi ki shomaturkasted qahr meshawan manchndin sal dar tajikstan wa uzbakstan bodam anha megoend ki mauzbak bode aste wa mebashem wa agar uzbakhai afganistan turk astand chra khod ra uzbak megoend yak milat ba do nam dar donya ujod nadarad az baradarani uzbak khahish mekona ki khodshan har chizi ki astand khodshan medanand hazarahara dar an shamil nasazand har milat az khdash gairat nang abru wa namus darad khahish mekonamki milat hara paimali siyasatnakunedhejwaqt az nami milati khod barai yak chand ruz qdra inkar nakoned bayad inra bidaned ki khdawand namhara balai har milat gzashta ast gif,jpg,png
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
rasti gap man hej waqt yagan hazara ra nadida bodamki bigued man turk astam wa in uzbak ha chara anha ra turk megoend namedanam chara agar dari waqthai akhir turk shdabashan namedanam fikor meknamki tagir dadani nami milat aib ast uzbak ha ki nami milat shanra tagir ba turk dadaand rastiki kalakham astand aqul nadarand manai tagir dadani nami milat begarati dar tamami jahan medashad hazaraha mardomi danista astand nabayad az nami milati khod inkar knand jai sharm ast tagir dadani nami milat
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
محترم قلیچ ارسلان سلام. ایا شما فرزند جناب مرحوم نظر محمد نوا یکی از شاعران و ادیبان و مبارزان کشور ما میباشید. البته با معرفتی که من دارم، ایشان دوست پدر من بودند.