کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > ببينيد و بشنويد > اولین جرقه های آتش

آغازاولین شورشها بر ضد حکومت تره کی

اولین جرقه های آتش

اولین بار کلمه جهاد ومجاهدین، درمطبوعات غرب توسط انگلیسها بکارگرفته شد

سه شنبه 8 ژوئيه 2008, بوسيله‌ى گوربز خان "عطاخیل "

این فلم مستند که در سه قسمت ثبت گردیده است از اولین خیزش مردمی اهالی ولایت کنرحکایتها دارد. درین فلم اولین قوماندان حزب اسلامی برهبری حکمتیاربنام کشمیرخان که در آن دوران جوان بیش نیست بااحساسات زایدالوصف، از سقوط مرکزولایت کنر صحبت میکند.

مولوی حسین که بعدها بنام مولوی جمیل الرحمن تغیرنام داد ،وحزب مستقل خودرا براساس گرایشات وهابیت بنیان گذاشت ،درین فلم ، خودرا امیرولایتی جهاد کنر معرفی میکند.

گلبدین حکمتیار که درآنوقتها تازه به سمت رهبری رسیده است خیلی ساده وبی پیرایه ،اما خیلی خشن وعقده مندانه وسطحی ،ازسقوط کابل بدست نیروهای تحت فرمانش صحبت میکند، درحالیکه دره ها وکوهای کنر به این سخنان خام رهبرجوان می خندند.

اولین آواره گی وترک خانه وکاشانه بصورت دسته جمعی وفامیلی را نشان میدهد که مردم ازحکومت تره کی ،ابراز نفرت میکنند.

ریش سفید کهن سال را مشاهده میکنید که ازبی دینی خلقیها صحبت میکند ازکشته شدن اعضای فامیلش بدست نیروهای خلقی فریاد سرمیدهد.

فرد دیگر از تعرض خلقیها بمقدسات دینی ابراز شگفتی میکند وباتعجب میپرسد که این طایفه را ما درعمر خویش ندیده بودیم که بازبان خودما وازجنس خودما دین مارا توهین کرد و به قرآن فحش داد، وگفت که ما غیرازقانون سوسیالیزم دیگرهیچ قانون دیگری رابرسمیت نمیشناسیم.

بخش اول:

سرازیر شدن مجاهدین ازپاکستان برهبری مولوی حسین، تقریرهای دینی مولوی حسین وتشریح احکام جهاد، وابستگی نظام خلقی به شوروی سابق. مصاحبه قوماندانان مجاهدین وشکایت ایشان از نبود اسلحهء کافی برضد حکومت خلقی ازبخشهای مهم این قسمت است. همچنان ریش سفید کهن سالیکه درطول حیاتش پاکستان راندیده است باضجه وفریاد میگود: همه راکشتند،خلقیها همه را کشتند کسی باقی نماند. مرد دیگری میگوید که خلقی ها صرف مارا بجرم مسلمان بودن تحت فشارقرار دادند. مانظام غیرخدائی را نمیخواهیم آنها بیدین اند. ما خانه وکاشانهء خودرا ترگ کردیم. صحنه های غم انگیز از اولین مهاجرت دسته جمعی توسط اهالی شیگل که 5000نفردران وقت تخمین زده شده بود.

بخش دوم:

عصیان مردم درمقابل پلانهای اصلاحی حکومت خلقی در زمینه سواد آموزی و توزیع عادلانه زمین ومحو سود وسلم.توهین نمودن مقدسات مردم ازطرف مسؤولین رژیم مبنی براینکه دیگر هیچ قانون بهترازکمونیسم درجهان وجود ندارد، اینکه قرآن یک کتاب ازمود افتاده وکهنه زبان عربی است وتمسخرورزیدن برشعایردینی ومذهبی مردم ازمهم ترین بخشهای این قسمت است.

قسمت سوم:

درین قسمت بمباردمان وحشیانه جنگنده رژیم تره کی میبینیم که چگونه قریه های مسکونی را می بینیم که بیدریغ بمبهای خودرا میریزد. محاصره مرکز ولایت کنر بنام چغه سرای توسط طرفداران ملا حسین،(مولوی جمیل الرحمن) دادن شعارهای ضدمارکسیزم ولینزم و امین وتره کی. وصحبت های گلبدین حکمتیار بالهجه پشاوری .

قابل یادآوری است که دراثر قیام مردمی ولایت کنر علیه رژیم تره کی یک قطعه بزرگ نظامی بنام غند اسمار تحت فرماندهی قوماندان عبدالرءوف "صافی" بمجاهدین حزب حکمتیار تسلیم گردید. اقای صافی بعدها درمصاحبه اش از چنددستگی مجاهدین آنوقت ابراز ناخرسندی وتأسف نمود.

وی درمصاحبه های بعدی خویش گفت،زمانیکه من خواستم که بیرق اسلام را بعوض بیرق خلقی ها دراهتراز درآورم، تعداد از نماینده گان حزب حکمتیار بمن گفتند که اینجایک حزب نیست خودت باید موقف ات را اعلان کنی که بیرق کدام حزب مجاهدین را بالا خواهی کرد. آقای صافی گفت من ازین گفته نماینده حکمتیار در دل واقعا مایوس گردیدم وبرایش گفتم که بیرق اسلامرا بلند میسازیم هرکی طرفدار مابود زیرلوای اسلام جمع شوند،اما نماینده حکمتیار،چنین پیشنهادرا نمی پذیرد وخواهان پیوستن کامل غند اسمار به حزب خویش میباشد. آقای "صافی" میگوید که من هرچند به تقاضای وی لبیک گفتم اما قبل ازمتلاشی شدن تمام امکانات غند، همه سلاح ومهمات را به جبهات غیرازحزب حکمتیار،توزیع نمودم ازجمله جبههء پنجشیر برهبری آمرمسعود،جبهه بدخشان برهبری بصیرخالد نیزسلاح های ضد هوائی وغیره را برای شان فرستادم.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






57 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > ببينيد و بشنويد > اولین جرقه های آتش

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • کامران گرامی!

    مطالب جالب نوشتید اما جواب افغان جرمن را درباره درجه بندی سایتها هم بده

    • سلام خواننده ی عزيز،

      نظر هر کس برايش محترم است. بايد تحمل شنيدن صدای ديگران را هم داشته باشيم. اما درباره پاسخ بايد به شما بگويم که بهتر است پاسخ شان را از گوگل و الکسا بگيرند که چرا طبق محاسبات اين دو سايت در پايين رده های ممکن قرار دارند. من چيزی را از خودم ننوشتم و صرفا رده بندی های گوگل و الکسا را درباره چند سایت افغانستان آورده ام .

      با احترام

    • دوست عزیز نویسنده این مطلب عطا خیل است نه کامران و همیشه نامت را در نظراتت درج کن.

  • مردم چهره اصلی این حیوانات درنده ، دزدان (که حتی کفن مرده را در روز اشغال کابل دزدیدند) خوب میشناسد .
    واین هم یکی از (پروپاگند)فیلم های سیا CIA بود بخاطر جمع اوری پول از کشور های عربی ، اروپایی، امریکایی و ارسال ان به این حیوانات درنده.

  • همین انگلیس بود که ملای لنگ و حبیب الله کلکانی را با نعره های الله اکبر بر ضد شاه کبیر امان الله استفاده کردند، همین انگلیس باز هم به اصطلاح جهادی های سیه اندیش و بد کردار را بر ملت ما تحمیل کردند و همین انگلیس طالب را با نعره الله اکبر به میان آورد و حالا آنها را تروریست خطاب میکند.

    تاریخچه انگلیس رادر استفاده از اسلام با میان آوردن مذاهب وهابی و احمدی به روشنی میتوان دید.

  • این رویداد در منطقهء کرالهء ولایت کنر بود. خلقی ها به قتل عام اهالی این منطقه پرداخته بودند. این یک حقیقت بود نه تبلیغ و پروپاگند خارجی ها. این که خارحی ها ازین موضوع استفاده کردند، مساله دیگریست. از خلقی ها باید پرسید که چرا با قتل عام مردم، با به زندان افگندن دسته جمعی مردم، با توهین به مقدسات مردم، با غصب ملکیت و دارایی مردم... سبب مردم را به قیام واداشتند.

    حیوانات درنده کی ها اند؟ حیواناتی که بدون دلیل آدم ها را به شاخ میزنند و بدون دلیل به قتل و کشتار مردم میپردازند. این حیوانات درنده همه در نظام و رژیم خلقی جمع شده بودند. حمله، تجاوز، قتل، جنایت، بی عفتی، توهین و تحقیر... را خلقی ها در برابر مردم آغاز کردند.

    در چنان وضعی مردم راه و چارهء دیگری نداشتند مگر این که قیام کنند و پناه ببرند به هرچایی که زندگی شان را تامین کند. این جای، پاکستان بود. مردم را به دامن پاکستان کی انداخت؟ روشن است که خلقی ها.

    یک ضرب المثل است که "به چاه افتیده به رنگ دستی که به کمکش دراز میشود، نمی بیند." مردمی که در چاه ظلم و وحشت رژیم خلقی افتیده بودند نه به رنگ دست پاکستان دیدند و نه به رنگ دست انگلستان. آنها چارهء دیگری نداشتند مگر این که بجنگند. آنها برای آزادی خود و کشور خود می جنگیدند. وقتی دشمن (رژیم خلقی) با ایدیولوژی کمونیستی به قتل عام مردم میپرداخت، آیا مردم جز ایدیولوژی دینی چیز دیگری میتوانستند داشته باشند؟

    از این آقایانی که امروز با جهاد مردم افغانستان نا بخردانه مخالفت میکنند، پرسیده میشود که مردم در برابر رژیم خلقی چه باید میکردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    اگر جهاد نمیکردند، مقاومت نمیکردند، ایستادگی نمیکردند، چه باید میکردند؟ به کجا میرفتند و از کی کمک میخواستند؟

    من پاسخ همین پرسش ها را از آنهایی که با عقل خود می اندیشند، خواهانم!

    • شما آقای شکران که سنگی جهاد و جهادی ها را به سینه میزنید ســـلام . امید است بنده زا معذور بدارید بعد از مطالعه نوشتهء تان چند سطری را به عنوان .... مینویسم .آیا شمااز جنایاتی که توسط تفنگ بدستان صورت گرفته و میگیرد آگــاه هستید یا اینکه در هر صورتش مجاهدین بودن و جهاد کردن و باید در زمره بزرگان قرار گیرند ؟ دوست عزیز آیا گذارشهای خبرنگاران داخلی و خارجی راکه در دوره جهاد با ایشان یکجا در دشت کوه بودن نشنیده یی که چه حالی و چه وضعیتی روان بود ؟ شما از خلقی ها نالشت دارید بلی واقعـآ اما شرم نیست که این عناصر بی عاطفه را تآیید میکنید ؟ در سه دهه همه ملت افغان ظلم و جنایت از دست خلقی ها هم دیدن اما مجاهدین که پیام آوران داعیه صلح اسلامی بودن ظلم شان بیشتر از کمونستان بود . کمونیست که از نامش پیداست........ شما چرا بعداز حکومت کمونستان کشور را به خاک و خون کشیدید حتا به ناموس مردم تجاوز کردین و اسلام عزیز و پاک را در جهان بدنام و دشمنان اسلام را خرسند ساختید .آیا شما ها در زیر بیرق همین رهبران جانی که ملت از گرفتن نامشان شرم دارند جهاد کرده اید یا کدام رهبری که هنوز هم اسمش در افعانستان جراید و مدیای خارج افشا نشده تامردم به گفتاری شما چند سالی لبیک بگویند . شکران عزیز ملت این بی رحم ها این دزدان این لواطد کاران قرن بیست و بیست و یک را شناختن حالا مس شان نمایان شده همان اجنبی های که قبلآ تمویل شان میکردن حالا در سدد افشای شخصیت اهلیت و اعمال شان برآمدن و پولهای را به مصرف میرسانند تا از طریق همین ظاهر دوست وباطن دشمن دین محمدی اسلام ناب را بدنام کنند مگر امکان ندارد چرا که در جهان هر دو جناح به صورت درست معرفی گردیده اند دوست گرامی شاعر میگوید (( هرکس به طریقی دل ما میشکند .. بیگانه جدا دوست جدا میشکند .. بیگانه اگر میشکند عیبی نیست .. از دوست بپرسید که چرا میشکند ........ از کمونیزم چرا گله داریم که دشمن من و تو بود دوستان مذهبی و مسلمان ما چرا من شما و بقیه هموطنان بیگناه و بی دفاع را به این حال پریشانی واین بی آبرویی کشید که در این کره خاکی که ارزش یک مشت خاک را بیشتر ندارد . برای افغانستان نه شخصیت ماندن نه تاریخ نه آبرو نه تعلیم و نه مسجد نه زیارت نه معلم نه داکتر و.........گذاشتن . شکران صاحب بهتر است سر در گریبان کنید و کمی از خجالتی های شان هم قصه کنید .
      با عرض ادب و احترام

    • آقای معصـــــــــــــــــــــــــــــــومی سلام!

      من آرزو داشتم که بعدازاینقدر غیابت،اصلاحات درشیوهءنگارش تان بوجود آورده باشید، امید که درشیوهءنگارش تان اندک تغیرات مثبت وارد کنید تاخدای ناخواسته روسیاه دین ودنیا نشوید. باملاحظهء این نوشته ء تان ، باکمال تأسف وتحزن،خدمت جنابعالی باید اظهار نمایم که:

      بنابه مثل مشهور"همان خرک است وهمان درک"
      بعنوان مثال شماوقت میتویسید "سنگی جهاد ومحاهدین را...." میکوبید،باید "ی"درآخرش پیوند ندهید.

      همچنان فرق بین: "صدد" وسدد رانیز باید بکنید.درعین زمان "لواطت" راهم که ازقوم لوط گرفته شده نباید لوطد بنویسید. بازهم "گزارشها" رانباید گذارشها بنویسید.

      درقسمت افعال ومصادر نیز هیچ فرق قایل نشدید بازهم شما فرق بین کردن وکردند کردید وکردین وغیره لاطائلات را اینجانوشته اید امیدوارم که آنرا اصلاح نموده ودرپیامهای بعدی درست بنویسید تا هم خواننده بفهمد که جنابعالی چه میخواهید بگوئید.
      ازنظرانشائی نیز کمبودهای زیادی دیده میشود که امیدوارم باسعه صدر آنرا اصلاح کنید.

    • آقای طالب نژادوخودصفت سلام برسد . در جمله که احترامآ عرض میگردد سری خط و مخاطب هم به کلمه (شما)شروع میگردد ( میکردید،میخواهید،میخورید....) نوشته میشودمثلآ در نوشته بالا (شما آقای شکران که سنگی جهاد و جهادی ها را به سینه میزنید ) .
      دیگر لطفآ از این انتقارات بی مورد که بین من و تو نزاکت ایجاد کند بپرهیز کمپیوتر فارسی نیست و من هم کدام مسلکی در بخش کمپیوتر نیستم بعضی اشتباهات تایپی وجود دارد که من و همه نظر نویسان قبول داریم بخصوص بنده که عادت مرور دوباره به نوشته ام را ندارم . عاقلان پی نقد نروند . و خواهش میکنم که خود را زیاد از این مگس هر دوغ نسازید که خدا نا خواسته کدام مگس کُش قوی بال و پری تانرا نشکند و ریشخند اجتماع نگردی . کوشش کن که در شرایط فعلی کدام کمکی اگر در توان داری به کشور برسانی غیر آن کـــــلاه و.......... خود را نگهـــدار .

    • آقای معصومی!

      شما باید نخست به این سوالاتم جواب میدادید تا میشد پس ازان روی مسایل دیگر با شماصحبت میشد. بازهم میپرسم:

      " مردم در برابر رژیم خلقی چه باید میکردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟"

      "اگر جهاد نمیکردند، مقاومت نمیکردند، ایستادگی نمیکردند، چه باید میکردند؟ به کجا میرفتند و از کی کمک میخواستند؟"

      من پاسخ همین پرسش ها را از آنهایی که با عقل خود می اندیشند، خواهانم!

      وحالا جنایاتی که به نام مجاهدین شد:
      حکومت خلقی در جایگاه یک دولت ویک سازمان حزبی با هوش و حواس جمع به قتل عام، تبعید، بمیاری خانه هاو قصبات، به زندان افگندن ها، اعدام های جمعی و جنایات دیگر میپرداخت. ازینروست که میشود نظام خلقی و آنهایی که این نظام را تایید میکنند و تایید میکردند شریک جرم خواند و شریک جنایت. اما تنظیم های جهادی کارشان رساندن پول و سلاح به کسانی بود که میخواستند برای آزادی وطن خود از چنگال روس و نوکران آن بجنگند. این که رهبران این انظیم ها به حیف و میل کمک هایی که به نام جهاد میشد، پرداختند، خیانت فردی است نه جمعی. اگر مجاهدی با استفاده از زور و تفنگ خویش به جنایت دست زده از نام جهاد سوء استفاده کرده است، کار فردی است نه جمعی. هیچ تنظیم جهادی به قتل عام مردم فرمان نداده. هیچ تنظیم جهادی امر به چورو چپاول مال و دارایی های مردم نداده. چرا که توانایی این کار را نداشتند. انارشی پس از سقوط دولت کمونیستی درکابل را هیچکسی نمیتوانست زیرنظم بیاورد. همهء مجاهدین خاین نبودند، همه چور نکردند، بلکه در دوران انارشی پس از سقوط نظام کمونستی که دولت توانایی، اردو، بودجه و مشروعیت هیچ کاری را نداشت، افراد و اشخاصی به جنایت و چپاول پرداختند.

      ایا سندی دارید که نشان دهد دولت مجاهدین کسی را به جرم سیاسی، عقاید سیاسی و حتی گذشتهء سیاسی محبوس یا اعدام کرده باشد؟ آنها حتی خلقی ها و پرچمی ها را (ناحق) بخشیدند. دولت مجاهدین اصلاً تشکیل نشد. این دولت را نگذاشتند تشکیل شود.

      شما بروید، گزارش صبورالله سیاسنگ در سایت کابل ناتهـ را درمورد قتل داوود خان و اعضای خانواده اش توسط خلقی ها وپرچمی ها بخوانید تا بدانید که مردم در برابر چه رژیمی قرار داشتند و چه باید میکردند.

      مردم جهاد کردند وهرکسی که در برابر آن رژیم مزدور و سفاک قیام کرد از نظر من رستگاران عزیزی هستند. کسانی که در برابر رژیم قیام نکرد، نظاره کرد و امروز هم برای آن رژیم بیخدا برائت میتراشد از نظر من خسران کارانی هستند که مظلومین آنها را نمی بخشند.

      من هیچ جنایتی را نمی بخشم. چه این جنایت به صورت جمعی صورت گرفته باشد و چه فردی و شخصی. اما نمیشود به خاطر جنایت یک فرد یک جمع را محکوم کنم. این هم ظلم است و هم ناروا. به همان گونه که به خاطر جهاد برحق میلیون مجاهد نمیشود کسانی را که نام مجاهد داشته و ظلم کرده اند بخشید.

      درمورد حزب خلق، چنانچه گفتم، جنایت در کمیتهء مرکزی طرح، تایید و تصویب میشد و توسط سازمان های حزبی در ارکان های مختلف دولتی تطبیق میشد. آیا کسانی که چارده سال تداوم جنایت سیستماتیک و پیوستهء حزب و دولت کمونیستی را دیدند و آنرا محکوم نکردند و حالا هم برای برائت داده و مجاهدین را بد تر از خلقی ها میدانند، چه نامی میتوان داد مگر شریک جرم؟

      در اخیر میگویم که:

      آنهایی که از نام اسلام عمل کرده و حرمت اسلام و اوامر اسلام را نگه نمی دارند، "قرآن هایی که در سینه دارند، برفرق شان بزند...."

    • محترما!

      عرض ما بحضور شما این است،که نه شما دوغ استید، ونه هم من مگس. گیرم که بنده ازباب تواضع خودرا مگس بدانم اما،شما هیچ گاه دوغ نمیشوید وخواهشم همین است که خودرا دوغ نسازید.اگر زیاد قهرباشید میتوانید،بنده را گژدم خطاب کنید،طوریکه درمتون آمده است:

      نیش گژدم نه ازبرای کین است

      که مقتضای طبیعتش این است

      آری!

      ازغلطی تایپی هیچکس مصؤون ومبراء نیست ،امازمانیکه کلمات مشابه بهم را چندین بار تکرار کنید،معلوم میشود که نه گناه کامپیوتر است ونه هم گناه کیبورد.

      بنده عرض ام این بود که "سنگی" وسنگ فرق دارد. سنگ اسم شیء است که شاید منظور شما درپیام اولی همین بوده باشد مثلا سنگ جهاد ومجاهدت وغیره.

      اماسنگی صفت است که مانند"سلام سنگی" اینجا سنگی صفت واقع میشود خواه صفت مکانی باشد یاهم صفت وصفی.

      وهمچنان موضوع لواطت که خود مصدر است ومأخوذ ازقوم لوط،همچنان درین پیام اخیرتان "انتقارات" که شاید منظور جنابعالی انتقادات باشد.

      ویااینکه عاقلان پی نقد نروند.

      شاید منظور شما نقطه باشد. بهرترتیب این موضوعات ازاساسات ابتدائی نوشتن است یابعباره دیگر قواعداساسی وابتدائی نوشتن را تشکیل میدهد.

      بناء این بنده الله، خاک پای فقرا، "طالب کاکو" که بدین نام خدمت شماعرایضم را پیشکش کردم. ودراینده نیز درخدمت شما بادیدن هرنوع اعوجاج وکجی انشاء الله وتعالی به مرمت آن حتما می پردازم وهیچ نوع مسامحه را درین راه، دریغ ندارم.
      یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهو

    • آقای شکــران هموطن گرامی سلام بنده را بپذیرید .
      در قدم اول شما فرموده اید که کسانی که خلقی ها را تآیید میکنند خود شریک ظلم آنها هستن . آیا کسانی که مجاهد را تآیید میکند ملت آن شخص را هم شریک این همه کشت و خون وچور و چپاول بدانند یا خیر ؟ من هیچ وقت خلقی ها را تآیید نکرده و نمیکنم.در قسمت جهــاد و جهادی های اصیل در برابر ظلم کمونستان وروسهــا همه ملت سپاس گذار اند ولی پس از اینکه روسها زهر سقوط را چشیده عزیمت کردن و حاکمیت و قدرتِ سیــاسی افغانستان را برای خود ملت گذاشتن و آقای داکتر نجیب الله که از طریق رسانه ها و تلویزیون بار ها اعلان آشتی ملی و تقسیم قدرت را کرد تا کُشت و خون دامنش از وطن چیده شود چرا مجاهدین به جای مذاکره و مفاهمه از طریق ریشسفیدان و یا..... بخاطر ملت بی دفاع قتل و عام نشوندکنار نیامدن . خوب شاید شما بگویید که آنها هم بقایای کمونستان بودن باید از قدر کنار و کشته میشدن ولی همه ملت کمونیست نبودن که بی خانه و بیجای و یتیم و یسیر و فرار دیار بیگانه ها شدن ملت جه گناه داشت . دوست عزیز زمانی که دولت نجیب سقوط کرد مجاهدین به جای اینکه دست دشمن(پاکستان ، ایران) را کوتاه سازد گیرم که انارشیسم دولت کمونستی اگر بوده باشد را خنثا کنند به کشتار مردم ملکی بی دفاع به چور و چپاول و حتی تجاوز به ناموس مردم دست زدن . شما نوشته اید که هیچ تنظیمی قومانده چور و چپاول را نداده اگر نداده پس کی ها چور و چپاول کردن کی ها کشتن کی ها بی ناموسی کردن کی ها ملت را بخاک و خون کشیدن و ملت را به فرار از خانه و کاشانه شان مجبور ساختن آیا همین مجاهدین نبود آیا همین ها در تنظیمهای اسلامی متشکل و مربوط نبودن ؟ که بودن. پس پدر یک فامیل است که به اطفالش توصعه نیک و تربیت نیکو میدهد همچنان در یک کتله نظامی در یک صنف درسی یا یک قطعه عسکری .......... اگر به این اندازه پخپل سری وجود داشت پس قضاوت ما مردم عادی کشور در برابر مجاهدین چنین خواهد بود که مجاهدین گل خودرو، اشخاصی که حق نفس خویش را نسبت به دین و حق مردم بالا تر دانسته و گیاهان خود رو هستن . چراکه فرموده شما کاری تنظیمی نبوده کاری فردی بوده . شما از زندان وشکنجه نوشته اید آیا از زندان های فعلی خبر ندارید چه دولتی چه امریکایی از زندان های شخصی آگاهی دارید یا خیر ؟ داود کسی بود که توسط یک کودتا به قدرت رسید خلقی ها هم توسط یک کودتا آمدن و دشمن مقابل را کشتن مثال اینکه امریکا میکشد بنام بن لادن طالب... و مجاهدین میکشتن بنام کمونیست . داود جندان در جامعه ما مورد سوال و مطرح نیست چرا که ملت از همان تاریکی های که خاندان شاهی برایشان در عرصه علم و سواد و .... آورده بودن به این مقام های زشت و این جارو جنجال رسیده اند کسانی را خلقی های کم صفت و کسانی زا شما دوستان مجاهد راه حق کشتین که داکتر ، انجینیر ، معلم ، وطندوست ...... بودن که میتوانستن این کشور را از این گودال بدبختی بیرون آرند . نوشته اید که( مردم جهاد کردند وهرکسی که در برابر آن رژیم مزدور و سفاک قیام کرد از نظر من رستگاران عزیزی هستند) بلی بنده از این حرفتان پیشتیبانی کرده و تآیید میکنم . ولی آنها در کجا هستن هر جای که باشند تاج سری ملت هستن . آیا شما باور دارید که در بین همین خلقی ها و پرچمی ها کسانی بودن که از هر لحاظ مورد تآیید ملت هستن البته که بلی کسانی بودن که از رنجر روزگار در داخل حزب شده بودن . شکران عزیز اگر شما قبول ندارید که مجاهدین کشتار عام و چوروچپاول کردن این نظر خود تان است ولی مردم است که قضاوت میکنند شما چه قبول کنید یا نکنید. دوست عزیز من کسی هستم که دو دوره عسکری کرده ام و یک کسبه کار عادی بیش نبودم در همه دوره های جنایتکاران الی سال 1375 در کابل بودم و جرم وجنایات این دوره ها را از نزدیک مشاهده کرده ام و از هر کدامشان ضربه خورده ام . ولی بخود به صفت یک افغان این اجازه را میدهم که قضاوت کنم . خلاصه دوست عزیز شما در شرایط فعلی که ملت در شبانه روز با گرسنگی تشنگی بی پولی بی سرپناهی بی داروی بی.... دست و پنجه نرم میکنند این رهبران و سران تنظیمها هفت گانه و هشت گانه را نگاه کنید که به کدام سویه صاحب پول ..... هستن و همه اش خون همین ملت بیچاره و مظلوم است . گفته شما که پولهای جهاد را رهبران گرفته اند درست است و صفوف شان قتل عام و 80 فیصد را کشتن و 80 فیصد را فراری کردن و 90 فیصد کشور را خراب کردن .

    • درهرجایکه تنها(ن)را نوشته اید باید یک (د) هم اضافه کنید تامطلب واضح شود همین که در آخرمیگوئید خراب کردن منظور شما کردند است.

      وهمچنان این جمله غلط است که:

      داود خان مورد سوال ومطرح نیست.

      شاید اگر اینطور مینوشتید که:


      داود خان مطرح بحث نیست
      بهتر میبود غلطیهای دیگرتان را درپیام آینده خدمت شما عرض میدارم امیدوارم که جناب شکران نیز بادرنظرداشت این غلطیها چندبار پیام شما را مرور کند تا نتیجه بگیرد که شما چه میخواهید

    • salam
      Talib koko, mahsomi and others. here is no language competition at Kabulpress. to me is your ideas and
      analysis importand, not the level of your language.
      take care

    • شاه پورجان!

      من هم مسابقهءذهنی درزمینه زبانشناسی باکسی ندارم. امامراعات نمودن ابتدائی ترین قواعد نوشتاری فرض هرپیام گذار است. میدانی چی میگویم

      ابتدائی ترین قواعد واساسات نوشتن

      کسیکه آتش فشان را آتش بشان بنویسد باید به اصلاحش بپردازید. تادیگران نیز این رسم غلط را تعقیب نکنند.

    • طالب قراریکه از اسمت پیداست تو معاف هستــی چــرا که مریض هستی باید تداوی شوی . (کردن) یا (کردند) هر دو یک معنی را افاده میکند و در شیوه نوشتن هم کدام فرقی کُـلی نمی آید . و یا اینکه داود خان مورد سوال یا مطرح بحث نیست صرف( بحث ) آن فراموش شده ولی تو به کدام جـُرعت یک کلمه را( سوال) از تحریری یک شخص حذف نمودی در صورتیکه اصلآ بتو کدام ربطی ندارد وجمله را کاملآ به صلاحیت خود تغیر وارد کرده اید . من شما را با بزرگواری خویش میبخشم ولی لطفــآ به داکتر مراجعــه کن و شکایت از غایت درد کن تا شود دیگر در .... استخوان نپالی . چــرا که خدا ناخــواسته باعث نگرانی و تشنج اعصـاب تان میگردد . وقسمــی نصیحت گویا برایت میرسانم که این همه خود ستایی و خود پرستی تو را بجایی نمیرساند صرف در اجتماع نکته دانان و چیزفهمان خدا نکند یک آدم صفله و خود ستا معــرفی میشوی . هــر که خو را کم زند مرد آن بوَد .

    • آقای معصومی، سلام مجدد!

      شما بازهم سوالم را جواب نگفتید. تکرار میکنم:

      1- تجاوز به جان، مال، ناموس و زندگی مردم را چه کسی آغاز کرد؟
      2- وقتی مردم در برابریک رژیم بیخدا و فرعونی ای که کارش جز قتل و استبداد وخودکامگی قرار گرفتند، چه باید میکردند؟

      بحث ما باید از یک نقطه آغاز شود. نمیشود همهء مسایل ورویداد ها را مانند بار بنجاره دریک جا خالی کنید و ازان میان اقلام دلخواه تان را بگیرید و حساب بدهید. حوادث خود به خودی ایجاد نمی شوند، یکی به دیگری ارتباط دارند، علت ها و معلول هایی درکار است...

      شما چه چیزی را میخواهید ثابت کنید؟ اگر میگویید رهبران مجاهدین ملامت اند، من با آن مخالفت ندارم. اما اگر بگویید، کمونیست ها بهتر از مجاهدین بودند، دران صورت باید سند بیاورید. بهتر بودن و بد تر بودن زمانی میتواند مطرح باشد که نخست همجنس بودن دو شی تثبیت گردد. اگر بگوییم "طیاره" بهتر از "کمپیوتر" است، آیا یک مقایسهء درست است؟ کمپیوتر با طیاره هیچ وجه مشترک ندارند تا بتوان آنها را مقایسه کرد.

      مردم در برابر یک دولت قیام کرده بودند. نمیشود اعمال مردم عادی یی را که به جنگ ایلجاری در برابر یک دولت پرداخته اند، با اعمال دولتی که دارای دم و دستگاه سازمانیافته است مقایسه کرد. برای ما دولت ملامت بود نه مردم. این که تنظیم های جهادی چرا به گفتهء نجیب نکردند، باید پیش ازهمه برای خود معلوم کنیم که آیا آنها این صلاحیت را داشتند؟ آیا مردمی که چارده سال جهاد کرده بودند، حاضر میشدند با دولت کمونیستی یی که اعضای آن نزد مردم کافر، جنایتکار و متجاوز ونوکر روس بودند، کنار بیایند؟ آیا نجیب در "مصالحهءملی" اش صادق بود؟ شما چنان از نجیب صحبت میکنید که یک فرشته بوده باشد و هیچ نیت سیاسی ای نداشته بوده باشد. نجیب رئیس خاد رژیم بود که هزاران مجاهد ووطنپرست را به جوخهء اعدام سپرده بود. حتی خود نجیب در قتل آزادیخواهان سهم گرفته بود...

      یاد تان رفت که درحکومت همان نجیب بدون اسناد ازخانه برون شده نمیتوانستی. یادت رفت که هزاران انسان رااز کوچه و بازار عسکر تلاشی رژیم میگرفت و روز دیگرجنازه اش را پشت خانهء اش می آوردند....

      برای رهبران مجاهدین هرگز مقدور نبود که با نجیب جور بیایند. این که پسان ها جورآمدند، زمانی بود که رژیم سقوط میکردو هر تنظیم جهادی بخاطر این که مناطق بیشتر را بدست بیاورد، قطعهء نظامی بزرگتری را بدست بیاورد، با افسران و جنرالان نظامی درتماس شدهو در بدل بخشیدن زندگی شان قطعهء نظامی را تسلیم میگرفتند. بازهم این خیانت اردوی رژیم بود که به جای تسلیمی اردو به یک حکومت مشروع آنرا قطعه قطعه در سراسر کشور به قوماندانان جداگانه تسلیم کردند. اردوی افغانستان را خلقی ها و پرچمی ها توته توته کردند. سلاح، معهمات و قطعات عسکری را نامردانه وبدون اندکترین احساس مسوولیت وطنی به اشخاص تسلیم کردند نه به یک نظام... درین مورد محاسبهء مشخص باید از افسران خلقی و پرچمی صورت بگیرد...

      با تاسف که اینجا ادامهء همچو بحثی مشکل است. این افسانه سردراز دارد. درین مورد باید کتاب نوشت، نه این که دریکی دو پیام آنرا کوتاه کرد- کاری که ممکن نیست.

      اگر حوصله دارید، بیایید از همان آغاز هفت ثور شروع کنیم ویکه یکه ببینیم که چی کرد و چرا کرد.

      هدف باید روشنگری باشد نه ملامت کردن و یا برائت دادن به این و آن.هر حادثه ای یک معلول است وهر معلولی علتی دارد.

      اما برای من بگویید که علت کشتار مردم توسط خلقی ها (دوران ترکی و امین) چه بود؟ چرا باید پنجاه هزار انسان را در یک و نیم سال به کشتار گاه برد؟

      آیا اندیشیده بودند که نتیجهء کارشان چه میشود؟ حالا این ها امپریالزم و پاکستان و کشور های عربی را ملامت میکنند. آن زمانی که این ها پنجاه هزار انسان را کشتند، نه امپریالزمی دخیل بود نه پاکستان ونه هم کشور های عربی.

      بلی، سوال های مرا که درآغاز پرسیده شده، پاسخ بگویید تا بتوانم به بحث باشما ادامه بدهم.

      ورنه با سفسطه گویی آسمان وریسمان را قافیه بستن نمیشود به نتیجهء درستی برسیم واز وقت خود استفادهء درستی بکنیم.

      با حرمت فراوان.

    • دوست نهایت عزیز وگرانقدر جناب معصومی صاحب!

      باردیگر سلام واحترام!

      حضور انورباسعادت عرض شود که فرق بین "کردن" و"کردند" از زمین تاآسمان است.

      کردن،نوشتن ،خوردن خواستن، بالانمودن، نشستن، صحبت کردن، راه رفتن، همه وهمه مصدر اند که از آن افعال ثلاثه ماضی ،حال واستقبال اشتقاق میشود.

      امابرخلاف ، کردند، خوردند،خواستند،بالانمودند،نشستند، صحبت کردند، وغیره همه افعال ماضی اند که ازگذشته صحبت میکنند.

      درمقابل، افعالیکه، مضارع یامستقبل اند مثل: میکنند، میخورند، میخواهند،بالا می نمایند، می نشینند، وغیره که همه از آینده خبر میدهد.

      همچنان درپیام اخیر تان شما لطف کردید کلمه "جرأت" را غلط بکار بردید ونوشته اید جرعت که این هم باید خدمت شما عرض شود که جرعت معنای یک جرعه آب را میدهد نه شهامت وجرأت را که شما نوشته اید.

      همچنان در دشنام که به اینجانب نثار کرده اید کلمه صفله را بکار برده اید که صحیح آن "سفله" است.

      زیرا صفال وصفله به دیگها وکاسه های گلی اطلاق میشود. اما پست وپستی که مراد شما بود آنرا سفله میگویند.

      بنده به هیچ صورت از دشنامهای شما خفه نمیشوم اما آرزو دارم که به بزرگواری تان دشنامهارا صحیح بنویسید.

      از آنجائیکه خود دریکی ازپیامهای تان اعتراف کردید که جنابعالی ،نویسنده نیستید بلکه،زمانی درکابل دراتحادیه شورنخودفروشان عضو شورای پیشه وران کابل بودید که دراثر جنگهای تنظیمی، نه تبنگ ماند ونه هم دیگ شورنخود ونه کاسه وقاب،بلکه همهءدار وندار تان ازدست رفت.

      من به شما احترام دارم،اینکه از شورنخودفروشی توانسته اید خودرا به نویسنده گی برسانید،خودش استعداد میخواهد که مابنده گان عاجز از آن محروم هستیم شما از آبله کف دست خویش روزی پیدا کرده اید ونان حلال را بخود واولادتان خورانده اید جدا ازنظر من قابل احترام هستید بدون هیچ نوع مبالغه ومجامله. اینکه دراثر جنگهای تنظیمی همهء دار وندار تان ازبین رفت نیز نزدم قابل درک است که شما درد دیده اید وتاوانی شده اید. اما لطفا به قواعد وقوانین ابتدائی نوشتن احترام بگذارید.

      من باشما کدام مسابقهء نویسنده گی ندارم ،اما بخاطر اصلاح جناب عالی که تازه به کامپیوتر وکیبورد آشنا شده اید ابتدائی ترین قواعد نوشتن را به شما ودیگرهم سویه های تان ازهر گروه ونام ونژاد که باشند می آموزم.

      اگر چنین نشود، رسم غلط مورد تقلید عام وخاص خصوصا نسل جوان قرار میگیرد وبعد آهسته آهسته قواعد وقوانین ابتدائی که از بزرگان ادب مانده است دراثر بی غوری وبی احتیاطی ازبین میرود.

      من شخصا به شما احترام دارم چه نویسنده باشید ویاهم شورنخود فروش بوده باشید نزدمن محترم استید اما قواعد املائی رامراعات کنید

    • آقـــای شکــران هموطن عـزیز سـلام دوباره خدمت تان تقدیم است .
      بیبینید شکران عزیز در نوشته های قبلی خویش کشتاری غیری نظامیان بخصوص کودکان و زنان در هر صورتش محکوم کردیم چه توسط بیـخــدایان باشد چه توسط با خـدایان وچه در حالی حاضر که بنام این و آن ملت افغان قتل میشود که این یک عمل کاملآ وحشیانه هدفمندانه یکتعداد از سازمان های سیاسی استخباراتی کشور های بیگانه و همسایه ها ماست ولی سوال اینجاست که آن همه ظلم و ستم که توسط دولتی های وقت صورت میگرفت تمام شد و دولت شان هم سقوط کرد . یک تحولی کاملآ اسلامی و انسانی به میان آمده قدرت را مجاهدین تصاحب نمودن چرا نتوانستن که حد اقل مدتی را بادولت داری درست و ملت خواهانه پیش ببرند ؟ پس واضع است که گروپها و تنظیمهای اسلامی از اسلام محـمــدی بیست اسلام جور کردن وهر تنظیم و حتــی هر قوماندان جهــادی از خود یک اسلام را بنیان گذاری کرده و علیه در گروپ ها جبهه گیری کردن که نزد مامردم سوالاتی پیدا شده امروز برعلاوه آنکه سوالها حل نشده بلکه هر حدسی که زدیم عملآ پیش چشمان ما به واقعت پیوست.وهمه ملت افغان (خورد کلان جوان زن ومرد) وطن را قصه گوی ساختن .در زمینه ملتی که از اثر بمباردمان ها خلقی ها آواره شده و با مجاهدین پیوستن حق کاملشـــان بوده .و ما مبارزه شان را در مقابل روسهاحق میدانیم.
      دوست نهایت عزیز شما فرموده اید که از داکتر نجیب فرشته ساختی نـخـیر برادر گل نجیب هم یک انسان بود که با گذشته بدی در بین مردم معرفی است . ولی پس از اینکه در سمــت ریاست جمهوری رسید کاملآ متوجه ملت و کشور گردید پای روس را به هر شکلی که بود از وطن ما قطع و رخصتشان کرد و با پیشنهادات لازمی عنوانی سران و صفوف مجاهد فرستاد که از جانب آنها ردگردیده برخلاف اعلان جنگ داده شد چـــرا ؟آیا صرف نجیب با دارو دسته اش مطرح بود یا همه مــردم افغانستان نجیب در رسانه ها به سراعت اعلان میکرد که دولت آماده آشتی وآماده تقسیم قدرت با همه مجاهدین است ولی هزار ها بار افسوس و تآسف بر حال مردم بی دفاع و بی گناه .
      در حکومت نجیب با وجودآنکه راکتهای کور از طرف مجاهدین صاحبان به آدرس بی گناهان زنان و کودکان میرسیدولی تمام ملت از زندگی عاید روزمره و مواد که از طریق دولت به مردم توزیع میشد راضی به نظر میرسیدن ومردم به حالی شب و روز خویش خوش بودن . امــا زمانی که حکومت بدست مجاهدین رسید بر عکس انتظارات مردم جنگهای پراگنده در هر نقطه کشور راکت ها ترور ها اختطافها زندانی شدن ها اموال مردم را به غنیمت گرفتن چور چپاول ..... و در آخر هجرت اجباری را متحمل شدن چرا ؟ چرا همه گروپها که بنام اسلام وانسان وعدل و عدالت جهاد کردن دست به دست نداده اردو و مهمات اردو عم از سلاحهای ثقیل و خفیف چندین بال جیت های جنگی لوازم دفتر و دفتر داری ، پولیس ، ترافیک ، شفاخانه ها،.... به امن و امنیت نهگهداری نکردن و در بدل پول و یا به انواع دیگرفروخته کشور را در بهران قرار دادن . بلی همه بمباردمان های کمونیست خلقی ها ترکی و امین را قبول دارم که کردن ولی مجاهدین چرا این کار را کرد مجاهد خو پیام آوران صلع و دین مبین اسلام بودن ؟ در ملامتی رهبران یاد کردید خیلی خرسندم که شما جوان رشید وآگاه حد اقل رهبران جهادی را ملامت میکنید .باور کنید که 20 فیصد مردم را کمونیستان 70 فیصد را مجاهدین تباه و در به در و خاک بسر کردن و باقیمانده 10 فیصد را دولت آقای کرزی . دیگر اینکه دولت اگر جلب و جذب عسکری کرد هر شخص باید خدمت زیر بیرق خود را کند مگر افسوس که دولت عسکر میساخت و مجاهد میکشت . این همه جنایات که از طرف خلقی ها صورت گرفت و شما هم اظهار کردید قبول است درست است آنها اشخاص کافر بیخدا پلید ..... بودن و قطعات را قطعه قطعه به مجاهدین تسلیم کردن ولی مجاهد چرا وحدت ملی را در برابر پول مال و منال به غنیمت گرفته شده دولت خراب ساختن جنگهای پارتیزانی را علیه یکدیگر در دادن آبروی مردم عزت مردم را برباد کردن آیا مال مالی بیتالمال نبود مال ملت نبود پولهای ملت نبود و نیست یا اینکه از میراث اجداد چند هزار نفر بود که به حرف نفس خویش لبیک گفته به حق رسیدن و خلاص .دوست گرامی شما فکر کنید که چه را کی را در کشور بنام مال ملت سرمایه ملت برای ملت گذاشتن که نگذاشتن .
      ما هر فرد مجاهدین را وابسته به یک تنظیم میدانیم و هر تنظیم را در هر خیانت و جنایت شریک میدانیم تا روز حساب این دنیا و یا آن دنیا جوابگو خواهد بودن ومردم بیچاره یخن فرد فرد شان را گرفته و بر علیه شان گواهی جنایات شان را میدهند . البته غیر از مجاهدان راه حق مجاهد که واقعآ مسلمان بود ووطن را خانه اش و ملت را فامیلش میدانستن و مخالف این همه جنایات بودن و هستن .
      به عجله نوشته شده اگر کم و کاستی املای داشت نعذور بدازید .

      با حــُـرمت زیاد

    • برعلاوهء غلطیهای قبلی که هیچ اصلاح نکرده اید وهیچ نشانهء ازبهبودی دران دیده نمیشود.لطفا "صراحت" راسراعت و "بحران" رابهران و "معذور" را نعذور ننویسید. عنوان پیام را نیزخودم برایتان تصحیح نمودم.زیرا شما چندین بار تکرارا"آتش بشان" نوشته بودید.

      بنده پیامتان را بعداز تکرار زیاد در دفعه پنجم فهمیدم ودرک کردم خداکند که آقای شکران نیز درخواندن آن بمشکل مواجه نشود.

    • طالب آغا بنده هیچگاهی شورنـخـودفروش نبودم امــا یک دوکاندار عادی جاده میوند بودم که هم در همان فصل افتخار میکردم و هم حالا . باز فرق نمیکند شور نـخود فروش 1000 مرتبه شرافت دارد نسبت به شخصی که بالای دیگران ظــلم وامیدارد ویاکسیکه با دخالتهای بی مورد خویش باعث آزارو اذیت دیگران میشود .

      باز هم میگویم که من نویسنده نیستم و چندان سواد بالای ندارم که ماستر،پروفیسور، استاد،اکادمسین بده باشم ولی میتوانم که مقابل را کاملآ به احترام و آرامی مطلب خویش را بفهمانم .

    • طالب باوجود که آدم خیلی خود ستا وخودفروش هستی چندان سواد کامل هم نداری . لطفآ به عنوان که تو کلمات اش را تغیر دادی یکبار دیگر نظر اندازی کن که چه معنـی را افاده میکند خواهش میکنم که از سر خط این مقالات پی در پی تا آخر مطالعه کن میدانی که هدف چه است وچه بوده. بعد خودت بخودلعنت میفرستی .
      (اولین جرقه های آتشفشـان دین مبـارک اسـلام) مگر اسلام هم آتشفشان دارد ؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟ افسوس صد افسوس ...
      آقای طالب سخت در حراسم که نشود مرض تان ساری باشد و خدا ناخواسته دامنگیر بنده هم گردد و روزگارم را سیاه کند .چرا که مردم از اینچنین امراض خیلی گریزان اند .

    • اولا خدمت جنابعالی عرض ادب دارم.

      ثانیا به محضر جنابعالی رسانده شود که (درحراسم) ننویسید که این معنای حراست وحمایت را میدهد لطفا (درهراسم) بنویسید که معنای ترس را بدهد.

      اینکه اسلام آتش دارد یاندارد بمن ارتباط نمیگیرد عنوان پیام شما(آتش بشان) که این را بنده درعمرخویش نه شنیده ام ونه هم خوانده ام این ازابتکارات حضور شما بوده است.

      من آتشفشان را خوانده وشنیده بودم اما (آتش بشان) را نه.

  • aslan kabul press tawasut kasani dawanda misha ka hich kudameshan sewad drust nadaran. kabul press mesl shahr e kabul 2008 wari asst ka faqat farsi zuban nadara dega hama mabinesh asst , hazara . pashtoon uzback pashie . woa inha hame shan dawa daran ka farsi mifahman woa faqat danistan zuban ra danishmandi faker mikunan . dar halika , kasanai ka agar korss AKABER ham khalas kada abshan BAA SEWAD gufta mishan .

    • mir hazar katra nago , woa ba kasi ejaza nate ka hamray farsi pay shekeste khod lang langan az rah ba biraha rafta mazaq mardum a kharab kuna , ban ka mardum assan gap bezanan sar mozoaat, na sare kako ya kaka , ya kharabati ys mast ya dewana . jahil kasani astan ka posht NUQTA meran na kasani ka yak nuqta ghaflatan az pish shan ba khater e mutrakem shudan QAZIA manda .

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.