کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > زوال مارشال فهیم، افول جنرال دوستم و هژمونيزم پشتون!

زوال مارشال فهیم، افول جنرال دوستم و هژمونيزم پشتون!

دو شنبه 14 ژوئيه 2008, بوسيله‌ى احمد بصيربيگزاد

به نظر مي رسيد تلاش سازمان يافته به منظور سرنگون ساختن اسماعیل خان والي قدرتمند هرات كه بارها دولت مركزي را به چالش كشيده بود دقيقا در راستاي ادامه سرنگوني مارشال فهيم در 5 اسد بود كه موج آن به زودترين فرصت به سراغ جنرال نامدار شمال « جنرال دوستم» وجنرالان كوچك ديگر مانند ، جنرال عطا محمد خان نور و جنرال داود وحاج محمد محقق در شمال نيز خواهد رسيد . اين چهره ها چهره هاي بالفعل به منظور به چالش كشيدن حاكميت نيمه عريان تماميت خواه دركابل به شمار ميرفتند ومانع به اصطلاح گسترش( سلطه کامل) حاكميت مركزي محسوب ميشدند. از آن طرف چانس با رييس جمهور كرزي يار بود كه اين چهره ها هرگز نتوانستند دسيسه ها وخواسته هاي تيم تماميت خواه در ارگ رياست جمهوري را بخوبي بشناسند تا به يك انسجام نسبي به منظور خنثي سازي و يا تقابل با رشد روز افزون جريان تماميت خواه ، نايل آيند.

نزديك چهار سال پيش در ماه اسد يكي از عمده ترين تحولات كشور بوقوع پيوست. تحولي كه انتظار مي رفت سبب انكشافات نظامي در كشور خواهد شد. اما بصورت معجزه آسا اين تحول رخ داد بدون اينكه هيچگونه اتفاقي نظامی رونما گردد . زوال مارشالي كه پس از ترور احمد شاه مسعود فرمانده قدرت مند جبهه متحد ، براي خود نام وآزاه اي خوبي كماي كرده بود، به راحتي اتفاق افتاد . مارشال قسيم فهيم، پس از روي كار آمدن حامد كرزي يكي از جنجالي ترين جنرال ها و موثر ترين فرد نظامي كشور پس از احمد شاه مسعود فقید محسوب ميشد كه مي توانيست براي افغانستان پس از طالبان تحت قيادت حامد كرزي چالش ساز باشد . او كه در حكومت پس از اجلاس" بن" به صفت وزير دفاع وظيفه انجام ميداد آهسته آهسته براي رييس جمهور كرزي به عنوان یک رقیب قدرتمند خطر ساز وچالش آفرين شد.

تحلیلگران مسایل سیاسی وامنیتی افغانستان و منطقه براین باور بودند ، كنار زدن مارشال از قدرت بحران امنيتي دركابل وشمال را سبب گشته و امنيت كابل از سوي پنجشيري ها كه قدرت را تقريبا در كابل در دست داشتند به مخاطره خواهد افتاد. اما عقيم ساختن مارشال نه تنها كه براي كابل مشكل آفرين نشدبلکه دست رييس جمهور را براي سرنگون ساختن حاميان مارشال نیز باز تر ساخت و رییس جمهور در يك اقدام همآهنگ " مارش طالبانيسم" عليه هرات را بگونه آشكار به منظور عقيم ساختن لايه هاي وفادار به مارشال يعني اسماعیل خان و هوادارانش ، به نمايش در آورد. بزودي و با كمترين مقاو مت امير نامدار حوزه جنوب غرب كه خود را امير دادگستر وامير المومنين حوزه لقب داده بود ، به نفع خواسته هاي جريان تماميت خواه وسلطه طلب ارگ رياست جمهوری ، فتح شد.

اسماعیل خان

به نظر مي رسيد تلاش سازمان يافته به منظور سرنگون ساختن اسماعیل خان والي قدرتمند هرات كه بارها دولت مركزي را به چالش كشيده بود دقيقا در راستاي ادامه سرنگوني مارشال فهيم در 5 اسد بود كه موج آن به زودترين فرصت به سراغ جنرال نامدار شمال « جنرال دوستم» وجنرالان كوچك ديگر مانند ، جنرال عطا محمد خان نور و جنرال داود وحاج محمد محقق در شمال نيز خواهد رسيد . اين چهره ها چهره هاي بالفعل به منظور به چالش كشيدن حاكميت نيمه عريان تماميت خواه دركابل به شمار ميرفتند ومانع به اصطلاح گسترش( سلطه کامل) حاكميت مركزي محسوب ميشدند. از آن طرف چانس با رييس جمهور كرزي يار بود كه اين چهره ها هرگز نتوانستند دسيسه ها وخواسته هاي تيم تماميت خواه در ارگ رياست جمهوري را بخوبي بشناسند تا به يك انسجام نسبي به منظور خنثي سازي و يا تقابل با رشد روز افزون جريان تماميت خواه ، نايل آيند.

ازاين فرصت رييس جمهور بخوبي استفاده كرده در آغاز خيال خود را از مركز با سرنگون ساختن مارشال فهيم راحت ساخت وهمزمان با يك حركت نمايشي اسماعل خان را در غرب به راحتي عقيم ساخت . بدين ترتيب تنها شمال به عنوان دغدغه اصلي گسترش حاكميت مركزي تحت رهبري جريان تماميت خواه وسلطه طلب ما حول رييس جمهور باقي ماند ه بود كه نفس هاي آخر خودرا مي كشيد .

با آغاز اولين انتخابات رياست جمهوري وافزايش تنشها ميان "جنرال دوستم و عطا محمد نور" به عنوان دو رقيب سر سخت در شمال، اين بار رييس جمهور در يك چرخش 180 درجه اي از خلع جنرال دوستم در شمال و قدرت طلبي عطا محمد نور حد اكثر استفاده را به نفع خود کرد . عطا محمد را در برابر جنرال دوستم تقويت كرد . عطا محمدی که روزي حامد كرزي را به عنوان گارسون رستورانت و پشك شوي در غرب خطاب ميكرد ، بزودي به عنوان شخص مورد اعتماد رييس جمهور( ظاهرا) درشمال تبديل شد. از آن طرف جنرال دوستم كه خودرا در انتخابات رياست جمهوري در برابر حامد كرزي كانديدا كرده بود، ميدان را براي گسترش نفوذ هرچه بيشتر عطا محمد در شمال هموار ساخت وعملا دو رقيب ديگر«دوستم ومحقق» از شمال رانده شدند . اين بار براي زدن جنرال دوستم ، حامد كرزي عطا محمد را والي نمونه كشورش اعلام كرد امري كه خشم بيش از پيش جنرال دوستم را در برابر رييس جمهور كرزي بر انگيخت .

عطا محمد نور

جنجال و شورش شبرغان و آتش زدن تصاوير رييس جمهور به توصيه و دسيسه عطا محمد نور تنش را ميان رييس جمهور و جنرال دوستم به نقطه غير قابل بازگشت رساندو جنرال دوستم عملا از صحنه سياست منطقه اي در شمال به حاشيه كشانده شد .هرچند رييس جمهور اورا بعنوان لوي درستيز قواي مسلح در وزارت دفاع در برابر جنرال بسم الله خان به منظور كاهش خشم او منصوب كرد ، اما هيچ گاهي باعث اعاده ابهت از دست رفته جنرال دوستم نگردید و او آهسته آهسته از دید ناظران سیاسی افغانستان به عنوان یک شخص محوری در بازی های قدرت سیاسی کم رنگ تر از گذشته گردید . ديگر جنرال دوستم كسي نبود كه براي تيم تماميت خواه ارگ رياست جمهوري وبر نامه های آن خطر آفرين باشد. اين درحالي بود كه رييس جمهور كرزي يك رقيب ساده لوح ديگر ازبك تبار را براي جنرال دوستم به نام" اكبر باي" در مركز تراشيد تا آرامش نسبي جنرال دوستم در پایتخت کشور نیز از هم بپاشد .

بسياري از تحليلگران مسايل افغانستان كنار زدن مارشال فهيم از قدرت را درچهارچوب استراتژي تماميت خواهي تيم رييس جمهور به حساب مي آورند و سقوط سريع و زودهنگام محوريت هرات و شمال را به نفع اين تيم( جريان تماميت خواه ارگ رياست جمهوري ) اجتناب نا پذير ميدانستند. کارشناسان به این باور بودند ، این حرکت( کنار زدن چهره ها وشخصیت های محوری جبهه متحد) بزودی دامن جنوب غرب و شمال کشور را خواهد گرفت . هرچند دروازه شمالغربي شمال يعني هرات با كمي مقاومت از سوي اسماعل خان باز شد اما دروازه ديگر شمال يعني پنچشير با خلع سلاح پنجشيري هاي قدرتمند براحتي وبدون كدام مقاومت توسط مارشال فهيم از مدت ها قبل باز شده بود ؛ بدين ترتيب زمينه گسترش نفوذ تيم تماميت خواه رييس جمهور بدون كمترين هزينه به شمال هموار گشت . این بار رییس جمهور برای گسترش نفوذش ، جنرال داود و جنرال عطا محمد نور را با اعطاء مناصب دولتی در برابر جنرال نامدار شمال( جنرال دوستم ) قرار داد تا زمینه تقابل این سه جنرال قدرتمند جبهه متحد را که سال ها با هم جنگیده بودند ، فراهم سازد.

اما برخي تحليلگران سياسي سقوط مارشال را در آيينه روابط پاكستان و آمريكا ارزيابي ميكردند ومارشال فهيم را

احمد رشید

قرباني اين بازي به منظور خوش خدمتي براي پرويز مشرف و آي .اس.آي پاكستان مي پنداشتند موضوعی که در اولين سفر رييس جمهور كرزي به پاكستان بعنوان بهترين تحفه از سوي او به جنرا ل هاي پاكستان، هديه شد ؛ تا جايكه رييس جمهور با اداو اکت فرد" پيروز" به پرويز مشرف رییس جمهور پاکستان گفت : « علت تاخير سفر من در پاكستان موضوع بركناري مارشال فهيم از وزارت دفاع بود كه نگراني هاي زيادي را هم براي دولت افغانستان و هم متحدين غربي ما موجب گرديده بود ».

همچنان احمدرشيد سرنگوني مارشال فهيم را يك امتياز سياسي براي دولت پاكستان از سوي دولت هاي كابل و واشنگتن دانسته ميگويد : « همسايه جنوبي افغانستان يعني پاكستاني ها نسبت به هر بازيگر آزمند خارجي ديگر تشنه خون پنجشيري هايند . زيرا پنچشيري ها بزرگترين وآخرين مانع در برابر آرمان آزمندانه آنها قرار گرفتند . پاكستاني ها خوب مي دانند بدون نقش فهيم ، واشنگتن قادر نمي شد به آساني حكومت مورد حمايت پاكستان ( طالبان)را سرنگون سازد. بنا بر اين سرنگوني مارشال فهيم براي پاكستان خوش آيند ترين خبر بعد از سقوط حكومت طالبان در افغانستان بود ». درست پس از سرنگوني مارشال فهيم از قدرت وسفر رييس جمهور به اسلام آباد بود كه بحث « طالبان خوب» ، « گلبديني هاي خوب»و « تني هاي خوب » واردمطبوعات سياسي افغانستان شد .عبدالهادي ارغنديوال از حزب اسلامي، عبدالسلام ضعيف وچندين طالب بر جسته ديگر مهمان دايمي ويژه رييس جمهور در ارگ رياست جمهوري شدند؛ امري كه با موجوديت مارشال فهيم

محمد قسیم فهیم

در وزارت دفاع هرگز عملي شده نمي توانست .

در كنار اين دو نظريه غالب رسانه هاي غربي نيز بيشترين تلاش خود را به اين معطوف كرده بودند كه ، رييس جمهور كرزي چگونه مي تواند وزير دفاع خود «مارشال فهيم » را كه داراي 50000 هزار نيروي ورزيده و به ميراث مانده از احمد شاه مسعور است ، از قدرت سرنگون كند. واقعيت اينست كه اكثر رسانه هاي غربي ازراديو بي بي سي ، صداي آمريكا و راديو آزادي گرفته تا روزنامه هاي واتشنگتن پست ، نيورك تايمز و ده ها سايت هاي انترنتي ديگر غربي تحت نام ضرورت خلع سلاح تفنگ سالاران ، مارشال قدرتمند افغانستان را نشانه گرفته بودند . برخي رسانه ها سرنگون ساختن مارشال فهيم را يك اقدام شجاعانه براي رييس جمهور دانسته و آن را" پيروزي بزرك" بر او لقب دادند ؛ اما اكثر رسانه ها و تحليلگران اين رويداد را مديون نيروهاي خارجي در راس ايالات متحده آمريكا ميدانستند.

احمد رشيد روزنامه نگار وتحليلگر مسايل افغانستان وپاكستان در يك مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست اينگونه اظهار نظر كرد:« اين پيروزي ريشه در دپلماسي زيركانه غرب دارد تا سياست هاي لرزان رييس جمهور كرزي . افزون بر آن اين پيروزي مديون حمايت هاي اقتصادي ونظامي آمريكا وناتو از شخص رييس جمهوركرزي است نه از مردم افغانستان ».

برخي از روزنامه هاي غربي مدعي بودند ، كه پنجشيري ها باعث آن شده است كه رييس جمهورنتواند در طي چند سال حكومتش از حمايت ها ي نظامي، سياسي و اقتصادي غرب به گونه لازم بهره ببرد. چنانچه در همين سلسله سرمقاله نويس روزنامه واشنگتن تايمز مورخ ۱۸اسد نه تنها سرنگوني فهيم را كافي نمي داند بلكه براي رييس جمهور كرزي مشوره مي دهد:« رييس جمهور تا ريشه كن كردن تمام پنجشيري ها ميان آنها تفرقه بيندازد و ضيا مسعود را به مثابه بهترين ابزار در اين راستا به كار گيرد. آينده افغانستان تا اندازه زيادي به اين ارتباط دارد كه كرزي تا چه اندازه مي تواند وزير دفاع خويش مارشال فهيم را به حاشيه براند. اگر استراتژي رييس جمهور بر اين مبنا محاسبه شده باشد كه با تفرقه اندازي ميان پنجشيري ها فهيم را از سياست افغانستان حذف كند در آن صورت اين حركت جسورانه ممكن است به تحكيم قدرت او و به مشروعيت قوه اجراييه آينده كمك كند».

پس از سقوط حاکمیت طالبان ، متواری شدن حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به ایران و قدرت مند شدن جبهه متحد که بایک همآهنگی جبری وارد پایتخت شد ، گمانه زنی ها این بود که دیگر حاکمیت سلطه تک قومی از این کشور رخت بسته و بجایش حاکمیت ملی متشکل از تمام اقوام افغانستان زمام امور را در دست خواهد گرفت. به همین دلیل برخی کارشناسان ، سه سال اول حاکمیت پس از سقوط طالبان را پر بار ترین دوران رییس جمهور کرزی ارز یابی کردند که در آن همه اقوام خود را در ساختار حکومت سهیم میدانستند . اما به همان اندازه که خوش بین های مردم افغانستان به رییس جمهور افزایش می یافت ، بد بینی های حلقات سلطه طلب و تمامیت خواه پشتون های افراطی از رییس جمهور گسترش روز افزون بخود مبگرفت . تیم های مختلف سلطه طلب وتمامیت خواه در درون حاکمیت نو پا با رهبریی شخصیت های جدید الورود با قیافه ها و ظواهر مدرن با اندیشه های کهنه ، در ارگ ریاست جمهوری حلقات مخوف ووحشتناکی را به منظور احیاء خاطرات ظلمت تاریخی به گردش در آوردند . بدین ترتیب حلقه محاصره رییس جمهور در ارگ ریاست جمهوری هر روز تنگ تر شد و زمینه جوالان برای طالبان نکتایدار با اندیشه های فرسوده فراهم تر گردید .

ناظرین مسایل سیاسی افغانستان دسته جات وحلقات ماحول رییس جمهور کرزی را به سه دسته وگروه داخلی وخارجی به منظور به چالش کشیدن شخصیت های با نفوذ جبهه متحد ، تقسیم بندی کرده اند :

1- حلقه پشتون های افراطی

2- حلقه پشتون های معتدل

3- حلقه طالبان و حزب اسلامی

افغان ملیتی ها با رهبری انوار الحق احدی وزیر مالیه افغانستان مهمترین حلقه مخالف جبهه متحد در حاکمیت رییس جمهور کرزی بود که در آغاز زمینه نزدیک شدن شخصیت های جبهه متحد با رییس جمهور

گلبدین حکمتیار

کرزی را با ایجاد سناریو ومارش طالبانیسم در هرات و حمایت از فرمانده امان الله خان زیر کوه شندند در برابر اسماعل خان و گردانندگی جنگ خونین 15 روزه و کشتن میرویس صادق فرزند ارشد امیر دادگستر حوزه جنوب غرب و همچنان راه اندازی شورش در شبرغان به منظور بد نام ساختن جنرال دوستم و تقویه جمعه خان همدرد یکی از فرماندهان حزب اسلامی حکمت یار در شمال ،تنش را میان رییس جمهور و شخصیت های با نفوذ جبهه متحد تشدیدبخشید . بدین ترتیب زمینه زوال اسماعیل خان در حوزه جنوب غرب ، جنرال دوستم در شمال وهمین طور سر نگونی مارشال فهیم در مرکز به عنوان حامی اینها کاملا فراهم شد .گفته می شود در ایجاد این سناریو زلمی خلیلزاد سفیر و نماینده خاص رییس جمهور بوش این حلقه را حمایت لوجستکی وسیاسی می کرد .

فاوروق وردک به عنوان استراتژیست ترین پشتون در ارگ ریاست جمهوری حلقه معتدل پشتون ها بود که با مشوره های زیرکانه اش حکومت در درون حکومت ایجاد کرد . در واقع او با نفوذ فوق العاده اش در موسسات خارجی وحلقات اطلاعاتی کشورهای بیگانه ، جلب وجذب امکانات پولی و اشغال مناصب متعدد وکلان دولتی توانست نفوذ نیم بند شخصیت های جبهه متحد را در ارگ ریاست جمهوری کاملا متلاشی سازد . او با هشیاری وزیرکی تمام توانست گروپ های متعدد پارلمانی مخالف شخصیت ها ی جبهه متحد را سازمان دهی کند. بدین ترتیب زمینه جولان چهره های اپوزیسیون دولت را در شورای ملی نیز سد نموده و به بد نام ساختن آنها در اذهان عامه ورسانه ها نقش محوری بازی کرد .در واقع فاروق وردک با استفاده از ساده لوحی عبد الجبار ثابت لوی سارنوال افغانستان ، چهره ها ی جبهه متحد را در منگنه رسانه ها قرار داد .

فاروق وردک

همین اکنون بزرگترین گروپ پارلمانی را افراد حزب اسلامی و طالبان تشکیل می دهند . این گروپ تلاش می کند زمینه بازگشت گلبدین حکمتیار و برخی چهره های طالبان بعنوان طالبان خوب و گلبدینی خوب ، جایگزین چهره های منزوی وبه حاشیه رانده شده جبهه متحد سازد . گفته میشود این سه حلقه تمامیت خواه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری عبدالهادی ارغندیوال را بجای احمد ضیاء مسعود و فاروق وردک را بجای رنگین دادفر اسپنتا وارد قدرت سازند . بدین ترتیب سیاست جایگزینی جریان های تمامیت خواه وسلطه طلب به زودی بعنوان کارا ترین سیاست بر اندازی چهره های با نفوذ اپوزیسیون دولت از قدرت ، جامه عمل پوشیده و پروژه تمامیت خواهان با زوال مارشال فهیم و افول روز افزون جنرال دوستم ، تکمیل گردید.

ادامه دارد ....

برادر خواندگی فاشیزم شورای نظار با شوونیزم فاروق وردک

نويسنده: نادر پوينده

يكشنبه 17 فوريه 2008


( طرح دوستی فاروق وردک و محمد یونس قانونی و گره خوردن گرایشات فاشیستی دو دشمن سوگند خورده )
تلفیق شوونیزم پشتون در فاشیزم تاجیک

نويسنده: سمیر ارغندیوال

يكشنبه 12 اوت


دوستم و ای اس ای پاکستان

سه شنبه 15 ژانويه 2008, نويسنده: حکيم نعيم


سند ارتباط جنرال دوستم با سردار وزيرستان

ملک حاجی عبدالودود اخپل

سه شنبه 15 ژانويه 2008, نويسنده: کامران میرهزار


غارت دارايی های مردم در جنگهای تنظیمی افغانستان

امضا محفوظ است

يكشنبه 6 آوريل 2008


"قائد جهاد" دروغگوست

وقتیکه امیر ما می تواند با هفت بار آذان دادن با چند لیتر تیل از دشت های چهاربرجک تا هرات برسد، چرا با جمیع دوستان دیگر از قبیل سیاف، محقق، خلیلی، احمدزی، ملاعمر، گلبدین، شیخ آصف محسنی، شینواری، الحاج دوستم، پیرم قل، ربانی و... آذان سر نمی دهند که نه به بیست ملیارد دالر نیاز باشد و 50 در صد نه که تمام افغانستان از نور برق بهره مند گردند!

يكشنبه 29 ژوئن 2008, نويسنده: لمبه


زياد بر خَر مراد سوار نخواهيد بود!

حاجی محمد محقق هم نمی خواهد از باقی دزدان و جنايتکاران عقب بماند و می خواهد همچنان يکی از گل های سرسبد اين جماعت باشد

دو شنبه 2 ژوئن 2008, نويسنده: کامران میرهزار


تحلیلی از: سرگردانی های سیاسی گلبدین حکمتیار

نويسنده: نور احمد شادمان

يكشنبه 20 ژانويه 2008


جبهه ملی، ائتلاف مقدس يا بازی كثيف

نويسنده: عزيز نوری

سه شنبه 10 آوريل 2007


من اگر بتوانم مالکان قصر های ساخته شده از پول های هیروئین در شیر پور رابه دادگاه بکشانم جایزه نوبل خواهم گرفت

نويسنده: اجمل پوپل

چهار شنبه 30 ژانويه 2008


بلخ در چنگال چپاول گران

نويسنده: کاژبن از مزار شریف

دو شنبه 28 ژانويه 2008


وارونه گويی های قوماندان عطا

در حالی که خبرنگار محکوم به اعدام می شود!

چهار شنبه 23 ژانويه 2008, نويسنده: کامران میرهزار


IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans



روزنامه نگاروتحليلگر

آنلاين بنگريد : فرياد




46 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > زوال مارشال فهیم، افول جنرال دوستم و هژمونيزم پشتون!

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • سلام نويسندۀ محترم٠ شما چرا به اين افراديکه درحقيقت افراد معمولي،ولي ازطرف شبکه هاي استخبارات خارجي،پالان هاي زري براي شان پوشانيده شده والقاب ګوناګون براي شان داده شده ،انهارا قدرتمند وغيره معرفي نموده ايد؟،کسانيکه شما درين مضمون تان نامهاي انهارا ګرفته ايد وعکسهاي انهارا درج کرده ايد جنايتکاران وروبا هاي اند که امريکا انهارا به کمک بمبارد طياره هاي B52 از غارها ومغاره هاي کوها بيرون نموده وبالاي مردم بلاکشيدۀ ما تحميل نموده اند،انها دربدن زخمي کشور ما بمثابۀ دانه هاي سرطاني اند که براي از بين بردن وخشک کردن انها تاکشف دواي جديد ازشعاع راديو اکتيويتي بايد استفاده ګردد،اينکه اين شعاع درکدام کلينيک واز طرف کي ودر کدام وقت بايد براي خشک وازبين بردن انها استعمال شود ،اينرا اينده ها نشان خواهد داد٠محجوب

    • درست میفرمایید، این بیگزاد نام ثابت ساخته که خودش تا مرفق در مرداب ارتجاع غسل گرفته که از یکسو خاینان پشتون را بدرستی مورد حمله قرار میدهد و جنایت و خیانت شانرا برملا میسازد اما از جانبی صورتی به دفاع از عصاره های خیانت و جنایت و حزامزدگی و نوکری مثل فهیم، دوستم، اسماعیل، عطا و ... میپردازد.

      همین برخورد های خاینانه به قضایا و مسایل بغرنج افغانستان است که مردم ما را از نویسندگان و به اصطلاح روشنفکران نیز بیزار ساخته که فقط پشت دالر و مقام و چوکی میدوند و همانند این جنگسالاران و خاینان از پشت مردم را خنجر میزنند.

    • بنده نيز با شما موافقم. این روشنفکران آبروی روشنفکری را بردند. مردم از روشنفکران بزدلی که از سفارت ايران و کانگرس امريکا جايزه دريافت میکنند بيزارند. این روشنفکران سمارقی گاهی در حمایت از پاکستان بیانیه صادر میکنند و گاهی از جنایات احمد شاه مسعود بی اطلاع میشوند. بعضی این روشنفکران گاهی دروازه سفارت امریکا و پاکستان را تک تک کرده و گاهی به سفارت ایران میروند.

      تف به چنین روشنفکرانی که آبرو و عزت روشنفکری را به تومان و دالر و جایزه از سفارت ایران و کانگرس امریکا میفروشند.

    • این نوشته واقعیت ها را آنگونه که است ، انعکاس داده ونویسنده کاملا بی طرفی خود را حفظ کرده است . من با این معین الدین نام هم عقیده هستم که اینها جنایتی را مرتکب شده اند اما مطمینا نویسنده هدفش انعکاس واقعیت های تاریخی بوده نه حمایت از جنایت کاران . این واقعیت است که جریان های سلطه طلب تلاش می کند حکومت سلطه یک بار دیگر در این کشور مصیب دیده سایه شومش را بگستراند اما این جریان ها کور خوانده اند زمان به عقب بر هرگیز بر نخواهد گشت سلطه گری تاریخش از بین رفته غیر از اینکه در ساختار حکومت همه اقوام سهیم نگردد ، امنیت و آرامش در این کشور بر نخواهد گشت . هرچند چهره های مانند فهیم و دوستم اشتباهاتی تاریخی زیادی مانند پشاتینه سلطه طلب مرتکب شده اند اما از آن طرف اینها سال های زیادی در برابر سلطه طلبی مبارزه کرده اند.

    • من فکر می کنم شکست جبهه ای متحد و مخصوصا شورای نظار از درون و سالها قبل آغاز شده بود. واقعیت آن است که شورای نظار و در کل جبهه متحد هیچگاه نتوانست بر اساس یک نگرش ملی و اصول فکری عمل کند. اینها بیشتر بر اساس احساسات و واکنشی عمل می کردند. جنگهای داخلی این ها را هم می توان دلیل حماقت سیاسی شان دانست.

      واقعیت آن است که فهیم از اول هیچکاره بود. آیا کسی می تواند یک نمونه از استعداد و اهمیت او را نشان دهد؟

      شورای نظار، حزب وحدت و جنبش در حقیقت تنها کاری که کردند سوار شدن بر موج احساسات اقوام محروم بود. اینها هیچگاه یک راهکار اساسی را برای اینجاد دولت عادل ملی نداشتند.

      مثلا همین اسماعیل خان دادگستر برای سالها اقلیت محروم هزاره را ازار و اذیت می کرد. دوستم هیچگاه به کدام شخصیت دیگر ازبک فرصت کار و فعالیت نداد. حزب وحد تا توانست جلوی حرکت های روشفکران هزاره را گرفت و قدرت در میان آخند ها نگه داشت. شورای نظار با تکیه بر تفنگ و جنگ در حقیقت فرصت به میان آمدن اندیشه های محکم سیاسی در میان تاجیکان را نابود کرد و با قرار دادن تاجیک ها در مقابل تمام اقوام افغانستان در حقیقت زمینه اتفاق اقوام محروم را از میان برد. در حقیقت سلطه یک ولسوالی هیچگاه حتی برای خود تاجیکان قابل قبول نبود و هیم مسا له از اتحاد تاجیک ها در زمان کرزی جلوگیری کرد.

      حال با این همه اشتباهات ایا شکست اینها نتیجه کار تیم کرزی بوده است یا نتیجه بی مایگی و بی لیاقتی خود شان؟

      هر کس برای قدرت تلاش می کند و تیم کرزی هم این حق را دارد. چرا آدمها ی جبهه ای متحد نمی روند و تیم کرزی را بی اعتبار نمی کنند؟ از حق نگذریم فهیم و محقق و دوستم چه دارند؟ آیا دانش دارند؟ آینده نگری دارند؟ سیاست مدار اند؟ دنیا را می شناسند؟ نه نه نه. اگر دارند یک نمونه بیاورید.

      اینها در حقیقت زنجیر های شده اند بر دستهای اقوام محروم. دستهای جهل و ظلم و بی خردی.

      من یک روز از جلوی یک قرارگاه شورای نظار تیر می شدم. یکی از عکس های مسعود را بر دیوار دیدم. این عکس را قبلا ندیده بودم. دور خوردم که این عکس را نگاه کنم. در هین زمان یک عسکر شورای نظار آمد و بدون کدام سخن یک سیلی و یک لگد به من زد که چرا در این جای مهم استاده ام. ایا به نظر شما این حمایت از اقوام محروم است؟ آیا این توحش نیست.

      تیم کرزی بدی های خودش دارد اما آنها به اندازه تیم جبهه ای متحد بی اندیشه و بی سواد نیستند. من از عدالت حمایت می کنم اما بنام عدالت از بی سوادان حمایت نمی کنم.

      عدالت در افغانستان مدیون حاکمیت عقل و دانش است. اگر اسماعیل خان دادگستر است چرا هنوز چهار قدم دورتر از وزارتش غرب کابل هنوز برق ندارد؟ اصلا او چه دانشی در این زمینه دارد؟ محقق و دوستم در کدام زمینه تخصص دارند؟

      اقوام محروم باید هیچگاه نیروی شان در خدمت این چند بی سواد نادان نمانند. تنها راه به دست آوردن عدالت اجتماهی برای اقوام محروم این است که از نیروهای تحصیلکرده خود استفاده کرده زمینه یک حرکت وافعا عدالتخواه برا در میان شان به وجود اورند. این حرکت باید اول در درونش به عدالت احترام داشته باشد و بعد با حرکت های عدالتخواه بشتون همکاری کرده نیروهای متعصت بشتون را به کنار بزند نه مردم بشتون را که بخشی از ملت عزیز ما است.
      کرزی خیلی هم آدم بد نیست. او از خیلی ها بهتر است. تقینا کمبود هایی دارد اما در وافغانستان ما نمی توانیم قعلا به دنبال یک مسیح باشیم. او یک واقعیت گرا و ساده است.

      تشکر

  • نوسنده محترم : نمیدانم چرا در مورد محقق تبصره ننمودید و تنها با نمایش گزاشتن عکسش اکتفا کرده ید ؟؟؟

    • navisanda waqiyatra minavisad ba sari har dozi ki khord bokhorad.yak navisanda wazifa darad haman tori ki dar gozashta rokhdadeh bi navisad kar nadard ki en mohaqiq ast ya kasani degeh .Navisanda BedoniNazardasht qawam garayee Nawishta . Aqaye Lampa ki khod enwani Qazi ra Ba khod dadeh chitor en tor dewanagi mikoni.

  • برادربیگزاد نام خدا خودت همگی را به خواست خود رتبه میدهی . وقتی این جنایتکاران را آبرو وحیثیت میبخشی دیگر فرعون وشداد ونمرود را باید رحمت الله علیه بگوییم .العیاذ بالله . منفورترین خلایق وبد ترین خلایق همین مفسدان وکذابان دین فروش ومردم فروش هستند که تو از بعضی آنها مانند مسعود لعنت الله علیه وهمقطارانش یاد کردی . این سربازان باوفای ابلیس چنان اجاره داران تباهی کشورافغانستان بودند که کار صدساله را درامرتباهی افغانستان درمدت ده سال به اتمام رساندند بازهم از این بی دینان وبی ناموسان توصیف وتمجید صورت بگیرد؟؟ جای خیلی خجالت است بخدا!!! اماخداوندرا شاکریم که سران این باند بی دین را توسط جنایتکاران مثل خودشان به جهنم فرستاد درحالیکه بعضیشان درحال ارتداد به هلاکت رسیدند مانند داوود سدخیلی وربانی ودیگرهمقطارانشان.واگر دوسه سال دیگر صلح صورت نگیرد انشاالله که از باقیمانده هایشان مانند گاووحشی وکرگدن (فهیم) عبدالله قانونی بسم الله محقق خلیلی کرزی ودیگر مرتدین نیزملت نجات خواهن پیدا کرد . به امید خدا

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.