کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

يكشنبه 27 آوريل 2014, بوسيله‌ى 1

از روزى كه طوائف اطراف كوه سليمان سربلند كرده، خراسان زمين شاهد جنگ، خون و ويرانى است. تاريخ سه صد سال گذشته تاريخ جنگ و جنايت اين طوايف است كه امروز به نامهاى پتان، پختون و پشتون ياد مى شود. قابل يادآورى استكه تمام كسانى كه امروز خورد را پشتون مى دانند پشتون نيستند. در ولايتها قندهار، غزنى، جلال آباد، لغمان،نورستان، لوگر و حتا پكتيا ميليون ها برادر تاجيك، سيد، هزاره و نورستانى از جبر و فشار لشكريان وحشى طوايف اطراف كوه سليمان در يك صدسال گذشته زبان پشتو يادگرفته و اظهار پشتونيت كرده اند.
در انتخابات اخير تمام اين مردم به اضافه تاجيكان و هزاره هاى آزاده و حتا تعداد زيادى تركمن و ازبك به محترم داكتر عبدالله راى داده اند.
تقريبا تمام مردم افغانستان و جهان، كسى كه يك زره وجدان و عقل داشته باشد مى داند كه محترم داكتر عبدالله برنده قاطع انتخابات است.
اما تيم فاشيست اشرف غنى احمدزى از طريق زور و تقلب آراى شفاف مردم را باطل و قرنطينه نموده است.

تيم فاشيست اشرف غنى روانى به هر قيمتى حاضر است كه انتخابات را به دور دوم ببرد. اگر انتخابات به دور دوم هم برود با اين پرسونل فعلى كميسيون نامستقل انتخابات باز همين سناريو فعلى يكبار ديگر تكرار مى شود.
خوب، فاشيست، فاشيست است. همين توطيه و شيطنت را داود، تركى، امين، ملاعمر، كرزى و حالا اشرف غنى به همراهى و همكارى تمام فاشيست هاى پشتون نموده اند و خواهند نمود.

داكتر عبدالله من حيث يك آدم ميانه رو مصلحت نمى بيند كه زياد جديت نشان بدهد. استاد محقق آدم شجاع و مجاهد بزرگ است، اميدوارم او نرمى عبدالله را جبران نمايد. اما، وظيفه ما وشما به حيث كسانى كه خون خود را در كف دست خود گرفته رفتيم راى داديم، و حالا فاشيست هاى افغان ذلتى و اسماعيل دون( اين اسماعيل دون نام مناسبتر از اسماعيل يون است، در مورد اين هتلرى پست خطرناك) و جنرال كور بى طاقت مى خواهند سر ما زور بگويند و راى ما را باطل كند چه كنيم.


مردم با اميد و با قدرت رفتند راى دادند. به تغيير و اصلاحات راى دادند. از يك تعدادى كه در پاكستان و ايران مزدوركارى مى كردند و حالا معاشهاى دالرى مى گيرند تير شويم. اينها يك روز در جنگ نبوده اند، حالا به نام خبرنگار و تلويزيون نشين تحليل مى كنند. اينها حاضر استند كه از ناموس شان تير شوند اما معاش دالرى از گير شان نرود. اما در انتخابات ديديم كه مردم عادى همچنان سرشار و با غيرت استند و حاضر استند كه يكبار و براى هميشه در مقابل فاشيست ها سينه سپر نمايند. مردم هنوز غيرت و ايمان آمر صاحب و مزارى صاحب را در سينه دارند.
پيشنهاد هاى اين بنده خاكى از اين قرار است:

١. به خون آمرصاحب و به خون مزارى صاحب قسم مى خوريم كه از راى خود دفاع مى كنيم.

٢. اگر نماند كه داكتر صاحب عبدالله توسط راى مردم ريس جمهور شود، تا روزى كه زنده استيم خودرا خراسانى بگوييم و بيرق خراسان را بلند كنيم، در خانه و در موتر آويزان نماييم. حلال زاده نباشيم كه بگوييم ما افغان استيم.
٣. بيرق هاى خراسان را چاپ نموده قيام نماييم و خود را از شر همقفسى اين فاشيست هاى پشتون نجات بدهيم.

٤. ريس كميسيون شكايات انتخاباتى كسى است كه مى گويد تاجيك و هزاره و ازبك از افغانستان نيست. از براى خدا اين طور آدم كثيف و فاشيست قضاوت بى طرفانه مى كند؟
تا چهار ثور منتظر مى باشيم، اگر راى مسلمانى بازشمارى شد خوب اگر نه، حلال زاده نباشيم اگر بيرق كثيف نادر غدرا را به آتش نزنيم. آخر مى فهميم يا نه، اين بيرق كه امروز ما بلند مى كنيم و در ميدانهاى جهانى بلند مى كنيم، بيرقى است كه نادر غدار جور كرده.
تاجيكان باغيرت، نواسه هاى ساسانيان به خون چريك آسيا، آمر صاحب قسم كه بيرق خراسان را بلند كنيد. برادران هزاره ما در تاريخ مرد بوده اند آنها نيز بيشتر از اين ذلت را قبول نخواهند كرد.

مرگ بر فاشيزم اوغان ذلتى!

به پيش به سوى افراشتن بيرق خراسان نوين!

الله اكبر! الله اكبر! الله اكبر!

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans



1




56 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • فاجعه افشار جنایت ضد بشری ست

    سه شنبه 11 فوريه 2014, بوسيله‌ى مهدی زرتشت

    اگر به تاریخ بشر، نگاه خیلی کلی بیندازیم، می بینیم که سراسرش با جنگ و خشونت و خلاصه ناملایماتی همراه بوده است که هر کدام انگیزه ای داشته است. اما در بستر همین خط، خشونت و انسان کشی ای هم بوده است که هیچ توجیه و یا انگیزه ای قابل توجه ندارد. هلوکاستی را که رایش سوم رقم زد، جنایت بزرگ است، آپارتاید آفریقای جنوبی، جنایت ضد بشری است که هرگز قابل توجیه نیست و اگر از اینها بگذریم، سرزمین تاریخ ما با تاریخ ویرانگر و آگنده از آشوب و انسان کشی اش، نیز همین تجربه های تلخی را از سر گذرانده و افسوس ما بر این است که هنوز هم در گیرو همین خشونت و ناملایمات و بدتر از همه در گیرو قضاوت های غیر حقیقی به سر می بریم.

    شاید بتوان دهه جنگ های داخلی و منازعه بر سرقدرت را یکی از سیاه ترین نقطه تاریخ افغانستان بنامیم. از این رو که در آن، تنها انسانهای بی گناه بودند که قربانی شدند. مذهب، سیاست، قدرت و مسأله منافع، همه عوامل بودند که دامن این خشونت ها و انسان کشی ها را درازتر و پهن تر کرد.

    امروز که مصادف با بیست و دومین سالروز واقعه/ فاجعه افشار است، یکبار دیگر آدم را وادار می کند تا مروری بر صفحات تلخ و تاریک سرزمین افغانستان بیندازد. همانطور که گفتم، دهه جنگ های داخلی، سیاه ترین نقطه تاریخ افغانستان است که فجایع و جنایات عظیمی در آن بوقوع پیوست. ما در پی تحلیل و یا شرح و تفسیر این دهه نیستیم. این صفحه، همچون دردی است که از زخم بیرون می جهد و وادارمان می سازد تا در نقد به نگاه به این واقعه/ فاجعه، چند کلمه سخن بگوییم و بدون شک، مخاطب ما نیز همه ی انسانهای افغانستانی و بخصوص روشنفکران و فرهنگیان است که توقعی هم از آنها داریم.

    فکر می کنم برای توجیه هر آنچه از سر گذشته، تنها این گزاره ی تلخ عامیانه کافی نیست که بگویم «جنگ، جنگ است» یا «جنگ حلوا تقسیم کردن نیست» و یا هم «خشونت تر و خشک نمی خواهد.» ابداً. لازم است ما همچون کسانی که درد انسانی را با خود حمل می کنیم، نگاه فراتر از این کلیشه ها و گزین گویه های عامیانه و عامدانه داشته باشیم. رسالت هر روشنفکر و فرهنگی سرزمین ما، به حق این است که به تمام آن حوادث و رخداها و واقعه ها و فاجعه ها، از چشم انسان با ابزار منطق و عقلانیت و حس بشردوستانه نگاه کنیم و عاری از هر نوع پیشداوری های فاقد اهمیت، نسبت به این وقایع و حوادث، ابراز نظر کنیم.

    فاجعه ای که 22 سال قبل در اوج جنگ های داخلی در نقطه ای از شهر کابل به نام افشار اتفاق افتاد، وجدان هر انسانی را آزار می دهد. به تصور من، این فاجعه، یک فاجعه ی تمام عیار است که در آن یک جنایت عظیم/ جنایت ضد بشری به وقوع پیوست. حجم درد و جنایتی که در این فاجعه اتفاق افتاد، به مراتب دردناکتر و وحشیانه تر از هلوکاست یا آپارتاید است. اگرچه هلوکاست یا آپارتاید ابعاد وسیع تر داشت اما قساوت و شقاوتی که در آنها اتفاق افتاد، در فاجعه ی افشار به مراتب بیشتر از آن. در هلوکاست و آپارتاید، سینه زن ها زنده زنده بریده نشد و میان ران های مردان مسلح خون آشام قرار نگرفت، در هلوکاست و آپارتاید، بصورت عریان و وحشیانه، سرهای پسران و دختران جلو چشم پدر و مادر شان بریده نشد و در هلوکاست و آپارتاید، نغمه ی روحانی که هردو جناح که به آن اعتقاد داشتند، بر سر جنازه یا حین تجاوز به عفت و شرافت دختران جوان، سروده نشد. در هردوی ان جنایات ضد بشری، با خون مردم بی گناه، با خون پیرمرد، جوان بی طرف، کودکان و زنان بی پناه، روی دیوارها یادگاری نوشته نشد. نه، ما نمی گوییم که این جنایت را فلان قوم و قبیله یا فلان ملیت به راه انداخت و عطش وحشت شان را با خون مردمان بی گناه، فرو نشاند؛ اگر امروز با فرا رسیدن سالروز این جنایت عظیم ضد بشری، صدای مان را با درد و اشک، بلند کرده ایم، هم به اختیار ما نیست و هم به معنای کینه و کدورت نیست؛ دردی که امروز احساس می کنیم، ناشی از آن زخم خون آلودی است که 22 سال قبل بر پیکر انسانیت نشست.

    انسانی که در افشار به خاک و خون کشیده شد، انسانی که در افشار قربانی خشونت وحشیانه گردید، دختر و زنی که جلو قرآن وحشیانه مورد تجاوز قرار گرفت یا سینه های شان بریده شد، و کودکی که با دنیای معصوم کودکانه شاهد مرگ خانواده اش بود و جوانی که در شوک عظیم ناشی از این جنایت، یک دفعه دیوانه شد، همه قبل از اینکه هزاره باشند، قبل از اینکه شیعه باشند، قبل از اینکه یک ملیت باشند، همه انسان بودند و خون انسان در رگ آنها جریان داشت و همه بی گناه و بی تقصیر بودند و همه آفریده ی خدا در روی زمین بودند.

    بنابراین، بازخوانی این فاجعه ی انسانی، نیازمند درک و شعور انسان دوستانه است که از عینک منطق و عاری از هرنوع تعلقات قومی و فرقه ای و ملیتی، به آن نگاه کند. فکر می کنم همین کافی است که بپذیریم و چشمان خود را باز کنیم و ببینیم و وجدان خود را قاضی قرار دهیم که تمام کشته شدگان و اسیران افشار، انسانهای بی گناه بودند: زن و کودک، پیرمرد و کارگر. به این لحاظ، منطق انسانی و وجدان انسانی، به انسان اجازه نخواهد داد تا بر درد این زخم عمیق، طبل شرارت بزنیم و بگوییم انسانی که کشته شد، انسانی که در افشار زنده زنده سوختانده شد و انسانی که سینه های شان بریده شدند، هزاره یا شیعه بودند. آنها همه انسان بودند. وجدان انسانی در نگاه کوتاه به آنچه در افشار گذشت، حکم می کند تا این جنایت و فاجعه را، فاجعه تمام عیار ضدبشری بخواند. عاملین این جنایت عظیم ضدبشری، قبل از اینکه متعلق به قومی یا قبیله ای یا فرقه ای باشند، جنایتکارانی هستند که دست به کشتن بشر خدا بلند کردند و با کتاب خدا، بر زن ها و دختران بی پناه و بی گناه، تجاوز کردند و از ناله و گریه ی کودک و پیرمرد و پیرزنی، اندک حیاء نکردند.

    اکنون در بیست و دومین سالروز این فاجعه عظیم انسانی قرار داریم، بیایید این فرصت را برایمان مهیا کنیم تا با درک کلمه خدا و اخلاق، نسبت به این جنایت، به چشم واقعیت نگاه کنیم، تعلقات قومی و فرقه ای را کنار بگذاریم زیرا اگر خدایی وجود دارد، اگر خدا واقعاً خداست و اگر خدا حامل و حامی اخلاق است، همه ی بشر و آفریدگان خود را به یک اندازه دوست دارد و او خدای مهربان بر جنازه ی تکه و پاره شده بنده خود، نمی خندد، او بر سینه بریده ی آفریده ی خود، خنده نمی کند. اگر خدا، خداست مطمئن ام امروز در بیست و دومین سالگرد فاجعه افشار، خون گریه می کند. مگر نه اینکه همه ی ما به خدا و کلمه اخلاق باور داریم و همیشه وقتی از ما کسی می پرسد، به خدا و اخلاق باور داری، می گوییم بله؛ اگر بله، چگونه است که در مقابل یک جنایت عظیم ضد بشری و «نقطه صفر اخلاق» سکوت می کنیم و چه بدتر اینکه در صدد توجیه جنایت هستیم. جنایتی که بر افشار گذشت، جنایت ضدبشری است، این جنایت و رنج و درد عظیم آن، تنها متعلق به انسان هزاره نیست. این درد و این شوک عظیم و این مرثیه ی مرگ انسان، متعلق به همه ی بشر است. زیرا هزاره، قبل از اینکه هزاره باشد پاره ای از پیکر بشر خداست که خدا دوستش دارد چون همه ی بندگان خود را دوست دارد.

  • ‍کسلنی ک‍ه بنام هزاره ‍‍‍کامنت می نویسند اگر مرد استید وشیر آدمیزاد خورده اید بیاءید بنام ونشان خود کامنت بنویسید.از نام ما سوء استفاده نکنید.

  • دوستان در افغانستان 250 سال است که قدرت بدست پشتون ها است و افغا نستان از اقلیت های دگیر ملیت ها هم است جونکه در اقلیت هستند رهی همچنانی نمی اورند و اکثر افغانستان پشتون هستند و از طرف دگیر سپورت کننده ای عالی هم دارند و فعلا در افغانستان کسی که مربی ندارد نمی توانند مرحبا بخورند و کسی حتی به دهن انها تره هم خورد نمی کنند بهوده وقت تلاف نکنید من صد درصد% از اول اطمینان داشتم که این انتخابات را به دور دوم می کشاند چونکه این جا پلان های طرح میشود که هیچ افغانی از انون خبر ندارد و انون بیچاره ها از هیچ چیزی خبر ندارند دو باره می خواهند که افغان ها هم دگیر را تیکه و پاره کنند و دگیران از این همه بی سوادی خواب خرکوشی انها استفاده ببرند و بس .از طرف دگیر عبدلله عبدلله
    اجند ممکن دو یا سه طرفه باشد اما اشرف غنی احمد زی اجنت ده طرفه است باید اجنت ده صرفه روی قدرت باشد .

  • جانم نويسنده مقاله
    تا معلوم شدن نتيجه انتخابات به نفع اشرف غلي احمق زوي منتظر بايد بود

  • هر غیر پشتون که میگه مه افغان استم حلال زاده نیست.

    مرگ احمدشاه بدالی!
    مرگ بر میرویس هوتکی!
    مرگ بر اشرف بی شرف!

  • مرگ بر میرویس هوتکی!

  • مرگ بر اشرف بی شرف!

  • مهدی با تخلص زرتشت ههههههه
    تو حتمن از همو شیرنی گک های پاکستانی بی شرف غبی احمق زی را از چوشک چوش اش سید کیان نادری خیل در دهان گرفتی که این کامنت پوچ را نوشتی تو دشمن هزاره و نوکر کوچی طالب های وحشی به سرکردگی اشرف غبی و حشمت غبی هستی . تف به تو.....

  • که افغانستان درباندې ګران وی
    محمدیار یار
    دوهم پړاو ته د ټاکنو غځېدا، نه د تشویش وړ ده او نه هم د مایوسۍ ځکه، له یوې خوا که دوهم دور په قانون کې ځای لري له بله اړخه د اکثرو صاحب نظرو پېشبیني هم همدا وه او د ټاکنو خپلواک کمیسیون او امنیتي ځواکو یې د پوره چمتووالي ډاډ وختي لا ورکړی و، دا چې د اول وار د بریالیتوب ستاینه په سیمییزه او نړیواله کچه وشوه نو پر دغه ډاډ باندې نور هم باید ټول ملت بیغمه ډډه ولګوي او په دوهم ګام کې هم د خپلې ارادې زبردست نمایش وړاندې کړي او زما هیله دا ده چې، د افغان ولس د خپلې لومړۍ کامیابې خوند په خوله کې دی، نو دغه دوهم راونډ ته به په لا ډېر جوش او د مسؤلیت په لا ګرم احساس راووزي او په کارنامه پسې به کارنامه وپنځوي.

    خو دا ځل د تېر په نسبت خاص حساسیتونه هم لري چې افغانستان، افغان انسان او د یموکراسۍ ته متعهدین بایدلا زیاته او جدي توجه ورته وکړئ.

    یو پوره تریخ واقعیت خو دا دی چې، که غواړو یا نه، افغانستان په مزخرف سنتي ګرداب کې پروت دی چې له بې شمېره ناخوالو څخه یې یو هم قبیلوي او قومي له خجالت او شرم څخه ډک ټیټ تمایلات دي( البته که څوک په خجالت پوه شي او د شرم احساس ولري) اوس، په موږ کي که دا جوهر نه وي چې، د دغو ناانساني تمایلاتو د ګراف په کښته کولو کې روشنفکرانه هلې ځلې وکړو، لږ تر لږه خو مو دا په توان کې ده، چې د دغه بشر ضد جهنم اور لا نور په قبیلوي، قومي، سیمییزو، مذهبي، ژبنیو او ایډیولوژیکو باروتو تازه نکړو او که مو دا رسالت هم اداء نکړای شوای، نو، وای بجان مدعیان روشنګري.

    بیا وایم چې، دټاکنو دپروسې حمایت او د بریالیتوب لپاره چیغې، هلې ځلې، ځغاستې، ستړیاوې او حتي لیونتوب پرهرافغان(هغه چې رښتیا هم افغان وي) فرض عین دی، او دا هم طبیعي او قانوني ده چې، هر څوک حق لري چې چا ته رایه ورکوي او چا ته کمپاین کوي؛ دا هم مشروع کار دی چې، یو کاندید یا یې کمپاینر خپل سیال نقد کړي، خو که دغه نقد د افغانانو د ملي وحدت د پاشل کېدو قیمت غواړي نو پرهغه چا چې، رښتیا افغانستان ګران وي، د افغانستان د حساسو شرایطو په درک سره دي له دغسي اظهارنظر څخه صرف نظر وکړئ.

    دا به ډېره عامیانه او د هر ساده لپاره د فهم وړ وي که ووایم چې افغانستان د بدترین بحران د بلا په خوله کې زیست کا، ښه! العوام خو کا الانعام ګڼل شوي اما دا خواص اشخاص چې، د فاجعې دتشخیص او ترخیص د شعار ترڅنګ داسې څرګندونې کوي چې، وضعیت نور هم بحراني او توپاني کوي نو پر دغه عقل مې ورته درد شي.

    بیا وایم چې، د ایډیال حالت توقع سملاسي واقعي نه ده، بس دا لوی غنیمت دی چې، د ولسواکۍ او ټولټاکنو انساني تمرین کوو، په سختو شرایطو کې کوو، تر جنګ وروسته نه، بلکې سم دم یې د جنګ په جهنم کې کوو، بیخي طبیعي ده چې، نومرې به مو سوځي، ورکېږي به، خوړل کېږي او په هر ډول بلا به لړل کېږي، دا همداسۍ کېږي، دا یوازې زموږ تراجیدي نه ده، دا د دنیا تجربه ده، ستره خبره خو دا ده چې، د سبا لپاره لوی امیدونه لرو.

    باور وکړئ که د افغانستان او افغان انسان د سبا په کیسه کې نه وای نو دا ادعا هم کولای شم چې، د دا هر کاندید او د هغه د ټیم زرګونه منافقتونه، شرموونکی کمزورۍ او ښکرور درواغ له مستندو مثالو سره په مناسبو جملو کې اظهارولای شم، خو دمګړی دا کار نه کوم، ځکه چې، دافغانستان او ولسواکۍ په تاوان یې بولم اوهغه هم په دې دلیل چې دستي بل بدیل ورته نه لرم، مګر ها! سبا به خامخا محاسبه کوو، که موږیې ونکړو، د تاریخ جبر یې کوي.

    نن په نره، دخپل کاندید لپاره، خدای دی وکړي چې، زاره به نه چوئ، خو که رښتیا د خپل نوماند حیثیت درته ګران وي نو ښېګیڼې او ځانګړنې یې بیان کړئ او داوچتواخلاقي نورمو په تقاضا سره خپله انرژي د سیال پر سپکاوي مه ضایع کوئ.

    په دغسي یوه طرزالعمل کې ستاسو او هم ستاسو دکاندید درنښت نغښتی دی او هم د یو پیاوړي او ودان افغانستان پايښت.

    ای پر وطن مینو مبارزینو!

    یاد وساتئ!

    که مو پر ديموکراسۍ اعتقاد ټینګ و.

    که مو په رښتیا د ملت په متن کې د ولسواکۍ د ریښو ځغلولو مبارزه ګړندۍ وه نو، نه افغانستان خرابېږي، نه کابل ورانېږي او نه به ویني بهېږي.

    او که مو پر پرونیو ټپو مالګې دوړولې.

    که مو زاړه زخمونه تازه کول، نو،خدای مه کړ، ویني به بهېږي.

    دیموکراسۍ به ترېتم وي او د دیکتاتورۍ د فرعونیت بنسټ به مستحکم.

    سیل به یې وکړو چې، څوک یې په سلیم عقل سره رسوي او څوک یې په سوو احساسوتو.

    مخ د دوهم پړاو ټولټاکنو او ولسواکۍ پر لور

  • قبلا كه بابه مزاري امد و خواست اصلاح قوم محترم پشتون را به ميان آرد، ولي دچار هزاره گرايي مفرط همراه با جنايت نشايد ناخواسته به ظاهر بنام حق براي مردم هزاره شد و نتوانست حركت همسو مليت هاي ديگر با خود را بسازد، امروز زمان سر جاي نشاندن يا اصلاح ساختن همان قوم محترم پشتون فرارسيده است، پس به پيش براي اصلاح قوم پشتون!

  • نویسنده ای محترم

    من با تو استم. تف بر این بیرق. تف بر بابا و چاچا اوغان خر. زنده باد خراسان زمین

  • اقای شورشی کوهستانی
    معاون اول داکتر عبدالله اولا وی پشتون است
    ثانیا وی از حزب فاشیست گل بدین است نمی دانم این غیرت خراسانی وکوهستانی ات با وی چه معامله می کند .
    ایا باز هم علیه وی بیرق ار اتش می زنی و قیا م می کنی ....

  • مرگ بر فاشيزم خراسان ذلتى!

    به پيش به سوى افراشتن بيرق افغانستان!
    mohd uzbek
    ıstanbul

  • خیال است ومحال است و جنون !!!
    این آرمان شوم رافزیان ایرانی را مثل پدر بزرگان تان به گور خواهید برد. افغانان همیشه ملت واحد و متحد اند و هر دسیسه و تجزیه طلب را به اسره وقت سرنگون کرده و خواهد کرد . و ما بدرستی میدانیم که پلان شوم ایرانیان از مدت هاست که این دسایس جریان دارد. اما به توکل خدا مثل همیشه پاسبان این سرزمین افغانستان خواهیم بود
    عنت به تجزیه طلبان خر آسانی که مثل خر هنگ میزنند ولی کوتک میخواهند .
    تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر آسانی.

  • کون تانراپاره کنید، غلام ما بودید واخواهیدبود... ارمان خراسان را به ګور خواهید برد...

    آنلاين بنگريد : http://سسسس

  • لوده احمق،
    زمانيكه در مورد يك احمق وطن فروش، قوم فروش، بيريش مسعود و جمله بيريش هاي كابينه آش متن نوشته مسكني حداقل در مورد انها بايد ٢٠ فيصد بهفميد. صحبت با شما لوده احق بأيد خاموشي باشد.

  • تشکر از این لطف و مرحمت تان واقعاً ما مردم کور خود و بینای مردم هستیم شما خود قضاوت نمایید همین اشخاص را که شما ها لوګوی سوزان برای شان ترتیب نموده اید راستی که این ها برای شما افتخار نه بلکه مایه پستی شما ها میباشد.این ها از سرزمین شیران و مایه آفرینان نخبګان تحت نام افغانستان است.
    آیا در بین مردم شما کدام نخبه است واضیح سازید؟
    آیا در بین مردم شما کدام غازی ویا بزرګ مرد وجود دارد؟
    آیا در بین مردم شما کدام نویسنده شاعر است که به شما افتخار افریده باشد؟
    تصاویرکسانی راکه شما در آتش سوزان انداخته ایید پدر و پدر کلان های شما ها بوت پاک و مزدوران آنها بودند.
    ما مردم افغانستان چی پښتون، تاجک، ازبک........... باهم برادر و وجود افغانستان واحد هستیم.
    لطفاُ لطفاُ لطفاُ به حرف های بی هوده و بی مورد باداران تان ګوش نداده باعث شرمندهګی و ازبین بردن خود نشوید.

  • کمی از خواب بیدار شوید
    حالا وقت این چیز ها نیست
    هزاران سال است که پشتون های دلیر افغانستان که ۶۵ درصد نفوس این کشور را تشکیل میدهد بالای شما ګوساله ها پاچاهی کرده است و میکند وخواهد کرد
    ایم خراسان تنها خوای و خیال است افسوس به حال شما غلان حلقه به ګوش

  • قسم میخورم که اګر این افغانان باشد این ها افغانان را متفرق میسازد لطفا به این ګپ های نا خدای ګوش نکنید

  • اوغان تبرغان، چمچه کس روغندان!

  • این عبدالله که شما برایش رای دادید هم از تبار پشتون و هم معاونش پشتون است پس چرا اینقدر دشنام میدهی

  • متاسیف یم ډیر زیاد د دغه پردیو په حال
    خیلی متاسیف هستم از این حال بیګانګان

  • برادر قند این نظر و گفتار به یک شخص تعلق می گیرد که تو هستی. نه برادر تاجیک ما, نه هزاره, نه ازبگ,,, ما چنین حرف های گفته اند, فکر نمی کنم که تو هم چندان شخصی باشی از خاطر کی اینقدر برهنه و پاه افتاده جملات و کلمات به نویسنده ی مقاله, مطلب از نظر اصول ژورنالیستیک و نویسندگی خوب نیست و شخصیت نویسنده زیر سوال می رود و تو باز از ژورنالیست های حرف می گویی که در پاکستان کراچی وانی می کردند. هر گاه یکی از نامزدان ریاست جمهوری 50+1 رای را پوره نتوانند انتخابات به دور دوم می رود. در این دیگر من و تو حق نداریم حرف بگویم.

  • دریاب دسپی او یاد یو تعداد سپو په خوله نه مرداریږی ، ځکه چی دریاب الله ج پاک پیداکړی .
    دریاب به دندان سګ یا سګها الوده نه میشه بخاطریکه دریاب خداوند ج خلق کرده و زور سګ نه میکشه .

  • به نظر من تاوقتيكه جايگاه اقوام در ساختار قدرت دولتي حل نشود نه پيروزي داكتر عبدالله حلال مشكلات است ونه هم از اشرفغني احمدزي.
    دورهء حاكميت برهان الدين رباني بهترين درس است براي عبرت گرفتن.
    جمعيت اسلامي بخاطر تاجيك بودن رهبري وبخش يزرگي از كدرهاي برجستهء آن در دوران جهاد به هيچ صورتي طرف قبول پشتونها قرار نگرفت. پشتونها بي ثباتي وجنگ داخلي را نسبت به حاكميت جمعيت اسلامي ترجيح دادند، در ابتدا به محور گلبدين جمع شدند و براي رباني ومسعود لقب سقاو هاي دومي را إعطا كردند وآنها را متهم به تجزيه طلبي نمودند سپس جنرال دوستم ومزاري را با لطائف الحيل تهديد وتطميع برضد دولت مجاهدين تحريك كردند تا اينكه نوبت به طالبان رسيد، بعد از ظهور طالبان از سرك تا پچك پشتون به امارت ملاعمر بيعت كردند ونظام طالباني را يك نظام دلخواه وايده آلي سنتي افغاني براي جهانيان اعلام كردند.
    بعد از يازدهم سيپتمبر همهء پشتونها كرزايي شدند وحالا نيز يك تعداد بين اشرفغني وكرزي وملاعمر وحكمتيار مشغول چور وچپاول و وطنفروشي استند . قبايل پشتون سه صد سال ميشود كه ارض خراسان را به ميدان رقابتهاي قبيلوي ميان خود وكشورهاي خارجي تبديل كرده اند. درين خاك پشتونها غير از دراني وغلجايي ديگران را مستحق پادشاهي وزعامت نميدانند. هرزمانيكه يك غير پشتون بقدرت برسد همهء شان باهم متحد ميشوند ولي زمانيكه يكي از دراني وياغلحايي بقدرت برسند آنگاه با خودشان داخل جنگ ونزاع ميشوند .
    اگر صريح بگويم قبايل پشتون بيشتر به گله هاي سگ شباهت دارند. سگ ها عادت دارند كه تا وقتي كه شكارشان را بدست نياورده اند باهم دربرابر ديگر حيوانات متحد ويكپارچه عمل ميكنند ولي زمانيكه شكار را بدست آوردند آنوقت با خودشان ميچنگند.

  • مه سینه های خواهر خورد این نویسنده را بچوشم.

  • من برای دیګران وبرای اقوام مختلف افغانستان چیزی ندارم بګویم و نه هم میخواهم از کسی برای کسی دیګری صفایی بدهم
    صرفأ میخواهم به نویسنده مطلب که شورشی کوهستانی نام داشته است یاد آور شوم که همین پښتون های دامنه کوه سلیمان به ګفته شما از سه صد سال به اینسو حکومت میکنند وخراسان را به افغانستان مبدل ساخته اند. این همه در سیر تاریخ بشری اتفاق افتاده است درست همان قانون که باید پدیده جدید جاګزین پدیده کهنه شود وبرای اینکار با انترنت مبارزه نمیشود زیرا همین پشتون ها برای همین حاکمیت ملی کشور روزانه ۱۷۰ تن کشته میدهد در حالی که شما وباداران محرک شما مصروف قاچاق و پول اندوزی اند و قوم هزاره این کشور هم با تحرکات عوام فریبانه محقق کشتار وحشیانه شورای نظار را که در یک شبانه روز ۲۵۰۰۰ هزاره را در افشار کشتند به فراموشی سپرده اند.
    تاریخ کوتاه سال های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵ عملأ به ملت افغانستان ثابت کرده که مسعود وربانی هم در حاکمیت و ملت داری ظرفیت نداشتند پس حالا چطور میتوان به عبداله که تمام روز مصروف آرایش دخترانه خود است اعتماد کنیم
    از سوی دیګر عبداله عبداله که در دور ګذشته در بدل پول نقد به کرزی خودش را فروخت اینبار هم به مشوره کرزی با زلمی رسول اییتلاف نموده است وواضحأ یک حکومت مصلحتی وبی قانونمندی را ایجاد میکند که مانند حکومت کرزی دوره چور وچ*پاول خواهد بود وهمین آرزوی دزدان جهادی است.
    بنأ در همچو موردی چګونه به این کاندید شما باور مند باشیم ؟ فیس بوک ها از قومیت ګرایی شما واز تقلب انتخاباتی شما مملو شد وحالا که با وجود تمام تقلبات به دور دوم افتاده اید چرا بی باور استید؟ ملت اینرا خوب میداند که تقلب از مشخصات شما بوده است زیرا حتی در کمیسیون های انتخاباتی هم تمام اعضای تخنیکی سطح دوم که عملی کننده بررسی های رأی است افراد شما اند که توسط معنوی از سه سال قبل تعین بست شده اند

  • این چنین کارها و تبلیغات اصلا کار نوکران و جواسیس کشورهای خارج است کسی که نه میخواهد افغانستان یک کشور پرامن و سربلند باشد همیشه در بین اقوام افغانستان باعث نزاع و مخالفت شده اند همیشه از کارهای شیطانی خود استفاده کرده نه خواسته اند این مردم ارام باشند خودم شخصا نویسنده این مقاله را یک شخص جاسوس، شرانداز و دشمن افغانها و افغانستان میدانم امید است به حرف ها و نوشته های چنین اشخاص سګ ملت غیور ما اعتنای نه کند تا باعث برخلافی و تفرقه افغانها نګردد.

  • کامنت 07.50 آقای جاوید آیا میدانید دروغ گوی دشمن خداوند است در قرآن مجید ( لعنت الله علی الکاذبین )
    آمده است دروغ انسان را خارو ذلیل و بی حیثیت میسازد .

  • لعنت ستاسو په غیر انساني او غیر اسلامي لکنه، په دغې لیکنې سره تاسو ثابته کړه چې ستاسو په انسانیت کې شک دی افغانیت خو لا لیرې خبره ده، عبدالله هم وحشي او تاسو هم په ۲۱ پیړۍ کې د انسان په شکل وحشیان پیدا شوي یاست، تاسو نه ننګ او ناموس لرئ او نه شرم او حیا، او نه مو سمه فاملي تربیه اخیستې ده چې په دې کار سره مو د خپل فامل بداخلاقه او ناوړه څیره پخپله رسوا کړه.

  • این ارمان را پدران و نیکان تان به زیر خاک برده است ان شالله در کنار انها با همنی ارمان به زیر خاک خواهدید رفت

  • اول خو بسیار متاسف هستم به این خاینان و وطن فروشان که بخاطر قدرت و پیسه باداران خود راهم چک میگیرند لعنت به شما در کشور که 75 % قوم بزرگ پشتون زنده گی میکنند تو به کدام زور و قوت میگویی که ما برنده هستیم جانم همین حالا در حدود بیش از 20% نفوس نداری به بیرق افغانستان بزرگ بی احترامی میکنی لعنت به شما کثیف لعنت به شما کی نمیدانم شما خود تان بزبان خود میگویید افغان نیستیم تاجکیم پس حتماً ناقلین هستید

  • خجالت بکشید ، شما پنچرمین ها ، عبدالله هم افغان است و هم پشتون ، شما باید سقاوی کنید نه پاچاهی

  • قوم تاجک باید خجالت بکشد که سال ها پشت پنچرمین ها را گرفته ، شما حد اقل یک شخصیت عملی نه دارید ، یک ولسوالی کوچک پنجشیر نماینده گی تمام 30 فیصد تاجک را میکند ، خجالت است برایتان

  • هـــــــــــېوادنۍ چــــــــــــارې
    څو د ملک وارث ونه وهي سرونه
    هومره چرې قرارېږي سمې غرونه
    یا به ستا په ور نارې وي تا به ژاړي
    یا ستا د لاسه ویر د چا په ورونه
    رخنه ګرد د ملک پرې مږده په خپل ملک کې
    په حکمت، په زور، زر په لښکرونه
    څو په تورو، په تبرو په نیزو شي
    صد چندان شي په تدبیر په هزونه
    ورور او زوی د ملک په کار کې قتل کېږي
    نور په واړو باندې جوړ شول محضرونه
    بې د تېغ له آب نورې اوبه نشته
    چې جنګجو سر ه ساړه کا ټـــــټرونه
    د سردار د ریاست ونه په وینو
    په یړ شنو د اعدا کا ثمرونه
    په میدان کې تویې ښې دي د سر وینې
    نه چې ډکه سینه وړې له ځیګر خونه
    یا د مرد غوندې شمله د دستار پرېږده
    یا په سر کړه لکه ښځه میزرونه

    آنلاين بنگريد : http://kushalkhan.com

  • ستاسوموراوخوردایرانیانو وغیم ریشتیا هم حرامیان یاستی تاسو کله حلالی یاستی اوس هم غواړی چی افغانستان وران کړی

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.