صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > پرنده گی....

پرنده گی....

toranjterme
پنج شنبه 1 می 2014

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

... حالا حتی دیوارها هم گریز می کنند، تا مغزی بر آجرهای خاکی متلاشی نشود. دیوارها هم سنگدل شده اند و تو می مانی و بی دیواری و هوسی گنگ برای تکیه کردن و پناه دادن جسمی که فرو مایه می شود هر روز در فرومایگی دنیا و مردمانش. و تنها خاطره ی یک لمس تو را وا می دارد تا بارها و بارها به دیوارها بیندیشی. لمس خراش وارگی های آجرهایی که روزگارانی دور حرف می زدند، واژه ها را می بلعیدند تا رسوخ های نا ممکن زندگی جان بگیرد و تو سرنوشت را در هجایی از دیوار و آجر فریاد زنی بر گستردگی آسمانی که سقف امتداد دیوار وارگی های انسانیست که روزگاری آرزوی پرنده شدن را در سر می پروراند.


آنلاين بنگريد : http://toranjterme.blogfa.com/...

واژه های کلیدی
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس