صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > بی هویتی...

بی هویتی...

toranjterme
يكشنبه 3 نوامبر 2013

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )


گاهي اوقات وقتي فارغ ميشوي از روزمرگيهاي نابود كننده ي مقوله اي به نام زندگي، حس كر بودن بهت دست ميدهد. نشنيدن هيچ صدايي، حتي آشناترين صداها. دلت ميخواد در خم كوچه پس كوچه هاي درونت گم شوي، شايد هم مهاجري شوي بي هويت در اين گم گشتگي. گاهي بي هويت بودن خوب است. وصل نبودن و آويزان نشدن از هيچ قيدي كه تو را تعريف كند و بعد در چنبره ي اين تعريف برايت بايدها و نبايدها تعيين شود. 

دو گوش شنوا، دو ديده ي بينا، دو پا براي راه رفتن و در كل اين هويت و هيبت انساني گاه خيلي خسته كننده است تا به اينسو و آنسو بكشاني اش و يا تو كشانيده شوي به هر سمت و سويي. و اين سمت و سوها ديوانگي روحت را به تمسخر ميگيرد، ذهنت را دچار توهم انديشيدن به عميق ترين مقوله هايي ميكند كه خود بهتر از هر كسي ميداني كه شناخت عمق همانا غرق شدن در آن است و دل بريدن از همه چيز.



آنلاين بنگريد : http://toranjterme.blogfa.com/...

آنلاين بنگريد :

جستجو در کابل پرس