کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > هویت تروریستان با ربایش بی گناهان فربه تر شده اند

هویت تروریستان با ربایش بی گناهان فربه تر شده اند

چهار شنبه 15 آوريل 2015, بوسيله‌ى شریف حضوری | محقق و پژوهشگر در دانشگاه جواهر لعل نهرو

جزئیات چگونگی به گروگان گرفته شدن 31 تن از هموطنان مان که در راه بازگشت به شهر های شان از شاهراه قندهار-کابل بودند را نیازی نیست تا به بحث بگیریم. لازم دیدیم به صورت علمی تر، هویت ربایندگان، اهداف انها و در کل تاثیرات این گروگان گیری را بر سیاست ملی-امنیتی کشور به بررسی بنشینیم.
در چگونگی هویت ربایندگان، از زمان اغاز این اتفاق، حرف و حدیث های مختلف مخابره شد. بعضی نظیر آقای اکبر اغا، انها را فرماندهان ناراضی و رویگردان طالبان عنوان کردند، قسمتی از سیاسیون نظیر اقای محمد محقق انها را داعشیان افغانی نام نهادند و اخیرا ویدئوینشر شدهکه نشان میدهد ربایندگان، جنگجویان اسلام گرای ازبکستانی هستند. نویسنده به جای تلاش در جهت تثبیت هویت انها، از اسم عام " سازمان های تروریستی غیر دولتی" استفاده کرده است.لازم دیده شد برای بررسی بهتر حادثه گروگان گیری زابل، بر روی دو مفهوم تروریسم و جنگ بیشتر توجه صورت گیرد و رابطه این دو با هم را به صورت کارشناسی مورد بررسی قرار داد.
ناگفته پیداست که پدیده تروریسم از گذشته های بسیار دور در روابط بین الملل مطرح بوده اما اوج توجه به این پدیده را به مفهوم اساسی ان میتوان به سال 2001 و فروپاشی برج های دوقلوی امریکا برگرداند. دانشمندان عرصه امنیت در تعریف تروریسم گفته اند: سازمان های غیر دولتی که دارای ساختار سازمانی افقی بوده و هدف فراتر از نقاط حمله ناگهانی را دنبال می کنند. در تاکید این مطلب ایمن الظواهری در کتاب خودش " جنگجویان زیر تابلوی پیامبر" می نگارد: حمله بدون هدف مسلمانان بر مواضع کفار محکوم و بیهوده است که او هدف از این هجوم های ناگهانی را اعاده حکومت اسلامی در سرزمین کفار می نامد. بدون شک با سیر و مرور اجمالی تاریخ تروریسم می بینیم که حرکات انها به مراتب منسجم تر بوده و در کل یک هدف بسیار فراگیر و همه جانبه را دنبال کرده است.
علاوه بر اینکه حکومت و دولت های امروزی را پدیده ی بنام جهانی شدن تهدید می کند، امروزه پدیده تروریسم بر مشکلات وجودی افزوده است. این اصل در جغرافیای سیاسی منطقه که ما در ان زندگی میکنیم بیشتر دیده میشود. دولت-ملت ما هم با تهدید مخالفین مسلح روبروست و هم تند باد داعش در کشور های عربی، اینک در قلمرو سرزمینی ما نیز کم کم شروع به وزیدن نموده است. بی تردید دولت و حکومت ما همانند خیلی از دولت-ملت های دیگر دنیا، باری کوشید تا با نفی حضور داعش در افغانستان به نحوی مشروعیت اقتدار خود را افزایش و جانب دشمن را هویت کشی نماید. اما با تاسف کتمان واقعیت ها چقدر زود افراد و حکومت ها را با شری روبرو میسازد که از بین بردن ان قدرت و نیروی بالای می طلبد. اکنون در کشور ما میبینیم که پدیده خطرناک داعش و تروریسم که دیر زمانی بود تکذیب میشد علاوه بر حضوررسانه ای و جولان دادن اسب ها با پرچم های سیاه، در عمل نیز با ربایش شهروندان بیگناه و باج خواهی از حکومت، حضور خود را ملموس تر نموده است که جای هیچ شکی را باقی نگذاشته است.

جنگ نیز به باور فون کلازویتس عمل منطقیست که با استفاده از خشونت و اعمال فیزیکی زور، طرف را مجبور خواهد کرد تا مطابق میل جنگ افروز عمل نماید. به باور او جنگ ها دارای هدف است و یک حرکت منطقی شمرده میشود که طرف اغاز کننده قبل از شروع ان به سود و زیان ان خواهد اندیشید و یک استراتژی کلی را پایه ریزی خواهد نمود. به بیان او جنگ ادامه سیاست به نحو دیگر است. تا خیلی از سالها جنگها ماهیت میان دولتی داشت و معمولا جنگها با عمل خصومت و خشونت میان ارتش های منظم دارای یونیفورم اتفاق می افتاد. موضوعات جنگ بیشتر بر پایه منافع ملی و امنیت مرزها و رژیم های سیاسی می چرخید. بازیگران جنگ نیز همانطوریکه گفته شد بیشتر دولت ها بودند. امروزه با رشد و گسترش تکنولوژی هم در ماهیت، نوع، موضوع و هم در بازیگران و استراتژی جنگ تغییرات فاحش بوجود امده است. دیگر جنگ در حیطه و کنترل حکومت ها و دولت ها نیست. بازیگران را غیر از دولت، سازمان های غیر دولتی نیز تشکیل میدهد. طیف اهداف و موضوعات جنگ و منازعه را از تلاش برای رسیدن به اقتدار سیاسی در یک کشور گرفته تا تشکیل یک خلافت اسلامی قرون وسطی ای با ابعاد جهانی شامل میشود. استراتژی جنگ ها را دیگر پیروزی با شمشیر، توب و تفنگ وبا خاک یکسان کردن شهرها تشکیل نمیدهد. بلکه به باور توماس شلینگ در مقاله "تاثیر تسلیحات"، استراتژی بیشتر به بردن جنگ بدون اغاز ان خلاصه میشود. شلینگ با تاکید بر "توان تهدید" که او از ان "دیپلماسی اجبار" یاد میکند، خاطر نشان میسازد که استراتژی ی برنده است که توان بازدارندگی داشته باشد. این بدین معناست که طرف، قدرت تهدید خود را تا ان حد بالا ببرد که حریف جنگ و مقاومت را در کل از مخیله خود شان بیرون نماید. بدون شک تروریستان از بحث های که گفته امد به درستی واقف است و اینک از همان استراتژی "قدرت تهدید" استفاده می نماید تا از این طریق هم بتواند بر حضور فعال شان در این سرزمین مهر صحه بزند و نیز هویت پنهان و مبهم خود را اشکارتر نماید. انها تلاش دارند تا با فرایند گفتمان مبادله اسرا بر مشروعیت خود بیفزایند تا توانسته باشد هم حضور و هم قدرت چانه زنی خود را به رخ جهانیان بکشند.

همانطوریکه در بالا بحث شد با ثابت شدن اینکه ربوده شده ها همه افراد بیگناه از قومیت همیشه محروم این سرزمین بوده است، میتوان دریافت که تروریستان تنها هدف شان گرفتاری و بعد ها ممکن کشتن این افراد نخواهد بود بلکه اهداف انها به مراتب وسیع تر و گسترده تر میباشد. تروریستان با مشکلات و چند دستگی های که میان طالبان بوجود امده است اهداف شان ممکن ابتدا جا باز کردن در درون افغانستان سپس ایجاد حکومت اسلامی به تاسی از گروه داعش باشد. صد البته تضعیف دولت افغانستان و جلوگیری از الگو شدن این کشور به عنوان یک کشور دموکراتیک از اهداف بزرگ دیگر این گروه خواهد بود. صبغه دینی بخشیدن و فرقه ای نمودن خشونت ها در افغانستان که سالها مردم این سرزمین در صلح و امینیت زیسته اند، نیز بخشی دیگر از اهداف این اجیران وابسته را تشکیل خواهد داد.
ظاهرا برای مبارزه با این اشوب و بحران ملی، دولت تلاش های خود را هر چند در مقیاس کوچک انجام داده است. ما می پذیریم استراتژی جنگی که طراحی شده بود، دارای اهداف، راه ها و ابزار خاصی بود اما چون ابزار صرف استفاده در پیاده نمودن نیرو و یا استفاده از تسلیحات خلاصه نمیشود بل نقش قوای کشفی اساسی می نماید، این اقدام عملا با شکست مواجه شد. در جانب دیگر تروریستان، با گروگان گیری افراد ملکی نشان دادندکه دارای قدرت تخریبی اند و با سربریدن افراد و در دسترس قرار دادن فیلم ان به مردم از طریق فضای سایبری، میخواستند ثابت نمایند که توانمندی ایجاد رعب و وحشت و خرد کردن اراده ملت افغانستان را به زعم شان دارا میباشد.

به نظر میرسد برای رفع این بحران، هنوز گزینه دیپلماسی ارجحیت داشته و مشروعیت خود را از دست نداده است. لازم می نماید دولت افغانستان برای نجات جان شهروندانش از هیچ عملی دریغ نورزد.این راهکار ها میتواند استفاده از مجراهای دیپلماتیک سطوح پایین ترمانند مشوره ها با بزرگان قوم و به کارگیری جرگه های قومی باشد. رو اوردن به دیپلماسی در سطوح ملی و بین المللی و تماس با کشور ها که تمویل کننده انها می باشد نیز خالی از اثر نخواهد بود. در صورت ناکامی گزینه های اول استفاده از دیپلماسی زور هم در سطح ملی و یا محلی با استفاده از نیروی اربکی و ارتش ملی راه حل های دیگری خواهد بود که باید دولت مجدانه ان را دنبال نماید.بوجود اوردن یک ائتلاف منطقه ای برای رفع چنین بحران ،هم صدا و همگام شدن حکومت با افکار عمومی در موضعگیری ها بر علیه تند روان، فعالیت جامعه مدنی و ایجاد فشار مضاعف بر دولت گزینه های بعدی خواهد بود که همه در بوجود اوردن تغییر و بیرون شدن بن بست فعلی کمک خواهد کرد.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.