کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > حزب افغان ملت یا دشمن پشتون ها!

حزب افغان ملت یا دشمن پشتون ها!

پشتونهای افغانستان به یک جریان سیاسی فکری نیازمند اند که شالوده ی اعتقادی آن برمبنای خرد، تعقل، همگرایی وهمپذیری استوار باشد. اما متاسفانه علاقه مفرط دست یافتن به قدرت سیاسی سبب گردیده است که نخبگان فکری این جامعه درباطلاق این علاقه گرفتار آمده و آن را به عنوان یک سنت تغیر ناپذیر برای نسل های بعدی به ارث بگذارند.

يكشنبه 10 مه 2009, بوسيله‌ى فرشته حضرتی

حزب افغان ملت درسال 1344خورشیدی به رهبری غلام محمد فرهاد وارد فعالیت های سیاسی گردیده است. افغان ملت یک جریان خالص پشتونی میباشد که باگرایشات التقاطی معجونی ازاسلام سنتی و سوسیالیزم، (1) در بستر تفکر برتری خواهی نژادی و زبانی شکل گرفته است. هرچند که ا ین حزب به رغم برخاستگاه پشتونی وگرایشات شدید ناسیونالیستی اش نتوانسته است در جامعه بسته وسنتی پشتون نفوذ نموده طرف اعتماد توده های میلیونی پشتونها قرار بگیرد، اما درمنازعات تئوریک ودرتعاملات سیاسی بااخلاق ورفتار رادیکال قومی منافع سیاسی پشتونها را تمثیل کرده است.

از آنجاییکه افغان ملت به عنوان یک جریان خالص پشتونی، درامتداد حیات سیاسی اش برتری خواهی نژادی وزبانی را تئوریزه کرده ودرعقب بسیاری از تنش ها و برخوردهای تعصب برانگیز قومی قرار داشته است، دراین نوشتار بصورت اختصار به نقش وسهم این حزب در تشدید انزوای جامعه پشتون ازسایر اقوام ساکن درافغانستان، گسترش فضای بی اعتمادی، زوال معنوی، تعمیق وتزریق سنت و باورهای نژادگرایی درمیان پشتونها وهمچنان به سهم آنان در تولید مصیبت برای جامعه پشتون پرداخته میشود و پیامدهای آن درگستره ی سرنوشت تمام مردم افغانستان تجزیه وتحلیل میگردد.

پشتونهای افغانستان

تاهنوز آماردقیق از نفوذ پشتونها درافغانستان وجود ندارد. آماری که توسط خود پشتونها ارائه گردیده است نفوذ آنها را از 50 تا 60 درصد جمعیت کل افغانستان تخمین زده است (2). اما شواهد ومدارک انکارناپذیر وجود دارد که نفوذ پشتونها را از 30 تا 35 درصد جمعیت کل افغانستان نشان میدهد. حاکمیت های سیاسی افغانستان که برخاستگاه پشتونی داشته اند به دلیل حفظ سیادت سیاسی هیچگاهی نخواسته اند که نفوذ افغانستان را به دقت آمارگیری نموده و میزان دقیق نفوذ تیره های قومی را درافغانستان تثبیت نمایند(3).

پشتونها علیرغم اینکه طولانی ترین سیادت سیاسی را درافغانستان تجربه کرده اند، اما جامعه پشتون و توده های میلیونی آن، همچنان فقیر، بیابانگرد، بی سواد، سنت زده، منزوی، تجدد گریز وناشکفته باقی مانده اند. طالبان ازتولیدات معاصر این جامعه میباشد که قبل ازهمه چیز ناشکفتگی این جامعه را به نمایش میگذارد. هرچندکه علایق پشتونی وسنت های پشتونوالی دربسیاری از مسایل وتعاملات سیاسی اجتماعی، شکافهای اجتماعی وتضادهای درونی جامعه پشتون را می پوشاند، این جامعه به دلیل خصلت های قبایلی آن هیچ گاهی به دور یک محور واحد نچرخیده است که رقابت های خونین سدوزاییها ومحمدزاییهای نماد این واقعیت میباشد.

علیرغم این ناشکفتگی، حاکمیت های سیاسی به شدت تلاش ورزیده اندکه هویت وارزشهای جامعه سنتی پشتون را بر سایر تیره های قومی درافغانستان تعمیم دهند اما هویت پشتونی به دلیل فقرمنابع تغذیه و عدم پشتوانه تاریخی نتوانسته است پاسخ گوی نیازمندیهای روانی وفرهنگی اقوام غیر پشون قرار بگیرد. این رفتار غیر عقلانی ضمن اینکه صدمات خیلی جدی بر اندام واره فرهنگ پشتونی وارد کرده است، تنش و تضادهای عمیقی را در روابط پشتونها باسایر اقوام غیر پشتون بسترسازی کرده است. تضادها وشکافهای عمیق اجتماعی که دراثر رفتارخردستیز حاکمیت های پشتون به وجود آمده اند درنهایت بستر بحران موجودافغانستان را فراهم کرده است. این رفتار غیر عقلانی وخرد ستیز، قبل ازهمه چیز جامعه فقیر پشتون را درگرداب مصیبت فرو برده است وباتولید نوع غرور کاذب فقر وانزوای اجتماعی آنها را تمدید کرده است. این غرور کاذب که ازمجرای حاکمیت وارد شریانهای جامعه گردیده است، چنان در رفتار واخلاق توده های میلیونی پشتون عجین گردیده است که وقتی آقای کرزی درقصر ریاست جمهوری صبحانه شیر وعسل میخورد، طعم ولذتش را چوپان خوستی تجربه میکند. اما آقای کرزی مطمئنا که هیچ گاهی درد آبله های پای چوپان خوستی را احساس نخواهد کرد.

اما حزب افغان ملت که بیش از چهل سال بستر فعالیت های فکری وسیاسی بخشی ازنخبه گان جامعه پشتون قرار داشته است، به جای اینکه مرهمی برزخمهای جامعه فقیر پشتون گذاشته باشد، همگام وهمصدا با حاکمیت سیاسی، بر زخمهای این جامعه نمک پاشیده است وزهر را باطعم شیرین برای دردهای آنها تجویز کرده اند. توده های میلیونی پشتونها مثل سایر تیره های قومی درافغانستان محرومیت کشیده اند و درموج خیز حوادث قربانی داده اند. اما نخبه گان سیاسی این جامعه همواره ازآنها به عنوان یک وسیله سیاسی درتعاملات سیاسی بهره جسته اند بدون اینکه هیچ تغیر وتحولی درسرنوشت آنها وارد آید. فقر وبی سوادی که گریبان جامعه فقیر پشتون را گرفته است درحقیقت عدم صداقت سیاسی رهبران این جامعه را به این جامعه به نمایش میگذارند.

برعلاوه فقر وبیسوادی، تولیدتریاک و تروریزم پدیده های جدیدی است که سلامتی این جامعه را درمعرض خطر جدی قرار داده است. اما علیرغم این مصیبت های سنگین، نخبه گان فکری این جامعه تلاش میورزند که برصورت این مصیبت ها پرده آویزند و پوتانسیل انسانی این جامعه را به نفع معلاملات زودگذر سیاسی مورد دستبرد قرار دهند. حتی کسی حاضر نیست که رفتار حاکمیت های گذشته را به نقد کشیده و عوامل انحطاط جامعه پشتون را بررسی نماید. بدتر از آن اینکه اگرکسی رفتار خرد ستیز حاکمیت های سیاسی گذشته را نقد نماید دشمنی با پشتونها تعبیر میگردد. درحالیکه حاکمیت های سیاسی برخاسته از جامعه پشتون، زمینه های زوال این جامعه را از درون آن فراهم کرده اند.

حزب افغان ملت که ادعای باورهای های سوسیال دموکراتیک دارد، هیچ گاهی به نقد سازه های اجتماعی جامعه پشتون نپرداخته است تا بانقد این سازه ها زمینه های تغیر وتحول را دراین جامعه فراهم نماید. جامعه پشتون نیازمند تغیر است. این تغیر باید از دورن جامعه صورت پذیرد تا بصورت منطقی زمینه ی پذیرش مدرنیزم فراهم آید. هرگاه این تغیر صورت نگیرد، محصول این جامعه چیزی بیش از طالبان نخواهد بود. اما افغان ملت به عنوان یک جریان سیاسی همیشه حافظ سنت های این جامعه بوده است وهنوز هم برتری خواهی های قومی شالوده ی رفتار سیاسی واعتقادی این حزب را شکل می بخشد. به همین دلیل بسیاری ازرهبران این حزب در سالهای حاکمیت طالبان درمسیر اروپا وافغانستان در رفت وآمد بوده اند و ازموضع سیاسی طالبان حمایت کرده اند (4).

پشتونهای افغانستان به یک جریان سیاسی فکری نیازمند اند که شالوده ی اعتقادی آن برمبنای خرد، تعقل، همگرایی وهمپذیری استوار باشد. اما متاسفانه علاقه مفرط دست یافتن به قدرت سیاسی سبب گردیده است که نخبگان فکری این جامعه درباطلاق این علاقه گرفتار آمده و آن را به عنوان یک سنت تغیر ناپذیر برای نسل های بعدی به ارث بگذارند. درحالیکه تاریخ سیاسی افغانستان نشان میدهد که اقتدار وسیادت سیاسی دردهای توده های میلیونی پشتون را درمان نکرده است وحتی عمق وپهنای مصیبت آنهارا بیشتر کرده است. همین پدیده ی کوچیگری که درجنوب رونق دارد، درواقع ننگی برپیشانی نظامهایی میباشد که برخاستگاه پشتونی داشته اند.

اما حزب افغان ملت به عنوان یک جریان خالص پشتونی که برای اقتدارسیاسی پشتونها مبارزه میکند، هیچ گاهی به این واقعیت توجه نکرده است که جامعه پشتون نیازمند دگرگونی بنیادی میباشد واین دگرگونی بصورت خودکار ایجاد نمیگردد. برای اینکه جامعه پشتون مورد اعتماد سایر جوامع قومی درافغانستان قرار بگیرد، قبل ازهمه چیز لازم است که این جامعه درمسیر خویشاوندی باسایر جوامع غیرپشتون قرار گرفته تا زمینه های اعتماد وهمزیستی مسالمت آمیز فراهم آید. حزب افغان ملت که ادعای تعهد و تقید به ارزشهای سوسیال دموکراتیک را دارد، بهتر است که به جای تخیلات سیادت سیاسی، این مبارزه انسانی وارزشمند را پرچمداری نماید تا ازیک طرف جامعه فقیر پشتون را ازانزوای اجتماعی بیرون آورده و ازطرف دیگر زمینه های تغیر وتحول این جامعه را از سنت به مدرنیزم فراهم نماید.

اما آنگونه که از کارنامه های سیاسی ورفتار عملی حزب افغان ملت استنباط میگردد، این حزب همگام وهمصدا با دستگاه حاکمیت به جای ایجاد تغیر وتحول مثبت درجامعه فقیر پشتون، شعله های احساسات قومی را دراین جامعه برافروخته اند و از آن برای حفظ قدرت سیاسی ویا دست یافتن به آن بهره جسته اند. البته این قدرت سیاسی هیچ گاهی درخدمت منافع توده های میلیونی پشتونها قرار نگرفته است. حزب افغان ملت هرچند که ادعای خدمت گری دارد اما عمر چهل ساله آن نشان میدهد که به جای خدمت به این جامعه وپرداختن به رنج ومصیبت های توده های فقیر پشتون ، برفقر ومصیبت آنها افزوده است وجایگاه اجتماعی آنها را درقضاوت سایر اقوام غیر پشتون دچار توهم کرده است. کتاب دویمه سقاوی از فرآورده های ذهنی افغان ملت میباشد که چشم انداز نژادگرایانه این حزب را نسبت به سایر اقوام افغانستان به تصویر میکشد.

آقای داکتر انورالحق احدی رهبرفعلی وازتئوری پردازان افغان ملت، دریک مقاله مفصل که آقای سید اکبرزیوری آن را ازانگلیسی به فارسی برگردانده است، زوال اقتدار سیاسی پشتونها را درافغانستان مورد تحلیل قرار داده است (4). اما آقای احدی فراموش کرده است که جامعه پشتون به دلیل انجماد ذهنی زمینه زوال معنوی اش را ازدرون خود فراهم کرده است. تمرکز خشونت درجنوب واستعداد خشونت پروری و خشونت گستری دراین مناطق، نمادی از زوال معنوی این جامعه میباشد که متاسفانه کسی تاهنوز به این پدیده ازمناظر جامعه شناختی توجه نکرده است. سیاست مداران وروشنفکران پشتون تبار به دلیل تعصب مفرط قومی، تمام انرژی شان را برای تقویت سیادت سیاسی به مصرف می رسانند اما ازاین نکته غافل اند که شیرازه های معنوی این جامعه از سالها بدینسو به دلیل خیانت حاکمیت های سیاسی درمعرض پوسیدگی قرار گرفته و درحال فروپاشی است.

اصولا تفوق وبرتری انسانها نسبت به یکدیگر در فضلیت های انسانی قابل سنجش واندازه گیری میباشد. حالا فرض را براین بگذاریم که پشتونها برای دودهه دیگر در مرکز اقتدار سیاسی افغانستان قرار داشته باشند؛ درست چیزی که افغان ملت برای به دست آوردن آن مبارزه می نماید. اما این اقتدارسیاسی برشالوده ی افکار برتری خواهی نژادی استوار است که درنهایت زوال معنوی جامعه پشتون را تسریع خواهد کرد. تامل درساختار معنوی جامعه پشتون نشان میدهد که حاکمان سیاسی برخاسته از این جامعه، به جای تقویت سازه های معنوی این جامعه، زمینه های زوال وپوسیدگی آن را فراهم آورده اند. حزب افغان ملت نیز درکنار حاکمان سیاسی درسقوط معنوی جامعه پشتون سهیم میباشد.

رویکرد ها :

1 ـ مرامنانه حزب افغان ملت در سایت آن حزب
http://www.afghanmellat.org/

2 ـ همان منبع

3 ـ حمزه واعظی درسایت نقد وجامعه

http://www.naqd-wa-jaameah.org/naqd-wa-jaameah/Recensement.html

4 ـ حزب افغان سوسیال دموکرات، به قلم محمد اکرام اندیشمند درسایت شهید احمد شاه مسعود http://www.ahmadshahmassoud.com/modules.php?name=Pages&pa=showpage&pid=356

5 ـ انورالحق احدی، زوا ل پشتونها درافغانستان ، ترجمه سید اکبر زیوری.

http://www.paymanemeli.com/modules.php?name=News&file=article&sid=1177

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






58 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > حزب افغان ملت یا دشمن پشتون ها!

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • راستی که هیچ جریانی به اندازه افغان ملت وطالبان جامعه پشتونهارا ضربه نزده است. اگر انها واقعا میخواهند به پیشرفت دست یابند باید تندروی مذهبی وقومی ونژادی وزبانی رابگزارند کنار. درغیر ان دیگر هم عقبمانده میشوند زیرا امروز جهالت را که افغان ملت وطالبان به پشتونها به میراث مانده اند منحصر به قوم است وهیچ قومی در جهان امروزی دیده نشده است که مکتب هارا به اتش بکشند چنانچه قوم شریف پشتون این کار را میکنند. به امید روشنفکر شدن این قوم شریف ونجیب

    • پدر افغان ملت و انورالحق احدی دزد و جاسوس و سایرینش لعنت. اما هزار لعنت هم به فرشته حضرتی این گدی گک شورای نظار. این زن معلوم است که از کدام دید علیه افغان ملت قلم میزند، اینگونه به اصطلاح دفاع از پشتونها زمانی ارزش دارد که در کنارش علیه دزدان و چپاولگران و جنایتکاران وطنفروش جمعیتی - شورای نظاری هم قلم میزد و تمام روز مرداری های آنان را نمی‌لیسید.

    • کار کنان محترم کابل پرس سلام !
      من اقای احدی را خوب نم شناسم کار هم به کار شان ندارم ولی همینکه با دری صحبت می کند این نمایان گر ان است که او به اندازهء افغانستانی ها تعصب قومی ندارد. اساس نامهء حزب شان به پشتو ودری نوشته شده است .ایا ساس نامه ء حزب سوسیال دیموکرات خراسان به دو زبان ملی ما است ؟ ایا فرشته حضرتی تا اکنون کدام مقاله به زبان دپشتو نوشته است ؟ شاید بگویند من پشتو نمیدانم .من هم پشتون هستم زبان دری را بدون لهجه صحبت می کنم به هردو زبان ملی خود افتخار می کنم.من از جنایت کاران پشتون مثل حکمتیار ،سیاف،ملاعمر نفرت دارم ولی فرشته جان از جنایت کارانی مثل مسعود ودیگران با افتخار یا میکند.
      پس این اشک تمساح شا ن به گفتهءمعروف عطای شان به لقای شان. غوربندی پروان

    • برا یتان بشکل وا ضح تر بگویم که تکلم کردن آقا ی احدی به زبان فا رسی به این معنی نسیت که آ ن تعصب ندارد تکلنم کردن آ ن به این معنی است که آنمیتوا ند مشکل خودرابه پشتوه حل کند به این خاطر به زبان فار سی تکلم میکند

    • با عرض سلام و ادب به تمام دست اندرکاران کابل پرس!
      یکگانه بدبختی و تفرقه اندازی افغانستان قوم پرستی و ملیت پرستی است.
      شورای نظار و همکاران و دزدان آنها که کابل زیبا را به یک ویرانه و قبرستان تبدیل کرد چرا امروز تو فرشته حضرتی کمی رنگ قلمت را به گذشته نیک شورای نظار مصرف نمیکنی .
      یک نویسنده هیچ وقت نژاد پرستی و ملیت پرستی نمیکند و دایم حقایق را مینویسد تو در اصل نویسنده نیستی بلکه مزدور و خریده شده شورای نظار و باداران آن هستی.
      آیا تا اکنون کداک مقاله به زبان پشتو نوشته کردی؟
      و از مقالات شما قسمی معلوم میشود که تو توسط همان فروخته شده گان بر علیه قوم پشتون تبلیغات میکنی و میخواهی که دامنه نژاد پرستی را در میان مردم افغانستان توسط نوشته های خریده شده خود پراخ نمائی.

      راست گفتند که همه را مار گزید ما را بقه کور.
      عاقبت شما بخیر

    • آیا افغانستان یک نام جعلی است؟

      میخواهم این مقاله را با سرودی آغاز نمایم

      تا که این زمین و آسمان باشد

      تا این جهان آباد باشد

      تا که زندگی در این جهان باشد

      تا که زنده یک افغان باشد

      پاینده افغانستان باشد

      ابیات بالا ، بندی از سرود ملی افغانستان در عهد ریاست جمهوری سردار محمد داوود است که در هر مدرسه و مکتب و در هر محفل و مجلس رسمی ، خوانده میشد و حاضرین به احترام آن به پا می ایستادند ، این سرود که طنینش تاهنوز گوش جان هر افغان را نوازش میکند ، متاسفانه برخی ها بخاطریکه چرا در آن کلمه "افغان" بکار رفته و رسم سایر اقوام بازتاب نیافته است در حالیکه لفظ "افغان" بحیث هویت ملی برای همه باشندگان افغانستان در قوانین اساسی کشور از 1922 ببعد مسجل شده استبر آن سرود اعتراض کردند و با دلایل غیر موجه ، سر انجام بجای آن سرود دیگری را پذیرا شدند و رسمیت دادند که بیشتر سرود مذهبی است تا یک سرود ملی .از دو سه دهه بدینسو جنجال بر سر تغییر نام افغانستان هویت ملی در برخی از حلقات روشنفکری غیر پشتون براه افتاده و بالاخره در نشرات برونمرزی از سوی قوی کوشان مدیر مسئول هفته نامه امید و از جانب لطیف پدرام مدعی ریاست جمهوری افغانستان مطرح شد . که افغانستان یعنی وطن پشتونها . بنا براین نام "افغانستان" از سایر اتنیکها سلب هویت کرده است ، پس اتنیکها نباید خود را "افغان" بگویند و برای تبیین هویت خود باید کلمه افغانستانی را بکار ببرند تا بدینوسیله نشان داده باشد که "افغان" نیستند بلکه باشنده افغانستان اند . همچنان آنها مدعی شدند که نام افغانستان یک نام جدید است و پیش از آن این سرزمین بنام "خراسان"و "آریانا" یاد میشده که سابقه آن نام ها به دوران قبل از اسلام و قبل از میلاد میرسد . پس باید نام افغانستان به "خراسان" یا "آریانا" تعویض گردد. یکی از جرایدیکه پیوسته و بلاوقفه این شیپور را از امریکا پف میکند هفته نامه امید به مدیریت آقای قوی کوشان است . لطیف پدرام ، علمبردار تعویض نام افغانستان و هویت ملی افغانها به پیشباز انتخبات ریاست حمهوری خود میگفت " افغانستان" یک نام جعلی است ........تغییر نام افغانستان به "خراسان" یا "آریانا" در میان حلقات غیر پشتون مطرح است.....اقوام غیر پشتون به این اسم را دوست داشتند و نه در ضمیر خود آن را پذیرفته بودند
      پس انانیکه حتی کوشش تغییر نام افغانستان را کرده بودند و میخواستند که هویت ملی ما را تغیر بدهد انها کی ها بودند ؟
      از آقای ربانی شروع الی آقای پدرام و تمامی کسانیکه دخیل در باند دزدان(شورای نظار ) بودن و امروز سخن از افغانیت و افغان بودن را مطرح میسازند.
      مردم افغانستان میدانند که ناقضین حقوق بشر کی هاست؟ نتنها مردم افغانستان بلکه همه جهانیان آگاه هستند. بنام جهاد و مقاومت به ناموس ، مال و مردم وحشیانه حمله ورزیدند و از هرنوع بی ناموسی و وطنفروشی دریغ نکردند این خود نشان دهنده اعمال نیک شورای نظار است که مردم افغانستان بخصوص مردم کابل شاهد از دست دادن 65000 هزار جگرگوشه خود هستند .
      و امروز همان دزدان فروخته شده و مزدوران تربیت یافته توقع رای را از مردم افغانستان دارند و متاسفانه یکتعداد از مزدوران و چاپلوسان ان ها در جامه نویسنده از آنها دفاع مینمایند که از جمله چاپلوسان یک هم خانم فرشته حضرتی است و دیگر آن آقا قوی کوشان مدیر مسئول روزنامه امید مقیوم در امریکا.
      ما هرگونه تهمت و و نظر بد را نسبت به قوم پشتون تقبیح مینمایم.
      ما افغان هستیم افغان بودیم و به افغانیت خود تا دم مرگ وفادار میمانیم و هویت خود را به پول معامله نمکنیم بخاطر خوشنودی باداران خود.
      نفوذ پشتون (60) فیصد مردم افغانستان را تکمیل میکند این همگی میدانند و تشکر شما خانم فرشته حضرتی که نفوذ شماره قوم پشتون را تخمینأ نموده اید. همه اگاه اند که گاو سیاه و شیر سفید ضرورت به مقاله چاپلوس امیز شما نبود بخطاطر خوش حال کردن بادارانت که در آن از نفوذ پشتون ها یاد آوری نموده ئی.
      دوران حاکمیت بچه سقو را مطالعه نموده اید؟ یا صرف شما منفی گرائی را یاد دارید. و یا خوش نمودن مشتریان و بیفارانت را میخواهی.
      /////// با تشکر از کابل پرس/ /

  • سلام و احترامات خدمت کارکنان کابل پرس و همچنان خانم حضرتی!!!!!!
    شاید شما با جمله پردازی های خوبتان دل تاجیک ها وهزاره ها را شاد کرده باشید اما تمام اقوام در افغانستان میدانند که بغیر از پشتون دگر کسی بر ملت پشتون حکومت کرده نمی تواند اگر چه تاجیک ها هم مدتی حکومت کرده اند که مکتب ها در دوران آنان هم بسته شده بود ( حبیب الله کلکانی ) را میگویم ویا شاید دوران ربانی را بگویم که دختر مردم توسط گلم جم ها برده میشد اگر این چنین حکومت شما می خواهید بروید به یک جای دیگر افغانستان از افغان ها است و خواهد بود ویا مثال شما اشخاصی پیدا میشوند و میگویند که پشتوستان را ببخشید که پشتون ها کم و گم شوند ویا این که مردم پشتون بیسواد هستند شاید شما خبر نداشته باشید که اولین بار مکتب در زمان کی ساخته شده اولین بار موتر در زمان کی وارد افغانستان شده اصلا دست ما نمک ندارد ویا بهتر است بگویم چشمان عبدالرحمان خانه صدقه که به مذهب شما ها می فهمید........................

  • Pashtuns sell their wives in Nangarhar.
    watch the video.!
    Zan froshy da Nangarhar bebin jalib ast!!

    http://www.youtube.com/watch?v=sFQI-L293Ao&feature=channel_page

  • عجالتا من برای بانو حضرتی نسخه املا را پیشنهاد می کنم!

    • سلام به همه/ازاینکه گروهای فاشیستی به نقدگرفته میشودخوشحالم امانبایدبه هیچ قومی توهین شودمن یک تاجیک استم اماباهرمتعصب قومم مخالف استم پس ازپشتونهای منتقدهم توقع دارم که عاقلانه نقدکنند/شماحتمامیدانیدکه هرقوم نقش خودش رادرشکل گرفتن تاریخ کشورماداشته ازجمله ماتاجیک هاهم نقش ماخیلی درشت وستودنی است

  • با عرض سلام و ادب خدمت دست اندرکاران و همکاران قلمی کابل پرس.
    من یک مسلمان میباشم و به (ان اکرمکم عندالله اتقاکم) معتقد استم و کسانی را که مثل فرشته جان قوم پرست استند و همیشه کوشش میکنند که با استفاده از الفاظ رکیک و زشت اقوام دیگر را تحقیر و توهین کنند از جمله منکرین این آیه مبارکه میشناسم. خانم فرشته مطلبی تحت عنوان افغان ملت دشمن پشتونها نوشته اما به عوض اینکه در مورد دشمنی افغان ملت با پشتون ها صحبت کند، دشمنی خود را با پشتونها ثابت ساخته ، فرشته جان باید بداند که همه از قبل میدانند که شما دشمن پشتونهااستین ازین که هیچ کاری از دست تان نمیایه بسیار خوشحالم.

    البته در مورد افغان ملت باید گفت که نه افغان ملت و نه هیچ حزب دیگری به مردم افغانستان خدمتی نکرده و از فرشته جان خواهش مه اینست که در مورد ستم ملی که خود نیز از اعضای برجسته آن میباشد نیز مطلبی بنویسد که آنها به تاجکها چی کرده و از دشمنی با پشتون ها چی سودی برده؟

    بسیار جای تاسف است که در کشور ما شاید در هزار نفر یا بیشتر از آن یکنفر مثل فرشته جان قلم خوب داشته باشند اما آنرا نیز در چنین راه غلط بکار میبرند ایکاش افراد متعصبی چون فرشته اصلا کور و لال میبودند تا اینکه لا اقل از نیش قلم و زبان شان مردم در امان میبود.

    از خدا میخاهم تا ای خانم گمراه را به راه راست هدایت کند

    آمین

    • سلام برکابل پرس وسلام برفرشته جان که این متن زیبا را نوشته است وهمچنان سلام برهمه کسانی که این نظر را میخوانند. من این متن را به دقت خواندم ونظرات نوشته شده را هم به دقت خواندم. دراین متن هیچ گونه توهین یا اهانت به مردم شریف پشتون صورت نگرفته است بلکه یک تحلیل جامعه شناختی از جامعه پشتون ارائه گردیده است. اما کسانی اظهار کرده اند عمدتان پشتون به نظرمیرسد واظهارنظر آنها حرفهای گفته شده را درمتن را بدرستی تائید میکند. ازخلال این نظرات فهمیده میشود که باسوادن جامعه پشتون چقدر دگم اندیش هستند وچقدر ذهن بسته دارند. اینها به جای که ازیک نقد خوب استقبال نمایند به شدت تمام با آن مخالفت میورزند و به نوسینده نقد هم تاآنجاکه دلش بخواهد دشنام میدهد.این خود میرساند که جامعه پشتون و باسوادان پشتون هیچ گونه نقدی را برنمی تابد و به جای نقد بهتراست که گفته شود که شما خیلی مردم باشهامت وقهرمان هستید که شهامت تان درتاریخ منظقه نظیر ندارد چنان شهامت وشجاعت دارید که هروز انتحار میکنید و مکتب های خود را آتش میزنید وبه روی زنها ودخترهای تان تیزاب می پاشید ومسافران را سر می برید وتریا ک را به قلب جهان صادرمیکنید. آفرین به این غیرت و صد آفرین به این شهامت. البته این چیزی است که انگلیس ها وجنرالان ای اس آی با تلقین این جملات برسرنوشت پشتونها آقای کرده اند. پشتونهای که عقل دارند اگر نوشته فرشته حضرتی را بخوانند حتما خیلی هم خوشحال میشوند. اما متاسفانه من دراین جامعه تاهنوز به ندرت با آدم عاقل برخورده ام. متاسفانه تا زمانی که پشتونها برسر عقل بیایند دیگر عمر جهان به آخر رسیده است. حالا ما هستیم و جهالت وبربریت پشتون که افغانستان را جهنم درست کرده است.

    • با عرض سلام خدمت دست اندر کاران سایت کابل پرس فقط میخواستم به فرشته بگویم افغان ملیتی اگر نزادپرست استند اما دست شان به خون هموطنان الوده نیست این جنایتکاران شورای نظاربه رهبری مسعود است که دست شان به خون هموطنان مااز جمله مردم شریف تاجک الوده میبا شد

    • من بکار احدی کار دار نیستم . صرف بجواب یکی از نوشته های که اسم خود را معرفی نداشته است مینگارم . موصوف انتقاد نموده است که او پشتون است اما دری را خوب بدون لهجه صحبت میکند و اینکه فرشته جان چرا پشتو نوشته و یا صحبت نمیکند انتقاد نموده است؟ دوست عزیز تاجک ها مردمان ادیب و با فرهنگ هستند ، با هیچ زبان و قوم تعصب و عقده مندی نداشته و ندارند . اینکه عدۀ کثیر دری زبان ها پشتو صحبت و یا نوشته کرده نمیتوانند مسئله حل است . دال دری زبان ها نسبت عدم ضرورت و نیازمندی هایشان به محیط و منطق نتوانستند که پشتو بیاموزند. مگر دوستان و عزیزان پشتون ما نظر به ضرورت و نیازمندی های مبرم جامعه ناگزیر بودند که دری بیاموزند. آزرده نشوید . فرهنگ دری یا فارسی غنی ترین فرهنگ جهان است که اگر شما بیشتر به اندوخته های مطالعه ای خود بپردازید ، آنگاه قضاوت منصفانه خواهید کرد که فرهنگ دری یا فارسی در برگیرنده ای همه علوم علم و عرفان است ، که قدامت آن به هزار ها سال قبل از میلاد ، جهان را در تابش خود روشن نموده بود. مگر و یا متاسفانه بگویم که دست های ارتجاع سیاه با زرنگی و شیطنت خاص این فرهنگ کهن علم ودانش را به اثر تعصبات شئنونسیتی و فاشستی بعد از آموختن و یاد گرفتن برای خود دشمن احساس کردند و برای مقابله و مبارزه ای بی شرمانه دست به لجاجت و لجوجی زدند که هنوز هم ادامه دارد. سعدی صاحب میفرماید . سعدی یا شیرازی یا پندی مده کم زاد را — کم زاد اگر عاقل شود گردن زند استاد را . امروز در کشور ما همینطور کم زاد ها دست به کشتن استاد خود میزنند . یعنی که میخواهند زبان دری را ترور کنند.

    • دوست گرامی ح .آ ن سلام!
      امید است شادو صحتمند باشید.من حرف شما را کاملا قبول می کنم . این همان جفا های بود که حکومات به گفتهء خانم حضرتی پشتون در حق هم زبانان خود نمودند. اگر انها از اول متوجه این مطلب می شدند و هردو زبان ملی ما را یک سان رشد میدادند امروز شاید این مسایل لسانی و قومی پیش نمی امد. یک مثال ساده برای تان بگویم من در یک قمست از افغانستان تولد شدیم که حتی در ده کیلو متری ان هم وطنان تاجک ما زندگی نمی کند. من مجبور ساخته شدم که دری بیاموزم و آموختم البته پشیمان هم نیستم. ولی حالا که وزارت معارف کشور متوجه این نقیصه شده چه ناسزا های به قوم پشتون حواله می شود. از نظر من چه تفاوت می کند که در پکتیا ، خوست ، قندهار وسایر قسمت های پشتون نشین کوچه ها ، چاراهی ها به نام انعده از شاعران نویسندگان تاجک ما نام گزاری شود که زیبنده برای شان است.ولی چند جاده را در فاریاب بنام چند پشتون نامیدن عکسالعمل هم وطنان تاجک ما را دیدین.؟
      به هر صورت پشتوهم یک زبان ملی ماست رادیو ، اخبار ، مجله کتاب و سایر موضوعات روز مره به ان صحبت می شود.که من تا اکنون کدام مشکلی در ان نمی بینم.اگر ما دقیقا و انصافا فکر کنیم اکثریت مطلق پشتون ها مردمان بدون تعصب هستند.اگر کسی هم در پشتون ها باشد که مسایل قومی را دامن بزند حتما یا مریض است یا حتی به پشتون ها خائین است.بنده را عقیده بر این است که فرقی بین تاجک وپشتون نیست مردم عادی و عوام هر دو زبان غریب اند محتاج نان روزمرهء خود است .ظالمان هر دوزبان ظالم اند به مردم خود قوم خود خیانت می کنند.
      با احترام غوربندی

  • راستى حقيقت تلخ است.خانم حضرتى تنها حقيقت را به شكل عريان بيان كرده است.انديشه افغان ملتى به اين شكل فاشيستى ان كه توسط احدى ترويج ميكردد اين بديده نوى نيست بلكه از 260 سال به اين طرف عملى و اجرا كرديده است.همه شاهان قبيله به شمول داود تر كى امين نجيب ملا عمر كرزى و همه هميشه در تصاحب و ا نحصار قدرت در تمام سطوح كوشيده اند مسلا اكر يك والى از قوم غير بشتون تعين كردند او سمبوليك بوده تمام سلاحيت هارا به كدام معاون او كه بشتون بوده داده اند ويا يك جنرال قو ماندان يك قوا است ولى تمام سلاحيت ها به دست يك خرضابط و كابل هم با همان خر ضابط در ارطباط است وبس.همه دولت هاى بشتونى همينطور بوده اند. شايد علت اصلى زن ستيزى و خشونت اضافه از حد نورمال در فاميل و نموى يك طفل در فاميل طور مسال وقتيكه دربيش جشم يك كودك مادرش با قاطر تبادله ميشود و اينكه در شنوار قاطرش مورد فورى زنش را در بازار بفروش ميرساند و قاطر ميخرد.ان زن بيجاره جقدر نزد خود كم ميايد كه به يك قاطر ارزيده است.شوهر بطرف زن مانند يك قاطر ويا معادل ان مينكرد.فكر كنيد زن به جه حساب به طرف شوهرش خواهد نكريست.بعد همين طفل كه بزرك شد جيزى ديكرى را نميداند بغير از انجه كه ديده است.ايا اين شخص جيزى را بنام نا موس ميشناسد. ايا از نا موس ديكران ميتواند حراست كند.كشتا برحمانه وتاراج شمالى توسط قبايل وحشى به سركردهكى نادر غدار و به بشتيبانى انكليسها,همان حبيبالله كلكانى همان ابر مرد تاريخ به قران خورى فاشيزم خون اشام وحشى باوركرد.ديدى كه ان بى حرمتى به قران جه نتيجه داد خاندان خاندان توسط دستان خون اشام خودشان تباه وبرباد شد.بايد دولتى ايجاد كردد كه همه مليت ها واقوام دران سهيم باشند شايد كينه و كدورت هم ازبين برود.ميدانم كه اصلا كشور هاى خارجى كه براى ما دولت ميسازند انها براى اينكه تنفر و تفرقه ايجاد كنندابن طور دولت هاى قبيلوى فاشيستى را براى ما ميسازن و از ان حمايت ميكنند.و خوب ميدانند عاقبت انفجار ميكند.روزى ميرسد كه حوصله ديكران لبريز ميشود.

    • کسی اگر بگوید افغانستان مال افغان است و افغان را معادل پشتو بداند دیگران این را نمی پذیرند و اول اختلاف است البته پشتون هم مانند دیگر تیره های اریانا گرامی وباارزش است زبان پشتو هم بیگانه از دری نیست واوستائی مادر ان هردوان است.پشتون والی هم چون قواعد عرفی است بخش های سازگار با امروز ان که رواج سراسری(یا اگر فدرالی جا بیفتد اعم از سراسری و محلی) هم داشته باشدمی تواند منبعی برای قانونگذاری باشد زیرا قانون مدنی برای فیصله اختلاف است و اگر بر قاعده عرفی سراسری مبتنی باشد مردم ان را عادلانه تلقی می نمایند و باطنا هم قبول دارند.اما کشور در مالکیت یک تیره نیست واگر معلوم شد که حاصل ماجرای پس از نادر افشار این است که تیره پشتون را اشتباه زیر سیطره قرارداده است و ازاله ان در کوتاه مدت ممکن نیست و تبعات زیان بار مردمی و ملکی دارد باید استقلال پشتون هارا بشمول پشتون های پاکمستان پذیرفت و تشویق هم کرد تا در بین خود هرچه می خواهند بکنند زیرا ادمی باید بتواند ازادانه سرنوشت خودراانتخاب کند بدون اینکه به حق دیگران مداخله نماید.بخش های دیگر حوزه کابل و حوزه اسلام اباد هم متقابلا به میل خود رفتار خواهند کرد و البته هر زمان اوضاع مقتضی شود و پشتونستان بزرگ مایل باشد میتواند پیشنهاد ایجاد دولت بزرگ فدرال بدهد(که می تواند متوجه همایگان شمال و غرب هم باشد).این را هم باید گفت که انگلیس در ایجاد این مشکلات زیر ساز است او با معاهده با شاه شجاع عنوان افغانستان را به جای خراسان به میان اورد وبا جعل عنوان عطایا برای کمک های مالی وغیر مالی خود به امرای تیره پشتون سیاست خودرا برکشیدن خاندان هائی از تیره پشتون قرارداد که انان نفع شخصی خودرا در هماهنگی تصور می نمودند و بنوبه خود بر تیره پشتون تکیه و با سلاح وتایید انگلیس هر بانگ ناهماهنگ را خاموش کردند و این عنعنات شد و رسوب ان باقی مانده است و پند فردوسی راهگشا خواهد بود که فرمود:همیشه خرد را تو دستور دار

  • سلام به همه!

    بهترین نظر را آقای غوربندی ارایٌه نموده ولی فکر نکنم که افراد غرق در تعصب و کینه آنرا بدانند چراکه گفته اند پیش کلهٌ ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ یاسین خواندن۰

    • کابل پرس!
      سلام على من تبع الهدى
      دوستان خوشحالم که پشتون ستيزى شما به شدت ادامه دارد، تشکر از فرشته جان که تابه حال همچنان فعال است، خوب دوستان رسيديم به اينکه، پشتونها وحشي اند، نه فهمند و ... ديگر اقوامى که در اين مرزوبوم زندگى مي کنند، از جاى ديگه اى امده اند و تاريخ را براى ما ساخته اند، بهبۀبهبه، خيلى ممنونم.
      تاريخ غوريان را بخوانيد... خوب است، جدى بدون شوخى، خوب است.
      تاريخ غزنويان را بخوانيد خوب است.
      تاريخ اسلام را بخوانيد است، البته اسلام (ايرانيان)، نه اسلام کفار(سنى ها)
      تعجب نکنيد، من هم مسلمان هستم... بخوانيد به پيش
      خوب بالاخره به اينجا مى رسيم که اين پشتونها تا از افغانستان بيرون رانده نشوند، ما زندگى آرامى نخواهيم داشت، بلى بيايد اين کار را در حق پشتونها روا بداريم،
      ولى...
      خانم فرشته حضرتي!
      شما که سود مى بريد از مسايل قومى و توهين به پشتونها، اما ديگران که اين مطلب را مي خوانند، چه سودى مى برند، آنها هم توفنگ خود را بگيرند و با پشتونها جنگ کنند
      نکنيد، شما و ديگر دوستان بايد با پشتونها کمک کنند که به گفته ى شما به راه راست بروند، با آنها جنگ نکنيد، ورنه مي فهميد که راديکاليسم پشتونها نه تنها اسلاميسم آنها را خطرناک ساخته بلکه فاشيسم پشتونى را به وجود مياورد...
      آگاهانه گام برداريد، افغان ملت هم به درد ملت نه مى خورد، ستم هم نه خورد، محسنى هم سگى بيش نيست، ملاعمر هم يک خرى بيش...
      ولى ما جوانان بايد آگاه باشيم، در قصه پشتون و تاجيک نباشيد، از فرشته حضرتى گرفته تا احدى همه مرض دارند، تعصب را از بين ببريد، اگر پشتون هستيد، تاجيک يا هزاره، يکى ما را به ايران مى فروشد به بهانه مذب، يکى ديگر بر پاکستان و يکى ديگر بر امريکا، خودما بايد فعال باشيم
      چند تا بى شعور مثل احدى و فرشته حضرتى براى پشتونها، تاجيکها و هزاره هاى ما تصميم گرفته نمي توانند... اين مقالات را نخوانيد، اگر پشتونها بر عليه تاجيکها مي نويسند و يا هم آنان عليه پشتونها
      شما موفق باشيد
      ولى شما که از اين کارها مي کنيد، هلاک شويد که انشاالله هلاک شده ايد، و ديگر نمي توانيد بازى کنيد.

  • سلام دوستان: من هم یکی ازجوانان افغان ملت هستم . خودی من ازقوم اوزبک هستم هرکسی که میگوبد افغان ملت از پشتونها است میگوبد این دروغ است درحزب افغان ملت ازتمام افوام است واین را من کاملاٌ رد میکنم .

  • دربین افغان ملتیها یک ازبک ظهورکرد ولی در بین ستمی ها اگرازپشتونها حرف زدی مجبور زبانت را ازدست میدهی

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.