کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > ببينيد و بشنويد > سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

سه شنبه 1 سپتامبر 2009, بوسيله‌ى shams

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






58 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > ببينيد و بشنويد > سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • جعفر رضایی

    اول اینکه با اینهمه دشمنی و مخالفت با اسلام و پیامبرش، نام شما چگونه تا بحال اسلامی باقی مانده است؟ آیا این نشانۀ ارادت مخفئ شما به آن خاندان و دین آنهاست یا کدام علت دیگر میتواند داشته باشد؟

    دوم اینکه این سنت پیامبر مهربانی و رحمت نیست بلکه سنت ارباب شما امریکا و استادش انگلیس است (چرا که پیامبر مهربانی و رحمت ازدواج اولش با زنی بود که 15 سال از وی بزرگتر بود، چرا آن تفاوت را شما فراموش میکنید؟) زیرا خبرنگار خود در کلیپ فوق اذعان میکند که علت اینهمه بدبختی در افغانستان، بیسوادی و جهالت مردم است که عامل اصلئ آن اربابان شماست.

    بیشتر از دو قرن تمام سعی و کوشش اربابان شما در این بوده که مردم افغانستان و منطقه را بیسواد و جاهل نگهدارند که در این زمینه بسیار کامیاب بوده اند. مکاتب را بواسطۀ اجیران خود آتش زده اند و شاگردان مکاتب را به قتل رسانیده اند. مکتب رفتن دختران به حکم جواسیس آنها حرام اعلان شده در حالیکه در اسلام آموزش برای دختر و پسر فرض گردیده است.

    خبرنگار اشاره میکند که در افغانستان زنانرا مانند اجناس تبادله میکنند. با اینکه ما شاهد این حقیقت تلخ در کشور خود هستیم اما نباید فراموش کنیم که حتی در غرب نیز از زنان همین استفاده را اما به شکل دیگر، میکنند.

    مردان سرمایه دار غربی نیز در طول عمر خود با هزاران زن در مقابل پرداخت یک مقدار پول، رابطه جنسی برقرار میکنند. تنها تفاوتی که افغانستان با غرب در این زمینه دارد، تفاوت قیمت است نه چیز دیگر.

    بطور مثال رسوایی برلسکونی نخست وزیر ایتالیا را چندی قبل یکجا با صد ها دختر جوان و نوجوان در مطبوعات دیدیم و شنیدیم. داستانهای شیرین او را که برای هر دختر در مقابل برقرارئ رابطه جنسی هزاران یورو پرداخته بود (و یقیناً تا دم مرگ خواهد پرداخت و خواهد کرد) را خواندیم. آیا فکر میکنید مردان افغانستان بیشتر از برلسکونی و امثالهم از وجود زنان استفاده میکنند؟ به نظر من گناه مردان افغانستان در این است که مانند برلسکونی عضویت مافیا را ندارند تا پول های گزافی برای عیاشئ خود بپردازند وگرنه همین خبرنگار شاید خود یکی از داوطلبین اینگونه معامله ها میبود و شما نیز یقیناً در این مورد بطور مکرر ابراز نظر نمینمودید. علاوه بر این تفاوت برلسکونی با آن مرد ریشو در کلیپ بالا فقط تراشیدن ریش و پوشیدن یک دست دریشی با نکتاییست وگرنه سن برلسکونی یقیناً بیشتر از آن صوفیست در حالیکه دخترک افغانی 13 یا 14 ساله و دخترک ایتالیای که با برلسکونی معامله نموده بود 18 ساله بوده است. خوب چه تفاوتی وجود دارد میان وحشت اروپایی و افغانی؟ در هر دو مورد معاملۀ پولی صورت گرفته، اولی برای بقای حیات یک خانواده و در دومی برای دستیابی به خواهشات و امیال پوره ناشدنئ یک دختر غربی.

    و همین حقیقت را خبرنگار در کلیپ بالا اعتراف میکند، که والدین این دختر بنابر گرسنگی دختر خود را فروخته اند. شما عقل کُل، باید اندکی فکر کنید که کیها در افغانستان باعث جنگ و فتنه که از عاملان اصلئ گرسنگیست بوده اند؟ پدیدۀ بنام مجاهد و طالب ساخته و پرداختۀ مردم افغانستان بود یا غربیها؟ 

    در مورد دختر دومی (محجبین)، پدرش با شوهرش قمار زده اند (قمار در اسلام حرام مطلق است و به جرئت میتوان گفت که از سنت های ارباب شما یعنی کپیتالیزم / شیطان بزرگ، است) و دختر خود را به داماد فعلی اش باخته است. و در همین مورد، ترجمان نیز توسط عساکر ارباب شما گردن زده شدند.

    در مورد دختر سومی (روشن) نیز که احتمالاً از غور است، خبرنگار از جبر و زور روی دختر چیزی نمیگوید. صرف داستان نامزدی و ازدواج آن دختر خورد سال را بیان میکند.

    در مورد چهارم که خبرنگار از رابطه جنسی زودهنگام میگوید، باز هم در مورد خورد بودن یا بزرگ بودن داماد بحثی نمیشود، صرف میگوید که دورۀ نامزدی برخلاف قول داده شده کوتاه بوده و داماد (که تفاوت سنش با عروس واضح نمیشود) با عروس رابطه جنسی برقرار میکند که بازهم توافق فامیل بوده یعنیکه دختر خود را بنابر ضرورت مادی به داماد فامیل فروخته اند. پس مشکل برمیگردد به فقر و نتایج جنگ که دوباره پای اربابان شما در این مسئله دخیل میگردد. بخش دیگر این مشکل برمیگردد به اخلاق وحشئ بعضی از نامرد ها که مسلمان و غیر مسلمان ندارد.

    و حتی در امریکا و اروپا نیز یک موضوع معمولی و مروج است. و این فقط یکسال پس از دوسیه فریتزل فاش میگردد، مطمئناً تجاوزات اینگونه در کشور های به اصطلاح متمدن که شما افتخار غلامئ آنها را دارید بسیار رخ میدهد، که بیان همۀ آنها از حوصلۀ این گفتمان خارج است.

    در مورد پنجم خبرنگار دوباره بر میگردد به دختر اولی که تکراریست.

    در مورد ششم خبرنگار فراموش میکند روشن سازد که این معضل بخشی از سنت مردم جنوب است. این مشکل ظاهراً در قندهار رخ داده جاییکه خود ملالی کاکر به قتل رسید و چند روز قبل انگشتان مردم بخاطر رای دادن قطع گردیده و در یک انفجار بیش از 40 هموطن ما در حالت افطار به شهادت رسیدند. 

    در مورد هفتم (مرضیه) که تلویزیون را شکستانده و به همان دلیل خودسوزی نموده بود نیز با آنکه گفته میشود علت بیسوادی و جهالت مردم و بخصوص زنان است، ولی روشن نمیگردد که شوهرش چند ساله بوده و اینکه چرا خانوادۀ این دختر حاضر شده او را در سن 9 سالگی شوهر دهد نیز نامعلوم است. به گمان زیاد علت میتواند فقر باشد اما بازهم نمیشود در مناطق قبایلی و پشتون نشین، شما اسلام را برای ازدواج های زیر سن ملامت کنید. پشتون ها خود اعتراف میکنند که برای ما پشتونوالی برتر از احکام اسلام است. و مزید بر این در هیچ جای قرآن زنان مجبور به ازدواج در سنین پایین نگردیده است.

    بعد از این خبرنگار راجع به غیبت زنان از فامیل حتی برای یک شب و نتایج آن در خانواده های افغانی بحث میکند در حالیکه در افغانستان اگر یک مرد نیز شب به خانه نیآید خطر مرگ ویا اختتافش میرود، چه رسد به زنها. در محیطیکه مرد ها مصئون نیستند چگونه این خبرنگار از شبگردئ زنان گلایه و شکایت میکند؟ بازهم مسئولیت بر میگردد به اربابان شما که بعد از 8 سال حضور نظامی، مردم حتی نمیتوانند روزانه در شهر و آبادی گردش کنند.

    مشکل زن دیگری که دوبار ازدواج میکند و بالاخره کشته میشود نیز بر میگردد به خرافات موجود در قبیله و فروش زنان (در مقابل شیربهای گزاف). طوریکه مردان مجبوراند زنان را در کودکی بخرند و خود برای پوره نمودن وجوه لازم به ایران و پاکستان سفر نموده و سالها در آنجا کار کنند تا پول مورد نیاز خود را مهیا سازند.

    و در مورد رخشانه واضح نمیشود که چرا وی خودسوزی نموده و بکدام قبیله یا قوم مربوط بوده است؟ ظلم و خشونت علیه زنان در قرآن به شدت نکوهش گردیده و بطور خلاصه باید گفت که اسلام دینیست که زنان را از زنده بگور شدن نجات داد. اینکه هموطنان ما تحت تاثیر رسوم قبیلوی به چنین اعمالی دست میزنند، نمیتوان بار خریت و مسئولیت خود را بیاندازیم بگردن اسلام. باید رفت و آدم شد.

    در آخر سوال اساسی این است که اربابان شما در افغانستان و در 8 سال گذشته چه غلطی کرده اند که پس از گذشت هرسال مشکلات بجای اینکه کمتر گردد، بیشتر شده است؟

     

    • مگر نام را خود انسان میگزارد یا والدین؟
      و همین طور برونسل اندر نسل تا برسرسی به جنگ قادسیه که شمشیر بالای سرت بگوید یا اسلام را قبول کن یا جزیه بده یا با ما بجنگ .
      درود بر آنانی که جنگیدند و جان های شان را در مقابل تجاوز تازیان از دست دادند .
      شرم بر آنان که جزیه دادند و سوسمار خواران را به افعی خواراران بدل کردند . که حالا دنیا از چپاوول اعراب رنج می برند و مثال : عمده آن همین فقر و کرسنگی تجاوز به دختران کوچک است . همان طور که محمد در 54 سالگی به دختر ابوبکر که 7 ساله بود تجاوز کرد.
      و بدا به حال آنانی که اسلام شمشیر کش را قبول کردند و تا به حال در رنج اند . بااین شگرد اعراب از سوسمارخوری نجات پیدا کرد و خانواده توفیق ها هنوز در خدمت اعراب تازی حلقه در گوش دارند.

      امید دارم که کسانی نام عربی دارند این نام های کثیف را به نام های چون ، جمشید کیکاووس زرین دخت تهمینه
      کنیشکا فروزان .
      نه اینکه علی سگ کش ، محمد تازی ، حسین کله شخ ، ابوبکر چاپلوس ، عمر درازی چپاوول گر، حسن لوده
      فاطمه صیغه یی ، و.....

    • یم دری جان دوباره مرچ انداختی. آقای جعفر رضایی در کشوری زندگی میکند که تغیر دادن نام مانند خوردن آب است همانطوریکه شما اسم مبارک تانرا تغیر داده اید وی نیز میتواند نامش را یم انگلیسی بگذارد.

      بهرحال، فعلاً شمشیر اعراب سوسمار خور از سر مردم بیچاره کوتاه شده و شمشیر جد بزرگ تان (جورج بوش) بر گردن آنها بالا و پایین میشود.

      اعراب سوسمار میخوردند و اجداد شما نیز خوک نجاست خوار. چه فرق میکند؟

      مطمئن هستم کلب فلان عرب بودن با کلب جورج بوش بودن تفاوتی ندارد.

      اگر زنان مسلمان را صیغه ی بپنداریم پس زنان شما یقیناً تیغه ی هستند، یعنیکه کندک تمام و از تمام سوراخ ها قابل استفاده.

      وضعیت مسلمانان به آنها و حالت شما به خودتان مبارک و فرخنده باد!

       مرچ برایتان مضر است، لطفاً کمتر تناول فرمایید.

    • از چه عرب خوشت آمده راست بگو ؟
      اینرا میدانی یا نمیدانی که حق تلفی زنان در اسلام باعث شده که در هر موارد به زنان دشنام بدهند . همنیطور که من به زبان چتیات خودت می بینیم از مسلمان زاده جز این توقع هم نمیرود . چرا در کشور های غیر اسلامی به زن دشنام نمی دهند؟ تو خود را مسلمان می گیری اما عرب تو را با این زبان غلام و سیاه سران تان را جز کنیز و کلفت قبول ندارند . تو به جاده یک طرفه میدوی.
      شاید که سید هم باشی که بکلی خون شریک با عرب شوی اما برو بازبان عربی تازی صحبت کن که زبان الله تان است که زورش به شیطان نمی رسد وشیطان به الله تازی می گوید که من بنده های ترا تا روز قیامت از راه می کشم. اما به چینی ها جاپانی ها انگلیسی ها و آمریکایی ها و یهود ها کار ندارم . فقط خویش و قوم توفیق را از راه می کشد. هه هه هه اگر در کله مغز نباشد همین میشود. من با احترام به خلاقیت و توانایی های هنری که در جناب جعفر رضایی می بینم شاید بتواند نامش را به نام های اجدای ما مزین سازد . تا دل سوسمار خواران جمع شود.

      عرب در ذات و قوم سوسمار خور اند

      درین گردون روشن مثل کور اند.

    • آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست

      چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست

      گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی

      او سلیمان زمان است که خاتم با اوست

      روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک

      لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست

      خال مشکین که بدان عارض گندمگون است

      سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست

      دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران

      چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست

      با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل

      کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست

      حافظ از معتقدان است گرامی دارش

      زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست

      ..........................................

      آری ای فاشیست و ای صهیونیست زمان!

      برای تو این مهم است که عرب نباشد و برای من این مهم است که شیطان صفت و انسان ستیز نباشد. تو در عقب این هستی که چگونه و در کجا زهر خودت را در جان یک سیاه پوست خالی نمایی ولی من در این فکرم که چگونه میشود به تبعیض و تعصب نژادی نه گفت.

      در اسلام شأن یک زن را با قبولئ او به صفت خواهر و مادر که عزیز ترین افراد خانواده هستند بالا میبرند ولی در آئین صهیونیزم و آپارتاید که جناب عالی یکی از معتقدینش باشید، زن را یک شریک (پارتنر) مادی و جنسی میداند.

      در نظام اسلامی به محارم از چشم حرمت و احترام مینگرند ولی در نظامیکه جناب عالی معتقد به آن هستید، داشتن مقاربت جنسی با مادر، خواهر و دختر جایز و عادی پنداشته میشود.

      در نظام اسلامی به زن، خواهر (اخوی) خطاب میکنند ولی در نظام مقبول شما به او فاحشه یا (بیچ) میگویند.

      همانطوریکه در نظام طبیعت میگویند:

      بانگ خوش دار چون به کوه آیی

      کوه را بانگ خر (!) چه فرمایی؟

      بنده نیز گفته های خودت را مانند کوه، دوباره به تو باز میگردانم چرا که قانون عمل و عکس العمل فزیک نیز همین را میگوید، و تو را لایق شیوۀ کلامئ خودت میدانم نه کمتر و نه بیشتر.

      اگر قبول ندارید مطلب نخستین خود را دوباره بخوانید و برای یکبار اقلاً از نگاه صهیونیزم و نازیسم نه بلکه از نگاه انسانیت (اگر داشته باشید) به جملاتیکه نوشته اید دقت نمایید.

      من با آنکه افتخار پیروی از محمد رسول الله (ص) و علی ولی الله (ع) را دارم که هردو در مقابل ناملایمات و فحاشئ (یم دری ها و ابوجهل های روزگار خود) از زبان خوش و انسانی استفاده مینمودند، اما تا هنوز به مقام والای آنها نرسیده ام که فحاشئ جناب عالی را به امید اینکه شما آدم شوید، تحمل نمایم زیراکه تحمل و سکوت در مقابل ارازل و اوباش نیز از خود حد و حدودی دارد. بعضی اوقات در مقابل حیوانات درنده و هار باید از خشونت کار گرفت وگرنه آنها دست از سماجت و حملات وحشیانه و وقیحانۀ خود بر نخواهند داشت.

      وارد شدن به جاده ی ورود ممنوع نیز مختص افرادی چون شماست که فقط خود را انسان میشمارند (در حالیکه از انسانیت بویی نبرده اند) و با لجاجت جاهلانه و حیوانی، رنگین پوستان را همه حیوان خطاب میکنند.

      اسلاف و اجداد جناب عالی در قالب نظام کاپیتالیزم هم اکنون نیز تمام مردم دنیا را چور و چپاول میکنند و در عمل تمام بشریت را غلام و کنیز خود به حساب میآورند. اگر قبول ندارید یکبار در کارخانه های کشور های روبه انکشافی چون بنگلادش، پاکستان، هند، برازیل و صد ها کشور دیگر سر بزنید تا ببینید که نجاست خوار هائ قرن بیست و یکم که طرز فکر شان در موازات خط فکری جناب عالیست، دارند چیکار میکنند.

      من سید نیستم اما یقین دارم که تو از صهیونیست های دو آتشه هستی. تفاوت تو با شارون، یهود بارک، و ناتانیاهو در این است که آنها فارسی را به خوبئ تو نمیدانند و در مقابل تو شاید عبری را به خوبئ آنها ندانی.

      زبان فارسی، زبان مادرئ من است اما من مانند تو فاشیست و خود پرست نیستم. برخلاف نژاد پرستان که از آلمان تا یونان و اسرائیل و ایران در قتل عام اقوام دیگر مصروف اند، به تمام زبان ها و به تمام نژاد ها احترام قلبی و صادقانه دارم.

      خداوند متعال ج میدانست که افراد شقی و بدبختی چون جناب عالی بیشتر از اینها لیاقت ندارند و باید برای همیشه تناب غلامئ ابلیس در گردن آنها باشد که انشاالله مبارک تان است.

      تشویش نداشته باشید که در هر کشور و نژاد شما هم فکر و هم سنگر خود را دارید. بیشترین ِ هم مکتبان شما در آلمان، اسرائیل و ایران بیشتر یافت میشوند که همه گی از بینئ فیل بر زمین افتاده اند و بجز خود دیگران را انسان نمیشارند.

      در افغانستان نیز قبیله پرستان و نژاد پرستان فارسی زبان از همین مریضی رنج میبرند.

      به عبارۀ دیگر شما ها را میتوان فرعونیان عصر نامید و بقول شاهزاده کوچولو، شما همه قربانیان غرور، کبر و خودخواهئ خود شده اید.

      فردوسئ بزرگ نیز در بارۀ افراد خود پرست و خودخواهی چون تو، چنین میگوید:

      منی چون بپیوست با کردگار

      شکست اندر آورد و برگشت کار

      چه گفت آن سخن گوی با فر و هوش

      چو خسرو شوی بندگی را بکوش

      به یزدان هر آنکس که شد ناسپاس

      به دلش اندر آید ز هر سو هراس

      در اینجا باید واضح سازم که افراد نادان و احمق یزدان را جدائ از الله و God میدانند و داستان اینها را حضرت مولوی در قالب نظم بشکل بی نهایت زیبا چنین بیان میکند:

      چار کس را داد مردی یک درم آن یکی گفت این بانگوری دهم

      آن یکی دیگر عرب بد گفت لا من عنب خواهم نه انگور ای دغا

      آن یکی ترکی بد و گفت این بنم من نمی‌خواهم عنب خواهم ازم

      آن یکی رومی بگفت این قیل را ترک کن خواهیم استافیل را

      در تنازع آن نفر جنگی شدند که ز سر نامها غافل بدند

      مشت بر هم می‌زدند از ابلهی پر بدند از جهل و از دانش تهی

      صاحب سری عزیزی صد زبان گر بدی آنجا بدادی صلحشان

      پس بگفتی او که من زین یک درم آرزوی جمله‌تان را می‌دهم

      چونک بسپارید دل را بی دغل این درمتان می‌کند چندین عمل

      یک درمتان می‌شود چار المراد چار دشمن می‌شود یک ز اتحاد

      گفت هر یکتان دهد جنگ و فراق گفت من آرد شما را اتفاق

      پس شما خاموش باشید انصتوا تا زبانتان من شوم در گفت و گو

      گر سخنتان می‌نماید یک نمط در اثر مایه‌ی نزاعست و سخط

      گرمی عاریتی ندهد اثر گرمی خاصیتی دارد هنر

      سرکه را گر گرم کردی ز آتش آن چون خوری سردی فزاید بی گمان

      زانک آن گرمی او دهلیزیست طبع اصلش سردیست و تیزیست

      ور بود یخ‌بسته دوشاب ای پسر چون خوری گرمی فزاید در جگر

      پس ریای شیخ به ز اخلاص ماست کز بصیرت باشد آن وین از عماست

      از حدیث شیخ جمعیت رسد تفرقه آرد دم اهل جسد

       

      متأسفانه با توجه به میزان بالای آلودگئ ذهنی جناب عالی به ویروس خودخواهی، فاشیزم، و صهیونیزم، بعید میدانم که شما به این زودی ها از طرز فکر انسانی بهره مند شوید.

    • توفیق جان سلام.من یگان بار طرفدار حرفهای تو استم ولی یگان بار شاید خوابت پوره نیست کمی باشتباه فکر میکنی .شمشیر اعراب سوسمار خور ((((((اسامه بن لادن و طالبان و مجاهدین ))))) است و گردنک شما و من باید بدست آنشیادان بریده شده و باتفنگ من تو را میکشد و حملات انتهاری هم فقط برای من و تو سازمان میدهد ودیگر شمشیر را چرا دیده نمیتوانی .اگر این سه عنصر مذهبی در افغانستان نمیبود نه روس مییامد و نه امریکا و کشور من آزاد میبود .ببین یک سوال دارم پولیس دزد را ضرورت دارد یا دزد پولیس را کدامش بالای یکدیگر صدا میزند که بیا کارت دارم؟

    • نجیب جان

      با آنکه چندین بار اینها را نوشتم اما بازهم برایت مینویسم:

      1. امریکا و انگلیس آنقدر ها نیز بی تقصیر و ساده نیستند که شما فکر میکنید. آنها برای ساختن راهبرد / ستراتیژئ دراز مدت خود، نه تنها مجاهد، طالب، بن لادن و غیره را میسازند بلکه حادثه هائ چون یازدهم سپتامبر را نیز طرح ریزی میکنند. اینها در مورد روسیه و تمامئ قدرت های استعماری نیز صدق میکند.

      ترجمۀ فارسئ "جنگ چارلی ویلسون" در روزنامۀ 8 صبح.

      2. حملات انتحاری طبق احکام اسلامی بکلی حرام است چرا که اولاً خودکشیست و دوم اینکه بیگناهان را بیشتر از مقصرانیکه عنوان میشوند، میکشد. این پدیدۀ شوم برای نخستین بار نه توسط مسلمین بلکه توسط غیر مسلمین ابداع گردید و بواسطۀ استعمار کهنه در اسلام دست ساختۀ خودش (وهابیت) نهادینه شد. استعمار کهنه و نو امروز تا بحدی در این زمینه موفق گردیده اند که، "چرک دست انتحاری را تبرک گفته، به خورد مردم از همه جاهل و بیسواد میدهد".

      3. نقش اعراب وهابی نیز در این میان ظاهریست. همانطوریکه گویند، "آفتاب آمد دلیل آفتاب" حتی شما نیز خوب میدانید که تناب وهابیت که یک سرش بر گردن ملک عبدالله و بن لادن بسته اند، سر دیگرش در دستان استعمار کهنه و نو است.

      4. مطالعه و درک من از اسلام برایم ثابت ساخته است که یک مسلمان واقعی نمیتواند حملۀ انتحاری کند و یا حملات انتحاری را سازمان دهی نماید. این پستی و رزالت چه در گذشته های نزدیک و چه در شرایط کنونی فقط و فقط میتواند به دست طراحان کاپیتالیزم و جهانی سازی انجام گیرد. 

      5. خودت خوب تشخیص داده ای که اگر تندروان به اصطلاح مسلمان نمیبودند، قدرت های بزرگ نمیتوانستند به افغانستان و سایر کشور های اسلامی تجاوز کنند. چرا اینرا اعتراف نمیکنید که همین قدرت های بزرگ اول بهانه مداخله و تجاوز را میسازند و بعداً مداخله و تجاوز میکنند. بهانه سازی نیز کار مشکلی نیست. فقط با دادن پول، ویزای دایمی برای اقامت مزدوران (مثلاً گورخا ها) و تبلیغات سوء (که مطبوعات غربی مصروف آن هستند) میتوانید مستحکم ترین دژ های دنیا را تسخیر کنید.

      6. آن مثال پولیس و دزد را نیز خودت بر ضد برداشت و طرز فکر خود داده ای. آری اگر دزد و جنایت کار در دنیا نباشد، بازار و کاروبار به اصطلاح پولیس (که امروزه کاپیتالیزم نقش آنرا در جهان بازی میکند) کساد خواهد شد. یقیناً که همینطور است.

      شما تنها نیستید. صد ها میلیون انسان در سراسر دنیا با آنکه از نعمت عقل و خرد بهره مند بوده اند ولی به دلایل گوناگون، قربانئ تبلیغات مطبوعاتی کاپیتالیزم شده اند که آنرا (conditioning) گویند.

      این مشکل یا مریضئ شما صرف میتواند با مطالعه عمیق و بیطرفانه راجع به کاپیتالیزم و نیاز های دراز مدت آن، رفع و معالجه گردد.

      موفق باشید

    • میگوید به گفتار ملا برو و به رفتارش نه :

      خوب اگر الله یک بلستی تازی که کله آن اندازه کله مورچه عقل ندارد . با پروردگار جهان ،یا GOD یا خداوند عالم یا تانری یکی باشد . پس چرا مسیحیان سر نمی برند . یهودیان انگشت و سر نمی برند .و هندوان محترم سر نمی برند. جز سلام بی چیز عرب بی سروپا و سوسمار خور و زنباره و قماباز .بگو چرا چرا چرا چرا ؟؟؟؟؟؟ احمق خان
      گپ خودرا به گردن می گیری ؟

      عرب تازی پرورگار را هم به بازی گرفته با آن پیغمبر نوکر سلمان فارسی اش.

  • تا بکی میگذاریم جهالت عدۀ از مردان مسلمان نما و نادانی ملا های دروغین و ریش سفیدان ناآگاۀ منطقوی، دامنگیر همه مسلمانان جهان و باعث بدنامی دین مبین و مقدس اسلام بگردد؟

    طوریکه از محتوای این ویدیونامه پیداست دختر پاک 13 سالۀ بیخبر از دنیا، قربانی باخت قمار پدر شده و با فتوای ریش سفیدان منطقه به ازدواج با قمارباز برنده مجبور میگردد و علنی است که با دخالت و ادی مراسم نکاح نامشروع از طرف نا ملائی، زندگی یک دختر جوان و بی تقصیر ما شکار هوسهای پیره مرد حیوان صفت دیگری میشود.

    نمیدانم آنها جواب خداوند را با اینگونه اعمال چه خواهند داد.

    سورة المائدة(92و91و5:90)

    يا ايها الذين آمنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون (90)
    انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوة و البغضاء في الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكر الله و عن الصلاة فهل انتم منتهون (91)
    و اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و احذروا فان توليتم فاعلموا انما على رسولنا البلاغ المبين (92)

    ترجمه:
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام ( نوعى بخت‏آزمايى )، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد! (90)
    شيطان مى‏خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد. آيا (با اين همه زيان و فساد، و با اين نهى اكيد،) خوددارى خواهيد كرد؟! (91)
    اطاعت خدا و اطاعت پيامبر كنيد! و (از مخالفت فرمان او) بترسيد! و اگر روى برگردانيد، (مستحق مجازات خواهيد بود; و) بدانيد بر پيامبر ما، جز ابلاغ آشكار، چيز ديگرى نيست (و اين وظيفه را در برابر شما، انجام داده است (92)

    آیا ما باید راه حل همه چیز را به خداوند متعال واگذار شویم و یا منحیث یک فرد مسلمان مسئولیتی هم داریم که لا اقل در آموزش، آگاهی و اطلاع درست از سنتهای پیامبر، احکام الهی، عزت، عفت و شرافت انسانی و همچنان در آگاهی اینگونه پیره مردان هوسران که باید بدانند توان فزیکی آنها در رضایت غرایض جنسی طبیعی و خداداد این دختران نوجوان، محدود و ناکافی بوده و این خود موجب علایق نا مشروع و به اصطلاح حرام خواهد شد که در آنصورت همین پیره مردان بازهم ناتوانی و بی کفایتی های خویشرا گناه و تقصیر همسر نوجوان خوانده و جزای سنگسار آنانرا در صلاحیت ملا ها خواهند جست.

    Arif

  • در طول تاریخ چهار هزار ساله ادیان , دو هزار سال قبل از میلاد و دو هزار سال بعد از میلاد هیچ دین , مسلک , فرقه و یا مذهبی بیشتر از ادیان ابراهیمی و سامی ( مسیحیت , عیسایت , اسلام ) زن را خوار و حقیر ننموده است , ادیان عیسویت و موسویت زن را انسان ولی موجودی پست و فرمایه تر از مرد میداند که باید در تمام زنده گی از مرد فرمانبرداری کند , اسلام زن را موجودی میداند که الله بدان سبب او را افریده تا جفت جنسی مرد بوده و مرد در امور جنسی از او بهره برداری نموده از او جفت گیری نماید , به طور کلی میتوان گفت که در نوشته های مقدس ادیان ابراهیمی خداوند همانند موجود "ضد زنی " است که بزرگترین ضربه ها را ازوجود زن متحمل شده از این رو به افرینش مرد دست زده تا انتقام او را از زن بگیرد , به همین دلیل خداوند در ایه 16 باب سوم کتاب پیدایش درین مورد زن را مخاطب قرار داده میکوید ( درد و زجر زایمان را برایت چند برابر خواهم کرد و تو در بهران درد و رنج بچه ات را خواهی زایید همچنان تو باید بدانی که به تو قدرت تولد فرزند داده ام ولی باید همچنان وفاداری و علاقه و محبت را نسبت به شوهرت نگهداری کنی و باید بدانی که او بر تو فرمانروای میکند ) این چگونه گی اندیشه خدا نسبت به زن که در تمام نوشته های ادیان ابراهیمی از ان سخن گفته اند زیر بنای رفتار غیر منصفانه و ستمگرانه مرد را نسبت زن به گونه شرعی تجویز و تایید میکند و دست کم در سه فرهنگ ادیان ابراهیمی اهمیت زیر بنا را دارد .
    در تورات اشکارا میگویند پس از افرینش ادم خدا با خود اندیشید که این درست نیست که ادم درین دنیا تنها باشد و تصمیم گرفت برای او مونسی و همدمی بیافریند , پس از قبرغه های راست ادم حوا ( زن ) را به وجود اورد . بنا بر این استدلال اگر افرینش ادم برای خداوند دلیل داشته , ولی پیدایش حوا بر پایه دلیلی انجام نگرفته , بلکه خداوند او را به منظور وجود ادم و تنها نبودن او افریده است . از دور نمای نوشته های مقدس ادیان ابراهیمی چنین بر می اید که دلیل خواری و فرو جاهی زن نسبت به مرد انست که , پس از انکه حوا از میوه ممنوع شده درختان بهشت خورد و ادم را نیز به خوردن ان وادار کرد , خداوند گناه او را به تمام زنهای جهان در تمام ادوار عمر کره زمین تا روز قیامت کلیت داد و به همین دلیل چون حوا برای ارضای حس کنکاوی خود و اگاه شدن برای او انچه نادانسته بود فریب شیطان را خورد و به ادم تکلیف کرد که از میوه ممنوع شده درختان بهشت بخورد , خداوند به او خشمناک شد و به دنبال خشم خدا بر حوا , تمام ادیان ابراهیمی زن را از خدمات دینی و اموزش در اموزشگا ها ازادی بیان و داشتن حقوق برابر با مردان منع کرده است . ادامه دارد ,

  • بادرود به هم میهنان

    فردوسی والا می سراید :

    چو با تخت منبر برابر شود / همه نام بوبکروعمرشود

    کشاورز جنگی شود بی هنر/ نژاد و بزرگی نیاید به بر

    زایران واز ترک و از تازیان/ نژادی پدید آیداندر میان

    نه ایران نه ترک و نه تازی بود/ سخن ها به کردار بازی بود

    همه گنج ها زیر دامن نهند / بکوشندو کوشش به دشمن دهند .

    منظور فردوسی تمام غلام بچه هاست اعم از مجاهدین طالبان و تمام این شیطان صفتان
    پس بییا ئید از علی دشتی درباره زنان محمد تازی بخوانیم.

    آن هم تا مدت كمی پس از فوت خديجه كه در مكه به سر برد، اما پس از هجرت به مدينه مخصوصاً پس از حصول امكانات اين رغبت مفرط رسول اكرم به زن خوب ديده مي‌شود و قابل انكار نيست كافی است به تعداد زنان وی نظری اجمالی و فهرست‌وار بيفكنيم.

    ۱-حضرت خديجه دختر خويلد، بانوی متشخص و متمكنی كه سومين شوهر او حضرت محمد بود و از محمد چهار دختر و دو پسر به نام قاسم و طاهر كه زنده نماندند، زاييد.

    ۲-سوده دختر زمعه و بيوه سكران بن عمرو، كه از مسلمانان مهاجر به حبشه بود و هم آن جا وفات كرد و به عقيده محمد حسن هيكل پيغمبر سوده را از راه ترحم و بری اين كه بيوه مسلمانی تك و تنها نباشد گرفت.

    ۳-عايشه دختر ابوبكر صديق كه در هفت سالگی نامزد شد و در نه سالگی با تفاوت بيش از چهل سال سن به زوجيت پيغمبر درآمد و هنگام رحلت حضرت شانزده يا هفده ساله داشت و بيش از زنان ديگر مورد علاقه بود. عايشه از جمله حفظه (حافظين) قرآن و از منابع مهم حديث و سنت به شمار مي‌رود و پس از قتل عثمان ضدخلافت علي‌بن ابي‌طالب قيام كرد و جنگ جمل را به راه انداخت.

    ۴-امّ سلمه. (دختر بنی اميه)

    ۵-حفصه دختر عمر‌بن الخطاب است كه پس از بيوه‌گی به حرمسری پيغمبر ملحق شد و مي‌توان اين ازدواج را از ازدواج‌هی سياسی و مصلحتی به شمار آورد.

    ۶-زينب دختر جحش (او قبلاً) زن زيد‌بن الحارثه پسر خوانده پيغمبر بود، كه مي‌توان ازدواج پيغمبر را با وی جزء داستان‌هی عشقی پيغمبر درآورد و منظومه زيد و زينب در باره آن سروده شده است، و از حيث لطف و عنايت و محبتی كه حضرت رسول نسبت به وی داشت او را رقيب عايشه دانست.

    ۷-جويريه دختر حارث‌بن ابو ضرار رئيس قبيله بنی مصطلق و زن مسافع‌بن صفوان كه زن با فضل و كمالی بود و در سال ششم هجری جزو غنايم و اسری بني‌مصطلق نصيب يكی از مسلمان‌ها شد. مالك او را از فديه مي‌خواست كه به نظر جويريه گزاف مي‌آمد و از اداء آن عاجز بود از اين رو به در خانه پيغمبر رفت كه شفاعت فرموده مبلغ فديه را پايين آورد. عايشه مي‌گويد: جويريه زيبا و جذاب بود. هر كس او را مي‌ديد شيفته او مي‌شد. هنگامی كه او را بر در حجره خويش يافتم احساس ناراحتی كردم زيرا يقين داشتم چشم پيغمبر كه به او افتد مفتون وی مي‌شود. همين طور هم شد. پس از رسيدن به حضور پيغمبر و بيان حاجت خود حضرت فرمود من كار بهتری برايت انجام مي‌دهم. فديه تو را خودم خواهم داد و تو را به زنی مي‌گيرم. جويريه شادمانه پذيرفت و پس از اين كه پيغمبر با وی هم‌خوابه شد بسياری از اسيران بنی مصطلق به ملاحظه اين كه پيغمبر داماد آن‌ها شده است از طرف مسلمانان آزاد شدند گمان نمي‌كنم هيچ زنی بری كسانش اين قدر حامل خير و بركت شده باشد.

    ۸-ام حبيبه خواهر ابوسفيان (دختر ابوسفيان درست است وی خواهر معاويه اولين خليفه اموی بود) و بيوه عبدالله‌بن جحش كه در حبشه مرده بود.

    ۹-صفيه دختر حيّ‌بن اخطب (يهودي) و زن كنانه‌بن ربيع كه از رؤساء خيبر بود. پيغمبر از ميان اسيران صفيه را انتخاب كرد و در شب همان روزی كه از خيبر به مدينه مراجعت مي‌فرمود با وی هم خوابه شد.

    ۱۰-ميمونه دختر حارث‌الهلاليه خواهر زن ابوسفيان و عباس‌بن عبدالمطلب و خالد خالدبن وليد. مي‌گويند پس از اين وصلت خالد اسلام آورد و به اردوگاه مسلمين آمد و پيغمبر به او چند اسب داد.

    ۱۱-فاطمه دختر سريح.

    ۱۲-هند دختر يزيد.

    ۱۳-اسماء دختر سياء.

    ۱۴-زينب دختر يزيد.

    ۱۵-هبله دختر قيس و خواهر اشعث.

    ۱۶-اسماء دختر نعمان.

    ۱۷-فاطمه دختر ضحاك.

    ۱۸-ماريه قبطيه كه از مصر بری حضرت هديه فرستاده بودند و ابراهيم كه در دوران طفوليت در گذشته از او متولد شده است.

    ۱۹-ريحانه كه مانند ماريه قبطيه برده و مشمول اصطلاح قرآنی “ما ملكت ايمانكم” بوده است و هم‌خوابگی با آن‌ها هيچ گونه مراسم و تشريفاتی را ايجاب نمي‌كرده است. ريحانه جزء اسری بنی قريظه و سهم پيغمبر بود اما نه اسلام آورد و نه حاضر شد زن عقدی محمد گردد و ترجيح داد به حال بردگی در خانه وی بماند.

    ۲۰-امّ شريك دوسيه، و او يكی از چهار زنی است كه خويشتن را به پيغمبر بخشيده بودند. چه غير از زنان عقدی كه ازدواج با آنان مستلزم تشريفاتی چون مهر، حضور گواه و رضايت ولی است و غير از بردگان كه در صورت داشتن شوهر كافر يا مشرك بر مسلمانان حلال هستند. در حرم‌سری پيغمبر طبقه ديگری نيز از زنان وجود داشت و آنان زنانی بودند كه خويشتن را به پيغمبر هبه (بخشيدن) مي‌كردند. او نيز خود را به پيغمبر هبه كرده بود. (سه ‍زن ديگر ميمونه، زينب و خوله‌اند).

    برای مطالعه کامل 23 سال زندگی محمد این کتاب را بخوانید و برای دوستان هم گوشزد کنید.

    http://ali-dashti-23-years.tripod.com/23-y-p.htm#زن و پيغمبرزنده باد رهایی افغانها از خرافات تازیان بدو.

    • واقعا که پيامبر اسلام فقط پيامبر سکس وشهوت بوده است و تمام افکار او از بالای ناف تا فرج زن ها ، سير ميکرده است ! يک محقق فرنگی اين پيامبر عرب را The machine of sex لقب داده است . از همه بدتر تجاوز شهوانی آقای محمد بن عبدالله به زن پسرخوانده اش ( زيدبن حارثه) است که نام وی زينب بوده است . پيامبر اسلام زيد بيچاره را وادار ميسازد تا زن مورد علاقه اش را رها کند يا به عبارت ديگر اورا به دست خود روانه اتاق خواب محمد کند! از همين خاطر ، آخوند ها و ملا امامان ( بخصوص آخوند های شيعه) ولع و حرص زيادی به تجديد فراش ( داشتن همخوابه گان متعدد) دارند؛ گويا اين ارثيه از پيامبر شان باقی مانده و حفظ سنت رسول ، ثواب دارد! مسلمين شيعه برای شهوترانی مکرر ، اصطلاح ( صيغه ) را اختراع کرده اند و به هوسرانی خويش جنبه شرعی و رسمی داده اند! بهر حال قرآن ، کتاب حکومت بلامنازع مرد است که فصول آن از روی ساير کتب به اصطلاح اديان ابراهيمی ، اقتباس شده ؛ مثلا روزه را از اديان قبلی ( دين موسی وعيسی) گرفته و آنرا ابلهانه تر ساخته ( به يک ماه توسعه داده است!) حتا خوردن گوشت خوک که در تورات حرام است ؛ در دين محمد نيز حرام گفته شده ! اما اين که در قصاص و شهادت دادن ، دوزن = يک مرد است گويا از فضل فروشی های محمد بن عبدالله است که بر شعاير قبايل عرب و باديه نشين ، استوار است . فرهنگ شتر و بيابان را در قرن ۲۱ نيز تداوم بخشيده اند ! بقول يک دانشمند دانمارکی ، تا چاه های نفت عربستان و امارت نشين های خليج و ايران ؛ خشک نشود ، مرداب گنديده اسلام ؛ خشک نخواهد شد ! عربستان سعودی ؛ اين تحفه متعفن (!) را نه تنها به آفريقا ارسال داشته ؛ بلکه در چيچنيا وحتا بوسنيا و بلاد روم شرقی نيز فرستاده است ! با احترام .

    • تا قیامت می‏زند قرآن ندا

      ای گروه جهل را گشته فدا

      که مرا افسانه می‏پنداشتید

      تخم طعن و کافری می‏کاشتید

      خود بدیدید آنک طعنه می‏زدید؟

      که شما فانی و افسانه بدید

      من کلام حقم و قایم به ذات

      قوت جان جان و یا قوت زکات

      نور خورشیدم فتاده بر شما

      لیک از خورشید ناگشته جدا

      نک منم ینبوع آن آب حیات

      تا رهانم عاشقان را از ممات

      (مولوی)

      ..................................

      تحریف تاریخ نیز حد و مرز دارد. در مورد اتهامات جاهلانۀ تان اگر راست میگویید، شماره وار مأخذ آنها را در همین صفحه ذکر کنید تا ببینیم حق با کیست.

      اسلام تعدد ازواج را بنابر نیاز و رعایت عدالت مروج ساخت تا کودن هائ مانند جناب عالی با دختر، مادر و خواهر تان زنا نکنید. عمل شومیکه همفکران شما (وشاید خودتان) در سراسر دنیا و روزمره مرتکب میشوند.

      اما با اینهمه شما آزاد هستید، هرکاری که دل تان میخواهد انجام دهید. به زودی خواهیم دید که کیها زیان کرده اند و کیها مفاد؟

    • جناب عتیق جان یک روز ملا نصرالدین به خانه آمد و به زنش گفت : که من درکوچه با چند نفر بحث سیاسی کردم وهیچکدام من را قناعت داده نتوانستند. زنش خندید و گفت تا جائی که من ترا می شناسم .اگر هزار نفرهم باشد تراقناعت داده نمیتواند چرا که همیشه میگوئی ماست سیاه است و قبول هم نمی کنی که سفید است .

      چطور که نوشتار دیگران تحریف است ولی هرچه تو می نویسی در ست و واقعیت است .تمام این تالیفات که تو می آری تحریف استعمار است کاری کرده اند . که تو وطن مردم فقر بدبختی عقب ماندگی ، بی سوادی ، تاراج ، آوارگان ، از بین بردن آثار تاریخی و همه را نمی بینی و اینرا در سر داشته باشی میدانی که عرب بادار توست و تو باید همیشه پاهای شان را ببوسی و خدا را هم از خود ندانی و خدا هم از عرب است . هر عرب محترم است و هر افغان مثل خودت مطیع سوسمارخوارن تا قیامت . اما ما مثل خودت فکر نمی کنم.
      جاهل ترین مردم روی جهان امروز عرب است که از یک فرهنگ جهل و بی مغری و مملو از خرافات و زور گویی پراست. و طالبان از مسلمان ترین آدم هاست وکسانیرا که رای داده به اساس قانون عرب انگشت می برند.

      در زمان پیغمبر تازی اگر یک عرب یک خسته خرما درراه می یافت آنرا می گرفت و از رد پای آن شخص دنبالش میدوید تا اورا پیدا می کرد و می کشت و تمام خرما هایش را به سرقت می برد.

      در لینک پاهینش کلیک کن تمام کتاب را بخوان ماخذش را همی می یابی.

    • این سروده مولانا هم شبیه به آیات مکی قرآن است . زمانی که مولانا ملای بیش نبود اما بعد از برخورد با شمس تبریز آن برق خرد در افکارش متجلی شد . گفت :

      آنان که بسر در طلب کعبه دویدند

      تا عاقبت الامر به مقصود رسیدند

      چون معتکف خانه شدند از سر تسلیم

      ناگاه صدایی هم از آن خانه شنیدند

      که ای خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ

      آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

      و در آیات مدنی محمد شروع به جنگ و کشت کشتار و قافله زنی و دزدی شروع کرد و علی و محمد اولین قافله را که دزدیدند قافله ابوسفیان بود.

      مگر محمد تا چهل سالگی سنت شده بود؟

      آیا بعد آن سنت شد ؟ و تا چهل سالگی کافر نبود؟

      پدرش که عبدالله نام داشت . مگر قبل از اسلام مسلمان بود؟ بلکه قرنها پیش سوسمار خوران الله الله می کردند. و همان خانه را می پرستیدند.

      و سر یک توته سنگ سیاه ( حجرالاسود ) جنگ می کردند. که سنگ سیاه مقدس است و تا به حال امثال ترا برای بوسه کردنش میخواهد و جیب هایش را خالی می کند و میگوید بو از نظرم گمشو.
      ما یک کوه داریم بنام سیاه سنگ بروید مفت تمام سنگ هایش را بخورید .

      یک توته سنگ سیاه عرب مقدس است اما از ما کوة سیاه سنگ هیچ ارزش ندارد؟

    • توفیق جان سلام ! میگن ده گوشی مرکب ها چل یاسین خاندن فایده نداره . امید ازی گپی مه مرکب ها خفه نشون چیرا که مقام و منزلتی مرکب و خر ها بار ها از یم دری فحش النسب بالا و بالا تر است . مثلن یمدری فرجی مادرش را میلیسه و مادریش مادرزادی یمدری ره تا حلق میمکه که خر ها ای کاره نمیکونن . البته توضیح زیاد تر باد از هنگ زدنی یمدری از نویشتی مه . پیشکش خات شود .

    • قالو جاهلون سلاما

      از اسلام جز فحش و تو هین چیزی دیگری حاصل نمیشود. چون در نزد مسلمان مادر خواهر هیچ حقی و ارزشی ندارد حتی همیشه مورد تجاوز هم قرار می گیرند. تا جاهی که من می بینیم اکثر اینها قبل از پدر ومادر هستند.آصف سرپلی همین چیز ها را از کجا یاد گرفتی مسلمان جنایت کار عرب لیس ؟

    • واقعا شما انسان با درکی هستید که در دهان یاوه گویان می کوبید شما افغان آزاده هستید . بلای تان به سر نوکران سوسمار خوران بیابانی بخورد.

    • اگه یمدری انوز خوده مسلمان میتراشه نباید دیست بر ایتراضی مادران مومنان نمایه . و اگه به پیامبران ایمان داره باید بدانه که کار های اونا بفرمایشی خدا بوده و خورده گریفتنی مثلی یمدری و دیگه مرتد شودگان جای ره نمیگیره . ما به زنهای پیامبر خود بیشتر از مادران خود احترام داریم و مادر و پدری خوده فدای پیامبر و اهلی بیتیش میکونیم . آیا ماقول است کسی مثلی تو یک آدمی بی شخصیت و بی سر و پا خیسته بالای مادران همه مسلمانان خورده بگیره و پیغمبریشه ریشخند بکونه و ما بشوما با احترام تمام گپ بزنیم که نی یمدری جان ایتو نیست ایتوست . مه به مادری تو ایتراض کدوم تا مزه ای ایتراض ره بالای مادران ما بدانی . ده حالی که مادری تو که تنها مادری تو است پیشی مادران مومنان ایچ ارزشی نداره که باز ام ده کونیت مرچ درامد . بگو آفرین به ای مسلمانای بیغیرت ما که انوز بتو چیزی نمیگه و ایچ چیز نگوفته و اگه چیزی ام گوفته باشه راست گوفته و بجا گوفته . و اگه بدین ما نیستی و از مسلمانی برامدگی استی خو بکلی حق نداری بالایش ایتراض میکدی . تو ره به دین ما چه غرض است ؟ و عملی غیری قانونی مردوم ره به پیامبر چیرا نصبت میتین ؟ و آیا ماقول است که بخاطری کار غلطی یک از دین بیخبر خدا و رسولیش زیر ملامت گریفته شوه ؟ آیا ماقول است بخاطریکه پاچایان زردشتی برای باقی ماندن نسلیشان با مادران و خاهران و دوخترانیشان عروسی میکردن و ای عمل ره یک عبادت و صله رحمی مینامیدن شوما ها ام تکرار بکونین ده حالی که خودی زردشت پیامبری ساختگی ایرانی ایتو نگوفته بود و شوما انوز ای رسمی بی منطق ره برای پاچایانیتان جایز میدانین . که ایتراض مه بیجا نبود . آقای یمدری صاحیب ........ پیامبری ما عرب است و کلام خدا به عربی سوسمار های ریگستان عرب ره بر زردشت و زردشتیان بر تر و والا و بالا میدانیم . ای عملی ما ره از اخلاص ما میدانین و یا ایمان ما کار شوما هاست نه کار ما ...

    • یم دری عزیز!

      ده حلق مادر سرپلی تیر نکدی اینه زورش داده! ده حلق مادرت میداد مگر مادرت ایقه حشری مالوم میشد که بیچاره ترسید یک دفعه چک نزن!

    • دوستان عزیز ! صمیمانه و کاملأ دوستانه از شمایان خواهشمندم تا از پیام دادن الفاظ رقیق و دور از آداب نویسنده گی دوری گزینید . شخصیت انسان به فحش و ناسزا ها از احترام می افتد . احترام

    • اقای سروش بهتر نبود د امینجه از تخلوصیتان کار گریفه سکوت میکدین ؟ و یا پیش از نویشته کدن و خاندنی نویشتی مه یک کمترک نویشتی جناب یمدری ره ام میخاندین . خیر باشه . آقای سروش تشکر از نوازش تان . اما از طرفی ای بی ادب خدمتی والده ای محترمه خود سلام و احترامات تقدیم بکونین . اقای سروش ! مه تا بالی نمیفامیدوم که بمانندی شوما یک انسانی فامیده و دانسته و چیز فام و با ادب ام د مابین خود داریم . دوست خوب و آینه ای ای بیسواد آقای مزاری جان از نصیت های بیادرانی تان یک جهان تشکر . براستی آقای سروش سرشار! نه سکوت امید وار استوم ای ترز عملی که با ای بیسوادی جاهل کدین با ایچ احدی منناس نکونین مخصوصن با کسی که او ره نمیشناسین و یا دوشمنی همرایش ندارین . بازم اگه مثلی طالیبا شوقی انداخت دارین یک کمترک پیش و پسه دیده ضربه بکونین . شاید ای ضربه ها بالای خانی خودتان اصابت بکونه . مثلی که ایچ نفامیدین که جانب مقابلی دشنامی مه کوجا کوجا هاره بم بارد کده بود نه د کس زن ماند و نه ام مادر . خی شما خو د یک مادر مسکینی مرحوم تعارض کدین . او بدبخت مادری ملیون ها نفره فحش گوفت که مادری هر دویما ام حساب میشه " ها " اگه شما ام مثلی ازو نظر دارین و خدای ناخاسته . خدای ناخاسته بی ادبی معاف بی ادبی او ره بی ادبی نمیدانین که مه فکر نکونوم اوقه بی ادب شوده بتانین . و ای بی ادبی کودام کمال نداره که مسابقه و نمایشی بی ادبی ره اجرا بکونیم . از دیست و آستین بر زدنی بدون موجبتان تعجوب میکنوم و از افتخار د میدانی بی ادبان آمدنی تانه حیرت کده شیشتیمم . بهر صورت ای سرپلی نظر به وعدیش تا ای حد ره ام د قسمتی خودیش برداشت میکونه که آقای مزاری جان ما شاید و ناظر و گوا استن و باشن . آقای سروش ! ممکن است متوجی نویشته و ترزی رفتاریتان د قسمتی ای مسکین شوده باشین . ای بی ادب بیشتر از هفتاد گوفت و شنود با امی بابکی روشن ضمیر از مدتی تقریبن چند ما داشت اما به یک دیگریشان بی ادبی نکدن و فحش از زبان ما بیرون نشد . که د قسمتی آخر بخاطری توهین به پیامبر اسلام چند توهینی ناچیز از زبانی مه شونید که بغیر از خودیش به احدی منناسی فامیلی بر نخورد . او به مادران ملیون ها نفر توهین آشکار کد که ای فحش گوفتنی مه به او از برای ادب و ایساس دادن بود تا بفامه که حتکی حرمتی مادرانی مومنان کاری شایسته بری یک انسان چه مسلمان باشه و چه کافر. چه گبر چه ترسا . چه مرتد و چه ام زندیق نیست . که ای عملیشه تا اندازی کنترول کده و مه ام بکاریش کار نداروم . شما بکودام حق بخود ای اجازه ره دادین و ای رقم یک شاکاری ره بنمایش گوزاشتین ؟ میدانین چرا مه نتانیستوم د مقابلیتان عکس العمل نشان بتوم ؟ میدانوم که دشنام های بی موجب بخودی انسان بر میگرده و مه ایچ وقت نمیتانوم مادری مرحوم خوده د داخل قبر پوریشان بسازوم . مادری که یک وقت نمازشه قضا نکرده و هرلحظه که بیادم می آیه او را یا بالای جای نماز دیدیم و یا د وقتی خاندنی قرآن . مه چگونه میتانوم شما ره که اصلن نمیشناسوم و از مادری شما که زنده است و یا وفات شوده حتا کوچکترین بی نزاکتی کنوم . " ها " اگر خدای ناخاسته شما نیز مثلی او از چوکات حرمتی حرمت داران اسلام خارج شودین و ای جاده های احترام همگان ره زیر پا کدین حتا که بحقوقی بشر بند واز نماندین بدونی بانه جویی شما سرپلی را د خدمت خود حاضر پیدا میکونین و جواب خوده از او بی ادب مفت و رایگان میگیرین . مه هرگیز توهین و دشنام خوده بکسی ارزان نمیفروشوم . از امی خاطر است که کسی تا بحال پیدا نشوده و نمیشه و نخات شود که جوابی دشنام مره با دشنام بته . (ای دشنام شوما ره مه بخودیتان برگشتنیشه دیدوم) نگوفتین که چرا و چطو ؟ بخاطریکه مه از خاطری خود امی رقم گوزشت داروم که دیدین . خایش میکونوم وکیل هر کس شوده بی دلیل و بی موجب مزاهم نشین و بکسی که با او شناخت ندارین ده ستیز نباشین . بالاتر ازی یک بیسواد نادان نمیتانه شما بزرگوار چیز فام و باسوادی عالیم و دانشمند و قلم دار ره بفامانه و یا خایش بکونه . فقط اگه بیادری سکه ای او باشین میتانین گریبانی بیادریتانه بگیرین که چرا چونین حرکتی کده که باعثی بیعزتی مادری مشترکیتان شوده و بس . امید وار استوم ازی بیسواد گوزشت ره ام یاد بگیرین . انتظاری نامه ای بهتر تان استوم . امید اگه کودام کلمی نادرست بریتان نویشته کده باشوم مره ببخشین . تشکر

    • خدمت دوستان محترم ونوجوانان هم میهنم درود وسلام
      آقایون یمدری وهنجرود وسروش ووووووووووووووو
      دردملت ما به فحش گوئی وناسزاگوئی وتحقیرنمودن یکدیگر مداوا نمیشودوکدام گرهی را باز نمیکند ازشما پدران فحشگو فرزندان شما چه بیاموزند. ونوجوانان امروز از عقده های شما درس فحاشی بیاموزند واینکه یک زمانی بود کسی بکسی فحش میگفت خودش وچند نفر حاضر همانجا خبر میشد حالا ببرکت علم قرن بیست ویکم تمام جهان خبر میشوند .آیا فرزندان ویا فامیل شما از فروش جهانی آبرو عزت انها باخبر نیستند ویا اینکه تحت نام مستعار به نزد ایشا ن شکیبائی میکنید چقدر دروغ وجرم سنگین در برابر فامیل بجای پرده عزت وآبروی ایشان, فروشنده جهانی شدید .نوشته های شمارا خواهران شما مادران شما ودختران شما نیز میخوانند وخجالت میکشند از همچواستعداد های رذل شما . میتوانید امتحان بکنید همه اعضای فامیل تانرا اهم از مادرپدر زن دختر پسر وخواهر خویش را یکجا بدور هم جمع کرده با بی حیائی عام و تام اینچنین که نوشته اید بخوانید وفخر هم بکنید ببنید که رنگ اعضای فامیل شما دیگرگون میشود پدر ناتوان غصه کرده رویش را از تو میگرداند وهمچنان مادر وباقی اعضای فامیل . آیا افغانستان خانه مشترک شما نیست آیا این ملت اعضای فامیل شما نیستند آیا این ملت که فامیل مشترک همه مااست از شما فحشگویان روی گردان نمیشوند بلی که روی گردان میشوند.زمان متجاوزین قشون روسیه را همه بیاد داریم وکمونیست های آنزمان را ونیز فداکاری های مجاهدین راستین خویشن را که باعث بربادی نطام کمونیستی شدند جهاد ملت ما با بیرون راندن روسها تمام شد . باید یک میهن کاملا آرام میداشتیم .یکباره دستهای بیرونی کار گر شد و چوکی طلبان روی کار آمد از هیچ ظلمی دریغ نکردند این بس نبود که گروهی نامرد وبد نامی دیگری که خویش را از همین وطن واز همین خانه مشترک میدانند با بی رحمی وظلم ملت خویش را کشتند وآنهای که زنده ماندند لقمه نان را از دهانشان گرفتندودرس وتعلیم را به گورستان فرستادن بجای گندم در مزارع مواد زهراگین کوکنار کاشتند وتا امروز باعث بربادی تباهی این خانه مشترک من وتو هستند .وامروز شما ها که ارمغانی فحاشی برای فامیل مشترک خویش هستید و تحت عنوان آزادی بیان ودیموکراسی غربی لباس فامیل مشترک خویش را درمیاورید .جای تآسف است بشما که خویشرا نوسنده ودانسته وجهان دیده میدانید .این را همه میدانیم که هیج بیخدای خداشناس نمیشود ویا هیج خدا باوری بیخدا نمشود . پس باید چه کرد باید به این خانه مشترک واین فامیل مشترک خدمت کرد دور از تبعیض دور از قوم پرستی دور از نژاد پرستی .بیاید همه باهم بسازیم این خانه مشترک وفامیل مشترک خویشرا . دوستان گرامی یکبار هم که شده چهره خویشرا درمقابل آئیته باهمان نوشته های فحش گویانه خویش بنگرید واز خود سوال کنید اینست خدمت به فامیل مشترک ما وخانه مشترک ما یکباره خجالت میکشید همانجا به هر دین وآئینی که هستید قسم بخورید که دیگر به هیچ برادری ویا هیچ دین و مذهبی فحش نمیگویم . تنها برای آبادی وآرامی میهنم میکوشم . جهان سپاس از آنانیکه نامه ام را میخوانند وبه آ عمل میکنند . موفق باشید .>> رسا<<
      واینک شعری تحت عنوانی (جان بابا) نوشته ام خدمت نوجوانان عزیزم تقدیم میدارم .
      البته به اجازه استاد گرامی آقای (مزاری) استاد محترم مزاری صاحب از وزن قافیه اش واز ردیفش سر در نمیارم اگر کدام اشتباهی داشت از شما واز خوانندگان عزیزم پوزش میطلبم واز استاد محترم مزاری صاحب استدعا دارم اصلاحش نمایند . بااحترام.

      جان بابا
      جان بابا آزاد بودیـــــد آبــاد شویـــــــــــــــد

      پندت دهم جان پــدرپیــرواجــداد شــــویــد

      ازتنهائی دوری کنیدبایک دیگر امدادشویــد

      کاهـلی رنجورت کند از جاهلی برباد شوید

      بامحاسن احترام کنید کوچکان راکاکاشویــد

      رحمی به خواهرکنیداولادش راماما شویـــد

      لطفی بکن به برادرت به کوچکش لالاشوید

      فرمان برید ازپدردردمادران را مداوا شوید

      خادم ملت شوید خدمتش زدل وجان کنیــــد

      نامت بلند درجهان باززنده نام افغان کنـــید

      ازظلالت بدرآیدازخانه بیرون شیطان کنیـد

      یوغ جهالت بشکنید

      فضای میهن روشن وتابان کنید
      .
      رسا<<

    • دوست نهایت ارجمند آقای رسا در پناه پروردگار باشید . این پیام تان به جوانان آنقدر از صفا ، صمیمیت ، نیک اندیشی و خلوص نیت شما حکایه گر است که انتهای تمنای یک انسان خدا پرست وطن سرشت شده میتواند و بس . مرحبا !

      آرزومندم جوانان عزیز و با درک سرزمین ما پیرونصیحت های حکیمانۀ شما شوند و قلم را به خاطر پرورش و وفاق رقم زنند نه به خاطر نکوهش و نفاق . شعری را که سروده اید مفهوم و معانی آن هزاران مرتبه بالا تر از توصیف شاعرانه باغ و راغ مشرب شمع وگل و پروانه ست که هم وزن دارد و هم قافیه . آنقدر این ادای خواست دل بیریا و آرزومندانۀ تان بالای روح پرخاشگر این بینوا تأثیر گذاشت که خواستم خود رادرین فریاد شما شریک بسازم . ازینکه منصب بزرگ استادی را به این حقیر بخشش نموده اید سخت خجل شدم . استادان دانا کجا و من نالایق بی پروا کجا . به اساس حکم و فرمان شما چون گزینش مطلب و محتوای شعر از شماست به اجازۀ استادان بزرگ شعر، این حقیر بعضی کمبودی های خیال را بدان افزوده ام که آنرا با کمال میل به شما تقدیم میدارم و ارزومندم از دوستان که خورده نگیرند .

      دوست عزیز اقای رسا ! در اخیر مصراع فعل قیدی ( شوید ) ناخوشآیند است . اول اینکه این یک حکم است نه خواهش و آرزو . دوم اینکه با سرودن ( شوید ) خود را خارج ازین خواست و تمنا میدانیم ، اگر ( شوید) را به ( شویم ) تغیر بدهیم معنی آن عمومی ، رسا و مقبولتر ادا میشود .

      جان بابا جان بابا آزاد بودیـــــد آبــاد شوید _ جان پدرآزاد بودیم خیز تا آزاد شویم

      پندت دهم جان پــدرپیــرواجــداد شــــویــد _ پندی دهم بر باوه گان تا رهرو اجداد شویم

      ازتنهائی دوری کنیدبایک دیگر امدادشویــد _ تنها زیبد خدا را تنهایی جمع آئید از وفاق

      کاهـلی رنجورت کند از جاهلی برباد شوید _ کاهلی زایل کند از جاهلی برباد شویم

      بامحاسن احترام کنید کوچکان راکاکاشویــد _ با محاسن احترام و کوچکان را دستگیر

      رحمی به خواهرکنیداولادش راماما شویـــد _ خواهران را مهرو الفت تا برادر یاد شویم

      لطفی بکن به برادرت به کوچکش لالاشوید _ گر برادر در سفر یا رفته اندر زیر خاک

      فرمان برید ازپدردردمادران را مداوا شوید _ کوه بر طفلش کنیم تاشیرین وهم فرهاد شویم

      خادم ملت شوید خدمتش زدل وجان کنیــــد _ فرمان بریم مادر پدر ، میهن نمانیم بی هدر

      نامت بلند درجهان باززنده نام افغان کنـــید _ شادان کنیم صاحب قدر، ویرانه را آباد شویم

      ازظلالت بدرآیدازخانه بیرون شیطان کنیـد _ دانش آموزیم و صفا ، یوغ جهالت بشکنیم

      یوغ جهالت بشکنید _ تا که دردمندی را شفا ومظهر امداد شویم

      فضای میهن روشن وتابان کنید .

    • خدمت استاد محترم مزاری صاحب سلام وعلیکم
      محترم شکسته نفسی نکنید از رهنمائی شما جهان سپاس براستی که بجای (شوید) شویم نوشته نمودید بجا ومقبولتر وعام شد اینجاست که بنده به شما علاقه خالصی داشته ودارم برای من استادم هستید متشکرم باعرض ادب>>رسا<<
      کشورم:

      کشورم کشورم کشوری آزادگان

      میهنم میهنم میهنی رزمند گا ن

      نام نیکویش بودافغانستـــــان

      مهد دلیران مهدغــــــــازیان

      پای عـــدوان بشکنیــــــJــم

      چون نهاده برخاک نــــام آوران

      مرهم دلها به بیوه زنـــانـــی

      معلم واستاد از برای طفلــکان

      جهــل و ظلــمت جا هـــــــلان

      بانورعلم بسازیم روشن وتـابان

      کشورم کشورم کشوری رزمنــدگان

      میهنم میهنم میهنی آزادگــا ن

      >>رسا<<

  • اولی :

    چرا زن را نصف مرد حساب میکنی .

    ملا :

    برای اینکه ما فقط به نصف پاین زن کار داریم . نصف بالایش برای ما کار بردی ندارد .

    کاوه . . . .

    • هزار بوز جان آشنا سلام ! مادر مهربانیت ام یک زن است . اگه مه پورسان بکونوم که شوما با کوجایش کاربرد دارین چه میگین ؟

    • چرا مسلمان تا دهن باز می کند فحش و دشنام می دهد مذهب ما درقبل از اسلام تازی سوسمار خوران اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک بود و تا به حالا در نزد دانشمندان ارزشی والا دارد که تا امروز در فرهنگ ما وجود دارد و اگرنه ما هم مثل مصریان می شدیم بی هویت . مگر عکس بالا با کار محمد که در 54 سالگی با دختر 7 ساله ابوبکر ازدواج کرد چه فرق دارد. منظور از قسمت بالا همان مغز زن است .که در اسلام هیچ ارزش ندارد . عایشه 7 ساله آیا میتواند به محمد بگوید گه من را می کشی با این ... جنایت انسانی ؟
      و در قرآن گفته شده که دو زن برابر یک مرد است.

    • از برای سگ های دیوانه مخصوصن یمدری کابلی آتش پرستی مادر .... اندیشه ای نیکیت از برداشتیت مالوم داراست . گوفتار نیکیت ایتراض بالای پیامبران است . و کردار نیکیت زنا با مادران و خواهران و دخترانتان است . مگر از قانونی دینیت آئین زردشت بیخبر استی ؟ ده تمام دینی بی مانای زردشتی فقط امی پنداری نیک و گوفتار نیک و کرداری نیک بود که ده وجود تو او ره به ذره بین ام پیدا کده نمیشه . دیگه چه داوای زردشتی گری داری ؟ مثلی تو بیدین و لامذهب و بیخدا ده تمام عالم فقط3.7 فیصد است که بکس کار نداره و ما ام ده اونا کار نداریم باقی 96.3 فیصد جهانه مردوم خدا دار تشکیل داده و اسلام عزیز ما بیشتر از ملیارد نفر طرفدار داره و فیصدی شوما زردشتی های آتش پرست زیری صفر است . آیا ماقول است که زردشتی مادر ختای مادر زنا یا خاهر زنا و یا دوختر زنا بخیزه و بالای اسلام تارض بکونه ؟ اول شوما خوده اصلا بکونین . اگه از آئینتان خبر نداری و گات هایتانه نخاندین که مه بریتان تشریح بکونوم . مردوم هر بدی ره میکونن حتا از دین و آئین شوما ام پیروی میکونن ای گپه به پیامبر چیرا ارتباط میتین و ای ایتراضای تاریخ تیر شودی تو ره فقط امی آقای توفیق او ام ده امی کابل پرس کم از کم سه دفه جواب گوفتگیست . گوش است یا غار موش مغز است یا پاروی خوک عقل است یا قف دریا ؟ چه میخایی ؟ کلی بی مغزی تو ده دلیل واز نمیشه . دلی زنگ زدگی تو از صیقل برامده نور ایمان ده ای رقم دلهای کثیف نمی درایه . جایکیت مالوم دار است . از حالی خیزک نزن . ده دلدلی غلتیدی که هر قدر خوده بشورانی غرق تر میشی . اگه براستی میخایی از گومرایی برایی آدم واری سوال بکو و خوده ده مقصد جای برسان و اگه مقصد شومیت تخریب اسلام باشه اونموست که ( رانگ نمبر ) دینیت فامیده شود خو مقصدیت نی . اگه آینده بالای مادران مومنان تارض کده بودی یگان غیرت مندی خات پیدا شود که دندان ده دانیت نمانه و زلتی واده شوده ای خدا ره بریت ده امی دونیا نشان بته . لانتی خدا بر کرزی و حکومتی اسلامیش لانتی خدا بر سیاف و ربانی و کشاف و شهرانی باد . یمدی ره ممکن توبه بکونه خدا ببخشه لاکن ای پست فطرتا ره خدا هرگیز نخات بخشید . ای امه کفر گویی ثمره ای امی حکومتی اسلامی غیر اسلامی و کفریست .

    • کلوخ انداز را پاداش سنگ است .

      بدبخت احمق همان سرپل درگردن تو کمذات بزند .که شما افغانستان بزرگ ما را به چه روز سیاه نشانده اید . و زبان خود و اصلیت خود را باختی حالا مانند موریانه میخواهی فرهنگ کابل را کثیف نمایی .

      من فقط غلطی های املایی تو بدجنس را نوشتم تا همه بدجنسان شما ببیند که تو کثافت چقدر خم چشم زیرفرهنگ سوسمار خوری عرب سوسمار خور قرار داری. امیددارم که کثیف خود را تمیز نمایی و گرنه باید افغانستان را رها کرده بروی در دشت های عربستان تازی سوسمار بخوری بجای موش .
      که شما کابل را چور کردید دیگر به شما باج دادن نیست طالب شما را می شناخت که زنده پوست می کرد.
      کثیف ببین که چه از قلمت در فشانی می کنی:حالا عامیانه نوشتن هایت را قبول دارم اما غلط را نه .
      امیدارم که جناب آصف سرپلی که تو صدقه همان سرپل شوی بی تهذیب غلطی هایت را اصلاح کنی وگرنه ...

      مالوم / معلوم /گوفتار/گفتار/ایتراض/اعتراض/نیکیت /نیک ات /ده تمام/ در تمام /بی مانا /بی معنی/ده وجود /در وجود/اوره /او را/کده /کرده/نمیشه /نمیشود/داوا /دعوا /ماام /ماهم/اونا /آنها/مردوم/مردم
      شوما /شما/زیری /زیر/ماقول /معقول/تارض /تعرض/بکونین /بکنید/اگه / اگر

      امید وار هستم که اول بروی و املا یت را مثل چند ملیارد مسلمانت درست کنی باز گپ بزنی.
      صدقه بزرگ مرد تاریخ ما محترم کرزی شوی که در سرپل برای تو جاهل انترنت آورده ولی:

      خرچه داند لذت قندونبات

      توبرة کاه باشد و وکنج رباط

      اگر غلط نوشتی باز گله نکنی ؟
      حالا میر خطا جمله خطا از همان سوسمار خور و همین تو.

    • کثافت دانی و زباله دانی ای اجتماع و ای کشوری بی دست و پا . چار پای حیوان یمدری ! ( خدا بکونه شروعی پروگرافیم از طرزی نویشتی تو بیسواد معنوی و سیاه دلی دینی بالاتر باشه ) ده ای جای شک نیست که مه یک بیسواد استوم اگرچی میدانوم که میدانوم میدانم نویشته میشه لاکن مه نمیخایوم به لیسانی گپ بزنوم که اگثریشان مثلی تو از درون بیسواد استن گوش های دلیشان کر چشم های قلبیشان کور و زبان سگیشان گونگ (گنگ) باشه . اولین جمله ات که با دشنام شروع شوده ده ادبیات فارسی و دری نمیباشه . جناب ادبیات شناس . ده تمام افغانستانیت چند فیصد باسواد داری ؟ 5 الا 10 فیصد . باقی مثلی لالایت بیسواد استن . بلی کثافت خانی تاریخی تاریک ما . ما بیسوادای لوده استیم که شوما نیمچه باسوادای شش صنف خاندگی ره سرنویشت ساز خود تعین کده چشم پوت به شوما احمق های کودن و کانی رزالت و پدر های شیطان اعتبار کده میریم و بر سری چوکی های حکومت میشانیم تا به ما درسی کفر گویی و خدا ناشناسی ره بتین و ای دولت یا حکومت و یا ملت از خونی ما بیسوادا بری شوما فاکولته و لیسه میسازه . که هر کودامتان باسواد شودین و باز آمده بما از کفر گویی گپ بزنین و به پیامبران و مادرانی مومنان اهانت بکونین . مه ایچ وقت داوا نکدیم که ادبیات و فرهنگ شناس استوم و مه از درکی نیم باسوادیت ایتراض نکدیم و نخات کدوم شکایتی مه از مطالیبیت است که به کثیف سازی جامعه کوشیش دارین . اگه مه بیسواد بخایوم غلطی املایی و انشایی تو بیسواده بگیروم بیغم باش که ده امی مضمونی اصلاحیت از لیستی تو کده بالا غلطی خات گریفتوم . لاکن مه ده املایت کار نداروم و اگه تو میخاستی غلطی بگیری آزاد استی . مه فقط غلطی انسانی میگیروم و ده دانی توهین گری اسلام با کفشی آلوده از گو میزنوم و ایچ وقت نمیمانوم که زردشتی ها سر بالا بکونن . انوز کجاست گپی ما و تو نو شروع شوده و مقاصدی شوما ره مردوم نفامیدن و تو ره قسمی شاید و باید رسوای عام و خاص نساختیم . سرپلی ایقه نادان نیست که نفامه بکدام نام ها چپوله گویی میکونی . مخاطبیم یمدری کافیست . باد ازی ده زیری نویشتای ایتراضی بالای اسلامیما نام سرپلی ره ضرور میبینی که با دلایلی بیسوادانیش کمر چنگیته میده خات کد و دانیته از کاه پور . نه میری ما در خطاست و نه خودیما براهی خطا رفته ایم . فقط یک گپیته تصدیق میکونوم او ایکه براستی که : " خر چه داند لذت قند و نبات " جملی دیگی شوما فیلسوفی ادبیات شاید بری خودی شوما مناسب باشه . اگه نی مه ده او ام قانع نیستوم . نوت: نویشتایمه سری بچیم که ده صنفی دوم است اصلاح کدوم خدا بکونه غلطیش کمتر باشه . ده ایام نبودنیم توفیق جان دیفا خات کد و یا جواب هایته یکجا میتوم .

    • برادر محترم آصف خودت قبول کردی که بی سواد هستی و روشنفکران را هم قبول نداری . من هم اگر مثل تو فکر می کردم حالا سویه تورا داشتم . جهان بزرگ است صرف به چند قوم افغانستان ختم نمیشود که یکی در کله دگری میزنند. کدام مردم شهر شان را خراب می کند کدام مردم نوکر بیگانه است . حتی انگلیس و آمریکا هم به یک دیگر باج نمیدهند . منظور من اینست که بعد از 14 قرن که از اسلام گذشته خودت هنوز نوشتن درست را یاد نداری آیا باز هم 14 قرن دیگر صبر کنیم . پس دوباره چه وقت ما زندگی کنیم؟ امروز تمام دین و آخرت همه ثابت شده خدا ترا نیافریده بلکه جهل و نادانی عدة و ترس عدة دیگر این همه خرافات را بوجود آورد که بدرد زندگی انسان نمیخورد . حالا چرا دین اسلام مانند گوشت گنده در گردن ما بیافتد . عرب از دین پولش را کار دارد. و نفتی که میگوید خدا برای ماداده . تو هم نفت نداری و هم پولت را میبری در جیب شیخ مفت خور عرب تازی سوسمارخور میریزی آیا این درست است ؟

      آیا تو و توفیق که دو آتشه ستون دین را در خانه تاریک بغل زده اید و میگوئید که طلا است آیا شما در همان زمان بودید و یا از فامیل شنیده اید. چرا با مغز خود فکر نمی کنید ؟ امید وار هستم که دیگر به کسی فحش ندهید . با استدلال در مقابل حقیقت تسلیم شوید . من سوگند می خورم که اگر دین اسلام جز جهل و خراب چییز بهتری بود از دست انگلیس و امریکا و کشور های متمدن مفت و راحت برای تو نمی رسید.

      قیمت بی حکمت نیست ارزان بی علت .

      پرسش : چرا حکومت تو جمهوری اسلامی است ؟ و از عربستا حکومت پادشاهی عربستان ؟ فکرکن پاسخ بده
      اگر خرد ات قد می دهد ؟

      دیگران تلاش دارند که از مغز خود کابگیرند شما تمام خانواده خود را فدای زنان محمد می کند . در حالیکه غربیان سگ خود را فدای کسی نمی کند. تا شما عقل را بکار نگیرید همین آش است و همین کاسه.

      این را هم بدان که دست آمریکا انگلیس و عرب در یک کاسه است برای منافع شان و همه دشمن من و تو .

    • اولن مره برادر خود نخان که ای برادری ناممکن است و مه ایچ وقت با مرتدان برادر نمیشوم . دویوم مه مثلی تو خودخاه و سرتمبه نیستوم که با بیسواد بودنیم دعوای باسوادی بکونوم اقرار میکونوم که بیسواد استوم لاکن ایمان داری چیزی دیگه است که تو از او بیغم استی و عقل ام یک چیزکی دیگه است که ده وقتی تقسیمیش بریت کم رسیده و خرد و هوشیاری ره ام مه ده تو جناب نمیبینوم نگوفتی که چطو ؟ اگه عقل و هوش و خرد ده وجودی تو میبود عنوانی که مه بریت دادوم قبول کده ده پیشانیت نمی چسپاندی !!! ( کور خود بینای مردوم باسوادی بیسواد / یمدری ) چه گوفتی آشنا ؟ به مه میگی که با گذشتن 14 قرن انوز سواد نداری . ای آدمی لوده ! مه چارده قرن زندگی نداشتیم و 14 قرن دیگه زندگی نمیکونیم . خاطر جم باش که صد سال باد ده روی زمین امی مردومی که استن زنده نمیمانن . از مه بیغم باش که بری فحش گویا فحش میگوم دلی لوده ها ره نمی آزاروم و از نویشتایت فامیده میشه که تنها بیسواد نی بلکه لودی کلان ام استی . وقتی مه ببینوم که ده مقابلیم یک آدمی لوده و نادان مثل خودیم قرار داره مه مجبوریت نداروم که خوده ام لوده تر جور کده ده او فحش بگویوم
      حکومت ما جمهوری اسلامی است و مه ده او قانع نیستوم چیرا که ای نام اسلامی از برای سیاست مانده شوده تا سیاست مدارای بیخدا و یهودی و نصارا نام اسلام ره بدنام بکونن و یمدری های زیرکی نادان ره یا با تشویق و یا به زوری دالر به کفر گویی ده سایت های که بنام افغان ها میباشه وظیفه بتن و به مردوم بفامانن که اسلام اینی ره میگه که جنابی یمدری میگه و ای سرپلی نادانی بیسواد موقف شوما ها ره درک کده پلان هایتانه نقش بر آب میکونه و راهی پیسه گریفتن بخاطر کفر گویی ره سرتان بند میکونه . خدا بکونه که ده درونتان مرچ درایه یا خون گریه بکونین . عربستان مثلی مملکتی ما و شوما هزاران سال قدامتی پادشاهی و حکومتی ره نداره امی چند سال است که بنامی عربستان یک مملکتی جدید و آزاد ساخته شوده و بدیستی یک خاندان اداره میشه و هر کس نمی خایه اقتدار از دیستیش بره . اگه نی امریکا و انگلیس ده پوشتیش افتادگی استن . لاکن آشنا جان با ای که عقلی تو ده ای گپی مه کار نمی کونه خو باید بخاطری دیگرا بگویوم که ای یک نقطی خاص و مشخص است سر زمینی وحی خدا جان و سرزمینی پیامبر آخر زمان است و توجهی خداوند ده اونجه است و بی ادبی ماف کون پارگی های امریکا و یهود و نصارا با یمدری بی فایده میباشه . ایمان دار ها گپی مه ره خوب میفامن . سری تو خلاص نمیشه بخاطریکه چار طرفی تو دیوال های کلان آهنی گریفه شوده و تو بیچاره جای ره دیده نمیتانی . ده ای ملک دوعای ابراهیم (ع) رفتگیست . بهر حال آقای یمدری امیتو که بخاطر تو ما نمیتانیم کلگی افغانستانه بد بگویم بخاطر چند عرب عربستان ام بد شوده نمیتانه . تو چه بخایی و چه نخایی خاست خدا جان است که تمام مملکت های اسلامی و غیری اسلامی بری ای عرب ها فامیده نافامیده باج بتن و بگوفتی شوما مردوم پول خوده ده جیبی ای سوسمار خورا پرتن . بلند ترین پول و پیسه ره سالانه مردوم مسلمان های امریکا و انگلیس میتن . بیغم باش که درون و بیرون امریکا و دیگه ممالکی کفری سوخته سوخته ویزی حج و عمره ره بری مردومیشان میزنن . اما مه به صفتی یک مسلمان با ای که بخل و حسادت نمیکونوم خوشال ام استوم . تو که درون و بیرونیت میسوزه دیگه مه چطو کونوم ؟ ؟

    • یمدری جان مومل ! نظر بگوفی شوما مه بالای خر شیطان سوار استوم و حتمن قیضیش بدیستیم است میخاین که ازو پائین شوم . افسوس نیست که مه شوما ره ده زیری پای شیطان میبینوم چیزی نگویوم ؟ ایمانیت خو اصلا نمیشه املایته با انشایت صحی بکو تا ده قطاری با سوادا کم از کم ایستاده شوی . آدرسیته زیر و زبر کدوم یک گپی که قابلی گوفتن بری یک انسان عاقل باشه نیافتوم بغیر از یک گپی جاندار ( دشمن دانا که غمی جان بود بهتر از آن دوست که یمدری واری نادان بود . به امید آمدن عقل ده کلی بی مغز تان .

    • سرپلی بچیم!

      شاید کدام حرامی ای باشی که نه در سرپل بلکه در زیر پل ترکت کده باشن!!!

    • من در اسلام دیده ام که فرقه ( چراغ کش ها ) , که به نظرم در بغلان و یا پل خمری پیرو های این فرقه اسلامی زیاد تر هستند . شرع اسلامی این فرقه طوری است که شب وقتی همه اعضای خانواده بعد از اشتغالات روزنه به خانه باز میگردند , بعد از نان شب وقتی میخوابند و " چراغ " را خاموش میکنند همه با هم مخلوط میخوابند , مثلاء خواهر با برادر و مادر با پسر و پدر با دختر و تا صبح با هم شهوت رانی مینمایند . مطمین هستم جناب سرپلی از این فرقه اطلاع کافی دارند . این فرقه را به افغانستان به نام ( چراغ کش ها ) یاد میکنند . همچنان فحشا در ممالک اسلامی چنان ریکاردی قایم نموده است که همه دنیا از ان خبر دارند . خوابیدن مالکان دوکان های سعودی عربیه با ملازمان پاکستانی و یا تچاوز خلیجی ها به نانی های مسلمان فلیپاینی , مسله معمولی است . فتوای اخر امام خمینی و بعد اء فتوای محسنی در افغانستان واضح ساخته است که اسلام فحش ترین دین دنیا است , مثلاء امام خمینی اظهار داشته است که میشود با دختر نه ساله عشق بازی کرد , بغلش گرفت , با سینه هایش دست مالی کرد و ران خود را در میان ران دختر نه ساله گذاشت . حتماء خمینی این کار را با دختر خودش و یا دختر خواهر خود کرده باشد و یا از داستان ازدواج محسنی با دختر نه ساله که همه خبر هستند . که اول به ان دختر تجاوز نموده بود بعداء مجبوراء با او ازدواج نمود . اگر رهبران مانند خمینی و یا جانشینان پیغمبر در کشور اسلامی سعودی خود بچه بی ریش باشند و یا بچه بی ریش داشته باشند . میشود حدس زد محمد و اصحاب او چه زنده گی رنگینی داشته اند .

    • آقای سروش باز هم سلام ! و باری دیگه از نوازش های ادبیتان یک جهان سپاس . شاید اموتو باشه مه چه خبر استوم . لاکن تا جایکه مه میدانوم پدر و مادری ایمانداری ره خدا نصیبیم ساخته که به هرکس نصیب نساخته و از امی درک خداوند ره شکر گزار استوم . خاطر جم باشین که ای حلالی تا امروز کسی ره فحش و نا سزا و حرامی نگوفه و نمیگه تا از حد و حدودیش تجاوز کده به خدا و رسولیش احانت نکونه . آقای سروش ! ما انسان های که از یک قطره آبی منی کثیف ساخته شودیم چه خات بودیم که دعوای حرمت بکونیم و یک دیگری خوده بد و رد بگویم د حالیکه نمیدانیم کدام ما بر تر و بهتر از همدیگر استیم . آقای سروش ! فراموش نکونین که ای نرمش و آرامشی و خون سردی مه و توهین و حتکی حرمت شوما دو گپه د خودیش پوت کده و هر دو گپ به نفی هر دویما نیست . با مقدمه ای برای یک جنگی اتومی و یا متوجی ساختن شما به اشتباهی هتکی حرمتی انسانی و یا هر دو . امااااااا ! امید داروم ای گردنی نرمه شمشیر نتانه ببره و یا بخاطری یک خود خاهی بیجای مه و یا شما بدون مطلب و مدعا شمشیر ها از نیامیشان برایه و باز تاقتی گریز ام نباشه . مه بعد از خاندنی مطالیب شما . شما ره مطالعه کدوم و د هر جایکه با شما برخوردوم شما ره فحش گو و بی ادب نیافتوم . حتا مزاجی دمدمی شما ره با خانم پوپلزی غیری قابل درک نیافتوم . اما حال . فلسفی ای یاوه گویی قصدی ره بگوفتی مردوم با یک یاوه گوی دیگه که مه بیچاره باشوم نفامیدوم ؟ که با معزرت تمام باید بگویوم که عادتی یاوه گویی ره بخاطری دفا از خوده نداروم . و مصلیحت نمی بینوم حتا اگه مره ترسندوک ام بدانین . د حالیکه اوتو نیست و تشکر

  • رفتار اسلام با زنان

    1- ابتدا از حضرت محمد بنيانگذار اين آيين جعلي شروع مي كنيم. محمد با خديجه كه 15 سال از او بزرگتر بود ازدواج كرد.در آن زمان محمد فقط 25 سال داشت.او سومين شوهر خديجه بود وقتي كه خديجه با محمد ازدواج كرد يك بيوه بود. پس از اين ازدواج محمد از يك زندگي تجملي لذت برد.

    ازدواج محمد با كارفرماي خود نشانگر ميل محمد به يك زندگي اشرافي است.كه در اين زندگي اشرافي حتي رنج يك روز كار را بر خود متحمل نكند.

    ۲- -خديجه در زماني كه محمد 49 سال داشت از دنيا رفت. بين سنين 49 تا 63 سالگي محمد حداقل 11 بار ازدواج كرد. اين مطلب به خوبي نشان مي دهد كه برخورد او با كانون ازدواج چگونه بوده است. براي او زنان چيزي جز وسيله اي براي ارضاء نياز هاي شهواني او نبوده اند. ازدواج با 11 زن نشانگر اشتهاي سيري ناپذير او به مسائل جنسي است.

    ۳- همسر مورد علاقه او عايشه بود كه در آن زمان تنها 6 سال داشت. ازدواج محمد با يك دختر 6 ساله آشكارا نشان مي دهد كه محمد نه تنها يك زن باز بود بلكه بچه باز هم بود.

    ۴-پسر خوانده محمد زيد با زينب دختر جهش ازدواج كرده بود. اما محمد روزي او را در لباس منزل ديد . زيبايي زينب به ناگاه محمد را منقلب ساخت و به او تمايل پيدا كرد. زيد اين برده آزاد شده خدمتگذار به خوبي موقعيت را دريافت و بدون تامل به خاطر عشق به اين باني خير همسر خود را به او تقديم كرد.

    محمد به حرمسراي خود قانع نبود و با عروس خود نيز ازدواج كرد. پسر خوانده اش كه يك دنباله رو مخلص پيامبر بود از طلاق دادن همسرش خشنود بود. چه پدر شوهر گرانقدري ‌‌!! يك مدل براي همهُ پدر شوهرهاي دنيا!!!!

    محمد هر چه را كه به آن مبادرت مي ورزيد موعظه مي كرد. اين موعظه ها توسط آيه ها و احاديث زير تاكيد مي شود.

    قسمتهايی از تازينامه درباره زنان:

    سوره ماده گوساله(بقره) آيه23: زنان شما كشتزار شمايند. هر زمان و به هر طريق كه خواستيد به كشتزار خود نزديك شويد.

    در اينجا مي توانيد ببينيد كه اسلام چه نيكو با زنان رفتار مي كند. زنان به عنوان كشتزاري معرفي مي شوند كه به وسيلهُ مردان كاشته مي شوند. چه افتخاريست براي يك زن مسلمان!

    سوره نساء آيه 34: مردان را بر زنان حق تسلط و نگهباني است. به واسطه آن برتري كه خدا بعضي را بر بعضي مقرر داشته است. و هم به واسطه آن كه مردان بايد از مال خود به زنان نفقه بدهند. پس زنان شايسته و مطيع آنهايند كه در غيبت حافظ حقوق شوهرانشان باشند. و آنچه را خدا به حفظ آن امر فرموده نگه دارند. و زناني كه از مخالفت آنان بيمناكيد ? ابتدا آنها را موعظه كنيد اگر مطيع نشدند از خوابگاه آنها دوري كنيد. باز مطيع نشدند به زدن آنها را تنبيه كنيد. چنانچه اطاعت كردند ديگر هيچگونه ستم بر آنها روا نداريد. همانا خدا بزرگوار و عظيم الشان است.

    اولين نكته اي كه در اينجا حائز اهميت است اين است كه تازينامه آشكارا مي گويد مردان برتر از زنان هستند. دوم اينكه اسلام به مردان آموزش مي دهد كه زنان را با رفتار وحشيانه و ارعاب كنترل كنند.

    سوره نسا آيه 15: زناني كه عمل ناشايست انجام دهند 4 شاهد مسلمان بر آنها بخواهيد. چنانچه شهادت دادند آنها را در خانه نگه داريد تا زمان مرگشان فرا رسد.

    سوره نسا آيه 16: اگر در ميان شما دو مرد مبادرت به عمل زشتي كردند. هر دو را مجازات كنيد. اگر توبه كردند آنها را به حال خود واگذاريد.

    همانطور كه مي بينيد هر گونه خلاف جنسي زنان مجازات مرگ به دنبال دارد. اما انحراف مردان از طرف خدا قابل بخشش است.

    سوره نور آيه 6: آنان كه به زنان خود نسبت زنا بدهند و بر اين ادعا جز خود شاهدي نداشته باشند چهار بار سوگند بخورند

    در اينجا مي بينيد كه يك مرد مي تواند به راحتي به زنش تهمت بزند و طبيعتا او را به مرگ محكوم كند و فقط كافيست كه ۴ مرتبه شهادت ياد كند كه گفتار او صحيح است. اما از طرف ديگر زنان چنين حقي را در اسلام ندارند.

    قسمتهايی از حديث تيرمزي و ديگران:

    ۱ - اگر زني مرتكب عمل زشتي بشود شوهرش حق دارد او را كتك بزند. اما نبايد استخوان او را بشكند. زن نبايد كسي را كه شوهرش دوست نمي دارد به منزل راه دهد. ولي حق دارد كه از شوهرش انتظار نفقه داشته باشد.(ت. ر. برگ

    ۲ - براي زن ممنوع است كه در زمانيكه آرايش كرده يا لباس نيكو پوشيده كسي غير از شوهرش او را ببيند.( ت.ر. برگ ۴۳۰)

    ۳ - اگر زني به مسافرتي برود كه سه روز يا بيشتر به طول كشد? ايمانش زايل مي شود. جز اينكه شوهر يا پدر يا پسرش در اين سفر او را همراهي كنند.

    ۵ - براي يك زن ممنوع است كه بدون اجازه شوهر پولي را صرف افراد نيارمند بكند يا براي دوستانش ميهماني بگيرد(ت.ر. برگ 256)

    ۶ - يك زن نبايد بدون اجازه شوهرش نماز اضافي (نافله) بخواند يا اينكه روزه بگيرد(به جز ماه رمضان)

    ۶ - اگر سجده به غير از خدا قانوني بود زنان بايستي بر شوهرانشان سجده كنند.

    ۷ - اگر مردي نياز جنسي داشت زن بايد فورا خواسته او را اجابت كند اگر چه در حال پختن نان در كوره باشد.(ت.ر. برگ ۴۲۸)

    ۸ - ازدواج زن با يك مرد قائم به ذات نيست بلكه اختياري است. اين به اين معني است كه اگر پدر شوهر به شوهرش گفت زنت را طلاق بده بايد حرفش را گوش كند.

    ۱۰ - اگر زني در خواست طلاق كند بدون اينكه دليل عادلانه اي داشته باشد? به بهشت وارد نخواهد شد.(ت. ر. برگ ۴۴۰) بر عكس مردان مي توانند هر وقت بخواهند زنشان را طلاق بدهند.

    ۱۱ - اكثر زنان به جهنم خواهند رفت(مسلمان . برگ 143)

    ۱۲ - اگر مردي همسرش را به بستر بطلبد و او امتناع كند مورد لعن و نفرين فرشتگان قرار خواهد گرفت. و دقيقا همين امر براي زناني كه شوهر را در بستر تنها بگذارند به وقوع خواهد پيوست.(بخاري . برگ 93)

    ۱۳ - زناني كه از شوهرانشان قدرداني نمي كنند در وسط جهنم خواهند بود. اگر زني به شوهرش بگويد من هرگز چيز خوبي از تو نديدم ناسپاسي است(بخاري. برگ 96)

    به چند طريق است كه زن مالكيت بر جسم خود ندارد. حتي شيري كه در سينه هاي او جاري است به شوهرش تعلق دارد. او حتي مجاز نيست كه تنظيم خانواده را رعايت كند( بخاري . برگ 27)

    قسمتهايی از كتاب حديث صحيح مسلمان:

    فصل 540: پيامبر گفت زني را ديد كه به شكل شيطان در رفت و آمد بود. و مجذوبش شد. او به پيش همسرش زينب رفت و در حاليكه چرمي را دباغي ميكرد با او آميزش كرد. و آنچه در قلبش بود بيرون ريخت.

    فصل 558: پيامبر گفت اگر مردي زنش را به بستر بطلبد و ا و نياييد ? و شوهر شب را به صبح رساند در حاليكه از او عصباني است ? فرشتگان تا صبح او را لعنت فرستند. آنكه در آسمان هاست از او ناراضي است تا زمانيكه شوهرش از او راضي شود.

    فصل 576: پيامبر گفت زن از يك دنده خلق شده است و به هيچ طريقي براي تو راست نخواهد شد.

    انور شيخ نويسنده كتاب اسلام يك جنبش ملي عرب? مي گويد. به نظر مي رسد كه دكترين اسلام در مورد زنان اين است كه زنان از پايه نا بكارند و مردان بايد دائم آنها را تحت نظر بگيرند. آنها نبايد هرگز به حال خود وا گذاشته شوند.

    در حقيقت در حديث ديگري موقعيت زنان را بي پرده چنين بيان مي دارد . " من مصيبتي مضرتر از زنان براي مردان به جا نگذاشتم"

    فصل 619: فروش سگ و گربه (به جز اينكه سگ براي كار باشد)و امرار معاش توسط فاحشه ها ( به جز غير مسلمانان ) ممنوع مي باشد.

    اين حديث مهاجمين مسلمان را تشويق مي كند تا زنان غير مسلمان را براي لذت جويي خود به فاحشه تبديل كنند. چون فاحشگي غير مسلمانان ممنوع نشده است. در طول تاريخ از اين مثالها به فراواني مي بينيم.

    فصل 114: پيامبر گفت اكثر جمعيت جهنم را زنان تشكيل مي دهند. از ديد اسلام خوي اكثر زنان شيطاني است و جايگاه آنان جهنم است.

    مالك 362:1221: ابن فهد گفت: " من چند كنيز دارم كه از زنانم بهتر هستند . ولي دوست ندارم آنها حامله بشوند. آيا مي توانم موقع انزال خود را عقب بكشم." حجاج گفت " آنها مزرعه هاي تو هستند اگر دوست داري آنها را آبياري كن و اگر دوست نداري آنها را خشك نگه دار"

    سه حديث بعدي در ارتباط با يكديگرند

    مالك 364:1234: اگر زني به كودكي شير دهد او مادر رضاعي طفل مي شود و شوهرش پدر رضاعي او. اگر مردي دو زن داشته باشد و يكي از آنها به دختري شير دهد و ديگري به پسري? اين پسر و دختر نمي توانند با يكديگر ازدواج كنند چون پدر رضاعي آنها يكي است.

    حديث بعدي متضاد حديث قبلي است.

    مالك 364:1239: قانون خويشاوندي رضاعي فقط در مورد كودكان زير دو سال كاربرد دارد. اما مرد به بلوغ رسيده كه از شير زني تغذيه كرده شامل اين ارتباط رضاعي نمي شود

    حديث بعدي را با دقت بخوانيد

    مردي از عمر پرسيد: زنم سر خود به كنيزي كه با او هم خانه بودم از شير خود خورانده. حالا نسبت من به اين كنيز چگونه است؟

    عمر گفت زنت را تنبيه كن و به طرف كنيزت برو

    چه چيز بيشتري در باره اين آيه هاي طلايي تازينامه و احاديث روشن كه هدايتگر مسلمانان حقيقي است بگويم؟ پارمیس سعدی


    دوستان مسلمان توجه داشته باشد که نوشته بر گرفته از آیات قرآن و حدیث می باشد که نویسنده آن استکبار جهانی یا صهیونیست نیست ! نویسنده مسلمانان است ما تنها دوباره نویسی کردیم ! اگر احتمالا این نوشته را خواستید رد کنید لطفا کتب مراجعه کنید به کتب که حتی صفحات آن مشخص شده است .
    توجه هر گونه سخنی زشت و نا سزا به حساب محمد و خواندانش بر گردانده خواهد شد !

    • ناخدای غزنوی

      پاسخ شما نیز برای (کاپی و پیست) تان بزودی نوشته خواهد شد، فقط عجله نکنید و حوصله داشته باشید. در عین حال باید گفت که شما نیز از فرط بیسوادی اسم (ناخدا) را انتخاب نموده اید که هیچگاهی معنی و مفهوم (بی خدایی) را ندارد. و از همینجا معلوم میشود که سطح سواد و آگاهئ جناب عالی در چه حدیست.

      مأخذ به اصطلاح احادیثی را که نیز نقل قول نموده اید، درست ننوشته اید (شاید هم نویسنده ی اصلی درست ننوشته). بهرحال اکثریت آنها را نمیتوان حدیث نامید اگر چه درست و حسابی نیز ریفرینس دهید.

       

    • ناخدای عزیز غزنوی ! هرچی نقل قول نموده اید درست و مطابق کردار و گفتار بنیان گذاران و صدر نشینان آئین محمدیست که نمیتوان آنرا رد نمود . تمام ادیان و مذاهب و حتی مکاتب سیاسیی که در قدرت آمده اند خارج از نابرابری های اجتماعی نبوده اند . سیر تکامل یهودیت ، عیسویت ، بودایزم ، اسلام و مکتب های انقلاب کبیر فرانسه ، اکتوبر و دیگر جریانهای سیاسی نشانگر این واقعیت است که نتوانسته اند جامعۀ خوشبختی را به بشریت عرضه بدارند . انسانها در مجموع در هیچیک جریان فکری سالم باقی نمانده اند زیرا خود خواهی ها ، برتری جویی ها ، سلطه جویی های یک تعداد محدودی از قدرت نشینان باعث شده تا سیر جریان این مکاتب مذهبی و سیاسی از مسیر اساسی خود که همان یافتن راه حقیقت و فلاح و رستگاری انسانان روی زمین است ، انحراف نموده و اندیشه های سالم اندیشمندان حقیقت جو را در گمراهی نگهدارند .

      بلی چنین نابرابری ها را در همۀ ادیان و مکاتب سیاسی میتوان به وفرت جستجو نمود که اسلام را نمی توان خارج از آن نامید . راه معقول و خردمندانه آن خواهد بود که جامعۀ عرب بدوی را قبل و بعد این نابرابری مطالعه نمایم . اگر ما عصر اتوم و جامعه بدوی 1400 سال قبل عرب را به مقایسه بگیریم فکر میکنم قاضیی عادلی نخواهیم بود . اگر ما از هر عالم مذهبی علت تناقض آیات را بپرسیم ، میفرمایند که قرآن نظر به شرایط همان زمان وحی شده است . پس گذشت 1400 سال عاری ازین قاعده خواهد بود ؟

      وظیفۀ وجدانی و ایمانی دانشمندان دینی است که عصر و زمان را با آیات و احادیث معتبر منطبق ساخته و علت و عوامل نابرابری ها را مشخص نموده و راه راستی و حقیقت را تبلیغ و ترویج نمایند . ولی با تأسف که دین و مذهب درین چند صد سال بدست اجیران استعمار قرار گرفته و از آن بشکل ابزار گرفتن قدرت استفاده میشود . احساسات قلبی و درونی انسانهای ساده دل به بازی گرفته شده و بیرحمانه بالای شان تجارت سیاسی میشود .

      بلی اسلام با شمشیر و زور نیزه به سرزمین ما رخنه نموده است ، جنگهای قادسیه و کابلستان فراموش کسی نشده ، خاطرۀ کتاب سوزی های اعراب را تاریخ جاودان نموده است ، باوجود این انصاف نیست شخصیت زنان پیغمبر اسلام را که در تار و پود وجود ایماندارن جا گرفته همه روزه به باد تمسخر بگیریم . این تنها پیغمبر مسلمین نیست که با دختر 9 سال ازدواج نموده و منشور ملل متحد را زیر پا نموده است بلکه فراعنه مصر نیز انسانها را زنده بگور میکردند ، رومیان قدیم نیزخوردن انسانها را توسط حیوانات درنده به تماشا مینشستند ، هیتلرنیزانسانها را زنده میسوزانید ، تیمور نیزاز سر انسانها کله منار میساخت ، با مقایسه جنایات بشرکه انجام گرفته ازدواج با دختر 9 ساله را صرف میتوان صلۀ رحم دانست . شما یکبار به تاریخ امریکا نظر بیندازید ، اروپای عیسوی را مطالعه نماید ، دکتاتوری پرولتاریا را ورق بزنید ، یهود و تاریخ آنرا بخوانید هیچکدام نتوانسته اند مطایق فرامین خدا و حقوق بشرعمل نمایند . پس کی را زود تر محکوم نمایم ؟

      علت عقب مانی ما باور ماست ، باوری که در خون ما جاریست . حرف و عمل ملا و آخند و شیخ قانون است ، ما حقه بازی های دینی و سیاسی را بررسی وکشف نمی توانیم و هی روانیم که راهیاب تریم ، ما اوپتیمیست وایدالیست تمام عیاریم ، لذت های زنده گی این دنیا را به زنده گی بعد مرگ ترجیع داده ایم ( که آنهم بینیم یا نبینیم ؟ ) عجب اینست که تمام فسق و فجور دنیا را انجام میدهیم و باز هم چشم امید آخرت داریم ، واقعأ که ما مسلمانها ایدالیزیم را به منتها درجه رسانیده ایم !

      بیاید دوست نهایت ارجمند آقای غزنوی که با احساسات دوستان خود بازی نکنیم ، حق مسلم تان است تا در صورت تجاوز از خود و ایدال تان دفاع نماید . بنظر این از دین حقیر و از مذهب فقیر ما باید دریچه های خوب و شایسته دین را بروی همه بگشایم از زشتی ها بپرهیزیم . انتحاری ها واسلام سیاسی شده سعودی و طالبی امروز را نکوهش کنیم . این رسالت ما در مقابل خدای ماست . فراموش نه کنیم که در هر دین و مکتب سیاسی گوشۀ از واقعیت نهفته است . آرزو دارم آزرده خاطر نشده باشید .

    • جناب توفیق اسم انتخابی من بسیار هم سنجیده و کاملا دانسته انتخاب شده است . من متاسفم که شما درک تون ضعیف است . ناخدا یعنی کاپیتان ، بی دین و ملحد هم است ؛اگر باورنمیکنید مراجعه کنید به دهخدا ! در ضمن چرا شما گیر دادی به اسم من !؟ سطح آگاهی من به حدی است که به بیخدایی رسیدم همین !

    • ناخدای غزنوی

      در حصۀ مفهوم (ناخدا) حق باشماست. بنده از شما و سایر ناخدایان در این زمینه پوزش میطلبم. بدون شک دانش و آگاهئ انسانها محدود و وابسته به دیده ها و نادیده (حتی شنیده ها و ناشنیده ها) هاست. بنده نیز تا کنون معنی این اسم مبارک را در واژه نامه دهخدا نخوانده بودم با آنکه میدانستم یکی از معانئ این کلمه، همان کاپیتان کشتیست. بهرحال، تشکر فراوان از رهنمایئ تان.

      در آینده انشاالله به اسم تان گیر نخواهم داد و همانطور که ذکر نمودم، خواهم پرداخت به طرز فکر خصومت بار تان مبتنی بر آیات و به اصطلاح احادیث مذکور.

      فراموش نکنیم که فعلاً میزان حملات توهین آمیز بی خدایان، آتش پرستان، عیسوی ها، یهودیان صهیونیست و سایر دشمنان اسلام و مسلمین به مراتب بیشتر است از تجاوزات مسلمین در حق غیرمسلمان ها.

      با آنکه خطر حملات، تهدید ها و توهین شما برای اسلام به مراتب کمتر از ویروس وهابیت است، با آنهم به زودی پاسخ تانرا خواهم نوشت.

      نقاط ضعف بیشمار بیخدایی و آتییزم (که منجر به پوچ گرایی خواهد شد) را نیز در نوشته های بعدی ذکر خواهم نمود. بعضی اوقات خواندن کتب زیاد (خصوصاً در بخش علوم انسانی، آنهم برگرفته از مکاتب فکرئ کشور های غربی که اخیراً در ایران نیز موجبات نگرانی مقامات ارشد رهبری را فراهم نموده) نیز انسان را سردرگم و گیج میکند که بالاخره به پوچ گرایی میانجامد.

      تا آنزمان امیدوارم بعلت پوچ گرایی، خودکشی نکنید.

       

    • بجواب رفتار اسلام با زنان : ناخدا غزنوی نامی دیگری یمدریست لمبر وار بشنو:
      1 – گپای اولیت که کاملن درست است و عیبی ام ده او دیده نمیشه و ده قسمتی جملی آخر چه فرق میکونه که چند سال پیامبر راحت زندگی کدن .
      2 – مشکل جناب عالی ده کوجاست که اونا اشتهای خوب برای گریفتن زن داشتن ؟ زن با نکاح حلال میشه و قابل ایتراض نمیمانه .
      3 – الف : حضرت بی بی عایشه (رض) ده وقتی ازدواج شش ساله نبود بلکه نه سال داشت . ب : سن زن مهیم نیست بلکه جوان شودن دوختر ارزشمند تر است .
      4 – ده ای قسمت از چشمانی پرتعصب و دلی کور و دماغی پوپنک زده کار گریفته برداشتی نادرست نمودی اگر چه میدانوم که خوب میدانی لاکن میخایی مردوم ندانن و غلط بفامن . الف: اول ایکه بی بی زینب (رض) دوختری عمه ای پیامبر بود که توسط خودشان برای زید غلام آزاد شوده و پسر خانده ای شان بنکاح او درآمد که ما مردوم ره به امی نقطه متوجی میسازیم که اینی ره میگن بی تبعیضی (دوختری عمی یک پیامبر عروسی میکونه با یک غلام) . ب: تاریخ و سیرت نبی گواه است که پیامبر نمیخاست تا آنان از هم جدا شون . تا ایکه خداوند امر نمود تا بگذارد که آنان جدا شوده و خودی پیامبر رسم جهالت را شکسته با زنی پسر خاندش عروسی کونه که تمام شریعت ها پسر خانده را پسر اصلی نمیدانه . که شوما ام از دور ای آیات را بنام موعظه اشاره کدین .
      ده قسمتی تبصره ای شوما عالی جناب از آیه 23 سوره بقره که زنان شوما کشتزار شوما استن باید از عقلی سالیم کار گریفت نه از پاروی دماغ های پوپنک زده . مگر زنان کشت زاری شوما مردان نیستن ؟ تخمی گندیدیتانه ده کوجا میکارین ؟ آیا زنان بدون تخم های شوما سر سبز میشون ؟ افسوس است که با عقل و شعوری خدا داد میخاین که ای کلمه ای بجا ره توهین به زنان نشان بتین .
      ده قسمتی آیه 34 سوره نساء مه ده ترجمی که شوما نمودین قناعت داروم . لاکن ده قسمتی تبصره یانی تحریک زنان که گویا حقیشان تلف است باید بگویوم که : ده کوجای ای آیه وحشت ره تماشا کدین ؟ بلی مه ام باید ایتراف بکونوم که ای آیه از برای نا مسلمانانی که ده اروپا زندگی میکونن نیست و ده عقلی شان جور نمییایه و نباید ام جور بیایه نگوفتین که چطو ؟ مردانی که فقط با داشتن یک عضله ای مردانگی خوده مرد میگیرن و میتانن بای فرن های زن خوده ده خانی خودیشان پزیرایی بکونن و به حساب کردکی لوندی زنیشه عزت بکونه چه رقم مطلبی ای آیه ره درک بکونن و چطو عکسلعملی مرد ره ده مقابل زن های که اسلام او ره فاحشه میخانه وحشت ندانن ؟ و یا قار نمودن مرد از زن ره و یا نخابیدن به بستریش ره و یا یگان سلی بروی ای رقم زن ها ره ده حالیکه خودتان ده ترجمه میکین که اگه اصلا شود دیگه ایچ وقت با او از ستم کار نگیرین .
      ده قسمتی ترجمی آیه 15 سوره نساء باز ام مه ایتراض نمی کونوم و بلکه شوما ره متوجی میسازوم که ده کوجای ای آیه بی انصافی ره مشاهده کدین ؟ اسلام تو ره یانی که مرد ره اجازه نمیته تا حتا با دیدنی عملی نا شایستی زنیش تا ایکه چار شاهد نداشته باشی جبر و ستم نمایه . میدانی مقصدی ای آیه چیست ؟ بلی میفاموم که نمی فامی و میدانوم که غیرت نداری اگه نی باید ای رقم ایتراض میکدی که مه با دیدنیم زنی خود با مردی بیگانه او ام سر بسرک حق نداروم بالای او ستم بکونوم ؟ اما ای بخاطری است که نشوه مردای بیغیرت بالای زن های پاکدامن از ای آیه استفاده ای غیری مشرو نماین . و حتا به امی رقم زن ها ام اجازه میته تا زندگی بکونن اما باید ده کونجی خانه باشن که باز عملی سابقیشانه تکرار نکونن . آیا ای جزا اندک نیست ؟
      سوره نور آیه 6 باز ام به ترجمیتان قناعت داروم ولی به تفسیرتان نی و شوما ره بصفت یک مغرض و شیطان خانده برای مردوم و مخصوصن زن ها میفامانوم که جناب عالی از آیه 6 ذکر کدن ولی آیه 7 و 8 ره که همین حق ره برای زن ها ام داده شوده کور واری ندیدن و نگوفتن که ای خود مغرض بودنی نویشته گر ره ثابت میکونه .
      باقی حدیث های که بیان کدین باضی اونا خود بخود حق را ثابت میکونه و اگه حدیث ره کج تابیر و تاویل کدین مردوم ره با ای گپ ها بازی داده نمیتانین . مثلی امی که میگین : اگه شوهریش زنیشه بکاری نامشرو ببینه حق داره کوتک بزنه لاکن نی ای که استخانیشه بشکنانه . به فکری شوما روشن دیماغ عصری انترنتی نباید مرد یا شوهر بری ای رقم زن ها چیزی بگویه . واه یمدری غزنوی واه ! یانی که زن حق داره زنا بکونه و مرد حق نداره به زنیش بگویه که چیرا ای کاره کدی که ای گپ نه ده عقلی عاقل جور مییایه و نه غیرت مند .
      اگه خاسته باشی بالای حدیث هایت لمبر وار تبصره میکونوم . لاکن میدانوم که ای سخن های با ارزش ده عقلی کودن و پلیدی مثل یمدری جور نامده و نمی آیه . کسی که فرق مابین زن و مادر و خاهر و دوختره کده نتانه امو گپی اول است : ده گوشی خر چل یاسین خاندن .....

    • با ستایش از درک و خرد شما ناخدا غزنوی

      1/البته اول مردم ما قرآن را در سردروازه آویزان و از زیرش تیر می شوند . که بروند و قرآن دوباره آنان را به خانه سلامت برگردانند. اما روز هاشده که کسی از زیر قرآن تیر شده و دوباره برنگشته و یکبار نپرسیده اند که چرا قرآن نتواست او را سالم نگهدارد و مرد یا کشته شد.

      2/قرآن را در سر عروس و داماد میگیرند که زندگی شان به خوشی و محبت بگذرد. اما در بیشتر خانواده های افغان بین زن و مرد جنگ است و مناسبات خراب .اما هیچگاه فکر نکرده اند که چرا قرآن نتوانست زندگی خانواده های افغان را خوب و پر محبت کند و برعکس از بین برده.

      3/ و قتی در دو مرحله قرآن ناتوان نتوانست .زندگی ایشان را بسازد حالا می میرند و ملا یا شیخ می آید چند آیت را برای مرده شان میفروشد . و مبلغی گرفته شکمش را سیر می کند و میرود . و این است ماجراس سه مرحله زندگی افغانها. بعضی ها بسیار خوش هم هستند . در حالیکه حالا تمام خرچ افغانها از جیب کافران تامین می شود. هنوز هم فکر نمی کنند.
      چه وقت این ملت متوجه دوست و دشمن میشوند ؟

      درخت می گوید که اگر دسته ازخودم نباشد مرا تبر زده نمیتواند. نوکران بیگانگان کشور ما را به این روز سیاه نشانده اند.

      اگر افغانها قرآن را آیه به آیه نخوانند و با عقل نسنجند. همین آش و همین کاسه تا ابد خواهد بود
      افغان جان بکند و عرب تازی بخورند.

    • اول من ترا گفتم که برو املا و انشایت را درست کن باز بیا بحث سیاسی را ادامه بده . چردنیات را یاد میگیری و گپ خوب از یک گوشت داخل و از دیگر خارج می شود. تو سرآدم را بانوشته هایت گیج میکنی . تو آیه های تازی نامه را تفسیر می کنی .اما نمیدانی که من برای خواندن نوشته های تو یک آدم بیسواد مثل تورا پیدا کنم که برای من ترجمه کند . به هر صورت.

      خوب تو میفرمایی : مرد ها حق دارند که زنان را کتک بزنند. اما باید بدانی که در مسلمانها بیشر در ملا ها تمام شان چشم چران و کار های نادر ست می کنند . چرا زنان را هم نگفته الله گگ که مردهای زنباز را کتک بزنند آنقدر که تمام استخوان های شان بشکند.
      بحیث مثال شیخ آصف محسنیرا وقتی خواهر مشتاق قوماندنش دختر 14 ساله را اعتبار کرد و به نزد شیخ آصف روان کرد که قرآن یاد بگیرد . و دختر درخانه شیخ آصف بجای قرآن حامله شد و برادرش را هم در جبهه جنگ به قتل رسانید .
      حالا کی شیخ آصف را کتک بزند تا استخوان های پوسیده پوپنک زده اش آرد و خمیر شود؟؟؟؟

      آیا خدا یار غر و دزد است ؟

    • 1/ کلمۀ البته مناسب این جمله نمیباشد ، (اول) اولآ / (در سر دروازه) بر سر دروازه / (آویزان) می آویزند / (از زیرش تیر می شوند) از زیر آن میگذرند / (که بروند) تا بروند / (که بروند و قرآن دوباره آنان را به خانه سلامت برگردانند) به امید اینکه بحفاظت قرآن برگردند / (اما روز هاشده که کسی از زیر قرآن تیر شده و دوباره برنگشته و یکبار نپرسیده اند که چرا قرآن نتواست او را سالم نگهدارد و مرد یا کشته شد) اما بار ها اتفاق افتاده تا بر نگردند و کسی بدین معما متوجه نیستند !
      2/ (قرآن را در سر عروس و داماد میگیرند ... الی آخر ) قرآن را بر سر عروس و داماد میگیرند و آرزو میبرند تا زندگی موفقی را سپری نمایند حال آنکه اگثرآ برعکس میشود . /
      3 / (و قتی در دو مرحله قرآن ناتوان نتوانست) با آنکه درین دو موقف نا توانی قرآن را می بینند ، / (زندگی ایشان را بسازد حالا می میرند و ملا یا شیخ می آید چند آیت را برای مرده شان میفروشد . و مبلغی گرفته شکمش را سیر می کند و میرود . و این است ماجراس سه مرحله زندگی افغانها) حال که دریافتند چیزی ازو ساخته نیست ، بسوی ملا و آخند ها و شیوخ رو می آورند و آنان نیز آیات خدا را در مقابل مبلغی به آنان میفروشند . این است توقعات ما افغان ها . و در قسمت آخر یمدری بیسواد که دعوای سواد دارند چنین در فشانی میکنند : (همین آش و همین کاسه تا ابد خواهد بود افغان جان بکند و عرب تازی بخورند.) تا ابد جز این آش و کاسه نخواهند دید . افغان بایست جان بکند و عرب تازی بخورد .
      این بود ادبیات ادیب ما آقای یمدری که سنگی ادبیات را بر سینه میکوبد .
      حال به اغلاط افکاریشان می پردازیم : تشکر از عثمان جان که کتی مه همکاری کده غلطی های املایی و انشایی ای بیسواد سواد دار ره گریفتن . عثمان جان ده صنفی دهم درس میخانه . شاید یمدری صنفی ششوم و یا پنجوم باشه . به هر حال نادان تر از مه مالوم میشه . اول ایکه تمام کار ها ره خداوند میکونه . ده ای شک نیست که قرآن کیتاب خدا است و رحمت برای ما مسلمان ها میباشه لاکن بر سری دروازه و بر سری داماد گریفتن و یا از روی کودام مقصد از زیریش تیر شودن ناجایز میباشه و خصوصن مه طرفداری ازی نیستوم که هر زنی پاک و نا پاک با کالا های سکسی شان قرآن ره به دیست خود گریفته بالای سر عروس و داماد بگیرن امیست که قرآن بجای فایده بریش نقص خات رساند و ملا های پول خورک ره خدا انصاف بته . میگن تا احمق ده جهان است آخند های مفلیس در نمیمانه و ای رقم کار های بی مانا از اسلام نمی باشه بشرطی که مره توفیق جان وهابی نگویه . ده قسمتی مثال درخت با تو بیسواد ام نظر استوم براستی تا دیسته از خودی درخت نباشه تبر پدریش نمیتانه درخت ره چپه بکونه . مثلن اگه یمدری مرتد نباشه کافرا نمیتانه بالای اسلام بتازه . ما با عربا کار نداریم لاکن چکونیم که پیشوای ما و تاجی سر ما عرب است . قرآن ما ده زبانی عربی است خانه ای کعبه و زیارتی پیشوای ما ده عربستان است و ما کتی اونا قطعی رابطه کده نمیتانیم . نظر به یک حدیث . آخر زمان نزدیک است و اسلام به امو ده مسجد بر گشتنی است و مسلمانی از وطنی ما ده حالی سفر کدن مالوم میشه
      که تو ره ده ای گپا ملامت نمی کونوم لاکن گپیته دانیسته بزن و نانیته جویده قورت بکو اگه نی گلونیته پاره میکونه و بری تیر شودنیش سومبه بکار خات بود . برو بیسواد دیگه سری سواد مردوم ایتراض نکونی که اینمیتو یک بیسواد غلطیته خات گریفت .

    • دوستان ماهم اگر اهل هنود اگر زرنشتی اگر یهودی اگر سیک اگر بودائی اگر دگراندیش اگر هم از خود بیخبر مسلمان زاده هستیم بدانیم که در گام نخست انسان و در گام دوم افغان هستیم .

    • چطور هستی توفیق باز که آمدی از کار مهم پاسخ بده ؟
      http://www.youtube.com/watch?v=VXLnfP-o-c4

    • تا صنف اول درست خوانده نشود صنف دوم محال است.

      http://www.youtube.com/watch?v=VXLnfP-o-c4

    • be khoda ,gar na khoda shod, way bar ahwale ma

      keshtiye ommied hama ghrqe lajajat meshawad

      ok

    • او بچه یمدری. خداو راستی ما خو که خوده عقل کل میبینیم دین وایین توره ندانستیم. تا چندوقت پیش اتش پرست شده بودی واز اتش مقدس که انشاالله در دوزخ یار اتش باشی میلافیدی ولی حالا دیده میشود که با خدا هم کافرشده یی. چی گپ است بالای تو؟ نی که اتش مقدس ایزارت را در داد ومزه انرا چشیدی که امروز با خدا دشمنی میکنی. جان برادر خویته بخو! خیر است که ازادی بیان است ولی ازادی بیان به معنی ریشخند زدن بالای خود نیست. تو گاهی از ده میگی وگاهی از درختها وزمانی میگویی که درختهای سر کوه را که شانده! گاهی اتش را مقدس میدانی وگاهی بیخدایی را توجیه میکنی. او جان برادر خیر است که تابلیت هایترا نخورده یی ولی هرزه گویی از هم حد واندازه دارد. بیا که نزد داکتر صاحب نادرمتخصص عقلی وعصبی ببرمت که معاینه خانه اش در کارته پروان است تا تداوی ات را بکند. دلم برایت میسوزد حیفت نکرده که در عنفوان جوانی عقلت زده به چاک!

    • تا تو در حلقه زنجیر ملا و شیخ باشی همان است که در چشمان تو غشاوه من ابصارهم شدة یعنی درچشمانت پرده زده اند و تو نمیتوانی از یک خط معین که برایت گذاشته اند پا بیرون بگزاری . حتا لقمه نان را هم بدون بسم الله نمیتوانی در دهن بگزاری. اما من میخورم زندگی می کنم و احدی هم نمیتواند چشمان من را ببندد و یا برای من امرو نهی صادر کند. از دین اسلام 1400 سال میگذرد و خودت در آن زمان که پیغمبر جز دودانه شتر چیزی نداشت و نمیدانست که برق چیست ؟ زندگی می کنی و حالا ا1400 سال از آنروز گذشته ماة را که در قرآن شق شده و معجزه خدا میداند انسان رفت و دید که ماه از زمین یزرگتر است و اندازه بشقاب نیست. پس مغز انسان تکامل و پیشرفت می کند و میتواند بودن و نبودن خدا ، تانری ، گاد ، الله و.... را درک کند. چرا افغانستان عقب مانده ترین کشور جهان است ؟؟؟؟
      حتا از بنگله دیش هم عقب مانده تر شده. مثل شخصی که سرطان گرفته در بستر و نزدیک به مردن است و از 40 کشور دوکتور آمده تا او را تداوی کند . او هنوز میگوید که نه من دوکتور را نمیخواهم میخواهم شام تا به بامداد به کله ایستاده شوم و روز 5 وقت بار بخیزم و بنشینم و یک چیزی زیر زبان بگویم که نمیدانم چه است به زبان تازی.و فکر کنم که چیز خوب است. و این بیمار سرطانی کشور های سالم اروپا و آمریکا را نمیتوانند ببینند.

      چین خدا ندارد و اقتصاد دوم جهان رادارد. و یک چیز کم دوملیارد انسان دارد که همه زندگی می کند. و برای تو عقب افتاده 14 قرن بیشتر می آید بیمارستان جمهوریت درست می کند. 95% افغانها بیمارروانی هستند که یکی از آنها خودت هستی که نه تنها روانی بلکه مشکل بیدرکی داری ، مغزت شسته شده ، در خرافات غرق هستی و تو مثالی از یک افغانی عقب افتاده قرن 21 هستی . که خود خدا هم ازدیدن حیران می ماند. که چرا ترا خلق کرده. بیماری را داری که حتا حیوانات در جنگل آنرا ندارند. اینست مشکل افغانستان. بین من و تو 1400+1400=2800 سال فاصله موجود است . کوشش کن خود را بشناسی که چه هستی اجدادت را مطالعه کن تا بدانی .ورنه امروز افغان در سراسر دنیا مهر های خورده توسط دین اسلام که پاک کردنش کار آسان نیست .تروریست ، جنگسالار ، عقفب مانده ، باز درود به شرف کرزی که آمده میخواهد از غوره حلوا بسازد قدرش را بدانید .و از پوستک جهل سر به جهان امروز بزنید. یک آدم تو و یک انسان آمریکا و آنگلیس و ارو پا و چین و جاپان و غیره .دست نداری پا نداری؟ چشم نداری؟ پس چرا گدایگر هستی دینی داری که تمام وقت خودت را مثل آب کوزه میشکنی و ضایع می سازی. و دنیای زیزیبای را نمی بینی و از روز تولد بفکر کشتن دیگران هستی این است بیماری تو که صرف حرف می زنی اما عقلت را از دست داده ای.

      شما کل و کور بروید قرآن( تازی نامه ) را سرتا به آخر بخوانید ؟ http://www.youtube.com/watch?v=wRH7...

    • سرپلی جان!

      به همو خدایی که عقیده داری از همین کتابش که معجزه کلام میگنش یک ده، گمش کو یک پنج جملهء گفته میتوانی که در آن یک حکمت باشه؟

    • سروش جان گرامی
      اینانی که از اسلام دم می زنند نه عربی میدانند و نه تازینامه را خوانده اند فقط سینه به سینه تقلید می کنند. و بعضی که می بیند ملایی فائده زیاد دارد ریش می گزارند و چند آیت و حدیث یاد می گیرند و هر روز دعا می کند که کسی بمیرد تا برود و چند ایت بخواند و دو سه صد به جیب بزند و یک شکم نان چرب ورسره. خوب حالا من یک مثال از تاریخ خود عرب که البلاذری ،یا ابن خلدون جورجزیدان یا طبری است اینها تمام جریانات را مثل طوطی وار تمام وقایع را نوشته اند. خود محمد بعد ازینکه مدینه را فتح کردند و نامه به خسرو پرویز نوشت که دین نوی ساخته که مخترع آن سلمان فارسی حرامزاده است .خسرو پرویز را خنده گرفت و نامه اش را پاره پاره کرد و به دورانداخت .خوب ما امپراتور جهان بودیم و صاحب کاخها ولی عرب در غژدی ها زندگی می کردند.و هر روز آرزو داشتند . که صاحب قصر شوند که امروز از برکت نوکران های فراوان و فتنه انگلیس شدند.

      خوب فراموش نکنم که : روزی چند نفر از اهالی کوفه سرراه محمد ایستادند و گفتند تو دعوی پیغمبری داری ؟ اگر راست می گویی همین حالا یک معجزه به ما نشان بده که ما مسلمان شویم محمد چون هیچ هنری نداشت جز شتر چرانی رفت و شترش را آورد .و گفت : این یک حیوان است ومفید حالا ازین آب نهر که شما آب می برید این هم حق دارد که ازین جا همیشه آب بخورد. چند نفر که به دورش ایستاده بودند همه خندیدند .و گفتند این که معجزه نمیشود. و مسلمان نشدند.

      و کاکایش ابولهب که مرد ثروتمندی بود و زنش هم یکی از بهترین شاعره های زن تاریخ عرب است همین جار وجنجال را با محمد داشت . چون از اشحاص ولگرد خوشش نمی آمد. که مانند سرملی بی منطق صحبت کند. محمد همیشه تقاضای کمک و پشتبانی از کاکایش را داشت ولی کاکایش می دانست که این آدم مالیخولیائی دارد. و هزیان می گوید .برادران افغان کمی با عقل زندگی کنید . سردر آخور همین بدبختی را دارد. ابولهب گفت من گپ هی ترا قبول می کنم وقتی اگر تو پرسش مرا پاسخ بدهی .محمد گفت چیست ؟ اولهب گفت: به تو وحی می آید از طرف الللللله ؟ ( در آنزمان بهترین شغل که تمام مردم از آدم می ترسید و چشم بسته زنان بند ها را باز می کرد . همین پیغمبری ، تنها محمد نبود هر سنگ را بالا می کردی ده تا پپیغمبر زیرش بود) به هرصورت به محمد گفت بیا دروسط خانه ایستاده شو و یک پای خود را از زمین بلند کن ؟ وقتی محمد یک پایش را بلند کرد و سر یک پا ایستاد .ابولهب گفت : حالا به آن اللله که ترا فرستاده و قدرت دارد بگو که پای دیگرت را او از زمین بلند کند. محمد هر چه زیر زبان الله الله کمک گفت هیچ کسی به دادش نرسید. شاید الله او خواب رفته بود بهر صورت مانده شد و به زمین افتاد و شرمید . ابولهب گفت برو دگر نزد من نام پیغمبری را نگیری ؟ این است سبب دشمنی محمد با کاکای پولدارش که همیشه محمد را شرمنده می ساخت با منطقش .که فورا" پیش سلمان رفت و گفت یک آیه بساز برای کاکایم . و آنهم ساخت ( تبت یداابی لهب وتب ما اغنی.....)بریده باد دستان ابی لهب. خوب حالا اگر الله آیه دست بریدن اغنیا مانند ابی لهب رغا صادر می کند ومن ازاو سوال دارم : چرا این ابی لهب را مغز داده سرمایه داده زن هوشیار و شاعره با منطق داده و این محمد یتیمچه شتر چران مادر مرده پدر مرده و دست به هر کاری می زد. عقده پول کاکا او را واداشت که با زن 40 ساله ازدواج کند و صاحب پول شود. دگر چه بگویم ....بروید تاریخ اسلام و عرب تازی را بخوانید. مگر دین اسلام به کسی اجازه سوال کردن می دهند؟ به هر صورت گوشت گنده گردن قصاب .چاره نیست ماهم این گوشت را برای پشک می اندازیم تا بوی طعفنش زندگی مارا به گند نزند.

      حالاغ اگر سرملی هم چیزی اضافه می کند با آن خط هیرو غلف اش بنویسد خوش می شوم.

      http://www.youtube.com/watch?v=hU9a...

      همین سرپلی ها نمی روند تازینامه را نخوانده اند که خود محمد دها بار گفته من هم یک انسان مثل شما هستم . و سیاست استعمار آنقدر درباره اش نوکر و اجیر را پولداده و تبلیغ کرده که سرملی میخواهد تمام زنان خانواده اش را درخدمت عرب قرار بدهد مگر همین حالا برو در ممالک عربی برو و ببین که در هر خانه عرب تازی چندین نوکر و آنهم دختر افغانی ، ایرانی ،پاکستانی ، هندی ، ترکی ، کرد ، و فلیپینی و بنگالی و سریلانکائی و هزاران دختر مسلمه .که بنا بر گفته بی بی سی که چند سال قبل گفت آنها را servant quarter نمی دهند و در دهلیز میخوابانند. پدر بی شرف عرب و تمام فرزندان بچه این اعراب هر شب به این نوکر ها تجاوز می کنند. اول زنا می کنند باز میروند سر جای نماز ایستاده میشوند.

      این است فرهنگ تازیان .

      آمریکاو انگلیس نوکری دارند که همیشه پاهایشان را می لیسد و آن خلیفه های کشور های عربی است مانند شیخ عبداله بوت پاک انگلیسها، باز عربها نوکرانی دارند که منافع آنان راغ در کشور های ما تامین می کنند مانند همین شیخ و ملا و بعضی رهبر های کشور های اسلامی .

  • درود و سلام بر محمد رسول الله (ص) و اهل و بیت او

    و درود و سلام جداگانه خدمت تمامئ ملت روزه دار و مسلمان از هر نژاد، رنگ، زبان و فرهنگ در سراسر جهان بلخصوص به حق پرستان و حق طلبانیکه به این روزنه سرزده و در راه حق و علیه باطل قلم میزنند.
     
    متأسفانه این حقیر ِ فقیر و سراپا تقصیر به مدت 12 روز دیگر را شاید نتوانم در این مناظره (یا بقول دشمنان اسلام، مجادله) شرکت نمایم.

    مشهور است که دزد و خاین برای فرار از مسئولیت و مجازات و با پیروی از سیاست "بگیر که نگیره"، همواره فریاد (دزد! خاین!) را سر میدهد تا دیگران نتوانند آنها را ملامت کنند. شیوه ی که همزبان ما آقا یا خانم یمدری به آن همواره متوصل میشود.

    در این مناظره همه شاهد هستند که کیها برای بار اول پا را از چهارچوب ادبیات و نزاکت ها خارج نمودند. آقای یمدری و دار و دسته اش (از آتش پرستان تا شیطان پرستان و حتی پوچ گرایان) ادعا دارند که آنها بیهوده نگفته اند و فحش نداده اند و نمیدهند. در حالیکه مردم چشم دارند و خود میبینند که آغاز کنندۀ این جدل و منازعه آنهم بشکل غیرادبی و به دور از اصول اخلاقی کیها بوده اند. و در طول تاریخ همیشه همینطور بوده است. از ابوجهل تا ابوسفیان و یمدری های امروزی، همه گی یک شیوه را تعقیب میکنند و آن این است که اول آتش فتنه را روشن میکنند و به طرق مختلف سعی میکنند تا احساسات و خشم مسلمین را برانگیزند و در مقابل هنگامیکه مسلمین عکس العمل نشان دادند، یکباره فریاد میزنند که، "ها! نگفتم که اینها نزاکت و ادب را نمیفهمند!" در حالیکه همه میدانیم که بی نزاکت و بی ادب کیست.

    مسلمین نمیگویند که چرا دشمنان اسلام با اسلام و مسلمین دشمنی میکنند، بلکه یک سوال را همواره در ذهن دارند که چرا اینها با نامردانه ترین و خشن ترین شیوه های مروج به استقبال اسلام و مسلمین میروند؟

    خوب این سوال جواب های معتدد میتواند داشته باشد. در فرصت های بعدی انشاالله تا حد توان به این پرسش پاسخ خواهم داد. و انگیزه ها و دلایل لجاجت و دشمنئ جاهلان و کوردلان را نیز با اسلام و مسلمین بیان خواهم کرد و اهداف شیطانی و پلید اینها که مکرراً به اسلام و مسلمین حمله میکنند را نیز ذکر خواهم نمود.

    تا یاداشت بعدی، همه مسلمین را به خداوند متعال و مهربان سپرده و شیطان پرستان و آتش پرستان را نیز به شیطان و آتش وامیگذارم. و پوچ گرایان نیز چونکه عقیده ی ندارند پس آنها را به پوچ گرایی و هیچ و پوچ خودشان میسپارم.

  • سر پلی

    من انسان هستم نه اسلام .

    به همین خاطر به کسی که مرا دنیا بخشیده به قیمت درد و رنج و زحماتء زیاد . احترام روا میدارم و تا اخر عمر رهین منت او خواهم بود . در اصل خدای همه ما همان مادر ما است , نه اراجیفی و موهوماتی که از ترس و وحشت دوزخ و بهشت به خود بسته در جهل و تاریکی خود را پیش میبرید . امروز ثابت شده که هیچ دینی واقعیت ندارد و همه ساخته انسان است و امروز انسان است که با کوشش های زیاد میخواهد خود را از زیر یوغ برده گی خدا بیرون بیاورد . طبابت درین جنگ با خدا در خط اول جبهه قرار دارد . در حال حاضر توانسته اند عمر انسان را دراز تر از انچه است بنامایند و در اینده نزدیک تولد انسان به دست خود اننسان خواهد بود و دیگر احتیاج نیست شما ها خود را به موهومات یعنی خدا بچسپانید .

    • من انسان هستم نه اسلام ! " من انسانم نه مسلمان " شاید مطلبیت امی گپ باشه . لاکن آشنا جان چه ثبوت داری که براستی تو ام انسان استی ؟ بفکر ناقصی مه هر کس که دو پای و دودیست و دو چشم و دو گوش و دو ابرو داشت انسان گوفته نمیشه و به او آدم نمیتانیم بگویم تا ایکه یک کمترک عقل ام باید داشته باشه کم از کم شعوریش خو از حیوانات بلند ترک باشه . یا نی ؟ حیوان تابالی مادریشه خدا نگوفته و نمیگه . دلیل . اگه نی سریش سوار نمیشود . بیا از ای مذهب نو تو یک سوال بکونوم . اگه مادریت خدایت است خدای مادریت ام حتمن مادریش است که بی بی جان شوما میشه و اگه امیتو پسکی و لیورس رفته بری بل آخره آخرین مادر که خات بود و از کوجا شود ؟ علما و دانشمندا ثابت ساختن که عمری مردوم دونیا رو به کمی است و تو میگی داکتر ها عمری انسان ره بالا میره و به فکریم مفصدی دیگیت ایست که بدون پدر و مادر انسان ره ای انسان ها خلق میکونن . انسانی بیچاره تا بالی نتانسته یک مگس ره خلق بکونه انسانه اوسو بان . بزغاله جان بچیم جنگ با خدا ره اوسو پرتو . ایقه مغرور نشو از تکبر کار نگی . اگه نی ده قطار انسان ام تو ره حساب نخات کدوم و نخات کدن و نخات شوی .

    • زیرپلی!

      از یکی از دوستان خواسته اید که برای انسان بودنش ثبوت ارائه کند؛ اینهم ثبوت بخوانید: ( مخالف بودن با موجوادتی چون تو، بهترین ثبوت برای انسان بودن است).

    • آقای سروش سلام ! مه خو امی گپی شوما ره بکلی تصدیق کدوم و از امی انسانیت خود میشرموم .

    • سرپلی : حیوان تابالی مادریشه خدا نگوفته و نمیگه . دلیل . اگه نی سریش سوار نمیشود .

      مطلب سرپلی این است که : انسان باید فرق بین مادر خود و خدا بگذارد تا بتواند روی مادر خود به اسانی مانند سگ بالا شود .

      و یا به الفاط دگر : اگر حیوان مادر خود را خدا بنامد سرش سوار نمیشه ... ولی به خاطریکه مادر خود را خدا نمیگوید ویا منحیث خدا احترام نمیکند .. سرش سوار میشود .

      حالا متوجه شدید من چرا این حرام زاده را ولدزنا میگویم .

    • بلی فامیده شود . چرا شوما پیشی روی آینه ایستاده شوده باید و ضروری و حتمنی ولد زنا ره ببینین . دیگه د ای آینه حلالی دیده نمیشه که نمیشه . تشکر از ایکه اخلاق بیخدا ها ره قسمی که مه میخاستوم به مردوم نشان دادین . اگر ای ثبوت با چند دو و دشنام مه حاصل شوده باشه چندان گران نمیباشه .

  • یک اخوند معده درد گرفته بود رفت نزد داکتر .

    داکتر بعد از معاینه چند قلم دوا برایش تجویز نمود و اضافه نموده گفت : باید از ترشی سرکه و شراب و تریاک و سیگرت و همچنان از سر منبر رفتن پرهیز کنی .

    ملاه با تعجب : از سر منبر رفتن چرا ؟ و چه ربطی به معده دارد ؟

    داکتر : برا اینکه سر منبر گوه زیاد میخوری , , , و گوه برای معده ضرر دارد .

    • آیا به یک انسان زیب مینه تا به مذهبی دیگرا تجاوز نموده به عالم و پیشوایانیشان ای رقم تجاوز کده دو و دشنام بته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از ای ریخ زدنیت مالوم میشه که از امو بزغالای اشکم رو استی نه بزغالی سالیم . از انسانیت یک کمترک به اندازی هزار سال نوری فاصله داری و بس .

  • سلام به توفیق جان مبا حثه بګویم مجادله بګویم یا بګو مګوی انتر نیتی بګویم هر کدامش به نظر دوستان خوب است که بین شما ودوستان غزنوی ودوست دیګر انجام شده بود خواندم خوشو قت شدم ازینکه تحمل نظریه دیګر اند یشان کم کمک دربین مردم افغا نستان بوجود امده چون به نظریه مخالف ګوش دادن انسان به حقیقت میرسد که متاسفانه دروطن ماوشما بسیار کم اتفاق میا فتد تا نظریه غیر از خود را بدقت ګوش داده و به حوصله مندی بدون از دشنام جوابش را بدهیم با مید ان روز اما موضوع اصلی دریکی ازنوشتار خود ګفته بودی اسلام تعدد ازواج رابنا برنیازورعایت عدالت مروج ساخت به نظر شما اګر فردی چهارزن داشته باشد کدام نوع عدالتمراعات میشود اګر قضیه را بر عکس کنیم که یک زن چهار شوهر بګیرد چطور بازهم عدالت رعایت شده است یا خیر چون غریضه ای جنسی دروجودهردو موجود است وهردو طرف قضیه انسان است ونیاز به ارضای غریضه جنسی دارد واګر شما ازنګاه علمی ثبوتی بر نداشتن غریضه ای جنسی ویا کمبود ان برای زنان دارید لطفا ارایه بداریدارزومندم جواب بی دشنام باشد درجایی دیګر از دوستان ماخذ وریفرنس منابع را خواسته بودید که با ارایه دوستان بعضی ها را معتبر ندانسته بودید اما نګفته بودید کدام یکی معتبر نیست وچرا ووعده داده بودید که جواب دوستان را بدهید که ارزومندم با ارایه جواب مارا ازانتظاربرهانید بامید روزی که نظر یه دیګران را شنیده وبدون دشنام جواب ګویم چون دشنام دادن نشانګر جواب معقول نداشتن است بااحترام ۰ خردجو

    • خرد جوی عزیز

      بنده طوریکه در بالا ذکر نموده ام به مدت ده روز دیگر بشدت مصروف خواهم بود. فلهذا به بزرگوارئ تان از نوشتن پاسخ به دوستان به اصطلاح دگر اندیش، روشنفکر ویا خردگرا معذورم دارید.

      تمام این صفحه را با انتقادات، دشنام ها، تهمت ها و اراجیفی که دوستان به اصطلاح روشنفکر ما بر علیه اسلام و مسلمین نوشته اند و تا ده روز آینده نیز خواهند نوشت، به صورت دقیق خواهم خواند و پاسخ هایم را شماره وار و تا حد ممکن با ذکر مأخذ و منابع معتبر از آنلاین گرفته تا آفلاین برایتان خواهم نوشت.

      بدون شک پرسش های شما نیز فراموش نخواهند شد ولی تا آن دم به قول همزبانان ایرانی، "دندان روی جگر" گذاشته و ما را مدیون صبر و تحمل دگر اندیشانۀ خود سازید که مطمئناً بعید از لطف روشنفکرانه ی تان نخواهد بود.

      تا آنوقت و ساعت، بدرود! 

    • خرد جوی عزیز سلام ! عنوانیم از خود مطلبی داره که باید به عرضیتان برسانوم تا نگوین که چیرا . انسان میتانه با پالیدن حق ره بل آخر اگه خدا خاسته باشه پیدا بکونه لاکن خرد ره پالیده نمیشه . ما توسط عقل و خرد بسیار چیز ها ره میپالیم یانیکه میجویم . بیا با امی عقلی دیست داشتی خودیما راجی به سوالاتیت یک تبصره گکی نازوکک بکونیم . وارخطا نشوین سوالی شوما جاندار است و ایتراضی به دین و مذهب نمیباشه هر چی گوفته های خرد گرایانی بیخرد بالای ذهنکی نفیستان اثر انداخته باشه . ده قسمتی عدالت و اجازی چار زن داشتن دلیل میگوم باخردی دیست داشتی تان زیر و زبریش بکونین شاید ماقولتان شوه شاید ام نشوه مهم نیست . اول ایکه چار زن گریفتن عام نیست و یا امر نشوده که حتمن هر مرد باید چار چار تا زن داشته باشه . دویوم چار زن گریفتن از خود شرایط داره . کسی میتانه دو یا سه یا چار زن بگیره که تاقت و توانی جنسی و داراییشه داشته باشه و سیاست زن داری ره بفامه و از هر نگا کنترول ده دیستیش باشه . اگه نی امو گپای شوما صدق میکونه . سیوم ای اجازه است نه حکم و امر . مثلن جنگی صلیبی شرو شود و به ملیون ها نفر کوشته شود . مالوم دار است که ده جنگ زیاد تر مردا کوشته میشن نه زنها . ازیکه بر سری پنج زن یک زن شوی دار و چار زن بیوه بانه خوبتر نیست که مردا کفالتی چار چار زن ها ره بگیره ؟ بدونی جنگ و جدل و مرگ و موردن باز ام اجازه است اما عام نیست . آدم ها یک رقم نیستن مردانگی و غریزی جنسی ده مردا فرق داره مردای استن که تاقتی چند بار جما کدنه ده یک شو دارن و مردای استن که از یک زن میگریزن و به ما ها شوقیشان نمییایه . مردای که تاقتی جنسی ام دارن اقتصادیشان ام خوب است و شرایط بریشان اماده میباشه چه مجبوریت دارن که خوده ده دلدلی شیطان پرتن و یا از صبر کدن ده روز و یا چل روز کار بگیرن و یا با زنی نا زایم عمری خوده بدونی اولاد تیر بکونن و یا دیست به حرام کاری یزنن . اما بر عکسیش زن نمیتانه با دو مرد ده یک وقت عروسی بکونه ای ام از خود دلیل داره اول ایکه پسریکه پیدا میشه کی بفامه از کیست و یا میراث خور کدام پدر است . مردان اکثرن بیرون خانه استن و کار های شاقه و یا اسان ره میکونن و وقتی بخانه میاین و یا اشتهای دیگه دارن و به اونا گوفته شوه که نی امشو نوبتی فلانی جان است مرد به کوجا بره و چه بکونه . شاید بگوین که زن ها ام امی رقم خایش دارن و به اونا اگه گوفته شوه که نوبتی تو صبا است خی اونا کوجا برن . از هر زن و مرد و از هر داکتری جنسیات میتانین پورسان بکونین که زن میتانه نسبت به مرد خوده قابو بکونه . بهر حال گپ دراز شود خانده خانده خسته و بادام نشین باز که توفیق جان آمد شوما ره قناعتی بسیار ترک خات داد .

    • راة نجات افغانها یک عملیات عاجل سرطان اسلام تازی از بدن کشور ما است.
      http://www.youtube.com/watch?v=52uNnR-Bmns&feature=related

    • یمدری جان مرتد ! مه میدانوم که امی مکتبی که ده مه نشان دادی مغزی تو ره پاشان کده . فکرکی تو ره بخود پریشان کده . از خدا دور و ازمادر و پدر منکر و بی نام و نشان کده . ارزش تو ره پاین تر از پاروی سگان کده . امی طویله خانی نشانداده ات منطقی خر گریت را عیان کده . اگه میخایی با کوتا نویسی بیسوادی املایی و انشاییته پوت بکونی ای فکری غلط تر است . تو احمقی بیسواد با یک متر نویشتیت یک مطلبی خورد ره گوفته نمیتانی کتی یک خط نویشته نمیفاموم که کودام فلسفه ره بیان خات کدین ؟ (راة نجات افغانها یک عملیات عاجل سرطان اسلام تازی از بدن کشور ما است) ... یانی چی ؟؟؟

    • میگوید هم نری هم غری هم جنگ خیبری:
      واقعا" که چشم نیست کلوخ است و با لباس در چشم آدم داخل میشوی . در اسلام زورنیست ؟ پس چرا زنها بدون چادر نمیتوانند بیرون بروند ؟ چرا حتی فلم های تلویزیون را هم سایه می اندازند . چرا طالبان انگشت دست رای دهنگان را قطع می کند. چرا چند هزاره بغل نوکرتوهین به همه هزارها نمی کنم در سر پشتونها میخ ها را
      کوبیدند.
      چرا شهر کابل را ویران و مال ومنالش را دزدیدند. چرا تندیس های بودا را خراب کردند. چرا هر روز ده هم میهن من را دوستان تو احمق کلوخ چشم تنگ با بم انتحاری می کشند. چرا مرد مسن سردختر کم سن تجاوز می کند. چرا موزیم کابل را چور و به نزد باداران پکی و تازی و انگی شان بردند. چرا همین داکتر عبدالله سادو همین حالا هم تلاش دارد که افغانستان را باز میدان جنگ بسازد. در حالیکه حتی پول نانی را که تو بی لیاقت بی سواد و کودن سرپلی میخوری از جیب کافران است .

      حالا کجای اسلام را تو دیدی که من نمی توانم ببینیم . ای جاهل تو چه کاره هستی . بی سواد کور .سرتمبه هم هستی . مثل تازیان سوسمارخور . تورا هم به ملخ خوری رسانده بود اگر کرزی شما را نجات نمیداد. بس کن ؟

      http://video.google.com/videoplay?docid=3150742395661185913#

      این است مرد تاریخ ما و بشریت .

  • تخم هر اندیشهء که در مغز ما وجود دارد از راه فرهنگ اجتماعی و در هنگام گفتگو بین افرادی که تابع ان فرهنگ هستند زاییده میشود , مثلاء فرهنگ بشر را میتوان زایندهء باور های مذهبی به شمار اورد , اعتقادات مذهبی از کنار هوش ما میگزرد و بدون اینکه در تصفیه خانه هوش و درایت ما پلایش شوند از مغز یک انسان به مغز انسان دیگر به وسیله عاملی که تقلید نامیده میشود راه میابند و در ان جا مانده گار میشوند , ( ولی عربهای محمدی در افغانستان سر میبریدن تا مردم اسلام شوند ) درست است که اندیشه ها و باور های انسان دارای وجود فزیکی نیست ولی مانند عوامل فزیکی در وجود انسانها کار برد پیدا میکنند , هنگامی که اندیشه به مغز ما را میابند مانند ویروسی که وارد بدن انسان میشود و در ان اثر میگزارد ذهنیت ما را زیر تاثیر قرار میدهد , به طور مثال عقیده به وجود خداوند اول در مغز یک انسان خانه گرفته , ان گاه از مغز ان انسان به مغز سایر افراد بشر راه یافت . دلیل اینکه عقیده به خداوند و سایر عوامل وابسته به ان انقدر اسان در فرهنگ بشر اثر کرده و تاکنون زنده و پویا و پایدار مانده است , این است که پاسخ چیستان های وابسته به عوامل غایت شناسی مانند تیوری افرینش , هدف زنده گی و زنده گی بعد از مرگ , و امثالهم که مغز انسان را اشغال کرده بوده و تنها در دین و ایمان به وجود خدا و سایر عوامل متافزیکی میتوان یافت , است . این هنر وران که روحانی , شیخ , اخوند , و ملاه وزاهد نام گرفته اند , کوشیده اند نارضایی ها و در د های افراد بشر را درین زنده گی به وسیله ایمان به خدا و سایر عوامل متافزیکی ان را ارم کرده به انها مژده دهند که هر گاه به خدا ایمان بیاورید و به اموزش های انها که میانجی بین خدا و بشر هستند عمل کنند , درین دنیا زنده گی پیروزمندانهء خواهند داشت و در ان دنیا رستگار خواهند بود . بهر حال محمد و علی و عمر و در مجموع رهبران اسلامی هنوز هم میکشند و دست شان به خون انسان های بیگناه اغشته است و رحمت به چنگیز که فقط برای چند سال ادم میکشت .

  • سرپلی :

    از یک مولاه پریسیدند :

    چرا باید پیامبران همه مرد باشند , چرا زنان پیامبر نشدند ؟

    ملاه جواب داد :

    چرا پیامبر زن هم داریم , , مثلاء , , پیغمبر اکرم .

  • سرپلی:

    اگر با مادر خود در یک اطاق تنها شود . حتماء به مادر خود میپرد و تا خود را ارضا نکند مادر خود را ایلا نخواهد داد. یکی از اخلاق های اسلامی درین دور ( حرامزاده گی ) و دو شحصیت بودن است . مانند ملا های که از مساجد شهر کابل بعد ار لواطت با بچه های صغیر ار مساجد کشیده شده اند . ویا تجاوزات رهبران اسلامی در دور محمد ولد الذنا که زنش یک فاحشه چند شوهره بود . ویا مانند ملاه های ایرانی که با زندانیان ازادی خواه مردم ایران در زندان های اوین در تهران مینمودند و یا ملا های قمی ایران که برای طهارت معقد خود انگشت خود را تا بند دوم به سوراخ ما تحت خود داخل مینمودند و مواد غایطه را کشیده خود را نجس نمیدانستند . ولد الذنا ترین اشخاص یک جامعه امروز ملا ها و مسلمانان مانند سرپلی است که برای خوشنودی موهومات مانند خدا حتی حاضز است از خواهر و مادر خود نیز بگزرد . امروز همه وظیفه دارند تا مسلمان بکشند و یا از مسلمان دوری نمایند , حتی اگر مسلمان بهترین عیزیزان شما باشد . اگر میخواهید انسانیت به دنیا باقی بماند باید مسلمان کشت . پای لچان قندهار یا مفعولین قندهار همه مسلمان هستند . کرزی و تیم وطن فروش او همه مسلمان هستند و طلبان و ملا عمر و دامادش عثامه مسلمان هستند . پس باید از شر این حرامزداه گان مادر زنا ها و پدر زنا ها و وطن فروشان و خود فروشان که سنگ تحداب فهعم ایشان توسط حرامزاده ترین شخصیت های دنیا محمد و علی و عمر و دیگر دزدان اعتماد مردم گذاشته شده است , خود را خلاص نمود . مسلمان را قبل از سوختاندن به گوه سگ با شاش خوک بشورید , که مستقیم به جنت برود .

    • دوست عزیز هزار بز ! بعد از تقدیم احترام و درود خدمت شما ، صمیمانه آرزو و تمنا دارم کمی غلیان نفرت خود را فرو نشانده ، آرامتر و متین تر با معتقدات مردم خود بر خورد نمائید . اینکه پیغمبر باکی و چگونه ازدواج نموده حرفیست گذشته و صبوحیست ، شکسته است . با این تحقیر نامه و توهین نویسی کدورت ، نفرت و انزجار مردم مسلمان خود را که حتی بخاطر خانم های پیغمبر حاضرند از مادر و پدر خود بگذرند مانند آقای سرپلی ، برمی انگیزید . شما میتوانید با پیشکش نمودن نظریات خود با قلب گرم و مفز سرد ، خواست ها و مرامهای خود را به دید و نقد دوستان کابل پرس قرار دهید . تحقیر نمودن پروردگار ، کار عاقلان و انسانهای خردمند نیست . اگر شما خدا را نفی میکنید این حق شماست ، میتوانید مانند دوست عزیز ما آقای بابک عقاید و نظریات خود را منطقی ، با استدلال و بدون زیرپا نمودن عفت قلم طرح نمائید . در غیر آن اگر دشمنی خصوصی با آقای سرپلی دارید شما باز هم میتوانید به آدرس خود ایشان پیامهای داخل چوکات اخلاق را بفرستید . اینکه اقای سرپلی هم از چوکات ادب گاهی خارج میشوند ، به بسیار آرامی میتوانید ایشانرا به گناه شان آگاه سازید . توهین و تحقیر راه ادب گزینان نیست . در اوایل بسیار دوستانه نظریات خود را پیام میدادید ، چگونه شد که یکباره راه و رسم عیاران و کاکه ها را فراموش کردید ؟

      این ازدین حقیرمذهب فقیر هم مانند شما دوست عزیز حتی زیادتر ، از ملا ، داملا ، آخند ، طالب ، اعراب دین فروش شترچران و غیره نوکران و مزدوران انگلیس نفرت دارم ، ولی نمیشود که با ناسزا گویی و دشنام نویسی جبران قصور نمایم و نفرت و انزجار ابرازنمایم . رسالت همۀ عزیزان چیز فهم اینست که راه رستگاری و آزاده گی مردم هردم شهید خود را بسیار موءدبانه و دوستانه و منطقی به اذهان مردم بیسواد خود برسانند . وقتی مردم دانستند که راه چیست و چاه کجاست خود تصمیم خواهند گرفت که خداپرست شوند ویا ماده پرست . در آنصورت شما حق ندارید به جبر و زور و توهین و تحقیر جانب مقابل ، افکار مردمرا به طرف خود بکشید . همه انالحق میگویند و این حق است که پنهان در پنهان و پشت پرده های ضخیم راز و ابهام قرار دارد . بهترین مشورۀ من بدوستان اینست که بیاموزند ، بیاموزند ، بیاموزند ، ... دوست شما مزاری

    • فقط نویشتی اقای هزاااااااااااااار بوزه بخانین و قضاوت بکونین . اگه حمتی خاندنیشه دارین .

    • جناب سرپلی این شما هستید که دیگران را بارها به بدترین شکل توهین کردین . چند نمونه ازنوشته های خجالت آورتان :

      سرپلی>طارق جان سلام ! نویشتای ای راویشک پشکه برابری چونگسی موش ها ام اهمیت نتی . بلکه نویشتی ای رقم کافرکای عیان ره از برای خیری اسلام بدان . اینها با دلایل شان گردن های خوده میبورن و ایمان مسلمانان ره قوی تر میسازن

      ای مردوم امو مرداری ها و کثافت دانی های استن که با بوی بدیشان دماغ های ما ره میسوزانن . چه فکر میکونین که امه مردوم جهان یک رقم باید باشه
      حالی ای ام میخایه جای جنابی سلمان روشدی مرتد ره بگیره . سخت ترین آتشی دوزخ نسیبیت باشه راویش ...

      ای سرپلی بیسواد از پروفیسر های بیخدا یک سوال داره . هر لودی که میتانه جواب بگویه دیستیشه بالا کونه . ما مردوم که شوما ره ده دین خدا دعوت میکونیم از خود دلیل داره و مقصد ما صواب و اجر از خدا جان است

      او آشنا جان . او بوزغاله چران . او کودن نادان ! د جانیم بزنی تو کتی ای رقم عقل و منطق و افکار اوگاریت . بگوفتی یمدری بیادرکیت صدقی پشقلی بوز و گوسفندا شوی عزیزی دلکی ای سرپلی بیسوادک نادان . ای راهی که تو میری راسن بطرفی طویله خانست خدا بکونه که د ای نظری تو بسته یک پاده بوز و گاو و خرم روان باشه

      م م اگه دیگه دفه مالوم نکدی که تو زن استی یا مرد . باز اندیوالی ما و تو نمیشه . بچیم .نی نی دختر جان نی نی . دختر بچه جان اینالی صیی شود نی ؟ م م دختر بچه جان ! بازم مزه نکد

      مزاری جان بچیم ایقه زود فیصله نکو و از بچیم گوفتن ام قارکیت نیایه . سوال مه کوجا و جواب بابک ده کوجا پیش پزکی شوما و ای جفتک و خیزک ده کوجا

      خدمت محترمه ! اونا ده امو ماحول عادت کده بودن و شما ام ده او ماحولی که از نگاه دینی و اجتماعی و انسانی کمتر از امو تشنابای مه دیدگی نیست استین و ده ای گپی مه خفه نشوین چه رقم گپای مه ره بفامین . شوما فقط امی دونیا ره دیده شیشتین و مه ده قیصیشم نیستوم و شوما ام نه از دینتان گپ زدین و نه از مذهبتان مه چه بفاموم که ده کدام راه روان استین که نوختیتانه از امونجه باید یگیروم . نوخته ره بخاطری یاد کدوم که ام حوصلیتانه مالوم بکونوم وام ولایتی تانه ایکه شوما شویکتانه ده خانه خانه وان کده ده جهان بگوفتی شوما مردوم عرض اندام میکونین و باز میگین چه مشکلی را ما ده شوما ایجاد میکونیم .

      خداوند ده سر امی 36 مملکت کافر رزیل خونی مسلمان خور که از خوک و خنزیر بدتر استن امیتو روزگاره بیاره . باز ای بی خدا های رزیل میگن ما ره چیرا خدایتان نجیس میگه ؟ حال خودتان خودتانه نجیس و مردار بگوین . اگه ارزشی نجاسته ام دارین . و الا گوی بیخدا های کلانتانه که امو سیاست مدارای امریکا و انگیس است ده سر و روی کثیفتان چل کشیده کثیف تر کده به زندگی بیغیرتیتان ادامه بتین .

      . اگه ده قدرت صاحیبی اسپ و خر جور کدنی ایزار نباشه کم از کم بریشان نیکر بسازن . جور کدن سینه بند ضروری نمی باشه . هر کسی که از ای ماده ای قانون ما سرکشی میکونه ده دومبی اسپی نر بسته میشن و کسی که ده فسات کدن گیر آمد ده دان توپ بسته خات شود . و آقای مزاری مین پال ره قاضی جزا مقرر میکونوم . و خودیم افتخاری سکرتری خانم فروزان ره میکونوم بشرطی که راکتیشه اسو پرته و یگان تی تی گکه بخاطر روزی مبادا ده کمرکیش بسته کونه .

      انتحار میکدگی ها ای رقم قواری لوده لوده خو ندارن . اونا آدم های هوشببببببببببببببببار هوشیاااااااااااااااااااار میباشن .

      با عرض سلام و احترام خدمت تان باید بگویوم از ای که جواب هر بی دین ره میتین خوشال استوم لاکن احتیاط بکونین که ای آدم های بی نام و نشان مانندی سگ های دشتی استن و یا مثلی پاپی گکای خپ گیر بی غیرت میباشن ای رقم مردوم بی نام و نشان اکثرن بی پدر و بی مادر و بی نصب میباشن و اینا امو دلال های دله استن که از کوچه های طوایف نویشتی شانه روان میکونن . و باضی وقتا ایتو ام میشه که باضی مردوم های که خوده رسیده و چیز فام میگیرن و رویتن با ادب استن اونا ام یگان راز دلشانه بی نام و نشان نویشته کده خدمتی کابل پریس بخاطر چاپ شودن روان میکونن که ای رقم گپا ره مجرا نتین و از کابل پریس جان قندولک خایش میکونوم که سگ های ویلگرد ره ده ای میدان راه نتن . باز که خداوند ای رقم مردوم پست ره حیوان بگویه باز قارشان مییایه و فکر میکونن که از حیوان بالا تر استن و داوای حیثیت آدم گری میکونن . بانین که سگ واری لق بزنن . به عف عف سگ دریا حرام نمیشه و ناگوفته نمانه که به نصیحت ما و شوما اینا آدم نمیشن .

      بزغاله جان بچیم جنگ با خدا ره اوسو پرتو . ایقه مغرور نشو از تکبر کار نگی . اگه نی ده قطار انسان ام تو ره حساب نخات کدوم و نخات کدن و نخات شوی .

      جناب سرپلی شما بخیال باطل تان فکر کردین دیگران بلد نیست یا احساس نداره ، اگر به کسی توهین کردی بلاخره یکی پیدامیشه که جواب شما را بدهد. من مخالف هر نوع توهین و تحقیر هستم چون توهین نشانه ضعف اخلاقی است . 

      شاد باشید

    • آقای غزنوی سلام ! تشکر از ایکه مره متوجی ساختین و زحمت کشیده نویشتای ای لوده ره خاندین لاکن اندیوال جان میگن هر سخن دخودیش یک جای داره و هر نوقطه د امو مکانیش مانده میشه که اگه نوقطه ره د سری الیف پرتین بیمانا خات بود . د نویشتای مه ایچ جای شک نیست و ایچ کس نمیتانه ازی گپ انکار بکونه که توهین آمیز نمی باشه لاکن خانندا چشم دارن و عقل دارن و درک کده میتانن که ای بی ادب کی ره و د کودام گپ سخت میگه . د امو کسای که نوقطه ره د سری الیف میمانن .
      بفرماین و امیتو که نویشتای مره د رخی مردوم کشیدین و میفاموم که از خروار یک موشت بود ای رقم گپا بسیار زیاد است که خودیم ام او ره حساب کده نمیتانوم . لاکن یک گپه میتانوم حسابی و به چلینج بگویوم که نمیتانین یک جمله ره از نویشتایم بکشین که بکسی توهین کده باشوم که او بخدا و رسولیش دیست درازی نکده باشه . حتا با کسای که از دروازی دلایل پیش آمدن و توهین هایشانه د چوکات ادبی پوت کده خاستن با دلایل صابت بکونن . مه ام مودبانه با دلیل و منطق کتیش شیشتیم و از جادی توهین و بی حرمتی نبرامدیم . مشکل نیست که ای بوزغاله مره چه گوفت و یا دیگه چه میگه (اگه نی مره قریب بیاب کده بود) خی مه روزی اول پیشانی ای کابل پریسه خانده داخل شودگی استوم و ازی طومطراق ها ره بسیار شونیدیم و بسیار میشنوم . بلی آقای غزنوی . آیا نمیشه ای دوستتان با امو فضل و دانشیش که حاجتی تاریف نیست و اخلاقیشان باید که سرمشقی جوانای ما باشه با ای بیسوادی خیر خانه یی موباحسه و موناقشه ای عقلی بکونه نه اخلاق نمایی و یا د موردی که اونا چون مخالیفی خدا و دین و مذهب استن بحسی داشته باشیم که یک دونیای بی دین و لامذهب و بیخدا ره چه رقم تصور کده خات تانیستیم . و یا کم از کم خودیشان فکر بکونن که اگه تمامی مردومی دونیا مثلی مه بی ادب و خدا شناس و یا اگه مثلی اونا با اخلاق و بیدین و بیخدا باشه چه میشه ؟ از شوما تشکر

  • مزاری صاحب !

    این مادر ذنا و پدر حرام را من میشناسم . یکی از دلالان و دله های است که برای ثواب به بغل عربها میخوابه , چندین بار وحشیانه به فامیلی و خانواده های اعضای این وب سایت تاخته است . این کسی است که خواهر و مادر خود را برای ثواب مانند ملا عمر که دختر نا بالغ خود را به عثامه داده تا بتواند مالکیت گوه عربها را دعوا دار باشد , است . اشخاص مانند این بی ناموس ها و دله ها برای خوشنودی مرده های قبرستان و مفعولان اسلامی از مقدسات چون وطن و کلتور و ناموس مردم خود میگزرند . این مفعولان برای دخولی به بهشت حاظرن گوه خر عیسی را بخورند . به خاطر این وطن فروشان و بی ناموسان امروز همه ما اوره و در بدر شده ایم . اگر این مادر قحبه ها نمیبوند مردم نازنین افغانسنتان و ایران به این روز نمیرسیدند . مزاری صاحب طرز نوشتن این مادر زنا را من میشناسم , باید یکی از اراجیف وب سایت پر خانه جافر خان باشد و یا کسی است از سرک اول خیر خانه مینه , بهر حال ظرور نیست که من از تذکره این مادر قحبه چیزی بفهمم . کسی است مانند اسلاف خود در سوختاندن افغانستان قسم خورده است .

    • مزاری جان عزیز سلام ! مه از پیش میدانیستوم که ای کودام طرفی سکی کودام شانزا پولیست . طرفی اولیش رسوا شود حالی میخایه از روی دیگیش کار بگیره . خیر باشه . ای طرفیشه حاجتی مه نیست که رسوا بکونوم . خودیش خوده رسوا کده شیشته . که مه از همکاریشان د قسمتی ایتراف اخلاقیشان که مه نمیتانیستوم د ده ها قسمت مردومه قناعت بتوم با چند جمله های دو و دشنام بری مه ثابت ساخت و کار مره بکلی آسان کد و مه نباید ای احسانیشانه فراموش بکونوم . اموتو که مفت بکسی دشنام نمیتوم امیتو ای دشنام ها ره مفت نخات خوردوم . قیمتیشه دانه دانه بریشان میپردازوم و آن هم بقیمتی سیری سنچارک . لاکن تمامی امو دشنام هایشان که مربوطی خودیم بود کاملن گوزشتوم و انتظاری انتقام و جواب نباشن اما او توهین های که بخدای همگان دادن و پیامبر را حتکی حرمت کدن منتظری اموتو احانت بایت باشن . انتظار داروم شاید غیرت مندی دیگی پیدا شوه و خوده بندی امو خدای بزرگ و توانا دانیسته از و بخاطریش چند دو دشنام ازی بی ادبا ره د گردن گریفته چیزی بگویه ما و ای بوزی ریخی خو استیم که استیم . (مزاری جان ای بیادریته قریب بیاب کده بودن) ازی درک پوریشان نباشین شوما خو میفامین که ای رقم دشنام ها بخودیشان میچسپه و لعنتی خدا بطرفی خدا داران نمیره . بیخدا میپاله بیخدا

    • سلام وطنداران عزیزم.
      من هم یکی از خوانندگان کابل پرس هستم دوست داشتم که از موضوعات خوب وارزشمند این سایت استفاده
      نمایم وقتی متوجه نامه جناب هزاربز به مزاری شدم تعجب کردم که چگونه بعضی ها مانند هزار بز
      به خارج رفتند شاید که انجنر شده بیایند ویا داکتر ویا صاحب کار های مفید برای این ویران شده ما وملت مظلوم وپای ترقیده ما شده باشند نخیر اینطور نبوده .از نامه هزاربز معلوم شد که بجای داکتر شدن که بانام یک انسان به کشوری امریکاویا اروپا داخل شده اما بعد از مرور ایام به بزتبدیل شده اگر بز از یاد شما رفته باشد همانا بز دوشاخ بسر دارد ویک دم به چهار پا روان میباشد .اکنون هزاربز برایت مینوسم جای شرم است که با اینطور ازخودت تعریف کردی هیچ حیای به تو باقی نمانده از تو یک بز چه انتظار داشته باشد این ملت ما تو خودت معرف خویش شدی با یک عالم فحش ودشنام وناسزاز گوی از اصل واهلت برای ما وملتی خویش باز گو نمودی . شاید در ان ممالک درس خوانده باشی درس فحش گفتن را آموختی .عیب است به یک فرد افغان با این گونه شخصیت . تاشقرغانی ها برای همه معلوم است به دشنام دادن وناسزاگفتن واینرا افتخارانه برایت ننوشتم دشنام دادن حرف بد وزشت است . اگر کسی به مثل تو دشنام بدهد باز جوابش را خوب یاد دارند اگر خواسته باشی یکی دو دو بزنم . تااینکه باد دلت بشینه . من فعلا هین نامه ترا خواندم از موقفت باخبر شدم دیگر نامه هایت را نیز میخوانم ببینم که دگر چه رسوائی کردی اگر از دشنام دادن بس نکردی باز از من بشنو. تاشقرغانی

    • به بزتبدیل شده اگر بز از یاد شما رفته باشد همانا بز دوشاخ بسر دارد ویک دم به چهار پا روان میباشد .اکنون هزاربز برایت مینوسم جای شرم است که با اینطور ازخودت تعریف کردی هیچ حیای به تو باقی نمانده

      تاشقرغانی ضاحب !

      خدا را شکر کنید که با سرپلی مواجه نشده اید و گرنه شما را ( اهو دزد دشت گور مار ) صدا میکرد . من در طول این جنگ ها و بدبختی ها با مردم افغانستان غم شریک بوده ام و هرگز امریکا و اروپا روی من اثر چنانی نداشته است . نه مانند خیلی ها مو های خود را طلایی نموده ام و نه شروع به دهلک و دنبک زدن نموده ام و نه از بیکاری شروع به شعر گفتن و یذله گویی نموده ام . درین روز ها مانند همیشه از درامد ماهانه که دارم سه حصه ان به افغانهای پاکستان - ایران و افغانستان میرود و با یک حصه ان من به مشکل زنده گی میگذرانم . ولی خودت فقط جواب من را به مزاری خوانده ( بی خلطه ) فیر نموده ایی و اصل حرف سر ( سرپلی ) است که شاید خودت را اختراع نموده به میدان روان کرده باشد و یا تو میخواهی از خودت یک ( چپنکی ) درست نموده به میدان داخل شوی , بهر حال از شروعات شما معلوم است در حال جنگ هستی و قبل از این که از غیرت شروع نمایی و بی بیهوده گی بیانجامی , میخواستم بدانم که در انتخابات اخیر مردم تاشقرغان چه احتیاجی داشتند که از عبدالله عبدالله به مزار رفته طرفداری نمایند . عبدالله عبدالله در دور حکومت داری خود به دولت افغانستان قبلاء کدام چکر به تاشقرغان امده بود ؟ کدام پل یا پل چک برای شما درست نموده بود ویا کدام شفاخانه و یا کتابخانه افتتاح نموده بود . خیر بهر حال من از شما میخواهم که درست سر جای خود بنشینید و متوجه باشید که شخصی مانند عیدالله عبدالله و قسیم فهیم و یا اشرف غنی و یا یکی از دارو دسته کرزی , خودشان ویا کوچی ها را روان کرده نام سرک ها و کوچه های شما را به نام ملا عمر و عثما بن لادین تغیر ندهند . باقی ضرور نبود کلتور و عنعنات مردم تاشقرغان را به دمب کشیده وارد جنگی شوید که اصلاء به شما مربوط نیست . بهر صورت , برای شما عکس تنگه تاشقرغان را دارم و گذارش است , در همان سالی که سر تنگه غلطیده بود , یک دو روز به میله گل سرخ مانده بود که من با پدرم و برادرم و با اعضای خانواده ما از زیر تنگه گذشته بودیم و به سر تخت یکی از سماوار های بازار نشسته چای و ( قیماق ) معروف تاشقرغان را میخوریم , که یک بارگی صدای مانند ترقیدن بمب به گوش ما خورد . بعدا معلوم شد که سر تنگه غلطیده است .

      http://i27.tinypic.com/x1hztl.jpg

    • جناب هزار بز چرا این اسم مستعار بز را بخود گذاشتید.اولا که تاشقرغان مربوط ولایت مزار است . دوم ازاینکه به سر تخت سماوار شیشته وقیماق نوشجان کردیدنوشجانتان باد عبدالله انسان خراب کرزی فروخته شده اشرف غنی نامناسب ووووو همه خرابهاکاندید حکومت .ازنامه های شماکه درخارجه ها هستید معلوم میشود که شماهاهم مناسب حکومت داری نیستید .دران زمان که قیماق رانوشجان کردی درحدود هشت یا نه سال داشتی آیاایمان بخداج داشتی ووالدو والده ات مسلمان بودن .ضرورهمه مسلمان بودید.چگونه رویگردان شدید.من نامه سرپلی را نیز میخوانم اگرمناسب حالش بود مینویسم دریچه گفتگو به دشنام دادن باز نمیشود بدتر شده میرود دست بردارید از دشنام دادن به میدان امدن من دشنامهای تو به مادران همه مسلمین بود .اگرسرپلی مادران مسلمین راکه ازواج مطهر رسوالله ص است دشنام داده بود بعدامن میدانم وسرپلی والی باتو درمقابل خواهم بود دست ادب راروی همه انسانها گذاشته باهزاران بز به دو ودشنام میپردازم .ازعکس تنگی که روان کردید جهان امتنان .

    • تاشقرغانی !

      میگن از اش کرده کاسه داغ تر , سرپلی خاموش شده به اشتباه خود فهمیده حالی خودت محکم گرفتی . باید عرض کنم که ابروی تو تا وقتی که مثل سرپلی گپ نزدی بدست خودت است . اسم خانواده گی من ( هزار بز ) است , شاید بعضی ها خانوده مارا بشناسند , من در مکتب اسقلال درس خوانده ام و باقی درس را کنده . . کنده . . به بیرون افغانستان خوانده ام . بهر صورت من و اعضای این وب سایت همه میدانند که چگونه و کی ها را احترام نمایند . امروز احترام نمودن میراثی نیست و هر که به اندازه دانش و تجارب و خاصتاء کمک نمدن به مردم خود احترام میشود . ضرور نیست هر سر سفیدی مورد احترام قرار گیرد و یا هر طفلی به خاطر کم تجربگی توحین گردد . مردم افغانستان از بدو تولد توسط مادران و پدران خود با خلوص نیت خاص افغانی تربیه و ترتیب میشوند و مانند که راه رفتن را یاد میگیرند برای همیشه , همچنان در تهداب شعور شان تفکیک خوبی و بدی و دانستن توانایی و استفاده از توانایی را در مقابل بدی و خوبی نیز باد میگرند . به همین خاطر افغان همیشه شخصیت تک و پیشتاز میباشد . مثلاء در ایران اولاد ها و بچه های پناهنده گان افغانی که واقعاء فابل فخر و افتخار تمام کشور ما هستند همیشه با وجو بد ترین شرایط اقتصادی روحی و خانواده گی در اولمپیا های سیانسی و ادبی ایران مقام های اول را اورده اند و جوایزی نقدی و جنسی را از دستهای ان عده ایرانیان اخوندی گرفته اند که هم از نظر مذهبی و هم از نظر سیاسی مخالف سرسخت موجودیت افغانهای همزبان و هم دینشان در کشور خود میباشند . و یا نام بچه های افغان در امریکای شمالی همیشه در بیرون مدرسه بر لوحه های تزینی مدارسی نوشته شده است به عنوان تشکر و سپاس که مکتب موصوف را در میان دیگر مدارس اول و یا قابل فخر ساخته اند . این یک شمهء از دماغ و دانش مردم ما است , امیدوار هستم به کابل پرس خوش بگذرد و از تجارب سیاسی و اقتصادی و هر چه در کجکول دارید ما را مستفید سازید .

  • با سپاس از هم میهنان گرامی مثل جناب مزاری ، هزاربوز ، و جعفر رضایی و همة افغانانی که میخواهند خودشان باشند و با سربلندی در جهان زندگی کنند.و بااین متن مهم شان ، هر قدر ما بحث کنیم به جائی نمی رسیم و امروز شرایط مساعد شده برای پیشروی های مدبرانه در قسمت مطالعه دقیق دین اسلام چرا که زندگی ما تاریخ و میهن ما همه در گرو ثبوت اصلیت و یا بی مفهموم بدن همین واژه اسلام است.
    البه غربیان زمانیکه همه باهم اعراب تازی را از اسپانیا و پرتگال بیرون راندند تکلیف خود را با این دین پراز وحشت روشن کردند. وتمام دیزاین این دین برای قبیله عرب بدو و سوسمارخور بود تا این را به انواع مختلف تحت قیمومیت خود بیاورد. و ما نند بقه همیشه رنگ عوض کرده و دلیل هزاران نوع اسلام هم همین هزاران نوع نوشتار در تازینامه است .نخست که این دین ساخته شده برای تازیان ، اما وقتی بخاطر غارت و چپاول اعراب بی سروپا راه افتادند تا مرد ها را بکشند و مال و دارایی های ما را ببرند و زنان را اسیر بگیرند .فقط و فقط جهل و بیابانی بودن تازیان را نشان میدهد. که تا امروز حتا یک سکه پول هم ساخته نمیتواند. اما مفت خوری برایشان بهترین شغل است . مثلا خاک را در چشم مسلمان زاده ها بزنند و پولشان را بگیرند.

    من درین قسما از کتاب 23 سال زندگی محمد قسمت های را برگزیده ام که با شما فرهیختگان قسمت می نمایم . چرا اگر 1400 سال دگر دست زیر الاشه بگیریم و تما شاکنیم عرب تازی میخورد و سالانه جاهلانی بنام حاجی گک ها پول ها چور و چپاول کرده را میبرد و در خریطه تازی می اندازند. زهی جهالت ، لعنت بر تو حاجی زن پرست و شکمبو که از حالا فقرای خودت خبرنداری.
    دوستان بخوانید و دنبال آنرا در لینک زیر ادامه دهید با امید بیداری بیشتر ما برای آگاهی یافتن از تاریخ ، خرافات و جهل عرب بدو بیابانی و زنباره .

    هجرت

    تاريخ پيوسته ورق مي‌خورد گاهی به روزهايی مي‌رسيم كه مبدأ حوادث و دگرگوني‌هايی مي‌شوند و مسير تاريخ را تغيير داده در ذهن انسان جاويد مي‌مانند.

    دوازدهم ربيع‌الاول اكتبر سال ۶۶۲ ميلادی كه محمد به يثرب آمد يكی از اين روزها‌ست.

    مسلمانان ساده‌لوح اين زمان از راه حميت، هجرت را مبدأ تاريخ قرار دادند. اعراب مبدأ صحيحی جز عام‌الفيل نداشتند، تاريخ ميلادی نيز جز در ميان ترسايان متداول نبود.

    پس از راه باليدن به خويش كه شجاعت كرده و به محمد ملحق شده‌اند و دو قبيله بزرگ چون اوس و خزرج محمد را در تحت حمايت و پناه خود گرفته‌اند، هجرت را مبدأ تاريخ قرار داده‌اند. نهايت آغاز سال را به جی دوازدهم ربيع‌الاول، اول محرم همان سال قرار دادند.

    در آن روزگار ابداً به مخيله اعراب خطور نمي‌كرد كه روز ۱۲ ربيع‌الاول مبدأ تحول بي‌سابقه‌ايست در زندگانی آن‌ها و مشتی مردم بيابان گرد، كه در تاريخ مدنيت قدر و اعتباری نداشتند و طوايف پيشرفته آن‌ها خود را به دولت ايران و روم نزديك ساخته بودند و تقرب به دربار كسری و امپراطور روم را مايه مباهات خويش مي‌دانستند، بر قسمت بزرگی از معموره جهان فرمانروايی خواهند يافت.

    كوچ كردن محمد و يارانش از مكه به يثرب حادثه‌ی بود كوچك و بي‌اهميت و شامل عده‌ی بسيار كم. گريزی بود از بدرفتاری مشركان قريش، ولی همين مهاجرت ظاهراً بي‌اهميت مصدر تحول بزرگی به شمار مي‌رود. تحولی كه در ظرف ده سال انجام گرفت.

    جماعت قليلی كه گاهی مخفيانه، گاهی آشكار، گاهی به عنوان فرار و گاهی به عنوان سير و سياحت مكه را ترك كرده به محمد ملحق شدند پس از ده سال مكه را فتح كردند، تمام مخالفان خود را به زانو درآوردند، خدايان آن‌ها را درهم شكستند و اساس توليت كعبه را كه با قريش بود و مصدر عزت و تشخص و تنعم سران آن‌‌ها بود از بيخ و بن كندند تا جايی كه ابوسفيان مغرور و سركش و جانشين ابولهب و ابوجهل از بيم جان تسليم شد و تمام معاندان نيز ايمان آوردند.
    برای ادامه لینک را تعقیب کنید :

    http://ali-dashti-23-years.tripod.com/23-y-p.htm#سوداي غنيمت

  • اخلاق سرپلی مشابهت زیادی به سیاست هندو ها در مقابل مسلمانان هند را دارد . در طول تاریخ هند بعد از 1947 هر وقت عرصه سیاست به هندو تنگ شده , از طرف مخالفان داخلی و یا خارجی , هندو ها فورا ( دوتی و لنگی و لاچه و چپلک های ) باپو گاندی را پوشیده با لبخند مکارانه به سرک ها را افتاده شروع به عجز نموده خود را چنان بیچاره نشان داده اند که حتی عیسایی های که از سالها بدست ایشان ( هندو ها ) کشته شده اند برای شان ابراز تاسف نموده اشکی ریخته اند , سرپلی از بچه گی شاید دلال نبوده ولی از جای که همه ارازل و پیش پای بین های کوچه بازاری نان را به نرخ بازار مبخورند , این دمب سگ نیز دلالی را پبیشه خود ساخته است , این ارجیف مطلب دمب سگ لهجه عامیانه مردم افغانستان فارسی را توهین نموده است , معمولاء برای شخصی که درس خوانده باشد و یا در محیط تشریفاتی خانوادهء کارو باریء کابل بزرگ شده باشد , صحبت نمودن و یا نوشتن به این لهجه بسیار مشکل است , اگر باز هم از این لب و لهجه استفاده نماید , در گفتار خود و یا نوشتن خود از کلمات چند معنی و یا پر معنی استفاده مینماید , انهم برای افهام و تفهیم مسایل اتفاق افتاده بین مردم و برای مردم , ولی از جای که این دمب سگ از یچه گی خود را در قالب کتاب خوان ها و شاعران و نویسنده گان حس نموده ( حدس میزنم ) و در این اخر عمر که باید در حدود 50 تا 55 سال عمر داشته باشد , تقریباء همه واژه ها و قافیه ها را شاعران و نویسنده گان جعلی و کسانی که برای امرار معاش قلم بدست گرفته اند , استفاده نموده چانسی برای قالب سازی برای خودش نمیابد , و دزدی کردن اثار بزرگانی چو عشقری و اصفی را در خور زور و توانایی خود نمیبید . شروع در لجن فرو رفتن نموده چنان در منجلاب دانش تقلبی و مبتذلی گیر افتاده است که حرف زدن و یا نوشتن به لب و لهجه کوچه بازاری را نوعی اختراع در ادب افغانستان خیال نموده خود را بعد از حی میدان و طی میدان های فراوان به کابل پرس رسانیده , با افرازات کثافات خود همه را منزجر مینماید . اگر تمام داخل دماغ این دمب سگ را کنکاش کنید شاید یک کلمه از فق و یا منیه و یا مشکات و یا قوانین فروع و اصول دین پیدا نخواهید کرد , اصلاء این دلال به خدا شناسی نه کوشیده است , به خاطریکه این دمب سگ در اخر عمر خود که اصلا حوصله خواندن و نوشتن را در خود نمیبیند, متوجه بحر دانش شده است , قبلاء در هر ملک و مملکتی که داخل میشد محل تجمع "تحصیل کرده ها" را سراغ میگرفت , که اگر شود به مفت سری بجنباند با چندی از اصحاب سایسی افغانستان . که انهم شعور میخواهد و شما عزیزان همه میدانید که سیاسی بودن با اویختن چند تا تعویز به شانه چپ امکان پذیر نیست , از این به بعد سر پلی که خوب میداند هیچ وقت پل را به اخر نخواهد رسانید , شروع به دفاع از خود مینماید , باید یاد اور شد که دفاع نمودن و یا توضیح نمودن دین اسلام توسط این چنین شخصی که من کاملاء میشناسمش توهینی به همه مسلمانان است . امیدوارم دین را از خود شروع نماید و به خدا ختم نماید , حد اقل حرفی برای زدن خواهید یافت ,مانند ( سید ارتا گادی ما ) که بعد از شش سال خاموشی و سیر در خودش به خدا رسید و پیغمبر شد . شما خود بزرگترین اله تماس با خدا هستید , اگر کوشش کنید و هیچ احتیاجی به ملا و یا اخوند و یا دلالان اسلامی ندارید . ورنه مانند سرپلی به اخر هیچ راهی در این عمر کوتاه نخواهید رسید .

    • آقای محترم هزار بز!احترامات بابک را بپذیرید.

      دوست عزیز !این آقای خلیل الله انصاری میباشند که در چند ماه قبل بنام خودشان پیام میدادند و کاملآ عفت قلم و زبان را مراعات نموده و باحوصله مندی به پاسخ به پرسش های دوستان میشتافتند،اما به یکبارگی تغییر عقیده دادند و به ایجاد یک شخصیت جدیدی بنام سرپلی پرداختند.هدف شان به نظر من اینبود که تا با استفاده از این اسم مستعار بتوانند به زبان خشن تر و دشنام و اهانت و بی بند وباری وغیره به تهدید و ایجاد وحشت و کسر شخصیت نویسندگان مخالف بپردازند.اما حالا خودشان هم شاهد هستند که اینکار شان چقدر نتیجه معکوس داده است و آقای انصاری با اینکار شان آنقدر هرزه گویی را ترویج دادند که حالا خودشان و متباقی بزرگان دینی شان قربانی این سیاست نادرست شان گردیده است.من چند ماه همراه ایشان نامه نگاری کردم و تا آخرین توان سعی نمودم که با همچو یک شخصیتی که صرف به منظور دهشت افگنی ساخته شده بود بدون درگیری کلامی بسر ببرم.باور کنید حوصله آدم سر میرود. با مطالعه هر نامه شان تعجب مینمودم که چگونه آقای محترمی مثل آقای انصاری میتوانند چنین کلامی را بنویسند؟ چرا گاهی از زبان رسا و گاهی هم از زبان سرپلی برای همدیگر نامه میدهند؟از این بخش شخصیت شان من هرگز آگاه نبودم.اینرا منافقت میگویند.متاسفانه که بعدآ با جزئیات بیشتری از اکناف شخصیت ایشان آگاه شدم.

      اما، زمانی که به پاسخ یک سوال شان در حدود سه هفته قبل ،مطالبی را تحریر نمودم و این پاسخ من مورد تائید آقای مزاری قرار گرفت،که متاسفانه آقای انصاری با سیلاب دشنام نامه ای آقای مزاری را پذیرایی کردند. من تصمیم گرفتم که برایشان تفهیم نمایم که جناب انصاری من( و ممکن دیگران) شما را میشناسم و لطفآ حد و حدود نامه نگاری تانرا بشناسید.در ضمن آن برایشان ایات و احادیثی تحریر نمودم که تقاضای برگشت بر فضای سالم تر گفتمان در این دنیای مجازی انترنت شدم.(تمام نامه ها در صفحه (مشروعیت نظام ...) موجود است.اما متاسفانه برگشت شان به نوشتن مناسبتر از چند روزی بیشتر دوام نیاورد.البته من تنها ایشان را هم مقصر نمیدانم،دوستان دیگر هم برای آقای انصاری نامه های دوستانه نمی نویسند.اما در هر حال اینرا آقای انصاری بپذیرند که در ترویج فحش هیچکس به پایه ایشان نمی رسد.در هر حال طرف صحبت من شما هستید.اگر خواستید به ایشان دشنام بدهید ، خودش را مستقیمآ بگوئید.از شما تقاضا دارم که اگر ناراحت نمیشوید،دشنام به مادرش ندهید.چون مادر ایشان مقصر اعمال آقای انصاری نیستند.هر چه میگوئید مستقیمآ خودش را بگوئید.به همسر،فرزند و والدینش کاری نداشته باشید.البته این یک خواهش است.متباقی را خود شما میدانید.همچنان از آقای انصاری خواهش متقابل را مینمایم.در ضمن همان سه تقاضای که کرده بودم باز هم تکرار میکنم که آقای انصاری،فحش نده،دروغ نگو،با املای درست (املای خودتان) بنویس.و بیا و در گفتگوی معقول و انسانی به وجه مطلوبش سهم بگیر.شما که بیشتر از نیم قرن عمر دارید،پدر فرزندان قد و نیم قد هستید، تا به کی اینچنین بی بندو باری میکنید؟

      در خاتمه شما را دعوت به مطالعه و شنیدن صدای آقای انصاری (مشهور به "سرپلی" )مینمایم:

      پیام اقای انصاری را مطالعه کنید.
      http://www.bidary.com/comment.aspx?id=77

      در این سایت پیام آقای انصاری را که دیگران را دعوت به سهم گرفتن در گفتگو های ضد اسلامی مینماید مطالعه نمودید.در سایت آزمون ملی ،مقاله ایمان بدون تردد هم از همین آقای "سرپلی" میباشد.این قسمت دوم مقاله است.من منتظر مطالعه بخش سوم آن هستم.

      http://www.azmoone-melli.com/index.php?rubrik=6

      حال که این مقاله را هم خواندید شما را دعوت به شنیدن صوت آقای انصاری مینمایم.لطفآ به دکلمه های اشعارو غیره از زبان آقای "سرپلی"؟؟!! گوش فرا دهید.متاسفانه این اصوت در کنار عکس های یک جنایت کار ملی و بین المللی" حکمت دشمن" این قاتل ملت مظلوم ما میباشد.اما به فکر من که اقای انصاری به ایشان بی علاقه نمیباشند.

      http://www.tanweer.blogfa.com/cat-27.aspx
      در این صفحه نیز به اشعار از زبان آقای خلیل الله انصاری گوش فرا دهید.مثلآ راجع به مقام والای والدین!!!؟؟؟،خداوندا از افعال شنیع خود پشیمانم ووو....
      http://www.islamtape.com/sounds.php?shareet=270

      حال دوستان عزیز ! توجه بفرمائید که همین آقای محترم انصاری به پاسخ نامه های مخالفین خود چه مینویسند؟چرا تعجب نکنم؟ چرا متاثر نباشم؟آیا انسان در مقام موعظه در ظاهر یک قسم و در محل دیگر در باطن قسم دیگری باشند؟

      آقای انصاری من باز هم از شما خواهشمندم که مثل گذشته به راه درست آمده و دیگر دروغ و کذب وغیره را بس کنید.

      نوت: فراموشم نگردد که باید خدمت همه دوستان عرض میکنم که به حرفهای من در قسمت هویت آقای آنصاری ،سرپلی ،رسا و غیره باور داشته باشند.من در این باره اسناد کافی دارم .سر بخود به کسی اتهام نمیبندم.این موضوع را خود آقای انصاری نیز میدانند.البته آقای انصاری باشنده و یا متولد سرپل هم نمیباشند.

    • دوست عزیز بابک درود و احترام ! یک مطلب را بعد از شنیدن دکلمه اشعار آقای انصاری برایتان گوشزد مینمایم که هر دو چهره هم اقای انصاری و هم اقای سرپلی با کلمات مروجه مردم بومی مزارشریف و اطراف آن بلدیت کامل دارند ، دوستانی که در دیگر نقاط وطن ما زنده گی مینمایند استعمال چنین کلمات را در گفت و گوی روزمره هرگز استعمال نمی کنند . مانند : پامدور ، پندی ، فلشتوروک ، چومچوق ، اومپلوق ، حولکی ، ولولکی ، قتله ، اتله ، غیره .

    • خدمت آقای بابک سلام .
      ازاینکه مدتی از کابل پرس بعید بودم پوزش میطلبم .در ثانی معلوم شما بوده با شد .که همه مانندشما در مصروفیت های غیر از کمپیوتر مصروف میباشیم .تا امرار معاش خویش وخاواده را کرده باشیم .ونیز مهمتر از همه سیستم جدید کا بل پریس مرا سخت پریشان ساخته بود آنقدر مهارت چون شما به کمپیوتر پیدا نکردم اما به گوشش هستم تا چیز های از کمپیوتر بیاموزم. اینرا تصدیق کنید که 400 کیلومتر از محل بودوباشم رفته تا اینکه ای سیستم جدید را بیاموزم . وغلط فهمی شما را نسبت به رسا دور بسازم . من رسا هستم ورسا نام فامیلی ویا به اصطلاح افغانی ما تخلصم میباشد با اسم فامیلی واقعی ام با شما بحث نمودم بمن بزرگتر هایم دروغ را نیاموختن وشاید کسانی باشند که رسا را بشناسند از خوانندگان محترم آرزومندم اگر رسا را میشناسند برای دور نمودن غلط فهمی جناب بابک چیزی بنویسند . نام مستعارم نیست نام فامیلی ام میباشد . محترم بابک صاحب . اگر سیاهی است در مقابل سفیدی هم دارد اگر تاریکی است در مقابل روشنی دارد اگر بیخدای است درمقابل خداپرست دارد اگرپیام درشت باشد جواب درشت دارد اگر دشنام بدهد در مقابل دشنام میشنود اگر توهین به مقدصات شود در مقابل توهین به تفکراتش میشود .آیا به این طرزپیام دادن و به امهات مسلمین تعرض کردن وبه نبی ص که رهبر ورهنما ی مسلمین هست حتک حرمت نمودن وبالخصوص به خالق مخلوقات ناسزا گفتن سزاوار وشایسته میدانید .ایا در مقابل انتظار ندارید که مسلمانی در مقابل شما بیاید ومدافع مقدصاتش با شد . وسرپلی در مقابل شما آمد نباید دیگر مسلمانی وارد صحنه شود . ببیند با پیام های شما چه کسانی آمدن مانند آرش بیخدا کاوه غرجی واجمل بیخدا وشادولا وهزاربز که همه نوشته ها موزون هم میباشد آیا این همه شما میباشید (بابک) واینکه من رسا آمدم چرا سرپلی ویا خلیل الله انصاری شدم درین بحث ما مسلمانان با از اشخاص همچو محترم آقای توفیق ومحترم آقای مزاری ومحترم آقای سرپلی جهان سپاسگداری باید نمود که در مقابل ناباوران به الله ج کمر همت بستند . محتر م بابک بگذرید از این حسن شکاکیت اینرا بادنید که هر اعتقاد با خود معتقیدینی دارد یکه یکه وارداین جر وبحث میشوند نباید همه را یکی شمرد والی همه آن بیخدا ها که با شما هم نظر هستند به نام شما ختم خواهد شد (بابک)

    • خدمت آقای بابک سلام .باعرض معذرت بنسبت غلطی انشائی درمرحله اول فرستادم مجبورآ دوباره ارسال نمودم.
      ازاینکه مدتی از کابل پرس بعید بودم پوزش میطلبم .در ثانی معلوم شما بوده با شد .که همه مانندشما در مصروفیت های غیر از کمپیوتر مصروف میباشیم .تا امرار معاش خویش وخانواده را کرده باشیم .ونیز مهمتر از همه سیستم جدید کا بل پریس مرا سخت پریشان ساخته بود آنقدر مهارت چون شما به کمپیوتر پیدا نکردم اما به کوشش هستم تا چیز های از کمپیوتر بیاموزم. اینرا تصدیق کنید که 400 کیلومتر از محل بودوباشم رفته تا اینکه این سیستم جدید را بیاموزم . وغلط فهمی شما را نسبت به رسا دور بسازم . من رسا هستم ورسا نام فامیلی ویا به اصطلاح افغانی ما تخلصم میباشد با اسم فامیلی واقعی ام با شما بحث نمودم بمن بزرگتر هایم دروغ را نیاموختن وشاید کسانی باشند که رسا را بشناسند از خوانندگان محترم آرزومندم اگر رسا را میشناسند برای دور نمودن غلط فهمی جناب بابک چیزی بنویسند . نام مستعارم نیست نام فامیلی ام میباشد . محترم بابک صاحب . اگر سیاهی است در مقابل سفیدی هم دارد اگر تاریکی است در مقابل روشنی دارد اگر بیخدای است درمقابل خداپرست دارد اگرپیام درشت باشد جواب درشت دارد اگر دشنام بدهد در مقابل دشنام میشنود اگر توهین به مقدصات شود در مقابل توهین به تفکراتش میشود .آیا به این طرزپیام دادن و به امهات مسلمین تعرض کردن وبه نبی ص که رهبر ورهنما ی مسلمین هست حتک حرمت نمودن وبالخصوص به خالق مخلوقات ناسزا گفتن سزاوار وشایسته میدانید .ایا در مقابل انتظار ندارید که مسلمانی در مقابل شما بیاید ومدافع مقدصاتش با شد . وسرپلی در مقابل شما آمد نباید دیگر مسلمانی وارد صحنه شود . ببیند با پیام های شما چه کسانی آمدن مانند آرش بیخدا کاوه غرجی واجمل بیخدا وشادولا وهزاربز که همه نوشته ها موزون هم میباشد آیا این همه شما میباشید (بابک) واینکه من رسا آمدم چرا سرپلی ویا خلیل الله انصاری شدم درین بحث ما مسلمانان با از اشخاص همچو محترم آقای توفیق ومحترم آقای مزاری ومحترم آقای سرپلی جهان سپاسگداری باید نمود که در مقابل ناباوران به الله ج کمر همت بستند . محتر م بابک بگذرید از این حسن شکاکیت اینرا بدانید که هر اعتقاد با خود معتقیدینی دارد یکه یکه وارداین جر وبحث میشوند نباید همه را یکی شمرد والی همه آن بیخدا ها که با شما هم نظر هستند به نام شما ختم خواهد شد (بابک)
      موفق با >>رسا<<

    • محترم جناب رسا:
      من دوست محترمی در سالهای 1970 بنام آقای رسا که در مطبوعات آن زمان وظیفه داشتند و در قلعهء شاده، آنطرف پل سوخته زندگی میکردند، داشتم. آیا شما یکی از اولادهای اوشان هستید؟ اگر جواب تان مثبت باشد من حاضرم در بارهء اوشان که افتخار شناسایی شان را از نزدیک داشتم بشما معلومات بدهم. احترام

    • دوستانی کابل پرس سلام ! مه راست میگوم و دروغ نمیگوم که آصف سرپلی استوم و آقای انصاری که نویشتایشه خاندین و صدایشه شونیدین دیگه کس است . او از مزار است و مه از سرپل . ایقه ام لوده نخات باشوم که د ای کابل پریس ام دروغ گوفته چل بازی بکونوم . او گپیم ام راست بود و ای گپیم ام راست است . لاکن بابک با چل و نیرنگ د ای کابل پریس با چندین نام آمده که دو تایشه مه بریتان میکشوم و د ای گپی مه سری سوزن ام شک نکونین . میدانوم دلیلیمه قبول کده و صد فیصد تصدیقیش میکونین . هزار بوز ریخی که حیسیت و شرافتی ای بابک ره د زمین ها زد و پوزیشه د خاک مالید کیست ؟ دردی دلی هزار بوزی ریخی از چیست ؟ بابک هزار بوز شودن بخاطری چیست و بری کیست ؟ هزار بوز چه وقت بدونیا آمده و او ره که زایده ؟ هزار بوزه مادریش نزایده . هزار بوزه بابک زایده . دوستان ! یکی پورو پاگند است بخاطری مخالیفت های شخصی و دیگریش حقیقتی تلخ . و ای گپی مه حقیقتی تلخ است که شوما ره با دلایل و برهان های آساندکی خود قانی ساخته ثبوت پیش کشیتان میکونوم . پیش از ثبوت ای دو روی از یک سکه ره تماشا بکونین که چقه رسوا و ریشخند و بی حیا و رو سیا استن . با یک روی سکه بنام هزار بوز به ای کابل پریس آمده نه به ما مادر میمانه و نه ام خاهر و دیگه محرمات که اخلاقیشان حاجتی تاریف نمیباشه و خدا و رسولیشه ام گویا فقط امی ایزک مرد است که دشنام های نا سزا میته که جوابیش آماده و تیار است باشه د یگان وقتی دیگه . چراکه د کم قناعت نمیکونوم . روی دیگی ای سکی کثیف خودی بابک است که با تمام تاریک بودنیش خوده روشن ضمیر مینامه . و بری نفاق اندازی و شیطنت د مابین مسلمان ها پایه لوچ کده و نه کیتابی خدا میمانه و نه ام حدیثی پیغمبر و نه ام نام و نشانی معجزه امگی ره با دلایل مردوم فریبی و چال های شیطانی میخایه رد بکونه که ازی درک تا سرپلی زنده است خاطرتان جم باشه که یکایک با منطق عامیانه رد میکونه و میتانه رد بکونه و نر واری رد میکونه و دلیلیشه مثلی ایزک ها خنثا میسازه . ای بود دو رخی بابکی هزار بوزی ریخی که با ریخیش مولکه د بوی داد . پیش از دلیلی هزار بوز بابک بودن سرپلی و انصاری چه گل ها ره د آب دادن ؟ با ما باشین

    • برین بگوفتی ای بابکی هزار بوزی ریخی که هر دو رخیشه تماشا کدین که یکیش فحش گوی زن و مادری مردوم و دیگیش فحش گوی خدا و رسول . ای سرپلی و انصاری ام گویا بگوفتی بابکی هزار بوزی ریخی یک نفر است مثلی که هزار بوز و بابک یک نفر استن . گیروم یک نفر . سرپلی اگه انصاری شوه باید کلایشه د آسمان پرته . و اگه انصاری سرپلی شوه باز ام از حیسیتیش چیزی کم نمیشه چرا که سرپلی ام تابالی ایتو کاری نکده که باعیسی شرم و خجالتی مسلمانان و یا انصاری شوه . اگه دو و دشنام زده بفرماین یک دو و دشنامیشه نشان بتین که ایلا به ایلا کسی ره فحش گوفته باشه . بیغم باشین که پیدا کده نمیتانین . " ها " او کسی که به خدا و رسولیش بد و رد گوفته باشه هر چه گوفتیم کم است و بگوفتی بیادر چمکنی بری او مردوم فقط یک گلوله ای داغ د مابینی پیشانیش بکار است و بس . از گپای نویشته ای و صدایی انصاری چه فامیدین ؟ آیا او ره یک شخصیتی نادرست میدانین ؟ پس مه چرا از انصاری شودن انکار میکونوم ؟ بخاطریکه مه انصاری نیستوم و انصاری شوده نمیتانوم . لاکن بار بار بری بابکی هزار بوزی ریخی گوفتیم که مه از نویشتایش و کست هایش استفاده میکونوم و کدیم و خات کدوم . آیا ای استفادی مه جرم است ؟ خیر باشه که ای بزی ریخی ام که شک نکونه مره مزه نمیته . هزار بوز بچیم بسیار ریخی بد بوی زدی . هزار بوزه گوفتوم بابکه نی . لاکن بابک باید تصدیق بکونه که باز سرپلی تبریش خوب د درز خورد . و بابک با ساختنی ای هزار بوز تیشه به ریشی خود زد . و حالی مه بریتان مشک و شانیشه بسته کده د دیستیتان میتوم ببینوم با بابکی هزار بوز دار چه میکونین ؟ د حالیکه درختی صبر و راستی برده باری سرپلی ره امی پاروی هزار بوز قوی تر ساخت . آقای بابک نمیشود بجای ای هزار دانه بوز یگان دانه ماچه خر میزایدین که کم از کم تاقتی ایقه نوشادر زدن د مقعدیشه خو میداشت و یا د ایقه قرتک می ارزید و مه ام آساندک سریش سوار میشودوم و با خله هایم دیگام او ره د قرتک می آوردوم . میدانوم که امدفه امی بوزغالای ریخیتان اکتی ماچه خرا ره کده د میدان می آین و بسیار خیزک و جفتک میزنن . بان که بزنن . آخر بوزگریشانه ام باید صابت بسازن . مه مونتظری خیلی سک های بابک ام استوم که اونا چه عف خات زدن . (بابک به بابک میگه) میبخشین بابک به هزار بوزیش وصیت میکونه که به مادریش دو نزن که او گونا نداره . ای ام یک پاینتی مثبتی است که از سرپلی شکر آدم گریت ره یاد گریفتی و خوده به مردوم نشان دادی که بابک آدم ام است . آقای بابک بکلی صابت ساختی که چقدر مکاره و مردوم فریب استی که شیطان به تو رسیده نمیتانه . اینی ره میگن (سفاهت) اینی ره میگن مکر و هیله گری که بیک نام دو و دشتام بتی و بنام دیگه او ره نصیحت بکو . وای بحالی کسی که تا انوز تو مکاره نشناخته . خیر باشه مه انوز به ای مکارگی تو دلیل نگوفتیم . هرکس نه بابک است و نه ام سرپلی . اگه میخاین خوده د گپ برسانین (نو چه ) با ما باشین .

    • آقای مزاری شاید و گوای ما هر دو نفر استن و آقای توفیق ام از موضو باخبر میباشن . آقای رسا که بگوفتی ای فریب کار ام مه استوم شاید استن . به ایمیلی انصاری روزانه دو دفه ارتباط میگیروم لاکن کمپیوتریش بند است . بابکی مکار خات گوفت که ایمیلی انصاری ره از کوجا کدی . هر وقت پورسان کد باز بریش خات گوفتوم . که مه ایمیلی انصاری و بابک روشن ضمیره از کوجا کدیم . قسمتی سومی ایمان بی تردید ام د امی سایت ها است مه ببینوم میتانی پیدا بکونی ؟ لاکن ای سرپلی پیدایش کده . و تو ره ام به کوجا کوجای ای دونیا که ریخ زدی اگه دلیش خاست نشان میته .
      مه د اول ها د کابل پریس که درامدوم فقط بری مردوم سیاسی تنز نویشته میکدوم و بخاطری شوخی خودیمه کاندید ماریفی ساختوم که بیک گپی بیادر مهربانیم مزاری جان ازی پاچا شودن تیر شودوم . با مزاری جان شوخی های ادبی و غیری ادبی ره شروع کده با آقای توفیق جان بیجا و بی مورد در گیر شودوم لاکن از پیشیشان درسی اخلاق یاد گریفته (که امروز بالای ای بزغاله استیمال کده دیدوم) معزرت خاستوم . نویشتای مردومه خاندوم و کفر گویی هایشانه به بسیار درشت جواب گوفتوم و میدانی کابل پریسه فقط امی چند نفر کفر گویی پور کده بودن مثلی یمدری . بحرالعلوم ملا عمر که او ام بابک بود . و پسان ها یک دلی دیگه پیدا شودن که کفر گویی ره از حد تیر کدن مثلی راویش و نظرای اجمل بیخدا و مه ام رخی نویشتایمه بطرفیشان کدوم . بی ادب ره به بی ادبی و صاحیبی دلیل و منطقه با برهان جواب میگوفتوم . لاکن جواب نمی شونیدوم . نویشتای انصاری مزاری و توفیق و مهدوی ره خوش داشتوم و میخاندوم . با نجیب که تخلص کامل خوده ورداشته بار دیگه د میدان آمده بود یک برخوردی خورترک کدوم لاکن جوابیش د نظریم کمزور مالوم شود . مداخلی بابک و نویشتایش مره متوجی ازی ساخت که د مابین کفر گوی ها امی آدم (بابک) سرتاجیشان است . خاستوم با او چند گوفت و گوی داشته باشوم اما او رخ نمیگریفت و دیست نمیداد . مه زیری نویشتای راویش سخت نویشته میکدوم تا شاید او چیزی بریم نویشته بکونه خو او نویشته نکد و مه میدانستوم که ای راویش بنام دیگی د داخل ای مردوم نظر میدادگی ها حتمن وجود داره و بسیار فکر میکدوم شاید امی بابک باشه لاکن نمیدانوم . بل آخر بابک ره دعوت به جرو بحس کدوم و او خوده تیر می آورد . مجبور شودوم د هر جای که نویشتی بابک میبود د زیریش چند گپی سخت و سوستی مه نویشته میکدوم تا مجبور شوه و بگپ بیایه . مزاری جان شاید است که او ره بزور و جبر بطرفی مناقشه آوردوم که او ام ناچار دعوتی مه قبول کده بجای که آدرس داده بودوم تشریف آورد . و مه ام اونا ره خوش آمدید گوفتوم . یانی که بابک د مقابلی مه نامده مه بابک ره د مقابل خود بزور و جبر آوردیم و بخاطریکه او به مقدسات و خدا و رسولیش حتکی حرمت نکونه و از طرفی مه ام دلجم شوه چند شرایط ماندوم که نه او به مقدسات ما تعارض میکونه و نه مه به او گپی خراب میگوم فقط دلیل میگه و دلیل میشنوه بحس های فلسفی و کیتابی بسیار شود باز از قرآن و سنت چیزی گوفته شود و مه دیدوم که او نمیتانه بی توهین گپیشه بزنه او ره مجبور ساختوم تا به دلایلی عقلی بحس بکونه که د مابین هر دویما مشترک است . از او 18 سوال کدوم و خودیم جوابی خوده گوفتوم و از او راجی به ای 18 سوال نظر خاستوم . سوالایم چون به قلمی مه بیسواد نویشته شوده بود او ام خاست تا با شانی سوال جواب بگویه و امی بود که چتیات گویی ره شرو کد و یک سوال ره د چار قسمت غولنگ خایی کده و شف شف گوفته و بل آخره با توهین های داخل چوکات ادبی د میدان انداخت . و از امینجه او عاقبتی ای بی نزاکتی خوده فامیده از برای آینده یک هزار بوزه د مقابل مه آماده ساخت که شوما مردوم میتانین ملاحظه بکونین که پیش از ای تاریخ هزار بوزی وجود نداشت . با ما باشن

    • دوستان عزيز و مليت هاي متدين افغان السلام و عليکم و رحمت الله و برکات! بعضآ حرکاتي انسان را وادار بگفتن و نويشتن ميسازد هرچند خاموش پسند باشد. موجبي شکست اين خاموشي من دوستاني چون هزار بز و سرپلي شدند. من با اينکه در لجن زاري از گناهان غرقم خودم را مسلمان ميپندارم هرچند خودم را پابند هيچگونه مزخرفات ملايي و داملايي و آخندي نميبينم ، دمکراسي را يکي از آرزو هايم ميپنداشتم و نشناختن خدا را بخود عيب ميدانستم و ميدانم ، حکومتي را خواهان بودم که پهلوي نامش کلمه ء اسلامي نباشد ولي اسلام را حق فردي دانسته در يک روحيه ء آزاد و بدون تعصبات و اغتشاش هرکه بکارش شده بسوي يک افغانستاني مترقي گامزن شوند. اما از حرکاتي آقايان هزاربز و از سخناني اقاي سرپلي که ايشانرا شخصيتي معملولي خواه هر کسي باشند ندانسته نتيجه ء غير آن برداشتم که تا هنوز چنين خطوراتي افکارم را بخود جلب نکرده بود . بيمورد نخواهد بود اگر بآن توجه فرمايد. اسم جمهوري اسلامي پهلوي اسم افغانستان يک امر ضروري بوده بايست باشد. دمکراسي يک اسمي نامناسب در قبال اسم اسلام ميباشد که قبلآ چنين نظري نداشتم. قانوني بايست طرح شود که هتک حرمت به اديان سماوي و اديان مروج در افغانستان قابل مجازات سخت شناخته شوند. زيرا اين ملتي که 99% مردم آنرا مسلمين تشکيل ميدهند گنجايش براي بيدين و ملحد و حتي زردشتي ها را ندارد. پس چه بايد کرد؟ بخاطر يک فيصد که نميشود همه ملت را تباه نمود. بهتر آنست براي رفاهي ملت و ميهن ويران با اسلام بسازند،اگر واقعآ وطن پرست اند. اگر از حق نگذريم و به صفحات انترنتي نظر اندازيم اکثر آناني که داخل کار و فعاليتند همين بي ديناني چون راوش و بابک و جناب هزار بز يمدري و امثالشان اند که زير اسامي مستعار تيشه بر ريشه ء مقاصد حتي خودشان ميزنند و مورد تنفر و انزجار شديد مردم خود ميگردند. فقط همين کابل پرس را مثال ميدهم و از شما نويسندگان صاحب خبره ميپرسم آيا غير از سرپلي که خودش خود را بيسواد معرفي مي نمايد و چند نفر انگشت شمار، چه تعدادي را ميشناسيد که از براي دفاع اسلام برخاسته باشند و يا به مثلي سرپلي با شما در گير باشد؟ متآسفانه که نداريم. هرکه سرپلي نميشود تا بخاطري اسلام توهين و دشنام هاي رکيک غير ادبي و غير انساني بيدينان را با کمالي متانت بشنود و دست از کار خود برندارد. فکر نميکنم کسي را به اين صفت دريابيد. با ملحدان از الف تا يا درگير اند چرا؟ بهتر است از او يک سوال داشته باشيم که در قسمت طالب ها چه نظري دارند. آيا طالب ها را مي پسندند و يا رد ميکنند که در هر دو صورت بايست خط و مش شانرا واضيح نمايند. هر چند نظر به دعوي خودشان من تصديق مي نمايم که ايشان هيچگاهي کسي را بدون موجب و کفر گويي سرزنش ننموده اند ولي من نميخواهم حتي از زبان ايشان و يا ديگران فحش بشنوم و اين يک کاريست ناپسند. اما در مقابل سخترين دشنام هاي آقاي سروش، اين بزرگوار را نرم و حليم يافتم و گمان نميکنم چيزي بگفتن نداشته باشند. نظر به اين عمل انسانانه ء ايشان نتنها که سخنش را بايد باور کرد، بايست سنجيد که چرا اين عمل را با هزار بز به اجرا نگذاشتند. با اينکه در قسمتي اوشان نيز ايشانرا صبور تر ميبينم. آقاي سروش بخودش اهانت نمود و آقاي هزاربز بديانتش. آيا هردو را ميتوان در يک ترازو وزن کرد؟ من با اين مثالم آقاي سرپلي را تمجيد نمينمايم توهين هرجنبنده ء برايم ناگوار است چه رسد به انسان که اشرف مخلوقات اند. ولي ايشانرا با ادب تر و بردبارتر از هزاربز يافتم، اميد تا آخر چنين باشند. رويهمرفته اين يک مثالي بود از براي ملحدان، که اخلاق بيسواد ترين يک مسلمان بهتر از بادانشترين آنان است. آقاي يمدري که زير هر نظريشان يکي دو يتيوپ کفر گويي را ميگذارند شکي نيست که از معني دمکراسي و آزادي بيان استفاده جويي غلط و ناجائز را برداشت دارند. مردم از روشنفکري و روشن ضميري، با موجوديت اين نام هاي زيبا سخت متنفر هستند چرا؟ با خواندن مقالات چون بابک و راوش و نظريات هزاربز و يمدري کاملآ ايشانرا حق بجانب ميدانم. گويا روشنفکر همان کسانيکه از خدا بيزار اند و روشن ضميرهمان مرتد شدگان و فحش گويان. جاي بسا تآسف است بآنانيکه از طريق سايت ها بجاي اخلاق و ادب به مردم درس دشنام ميآموزند. چه هزاربز باشد و يا سرپلي و يا کسي ديگر. آرزو مندم کافر و مرتد بخاطر آبادي وسرسبزي اين خاک خون آلود بگرد هم جمع شده در زير همان بيرق اسلام متحد گردند که جز اين چاره نيست. خواهش مندم دست ازين کشت و خوني انترنتي برداريد و بر ضد همديگر بر نخيزيد که خيري در آن نخواهيم يافت. از مهر و محبت و بر آنچه همنظريم رخي سخن را آوردن مردانگيست نه با فحش گفتن خود را فضيح و رسوا کردن. در اخير خدمت بابک روشن ضمير بايد گفت هردو شخصيت هاي سرپلي و انصاري بر حق تر از شخصيت هاي بابک و هزاربز بوده و راهشان مستقيم است. نه بمانندي افکار مشوش بابک در طوفان نوح .

    • آقای محترم خلیل الله انصاری احترامات مرا بپذیرید.

      متاسفانه در هر سه نامه تان چیزی به استثنای دروغ ،خشم،عصبانیت مفرط،دستپاچگی و سفاهت چیزی بیشتر ندیدم.چرا اینقدر وارخطا و پریشان میشوید؟چرا بر گفتار و کردار تان کنترول ندارید؟شما که خود را یک واعظ اسلامی کشور ما میدانید.چرا اینقدر ظاهر و باطن تان از هم فرق دارد؟شما ممکن است افراد دیگری را بتوانید بفریبید،اما در قسمت فریب دادن بابک کوشش نکنید.چون بابک مثل شما هوایی به کسی اتهام نمیبندد.شما در هر سه نامه تان بدون آنکه آبراببینید ،موزه را از پا کشیده اید.بین نظریات من و آقای هزار بز فرق های بسیار زیادی وجود دارد که شما نتوانسته اید آنها را ببینید.و بدون تعمق و تفکر با خواندن یک یا دو نامه عجله کرده و قضاوت نموده اید.یا بفکر کدام فریبکاری دیگری میباشید.شما باید قبل از آنکه مرا متهم به نوشتن با اسم هزار بز میکردید،با حوصله مندی نظریات ،روحیات و عادات مرا با نظریات،روان و عادات نوشتاری و فکری آقای هزار بز مقایسه کرده و دلایل تانرا با منطق و حوصله مندی مثل یک انسان عاقل بیان نموده و بعدآ تمام نکاتی که به نظر تان مشترک خورده بود، با نوشته های جدید ترامتحان کرده و بعد از ادعا و اثبات،در صورتی که صد در صد مطمئن میشدید،به همان شیوه خودتان مجازات میکردید.که طرف مقابل هم به گناه خود واقف میگردید.مثلی که شما به هویت انصاری بود خویش واقف هستید.اما شما به یکبار چنان سیل سفاهت و دشنام از زبان جاری کرده اید که حد ندارد.حالا قبل از بررسی و مطالعه مرا محاکمه و بدون سمع دفاعیه ، به باد دشنام گرفته اید برای شما چه بگویم؟

      من و شما باید یکی از این دو حالت رابپذیریم.حالت اول اینکه شما درست حدس زده اید.پس در اینصورت من تمام دشنام های تان را ضرب هزار کرده وباید قبول کنم.و یا حالت دوم اینکه ،شما در قضاوت تان عجله کرده و بخطا رفته اید.پس با این نوشته شما حماقت و جهالت تانرا به رسمیت شناخته ودر این حالت دوم ، من تمام دشنام های تانرا ضرب صد هزار کرده و دوباره به آدرس خودتان میفرستم.چون اینکار حق من است.چون من بیگناه میباشم و در گام بعدی باز هم تمام این دشنام ها را ضرب میلیون کرده و به ادرس .......باید بفرستم.بلی یا نه ؟؟خوب در حال حاضراینرا میگویم که نه نه این مرحله باشد برای بعد.هنوز برای اینکار وقت داریم.

      اما اگر من برعکس ،وقتی به شما میگویم که شما آقای انصاری هستید و سرپلی یکی از اسمای مستعار شماست،به این معنی است که دلایل کافی برای اثبات ادعای خود دارم.یک دلیل نه بلکه صد دلیل.شما یکی از آنها را رد نمیتوانید.چونکه این عین واقعیت میباشد.این موضوع را هردوی ما میدانیم.ببینید،من نوشته های شما را از حیث نکات خیلی متفاوت و اسناد زیادی که خودتان هم نمیدانید و نمیتوانید حدس بزنید،مورد بررسی قرار داده و قرار میدهم.چیز هایی را من مورد بررسی قرار میدهم که شما حدس هم زده نمیتوانید.از همین سبب است که در مورد هویت تان صد در صد مطمئن میباشم.با این بهانه که گویا سرپلی نظریات انصاری را استفاده کرده است خود را خلاص نمیتوانید.دلایلی هم وجود دارد که خود آقای بزرگوار و بافضیلت از نوشته های سرپلی بیچاره!!؟؟ استفاده کرده است.باز چه دلیل دارید؟یا آقای رسا اشعار و نوشته ها و نظریات انصاری را بنام خود میدهد.باز چه دلیل دارید؟این نوع استفاده ها یک طرفه نه بلکه سه جانبه میباشد.شما هم اینرا دقیقآ متوجه هستید.اینرا بدانید که زمانی شما بحیث یکنفر با چندین اسم پیام میگذارید،بدون آنکه خود تان متوجه باشید،آثار "انگشتان تانرا" در آنجا گذاشته و فراموش میکنید که آنها را پاک کنید.و این امر سبب دستگیری شما میگردد.شما نه یک اثر انگشت،بلکه به صد ها به یادگار گذاشته اید.هر قدر دیده درایی کنید به همان اندازه بی حیثیت تر شده و میشوید.ببینید من از شما چیز زیادی نخواسته ام .فقط گفته ام که با املای اصلی خودتان بنویسید،به طرف مقابل صحبت تان ولو هرکس باشد اهانت نکنید و راست بنویسید.مگر اینها حرف های نادرست اند؟ چه فکر میکنید؟خلاصه همه تقاضا هایم همین بود که احساس مسولیت کنید و بی بند و باری را کنار بگذارید و بس.
      وقتی که الله تان برای شما میگوید که دروغ نگو و شما هم تظاهر فوق العاده به پابندی به گفتار الله تان دارید.چه فکر میکنید؟ آیا الله تان دروغ تانرا میداند یا نه؟حتمآ با خود میگوئید که برو باز توبه میکنم.خوب خیر است حال اگر صد بهانه هم بیاورید ،بابک در آینده کم کم اسناد ارائه میکند و شما به انکار تان تا اخیر ادامه بدهید.باز میبینم که چه خواهد شد.

      حالا ادعا هم دارید که به آقای انصاری ایمیل داده اید !!!!!؟؟؟؟؟و فهمیده اید که کمپیوترش بند است .آفرین به اینقدر درک شما.شما از کجا دانستید که کمپیوترش بند است.از بند بودن کمپیوتر های دیگران هم خبر دارید یا تنها ازبندش کمپیوتر آقای انصاری مطلع هستید؟باز هم ایمیل تانرا ادامه بدهید.من از شما نمیپرسم که ایمیل انصاری را از کجا پیداکرده اید.چون شما نه تنها یک آدرس ایمیل انصاری صاحب را بلکه تمامی ایمیل هایش را که شاید در حدود صد ادرس ایمیل برسد برایش ساخته اید و همه را میدانید.این مهم نیست.اما فکر تان باشد که به همین زودی ها از قلم خود انصاری ؟؟!!هم یک نامه دریافت خواهیم نمود.این مقدمه چینی هایتان بی نتیجه نخواهد بود. پس در همین زودی ها ،من نامه انصاری صاحب را با دقت خواهم خواند.باز این بار از شخص خود شان سوال خواهم کرد که چرا از نوشته های آقای سرپلی استفاده کرده است؟البته نامه شان را با نامه های قبلی اش هم مقایسه خواهم نمود.خاطر تان جمع باشد.خیلی مزه دار خواهد بود که آقای سرپلی !!؟؟ با آقای انصاری تبادل نامه نمایند.

      حالا باز هم در مورد آقای هزار بز: آقای انصاری باز هم جای خیلی تعجب و افسوس است که شما فرق بابک و هزار بز را کرده نمیتوانید.البته در گذشته ادعای چند نام دیگر را هم داشتید که خوشبختانه تعداد آنها به دو اسم کاهش یافته است.برای آرامش خاطر تان باید عرض کنم که اینجانب هرگز به نام ملا بحرالعلوم پیام نداده ام و نظریات این نویسنده هم بخاطرم نمانده که چه گفته بود.دوم من هرگز بنام هزار بز پیام نداده ام.من این موضوع را به صداقت کامل مینویسم.تقاضای من از شما اینست که قبل از این چنین ادعا های بی اساس ،از هر حیث ،دقت عمیق مبذول دارید.تا بعدا ندامت دامنگیر تان نگردد.بیائید و حد اقل پنج دلیل تانرا با منطق قطار نموده و از من در این ارتباط جویای پاسخ گردید.تا ببینید که چقدر حدس تان درست بوده است.همچنان از میر هزار هم تقاضا دارم که اگر من به نام هزار بز پیام داده باشم آنرا در همین صفحه بنویسد و یا ادعای شما را تائید کند ، تا سبب عبرت من گردد.تا در آینده چنین اشتباهی از من سر نزند.و یا با رد آن شما را خجالت بدهد.(مطمئنآ که شما هرگز خجالت نمیکشید.) که شما قضاوت خیلی عجولانه کرده اید.دوم آنکه من ازخود آقای هزار بز هم تقاضا دارم که یک پیام هم به همین ارتباط بنگارند که هزار بزکیست ؟ آیا بابک و هزار بز یک نفر هستند؟ و یا دو نفر مختلف؟

      آقای انصاری! من از این اتهام بی اساس شما نمیترسم.میدانید که چرا؟طبعآ چون هزار بز نیستم فلهذا نمیتوان شباهت کامل بین نظریات ،روحیه ،اعتقادات ،وو...من و هزار بز وجود داشته باشد.نه من از هزار بز و نه هزار بز از من پیروی میکند.آنقدر فرق بین این دو نفر وجود دارد که حتی یک خواننده معمولی هم قادر به درک آنست.دلیل آنکه شما متوجه نیستید باید خود تان اظهار نمائید.من صرف بنام بابک پیام میدهم.پیام دادن با دو نام یا بیشتر بصورتی که شما رواج داده اید ،به نظر من یک رذالت میباشد.من این رذالت را نمیکنم. اگر به یک اسم دیگری پیام دادم از میر هزار تقاضا دارم که آنرا به اطلاع عموم برسانند.مثلیکه یک مرتبه از یک مفسدی دیگری بنام طالب کاکو و شریعت یار لعین پرده برداری نموده بودند.من از این کار میر هزار از صمیم قلب تشکر مینمایم.اینرابدانید که اگر در آینده تصمیم به تغیر نام مستعارم بگیرم آنرا بصورت حتمی اعلان میدارم.شما از این بابت تردیدی بخود راه ندهید.پس نتیجه نهایی آنکه تمام دشنام های تان بنام بز،و ریخ وو... به آدرس من نمیباشد بلکه هدف تان آقای هزار بز میباشد و به من مربوط نیست.اگر حرفی در مورد نوشته های بابک دارید بفرمائید تا پاسخ عرض نمایم.

      آقای انصاری ! اینرا خوب بخاطر داشته باشید که من تا بحال به شما اهانت نکرده ام.نه به اسم انصاری نه به اسم سرپلی م نه به اسم رسا وغیره.اما متاسفانه شما چندین بار است که مرتکب این کار شده اید.مگر من هرگز از جاده عفت کلام نبرامده ام.آرامش خودم را حفظ کرده و دست به پاسخ خلاف کرامت انسانی نزده ام.چونکه از یک طرف این کار خوب نیست .به آرزو اهانت به هیچکس نیستم و از جانب دیگر من شما را میشناسم و دلم نشده به خلیل الله انصاری توهین نمایم.اما این کار تا مدت زیادی نمیتواند ادامه بیابد.چونکه هرکس یک معیار معین برای حفظ خونسردی خود داراست.اگر این شیوه را ادامه دادید ،آنگاه شما از من گله نداشته باشید.همین نامه را بخاطر تان بگیرید.چون در آنصورت پاسخ باید مطابق تعرض باشد.اماخیلی آرزو دارم که مجبور به اینکار نشوم.ضمنآ به این آرزو نیزهستم که یک روزی شما متوجه فرق بابک و هزار بز شوید.آنگاه حتمآ حد اقل نزد خود تان خجالت خواهید کشید.بلی اگر وجدان پاک داشته باشید.البته اگر روزی شما درک کردید که فرق بابک و هزار بز زیاد است و شما بیجا به بابک از این بابت دشنام داده اید از اظهار ندامت تان خجالت نکشید.چونکه هر موقع انسان متوجه اشتباه خود میگردد موقع خوبی است.

      یک تقاضا از میر هزار!
      اقای میر هزار من از خودت صمیمانه تقاضا دارم که کسانی را که با چندین اسم مختلف مطلب مینویسند افشا کن.مخصوصآ در یک بحث مشخص و در همچو مواقع.تا سبب پند به دیگران گردد.با اینکارت از شعبده بازی های مداری های دینی کم خواهی کرد.

    • آقای محترم هزار بز! احترامات خدمت تان تقدیم میدارم.

      در نامه قبلی ام از شما تقاضا کرده بودم که به آقای خلیل الله انصاری که تحت نام مستعار سرپلی مصروف فحاشی است دشنام مادر ندهید.البته امیدوارم که نامه ام را مطالعه نموده باشید. نامه هذا را برای آن برایتان نوشتم که مرا از بابت آن تقاضای قبلی ام ببخشید.من دیگر در اینگونه موارد در مورد این شخص دخالت نمیکنم.او کاملآ مستحق هر نوع دشنام است که دوستان لازم میبینند.شما هر قدر او را با دشنام هایتان بنوازید سبب خوشحالی اش میگردد.من فکر کرده بودم که بهتر است با همدیگر در یک فضای انسانی تر افهام و تفهیم نمائیم.و مادران همه ما که با بسیار محرومیت و با قبول هزاران رنج در آن جامعه مرد سالار استبدادی، از هیچ رنجی بخاطر آسایش ما دریغ نکرده اند ،مادران ما که محروم ترین و بیچاره ترین انسانهای کره زمین است ،از گزند خشم و عصبانیت های ما در امان باشند.در این جا هدف من تنها مادر آقای انصاری نه بلکه تمامی مادران بود.(البته به شمول تمامی اعضای خوانواده های هر یک ما) مگرمتاسفانه از این تقاضای من آقای انصاری نا راحت گردیده و آرزو داشت که هر چه بیشتر دشنام بشنود .سپس به جعل ،این تعبیر را نمود که گویا من با یک اسم او را دشنام و با یک اسم دیگر خواهش عدم دشنام مینمایم.البته این عملیست که خود آقای انصاری آنرا در چندین جا کرده اند.با خواندن این تقاضای من به فکر قیاس با اعمال خودش افتاده و گمان کرده که دیگران نیز از این نوع رذالت ها میکنند.اما غافل از این اند که این قسم اعمال ناشایست صرف از انسان های مریض مثل خودش ساخته است و بس. متاسفانه باید عرض کنم که تا زمانی که آقای انصاری از لجاجت دست نکشیده اند،این شرایط ادامه خواهد یافت.اما من شخصآ ،در هیچ شرایطی و هرگز به مادر ایشان تعرض نخواهم نمود.ولو اینکه انصاری یک کتاب را از دشنام برای من پر نماید.

      موضوع دوم آنکه شاید خود شما هم متوجه نامه های آقای انصاری شده باشید که مرا و شما را به حیث یک نفر با دو نام مستعار معرفی کرده است.ممکن است اینکار را آگاهانه و بصورت قصدی به این هدف که ادعای درست و واقعی مرا با ادعاهای کاذبانه اش تحت تاثیر قرار بدهد ،نموده باشد.و یخن اش را به ذعم خودش از محاکمه که عنقریب برایش دایر میکنم رها نموده باشد و یا ممکن است بنابر عدم دقت و حرکات عجولانه که عادت همیشگی اش میباشد به قضاوت نادرستی رسیده است.در هر دو صورت من از شما تقاضا دارم که اگر وقت داشتید یک نامه به این ارتباط بخاطر رفع سوء تفاهمات همگانی بنگارید.با این طریق در حال حاضر سه نفر ، من ، شما و میر هزار (ممکن بعضی از همکاران دیگر کابل پرس هم اینرا بدانند).صد در صد به غلط بودن ادعای آقای انصاری واقف اند.اما با نامه شما کمک فراوان به رفع سوء تفاهمات دیگران نیز خواهد انجامید به این ترتیب این نفر را که هرگز خجالت نمیکشد،یکبار دیگر خجالت بدهید.از همکاری تان قبل از قبل سپاسگذاری مینمایم.باز هم از دست اندرکاران کابل پرس تقاضا میدارم که افرادی را که با چندین اسم مستعار پیام میگذارند افشا و رو سیاه گرداند.

      کسی که حسابش پاک است از محاسبه باکی ندارد.

    • خدمت محترم آقای سرپلی اسلام وعلیکم :نظر شمارا خواندم خداوند ج درهر حالت طرفدار حق بوده وهست هیچ منکری که تعداد انگشت شماری بیش نیستند .جای را نمیگیرد ودیگر اینکه بیخدایان درحق الله ج ورسول الله ص وامهات مسلمین زدن و میزنند ودرمقابل حرف های زشت شان زشت میشنوند ودر مقابل دلایل شا ن دلیل میشنوند این یک امر واضح است من بحث شما را با آ قای بابک از اول میخواندم در اوایل مودبانه بود بعد از آمدن هزار بز به دو دشنام انجامید وبالاخره کسانیکه با شما همنظر بودند مانند من باشما یکی شمردند . اگربحث دوستانه نباشد آخرش به همین جا میانجامد .بنده یکی از همنظران شما ودر مقابل بیخدایان با شما هستم تمام پیام های شما معقول بوده وهمه حرفهای شما مورد تائید است .دوستم انشاالله دیگر برادران مسلیمت یکه یکه وارد این جرو بحث میشوند مطمئن باشید. خدمت آقای شادولا سلام :محترم من آنکه شما گفتید نیستم شاید ایشان را بزرگانما بشناسند من از کابل نیستم . اینقدر بگوئید که من خلیل الله انصاری ویا سرپلی نیستم .تا غلط فهمی آقای بابک دور شود .ونيز بگوئید که رسا نام

      فامیلی یک خانوادهی هم میباشد با احترام >>رسا<<

    • من ( یمدری ) هستم و میگویم :
      همیشه کسانیکه لباس تزویرو ریای اسلامی را برتن می کند بگفته حافظ :

      واعظان آن روضه بر محراب و منبر می کنند

      چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند.

      چرا شما از شنیدن واقعیت ها میترسید . مگر شما این طالبن را نمی بینید ؟ مگر فراموش کردید که 30 سال در افغانستان جنگ دوام پیدا کرد و تمام این مجاهدین که سنگ اسلام ناب محمدی را برسینه می کوبند و از جیب آمریکای کفر آنقدر خوردند که تا گلو و هنوز هم دست از سر مردم ما بر نمیدارند و هنوز هم با و قاتلوهم لاتکونو فته هم یمهنان ما را می کشند. شاید تو هم یکی از آن قاتلین هستی که حالا با جملات مظلومانه میخواهی آدم کشی ها غارت ها تجاوز به زنان تجاوز به اطفال بی گناه و همه و همه را ماست مالی کنی .

      خوب وقتی دولت خلق و پرچم سرنگون شد به کمک تازیان سوسمار خور عرب انگلیس و آمریکا و اروپا این گروه گک ها چرا کابل را میدان سگ جنگی جور کردند و 60000 انسان بیگناه کابل را به قتل رسانیدند و خانه ها و شهر شان را ویران و تمام هستی و دارایی شان را در ولایات بردندو این کرده جهل در کدام دین و آئین سراغ کرده میتوانی. حیوانات جنگل اینکار را نمی کنند.

      شما ها با توطئه تازی های سوسمارخور کشور مارا به قهقرا و فلاکت برده اید حتا شما ها حاضر هستید بنام تازی ها از ناموس تان هم بگزرید مانند همین ملا عمر که بخاطر به قدرت رسیدن دختر کوچکش را زیر پای اسامه بن لادن سومار خور تازی انداخت تا سید بچه به دنیا بیآورد.

      شما ها لیلقت زندگی را ندارید چرا که زندگی را برای تمام افغانها تار ساخته اید . اعراب خود سر غندی خیر نشسته و شما ها را استعمال می کند اگر آمریکا و روس خارجی است عرب ها برای افغانها از بدترین یشریت جهل روی زمین است که مانند سرطان مردم ما را در جهل و نادانی تاریخ مواجه ساخته که تما این کشتار ها عامل آن همین محمد تازی و علی سگ کش است . این را مردم افغانستان شوخی نمیدانند یکروز شما ها هم دراین کشور حقی ندارید و بروید به سرزمین پدری تان همان بیابان های عربستان و شتر بچرانید و زنهای تان را هم در خدمت شیخ ها قرار دهید تا سید بچه لنگی سیاه زیاد شود و طالبان را شاد بسازند.

      شما آنقدر در جهل غرق هستید که آفتاب را انکار می کند تو حقی نداری که به زرتشت تو حین کنی .اگر تو افغان آریائی هستی نژادت به زرتشت می رسدو اگر مخاوط عرب و ترک و غیره تو به همان سوسمارخوران می رسی . خلاصه امروز اگر من میخواهم فریاد بزنم برای اینست که دین آمده مانند نره خر به مملکتم اطرق کرده که اجازه نفس کشیده را برای کسی نمی دهد . مگر همین سرنوشت کامبخش را نمی بینی .
      غوث زلمی را نمی بینی و یک مسلمان درست من در تمام عمرم ندیده ام . من با یهودان زندگی کرده ام با مسیحیان زندگی کرده ام با اهل هنود زندگی کرده ام اما این را دریافتم که باید با شما حرف واقیت را زد .

      چون شما معتقد به شعار خود هستید : یعنی هم نری هم غری هم جنگ خیبری.

      تا جائی که من تاریخ اسلام را خواندم تما گفته هایش بر عکس است . مثلا همین ابولهب از جمله سرمایداران عرب و کاکای محمد است چون برای مقاصد شیطانی محمد کمک نکرد فورا " سلمان فارسی برایش آیه تبت یدا ابی لهب را صادر کرد. و لی خدیجه که دوبار هم تلاق شده بود تما پول هایش را به محمد داد تا آخر عمر مثل نوکر زیر دستش کار کرد و چرق هم نمی کرد.

      این هم شده سنت عرب ، جوانان عرب تازی به یونان می روند و با زن های 60 ساله ازدواج می کنند صرف برای اینکه صاحب پولهایشان شوند. و این را سنت محمد تمام کارهایش جز منافع خود ش تا وقتی نوکر خدیجه بود به یک زن طرف دیگر چپ نگاه نمی توانست و وقتی خدیجه مرد و 22 زن دیگر گرفت از 7 ساله شروع تا 60 ساله که فردای عروسی مرد.
      جناب خواب هستی بیدار شو بروخودت بخوان .

      ناخوانده سرمنبر بالا میشی تو که تاریخ میگویی تاریخ را اگر میدانسید 40 کشور برای شکم سیر کردن شما نمی آمدند.
      خلاصه اگر وجدان داشته باشی و خون تازی در رگ هایت نباشد فکر می کنی و تلاش برای جیب عرب سوسمار خور نمی کنی . چرا تو بی هیچ هم بنده الله چوچه هستی و محمد و بقیه شیخ ها هم . پس تو چه پستی نبست به عرب داری که همیشه در فلاکت باشی و تازی بخورد و بچرد.
      پس اگر تو بگویی که اسلام گوسفندی است که خوب میچرد و خوب میخورد و خوب بهبه می کند. من به این رفتار هایش نمی بینم من دنبه اش را می بینم که چقدر دنبه دارد.
      تکنالوژی از کفار ورزش از کفار ممالک پیشرفته از کفار حقوق بشر از کفار تاریخ از کفار جنگ سگ های جهادی و طالب را کفار بیآید فیصله کنند. مریضی و فقر و فلاکت شما را کفار بیآید درمان کنند. پس این عرب تازی چه سر ما را درمان می کنند در حالیکه کشور های عربی شب روز به لیسیدن فلان انگلس و آمریکا مشعول است .

      تو برای من بگویی که در پشت دیوار فلا است و بساط است و حور است نمیدام کیسه های طلا است .من حرف تو را وقتی باور می کنم که بروم و پشت دیوار را نگاه می کنم .
      تو نمیدانی وقتی یک نفر 25 سال میرود در غار کوه پنهان میشود برای هیچ میرود برای اینکه در پشت پرده هر چیز را میتوان انجام داد. ولی غربیان باور نکردند. اما زور شمشیر برتو قبولاند که باورکنی . 60 ملیون سال دیگر دنیا همین طور وجود دارد هیچ بلایی هم نمی زند. بعد آنرا هم میدانند که سرنوشت دنیا چه میشود هر چه شود مگر زندگی همنقدر است تو از آن استفاده نمی کنی و عرب سوسمار خور میخورد و عیاشی می کند و سر ترا هم کلاه می گزارند.

      این هم تمدن مکرونی خوردن تازی به جای سوسمار در رستوران :

      http://www.youtube.com/watch?v=2kDA9amOfrk

      ازین ملاهای اسلامی چه فلوته بازی که بر نمی خیزد:

      http://www.youtube.com/watch?v=twN2o-sCRSo&feature=related

      نمیدانم خدا این جانوران را برای چه به دنیا آورده است ؟

    • او بچه یمدری بخیالم که شو شوله خوردی وشکم سوخته که ایقه جرت وفرت میکنی. برو بچیم از طرف مه بریت اجازه است که اتش ره مانده حتی شوله داغ ره هم عبادت کو. هرچیز که داغ است وسوزنده است عبادت کو (حتی مرچ سرخ). کی گفتیت که نی! برو مه برایت امر میدهم که روز یک گیلن تیل خاک ره بریت احواله بتن بخاطر که تا که چوب وتیل نباشه خدای تو ظهور نمیکنه! برو جان کاکایش عبادت کو اما فکرت باشه که خوده نسوزانی ویکبار به وجد امده نزدیک اتش نشی که تنبانت نسوزه جان برادر! بخاطر که اتش سرکش است وسوزنده وویرانگر. موووووووووه (بوسه انترنتی) افرین. باز ده زمستان مره هم خبر کو که همرایت به دور اتش نشسته یگان سگرتی بزنیم

    • آتش هرچه باشد بتو همان کمک را کرده که اگر نباشد تو مجبور هستی حتا گوشت را هم خام بخوری. درزمستان بلرزی و یخ بزنی ، خلاصه همین آفتاب هم اگر نباشد دنیا از بین میرود . چون آتش اولین بار توسط اجداد ما کشف شده است و به جهان معرفی شده بنا ما زرتشتیان به آن افتخار می کنیم . سلمان فارسی مادرش از زرتشتیان اصفهان است و این حرامزاده تعریفات آتش را برای محمد کرد و محمد هم گفت از ین پس آیه ها را کمی آتشین بساز و بگو هر کسی که مانند هنجرود قدر و منزلت هستی های سرزمینش را نداند و مانند مجاهدان و طالبان که جنایات زیادی را مرتکب شوند باید در روز آخرت ( که وجود خارجی ندارد صرف یک نظر جهل است ) در همین آتش زرتشتیان سوزانده شود.
      ما هیچ وقت به محمد این اجازه را نداده ایم که آتش ما را در راه سوزاندان انسانها بکار برد. زرتشت باور بر این بود که آتش یارو مددگار انسان است و سمبول پاکی می باشد .و باید به او احترام گذاشته شودو این یک واقعیت است وعده سرخرمن نیست . امروز اگر آتش نباشد جهانی وجود ندارد .
      تمام هستی بنایش بر آتش است ولی این را که تو نمیدانی مشکل شخصی خودت است .
      برو یک چند روز در سرزمین عربستان زندگی کو تا مزه اسلام و عرب سوسمارخور را بدانی ؟ نمیدانم اینهمه مسلمان کشور های اسلامی عرب را گذاشته چطور عاشق یورو و دالر کافرین هستند میخورند و شب و روز دعای تازیان را می گویند و در روز آخرت هم در همین آتش زرتشتیان سوزانده می شوند.

      و اگر زرتشت این اجازه را به اسلام ندهد . باید همه را از ماشین گوشت تیر کند تا قیمه شوندو یا مانند حیوانات که در حج زیر خاک می شوند برای نفت دنیای دیگر استفاده کنندو باز هم همین نفت سوزنده است که تازیان سوسمار خور به او علاقه دارند و گرنه هنجرود را هم می خوردند.

      http://video.google.com/videoplay?docid=3150742395661185913#docid=1953213290065886857

    • دوستان گرامی : قضایای افغانستانرا باید از 3 جهت دید که در افغانستان چه میگذرد 1 شیوع بیخدایان وتیلیغات سوآنها تاخت و تاز به سر اسلام وخصوصآ توهین وناسزا گوئی به حضرت اقدس الهی وتمسخرو اسهزاو حتک حرمت به ناجی بشریت وبه افکار شوم شان که نعوذ بالله بامنکر شدن از خدا ج وکفر گوئی و تمسخر به اهل بیت نبی اکرم ص وزیر نام دیموکراسی وآزادی بالجاجت تمام به فعالیت های مشغول هستند چه در سایت های انترنیتی چه در داخل وخارج کشور اذهان این ملت مظلوم را به نفع مخالیفین اسلام سیر میدهند وازیک مرکز آبیاری میشوند .تحقیر نمودند مسلیمین را با پیشکش نمودن چون ابولهب ها وابوجهل ها به این ملت دلسوزی دارند . این ها هیچ دلسوزی ندارند بس میخواهند مرام شوم دولهای غربی واروپای را بر بالای ای ملت مظلوم ما بقبولانند .اسلام وقرآن هچگاهی تعلیم زنانرا منع نکرده هیچگاهی حقوق زنرا پامال نساخته بلکه ظهور اسلام باعث نجات قشر مظلوم جامعه شده .اینکه یکعده اراجیف مضر دربین مسلمانها ازطرف دول غیر اسلامی گماشته شده ودست به هنگامه های مضرانه میزنند باز هم میگویم دنبال اهداف باداران خویش هستند انعده از دین برگشته گان در ابتدا تعهد میکنند که ما از دین برگسته ایم وتعهد همکاری را با ملهدین میگذارند .امروز درین ویب سایت شاهد همکاری آنعده تعهد سپردگان هستیم.
      2 وجود طالبان که آنها طالب راه حق نیستند چون ظالب راه خدا ج وپیرو مکتب محمدی هچگاهی عملی مثل آنها انجام نمیدهد .اینها نیز از کشتار وانفجار وممانعت از تحصیل خصوصآ زنان . بایک هیاهوی وحشت زا تحت شعار اسلام خیانت به اسلام میکنند ودسته قاشق بی خدایان تعهد سپرده هستند طالبان تحت شعار اسلام وحشت میافگنند تا راه برای مبلیغین بی خداها وکفرگویان باز شود .وحشت ودهشت و قتل وغارت چه فرقی با بی خدا ها وکفر گویان دارد . در ریشه هردو (بی خدا ها و طالبان ) از یک صبوح آب میخورند هردو ترسی از خداج ندارند هردو سرسپردگان مکتب الحادی وکفری میباشند . مثال زنده وتازه اش که هلیکوبتر های خارجی طالبان را از جنوب کشور به شمال کشور منتقل میسازد این نمایانگر پیوند بین بی خدایان وطالبان میباشد.
      3 حضور نیرو های مسلح دولهای ضداسلامی که با بمباردمان کورکورانه دست به قتل این ملت بیچاره ما .زده اند ازهمین ویب سایت تصاویری پخش شد که محافضین سفارت امریکا برهنه مصروف عیاشی بودن ودر آنطرف زخمی های مسلیمن .
      پس باید از این 3 جهت مثلث اینطور استنباط کرد که بیخداها ومنکرین حق + طالبان = فوج های ناتو وامریکا .که این مثلت یک زمان برای نابودی مسلیمین بر آمدن ومیخواهند اهداف شوم شانرا بالای ملت مظلوم من وتو برادر مسلمان پیاده بکنند.
      اما اینرا بدانید دوستان گرامی: ما همه یک ملت مسلمان وبا اعتقادات محکم اسلامی که داریم این مثلث ملحدین را مانند قشون سرخ شوروی سابق به گورستان ابدی تاریخ انشاالله میفریستیم وخداوند ج همراه ماست .
      باعرض احترام به همه ملت رنجورم .>>رسا<<

    • یمدری: نگفتی که از انواع اتش کدامش زیادتر مقدس است که ما به ان رجوع کنیم؟ اتش که از چوب تولید میشود ویا اتش تیلی. راستی اتشی که از سرگین حیوانات تولید میشود درجه تقدسیت ان چقدر است؟ ان اتشی که چندی قبل یونان وهسپانیا وکالفرنیا را سوختاند هم مقدس بود؟ شاید اتش مقدس امده بود که مردم را برکت ببخشد ولی این اطفایه چیان نا جوان انرا خاموش کردند. راستی در مذهب شما به کارمندان اطفاییه که کارش شان اتش کشی است چی جزای پیش بینی شده ویا اینکه در زمان زردشت مقدس انوقت ریاست اطفاییه ایجاد نشده بود. من خودم خالق اتش هستم بنا ضرورت ندارد که به وی سجده کنم. همیالی یک لایتر در جیبم است واتش را ایجاد کردم ولی با یک پف اتش خاموش شد. وی خدایا. ایا من ان چیزی را که حالا ایجاد کردم وبعدا با یک پف ضعیفم مرد را پرستش کنم؟ مسله اینکه جهنم از اتش ساخته شده تنها در اسلام نه بلکه در تمام ادیان اسمانی (نه من دراوردی مانند شما) ذکر شده. حضرت عیسی روح الله وحضرت موسی همیشه پیروان خود را از اتش جهنم اخطار میدادند. در انجیل امده است که هرکس برادر خودرا احمق خطاب کند مستحق اتش جهنم است! اتش یک وسیله است نه یک الهه قابل عبادت.

      تو احمق که خودرا زردشتی خطاب میکنی و نوشته هایت سراپا توهین به اسلام ومسلمانها است از سه اصل اساسی خود زردشت که عبارت از گفتار نیک، پندار نیک وکردار نیک است واضحا سرکشی کرده یی! گفتارت سراپا توهین امیز است واگر زردشت زنده میبود درهمان اتش مقدست از یک لنگ اویزانت میکرد تا بعداز کباب شدن خوراک سگ های عار کردی. پندارت هم مانند ذاتت کثیف است زیرا تو افکار توهین امیز ودروغین در برابر پیامبران الهی داری وکردار شنیع ات هم از گفتار وپندارت معلوم است. بنا تو یک مرتدی هستی که به هیچ دین وایین وفادار نیستی واصول اساسی این دین به تاریخ سپرده شده را هم به ریشخند گرفته یی. واقعا که مستحق اتش دوزخ هستی والهی که با اتش دوزخ یکجا باشی

    • یخشیش میخایوم که مشغول توی بیادریم بودوم و میمان ها بسیار استن فرصتی نویشته کدنه نداروم هفتی آینده اگه زندگی بود خدمتیتان مییایوم .

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.