کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > انديشه > انحطاط روشنفکری

انحطاط روشنفکری

نويسنده: بهروز جهانیار

سه شنبه 3 ژوئيه 2007

دراین مقاله دو مبحث را به نقد و اندیشه می گیریم،ابتدامقوله روشنفکر و روشنفکری، دوم انحطاط جریان روشنفکری و گفتمان روشنفکری.

مقوله روشنفکر یک پدیده مدرن است که در جریان شش قرن عمر مدرنیته،همرا با اندیشه انتقادی و عقل ابزاری ،درپروسه روشنگری و توسعه ی اجتماعی در جامعه به عنوان یک بستر فکری پرسشگرو نقاد بوجود آمده است.

که می توان ازاین لحاظ، ویژه گی های روشنفکری را پرسشگری،نقادی،پیشتازبودن و عقل محوری را برشمرد.پرسشگری یکی از ویژه گی های عمده روشنفکری می باشد که از بد و پیدایش جنبش روشنفکری در مغرب زمین بوده است که بصورت عین آن در قرون شانزده و هفده میلادی به عنوان یک جریان فکری،پرسشگرو نقاد می توان دید.

که تمام آموزه ها،هنجارهای اجتماعی،اسطوره ها افسانه ها را به محک نقد و پرسش می کشید.

به رغم آنکه پرسشگری اولین مفهوم در تعریف روشنفکری است و این پرسشگری می باشد که وجدان اجتماع را بیدار می کند، پرسشگری انتقاد جوی از روند سازنده گی می باشد که با طرح پرسش های عمیق و هستی شناسانه روی می دهد.

دوم نقادی:ویژه گی نقادی ازدیگر عنصر است که در تکوین مفهوم روشنفکری می باشد نقادی، رویکرد و تفاوت نگرش اندیشگرایانه می باشد که اجتماع و هنجارهای آنرا به محک نقد و پرسش قرارمی دهد.نقادی ازجمله عنصر سازنده در مفهوم روشنفکری است که شالوده ها،حقیقت های مطلق و هنجارهای اسطوره ی جامعه را فرافگنی می کند و تمام آنها را به چالش فرامی خواند و شفافیت می دهد و در پی حقیقت می باشد و حقیقت را نمی ستاید،بل در پی آنند که معنای حقیقت را در عرصه عمل جستجوکند و تحقق بخشد.

سوم پیشتاز:پیشتازی و نواندیشی ویژه گی دیگر روشنفکر می باشد که د رقلمرو تفکر و اجتماع پیشتاز و دگر اندیش می باشد،دگر اندیشی بدین مفهوم که علایق و دلبستگی به گذشته و یامیراث وسنت ها ندارد، رویکرد آن شامل امیدها و آرمان ها برای تحولات در آینده است و پیشتاز تجدد و نو آوری می باشد.

ویژه گی چهارم عقل محوری می باشد بدین مفهوم روشنفکر در جامعه عقل محور قرار دارد، جامعه که در آن دانش و شناخت تنها دینی و الهیاتی نیست بلکه عقلانی و عقل گرا است.اما توجه باید کرد که تمام ویژه گی های که در بالا تذکریافت منبعث از اندیشه ها نگاه اندیشمندان مانند کانت،والتر،روسو،میشل فوکو،آدرنو، هورکهایمر و دیگران می باشد.

بنابرین ویژه گی های روشنفکر با تمام آنچه که در فوق تذکاریافت، می توان این نکته های دیگر را نیز مهم انگاشت. نقد یا کریتیک مفهوم آنرا ندارد که همه چیز را به پرسش فرا خواند، بل نقد مفهوم سنجش را دارد و معنی تفکیک کردن را دارد، پیشرو و پیشاهنگ و پروژه ساز فرایند نقد عقل سیاسی می باشد، قابلیت ایجاد تنوع و کثرت باورهای متفاوت و هویت ها می باشد، نقد مفاهیم و نهاد ها را می کند و حدود معرفت شناختی عقل سیاسی را تعین می کند و مبنا های فکری را در اجتماع استوار و بنیان می نهد، تمرین گفت و گو و گفتمان فکری را برای کنش دموکراتیک و مساعد ساختن حقوق اساسی فردی ( individuality) و آزادی های اساسی و حقوق شهروندی را در اجتماع بنیاد گذاری می کند و پایه های دموکراسی و حقوق بشر را استحکام می دهد.

بدین لحاظ روشنفکر در جامعه وظیفه خطیری دارد، و می بایست که روشنفکر واقف به آینده باشد این بدان مفهوم نیست که گذشته را فراموش کند،بلکه گذشته و تاریخ مقدمه ی برای زنده گی در آینده باشد و منحیث تجربه در آموزه های متنوع دینی،علمی و فرهنگی آن باشد به قول ریچارد رورتی فیلسوف امریکای "تاریخ برای آدمیان یک تجربه است که باید هر فرد نسبت به آن معرفت داشته باشد و گذشته را به عنوان یک حقیقت و واقعیت تجربه ای و آموزشی بداند کسانیکه از تاریخ و گذشته انکار می کنند بالای آنان تاریخ تکرار خواهد شد" روشنفکر که در پیامد های تاریخی و حال و آینده،حساس و آگاه نباشد و تفکیک بین امور امروزی و فردا را نکند،خلأ گذشته و حال ر اپر نتواند،قطعاً نقش اصلاحی،شفافیت و قدرت سنجش و تفکیک را در خود ذایل ساخته است.

مبحث دوم انحطاط روشنفکری:

مادر طول تاریخ افغانستان کمتر جریان روشنفکری منسجم و تأثیر گذار در هنجار های اجتماعی و فرهنگی را داشته ایم، بمیان آمدن جنبش های روشنفکری متأسفانه در این کشور از درون اجتماع برنخواسته بلکه ازبیرون واردگردیده است و تعریف ها ی ک از مقوله روشنفکر وجود داشته بیشتر از مغرب زمین گرفته شده است،نگرشها و رویکرد های روشنفکرانه در متابعت از تئوری های غربی بوده است.

در اروپا و غرب دوران مدرنیته و جریان های معدد فکری و روشنفکری که بوده است در افغانستان نیز پروژه روشنفکر به تأسی از آن تعریف بوجود آمده است این یگانه زوال پروژه روشنفکری در این کشور می باشد در غرب روشنفکر بنابر جریان ها فکری و فضای اجتماعی،سیاسی،اقصادی و فرهنگی آن تعریف واساس یافته است و مطابق به مقتضای آن جغرافیان و توسعه یافتگی جامعه در عرصات علمی،تکنولوژی،فرهنگی و بحران های که وجود داشته است مفهوم گرفته است،بنابرین رویکرد نمی توان روشنفکر و روند گفتمان روشنفکری را در افغانستان بمیان آورد،اگر بنابه دید و نگاه آدرنو،میشل فوکوو ژان پل سارتر روشنفکررا تعریف نمایم پروژه روشنفکری را متزلزل و به انحطاط مواجه ساخته ایم.

زیرا پروژه روشنفکری در جوامع نظربه مطالبات و هنجارها و الگو های اجتماعی،دینی و فرهنگی آنان بو جود می آید.این اشتباه خواهد بود بنا به رویکرد و نگاه بیرون از جامعه،مقوله روشنفکررا،تعریف کنیم.اما این نکته را باید مهم دانست که تمام آن جریان های فکری وتوسعه انسانی و اجتماعی که در غرب صورت گرفته و رشد نموده است،برای ما یک تجربه ی از این جریان ها است، نه اینکه تمام پرادیم فکری و تفسیری آنرا در جامعه تطبیق نمایم.

بد بختانه ما کمتر شاهد جنبش ها و جریان های فکری خود جوش و خو انگیخته در افغانستان می باشیم که هنوز نتوانسته به عنوان جریان فکری منجسم و تأثیر گذار در جامعه باشد ازین جهت آسیب های شدید بر روند پروژه روشنفکری وارد آمده است که عبارت از تقلید و نداشتن یک منفذ فکری می باشد.این خطر است که همیشه جامعه را تهدید می کند.دلیل دیگر که انحطاط روشنفکری را تقویت بخشیده است اینکه بمیان آمدن جنبش های روشنفکری دهه دموکراسی می باشد که متأثر از چریان های ایدیولوژی وتفکرتک پنداربود ه است و شکست این جنبش ها در بی باوری و بری داشتن خود از اعتقادات مردم بوده است. که می توان گفت هنوذ هم روشنفکران ما در دام ایدیولوژی،خودکامگی،سیاست زده گی وعوام زده گی گرفتار اند و نتوانسته اند گفتمان فکری و دگراندیشی را بوجود بیاورند.

ایدیولوژی زده گی روشنفکران بنابر نیافتن جهت افق ساز برای گفتمان روشنفکری بوده است ایدیولوژی زده گی بدین مفهوم که از یک نگاه به زنده گی می نگرد و تلقی و برداشت شان از حقیقت یک سویه می باشد، حقیقت را یکه و تک می بیند از این جهت دشمن ساز و دشمن کوب می با شد مدارا ،تفاوت، کثرت رفتارها و سر مشق ها را نفی می کند و از جابجای مفاهیم و اصلاحات هراس دارد.

دوم: روشنفکر سیاست زده بیشتر متأثر از جریان های سیاسی در حکومت می باشد و همیشه دولت و کارکردها ی آنرا به نقد و پرسش قرار می دهد سیاست زده گی روشنفکران از دیگر آسیب ها ی است که پروژه روشنفکری را ضربه می رساند. بنابرین مخاطب روشنفکران نباید تنها دولت باشد،بل مردم و فرهنگ جامعه نیز باید مورد نظر باشد اگر بنابر ایدیولوژی و دید عوام جهت اختیار نماید آنچه مردم عوام خوش می شود بنابر ایدبولوژی آنها عمل کنند،و دولت را مورد نقدو پرسش قرار دهد و در میان مردم محبوبیت پیدا نماید و مردم آنها را تعریف و تقدیر نماید بازاین رویکرد عوام زد ه گی را می رساند.در تعریف امروزی روشنفکر را به دو جهت تعریف می کند روشنفکر سیاسی،روشنفکر فرهنگی، روشنفکری سیاسی بیشتر دستگاه حکومت را مورد نقد قرارمی دهد،اشتباهات و خطرهای که جامعه را تهدید می کند دولت را متوجه می سازد.

اما روشنفکرفرهنگی نه تنها دستگاه حکومت را نقد می کند بلکه کنش مردم و فرهنگ و اجتماع را نیز نشانه می گیرد هنجارهای اجتماعی ،سازه های فرهنگی و اجتماع را مورد نقد و پرسش قرار می دهد و عمل آن بیشتر اصلاح طلبانه می باشد وافق می آفریند و روند جامعه مدنی و دستآورد های فرهنگی و کارکرد های مردم را به اندیشه و نقد می گیرد که همان سنجش و تفکیک درست ازمسایل می باشد.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






72 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > انديشه > انحطاط روشنفکری

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • نويسنده محترم
    بسيار خوب شما در نوشته هاي خود از بسيار لغت هاي خوب استفاده كرده ايد من بسيار خوش شدم كه تا به حال ما در وطن خود يعني افغانستان اينطور نويسنده گان جوان و با استعداد داريم من بسيار خوش شدم
    موفق باشيد

    • خودت مقاله نوشته میکنی باز پس خودت تعریف مقاله خوده میکنی!!

      مفهوم واقعی روشنفکر را شاملوی بزرگ به درستی و به صورت واضع بیان داشته کی به تمامی تعاریف دیگر از این واژه خط بطلان میکشد:

      «كلمه‌ روشنفكر را به‌ عنوان‌ معادل‌ انتلكتوئل‌ به‌ كار مي‌برند و من‌ آن‌ را نمي‌پذيرم‌ به‌ چند دليل‌، و يكي‌ از آن‌ دلايل‌ اين‌ كه‌ معادل‌ فرنگي‌ روشنفكر (يعني‌ كلمه‌ انتلكتوئل‌) آن‌ بار "سياسي‌ و معترض‌" را كه‌ كلمه‌ روشنفكر در كشورهاي‌ استعمارزده‌ و گرفتار اختناق‌ به‌ خود گرفته‌ است‌ ندارد.

      در ايران‌ وقتي‌ ميگوييم‌ روشنفكر، يعني‌ كسي‌ كه‌ معترض‌ است‌، با جزئي‌ يا بخشي‌ يا با كل‌ نظام‌ ناسازگار است‌ و مخالفينش‌ در نهايت‌ امر "اجتماعي‌ و سياسي‌" است‌. اما كلمه‌ انتلكتوئل‌ در غرب‌ چنين‌ باري‌ را ندارد.

      من‌ معتقدم‌ روشنفكر كسي‌ است‌ كه‌ اشتباهات‌ يا كج‌رويهاي‌ نظامات‌ حاكم‌ را به‌ سود توده‌هاي‌ مردم‌ كه‌ طبعاً خود نيز فرزند آن‌ است‌ افشا مي‌كند. بنابر اين‌ فعاليت‌ او به‌ تمامي‌ در راه‌ بهروزي‌ انسان‌ و توده‌هاي‌ مردم‌ است‌.»

      با توجه به این تعریف، آنچه نویسنده بالا نوشته همه چتیات و بازی با کلمات است و هیچکدام ارزشی نمیتواند داشته باشد. این آقا اصلا نمیداند که روشنفکران آزادیخواه فقط با محکم گرفتن سیاست به نفع مردم و جامعه پیشگامان جامعه بوده اند و اینرا تاریخ کشورهای زیادی و منجمله افغانستان به اثبات رسانیده است. و بیمورد نیست که نیروهای تاریک اندیش و مرتجع همیشه روشنفکران را خطرناک و دشمن پنداشته کوشیده اند منکوک کنند.

    • فاروق وردک و قانونی: ائتلاف ناکام برای سرنگونی کرزی

      ناصر پويا

      04.07.07

      فاروق وردک که چهار پست کلیدی دولت را در اختیار خود دارد روز سه شنبه نوشته شدن مطلبی را که احتمالاً ضد آقای کرزی بوده است در نشریه جرگه امن منطقوی تأیید نمود و گفت:

      "مقاله که درمجله ی جرگه امن منطقه چاپ شده است از کتابى به نام "جنگ وجهانى شدن" توسط يک ايرانى بنام پويا جعفرى ترجمه شده و در محتواى آن صحبت هایی درمورد رئيس جمهور کشور هم صورت گرفته است، هيچ نوع ربطى با مجله جرگه امن ندارد و نبايد نشر ميشد." اما آقای وردک نگفت این صحبت ها درمورد رئیس جمهور چه بوده است.

      "جنگ و جهانی شدن" کتابی است از یک نویسنده مشهور امریکایی به نام مایکل چوسودوسکی (Michael Chossudovsky) که در سال 2002 در ایالات متحده امریکا از طرف مرکز تحقیقاتی جهانی شدن به چاپ رسیده است. علاوه بر آن آقای چوسودوسکی صدها مقاله نیز دارد که مطلب نوشته شده آقای ننگ باید از یکی از این مقالات یا از کتاب جنگ و جهانی شدن اقتباس شده باشد.

      یک قسمت از نوشته های آقای چوسودوسکی که توسط آصف ننگ و وحید عمر ظاهراً اشتباهاً به چاپ رسیده است چنین است:

      "رسانه ها در حالیکه تلاشهای وطن پرستانه کرزی را برجسته می نمایند از ابراز این مسئله که کرزی با طالبان همکاری کرده است باز می مانند. او[کرزی] همچنین جزء لست معاش بگیران کمپنی بزرگ نفتی امریکایی بوده است. در حقیقت، از اواسط دهه 1990 کرزی به عنوان مشاور و دلال کمپنی امریکایی یونوکال برای مذاکره با طالبان کار کرده بود. روزنامه سعودی الوطن می نویسد: کرزی از اواسط دهه ی 1980 یک مامور مخفی سازمان استخباراتی امریکا CIA بوده است. او در انتقال کمکهای این سازمان به طالبان که در سال 1994 قدرت را گرفتند کمک می کرد. امریکایی ها به طور مخفیانه و بوسیله پاکستانی ها ]عمدتاً سازمان آی اس آی [ طالبان را در بدست آوردن قدرت کمک کرده بودند."

      سوال این است که آیا چنین مطالبی می تواند اشتباها از یک کتاب انتخاب، اخذ و به چاپ برسد یا بخشی از یک توطئه ی کلان علیه رئیس جمهور است؟ آیا رئیس جمهور صرفاً به خاطر چاپ یک چیز جزئی و یا حتی چاپ کاریکاتور خود سخنگوی آقای وردک را به زندان می انداخت یا اینکه مسئله واقعاً بسیار عمده تر از این حرفهاست؟ آیا حتی جاسوسی می تواند دلیل به زندان افکندن آصف ننگ شده باشد؟ آقای کرزی به خوبی می داند که چه کسانی در درون دولتش به کار شریف جاسوسی مصروف هستند. اما این اولین باری است که رئیس جمهور فرمان باز داشت کسی را به اتهام جاسوسی صادر می نماید.

      دو احتمال در این مورد وجود دارد:

      نشریه آقای آصف ننگ اخیراً به صورت منظم علیه برخی از چهره های نزدیک به کرزی می نوشت. و مطمئن بود که این نوشته ها به آقای کرزی نمی رسد. چاپ این مقاله که قطعاً براندازانه است ممکن است عامدانه و در ادامه تلاشهای سیستماتیک قبلی و با این اطمینان که کرزی از آن بی خبر خواهد ماند صورت گرفته باشد. که از بخت بد آقای ننگ کرزی متوجه می شود و او را روانه زندان می نماید.

      این مقاله ممکن است برای چاپ مخفیانه در یک نشریه دیگر ضد کرزی آماده شده باشد. اما اشتباهاً از مسیر خود به سمت نشریه مورد نظر منحرف و در نشریه جرگه امن به چاپ رسیده باشد.

      اما کسانی که با کار نشراتی آشنا هستند خوب می دانند که یک مقاله قبل از چاپ چه مراحلی را طی می نماید و چندین بار از زیر نظر چندین نفر می گذرد. امکان اشتباه در چاپ مقاله غیر ممکن نیست اما بسیار اندک است.

      واقعیت این است که آقای فاروق وردک بر اساس یک ائتلاف پنهان با یونس قانونی طرح بر اندازی آقای کرزی را از مدت ها به این سو برنامه ریزی نموده بود. بر اساس این طرح فاروق وردک و یونس قانونی نمایندگان حزب اسلامی و جمعیت اسلامی قدرت را بین خود تقسیم می نمودند. این طرح در هماهنگی کامل با پاکستان، ایران و روسیه به اجرا در می آمد. و سهم طرفین و همکاران خارجی شان از قدرت از قبل مشخص و معلوم بود. چاپ این مقاله یک قسمت از تلاشهای این تیم برای تضعیف کرزی و مجبور نمودن او برای پذیرش شرایطی بود که سرانجام به تضعیف خود کرزی و در نهایت افزایش قدرت فاروق وردک و یونس قانونی منتهی می شد. انجام این پروژه به همکاری بسیار قوی کشورهای همسایه به اضافه روسیه نیاز داشت. به همین دلیل یونس قانونی از فرصت استفاده نمود و در سفر خود به روسیه در خلال صحبت های خصوصی خود با رئیس شورای امنیت روسیه در یک قایق تفریحی داخل دریای مسکو این مسئله را نیز مطرح نمود و روسها را متقاعد ساخت تا او را در این پروژه کمک نمایند. در این طرح یونس قانونی مسوولیت قانع ساختن روسیه و ایران و فاروق وردک مسوولیت قانع ساختن پاکستان را به عهده گرفته بود. آقای قانونی ماموریت خود را بدون مشکل جدی انجام داد اما مامورین آقای وردک یعنی آصف ننگ و وحید عمر که وظیفه تنظیم مسئله را با جانب پاکستان داشتند نتوانستند وظیفه خود را بدرستی انجام دهند. آنها سندی را که در ازای تحویل دهی گزارشات محرمانه شورای وزیران به جاسوسان پاکستانی از جانب پاکستان بدست آورده بودند در جای نامناسب چاپ نمودند و بدین ترتیب کار خود را برای آینده بسیار دشوار ساختند. رئیس جمهور متوجه یک قسمت از خیانت آنها شد و خود شخصاً امر دستگیری آنها را صادرنمود. نه به خاطر یک مقاله معمولی بلکه به اتهام رابطه با پاکستان و احتمالاً براندازی حکومت آقای کرزی.

      بر اساس طرح مشترک یونس قانونی و فاروق وردک همکاری های جانبین باید در تمام ابعاد شروع می شد. آقای فاروق وردک از طرح استیضاح سپنتا وزیر خارجه و فرد نزدیک و معتمد کرزی حمایت نمود تا بدین وسیله هم متحد جدید خود را راضی نماید و هم اطراف کرزی را کاملاً محاصره نماید و او را در اختیار کامل خود در آورد تا در زمان مناسب بتواند کرزی را به سادگی حذف نماید. در مقابل آقای قانونی از طرح استیضاح وزیر اطلاعات و فرهنگ، کریم خرم، که نامش تا آخرین لحظه جزء لست استیضاح شوندگان بود گذشت و او را از خشم نمایندگان نجات داد. از آن لحظه همکاری های بین طرفین شکل همه جانبه را به خود گرفت. تلویزیون ملی به تبلیغات به نفع یونس قانونی و جبهه ی ملی پرداخت. تمام کنفرانس های مطبوعاتی آقای قانونی کامل و بدون کم و کاست از تلویزیون ملی پخش شد. در حالی که سایر تلویزیون ها فقط قسمت های عمده این کنفرانس های مطبوعاتی را پخش می نمودند. پخش برنامه یک ساعته تلویزیون ملی تحت عنوان "کاظمی در یک روز" یکی از عمده ترین تبلیغات تلویزیونی برای جبهه ی ملی بود. در این برنامه آقای کاظمی از صبح که از خواب بیدار می شود توسط کمره تلویزیون ملی تعقیب می شود و در آخر هم مثل یک رهبر بزرگ ملی به سوالات مردم که از قبل توسط کارمندان آقای خرم ضبط شده بود پاسخ می گوید. چنین برنامه ای هرگز برای کرزی در این سطح تبلیغاتی ساخته نشده است.

      اما اشتباه آقای ننگ ظاهراً کار ائتلاف یونس قانونی و فاروق وردک را بسیار دشوار ساخته است. چرا که رئیس جمهور متوجه خطر شده است و به احتمال قوی در مورد فاروق وردک تصمیم مقتضی را اتخاذ خواهد نمود. قراین نشان می دهد که در طی چند ماه اخیر آقای فاروق وردک شدیداً موقعیت خود را در نزد رئیس جمهور از دست داده است. این اقدام شتاب زده و ناکام آقای وردک نشان دهنده بی صبری وی به اجرای سریع برنامه هایش است. تا بتواند موقعیت از دست رفته را احیاء و چیزهای بیشتری را به آن علاوه نماید.

      اما سوال اساسی این است که این دو سیاستمدار کار کشته که عملاً در دو طرف دولت و اپوزیسیون دارای قدرت قابل توجهی هستند چگونه دست به این اقدام خطرناک زده اند؟ چه عناصری این دو مرد را به هم نزدیک ساخته است؟ و چرا؟

      وجه مشترک عمده فاروق وردک و یونس قانونی این است که هر دو رویای بزرگ رهبری را در سر دارند. هر دو می خواهند به قدرت بلا منازع در کشور تبدیل شوند. ائتلاف این دو نه یک ائتلاف استراتژیک بلکه یک ائتلاف تاکتیکی است. هر کدام از طرفین معتقد است که می تواند دیگری را مورد استفاده قرار دهد و در زمان مناسب وی را از بازی خارج نماید. اما اینکه کدام یک از این دو می تواند برنده ی نهایی این بازی باشد فقط در آینده روشن خواهد شد.

      وجه مشترک دیگر فاروق وردک و یونس قانونی اشتراکات ایدیولوژیک این دو است. هر دو به احزاب اخوانی متعالق هستند و هر دو فکر می کنند که منهای اختلافات جزئی! که در گذشته آنها را از یکدیگر جدا ساخته است مشکل عمده ای با هم ندارند و می توانند حریفان داخلی خود را با کمک یکدیگر از صحنه ی ساست بدر نمایند.

      اما تجربه ثابت ساخته است که در تمام موارد هر شکلی از همکاری و ائتلاف سرانجام به موفقیت آقای وردک منتهی می شود. آقای قانونی در کنفرانس بن یک با ربا آقای کرزی و تیم وی ائتلاف نمود اما نتیجه واقعی ائتلاف صرفاً به نفع آقای کرزی و تیمش تمام شد که فعلاً عملاً قدرت را در دست دارند. بار دیگر آقای قانونی با وردک و اشرف غنی احمد زی ائتلاف نمود و از سیاست های آنها در مورد قانون اساسی حمایت کرد تا بتواند خود را در وزارت معارف که ظاهراً برای وی پولخیز بوده است حفظ نماید. اما علاوه بر اینکه قانون اساسی کشور را دربست دراختیار آنها گذاشت خودش را هم نتوانست در وزارت معارف حفظ نماید. این بار نیز آقای قانونی یک معامله نسیه را نموده است. بر سر استیضاح سپنتا با وردک ائتلاف نمود و آقای خرم را از خطر استیضاح که واقعاً مستحق آن بود نجات داد تا در آینده ورک به او کمک نماید. البته تلویزیون ملی در اختیار قانونی و جبهه ی ملی قرار گرفت که اصولاً امتیاز قابل توجهی به نظر نمی رسد. چرا که آنچه که آقای قانونی به جانب مقابل داده است از نظر استراتژیک صدها بار از دست آوردهای آقای قانونی مهم تر است.

  • دوست گرامی افغان جناب آقای بهروز جهانیار سلام

    از خواندن مقاله بسیار خوب و ارزشمند و پژوهشگرانه شما خوشحال شدم. بسیار مطلب قالب توجه و ارزشمندی را بیان کردید. برای شما آرزوی نیکبختی و بهروزی و برای کشور عزیزتان آرزوی پیشرفت روزافزون دارم.

    با تشکر

  • دوست عزیز: لحن و سبک نوشتاری ات نا مانوس ، واژه های بکار گرفته ات نا مانوس ، جمله بندی هایت غامض ،پیچیده و نا رسا ، پیامت نا مفهوم ، جهت و موضعگیری ات نا معلوم ، نقل قولها یت الهام گرفته از شخصیت ها و جامعه شناسان بیگانه ،...... می خواهی چه چیزی را ثابت کنی؟ اولین و مهمترین کاری که یک روشنفکر مسئول لازم است انجام دهد ، اینست که : جامعه اش را با تمامی اوصافش خوب بشناسد وبر مبنای آن شناخت ، با زبان مخاطبینش حرف بزند تا بتواند جامعه را در مسیر تحول ، تکامل و بالندگی قرار دهد.

    • وضعیت روشنفکری ما با دریغ بگونه ایست که نشخوار لقمه های جویده ی دیگران نیز هنری حساب میشود و نویسنده ی ما بخود زحمت نمیدهد که منا بع تعاریف و اندیشه های مبدا ومرجع را معرفی نماید . افسوس که من با کمپیوتر خود به دشواری میتوانم تاپ نمایم ورنه نشان میدادم که نویسنده مقاله چی گلهای را کاشته است!

    • برادر عزیز هنوز به آن رشد و تکامل فکری نرسیده یی که این مقاله را تحلیل و ارزیابی کنی.
      بوسیله احمدیار

    • جناب مستطاب!
      کاش کمی از رشد فکریی خود به من بیچاره وام بدهید تا بتوانم مقاله بی بدیل شمارا ارزیابی کنم !!!

  • دوست خوب آقای بهروز درست چیزی را بیان داشته اید که بنده نیز به آن باوردارم.
    بدبختانه ما همیشه روشنفکر را بنا به تعریف غربی ها تعریف نموده ایم این وضعیت واقعاً نگران کننده است ما باید از خود چیزی داشته باشیم همه چیز را از دیگران نباید بگیریم ما تاریخ بسیار کهن داریم.
    به نظرمن باید ما مثل که دوست اشاره کرده است روشنفکررا تعریف نمایم یعنی روشنفکر باید از درون جامعه برخواسته و مفهوم گیرد.

    ایرج(پ)

  • سلام به همه خواننده گان کابل پرس!
    من مطلب آقای بهروز را خواندم واقعاً جالب بود و بسیار علمی پیشنهاد من برای سایت کابل پرس این است که بیشتر مطالب علمی را در سایت خود جای دهید خوبتر خواهد بود.من نمی گویم که دیگر مطالب ها نباشد منظورم ازاین گب این است که سعی تان بیشتر به مسایل علمی وتحقیقی باشد و برای خواننده گان طیف دانشجو موثر تمام شود آنچه شما در این سایت کم دارید مطالب علمی و تحقیقاتی است من واقعاً خرسند شدم از اینکه مقاله علمی آقای بهروز را دیدم امید که ایشان همیشه مطالب نغز و زیبای علمی خودرا در این سایت بفرستد.

    فرید(انصاری)

  • کامران میر هزار دستگیر شد!

    کامران میر هزار به احتمال قوی بوسیله ی عمال فاروق وردک دستگیر شده است.

    چرا که اخیراً با دستگیر شدن آصف ننگ فاروق وردک خود را به شدت تحت خطر می بیند. تلاشهای گسترده ای را برای نجات خود از مهلکه آغاز نموده است. از جمله سخنان رحیم الله سمندر ریس نام نهاد فلان انجی او در حمایت از آصف ننگ در نتیجه تلاش بسیار جدی آقای فاروق وردک برای تغییر اوضاع است.

    نجات کامران میر هزار حداقل در لخطه کنونی به معنای دشوار ساختن اوضاع برای فاروق وردک خواهد بود.

    مخالفین کامران میر هزار باید در مخالفت ورزیدن با او در این مقطع بسیار خوددار باشند.

    همه باید برای نجات یک خبرنگار تلاش کنیم.

    • حقش بود ، هرکه پاه از گلیم خودش درازتر کند آخرش همین است . او که زمین و آسمان را بهم می بافت و بی مدرک و دلیل اتهامات سنگین چون جاسوسی را به این و آن وارد میکرد ، بالاخره به جایی رسید که باید جوابگو باشد . البته غصه نخورید او به قسمت اول هدفش که بزرگ شدن و بر سر زبانها افتادن بود رسیده است، قسمت آخر هدفش که گرفتن پناهندگی سیاسی از ممالک غربی باشد بعد از آزادی اش مشخص میشود ،مگر اینکه به جرم فساد فی الارض ویا چیزی مثل جاسوسی اعدامش کنند.

    • دوستان نگران نباشید:کامران میر هزار را برای مدت طولانی نمی توانند در بند نگهدارند زیرا او هرچه داشت ،ظاهر و باطن ، در مرئی و منظر عموم قرار داده بود ، آدمهای رک گو و صریح اللهجه ای چون او چیزی برای مخفی کردن ندارند . تصور میکنم دستگیری او بی ارتباط با قضایای فاروق وردک و آصف ننگ نباشد ، شاید میخواهند راهی برای انحراف افکار عمومی و استخلاص و نجات آندو جستجو نمایند . منتها در وضعیت موجود مهمترین قدم برای حمایت از کامران ، تقویت مورال و روحیه اوست ، لازم است به هر نحو ممکن این پیام به او رسانده شود که : او بدون حامی و پشتیبان نیست ، باید قوی باشد .

  • اخبار ومطالب تازه در مورد بازداشت سردبیر کابل پرس را اینجا بخوانید

    آنلاين بنگريد : لینک سایت

  • فاروق وردک و قانونی: ائتلاف ناکام برای سرنگونی کرزی

    ناصر پويا

    04.07.07

    فاروق وردک که چهار پست کلیدی دولت را در اختیار خود دارد روز سه شنبه نوشته شدن مطلبی را که احتمالاً ضد آقای کرزی بوده است در نشریه جرگه امن منطقوی تأیید نمود و گفت:

    "مقاله که درمجله ی جرگه امن منطقه چاپ شده است از کتابى به نام "جنگ وجهانى شدن" توسط يک ايرانى بنام پويا جعفرى ترجمه شده و در محتواى آن صحبت هایی درمورد رئيس جمهور کشور هم صورت گرفته است، هيچ نوع ربطى با مجله جرگه امن ندارد و نبايد نشر ميشد." اما آقای وردک نگفت این صحبت ها درمورد رئیس جمهور چه بوده است.

    "جنگ و جهانی شدن" کتابی است از یک نویسنده مشهور امریکایی به نام مایکل چوسودوسکی (Michael Chossudovsky) که در سال 2002 در ایالات متحده امریکا از طرف مرکز تحقیقاتی جهانی شدن به چاپ رسیده است. علاوه بر آن آقای چوسودوسکی صدها مقاله نیز دارد که مطلب نوشته شده آقای ننگ باید از یکی از این مقالات یا از کتاب جنگ و جهانی شدن اقتباس شده باشد.

    یک قسمت از نوشته های آقای چوسودوسکی که توسط آصف ننگ و وحید عمر ظاهراً اشتباهاً به چاپ رسیده است چنین است:

    "رسانه ها در حالیکه تلاشهای وطن پرستانه کرزی را برجسته می نمایند از ابراز این مسئله که کرزی با طالبان همکاری کرده است باز می مانند. او[کرزی] همچنین جزء لست معاش بگیران کمپنی بزرگ نفتی امریکایی بوده است. در حقیقت، از اواسط دهه 1990 کرزی به عنوان مشاور و دلال کمپنی امریکایی یونوکال برای مذاکره با طالبان کار کرده بود. روزنامه سعودی الوطن می نویسد: کرزی از اواسط دهه ی 1980 یک مامور مخفی سازمان استخباراتی امریکا CIA بوده است. او در انتقال کمکهای این سازمان به طالبان که در سال 1994 قدرت را گرفتند کمک می کرد. امریکایی ها به طور مخفیانه و بوسیله پاکستانی ها ]عمدتاً سازمان آی اس آی [ طالبان را در بدست آوردن قدرت کمک کرده بودند."

    سوال این است که آیا چنین مطالبی می تواند اشتباها از یک کتاب انتخاب، اخذ و به چاپ برسد یا بخشی از یک توطئه ی کلان علیه رئیس جمهور است؟ آیا رئیس جمهور صرفاً به خاطر چاپ یک چیز جزئی و یا حتی چاپ کاریکاتور خود سخنگوی آقای وردک را به زندان می انداخت یا اینکه مسئله واقعاً بسیار عمده تر از این حرفهاست؟ آیا حتی جاسوسی می تواند دلیل به زندان افکندن آصف ننگ شده باشد؟ آقای کرزی به خوبی می داند که چه کسانی در درون دولتش به کار شریف جاسوسی مصروف هستند. اما این اولین باری است که رئیس جمهور فرمان باز داشت کسی را به اتهام جاسوسی صادر می نماید.

    دو احتمال در این مورد وجود دارد:

    نشریه آقای آصف ننگ اخیراً به صورت منظم علیه برخی از چهره های نزدیک به کرزی می نوشت. و مطمئن بود که این نوشته ها به آقای کرزی نمی رسد. چاپ این مقاله که قطعاً براندازانه است ممکن است عامدانه و در ادامه تلاشهای سیستماتیک قبلی و با این اطمینان که کرزی از آن بی خبر خواهد ماند صورت گرفته باشد. که از بخت بد آقای ننگ کرزی متوجه می شود و او را روانه زندان می نماید.

    این مقاله ممکن است برای چاپ مخفیانه در یک نشریه دیگر ضد کرزی آماده شده باشد. اما اشتباهاً از مسیر خود به سمت نشریه مورد نظر منحرف و در نشریه جرگه امن به چاپ رسیده باشد.

    اما کسانی که با کار نشراتی آشنا هستند خوب می دانند که یک مقاله قبل از چاپ چه مراحلی را طی می نماید و چندین بار از زیر نظر چندین نفر می گذرد. امکان اشتباه در چاپ مقاله غیر ممکن نیست اما بسیار اندک است.

    واقعیت این است که آقای فاروق وردک بر اساس یک ائتلاف پنهان با یونس قانونی طرح بر اندازی آقای کرزی را از مدت ها به این سو برنامه ریزی نموده بود. بر اساس این طرح فاروق وردک و یونس قانونی نمایندگان حزب اسلامی و جمعیت اسلامی قدرت را بین خود تقسیم می نمودند. این طرح در هماهنگی کامل با پاکستان، ایران و روسیه به اجرا در می آمد. و سهم طرفین و همکاران خارجی شان از قدرت از قبل مشخص و معلوم بود. چاپ این مقاله یک قسمت از تلاشهای این تیم برای تضعیف کرزی و مجبور نمودن او برای پذیرش شرایطی بود که سرانجام به تضعیف خود کرزی و در نهایت افزایش قدرت فاروق وردک و یونس قانونی منتهی می شد. انجام این پروژه به همکاری بسیار قوی کشورهای همسایه به اضافه روسیه نیاز داشت. به همین دلیل یونس قانونی از فرصت استفاده نمود و در سفر خود به روسیه در خلال صحبت های خصوصی خود با رئیس شورای امنیت روسیه در یک قایق تفریحی داخل دریای مسکو این مسئله را نیز مطرح نمود و روسها را متقاعد ساخت تا او را در این پروژه کمک نمایند. در این طرح یونس قانونی مسوولیت قانع ساختن روسیه و ایران و فاروق وردک مسوولیت قانع ساختن پاکستان را به عهده گرفته بود. آقای قانونی ماموریت خود را بدون مشکل جدی انجام داد اما مامورین آقای وردک یعنی آصف ننگ و وحید عمر که وظیفه تنظیم مسئله را با جانب پاکستان داشتند نتوانستند وظیفه خود را بدرستی انجام دهند. آنها سندی را که در ازای تحویل دهی گزارشات محرمانه شورای وزیران به جاسوسان پاکستانی از جانب پاکستان بدست آورده بودند در جای نامناسب چاپ نمودند و بدین ترتیب کار خود را برای آینده بسیار دشوار ساختند. رئیس جمهور متوجه یک قسمت از خیانت آنها شد و خود شخصاً امر دستگیری آنها را صادرنمود. نه به خاطر یک مقاله معمولی بلکه به اتهام رابطه با پاکستان و احتمالاً براندازی حکومت آقای کرزی.

    بر اساس طرح مشترک یونس قانونی و فاروق وردک همکاری های جانبین باید در تمام ابعاد شروع می شد. آقای فاروق وردک از طرح استیضاح سپنتا وزیر خارجه و فرد نزدیک و معتمد کرزی حمایت نمود تا بدین وسیله هم متحد جدید خود را راضی نماید و هم اطراف کرزی را کاملاً محاصره نماید و او را در اختیار کامل خود در آورد تا در زمان مناسب بتواند کرزی را به سادگی حذف نماید. در مقابل آقای قانونی از طرح استیضاح وزیر اطلاعات و فرهنگ، کریم خرم، که نامش تا آخرین لحظه جزء لست استیضاح شوندگان بود گذشت و او را از خشم نمایندگان نجات داد. از آن لحظه همکاری های بین طرفین شکل همه جانبه را به خود گرفت. تلویزیون ملی به تبلیغات به نفع یونس قانونی و جبهه ی ملی پرداخت. تمام کنفرانس های مطبوعاتی آقای قانونی کامل و بدون کم و کاست از تلویزیون ملی پخش شد. در حالی که سایر تلویزیون ها فقط قسمت های عمده این کنفرانس های مطبوعاتی را پخش می نمودند. پخش برنامه یک ساعته تلویزیون ملی تحت عنوان "کاظمی در یک روز" یکی از عمده ترین تبلیغات تلویزیونی برای جبهه ی ملی بود. در این برنامه آقای کاظمی از صبح که از خواب بیدار می شود توسط کمره تلویزیون ملی تعقیب می شود و در آخر هم مثل یک رهبر بزرگ ملی به سوالات مردم که از قبل توسط کارمندان آقای خرم ضبط شده بود پاسخ می گوید. چنین برنامه ای هرگز برای کرزی در این سطح تبلیغاتی ساخته نشده است.

    اما اشتباه آقای ننگ ظاهراً کار ائتلاف یونس قانونی و فاروق وردک را بسیار دشوار ساخته است. چرا که رئیس جمهور متوجه خطر شده است و به احتمال قوی در مورد فاروق وردک تصمیم مقتضی را اتخاذ خواهد نمود. قراین نشان می دهد که در طی چند ماه اخیر آقای فاروق وردک شدیداً موقعیت خود را در نزد رئیس جمهور از دست داده است. این اقدام شتاب زده و ناکام آقای وردک نشان دهنده بی صبری وی به اجرای سریع برنامه هایش است. تا بتواند موقعیت از دست رفته را احیاء و چیزهای بیشتری را به آن علاوه نماید.

    اما سوال اساسی این است که این دو سیاستمدار کار کشته که عملاً در دو طرف دولت و اپوزیسیون دارای قدرت قابل توجهی هستند چگونه دست به این اقدام خطرناک زده اند؟ چه عناصری این دو مرد را به هم نزدیک ساخته است؟ و چرا؟

    وجه مشترک عمده فاروق وردک و یونس قانونی این است که هر دو رویای بزرگ رهبری را در سر دارند. هر دو می خواهند به قدرت بلا منازع در کشور تبدیل شوند. ائتلاف این دو نه یک ائتلاف استراتژیک بلکه یک ائتلاف تاکتیکی است. هر کدام از طرفین معتقد است که می تواند دیگری را مورد استفاده قرار دهد و در زمان مناسب وی را از بازی خارج نماید. اما اینکه کدام یک از این دو می تواند برنده ی نهایی این بازی باشد فقط در آینده روشن خواهد شد.

    وجه مشترک دیگر فاروق وردک و یونس قانونی اشتراکات ایدیولوژیک این دو است. هر دو به احزاب اخوانی متعالق هستند و هر دو فکر می کنند که منهای اختلافات جزئی! که در گذشته آنها را از یکدیگر جدا ساخته است مشکل عمده ای با هم ندارند و می توانند حریفان داخلی خود را با کمک یکدیگر از صحنه ی ساست بدر نمایند.

    اما تجربه ثابت ساخته است که در تمام موارد هر شکلی از همکاری و ائتلاف سرانجام به موفقیت آقای وردک منتهی می شود. آقای قانونی در کنفرانس بن یک با ربا آقای کرزی و تیم وی ائتلاف نمود اما نتیجه واقعی ائتلاف صرفاً به نفع آقای کرزی و تیمش تمام شد که فعلاً عملاً قدرت را در دست دارند. بار دیگر آقای قانونی با وردک و اشرف غنی احمد زی ائتلاف نمود و از سیاست های آنها در مورد قانون اساسی حمایت کرد تا بتواند خود را در وزارت معارف که ظاهراً برای وی پولخیز بوده است حفظ نماید. اما علاوه بر اینکه قانون اساسی کشور را دربست دراختیار آنها گذاشت خودش را هم نتوانست در وزارت معارف حفظ نماید. این بار نیز آقای قانونی یک معامله نسیه را نموده است. بر سر استیضاح سپنتا با وردک ائتلاف نمود و آقای خرم را از خطر استیضاح که واقعاً مستحق آن بود نجات داد تا در آینده ورک به او کمک نماید. البته تلویزیون ملی در اختیار قانونی و جبهه ی ملی قرار گرفت که اصولاً امتیاز قابل توجهی به نظر نمی رسد. چرا که آنچه که آقای قانونی به جانب مقابل داده است از نظر استراتژیک صدها بار از دست آوردهای آقای قانونی مهم تر است.

  • من از همان نخستبن مرور شک کرده بودم که بسیاری از مطالب این مقاله را پیش از این در جایی خوانده ام.زمانی که به کتاب " بین گذ شته واینده" اثر رامین جها نبگلو اندیشه گر روشنفکر ایرانی باز گشتم در یافتم که بهروز جهانیار مطالب اساسی را از این کتاب برداشت کرده ولی به ان بمنزله یک منبع مورد استفاده یا ماخذ اشاره ای نکرده است . اینک با نظر داشت محدودیت جای / صرف چند تموته را پیشکش مینمایم: جهانبگلو برای تعریف مقوله روشنفکر چهار ویژگی را به شرح زیر نشانی میکند: "(1)نخست اینکه روشنفکر کسی است که از خود آگاه است واین خود اگاهی دارای ماهیت پدیدار شناختی ( بمعنای هگلی کلمه)مبتنی بر تعلیم یافتگی وپرورش یا فتگی ذهن است.(3) روشنفکر قادر است به دلیل خود اگاهی از خود فاصله بگیرد ونگاه انتقادی بخود داشته باشد ...همواره به شیوه دیگر بیاندیشد . روشنفکر اساسا شخص دیگر اند یش است .... (3)روشنفکرفردیست که در حقیقت وبرای حقیقت زندگی ومبارزه میکند میکند...." (4) روشنفکر فر دیست که وجدان بیدار جامعه ی خود وجامعه ی جها نیست . او هوشیار است زیرا قابلیت استفاده از عقل انتقادی را در بسیاری از امور حوزه ی عمومی دارد...." (صفحه268)اقای بهروز جهانگیر نیز همان چهار شرط یا ویژگی را بر میشمارد ولی با تغییر اندک کلمات و با عبارات کمی متفاوت که من از نقل ان بدلیل اینکه مقاله ایشان حاضر است / صرف نظر مینمایم . ولی گفتنیست که اقای بهروز پرسشگری را از ویژگی اول روشنفکر بحساب میاورد (شاید برای انکه از نقل عین اندیشه ی جهانبگلو طفره رفته ودر صورت متوجه شدن کسی به ماهیت نوشته اش انرا بحیث یک تفاوت برخ بکشد !ا ما غافل از اینکه پرسشگری لازمه وجزو جدا ناشدنی خود اگاهی/ نقد /حقیقت جویی وبیداری وجدان است ونمیتوان ان را مستقل از این سه ویژگی حساب کرد . حالا چند نمونه ی دیگر را هم بصورت مقایسه میاورم تا روشن شود که چگونه اقای بهروز اندیشه های جهانبگلورا به خود نسبت داده است: " ... ازاینرو پروژه روشنفکری بنا به تعریف/ پروژه نقد عقل سیاسی است که میکوشد تا حدود معرفت شناختی عقل سیاسی را تعیین کند . " ( جهانبگلو) " ... نقد مفاهیم و نهاد ها را میکند و حدود معرفت شناختی عقل سیاسی را تعیین میکند ...." ( بهروز جها نیار) "... معیار ها/ هنجار ها / اسطوره ها وهمه باید مورد باز بینی انتقادی قرار داده شوند .." ( جهانبگلو) " ... نقادی از جمله عناصر سازنده در مفهوم روشنفکریست که شالوده ها/ حقیقت های مطلق/هنجارها واسطوره های جامعه را فرا فگنی میکند ..." (بهروز جهانیار) " ... لذا اندیشه ی انتقادی به معنای نقد کردن وایراد گرفتن نیست بلکه به معنای سنجش است." ( جهانبگلو) "اگر اندیشه اش را در نظر بگیریم در ان تفکیک هم است/ در معنای یونانی تفکیک کردن هم است. " ( جهانبگلو) " نقد یا کریتیک مفهوم ان را ندارد که همه چیز را به پرسش فرا خواند ( یاد تان باشد که بهروز پرسشکری را از ویژگی نخست روشنفکر میدانست) بل نقد مفهوم سنجش را دارد و معنای تفکیک کردن را دارد ..!!" ( بهروز جهانیار) نمونه های بیشتر از این را همراه با اشتبا هات ونا درستی های تیوریک در نوشته ی اقای جهانیار میتوان ارایه نمود ولی من بلحاظ جلوگیری از به درازا کشیدن نوشته از آن میگدرم ومیدانم که خو ا نند ه ی نکته دان وسنجشگر از همین مختصر به قضیه پی خواهد برد . منظور من از این یادداشت مختصر / نه شماتت اقای جهانگیر است ونه اینکه به ایشان بی حرمتی روا داشته باشم . از قرار معلوم ایشان استعداد کافی برای اموزش و فرا گیری وتحلیل مسایل علمی را دارند ولی از ایشان خواهش مینمایم که به این عرایض بنده گوش فرا دهند . عرض من اینست که در حوزه ی اندیشه ورزی سه عرصه را در نظر داشته باشند . کسی می اندیشد و اندیشه ی تازه تولید میکند . کسی دبگر این اندیشه را شرح وبسط میدهد یا تفسیر میکند و کسانی هم از محصول کار آن دو بهره میگیرند / یعنی می آموزند ویا به اصطلاح ان اندیشه هارا مصرف میکنند . بکوشید خود تولید گر باشید ولی اگر نقاد یا شارح یا مفسرهستید یا مصرف میکنید / حتما نام نویسنده ی اصلی یا منبع و ماخد را معرفی نمایید . ( البته این یادداشت صرف به بخش نخست مقاله اشاره داشت واگر به همه ی متن میپرداختیم / مثنوی هفت من کاغذ میشد !)

  • من از دوستان که برمن منت گذاشتن و مضمون (انحطاط روشنفکری)را به نقد گرفتن از ایشان تشکری می کنم.
    اما یک نکته را باید در نظر داشت که نقد کردن یک سوژه یا اندیشه مستلزم داشتن، شناخت واقعی و دانش پژوهشی و دانش تخصصی می باشد.
    من در مضمون انحطاط روشنفکری اشاره کردم نقد در حقیقت مفهوم تفکیک و سنجش را دارد من این تفکیک را گذاشتم و بیان داشتم که( تمام ویژه گی های که در بالا تذکر یافت به تأسی از اندیشه ای کانت،فوکو،آدرنو،.....)می باشد
    جناب ایشان این نکته را متوجه نشده اند من حق می دهم برای دوست عالی برداشت ها نگرشهای خودرا داشته باشد اما اتهام واردنمودن را بالای مضمون خود نمی پذیرم کتاب را که اشان یاد آوری کرده است از رامین جهانبگلو متاسفانه تا هنوز مطالعه نکردم که بدانم تا چی اندازه یکسانی بین مطلب که ایشان گفته اند و تفاوت که من گذاشتم است.دوست دارم این کتاب را پیدا کنم و بخوانم.
    دقیق مضمون را که نویشتم تأثر گرفته از اندیشمندان غربی است شما اگر دقیق شوید درک خواهی کرد من تفاوت که گذاشتم میان تجربه ی که ما انجام می دهیم و تجربه ی که در غرب وجودداشته و جریان دارد برای جناب عالی سفارش من این است که اندک دقیق و مسلکی برخورد نمایند. موفق باشید.
    بهروز جهانیار

    • جوان برومند اقای جهانگیر !
      من بخاطر حفظ حرمت و ابروی شما این بحث را در همینجا خاتمه میدهم . یقین دارم تذکرات من تکانه ای خواهد شد تا شما بیشتر بیاموزید وکمتر بنویسید!!! مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز / ورنه در محفل رندان خبری نیست که نیست !

    • یک مقاله تو هم بنویس که سطح دانش جناب عالی و خالی را هم بدانیم اینرا هم نگوئی که اگر من بخواهم هر روز اینطور یک مقاله مینویسم که در اینصورت نام بد میشوی.و یک نکته دیگر اینکه مقاله را دقیق نخوانده یی زیرا تخلص نویسنده جهانیار است نه جهانگیر. ببخشید پروفیسور عالی و خالی.

    • اگر قادر به درک نوشته ی من در مورد به اصطلاح مقاله ی جهانباز یا جهانگیر باشی واین را ثابت بسازی / در انصورت می پذیرم که چیزی در چانته داری! جو انک تو خالی ومغرور ! من بیش از صد مقاله نوشته ام که همه در مطبوعات درون وبیرون مرزی نشر شده اند ولی هرگز دست به دزدی اند یشه و نوشته کسی نزده ام! توجه ترا به این بیت یکی از شاعران که به خاقانی نوشته است جلب میکنم امید است ازان چیزی بیاموزی : خاقا نیا اگر چه سخن نیک دانیا / یک نکته گویمت بشنو رایگا نیا / هجو کسی مکن چو زتو مه بود بسی / شاید ترا پدر بود و تو ند انیا !!!

    • بسیار متاًسفم آقا که نتوانستی از آن انبار کهنه و فرسودهً مقالات احتمالاٌ دزدی ات یکی آنرا دوباره بنویسی تابیبینی کدام کما لی در تو هم نهفته است یا فقد باد است که رها میکنی.؟
      ببخشید که اینبار هم نتوانستید که مشکلات املائی تان رامرفوع سارید تخلص نویسنده جهانباز هم نیست بلکه جهانیار است من فکر میکنم که به یک کورس سواد آموزی ضرورت دارید زیرا برای من روشن شد که چقدر دانش داری .ای پیرمرد تواری آدمهای نافهم است که استعداد جوانها را با استعمال کلمات چون جوانک سرکوب میکند .و در یک سخن اینکه پیر شدی، میر نی.

    • بی ادب را هرکجا یابی بکوب / خرس ادم میشود از ضرب چوب
      تصور میکردم کمی از فرهنگ وادب بر خوردار هستی ولی به این نتیجه رسیدم که با لومپنی مثل تو حرف حساب سودی ندارد. فرض کن که من کاملا یک بیسواد / پیر خرفت میر نا شده هستم / ولی خودت که خود را میشناسی نه؟ بهتر بود از اول کاری نمیکردی که با پشتاره گیر میامدی. حالا هم مرا ناگزیر نساز که یکبار دیگر نوشته دزدی ات را حلاجی کنم و بیشتر رسوا شوی . برو پشت کارت و بیشتر مطالعه کن .

    • این گز و این میدان بفرما هرچه داری بگو من معتقد به آنم که انتقاد اصلاح را ببار میآورد اما معتقد به انتقاد منطقی و کارشناسانه نه سرکوب کننده . من فکر میکنم شما مرا با نویسنده اشتباه گرفته اید من صرف یکی از خواننده گان کابل پرس هستم و هیچگاه لاف اینطور و آنطر را هم نزده ام. من نظر خود را راجع به مقالهً بالا ابراز کردم و همچنان میخواهم که نظریاتی که کارشناسانه و غیر کارشناسانه باشد هم نیز بالایش توجه نمایم.
      در اخیر اینکه هنوز هم منتظر مقالهً.......شما هستیم. و بی ادبی ولحن بد و توهین آمیز را هم خودت باید درک کرده باشی که از کجا شروع شد. "مزن بدر کس به انگشت تا نزند به دهانت به مشت".

    • برادرکم ! من با تو بحثی ندارم ونه با نویسنده مقاله دعوایی . زما بگذر / شتر دیدی ندیدی !

    • تشکر برادر از ینکه حاضر شدی منطق را قبول کنی.

  • چه خوب است بجای بلغور کردن افکار وارده از غرب تعمق فکر خود را بیشتر کنیم و با نو اندیشه خواص مبانی فکر اجمتماعی خود را بنا نمایم
    البته این نویسنده توانمنداست وقلمی بسیار خوبی دارد

    آنلاين بنگريد : تعمق فکر افغانان

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.