رفتن به محتوای اصلی
قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

نویسنده: قاضی حسین احمد/ مترجم: محمد ناصح/ فارسی در صوبه سرحد (مناطق پشتون نشین پاکستان) نیز همیشه زبان علم و ادب بوده است. من تحصیلاتم را از خانه با زبان شیرین فارسی اغاز کردم. تمام نوشته ها و مکاتبات پدرم به فارسی بودند. اجداد من برای صد ها سال در قضاء کار میکردند و تمام اسناد باقیمانده از ایشان به زبان فارسی اند.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

برای خواندن پرسش ها درباره طرح تجزیه افغانستان از مخالفان، موافقان و نه مخالفان و موافقان و شرکت در گفت و گو اینجا را کلیک کنید.

حزب قومپرست افغان ملت در تلاش است تا با آتش زدن به خرمن زبانها زمینۀ تجزیۀ افغانستان و پاکستان را میسر سازد.

یاد داشت مترجم: مقالۀ قاضی حسین احمد، رهبر حزب جماعت اسلامی پاکستان، زیر عنوان "سازشی برای تجزیۀ امت اسلامی بر بنیاد های زبانی" در روزنامۀ پر تیراژ "جنگ" پاکستان و نیز وبسایت "اسلام تایمز" دو روز پیش از عید قربان به نشر رسیده است.

قاضی صاحب که از پشتونهای پاکستان است رابطۀ چنان تنگاتنگی با گلبدین حکمتیار داشت که عدۀ از هوا دارانش در زمان راکت پرانی بالای کابل مظلوم در سنگر های حکمتیار صف کشیده بودند.

جالب اینکه مقالۀ دلسوزانۀ قاضی صاحب با پیام عیدی خیلی زنندۀ حکمتیار "برای ملت افغانستان" همزمان شده است (احتمالأ روی تصادف) .
در حالیکه در نیت خیر مقالۀ قاضی نمیتوان تردید کرد، دوست بیقرار و اصلاح ناپذیرش یعنی حکمتیار در پیام خود از اقوام ازبک، تاجک و هزاره نامگرفته به زشتی یاد کرده و شیعیان - یا بگفتۀ او "روافض" - را در قطار منافقین، یهود و نصارا قرار داده است.

اینک ترجمۀ مقالۀ قاضی صاحب زیر عنوان "اُمت مسلمہ کو لسانی بنیادوں پر تقسیم کرنے کی سازش"

با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

پیش از آمدن انگیسها به سرزمین هند، فارسی زبان رسمی و علم و ادب در آن نیم قاره بود. عدۀ از شعرای نامور زبان فارسی نیز از آن خطه سر بلند کرده اند.

فارسی اهمیت علمی و فرهگی اش را بعد از تسلط انگلیسها بر هند برای مدتهای طولانی همچنان حفظ کرد.

علامه اقبال، فیلسوف و شاعر نامور که هفتاد یا هشتاد سال قبل در نیم قارۀ هند بدنیا آمده بود از فارسی بعنوان وسیلۀ برای پخش پیام هایش به سایر مسلمانان استفاده میکرد. اگرچه نسل جوان پاکستانی از اشعار فارسی اقبال آگاهی چندانی ندارند، پیامهای اقبال یکی از عوامل بیداری در کشور های افغانستان، ایران و آسیای میانه بوده است
برای پارچه پارچه نمودن مسلمانان، انگلیسها ابتدا دانشجویان مدارس رسمی را از فرا گرفتن زبان قرآن یعنی عربی محروم کردند و سپس انگلیسی را جایگزین فارسی نموده تا باشد رابطۀ مسلمانان هند را با دنیای وسیع فارسی زبان قطع نمایند.

فارسی از زمانه های باستان زبان رسمی، علمی و فرهنگی سرزمین افغانستان بوده و اکثر پشتونها هم به حاکمیت آن ارج میگزاشته و فقط به تکلم به زبان پشتو در محلات شان اکتفاء میکرده اند.

فارسی در صوبه سرحد (مناطق پشتون نشین پاکستان) نیز همیشه زبان علم و ادب بوده است. من تحصیلاتم را از خانه با زبان شیرین فارسی اغاز کردم. تمام نوشته ها و مکاتبات پدرم به فارسی بودند. اجداد من برای صد ها سال در قضاء کار میکردند و تمام اسناد باقیمانده از ایشان به زبان فارسی اند.

اروپاییان امپریالست پس از زبان عربی، زبان فارسی را هدف قرار داده تا مسلمانان را پارچه پارچه کنند. روی این ملحوظ حرکات قومگرایانۀ پشتونی را حمایت کرده تا میان پشتونها و فارسی زبانان درز ایجاد کنند
برای حفظ وحدت افغانستان، نادرشاه و پسرش ظاهر شاه که خود پشتون بودند نه تنها فارسی را زبان خانواده گی خویش بلکه آنرا بحیث زبان رسمی و تعلیمی کشور نیز پزیرفتند. از خانوادۀ سلطنتی عدۀ انگشت شماری هم به زبان پشتو روان حرف زده نمیتواند. و اکثر قبایل پشتون در ادبیات از فارسی بهره میگیرند.

قبل از هجموم روسها به خیوه و بخارا، فارسی زبان رسمی آن سرزمین ها بود. مردم ترکیه اکثرأ مسلط به زبان فارسی بودند. پیامهای مولانای روم بخاطری به فارسی بود که زبان رسمی آسیای مرکزی، ایران، خراسان (افغانستان) و هندوستان بود.

بعد از اضمحلال حکومت های خیوه و بخارا، به بهانۀ موجودیت لهجه های مختلف ترکی، روسها آسیای مرکزی را به کشور های ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، قیرغیزستان و آزربایجان تجزیه نموده و روسی را جایگزین زبان فارسی نمودند.

اگر چه انشااله افغانستان تجزیه نخواهد شد ولی کوشش های فراوانی در جریان است تا تنش های زبانی را درین کشور تا حدی دامن زنند که همزیستی مسالمت آمیز میان فارسی زبانان و پشتونها ناممکن شود. حزب قومپرست افغان ملت در تلاش است تا با آتش زدن به خرمن زبانها زمینۀ تجزیۀ افغانستان و پاکستان را میسر سازد.
برای خنثی نمودن چنین تحرکاتی ما جنبش ضد جدایی طلبی را در هردو کشور به راه انداخته بودیم. با وجود موفقیت های آن جنبش، ولی بخاطر بیخردی زمامداران پاکستان اکثر مردم افغانستان حالا پاکستان را دشمن و هند را دوست تلقی میکنند .

حالا برای زمامدران پاکستانی لازم است تا در سیاست افغانی شان بازنگری جدی نموده تا نشود که این دو کشور با وجود اینهمه قربانیها بر بنیاد های زبانی تجزیه گردند. با داشتن دین، تاریخ و فرهنگ مشترک، مردمان ما میتوانند که یکدیگر را به آغوش کشیده و سد راه تجزیه شوند

http://www.islamtimes.org/vdcev78e.jh8efiqdbj.html

http://dailyshahadat.com/showstory.php?id=5986


تجزیه افغانستان، گروه پاکستانی پښتونخوا و مغزهای متفکر قبیله!

شنبه 2 اكتبر 2010, بوسيله ى کامران میرهزار


طرح تجزیه افغانستان

کافی است خود خواهان و عظمت طلبان قومی دست از این کردار های خود بردارند و خود را برتر از دیگر اقوام ندانسته و حقوق خود را به سطح یک شهروند عادی پائین بیاورند.

شنبه 18 سپتامبر 2010, بوسيله ى م- فرهنگ دوست هروی


تاکید بلک ویل بر پلان ب، تجزیه افغانستان

بلک ویل می گوید، طالبان در حال پیروزی هستند و ما در حال باخت. آن ها روحیه ی بالایی دارند و می خواهند به نافرمانی خود ادامه دهند. پلان ب با شکست مواجه شده است. او تاکید می کند که مناطق پشتون نشین جنوب و شرق افغانستان را باید در اختیار طالبان گذاشت. او می گوید دهه ها در نزدیکی غرب با افغانستان خطاهای زیادی صورت گرفته است.

دو شنبه 13 سپتامبر 2010, بوسيله ى کابل پرس


هدف از تجزیه افغانستان وعقب نشینی به شمال چیست؟

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در سخنانی در برابر یکی از کمیته های کنگره این کشور نسبت به عواقب اجرای توافقنامه دولت پاکستان و یک افراطیون اسلامگرا در دره سوات، در شمال غرب این کشور، ابراز نگرانی کرده و گفته است که وضعیت پاکستان خطری مهلک را متوجه امنیت جهان می کن ولی اقا جان چپمن باخاطرارام میگوید که این همه اهداف که غربیان درمورد مبارزه با ترریزم داشتند محقق شده است

جمعه 10 سپتامبر 2010, بوسيله ى عبدالصبور


طرح تجزیۀ افغانستان خیال باطل یک لابییست کاسب است!

فدراسـیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا

دو شنبه 16 اوت 2010


احمق خودتان هستید آقای اشرف غنی احمد زی، آقای وحید عمر

اشرف غنی: کسی که در رژيم جنایتکاران طالب، این رژيم را رژيمی مردمی معرفی می کرد و پس از روی کار آمدن کرزی یکی از کلیدی ترین افراد در بنا نهادن سیستم فاسد و مافیایی بود و بصورت غیر قانونی رییس دانشگاه کابل بود و در انتخابات ریاست جمهوری بصورت غیر قانونی با داشتن تابعیت آمریکا شرکت کرده بود.

چهار شنبه 4 اوت 2010, نويسنده: کامران میرهزار


طرح تجزیه افغانستان

تجزیه افغانستان باعث می شود که مردم قرون وسطایی به روش خود زندگی کنند و از آن لذت ببرند و مردم متمدن تر به شیوه ی دلخواه خود زندگی کرده و آزاد باشند. در ضمن در این صورت از سیطره طلبی یک قوم خاص که صدها سال است بر گرده ی ملیت های دیگر سوار است خلاصی خواهیم یافت.

يكشنبه 1 اوت 2010, نويسنده: مهرورز


طرح تجزیه ی افغانستان

چهار شنبه 14 ژوئيه 2010, نويسنده: احمد بهار چوپان


رابرت بلک ویل: آمریکا باید افغانستان را به دو قسمت تقسیم کند

عدم پرداختن به مسایل افغانستان و عدم جسارت برای عبور از خطوط ممنوع که بیشتر درونی می باشد و نوعی خودسانسوری همراه با وطن پرستی چشم بسته را با خود دارد، به ضرر جامعه ی افغانستان است. دیگران به راحتی بدون اینکه درگیر وجدانی تقلبی شوند، به بحث و تجزیه و تحلیل مسایل مختلف در حوزه های مختلف می پردازند و کند و کاو درباره ی مسایل را لازمه ی برخورد سالم تر و صحیح تر با آن برای منافع خود می دانند و در افغانستان اما وقتی دیگران درباره ی سرنوشت و آینده ی مردم بحث می کنند، اهالی قلم به همان احساس وطن پرستی چشم بسته پناه می برند.

شنبه 10 ژوئيه 2010, نويسنده: کابل پرس


طرح تئوریک تجزیه افغانستان

در شرایط فعلی طرح تئوریک تجزیه یک ضرورت به نظر می رسد، مهم ترین حد و مرزی که باید از آن عدول نکنند، این است که از تعصبات و خشونت های قومی به دور بوده و عدالت در طرح های تقسیمات در نظر گرفته شود، برای بدست امدن این شرایط، بهترین راه حل این است که جامعه جهانی و بخصوص سازمان ملل بر روند تجزیه اشراف کامل داشته باشد و داوری در تقسیمات اراضی به سازمان ملل داده شود.

چهار شنبه 7 ژوئيه 2010, نويسنده: محمد اسحاق فياض


به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟

جامعه شناسان باور دارند که خلای ایدولوژیک موجب بیداری و تقدس ارزشهای قومی میشود/اگر بنا میبود تا برای هر گروه قومی و زبانی یک کشور مستقل وجود داشته باشد امروز در جهان بجای 195 مملکت باید شش هزار و پنجصد کشور وجودمیداشت./. تجزیه افغانستان به هیچوجه یک تجزیه آرام، صلح آمیز و متمدنانه مثل، چک و سلواکیا، نخواهد بود/معجون "پشتونوالی و شریعت" سمی است که باید آنرا از مغز پشتونها شست/ چگونه می توان انتظار داشت که پشتونها مثل فارسی زبانها و یا ترکها فکر کنند در حالیکه در زبان پشتو منابع فکری، علمی، ادبی و هنری بسیار اندک وجود دارد؟

دو شنبه 5 ژوئيه 2010, نويسنده: جعفر رضايی


طرح تجزیه ی افغانستان

پاسخهای به کابل پرس: چون من یکی از مخالفان تجزیۀ افغانستان هستم بنا برآن در بخش مخالفان تجزیۀ افغانستان به پاسخ دوستان و وطنداران ام خواهم پرداخت.

شنبه 3 ژوئيه 2010, نويسنده: نعمت الله ترکانی


طرح تجزیه ی افغانستان

درمیان مردم عامه – عناصرغیر"اوغان"- هنوزاین آگاهی بوجود نیامده است که بدون "اوغان" ها می توان راحت تر وانسانی تر زندگی کرد وبنابران باید کشوررا تجزیه کرد تا ازشرمصیبت های تمام ناشدنی ی که این طایفه برکشور تحمیل کرده است؛ درامان ماند.

چهار شنبه 30 ژوئن 2010, نويسنده: ربانی بغلانی


طرح تجزیه افغانستان!

عبور از خطوط ممنوع: مخالف، موافق و نه مخالف و نه موافق: نظر شما چیست؟/ هدف از طرح این بحث شاید عبور از خطوط ممنوع در کشوری باشد که سرکوب، خفقان، کشتار، تبعیض و چپاول بیداد می کند و این سرکوب، خفقان، کشتار، تبعیض و چپاول از حداقل 150 سال پیش تا دوره ی حکومت فاسد، طالبانی و مافیایی حامد کرزی با حضور حدود 150 هزار سرباز بین المللی بر جنازه ی کشوری بنام افغانستان ادامه یافته است.

سه شنبه 29 ژوئن 2010, نويسنده: کابل پرس


خاورميانه با طراحی آمريکا!

افغانستان از نقشه ی جهان حذف می شود؟

سه شنبه 5 فوريه 2008

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

32 دیدگاه
تنویر-

قاضی حسین احمد نوکر پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان

لعنت بر تو چه سگ پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان

لعنت بر علی زنا
لعنت و نفرین خداوند تعالی بر پاکستان= چتلستان
لعنت بر همو ننه کثیف ات که برای تو شیر داده که مانند یک چوچه سگ واقعی یک شخص محترم چون آقای بایانی صاحب را با این کلمات رکیک دو و دشنام میدهی و از کابل پرس کناراب جور کرده ای.

لعنت بر تو کثیف و بویناک لعنتی.

rastgo
قاضی حسین احمد نوکر پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان

اولاد مشرف تنویر پنجابی

پشتون‌ها یهودی‌ها اند به قسم پاه بندی ندارند چون به قرآن باور ندارند . از این رو همه کار‌های که ضدّ اسلام و قرآن و انسان ییت می‌ شود توسط طالبان فقط به خاطر نام بد ای اسلام و به نفع اسرائیل می‌ شود زیرا طالبان پشتون از قبیله ۱۰ گمشده یهودی‌ها اند .

برای‌ ثبوت بیشتر به قسم تنویر توجه کنید : همه دنیا می‌‌دانند که پاکستان‌ها با پول یهودی‌های آمریکا با پشتون‌های افغانستان (طالبان ) متحد هستند حتا ،ای س‌ای به سخنگوی پشتون‌ها تبدیل شده است و پشتون‌ها هم مبارزات طالبان را افتخار قوم دلیر پشتون می‌‌دانند . اما این کثیف تنویر به نیرنگ یهودی خود به کشور و بادار و متحد خود (پاکستان ) دشنام کازیب می‌ دهد .لینک را تماشا کنید

تنویر-
قاضی حسین احمد نوکر پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان

من از پنجابی های بویناک و کثیف چتلستان به خاطری نفرت دارم که این مردم کثیف چون به صورت مصنوعی ، از برکت سالهای جنگ سرد بر یک کشور مصنوعی و غیر قانونی حاکم شده اند نه تنها در مقابل مردم و کشور من بلکه به بلوچها، پشتونها و بنگالی ها مرتکب جنایات غیر بخشودنی و حیوانی شده اند که تاریخ به یاد ندارد .

با تجزیه این کشور مصنوعی و ایجاد فدراسیون پشتون- بلوچ پنجابی های با پنجابی های هند دوباره به کلتور و راه و طریق گمشده ی خویش رسیده و انسان خواهند شد.

حالا تو بگو که چرا از یهود های اینقدر نفرت داری؟

یهودی ها انسانهای خیلی دانشمند، هوشیار و زحمت کش اند که همین حالا سیاست جهان را تعین کرده و از هنر و فلم و نویسنده و فیلسوف جهان از همین یهودی ها یاد در دست آنها است.

jalaludinbaiany

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

چهارشنبه, 24نوامبر , 2010 قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار

جمهوری سکوت
کانون وبلاگ‌نويسان افغانستان
Anayurtum
سمنگان
کویته
دای کندی
مقالات داکتر همت فاریابی

آریائی

ففتا

دیوان حافظ شیرازی
شاهنامه فردوسی
كدهاي جاوااسكريپت
ترفندهاي ويندوز

جستجوگر

براي جستجو در موترهای جستجو واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد
Google Yahoo MSN AOL AltaVista Mamma WebCrawler

تعداد بازدید کنندگان

قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار نقل از : پروژه عدالت افغانستان شرح عملیات عملیات افشار در فبروری سال 1993 بزرگترین و کاملترین استفاده قدرت نظامی توسط دولت اسلامی افغانستان تا آن زمان را نشان داده است. دو هدف تاکتیکی در این عملیات بود. اول اینکه مسعود هدف داشت که توسط عملیات قرارگاه های نظامی و سیاسی حزب وحدت را فتح کند ( که در انستیتوت علوم اجتماعی، متصل به افشار، پایین کوه افشار در غرب کابل) و گرفتار کردن عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت. و دوم اینکه دولت اسلامی افغانستان مایل بود تا مناطق پایتخت راکه مستقیماً توسط قوای دولت اسلامی کنترل می شد با متصل کردن بخشهای غرب کابل تحت کنترل اتحاد اسلامی و بخشهایی از کابل مرکزی تحت کنترل جمعیت اسلامی، مستحکم و یکپارچه کند. شرح سیاسی و نظامی کابل در آن زمان، این دو هدف ( که در جریان عملیات به آن دست یافتند) یک توضیح قانع کننده از اینکه چرا دولت اسلامی به افشار حمله کرد، ارائه می کند.
مسوولیت تجاوزات مرتکب شده در جریان عملیات نیروهایی که تعرضات را در غرب کابل در 10-11 فبروری 1993 انجام دادند، همه رسماً متعلق به وزارت دفاع دولت اسلامی افغانستان بودند.
وزیر دفاع وقوماندان اعلی دولت اسلامی در آن زمان در عملیات افشار احمد شاه مسعود بود. وی تمام مسوولیت برنامه ریزی و دستور دهی عملیات های نظامی را داشته است. وی مستقیماً قطعات جمعیت اسلامی و به طور غیر مستقیم قطعه اتحاد اسلامی را کنترل می کرد. مسعود اشتراک قطعات اتحاد اسلامی در طی یک توافقی همراه عبدالرسول سیاف، رهبر حزب به دست آورد. با وجود اینکه قطعات اتحاد رتبه های تشکیلاتی اردوی افغان برایشان داده شده بود، قوماندان ها در ساحه دستوراتشان را از قوماندانهای ارشد اتحاد و شخص سیاف اخذ می کردند. سیاف عملاً به عنوان قوماندان عمومی نیروهای اتحاد در جریان عملیات عمل می کرد و مستقیماً با قوماندانهای ارشد توسط مخابره ارتباط داشتند. در این صورت، سیاف به طور مساویانه همراه رهبری جمعیت اسلامی مسوولیت کنترل و فرماندهی را دارد.
نمونه هایی ازخشونت ها و تنش های نژادی که قبل از عملیات واقع شده بود، قوماندان های عمومی شاید می توانستند پیشبینی کنند تجاوزاتی را در پی خواهد داشت وقتی که به مناطق اکثراً هزاره نشین حمله می کردند. به علاوه، چون جنگ در منطقه دو کیلومتری از پوسته قوماندان عمومی واقع شده و قوماندانهای ساحوی مجهز به ارتباطات مخابروی بودند، قوماندان عمومی باید از تجاوزات واقع شده در افشار بلافاصله بعد از شروع آن اطلاع می داشت. هم مسعود و قوماندان های ارشدش و هم سیاف از اقدامات موثر برای جلوگیری از تجاوزات قبل از آنکه شروع شود ویا برای جلوگیری آنها زمانیکه عملیات در حال انجام بود، ناکام ماندند.
در حالیکه مشخص کردن تک تک قوماندانهای مسوول برای مثالهای مشخص قتل و تجاوز جنسی امکانپذیر نبوده است، پروژه عدالت افغانستان توانسته است یک تعداد از قوماندان هایی که نیروهای مسلح را در عملیات رهبری می کردند، مشخص نماید. شواهد نشان می دهد که لشکریان جمعیت و اتحاد هردو تجاوزات را مرتکب شده اند. گرچه برخی از قوماندان ها فقط در کارهای نظامی قانونی، فتح و به دست آوری هدف تعیین شده شرکت داشتند، قوماندان هایی که عملاً در عملیات شرکت داشتند وضعیتی داشتند تا جواب داده و تعیین کنند که آیا نیروهایشان را از سوءاستفاده و تجاوزات بازدارند یا اینکه خود و افرادشان فعالانه در قتل عام های دسته جمعی، تجاوز جنسی، توقیفهای اختیاری و بقیه تجاوزات که در جریان عملیات واقع شد، شرکت ورزند.
دولت اسلامی از طریق وزیر دفاع احمد شاه مسعود و رهبر متحدین حزبی، عبدالرسول سیاف نیروهای نظامی ذیل را به شرکت در عملیات افشار فرستادند.

jalaludinbaiany

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

قوماندان های جمعیت اسلامی و قطعات محمد قسیم فهیم، رئیس استخبارات، مسوول عملیاتهای نظامی ویژه در حمایت از تعرضها و حملات و شریک در برنامه ریزی عملیات می باشد.
انور دنگر، قوماندان فرقه ای از مجاهدین از شکر دره شمالی که توسط شاهدان متعددی به عنوان رهبر نیروهای نظامی که در دو روز اول عملیات تجاوزات را مرتکب شده اند، نام برده شده است.
ملا عزت، قوماندان فرقه ای از مجاهدین از پغمان که توسط شاهدان عینی متعددی به عنوان رهبر نظامیان که در دو روز اول تجاوزات را مرتکب شده اند،نام برده شده است.
محمد اسحاق پنجشیری، قوماندان لوایی از مجاهدین که طبق شاهدان در حملات شرکت داشت.
حاجی بهلول پنجشیری، قوماندان لوا که مطابق گفته شاهدان در حملات شرکت داشت.
بابه جلندر پنجشیری، قوماندان لوا که در عملیات شرکت داشت.
خانجر آخوند پنجشیری قوماندان کندک (غند) که در حمله شرکت داشت.
مشتاق لالی، قوماندان کندک در حمله شرکت داشت.
باز محمد احمدی بدخشانی، قوماندان فرقه که در حمله شرکت داشته و از قرغه حمله کرد.
قوماندان های اتحاد اسلامی و قطعات شرکت کننده در عملیات حاجی شیرعلم، قوماندان فرقه وابسته به سیاف از پغمان توسط شاهدان عینی متعددی به عنوان رهبری نظامیان در افشار در طی دو روز اول زمانی که تجاوزات به وقوع پیوسته، نام برده شده است.
زلمی طوفان، قوماندان لوای 597 توسط شاهدان عینی متعدد به عنوان رهبری نظامیان در افشار طی دو روز اول، زمانیکه تجاوزات به وقوع پیوسته، نام برده شده است. ( لوای 597 قبل از سقوط دولت نجیب الله وجود داشت و لوای تانک مرادات نامیده می شد.) این لوا در منطقه کمپنی در غرب کابل موقعیت داشت.
داکتر عبدالله، قوماندان در سطح کندک (غند) لوای 597 توسط چندین تن از شهود به عنوان رهبری نظامیان در افشار در روز اول و دوم که تجاوزات انجام یافته، معرفی شده است.
جکرن نعیم، قوماندان در سطح کندک (غند) لوای 597 نیروهایش را در روز دوم عملیات مستقر کرد.
ملا تاج محمد شریک در پلانگذاری عملیات معرفی شده است.
عبدالله شاه توسط چندین شاهد به عنوان رهبری نظامیان در افشار و مسئول در دستگیریهای خود سرانه ، آدم ربایی و دیگر تجاوزات نام برده شده است.
خنجر که نیروهای نظامی را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده است.
عبدالمنان دیوانه، قوماندان در سطح کندک (غند) توسط شاهدان به عنوان کسی که نظامیان را در روز دوم عملیات مستقر کرده، نام برده شده است.
امان الله کوچی، قوماندان در سطح کندک (غند) نظامیان را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده بود.
شیرین، قوماندان در سطح کندک (غند) در روز دوم عملیات، نظامیان را در افشار مستقر کرده بود.
مشتاق لالی، قوماندان در سطح کندک (غند) نظامیان را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده بود.
ملا کج کول در روز دوم عملیات نظامیان را در افشار مستقر کرده بود.

jalaludinbaiany

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

(ISA )، رهبری عملیات های ویژه برای تضعیف دفاع حزب وحدت و استقرار توپ های اضافی برای بمباردمان بود. زیرا که رئیس استخبارات، محمد فهیم تمامی مسوولیت را برای عملیات های ویژه داشت. پرسونل وی با یک تعداد از قوماندان های شیعه اطراف افشار تماس گرفته و تعهد آنها را برای همکاری با حمله دولت اسلامی کسب نمودند.
مهمترین مقر جدید سلاح ثقیله قبل از عملیات، نقطه تپه علی آباد بود. مسعود 23 اسلحه زیو را در آنجا به همراه گروه اعزامی 30 نفره مستقر کرده بود تا مناطق اطراف سیلوی مرکزی، افشار، کارته سه، کارته چهار، و کارته سخی را هدف گیری کنند. اهمیتی که قدرت آتش گروهی و تعداد زیادی از مکانهاییکه از آنجا سلاح های ثقیله استفاده می شد داشت این بود که آنها بزرگی و اهمیت عملیات را نشان دهند. این فقط یک حمله ضربتی و جنگ جزیی نبوده بلکه یک جنگ تمام عیار بوده که دولت اسلامی ذخائر نظامی ترکیبی از دوره ارتش شوروی سابق و مجاهدین را در مقابل اهداف در محدوده پایتخت مستقر کرده بود. تمامی این اهداف در مناطقی قرار داشتند که اول مسکونی بوده و جمعیتی از غیر نظامیان را در برداشته است.
شاهدانی که با نظامیان در زمان عملیات شرکت داشتند، گزارشاتی را در مورد پلان گذاری و هماهنگی نظامی که مسعود قبل از عملیات نظامی انجام داده بود، تهیه نموده اند. گرچه، این نمایی جزیی از برنامه ریزی را ارائه می کند زیرا یک عملیاتی بدین مقیاس می بایست آمادگی های متمرکز را مستلزم داشته است. طبق گفته یکی از شاهدان، قوماندان های ارشد جمعیت به همراه قوماندان های ارشد اتحاد ( شیرعلم و زلمی طوفان ) و مهمترین متحد شیعه بنام سید حسین انوری به علاوه مشاورین نظامی دولت اسلامی افغانستان به ریاست مسعود در قرارگاه-های ارتش در بادام باغ دو روز قبل از عملیات جلسه داشتند. جلسه دیگر در یک خانه مصون استخبارات در کارته پروان، نزدیک هوتل انترکانتیننتال در شب قبل از حمله برگزار شد. مسعود از همین منزل به عنوان اتاق عملیاتی در بیشتر روز استفاده کرد. همچنین یک جلسه ای از قوماندان های اتحاد به ریاست سیاف در پغمان یک روز قبل از عملیات برگزار شد. هدف این جلسه ها آموزش قوماندان های اصلی به نقش آنها در حمله زمینی بود.
قوای دولت اسلامی بمباردمان عمومی را درغرب کابل در شب 10-11 فبروری 1993 به اهداف اطراف انستیتوت علوم اجتماعی و افشار و در بقیه مناطق شیعه نشین شهر شروع کردند. پیشروی نظامیان حدود ساعت 5 صبح 11 فبروری آغاز شد و این زمان به عنوان زمان آغاز همه جانبه جنگ یاد می شود. اولین پیشروی قطعی نظامیان از جانب بادام باغ به بالای تپه رادار، بخشی از پشته افشار بود. نظامیان دولت اسلامی افغانستان بلافاصله نقاط بالای کوه را بدون مقاومت توانستند که تصاحب کنند و پوسته های دفاعی مهم حزب وحدت در آنجا آتش گرفته و تانک های مستقر در آنجا از حرکت بازماندند.
گروه اعزامی بزرگی هم از اتحاد و هم از جمعیت به سمت افشار از سمت غرب پیشروی کردند. نزدیکترین نقطه خط جبهه به هدف اصلی عملیات پلی تکنیک کابل بود. قوای جمعیت در امتداد سرک افشار از کارته پروان و هوتل انتر کانتیننتال به سمت انستیتوت علوم اجتماعی پیشروی کرده و از سمت شرق وارد افشار شدند. قوای دولت اسلامی به امتداد دیگر نقاط خطوط اول جبهه به ویژه قلمرو محصور غرب کابل پیشروی نکردند. گرچه به بمباردمان شدید ادامه داده و قوای فراوانی را برای حفظ تهدید پیشروی مستقر کردند.
به هرحال، ساعت ا بعدازظهر، خطوط دفاعی اصلی حزب وحدت به امتداد ستیغ افشار تحلیل رفته و مواضع آنها در انستیتوت علوم اجتماعی غیر قابل دفاع بود. مزاری و قوماندانهای ارشدش از انستیتوت پیاده فرار کردند. ساعت 2 بعدازظهر قوای دولت اسلامی توانستند که انستیتوت علوم اجتماعی را تصرف کنند و قوایی که از شرق و غرب پیشروی کرده بودند، در افشار یکجا شده و کنترل موثر منطقه را دردست گرفتند. آنها در خوشحال مینه و افشار مستقر شده، ولی پیشروی بیشتری نکردند. نظامیان شروع به امن سازی منطقه کرده، پوسته ها را ایجاد کرده و یک عملیات تلاشی را انجام دادند. این عملیات جستجو یا تلاشی بود که سریعاً یک سری از اعمال جنایت و چور و چپاول را به وجود آورد طوریکه شواهد عینی غیر نظامی ذیل شرح داده اند.
مزاری توانست تا خطوط دفاعی در امتداد کناره خوشحال مینه، پهلوی سیلوی مرکزی و کارته سخی را باز ایجاد کند. بناءً بیشتر غرب کابل را دراختیار داشت. برخی از اهالی افشار، به ویژه آنهایی که بیشترین آسیب را دیده اند، همراه نظامیان وحدت جابجا شده فرار کردند (این عامل به نظر می رساند تا نسبتاً شمار کمتری از جوانان در تلفات در گواهی ها ذکر شده باشد.) گرچه، اکثر جمعیت غیر نظامی افشار در این مکان بودند زمانیکه قوای دولت اسلامی ساحه را تصرف کردند. به خاطر بمباردمان، جنگ شدید و حضور نظامیان وحشی به نظر می رسد که تعداد زیادی از غیر نظامیان قادر به ترک ساحه در روز اول عملیات نبودند. به هرحال، یک هجرت گسترده در شب 11-12 فبروری به وقوع پیوست. زنان و کودکان اکثراً به سمت تایمنی در شمال کابل فرار کردند و در مکاتب و مساجد در چهار راهی اسماعیله پناه گرفتند. برخی از پیرمردان ترجیح دادند تا بمانند و از خانه و دارایی ها محافظت کنند، اما شواهد نشان می دهد که نظامیان اکثراً مردان را هدف توقیف های خود سرانه و قتل عام قرار دادند به عبارت دیگر غیر نظامیان مذکر آزاد نبودند تا منطقه را ترک کنند. اکثر نجات یافتگانی که از افشار فرار کرده اند، از دیدن آوارها و جنازه ها در طول راه شرح داده و بیان داشته اند که آنها بعد از جنگ اصلی گریخته اند. در ختم روز دوم، جمعیت وسیعی از غیر نظامیان افشار را تخلیه کردند و به نظر می رسد که این هجرت رویدادی بود که به طور قاطعانه جنایات علیه غیر نظامیان در منطقه را پایان داد.
در روز دوم عملیات، 12 فبروری مسعود جلسه ای را در هوتل انتر کانتیننتال با تعویق تشکیل داده و در مورد ترتیبات برای امنیت مناطق تصرف شده جدید گفتگو کردند. در این جلسه قوماندان های ارشد دولت اسلامی و اشخاص سیاسی به شمول ربانی، سیاف، آیت الله محسنی، آیت الله فاضل، و جنرال فهیم حضور یافته بودند. دولت اسلامی طلب کرد هیئت وکلای مردم شیعه را و حسین انوری به عنوان قوماندان برجسته دولت اسلامی از جانب غیر نظامیان شیعه تحت فشار بود تا ترتیباتی برای امنیت آنها بگیرد. در این جلسه دستور به توقف کشتار و چور و چپاول داده شد و به روی معاوضه سفرا بین احزاب مختلف برای شناسایی اسیران توافق صورت گرفت. همچنان عقب نشینی نیروهای تعرض کننده ومستقر کردن یک نیروی کوچکتر در مناطق جدید فراخوانده شد. بزرگی و عظمت جنایات واقع شده در دو روز اول عملیات ، قبل از این جلسه، به طور واضح بسیار دیر بود تا از جنایات اصلی جلوگیری شود. همچنین این جلسه به نظر می رسد که در توقف چور و چپاول منطقه بی اثر و بیفایده بود طوریکه ویرانی خانه ها در افشار به طور فزاینده بعد از جلسه رخ داد.
جنایات جنگی: حملات نامشخص، تجاوزات جنسی، آدم ربایی ها و قتل عام ها گلوله باران و بمباردمان کورکورانه مناطق غیر نظامی
منطقه افشار در روز اول عملیات مورد هدف سلاح های ثقله قرار گرفت. اهداف نظامی عمده، انستیتوت علوم اجتماعی و دیگر قرارگاه های اصلی وحدت بوده است. گرچه، انستیتوت علوم اجتماعی هرگز صدمه ندید. اکثر راکت ها، گلوله های تانک، و آوان ها در مناطق رهایشی غیر نظامی فرود می آمد. چون مراکز فرماندهی نیروهای اتحاد و جمعیت هردو در محدوده افشار بود، آشکار می شود که این حمله هدف داشت تا جمعیت غیر نظامی را از افشار بیرون براند که در انجام آن موفق شد. شمار کشته شدگان در این حمله (به جز آنهایی که قتل عام شدند) نامعلوم است. تقریباً هر شاهدی که پروژه عدالت افغانستان همراهش مصاحبه کرده از دیدن اجساد در منطقه بیان داشته اند. در حقیقت، گلوله باران و فیر آوان بسیار شدید بود که تعداد زیادی از ساکنان در روز اول پنهان شده و سعی به ترک منطقه نکردند. گرچه این امر ممکن تلفات غیر نظامی رااز بمباردمان کاهش داده باشد، اما این غیرنظامیان را در مقابل جنایات بعدی صدمه پذیر نمود.

Comments
آنالوتیکا

jalaludinbaiany

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

افشار زبان گویای مظلومیت و حق تلفی است
نسل کشی در افشار توسط چهره های پلیدی چون سیاف ومسعود پلان گزاری شد ولی توسط شیعیان درباری وخون فروشان مکار چون سیدحسین انوری، سیدمحمدعلی جاوید وشیخ آصف قندهاری عملی گردید

چهار شنبه 11 فوريه 2009, بوسيله ى بصیرآهنگ

Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید;;

بیست ودوم دلو فرارسیده است وبازهم ویرانه های افشار به صدا درآمده ، بازهم خونهای هزاران قربانی گمنام درکوچه های خاکی افشار جریان گرفته است.امروز میخواهم کمی نجوای این ویرانه ها را که درقلب تاریخ صف کشیده اند ترجمه کنم. امروز میخواهم ازیک حقیقت بنویسم ازیک تراژدی وازیک درد. فاجعه افشار شانزده ساله شد وعنقریب به بلوغ میرسد اما هنوزهم قلم ها ازنوشتن عمق فاجعه وجنایت اتفاق افتاده درآن بازمانده اند، شانزده سال پیش افشار به خون نشست ولی تاهنوزکسی قادر به گفتن آن نیست. گلو ها همه بسته اند وصداها همه خفه. کسانی که به دامان پاک افشاربزرگ گردیدند وباخون افشار به قدرت رسیده اند امروز برای غزه سوگنامه میسرایند ولی با تمسخر وپوزخند به این زخم ناسور نمک میریزند ومست ازشراب سکرانگیزقدرت برسفره قاتل مینشینند.

افشار این قربانی تاریخ واین کلام حقیقت درقلب تاریخ جاگرفته است وهیچ کسی نمیتواند آنرا محو کند. این افشار است که همه ادعاهای دروغین وهمه آلایش های عوام فریبانه را محو خواهد کرد. این افشار است که فتواهای خون فروشان وآدم فروشان مکار را افشا خواهد کرد. هیچ کسی ازیاد نخواهد برد درست شانزده سال پیش درشامگاه بیست ودوم دلو 1371 بزرگترین جنایت ونسل کشی انسانهای مظلوم توسط کسانی طرح ریزی واجرا شد که حال به خاطرپوشاندن اینهمه جرم وجنایت به هرکدامش لقب های کلانی داده میشود. قاتلان خونخوار وجانی وعاملین این جنایت وفاجعه غم انگیز، یکی بعد ازمردنش قهرمان ملی خوانده میشود، کسانی هم به عنوان نماینده های مردم برچوکی خانه ملت تکیه زده اند ویکی هم پیشوای مذهبی گشته است واین همه خیانتی است که برقربانیان مظلوم وگمنام افشار روا داشته شده ونمکی است که برزخم های هزاران خانواده ی داغدار که بهترین عزیزانش را دراین سرزمین ارواح ازدست داده اند،

jalaludinbaiany

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

ر بافتوای محسنی به خاک وخون کشیده شد. این شیخ مکار و این انگل خونخوار وسفاک حال با پولهای که ازفروش افشار ومردم هزاره بدست آورد اینبارباچهره ی دیگری ظاهر گردیده است ملای خون فروش باساختن کاخ فرعونی اش برای مردم فتوای خون صادر میکند زیرا تاهنوز تشنه ی خون هزاره هاست. کسانی که درافشار وغرب کابل زنده ماند وشیخ آصف نتوانست آنها را درجریان جنگهای کابل زنده گی وخونش را نصیب شود حال باید ازطریق دستگاه فتوا فروشی اش بدست آورد. شیخ دروغگو وخون فروش که درجریان جنگ های کابل نقش عمرعاص مثلث شیطانی مسعود، ربانی وسیاف را اجرامیکرد وهزاران انسان مظلوم وبی دفاع را به جرم هزاره بودنش قتل عام کرد تاهنوز باسخنان چرب وفتواهای دروغین اش برگرده مردم سوار است واینبار باخون مردم تجارت را ه انداخته است.

شانزده سال پیش درشامگاه دلو1371 درست نه ماه بعد ازسقوط دولت دکترنجیب وآغازکشتارهای انسانهای مظلوم درکابل، مسعود باهمکاری همه جانبه سیاف ومحسنی ازسه استقامت به افشار حمله کرد. آنشب آسمان کابل گلوله می بارید وزمینش خون، خون انسانهای مظلومی که فقط به خاطر هزاره بودن قتل عام میشدند. افشار به خاک وخون کشیده شد زیرا جمعیتی زیادی هزاره را درخود جاداده بود. محسنی مکار فتوا داد هزاره هارا قتل عام کنید چون دیگر کم کم هزاره ها میخواستند ازحقوق انسانی خود برخوردار باشند ودیگر نمیخواستند دنباله رو فتوا فروشان وشیادان تاریخ باشند.

نسل کشی درافشار توسط چهره های پلیدی چون سیاف ومسعود پلان گزاری شد ولی توسط شیعیان درباری وخون فروشان مکار چون سیدحسین انوری، سیدمحمدعلی جاوید وشیخ آصف قندهاری عملی گردید. مسعود وسیاف میدانستند بدون همکاری شیعیان درباری نمیتوانند فاتح این ژنوساید ونسل کشی باشند، چون میفهمیدند که داخل شدن به افشار کاری بسا دشوار است وهمچنان پاک سازی هزاره ها نیاز به سگ های مین فال چون سید حسین انوری داشت. چون این خون فروشان قاتل قرن ها ازاحساسات مذهبی مردم هزاره استفاده نموده بودند ، این روباه های بزدل ازخمس ومال امام این مردم بزرگ شده بودند وخانه به خانه را باهمه ی اعضای فامیلش میشناختند. کاسه لیسلان ومفت خاران بی همه چیزباکمال بی شرمی به خانه های که صدها سال نان ونمکش را خورده بودند حمله کردند وهزاران انسان بی گناه را بابرچه وساتور تکه تکه نمودند. هرانسانی اگرتصاویری را که توسط سازمان دیده بان حقوق بشرازافشار تهیه شده است را ببینند میتوانند عمق این فاجعه را درک کنند. دراین فلم مستند میتوانید ببینید که این قصابان انسان حتا به کودکان شش ماهه هم رحم نکرده اند.

jalaludinbaiany

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

فاجعه ی که درافشار رخ داد واقعن درتاریخ مثل ندارد. افشار زخم ناسور تاریخ افغانستان است. افشار زبان گویایی مظلومیت وحق تلفی است. مادران که درافشار سینه هایش بریده شد وبه پایه های برق آویخته شد هیچگاهی ازتاریخ افغانستان محو نخواهد. جوانان که درافشار سرش بریده شد ودرپیشانی اش یادگاری سید جان آغا نوشته شد هیچ گاهی فراموش شدنی نیست، کودکان شش ماهه ی که درافشار روی برچه ی تفنگ کباب شدند همیشه درقلب انسانهای آزاده زنده اند ودختران که درافشار مورد تجاوز قرار گرفتند تریبیون عدالت انتقالی سرزمین سوخته کابل خواهند بود. ژنوساید افشار 16 ساله شد ونزدیک است به بلوغ برسد، صدای حق وعدالت خواهی ومظلومیت هنوز ازکوچه های افشار زمزمه میشود وافشاریان مظلوم منتظر روزی هستند که قصابان انسان را درهمین کوچه خونین به دار بیاویزند. شیخ آصف قندهاری نمیتواند باکاخ فرعونی اش مانع عدالت انتقالی باشد. فتواهای دروغین وخون فروشی اش برای خودش معنی دارند، افشاری ها دیگراین مارهای آستین را شناخته اند واجازه نمیدهند یکبار دیگر دردام حیله ونیرنگ آنان بند باشند. باید گفت آنچه درجریان تهاجم به افشاراتفاق افتاده بسیارگسترده وپهناورترازخود جنگ وقلمرو آن است، دراینجا سران وفرماندهــان جنگ با استفادۀ ابزاری ازدین ومذهب وبرانگیختن عصبیت های مذهبی وقومی بخاطر حفظ جلال وجبروت شان، دست به قتل عــام زده اند. با خدعه وعوام فریبی تسنن را دربرابر تشیع، پشتون وتاجیک را دربرابر هزاره به انتقام هـــای خونین واداشته اند. دامنۀ کشتارجمعی، تجاوزبرزنان، چوروچپاول، گروگانگیری، اسارت وعملکردهای وحشیانۀ بسیارفراتر ازشکنجه هـای قرون وسطایی کشیده شده است.

قصابان انسانهای مظلوم درافشار، کسانی که عاملین اصلی این ژنوساید ونسل کشی بودند از این قراراند

jalaludinbaiany

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

وآخر اینکه:

واقعا هیچ انسانی مطلقا خوب نیست. و هیچ انسانی نیز مطلقا بد نیست. درباره احمد شاه مسعود اینقدر می دانم که زندگی چریکی او را دست کم می توان به سه بخش تقسیم کرد:

1- دوران مبارزه او با ارتش تا بن دندان مسلح شوروی که بدون شک از نگاه دوست و دشمن دورانی ویژه و پرافتخار برای او و مردان مجاهدش از هر قوم و قبیله ای بود چرا که دفاع در برابر متجاوز در هر فرهنگ و آیینی مقدس است و دفاع کنندگان مگی سزاوار تمجید و تقدیرند که تقدیر وتحسین نگارنده این یادداشت نیز مشخصا به همین دوران باز می گردد.
2- دوران فتح کابل و سقوط نجیب الله و وزارت دفاع مسعود که درواقع به نظر من سیاه ترین دوران زندگی مبارزاتی مسعود بوده است. چرا که در این دوران همه کسانی که از قضا هیچ نقشی در مبارزه مستقیم با شوروی نداشتند ناگهان برای تصاحب قدرت به کابل آمدند و به هیچ صراطی نیز برای تقسیم قدرت مستقیم نشدند که شاخص آنها گلبدین حکمتیار بنیادگرا و حتی شخص برهان الدین ربانی بود. که اگر همین ها می توانستند بر سر قدرت با یکدیگر کنار بیایند فجایعی چون فاجعه افشار و از آن بزرگتر فاجعه ظهور دیو طالبان اساسا پدیدار نمی گشت و کار به قدرت گرفتن القاعده و وضعیت کنونی افغانستان نیز نمی کشید. اینجاست که ریشه همه بدبختی های پس از خروج شوروی از افغانستان را می توان بازشناخت که همان حرص به قدرت و مصالحه کردن منافع ملت افغانستان با امیال شخصی بود که نهایتا به حمله نظامی حکمتیار به کابل و آن فجایع که عمدتا می دانیم منجر شد. این دوران برای مسعود بسیار بد بود و عمده اتهامات و بدنامی هایی که به او نسبت داده می شود در همین دوران بوده است که او وزارت دفاع را بر عهده داشت. اما حقیقت ماجرا این است که هیچگاه این اتهامات در محکمه یا دادگاهی ثابت نشده است.
3- دوران سوم زندگی چریکی مسعود زمانی است که طالبان ظهور کرده و به سرعت همه افغانستان را بغیر از چند شهر شمالی از جمله پنجشیر به تصرف خود در می آورد. مسعود در این دوران نیز با شجاعت مثال زدنی در برابر طالبان ایستادگی کرد و چه بسا اتهامات و بدنامی هایی را که در دوران کوتاه تصدی اش بر وزارت دفاع با خود همراه ساخته بود به مدد مبارزات بی وقفه اش با طالبان تطهیر کرد. او سرانجام به طرز بسیار دردناک و ناجوانمردانه ای در همین دوران و درست دو روز قبل از حملات تروریستی یازده سپتامبر توسط دوعرب که خود را به شکل روزنامه نگار جا زده بودند ترور

jalaludinbaiany

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

1: احمدشاه مسعود سازمان دهنده وفرمانده عمومی جنگ.

ملامحمد قسیم فهیم، رئیس ادارۀ استخبارات حکومت اسلامی، مسئول کشف که دربرنامه ریزی عملیات وجریان آن نقش عمده را بعهده داشت.

انور دنگر فرمانده جهادی فرقۀ شکردره

ملاعزت فرمانده فرقۀ جهادی پغمان

محمد اسحاق پنجشیری فرمانده لوای جهادی

حاجی بهلول پنجشیری فرمانده لوا

بابه جلندرپیجشیری فرمانده لوا

خنجراحمد پنجشیری فرمانده غند

مشتاق لعلی فرمانده کندک

بازمحمد احمدی بدخشانی فرمانده فرقۀ قرغه

همچنان دراین عملیات محمدیونس قانونی، بسم الله خان، بابه جان، حاجی الماس وگل حیدرنیزسهم ویژه را ایفا نموده اند.

2: فرماندهــــان تنظیم اتحاد اسلامی که درعملیات تهاجمی برافشارنقش عمده ایفا نموده انداینها اند:

عبدالرب رسول سیاف رهبراتحاد اسلامی، سوق و ادارۀ قطعات عملیاتی خود را به عهده داشت.

حاجی شیرعلم فرمانده فرقۀ پغمان

زلمی توفان فرمانده لوای ۵۹۷ که درکمپنی پغمان موقعیت داشت

داکترعبدالله فرمانده غند مربوط لوای ۵۹۷

جگرن نعیم فرمانده غند مربو ط لوای ۵۹۷

فرمانده ملا تاج محمدکه دربرنامه ریزی واجرای عملیات سهم داشت

فرمانده عبدالله شاه با قطعه مربوطه اش

فرمانده خنجربا قطعۀ مربوطه اش، که روزدوم به جبهۀ جنگ درافشارسوق گردید

عبدالمنان دیوانه فرمانده غند، با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید

امان الله کوچی فرمانده غند با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید

شيرین فرمانده غند با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید

ملاکچکول با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید

این اشخاص بزرگترین جنایت را درتاریخ افغانستان مرتکب شده اند ولی جالب اینجا است که این فاجعه هول انگیز ازطرف بعضی ها همیشه به عنوان جنگ گروهی بین حزب وحدت مزاری، شورای نظار،اتحاد سیاف وحرکت محسنی خوانده شده است درحالیکه اگردرست به آن نگرسته شود، مناطقی که درآن نیروهای حزب وحدت قرار داشتند کمترین صدمه را دیده اند. قرارگاه مرکزی حزب وحدت ساختمان دانشکده علوم اجتماعی واکادمی پلیس بود که کمترین ضربه به آن وارد شده بود درحالیکه هیچ خانه ی درمنطقه افشار نبود که زیرضربات توپخانه ی متجاوزین به خاک وخون کشیده نشده باشد. به این اساس میتوان گفت که جنگ باحزب وحدت بزرگترین بهانه ی بود؛ اما درحقیقت این یک طرح پاکسازی وقتل عام هزاره ها بود. آماردقیق تلفات درافشار معلوم نیست ولی تحقیقات ابتدایی که توسط سازمان دیده بان حقوق بشر وعدالت انتقالی صورت گرفته است نشان میدهد که هزاران انسان مظلوم وبی دفاع دراین فاجعه کشته شده اند، نزدیک به 700 زن ودخترجوان تجاوزصورت گرفته وصدها تن گروگان گرفته شده اند. اما ازمنظر نظامی باتوجه به حجم تبهکارانه ی آتش های اجرا شده درسه روز وازسه استقامت توسط این لشکر انتقامجو وچپاولگرنگاه کنیم تعداد قربانیان بیشتر ازاین میتواندباشد که خود مطالعه دقیق وکاملتری میخواهد. ما همیشه یاد قربانیان مظلوم وگمنام افشار را گرامی میداریم ومنتظر روزی هستیم که همه جنایت کاران وخوانخواران پای میزمحاکمه عدالت انتقالی کشانده شوند.

jalaludinbaiany

قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

روشن دون صفت !
احمق بنده از « دند » پروان ميباشم هيچ پنجشيری ، شتلی ، گلبهاری بدون اجازه از طريق سرک کهنه از قريه بايان ، ده ملايوسف تير شده نه ميتوانست . بچه های شيرک پنجشيری از سرويس پائين و در تنگی باغ ها کارش تمام بود . قندک پنچشيری راضی بود
کدام پنچشيری نام دارد . سقأو پنچشيری ، نوکر پنچشيری ، تنها ۲۵۶ شيرک بچه پنچشير در بايان صاحب ريش و بروت شدند آزاد شدند . پيش پنچ ، پنچ وپيش صاحب پنج پنج هم پنج . تو از مردم پروان خبر داری بنده فعلأ در کابل ميباشم به بسم الله محمدی بگو يک [ شنگ ] از پيش [ دلاک ] مانده بيايد انرا او قطع کند که پالانش ميکنم . من از خاديست های بودم که قلندر ، جلندر ، مستان ، داکتر عبدالرحمن شورای نظار ماهوار [ معاش ميدادم ] اگر قبول نداری از عبدالله و ضابط ريگستانی معلومات کنيد
اگر اضافه پيش رفتی داخل « دگروال دوست محمد شده » چيزی که تا حال نوشته ، گفته نه شده طی مقاله به همه سايت ها ارسال ميدارم . روشن بنده گاه گاه به دفتر کابل پرس سرزده بيا ببينم ارزش را داری يا از صابون کون های شورای نظار هستی !!
راستی ريش بروت داری يا چطور چون بيست سال شده پنچشيری را نه گايدم .

مزاری
قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد / به بایانی !

به به بایانی صیب ، نام خدا به این فرهنگ و ادب ! باید کاکل صیب و تنویر خان در پوست ها نگنجند که دانشمند شان چی دُر فشانی ها نموده اند !!

سهراب سپهر
قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

جلالک خادیست!

بالاخره چهره دلقک مابانه خودرا خیلی واضح آشکار ساختی و ثابت ساختی که از همان دلقکان خادیست لچک و دون همتی استی که کارت عف عف و جفتک زدنهای غول مابانه است. در این جای شک نیست که تو ازهمان خادیستک های بی ناموسی استی که با خواهر و مادرت نیز جماع کرده ای! خیلی جالبست وقتی میبینی یک خادیستک کثیف که خود از مخبری خشتک خواهر و مادرش نان میخورد به دیگران معاش میداد! جلالک گوساله تعداد آنهایی را که از زیر چپرکت مادرت بیرون کرده ای به مراتب بیشتر از 256 نفر است. شاید نفطفهء حرام تو نیز از یکی از همان ها باشد! مادرت داناست!

jalaludinbaiany
قاضی حسین احمد: با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد

[ ســــــــهراب ســــپهر يا روش ]!!
پنهان کردن جنايات ، دزدی ، خيانت ، قتل يک هزار انسان در محل بنام چاه آهو ، غارت ، چپاول کابل ، انتقال ۱۲۰ کاميون ســــرمايه ده افغانستان بانک به پنجشير ، کشتار ۶۵ هزار کابلی ، ويرانی پايتخت ، احمد شاه نوکر ، جاسوس ، مزدبگير روس از ديد تاريخ وحافظه پنهان نه مانده و اين قوله ، زوزه ، شما سگ های نانخورش جای را نه گرفته واينکه به خيانت اين سنگ دزد که منابع خارجی در فرانسه نشر نموده توجه کنيد . در مورد شرايط روابط دو جانبه بين رهبري قواي شوروي در افغانستان و مخالفان مسلح پنجشير به رهبر احمد شاه مسعود با نيات نيک و به آرزوي تحکيم صلح در افغانستان، طرفين عاقدين با پذيرش وجايب ذيل اين معاهده را امضا مي نمايند.« از متن روسی »
از مدت با فرمانده سرکش ولی جاه وقدرت طلب احمد شاه مسعود که جدش در سال ۱۹۲۰ از تاجکستان شـــوروی وقت به افغانستان مهاجر وفرای گرديه است روابظ کاری و اپراتيفی توسط ميانچی « خليل الله بايانی » صورت گرفته بود در نتيجه هر دو طرف حاضر به همکاری دوجانبه گرديده و طرف قوای ۴۰ شوروی نيز پذيرفته تمام احتياجات ، و ضروريات اوليه لوژستتيکی احمد شاه مسعود را آماده و احمد شاه متعهد گرديده راه سالنگ های شمالی وجنوبی را از وجود قومندان حزب اسلامی گلبدين بنام قومندان پاينده نيز پاکسازی نمايد و بر موارد ذيل قرار همکاری صورت گرفت [ ۱- گروه مسلح پنجشير کليه عمليات نظامي خودرا در سالنگ جنوبي و مناطق همجوار متصل شاهراه کابل – حيرتان به شمول استعمال هر گونه اسلحه در مناطقي که به دست قواي مسلح پنجشير قرار دارد، عليه مواضع قواي شوروي، قواي افغاني، محافظين سرحدي ( K.G.B) څارندوي متوقف سازد.
۲- گروه مسلح پنجشير مسئووليت حفظ خطوط مخابراتي بين تاجيکان و چاگاني را به دوش گرفته و مانع حمله، قطاع الطريقي و ساير اعمال خصمانه عليه قواي شوروي و افغاني گردد ويا به قوت های امنيتی پروان اطلاع داده و خود مصارف دفاع خود را هم زمان در يافت نمايند. ۳- طرف شوروي طبق موافقه دو جانبه مسئووليت تهيه و تدارکات ضروريات فوري و ساير مواد مورد احتياج را براي تقويه و نگهداري پنجشير و ساير مناطق متعلقه بر حسب وقت تعيين شده به دوش مي گيرد جانو مال شخص فرمانده مسعود حفظ ميگردد. ۴- به ساير گروه ها و دسته جات مسلح اجازه داده نخواهد شد تا درمناطق مربوطه داخل شده و عليه قواي شوروي و قواي افغاني دست به حملات تروريستي و تخريبي زده و پايپ لاين را منهدم نمايند.
۵- تبادله معلومات و مساعي مشترک در جهت پيدا کردن اتباع شوروي و افغاني که در منطقه مورد بحث مفقود شده اند صورت خواهد گرفت.
۶- در صورت خلق و اوج تشنج مشاوره لازم در مورد اجتناب عمليات جنگي و برقراري صلح در منطقه مورد نظر بين دو جانب به عمل خواهد آمد.
۷- ساحه اين پروتوکول در سرتاسر قلمرو سي کيلومتري در هر دو سمت خطوط مواصلت بين تاجيکان، چاگاني امتداد و اعتبار خواهد داشت. در ماوراي اين قلمرو قواي شوروي و قواي مسلح پنجشير حق دارند تا عملياتي به منظور امحاء گروه ها و قطعات مسلح مربوط به تنظيم هاي ديگربخصوص حزب اسلامی گلبدين که عمليات نظامي را عليه هر دو جانب متعاقدين متوقف نساخته است انجام مي دهند.
۸- پروتوکول حاضر از لحظه امضا و صحه گذاشتن آن مرعي الاجرا مي شود.
* منبع معلومات: عمليات در افغانستان، دسامبر ۱۹۹۸م (اين سند به وسيلۀ جنرال گروموف، جنرال تني و احمد شاه مسعود امضا گرديد.)

Roshan
قاضی حسین احمد: به جواب اراجیف نویسی بایانی (کاسه چینی که صدا میکند خود صفت خویش ادا میکند)

برادران. متوجه شدید؟ من بارها گفتم که معیاری که خادیست ها داشتند در پهلوی جلب مردم زیرک وهوشیار انها به یکتعداد مردم معفول وبی همه چیز که عمرشان در ...ون دادن گذشته باشد ضرورت داشتند وبایانی هم از زمره این مردم ها است زیرا من از یک هموطن بایانی ما که متاسفانه مانند این پیرکونی تخلص میکنند وانها هم از جمله خادیست ها بودند (اما نه یک خادیست دلال ومفعول مانند جلالک) برایم گفتند که بایانی از زمره پست ترین مردم خاد بودند واز جمله خادیست های خلقی بودند که دستش به خون صدها هموطن ما اغشته است واکنون این پیرکونی به جرمنی مشغول مواد غایطه خوری (سوسیال خوری) است.

بایانی مفعول با این گفته ها اصلیت کونی بودن خودرا اشکار کرد. بنابر گفته همان دوست در منطقه بایان ولایت پروان یک قوم دلاک سالها قبل مسکن گزین شدند که برعلاوه اصلاح موی ان کارهای دیگر هم میکردند که جلال بایانی هم از همان خاندان است وبه همین علت با قدرت گرفتن خلقی ها وی دست به کشتار ان مردم بایان زد که سرشان به تن شان می ارزید

jalaludinbaiany
قاضی حسین احمد: به جواب اراجیف نویسی بایانی (کاسه چینی که صدا میکند خود صفت خویش ادا میکند)

با معذرت از همه اهل خرد، پاگهران ، اعتلأ پســـندان و نخوت مردان ادب ، دانش و
افغان های پاکزاد ، پاگوهر و بخصوص اقای مير هزار که در سايت وزين [ کابل پرس ] را
برای هر جذامی ، که قبضه دهن ندارند باز گذاشته است . بعضأ ضرورت است ناکس را
، بدکنشی و يا بد کنشان هرزه را تاديب ، پوزمالی داد ، و ســــوگند که انقريب جل و پوستک اين چند جذامی ناکس به نام روشن ، مزاری ، سپهر ، سليمان ، خان ، دريا دلی بی شرم ، را از مجرای قانون ، مطبوعات آفتابی ساخت .
برايم بسيار ا ســفناک است که با حيوانات هرزه ، خزنده های مضره ، بد فطرتان ســفله
، جنايتکاران مشهود « جهادی » وابسته به باند زمرد فروشان بی شخصيت ، چهره های
مسخ شده اجتماعی ، کثافات شرير ، سر خيلان بدکاران ، مفعولان بدون پدر ، پاتکچيان شورای نظار ، باند کثيف وجنايت کار جمعيت ، وحدت ، جنبش غول بيابان هريک اين عجوبه های خود و ناموس فروش مزاری ، روشن ، سهراب سپهر خر ، بينا ، نادر طرف و يا درگير شديم . اين ناکسان بدون ادب ، عزت ، شرافت وقحيانه چون شرارت پيشه گان با هر صاحب دلی ، نظر پردازی ، علاقمندی به سايت آزاد کابل پرس چون سگ ديوانه درگير و اگر نه ماکجا روشن مادر فاحشه کجا !
به تو روشن صاف بگويم اگر زير زمين روی زمين و زير پای هر مرد افتاده باشی تورا پيدا برايت فرق يک بايانی نصبی را با بايانی کثيف « گوه خور » را شفاف ساخته ، وظيفه [ دلاک ] را نيز برايت توزيع و الله سوگند که تو بچه يک [ ماچه سگ ] [ يک فاحشه ] و به يقين مانند ارباب خودت احمد شاه مسعود يک بدنام ، شرير ، پليد ، کثيف بدون پدر و يا بيست پدره هستی .
او احمق احمدشاه مسعود در اروپا بنام جاسوس اسرائيل ، فرانسه ، روسيه ، نسل کش ، مجرم جنگی ، دزد ، جنايتکار و بنام « حبيب الله دزد دوم کلکان » شهرت دارد اکثر بيت الخلاه ها در برلين ، بن ، فرانفورت ، پاريس ، لندن بنام « احمد شاه بز » « بزکبير » « دوستم » « عطا » « ربانی » نام گزاری شده . و اخيرأ کاغذ های تشناب در فرانسه با عکس پکول و عکس مسعود چاپ گرديده . به رفيق که بايانی ياد ميگردد و در خاد بود و احمد شاه مسعود را به خاد جزب نمود ومزد ميداد بگو بچه تورا بنام بشير جان از زير پا صدها مجرد نجات داده نمک حرام او نيز مانند تو از مادر « ماچه » است .

Roshan
قاضی حسین احمد: به جواب اراجیف نویسی بایانی (کاسه چینی که صدا میکند خود صفت خویش ادا میکند)

پالانی پیرسگ کفتار زاده! از عقب خاک باد میکنی وباز گپ از گایدن میزنی. برو خادیست سگ اول دخترت را از دیسکوتیک بکش که قرار است نسل جرمن را با نسل بایان (با عرض معذرت از سایر برادران بایانی) مخلوط کرده است. یا دلت جمع است که سقط جنین خواهد کرد؟

ماچه سگ زاد وخادیست بدبخت. دیدی که چتور اصلیت را از طریق جنرال خلیل بایانی شناختم؟ ضرور نیست که تو مرا پیدا کنی بدبخت سوسیال (مواد غایطه ) خور! پرنت تمام نوشته هایت را گرفته ام اگر در کونت که بدون انهم کلاه شاد گل گشته چوب زخ دار را نزدم باز نامم را روشن نمیمانم. کونی بدبخت من رباطی هستم نه پنجشیری. رباطی ها را شناختی؟ ما همان های هستیم که زمانی میخواستی به طرف منطقه ات بروی مجبور بودی که زنگ بسته کنی وبرای ما برقصی و دل مارا یخ کرده باز طرف چهاریکار میرفتی. حالا شناختیم؟ اگر درهمین پیری به ساز فیروز قندزی نرقصاندمت (همراه با دخترانت که اکنون به ساز دیسکو میرقصند) باز هرچه که گفتی باز بگو.

تا که سرخم و چشم پایین نمیبودی خادیست نمیشدی

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 32 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس