با فارسی ستیزی افغانستان تجزیه خواهد شد
پیش از آمدن انگیسها به سرزمین هند، فارسی زبان رسمی و علم و ادب در آن نیم قاره بود. عدۀ از شعرای نامور زبان فارسی نیز از آن خطه سر بلند کرده اند.
فارسی اهمیت علمی و فرهگی اش را بعد از تسلط انگلیسها بر هند برای مدتهای طولانی همچنان حفظ کرد.
علامه اقبال، فیلسوف و شاعر نامور که هفتاد یا هشتاد سال قبل در نیم قارۀ هند بدنیا آمده بود از فارسی بعنوان وسیلۀ برای پخش پیام هایش به سایر مسلمانان استفاده میکرد. اگرچه نسل جوان پاکستانی از اشعار فارسی اقبال آگاهی چندانی ندارند، پیامهای اقبال یکی از عوامل بیداری در کشور های افغانستان، ایران و آسیای میانه بوده است
برای پارچه پارچه نمودن مسلمانان، انگلیسها ابتدا دانشجویان مدارس رسمی را از فرا گرفتن زبان قرآن یعنی عربی محروم کردند و سپس انگلیسی را جایگزین فارسی نموده تا باشد رابطۀ مسلمانان هند را با دنیای وسیع فارسی زبان قطع نمایند.
فارسی از زمانه های باستان زبان رسمی، علمی و فرهنگی سرزمین افغانستان بوده و اکثر پشتونها هم به حاکمیت آن ارج میگزاشته و فقط به تکلم به زبان پشتو در محلات شان اکتفاء میکرده اند.
فارسی در صوبه سرحد (مناطق پشتون نشین پاکستان) نیز همیشه زبان علم و ادب بوده است. من تحصیلاتم را از خانه با زبان شیرین فارسی اغاز کردم. تمام نوشته ها و مکاتبات پدرم به فارسی بودند. اجداد من برای صد ها سال در قضاء کار میکردند و تمام اسناد باقیمانده از ایشان به زبان فارسی اند.
اروپاییان امپریالست پس از زبان عربی، زبان فارسی را هدف قرار داده تا مسلمانان را پارچه پارچه کنند. روی این ملحوظ حرکات قومگرایانۀ پشتونی را حمایت کرده تا میان پشتونها و فارسی زبانان درز ایجاد کنند
برای حفظ وحدت افغانستان، نادرشاه و پسرش ظاهر شاه که خود پشتون بودند نه تنها فارسی را زبان خانواده گی خویش بلکه آنرا بحیث زبان رسمی و تعلیمی کشور نیز پزیرفتند. از خانوادۀ سلطنتی عدۀ انگشت شماری هم به زبان پشتو روان حرف زده نمیتواند. و اکثر قبایل پشتون در ادبیات از فارسی بهره میگیرند.
قبل از هجموم روسها به خیوه و بخارا، فارسی زبان رسمی آن سرزمین ها بود. مردم ترکیه اکثرأ مسلط به زبان فارسی بودند. پیامهای مولانای روم بخاطری به فارسی بود که زبان رسمی آسیای مرکزی، ایران، خراسان (افغانستان) و هندوستان بود.
بعد از اضمحلال حکومت های خیوه و بخارا، به بهانۀ موجودیت لهجه های مختلف ترکی، روسها آسیای مرکزی را به کشور های ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، قیرغیزستان و آزربایجان تجزیه نموده و روسی را جایگزین زبان فارسی نمودند.
اگر چه انشااله افغانستان تجزیه نخواهد شد ولی کوشش های فراوانی در جریان است تا تنش های زبانی را درین کشور تا حدی دامن زنند که همزیستی مسالمت آمیز میان فارسی زبانان و پشتونها ناممکن شود. حزب قومپرست افغان ملت در تلاش است تا با آتش زدن به خرمن زبانها زمینۀ تجزیۀ افغانستان و پاکستان را میسر سازد.
برای خنثی نمودن چنین تحرکاتی ما جنبش ضد جدایی طلبی را در هردو کشور به راه انداخته بودیم. با وجود موفقیت های آن جنبش، ولی بخاطر بیخردی زمامداران پاکستان اکثر مردم افغانستان حالا پاکستان را دشمن و هند را دوست تلقی میکنند .
حالا برای زمامدران پاکستانی لازم است تا در سیاست افغانی شان بازنگری جدی نموده تا نشود که این دو کشور با وجود اینهمه قربانیها بر بنیاد های زبانی تجزیه گردند. با داشتن دین، تاریخ و فرهنگ مشترک، مردمان ما میتوانند که یکدیگر را به آغوش کشیده و سد راه تجزیه شوند
http://www.islamtimes.org/vdcev78e.jh8efiqdbj.html
http://dailyshahadat.com/showstory.php?id=5986
تجزیه افغانستان، گروه پاکستانی پښتونخوا و مغزهای متفکر قبیله!
شنبه 2 اكتبر 2010, بوسيله ى کامران میرهزار
طرح تجزیه افغانستان
کافی است خود خواهان و عظمت طلبان قومی دست از این کردار های خود بردارند و خود را برتر از دیگر اقوام ندانسته و حقوق خود را به سطح یک شهروند عادی پائین بیاورند.
شنبه 18 سپتامبر 2010, بوسيله ى م- فرهنگ دوست هروی
تاکید بلک ویل بر پلان ب، تجزیه افغانستان
بلک ویل می گوید، طالبان در حال پیروزی هستند و ما در حال باخت. آن ها روحیه ی بالایی دارند و می خواهند به نافرمانی خود ادامه دهند. پلان ب با شکست مواجه شده است. او تاکید می کند که مناطق پشتون نشین جنوب و شرق افغانستان را باید در اختیار طالبان گذاشت. او می گوید دهه ها در نزدیکی غرب با افغانستان خطاهای زیادی صورت گرفته است.
دو شنبه 13 سپتامبر 2010, بوسيله ى کابل پرس
هدف از تجزیه افغانستان وعقب نشینی به شمال چیست؟
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در سخنانی در برابر یکی از کمیته های کنگره این کشور نسبت به عواقب اجرای توافقنامه دولت پاکستان و یک افراطیون اسلامگرا در دره سوات، در شمال غرب این کشور، ابراز نگرانی کرده و گفته است که وضعیت پاکستان خطری مهلک را متوجه امنیت جهان می کن ولی اقا جان چپمن باخاطرارام میگوید که این همه اهداف که غربیان درمورد مبارزه با ترریزم داشتند محقق شده است
جمعه 10 سپتامبر 2010, بوسيله ى عبدالصبور
طرح تجزیۀ افغانستان خیال باطل یک لابییست کاسب است!
فدراسـیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا
دو شنبه 16 اوت 2010
احمق خودتان هستید آقای اشرف غنی احمد زی، آقای وحید عمر
اشرف غنی: کسی که در رژيم جنایتکاران طالب، این رژيم را رژيمی مردمی معرفی می کرد و پس از روی کار آمدن کرزی یکی از کلیدی ترین افراد در بنا نهادن سیستم فاسد و مافیایی بود و بصورت غیر قانونی رییس دانشگاه کابل بود و در انتخابات ریاست جمهوری بصورت غیر قانونی با داشتن تابعیت آمریکا شرکت کرده بود.
چهار شنبه 4 اوت 2010, نويسنده: کامران میرهزار
طرح تجزیه افغانستان
تجزیه افغانستان باعث می شود که مردم قرون وسطایی به روش خود زندگی کنند و از آن لذت ببرند و مردم متمدن تر به شیوه ی دلخواه خود زندگی کرده و آزاد باشند. در ضمن در این صورت از سیطره طلبی یک قوم خاص که صدها سال است بر گرده ی ملیت های دیگر سوار است خلاصی خواهیم یافت.
يكشنبه 1 اوت 2010, نويسنده: مهرورز
طرح تجزیه ی افغانستان
چهار شنبه 14 ژوئيه 2010, نويسنده: احمد بهار چوپان
رابرت بلک ویل: آمریکا باید افغانستان را به دو قسمت تقسیم کند
عدم پرداختن به مسایل افغانستان و عدم جسارت برای عبور از خطوط ممنوع که بیشتر درونی می باشد و نوعی خودسانسوری همراه با وطن پرستی چشم بسته را با خود دارد، به ضرر جامعه ی افغانستان است. دیگران به راحتی بدون اینکه درگیر وجدانی تقلبی شوند، به بحث و تجزیه و تحلیل مسایل مختلف در حوزه های مختلف می پردازند و کند و کاو درباره ی مسایل را لازمه ی برخورد سالم تر و صحیح تر با آن برای منافع خود می دانند و در افغانستان اما وقتی دیگران درباره ی سرنوشت و آینده ی مردم بحث می کنند، اهالی قلم به همان احساس وطن پرستی چشم بسته پناه می برند.
شنبه 10 ژوئيه 2010, نويسنده: کابل پرس
طرح تئوریک تجزیه افغانستان
در شرایط فعلی طرح تئوریک تجزیه یک ضرورت به نظر می رسد، مهم ترین حد و مرزی که باید از آن عدول نکنند، این است که از تعصبات و خشونت های قومی به دور بوده و عدالت در طرح های تقسیمات در نظر گرفته شود، برای بدست امدن این شرایط، بهترین راه حل این است که جامعه جهانی و بخصوص سازمان ملل بر روند تجزیه اشراف کامل داشته باشد و داوری در تقسیمات اراضی به سازمان ملل داده شود.
چهار شنبه 7 ژوئيه 2010, نويسنده: محمد اسحاق فياض
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
جامعه شناسان باور دارند که خلای ایدولوژیک موجب بیداری و تقدس ارزشهای قومی میشود/اگر بنا میبود تا برای هر گروه قومی و زبانی یک کشور مستقل وجود داشته باشد امروز در جهان بجای 195 مملکت باید شش هزار و پنجصد کشور وجودمیداشت./. تجزیه افغانستان به هیچوجه یک تجزیه آرام، صلح آمیز و متمدنانه مثل، چک و سلواکیا، نخواهد بود/معجون "پشتونوالی و شریعت" سمی است که باید آنرا از مغز پشتونها شست/ چگونه می توان انتظار داشت که پشتونها مثل فارسی زبانها و یا ترکها فکر کنند در حالیکه در زبان پشتو منابع فکری، علمی، ادبی و هنری بسیار اندک وجود دارد؟
دو شنبه 5 ژوئيه 2010, نويسنده: جعفر رضايی
طرح تجزیه ی افغانستان
پاسخهای به کابل پرس: چون من یکی از مخالفان تجزیۀ افغانستان هستم بنا برآن در بخش مخالفان تجزیۀ افغانستان به پاسخ دوستان و وطنداران ام خواهم پرداخت.
شنبه 3 ژوئيه 2010, نويسنده: نعمت الله ترکانی
طرح تجزیه ی افغانستان
درمیان مردم عامه – عناصرغیر"اوغان"- هنوزاین آگاهی بوجود نیامده است که بدون "اوغان" ها می توان راحت تر وانسانی تر زندگی کرد وبنابران باید کشوررا تجزیه کرد تا ازشرمصیبت های تمام ناشدنی ی که این طایفه برکشور تحمیل کرده است؛ درامان ماند.
چهار شنبه 30 ژوئن 2010, نويسنده: ربانی بغلانی
طرح تجزیه افغانستان!
عبور از خطوط ممنوع: مخالف، موافق و نه مخالف و نه موافق: نظر شما چیست؟/ هدف از طرح این بحث شاید عبور از خطوط ممنوع در کشوری باشد که سرکوب، خفقان، کشتار، تبعیض و چپاول بیداد می کند و این سرکوب، خفقان، کشتار، تبعیض و چپاول از حداقل 150 سال پیش تا دوره ی حکومت فاسد، طالبانی و مافیایی حامد کرزی با حضور حدود 150 هزار سرباز بین المللی بر جنازه ی کشوری بنام افغانستان ادامه یافته است.
سه شنبه 29 ژوئن 2010, نويسنده: کابل پرس
خاورميانه با طراحی آمريکا!
افغانستان از نقشه ی جهان حذف می شود؟
سه شنبه 5 فوريه 2008
نظرات
32 دیدگاهتناقض گوئی های آقای جلال الدین بایانی
من ندانستم که آقای بایانی زمانی که یک پیام را می نویسند مسؤولیت نوشتن خویش را هم بعهده میگیرند ویانه تاکنون آنچه که من ازقلم ایشان خوانده ام ضد ونقیض یکذیگراند مثلا ایشان درمورد حکمتیار چنین نوشته اند:
گلبدين عامل ويراني شهر زيباي كابل، اين گهواره آرياناي كبير و تخريب كلي پارك هاي صنعتي شهر كابل ،چور و چپاول دستگاه هاي توليدي كار خانجات جنگلك، و قاتل 25000 نفر كابليان كه اكثريت شان بخاطر پيدا نمودن لقمه ناني در روي جاده هاي شهر به دست فروشي مشغول بودند، ميباشد، نمي دانيم كه در روز باز پرس خداوندي در مقابل عرايض مردم به پيشگاه رب العالمين چه جوابي خواهد داشت!! شايد در آنجا هم خاموش نمانده گناه را به گردن دوستم و مسعود به اندازد و يا مقصر (زرداد و سگش) را معرفي كند؟؟!!او
در آخرين دقايق نابودي خود با يك عالم سرافگندگي در مقابل چشمان حيرت زده كابلي ها ظاهر شد و براي آزمودن بخت، به كرسي صدارت تكيه زد، گفت: ما اشتباه كرده بوديم، ما را دشمنان به جنگ انداخته بودند!؟ بخوانيد و قضاوت كنيد! در حاليكه خود اعتراف مي كند ما را دشمنان به جنگ انداخته بودند واضح مي شود كه او داراي عقل سليم نبوده، زيرا به حكم دشمنان عمل مي نمود.
حكمتيار با همه سعي و تلاش اش، بخاطر احراز كرسي رياست جمهوري چون بحق مردم ظلم نموده بود، در هيچ جا و هيچ مقطع زماني شانس با او ياري نكرد، سرانجام با تمام هوس ها، آرزو هاي برباد رفته اش با چشمان پر اشك و دل پر غم در برابر فرزندان ناخلف اش (طالبان) فرار را بر قرار ترجيح داد، و با همه دروغگويي ها، شايعه پردازي ها، افسانه سرايي ها و ياوه گويي هايش، كه هيچگاه جاگزين حقيقت نه شد، با دل پر آرمان و اشكهاي حسرت زا ،كابل را به قصد ايران ترك و از سرير سلطنت به سرير غربت تكيه زد..
ملت قهرمان ما بدانند که ! درین اواخر زد وبند های زیر زمینی ای مبنی بر هموار ساختن شرایط ورود حکمتیار در دولت گسترش یافته ، بیاد داشته باشید که ورود ششمین بار این پلنگ خو در دولت،
درد آور ترین فاجعه ، و از هم پاشیده شدن دولت آقای کرزی را فراهم خواهد ساخت ، نباید سرمه آزموده شده را آزمود و نباید بر پلنگ تیز دندان ترحم کرد ، زیرا رحم بر ظالم ، ظلم بر مظلوم است ".
اگر باهمین منطق آقای بایانی پیش برویم پس عامل تمام بدختیها نظربه اعتراف شخص حکمتیار که خود اعتراف کرده است که او اشتباه کرده پس باید یک نفرملامت باشد که او حکمتیار است. زیرا مسعود اینچنین اعترافی را حتی تا دم مرگ نکرد او پیوسته میگفت که این پاکستان بود که حکمتیاررا برعلیه اوتسلیح وتجهیز مینمود اما حکمتیار نظر نوشته آقای بایانی رسما مسؤولیت تمام بدبختیها پذیرفت واشک نیزریختاند. درحالیکه آقای بایانی درجای دیگر درمورد مسعود اینچنین میفرمایند:
"دوران سوم زندگی چریکی مسعود زمانی است که طالبان ظهور کرده و به سرعت همه افغانستان را بغیر از چند شهر شمالی از جمله پنجشیر به تصرف خود در می آورد. مسعود در این دوران نیز با شجاعت مثال زدنی در برابر طالبان ایستادگی کرد و چه بسا اتهامات و بدنامی هایی را که در دوران کوتاه تصدی اش بر وزارت دفاع با خود همراه ساخته بود به مدد مبارزات بی وقفه اش با طالبان تطهیر کرد. او سرانجام به طرز بسیار دردناک و ناجوانمردانه ای در همین دوران و درست دو روز قبل از حملات تروریستی یازده سپتامبر توسط دوعرب که خود را به شکل روزنامه نگار جا زده بودند ترور"
درحالیکه این مقاومت ازنظربایانی صاحب مثال زدنی است اما دربارهء همولایتی های خودش یعنی پنجشیریها می نویسد که پسران نابالغ پنجشیری را ازموترها پائین کرده ودرباغ های ولایت پروان تا وقت رسیدن ریش شان نگاه میکرده است یعنی اینکه فعل لواط را با ایشان انجام میداده است درغیرآن چه منطقی وجود دارد که یک شخص هم تباران خودرا درباغستانهای شمالی جبرا نگاه داری کند وآنهم پسران نا بالغ. به این پیام توجه کنید:
"بنده از « دند » پروان ميباشم هيچ پنجشيری ، شتلی ، گلبهاری بدون اجازه از طريق سرک کهنه از قريه بايان ، ده ملايوسف تير شده نه ميتوانست . بچه های شيرک پنجشيری از سرويس پائين و در تنگی باغ ها کارش تمام بود . قندک پنچشيری راضی بود
کدام پنچشيری نام دارد . سقأو پنچشيری ، نوکر پنچشيری ، تنها ۲۵۶ شيرک بچه پنچشير در بايان صاحب ريش و بروت شدند آزاد شدند . پيش پنچ ، پنچ وپيش صاحب پنج پنج هم پنج . تو از مردم پروان خبر داری بنده فعلأ در کابل ميباشم به بسم الله محمدی بگو يک [ شنگ ] از پيش [ دلاک ] مانده بيايد انرا او قطع کند که پالانش ميکنم . من از خاديست های بودم که قلندر ، جلندر ، مستان ، داکتر عبدالرحمن شورای نظار ماهوار [ معاش ميدادم ] اگر قبول نداری از عبدالله و ضابط ريگستانی معلومات کنيد
اگر اضافه پيش رفتی داخل « دگروال دوست محمد شده » چيزی که تا حال نوشته ، گفته نه شده طی مقاله به همه سايت ها ارسال ميدارم . روشن بنده گاه گاه به دفتر کابل پرس سرزده بيا ببينم ارزش را داری يا از صابون کون های شورای نظار هستی !!
راستی ريش بروت داری يا چطور چون بيست سال شده پنچشيری را نه گايدم ."
ولی به هرحال هرچه باشد آقای بایانی مرد سرد وگرم روزگاردیده است باید اخلاق وعقت کلام را حفظ کرده وازتناقض نویسی های پریشان اجتناب ورزند .
د محترم سرلوڅ مرادزی غبرپون
دې روستیو کې د پاکستان اسلامي جمعیت د مشر قاضي حسین احمد یوه لیکنه "اُمت مسلمہ کو لسانی بنیادوں پر تقسیم کرنے کی سازش" د پاکستان په « جنګ » ورځپاڼه او اسلام ټایمز نومي بریښپاڼه کې خپره شوي چې پښتو ژباړه يي داسې ده « په ژبني بنسټ د اسلامي امت د ویش چلوټه »
دغه لیکنه چې بې له هغې هم د لیکوال په زهرو لړلې د محمد ناصح په نوم یو چا په فارسي ژباړلې چې ژباړن پرې نورهم خپل او د خپلې ژبنۍ فاشیستې ډلې زهر ورپاشلې او د خاوران پنوم د پښتو او پښتنو سره په کرکجنه او ګوند یماره بریښپاڼه کې خپره شوېده . بلخوا ژباړن دا لیکنه ځکه د ژباړنې لپاره غوره کړې چې هغې کې دده او دده د د فاشیستي ډلې غوښتنې او موخې په صفا او ښکاره ټکو کې بیان شوي دي
دلته به ددې مقالې ځینې مهمې برخې په ژباړنې سره راواخلم « د مسلمانانو د ټوټې کولو لپاره انګریزانو لومړی د مدرسو لوستګړي د قران له ژبې یانې عربۍ څخه بې برخې کړل او بیايي انګریزي د فارسي ژبې پرځای کښینوله چې په دې توګه د هندوستان د مسلمانانو اړیکې د فارسي ژبو له نړۍ سره پرې شوې .
امپریالیستو اروپایانو له عربۍ ژبې روسته ، په فارسي پسې واخیسته چې مسلمانان له دې لارې وپاشي . له دې کبله يي پښتني غورځنګونه وهڅول او په شا يي وډبول چې د پښتو ژبو او فارسي ژبو تر منځ درځ واچوي ( ! ) . د افغانستان یووالي لپاره نادرشا او زوی يي ظاهرشا چې پښتانه وو ، نه یوازې دا چې فارسي يي د خپلې کورنۍ ژبه کړه بلکې هغه يي د هېواد د رسمي او تعلیمي ژبه وګرځوله . د سلطنتي کورنۍ حتا څو تنه هم ، په پښتو روانې خبرې نشي کولای . که څه هم انشالله افغانستان به ونه پاشل شي ، خو زیاتې هڅې رونې دي چې ژبنۍ ستونځې وپاروي ترڅو د پښتو ژبو او فارسي ژبو ترمنځ ګډ ژوند ناشونی کړي .
د افغان ملت ملتپال ګوند هڅه کوي چې د ژبو دلۍ ( درمن ) ته د اور په اچونګ ، د افغانستان او پاکستان د تجزیي لار اواره کړي . د داسې لمسونونو په وړاندې موږ په دواړو هېوادونو کې د پاشلتیا مخنیوي غورځنګ پيل کړی و . ددې غورځنګ له بریاوو سره سره ، د پاکستان د واکمنانو د ناپوهۍ له کبله اوس زیات افغانان ، پاکستان خپل دوښمن او هند خپل دوست ګڼي .
اوس پاکستاني واکمنانو ته پکار ده خپل افغاني سیاست تر بیا کتنې لاندې ونیسي چې دا دواړه هېوادونه له دومره سرښندنو سره بیا هم د ژبو پر بنسټ و نه پاشل شي . »
د لیکوال په پورته اړوپيچ لیکنې سربېره چې هره برخه يي جلا تبصره غواړي ، د ژباړن برخه هم د زیاتې پاملرنې وړ ده . ژباړن پخپل سر پردۍ مقالې ته دا عنوان ټاکې : «قــاضی حســین احمــد: بــا فــارســی ســتیزی افغــانســتان تجــزیه خــواهــد شــد . » یا د مقالې له ژباړې مخکې په دې خبرو ټینګار « حــزب قــومپــرست افغــان مــلت در تــلاش است تـا با آتــش زدن بـه خــرمــن زبانهــا زمینــۀ تجــزیۀ افغــانســتان و پــاکســتان را میســر ســازد.
د قاضي حسین احمد او مولانا فضالرحمان ګوندونو تل په لره پښتونخوا کې د ملي ګوندونو پښې وهلې او د کوزو پښتنو د ملي غوښتنو په وړاندې د پنجاب تر څنګ دریدلي پاتې شوي . همدارنګه دغو ګوندونو په کوزه پښتونخوا کې د افغانانو د کډوالۍ په مهال ، د پخواني پاچا اعلیحضرت ظاهرشا د پلویانو او نورو ملي مشرانو په سپکولو ، بندي کولو او وژلو کې د ای ایس ای او د افغاني سخت دریځو او توندلارو ګوندونو سره مرسته کړې .
موږ نن په ۲۱ مه پيړۍ کې ژوند کوو . د قاضي حسین احمد څرګندونې که چیري د هغه د خپلې ګروهي زیږنده هم وي ( خو پاکستان کې د خپل قوم او ژبې خلاف دریځ نیول ښايي د پنجابي استخباراتو په سلا او ملاتړ سره وي ) بیا هم قاضی سیب زموږ د وخت خبرې نه کوي ؛ د خپل قوم پښتنو په ملي غوښتنو نه غږیږي ، د خپل قوم له ژبې پښتو سره پردیتوب او دوښمني کوي او د پښتنو د روان ناورین د حل لارو پرځای د اوومې عیسوي پيړۍ په ګز حالات ګزوي او خپله د ۱۴ پيړیو د مخه اندتوګه په پښتنو منل غواړي . عربي او فارسي ژبې که هر څونه مبارکې او خوږې ژبې وي ښايي خپلو ویونکو لپاره وي .هیڅ قوم لپاره له خپلې ژبې پرته پردۍ ژبه خوږه او سپيڅلې کیدای نشي . پښتانه چې سیمه کې ۶۰ میلیونه شمېر لري او تر ټولو لوی ملت دی ، حق لري خپل هېواد لوی افغانستان کې ( د ډیورنډ تپلې کرښې دواړ غاړو ته ) اداري ، پوځي ، اقتصادي ، کلتوري او ژبنی واحد مرکز ولري . داسې هيوادونه او مرکزونه نورګاونډیان لکه تاجیکستان ، ازبکیستان ، ترکمنستان ، ایران ( فارس ) ترکیه او هند هم لري . د تاجیکستان رسمي او دولتي ژبه تاجیکي ده ، د ازبکیستان ازبکي ، د ترکمنستان ترکمني ، د ترکیي هېواد ترکيي ژبه ، د ایران فارسي او د هند اردو او انګریزي ده . افغانان هم د ګاونډیانو پشان خپل هېواد لري چې افغانستان دی او خپله ملي او رسمي ژبه لري چې پښتو ده . البته نورې ژبې هم افغانستان کې شته چې حق يي خوندي دی . خو پښتو به د ټول افغان ملت شریکه ملي او رسمي ژبه وي . عربان هم نن یو ملت او یو هېواد نه دی لکه څنګه چې قاضي سیب يي انګېري .
زموږ په پيړۍ کې هر ماشوم حق لري پخپله مورنۍ ژبه زده کړه وکړي ، خبرې وکړي او ولیکي . دا حق نن له یوه ماشوم څخه نه ملا ، نه قاضي ، نه عرب او نه عجم اخیستلای شي .
که چیری پاکستان ، د پښتونستان د ماشومانو په پښتو زده کړې ، ویلو او لیکلو پاشل کیږي او یا دا چې پښتو ژبه پکې نه وي د قاضي سیب په اند ټینګ او پرځای پاتیږي ، خدای دې داسې بې ننګه او بې پښتو پاکستان همدا نن دړې وړې کړي .
همدارنګه که چیری د ژباړن ښاغلي محمدناصح په وینا ، د افغانانو یووالي او د افغانستان سلامتیا په دې کې وي چې پښتنو ماشومانو ته به پخپله مورنۍ ژبه پښتو د زده کړې ، ویلو او لیکلو حق نه وي ، پښتو ژبه دې په اداره ، حکومت ، ښوونځي او پوهنتون کې نه وي ، په دغه لار چې پای يي ترکستان ته رسي په هیڅ توګه افغانان یووالی نه شي ټينګولای او افغانستان روغ جوړ نه شي پاتېدلای . که د نادرشا او ظاهرشا کورنۍ د پښتو په نه ویلو او پښتو ته په شااړولو او یوازې فارسي ته په حق ورکولو لکه څنګه چې قاضي سیب باور لري او ژباړن يي اوس هم توصیه کوي یووالی ساتلی وو ، په داسې لوی او ملي ضد رشوت سره نه یوازې دا چې ملي یووالي نه ټينګیږي بلکې د پښتنو غوندې د یوه لوی قوم د ژبې په حق خوړلو او نورو ته په ډالۍ کولو سره موږ د یووالی او پيوستون ریښې له بیخه ایستلي دي . د لويي ژبې او نورو وړو ژبو حق خوړل او د یو کوچني ایتنیکي ګروپ ژبه پر سر ګرځول او په زور سره په نورو منل او چلول د ملت په منځ کې د یووالي او ټينګښت لامل نشي کېدلای . کله چې حق حقدار ته ورسیږي ، هلته وروري او یووالي ټينګیږي .
ښاغلی ژباړن باید په دې وپوهیږي ، د پښتنو او نورو و قومونو یو شمیر چې نن افغانستان کې په فارسي غږیږي ، ځانته خپلې قومي ژبې لري . ځان سره ددې کسانو په شمیرلو فارسي ژبي په افغانستان کې د ډيره کي دعوه نشي کولای . د بېلګې پتوګه ازبکان په افغانستان کې خپله ازبکې ژبه لري چې د اساسي قانون سره سم يي پخپله سیمه کې حقوق خوندي دي ، په دې توګه ازبکان دوه کارتونه نشي کارولای چې هم د خپلې ژبې حقوق ولري اوهم يي د پښتو او پښتنو په وړاندې د فارسي ژبو په ګټه وکاروي . داسې د نورو لږکیو حقوق هم درواخله . ډېر لاملونه سره ګډ شوي او داسې ویجاړه وضعه يي پر دې قومونو تپلې ساتلې ده . که هر قوم ته په خپله سیمه کې د خپلو قومي ژبو ویلو خپلواکې ترلاسه شي ، د فارسي ژبو د رسوايي تشت له بامه راغورځيږي او پخپله برخه به یخ او غلي کښیني .
پر نورو ولسونو د پردیو ژبو په زور د واک او ښکېلاک وختونه تېر ښکاري . کېدای شي یو مهال داسې ژبنیو واکمنیو شتون درلود ، چې هغه مهال هم سمه نه وه او اوس هم سمه نه ده . توپیر دا دی هغه وخت ولسونه اړویستل شوي او له خپلو حقوقو بې خبرساتل شوي وو . خو اوس ولسونه ویښ دي ، د قاضي سیب او محمد ناصح خبرو ته څوک غوږ نه ږدي .
قاضي حسین احمد په دې لیکنې سره پنجاب ته په لکۍ وهلو او خوښۍ لپاره نه یوازې کوز پښتانه په نښه کړي بلکې بره پښتونخوا کې هم د پښتو او پښتنو په نښه کولو سره غواړي د ټاکلو ژبني فاشیستي کړیو زړه پر پښتنو یخ کړي .
د ۲۰۱۰ کال د نومبر ۲۴ مه