کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > راهکار های سقاوی دوم یا دویمه سقاوی !

راهکار های سقاوی دوم یا دویمه سقاوی !

حقوق اقوام اقلیت باید از طرف پشتون ها و با در نظر داشت برتری منافع و حقوق پشتون ها ، مشخص و تعیین شود . هر حق و امتیازی را که پشتون ها لازم می دانند به اقلیت ها می دهند و اقلیت ها باید از مهربانی و اعطای بزرگانه ی پشتون ها خوش و راضی و ممنون باشند و دیگر دعوای حق و حقوق بیشتر نکنند .

سه شنبه 19 ژانويه 2010, بوسيله‌ى مزاری

دوستان عزیز و ارجمند : بخاطر اینکه به جزئیات کامل این برنامه فاشیستی فاشیستان قبیله اطلاع حاصل نمائید سفارش می نمایم دوستان عزیز را که خود این رساله را بخوانند چون امکان ندارد بشکل مکمل به صفحه کابل پرس آنرا به دید شما عزیزان قرار داد .

سقاوی دوم یا دویمه سقاوی در سال 1377زمانیکه لشکر جعل و تاریکی طالبی در تقریبأ 95 فیصد خاک اوغانستان بیداد میکرد توسط یک تعداد روشنفکران پشتون زیر نام مستعارسمسوراوغان به خامه آورده شده است . در واقع این برنامه عمل استعماری فاشیستان پشتون در زمان حکمروایی عبدالرحمن جلاد ، نادر غدار، محمد گل مومند ، پره ماچ و علامه حبیبی طرح ریزی شده بود که نسبت نبود امکانات ذهنی و فکری به زبان دری فارسی نتوانستند آنرا به رسالۀ تبدیل و به جامعه پشتون تقدیم نمایند . ولی بشکل پیگیر و دوام دار این سیاست در عمل پیاده میشد . تا اینکه زبان قبیله در زمان حاکمیت و پادشاهی ظاهر خان به پشتو تولنه جدید و تأسیس به همیاری و همکاری مستقیم جناب علامه حبیبی صاحب دبیره ( رسم الخط) شد . نخستین گلی را که پشتو تولنه به آب داد همان پیدایش از کجاآباد پته خزانه بود که بعد از نشر و چاپ آن مستقیم به صنوف تدریسی رفت تا آزین بخش مضامین درسی شاگردان شود . پشتو تولنه بشکل اساسی ، پشتو سازی زبقان دفتری را در سرخط وظایف خود قرار داد که کورسهای زبان پشتو در ادارات دولتی ، مکاتب ، موسسات اقتصادی و فرهنگی دایر گردید و تمام کارمندان دولت مجبور گشتند تا زبان پشتو را به حیث زبان رسمی اوغانستان بیآموزند . حتی تصمیم همان بود که زبان رسمی اوغانستان زبان اوغانی یعنی همان پشتو باشد تا هویت ملت واحد مانند ایران در جامعه بین المللی انعکاس نماید . ولی نسبت فقیر بودن زبان از نگاه واژه وغنامندی گفتاری نتوانست رقابتی بازبان فارسی دری نماید . پژوهش گران به ویژه آقای حبیبی دستگاه واژه سازی را به کار انداخت و هر شب چنین واژۀ جدیدی به زبان پشتو می افزود .

پروژه سقاوی دوم الی ظهور طالبان بطور مخفی ، فقط در اذهان فاشیستان قبیله و دانشمندان شان می جوشید و با تبلیغ همه جانبه در بستر جامعه پشتون تبلیغ میشد .

بعد از گسترش جنبش طالبان و امکان نشر سقوی دوم فراهم شده بود دانشمندان پژوهش گر پشتون به گمان اغلب سلیمان لایق این طرح و برنامه را نخستین بار در آلمان و برای بار دوم و سوم در پاکستان آزین چاپ داد . گفته میشود سقاوی دوم پر تیراژ ترین ریاله یست که تا هنوز به چاپ رسیده است ، حتی در ماسکو .

با این پیشگفتار خلص میخواهم علت بروز و سرهم نمودن برنامه سقاوی دوم را به شکل فشرده به زبان فارسی به خوانش شما عزیزان تقدیم نمایم و در اخیر برنامه عمل سقاوی دوم را .

اطمیان دارم بسیاری شما خواننده های عزیز کابل پرس تا هنوزبرنامه سقاوی دوم را بشکل مکمل آن نخوانده اید و این نوشتار فقط گوشۀ است از تمام حجم آن استراتیژی سقاوی نویسان که بطور فشرده به شما تقدیم میدارم :

پشتون ها یک قوم اکثریت در اوغانستان استند که نفوس شان دو برابر بیشتر از نفوس جمعی تمام اقوام دیگر در آن کشور می باشد . یعنی تاجیک ها ، اوزبیک ها ، هزاره ها ، ترکمن ها ، بلوچ ها ، پشه یی ها ، ایماق ها ، عرب ها و همه اقوام بزرگ و کوچک دیگر را که در اوغانستان در کنار هم بگذارید و جمع کنید ، برابر نصف نفوس پشتون ها هم نمی شوند !

پشتون ها ، بنیانگذاران ، به وجود آوردنده گان ، نگهبانان و پاسداران آزادی ، استقلال و تمامیت ارضی اوغانستان در طول تاریخ اش بوده اند و همیشه پیش تر و بیش تر از هر قوم دیگر قربانی داده اند . همین پشتون ها بودند که سه بار پوز تجاوزگران انگلیس را به خاک مالیدند و آزادی و استقلال اوغانستان را بدست آوردند. همین پشتون ها بودند که در مقابل تجاوزگران شوروی ( روس ها ) مردانه وار ایستادند و جهاد کردند و با قبول قربانی های بیشمار اوغانستان را از چنگ ارتش سرخ آزاد ساختند و باعث شکست و نابودی شوروی شدند. اقلیت های قومی در جنگ های آزادیبخش هیچ سهم شایسته نداشته اند و تاجایی که دست شان رسیده است خیانت کرده اند و خواسته اند که نام اوغانستان را از نقشه جهان پاک سازند .

پشتون ها ، از هر نظر و جهتی که نگاه کنید ، سزاوار ، مستحق و شایسته ی حاکمیت و رهبری کشور می باشند و باید قدرت سیاسی در اوغانستان در دست پشتون ها باشد .

پشتون ها ، یگانه قومی استند که توانایی و تجربه و مشروعیت حکومت کردن در اوغانستان را دارند .

اما ، با وصف اینکه پشتون ها اکثریت مطلق و دو برابر بیشتر از نفوس جمعی همه اقوام دیگر استند و با وصف آنکه به ظاهر حاکمیت سیاسی در دست شان بوده است ، از سال ها به این سو در جایگاه یک اقلیت قومی قرار داده شده و از هر نگاه از حقوق خود محروم بوده است . در حقیقت همه قدرت و امتیازات و حقوق به اقوام کوچک داده شده و با پشتون ها برخورد درست صورت نگرفته است .

زبان پشتو که زبان اکثریت مطلق باشنده گان اوغانستان است ، مورد تبغیض و بی مهری شاهان و حاکمان به اصطلاح پشتون قرار گرفته است . * پشتو باید زبان اصلی ، رسمی و ملی اوغانستان می بود ، اما هیچ کس به این مساله توجه نکرده است و در عوض ، زبان فارسی را که یک زبان خارجی و زبان یک اقلیت کوچک و ناچیز در اوغانستان است بالای تمام ملت اوغانستان تحمیل کرده اند و مخصوصا مردم بیچاره و محروم پشتون را مجبور ساخته اند که به فارسی صحبت کنند . این یک جنایت بزرگ و فراموش ناشدنی است .

شاهان و حاکمانی که در جهت تحکیم و گسترش زبان پشتو کار کرده اند و خواسته اند که زبان پشتو را به زبان همگانی تمام باشنده گان اوغانستان تبدیل کنند و پشتون ها را به عنوان اکثریت مطلق در جایگاه واقعی و شایسته شان در نظر داشته اند ، شاهان و حاکمان خوب بودند ، اما آن هایش که به زبان پشتو التفات و توجه لازم را نداشته و حتا خود شان و خانواده ی شان به زبان پشتو گپ زده نمی توانستند ، بد و نابکار بودند.

گل محمد خان مومند بابا یک قهرمان پشتون بود که برای حاکمیت همه جانبه ی ملت پشتون و اعتلا و تسلط زبان پشتو کوشش می کرد . تمام کسانی که در همان خط فکری " مومند بابا " حرکت می کنند و برای حاکمیت مطلق پشتون ها و مسلط ساختن زبان پشتو و فرهنگ پشتونی در تمام ساحات اوغانستان میکوشند ، اوغان راستین و پشتون واقعی می باشند.

هر کسی که پشتون هست ، هرکسی که پشتو را یاد دارد و میتواند گپ بزند ، هرکسی که برتری پشتون ها و زبان پشتو را می پذیرد ، خوب هست ، انسان هست ، قابل اعتماد هست ، وطن دوست هست ، باغیرت هست ، از اوغانستان هست ، اما هر کسی که پشتون نیست و پشتو را یاد ندارد و برتری پشتون ها و زبان پشتو را قبول نمی کند ، از اوغانستان نیست ، قابل اعتماد نمی باشد ، حتما خائن و نوکر خارجی هست ، مهم نیست که در کدام حزب و گروه و تنظیم مذهبی و سیاسی حضور دارد .

فارسیوان ها همگی شان " ستمی " استند . طاهر بدخشی ، ببرک کارمل ، برهان الدین ربانی ، احمد شاه مسعود و خیلی دیگر از فارسیوان های مشهور، با وجودی که اندیشه های متفاوت و متضاد حزبی و تنظیمی و عقیدتی داشتند ، همگی شان ستمی بودند و به دستور دستگاه های جاسوسی کشور های خارجی در داخل حزب ها و جریان های سیاسی و فکری مختلف جای گرفته بودند . همگی شان خائن و دشمن پشتون ها و زبان پشتو و دشمن اوغانستان بودند و میخواستند کشور را تجزیه کنند و اوغانستان را نابود سازند .

تاجیک ها و اوزبیک ها و هزاره ها و غیره اقوام ساکن در اوغانستان ، همیشه به کشور خیانت کرده اند و آله دست دشمنان بیگانه قرار گرفته اند و وطنفروش استند . آنها از کشور های همسایه ، از تاجیکستان ، اوزبیکستان و ترکمنستان و غیره جا ها وارد خاک اوغانستان شده اند و کدام علاقه ی واقعی به آن کشور ندارند . تمام علایق قلبی و احساسی و فرهنگی و زبانی و مذهبی شان به کشورهای همکیش و همنژاد و همزبان شان می باشد . از همین خاطر است که آنها همیشه به ساده گی و آسانی در خدمت دولت های همسایه قرار میگیرند و بر ضد منافع ملی کشور میزبان ( اوغانستان ) عمل می کنند . از این خاطر است که مرز های شمالی و غربی کشور ما همواره به مثابه نقاط ضعف و بخش های زخم پذیر پیکر اوغانستان بوده است . هرگاه همسایه میل کرده اند که دولت مرکزی را در اوغانستان زیر فشار قراردهند و آنرا بی ثبات و مختل سازند ، از ساکنین مرز های شمال و غرب کشور ما ، از تاجیک ها ، اوزبیک ها ، ترکمن ها و شیعه ها ، حد اکثر استفاده را کرده اند و آنها را بر علیه دولت مرکزی تحریک کرده اند و باعث شورش ها و درد سر های مداوم شده اند.

هر گاه قدرت به دست پشتون ها که مالکان اصلی اوغانستان استند نباشد ، کشور به طرف تشنج و بی ثباتی و نابودی سوق می یابد . حاکمیت سیاسی باید به صورت مطلق و اساسی به دست پشتون ها باشد . این حق مشروع پشتون ها در اوغانستان باید هرگز مورد سوال و تهدید قرار نگیرد . اقلیت ها باید به این واقعیت گردن نهند که وارثان راستین و مالکان حقیقی اوغانستان پشتون ها استند و قدرت و حاکمیت سیاسی هم تنها حق آنهاست .

حقوق اقوام اقلیت باید از طرف پشتون ها و با در نظر داشت برتری منافع و حقوق پشتون ها ، مشخص و تعیین شود . هر حق و امتیازی را که پشتون ها لازم می دانند به اقلیت ها می دهند و اقلیت ها باید از مهربانی و اعطای بزرگانه ی پشتون ها خوش و راضی و ممنون باشند و دیگر دعوای حق و حقوق بیشتر نکنند .

اقلیت ها حق ندارند که خود را با اکثریت برابر بدانند و دعوای حقوق مساوی کنند. حقوق اقلیت ها معدود است و از طرف اکثریت تعیین می شود. کسانی که گپ حقوق برابر را می زنند و اکثریت را با اقلیت مساوی می سازند ، ستمی و تجزیه طلب و مزدور خارجی استند .

قدرت سیاسی و حاکمیت پشتون ها در دو صد شصت سال اخیر دو بار از طرف تاجیک ها مورد دستبرد قرار گرفته است ، یکبار توسط " بچه سقاو" و بار دیگر توسط برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود .

دولت حبیب الله کلکانی ، دولت سقوی اول بود . دولت ربانی – مسعود ، دولت سقوی دوم . هر دو دوره و هر دو دولت ، ضد پشتون ها و ضد منافع ملی اوغانستان بودند و توسط بیگانه ها بر ملت اوغان تحمیل شدند و کشور در هر دو دوره در معرض تباهی و نابودی قرار گرفته بود .

اوغانستان همیشه از طرف همسایگانی که از مناطق پشتون ها دور استند ، یعنی از طرف شمال و غرب ، مورد تجاوز قرار گرفته است و همسایه های شمالی و غربی همیشه در امور داخلی کشور ما مداخله می کنند . ایران ، تاجیکستان ، اوزبیکستان ، ترکمنستان و روسیه دشمنان اصلی کشور ما استند که باید در برابر شان اقدامات دفاعی جدی و ریشه یی را روی دست بگیریم .

تا زمانی که ما یک برنامه درست و اساسی برای جلوگیری از تجاوز سقوی ها نداشته باشیم و تا زمانی که یک پروگرام بسیار روشن برای محکم بندی و قایم سازی حاکمیت پشتون در اوغانستان روی دست نگیریم ، هیچگاهی یک حکومت مرکزی مقتدر و توانا و موفق پشتون نخواهیم داشت و پس از هر چند وقت همین گونه کشور ما دچار هرج و مرج و نابسامانی خواهد شد و حاکمیت پشتون ها دچار اختلال و گسستگی خواهد گشت .

این هم برنامه عمل سقاوی دوم :

نخست - دین مبین اسلام حیثیت حلقه وصل میان تمام اقوام اوغانستان را دارد . تمام اقوام برمحور عقیده ی اسلامی جمع می شوند و محکم شدن عقیده ی اسلامی در اوغانستان باعث محکم شدن یگانگی ملی اوغانستان می گردد . برای محکم شدن وحدت ملی در اوغانستان ، به تبلیغ ، ترویج و قایم ساختن دین مبین اسلام ضرورت اساسی وجود دارد . به این اصل باید نه تنها به مثابه فریضه ی دینی مردم ما نگریسته شود ، بلکه به عنوان عامل اساسی یگانگی ملی نیز به آن باید نگریست .

دوم – از آن جایی که اکثریت مطلق نفوس اوغانستان مسلمانان می باشند و باز هم اکثریت شان پیروان مذهب حنفی استند ، لذا با در نظر داشت حقوق اکثریت باید مذهب حنفی به عنوان مذهب رسمی کشور شناخته شود . فایده و سود رسمی شدن مذهب حنفی این که در میان اکثریت نفوس اوغانستان ( پشتون ها ، اقلیت ها تاجک ها ، ازبک ها ، ترکمن ها ، بلوچ ها یک تعداد هزاره ها و اقلیت های دیگر ) حیثیت حلقه ی وصل را دارد . در پهلوی مذهب حنفی به رسمیت شناختن مذهب دیگری در کشور اختلافات مذهبی و قومی را افزایش می بخشد و به وحدت ملی زیان می رساند . البته اقلیت های مذهبی می توانند که در چوکات داخلی خود مراسم مذهبی خویش را برگزار نمایند.

سوم - در پهلوی یگانگی دینی و مذهبی ، کلمات " اوغان " و " اوغانیت " برای مردم کشور ما چنان الفاظ و ظروف مناسب استند که هم پس منظر تاریخی و قومی دارند و هم نام کشور از همین الفاظ به وجود آمده است. آن کشور های که به نام یک قوم نامگذاری شده اند از نگاه روانی و سیاسی نشان دهنده پیوند روحی مردم با کشور و آشکار سازنده میهن دوستی شان می باشد و برای یگانگی ملی کشور مفید تمام می شود . پس ، تمام اقوام اوغانستان را به چوکات " اوغان ملت " آوردن و مفکوره ی اوغانیت را تبلیغ و ترویج کردن هم به نفع کشور و هم به مفاد تمام اقوام اوغانستان می باشد . از همین سبب ، مفکوره ی اوغانیت باید در روح و روان و ذهن و فکر هر باشنده ی اوغانستان ترزیق ، تبلیغ و ترویج شود . در هرج و مرج ها و انارشی های بزرگی که قبلا یاد کردیم ، برضد فکر ملی " اوغانیت " به صورت شعوری و غیر شعوری کوشش های منفی انجام شد و همان کار ها هنوز هم جریان دارد . اما برای بهم پیوستن تمام اقوام اوغانستان ، تبلیغ و ترویج مفکوره های اسلامیت و اوغانیت بی نهایت ضروری می باشد .

چارم - همان گونه که در قسمت به رسمیت شناختن مذهب معمول است که مذهب اکثریت به مثابه مذهب رسمی کشور شناخته می شود ، در قسمت به رسمیت شناختن زبان هم در جهان همین رسم معمول است . مثال برجسته آن همین کشور ایران است که مدعی حقوق اقلیت ها در اوغانستان می باشد . در ایران بسیار مذاهب و اقوام مختلف وجود دارد ، در آن جا وضع طوری است که نفوس هر قوم و مذهب از نظر تعداد نفر به همدیگر بسیار قرین می باشند و آن گونه که پشتون ها در اوغانستان از مجموع تمام نفوس اقلیت ها دو برابر بیشتر استند ، درایران یک قوم وجود ندارد که از دیگر اقوام از نگاه تعداد و نفوس خیلی بیشتر باشد . در ایران آن قومی که ادعای اکثریت بودن دارد تعداد نفوس آن از هر یک قوم دیگر در آن کشور خیلی کم تفاوت دارد و مجموعه ی تمام نفوس اقوام دیگر از آن قوم خیلی زیاد تر است که در ایران حاکمیت را در دست دارد و مدعی است که اکثریت می باشد. با این وصف ، در تمام ایران تنها یک مذهب شیعه و یک زبان فارسی رسمی شده اند. ملت گرایان ایران به این عقیده استند که همین رسمی شدن مذهب شیعه و زبان فارسی زنده ماندن و بقای ایران را تضمین کرده است. آن ها به این عقیده استند که هرزمانی که حاکمان ایران همین موقعیت مذهب و زبان را سست سازند ، همان وقت ایران به تجزیه قومی و زبانی سوق می یابد . اما ملت گرایی در اوغانستان مانند ایران بر افراط گرایی استوار نیست . در اوغانستان نفوس پشتون ها بیشتر از دو برابر از نفوس مجموعی اقلیت ها می باشند . پس میتوان گفت که رسمی شدن زبان پشتون ها در اوغانستان حق قانونی شان و یک ضرورت اساسی می باشد. این مساله به نفع اقوام کوچک نیز تمام می شود چون آن ها برای اینکه بتوانند با قوم اکثریت یک زنده گی سالم و با تفاهم را به پیش ببرند باید زبان ملی کشور خود را بیاموزند و از آن پاسداری کنند . رسمی شدن و مسلط گشتن و مورد استفاده قرار گرفتن زبان پشتو در تمام اوغانستان به وحدت ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور بسیار کومک می کند و زبان پشتو در کنار مذهب برای ملت سازی و یگانه شدن ما یک عنصر اساسی دیگر است . تجارب نشان داده است که آن عده از مردم متعلق به اقوام کوچک که در حوزه ی فرهنگی پشتون ها در اوغانستان علاوه بر زبان مادری خود زبان پشتو را هم یاد گرفته اند ، نه در مقابل پشتون ها کینه نشان می دهند و نه سخن از تجزیه کشور می زنند و نه هم گپ از فدرالیزم به میان آورند و نه از جدایی . اما برعکس ، آن عده از مردمان متعلق به اقوام کوچک که بر اساس برخی شرایط و به ویژه به اثر نفوذ زبانی ، فرهنگی و سیاسی و مداخلات بیگانگان از زبان پشتو دور نگهداشته شده اند ، در میان آن ها بعضی افراد و گروه هایی سر بلند کرده است که نه تنها در مقابل پشتون ها کینه نشان می دهند ، بلکه اوغان ، اوغانیت و اوغانستان را هم قبول ندارند و برای تجزیه کشور و جدایی تلاش می کنند . همگانی شدن و دفتری شدن زبان پشتو به معنای محو کردن زبان های اقوام کوچک نمی باشد ، بلکه هرقوم کوچک حق دارد که در بین خود زبان خود را به مثابه ابزار افهام و تفهیم استفاده کند و با آن تعلیم نماید . اما وقتی که سخن از تمام کشور به میان می آید ، پس آن ها مجبور و مکلف استند که به حیثیت حقوقی قوم اکثریت گردن نهند و آن قانون را بپذیرند که در تمام دنیا برای حل مشکل زبانی پذیرفته می شود .

پنجم - رسمی شدن و دفتری شدن زبان پشتو از آن بروکراسی مبتذل هم جلوگیری می کند که با گذشت زمان یک بخش از مردم اکثریت کشور را تحت ستم زبانی یک اقلیت قومی قرار میدهد و بعد از آن از ایشان چنان افرادی ساخته می شود که ذهن و زبان شان بیگانه شده است و برخلاف وطن خود آله ی دست بیگانگان می گردند . همگانی شدن و عمومیت یافتن و دفتری شدن زبان پشتو برای ساختن ملت اوغان یک عامل اساسی و بزرگ می باشد که اگر عملی شود با گذشت زمان یک ملت واحد ساخته می شود و مشکل زبانی و دیگر معضلات قومی از میان میروند و از بروز آن ها جلو گیری می گردد .

ششم - برای آن که تمام اقوام و طایفه ها به هم پیوسته و درهم تنیده شوند و برای به هم بستن دانه های زنجیر ملی ، این ضرورت است که همان مقدار زمین های شالی که در شرق و جنوب کشور وجود دارند به مردم بی زمین سمت شمال داده شوند و آن مقدار زمین های شالی که در سمت شمال وجود دارند به مردم بی بضاعت سمت های مشرقی و جنوبی توزیع گردند .

هفتم - برای آن که روس ها و کشور های نوبنیاد در مرز های شمالی اوغانستان نتوانند هیچگاهی برنامه های آزمندانه خویش را جامه عمل پوشانند و مداخلات شان به شکست ابدی و قطعی روبرو گردد ، لازم است که تعداد زیاد از مردمان مشرقی ، جنوب غربی و جنوبی را به صورت گروهی و فردی به بخش های شمال اوغانستان فرستاده و مسکین گزین سازیم و زمین های کشت ناشده را برای شان توزیع کنیم . با این کار توازن قومی در بخش های شمال اوغانستان بهتر می شود و پشتون ها مانند یک سد محکم در برابر مداخله روس ها و دیگر بیگانگان قرار می گیرند .

هشتم - به خاطر امنیت دایمی شهر کابل و برای جلوگیری از هر گونه هرج و مرج باید برای ساختن چنان یک استراتژی ملی فکر کنیم که در صورت وقوع کدام رویدادی که توسط گروه های سیاسی و نظامی به وقوع می پیوندد ، باید جلو غارت وچپاول شهر گرفته شود . برای این مقصد باید در دشت چمتله مردم بی بضاعت مشرقی و جنوب غربی و جنوبی مسکن گزین شوند و همچنان برای ایجاد یک کمربند امنیتی به دورا دور شهر کابل باید مردم مشرقی ، جنوب غربی و جنوبی جا به جا شوند .

نهم - باید تمام زمین های کشت ناشده ی دولتی از قسمت شمال کابل تا حصه ی سالنگ به صورت کامل به پشتون های مشرقی ، جنوب غربی و جنوبی توزیع شود . سودمندی این کار این است که حضور پشتون ها توازن قومی را در آن مناطق بهبود می بخشد و از شورش های ضد حکومت مرکزی جلو گیری به عمل می آید.

دهم - چون مردم پنجشیر آله دست بیگانگان می باشند و در مقابل قوم اکثریت و دیگر اقوام احساس دشمنی دارند و همیشه امکان دارد که مردم پنحشیر به تحریک دشمنان خارجی ما بر علیه حکومت مرکزی قیام کنند و از موقعیت حساس سوق الجیشی پنجشیر برای دیگر مردم کشور مشکلات و در سر خلق نمایند ، لذا برای جلوگیری از هر گونه پیش آمد ناگوار در آینده ، لازم است که دره ی پنجشیر را از مردم فعلی اش خالی سازیم و پنجشیری ها را در منطقه های مشرقی ، جنوبی و جنوب غربی کوچ بدهیم و آنها را از هم جدا جدا کرده در مناطق پشتونی پراگنده سازیم و دیگر برای شان حق بازگشت به پنجشیر را ندهیم تا آنها به مرور زمان در میان پشتون ها حل شوند و هویت ملی ما را کسب نمایند .

یازده هم - اگر پشتون ها هم احیانا در کدام منطقه ای باعث برهم زدن وحدت ملی شوند و خطری را برای تمامیت ارضی اوغانستان خلق کنند ، باید آن ها هم از همان منطقه به جای دیگر کوچ داده شوند .

دوازدهم - باید در تمام سمت های کشور چنان شاهراه های ساخته شوند که دیگر هیچ فرد و قوم و گروهی نتواند یک سمت را در اختیار خویش بگیرد و راه های عمده کشور را تحت کنترول داشته باشد و شاهرگ اقتصادی کشور را ببرد و در کشور بی ثباتی سیاسی و بی ثباتی های دیگر را حاکم گرداند .

سیزده هم – باید یک برنامه ی همه جانبه را روی دست گیریم که جلو مداخلات و دست درازی های ایران در کشور ما به طور قطعی و دایمی گرفته شود . باید کاری کنیم که تمام زمینه ها و امکانات مداخله ایران از میان برود . برای برآورده شدن این هدف باید در بخش های از بامیان و مناطق شیعه نشین هزاره جات پشتون های مشرقی و جنوبی و مناطق جنوب غربی را جایگزین سازیم . همچنان باید در تمام مناطق مرزی ما با ایران پشتون ها را جا به جا سازیم . چون که پشتون ها هیچ وابستگی زبانی و مذهبی با ایران ندارند ، ممکن نیست که تحت تاثیر تلقینات و تحریکات ایران بروند و به لحاظ همزبانی و همتباری همیشه به دولت مرکزی اوغانستان وفادار می مانند و از مرزهای کشور به خوبی پاسداری می کنند . چیزی دیگری که در رابطه با ایران از همین حالا و قبل از تطبیق برنامه های بزرگ دیگر باید عملی شود این است که بالای وارد شدن آثار و نوشته های تاریخی ، علمی ، فرهنگی و مذهبی که از ایران به اوغانستان آورده می شوند یک کنترول و مراقبت شدید حاکم باشد و باید یک کمیسیون تعیین شود که تمام کتاب ها و نشرات وارد شده از ایران را معاینه و بررسی کنند و از ورود کتاب ها و نشرات ضد اوغانی و ضد مذهب حنفی جلوگیری نمایند .

دویمه سقاوی !

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






77 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > راهکار های سقاوی دوم یا دویمه سقاوی !

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • برادر گرامی مزاری جان،

    از زحمات شما در نشر این مقالۀ پرده برانداز از آرمان شوم و نهفتۀ استبدادی و پشتونه سازی میهن چندین ملیتی ما، قدردانی مینمایم.

    اگر چه رویداد های اخیر، مثل تهاجم در مناطق بهسود تحت پوشش کوچی ها و جابجا سازی اقوام پشتون در مناطق شمال و دیگر نقاط غیرپشتون دال بر این انگیزه مینمود ولی حالا بکلی روشن شده که از جناب کرزی تا وزیران ملیت پرست پشتون و طالبان با همدیگر در طرح و جامۀ عمل پوشانیدن این امر دخیل میباشند.

    اگر ملیت های دیگر این دیار بزودی بیدار نگردند قیمت های گزافیرا بخاطر غفلت شان خواهند پرداخت.

    • خوانندگان و هموطنان نهایت عزیز و گرامی:

      من به جز انسان واخلاق انسانی طرفدار هیچ قوم، قبیله ،نژاد ، دین و مذهب نبوده از هر نوع تبعیض نفرت دارم. اما وقتی انسان های منفعت جو وابن الوقت برای نفاق واز هم پاشی وطن عزیزما از هیچ نوع دسیسه مضایقه نمیکنند ، ما از هر کجایی این وطن رنجدیده ومخروبهء که هستیم اگر واقعا" این وطن را مادر خود میدانیم ودوست داریم باید به قیمت سروجان خود در مقابل این جاسوسان وسرسپردگان بیگانه قدعلم نموده درحد توان وقدرت خود ازتجزیه وازهم پاشی ونفاق بین افراد این جامعه دفاع نمائیم . اکنون بخوبی واضح وروشن گردید آنانیکه درلباس دین ومذهب خودرا آراسته نموده ودر ظاهر با شکیبایی وخونسردی با خردمندان به شکل بسیار صلح آمیزوزبان شیرین مفاهمه مینمایند، چه مقاصد شومی را در خفا پیریزی نموده وچه پلانهای خرابکارانهء را میخواهند از هر راهی که میسر باشد در مغزجوانان وافراد خوشبین وخوش قلب جامعهء ما تزریق کنند. هموطنان عزیز ما باید آگاه باشند وفریب این همه دغل بازی وگفتار خوش این مارهای خوش خط وخال را نخورند.

    • اگر قرار باشد ملیت خاصِ بر دیگران همیشه حاکم بوده و آنچه دلهای شان میخواهند انجام دهند و از دیگران حتی حق ابراز نظر هم سلب شود و با سرِ خمیده تعظیم کنان لبیک گو باشند، شاید به نظر بعضی اشخاص وحدت ملی و یکپارچگی معنی بدهد ولی جان برادر این اشتباه بزرگیست که شاید طی قرنها از طرف سیاستمداران همان ملیت حاکم مجاز شده و رعیتش عادت کرده بودند.

      خودت اگر یک هزاره و یا ازبک و یا هر فرد دیگر از ملیتهای محروم و فراموش شده میبودی، عکس العملت با اینگونه پلانهای استثماری چگونه میبود؟

      صرور نیست برای من جوابی ارائه بدهی فقط برای خودت از وجدان پاک پاسخ بفرما!

      و از بیان سخنان ذیل شما:


      «اکنون بخوبی واضح وروشن گردید آنانیکه درلباس دین ومذهب خودرا آراسته نموده ودر ظاهر با شکیبایی وخونسردی با خردمندان به شکل بسیار صلح آمیزوزبان شیرین مفاهمه مینمایند، چه مقاصد شومی را در خفا پیریزی نموده وچه پلانهای خرابکارانهء را میخواهند از هر راهی که میسر باشد در مغزجوانان وافراد خوشبین وخوش قلب جامعهء ما تزریق کنند. هموطنان عزیز ما باید آگاه باشند وفریب این همه دغل بازی وگفتار خوش این مارهای خوش خط وخال را نخورند.»

      فقط میتوان طرز تفکر و قضاوتهای عجولانه و یک جانبۀ شما را برداشت نمود.

      اگر شما به این سادگی مارک و لقب جاسوسی، وطن فروشی و نفاق افگنی را حوالۀ هموطن دیگراندیشت میتوانید، پس حق خدا داد هر شخص آزاده خواهد بود که بر علیۀ چنین اسبتدادی آواز بلند نماید و از حق انسانی خویش صرف نظر از تعلقات نژادی، مذهبی و یا ملیتی دفاع نماید.

      در اعمال نیک موفق باشید.

    • نخست از دوست ارجمند آقای میر هزار سپاسگذارم که ترجمه سقاوی نامه را زینت نشر دادند .

      دوست ارجمند آقای شادولا ! می ستایم و سپاس گذارم که بدون تحقیر و توهین پیام خردمندانِۀ گذاشته اید و آنچی نقل قولی از سقاوی نامه برای همۀ کابل پرسیان ارجمند نموده ام را یک دروغ و بهتان نشماریده اید . برعکس شما آرزومند وفاق ملی هستید و از نفاق بیزارید که نشر سقاوی نامه را کار اخلاقی ندانسته اید . اما عملکرد عاملان و پیاده کننده گان سقاوی نامه فکر میکنم از نظر شما اخلاقی است . محکوم نمودن بدون محکمه کار خردمندان نیست . بیائید برایتان یک مثال میدهم امید تا اخیر بخوانید :

      شخصی را مرض شکر گرفته ، فقط خودش و خدایش میداند که در داخل وجودش چی میگذرد . اما در ظاهر آدم تندرست معلوم میشود . با گذشت روزگار این مرض بر همۀ سیتم کاری وجودش تأثیر می اندازد و بلاخره پیش یک دوست خود شکوه میکند که مریض ام . دوستش با دیدن ظاهرش ، آهسته میخندد و میگوید خجالت بکش با این کته گی از مریضی مینالی ! باز هم تحمل میکند . با گذشت چند مدت دیگر آهسته پیش داکتر میرود واز درد پنهان گله ها میکند . داکتر هم تجویز میکند که خوش باش و خندان همه چیز به خیریت است . باز چند صباحی تحمل درد میکند و از رنج بسیار دوباره نزد پروفیسوری می رود تا شکوه از بیماری کند . در نزد و مقام پروفیسور خوردان و بزرگان بیشماری نشسته اند که یکی بخاطر دوستی با پروفیسور آمده و دیگری بخاطر تدویر جلسه و دیگری بخاطر رهنمونی کارهای دفتری ولی دیگران همه بیمارانی اند که بخاطر تداوی و علاج درد خود نشسته اند و منتظررهنمایی پروفیسور . وقتی نوبت این دردمند میرسد ، پروفیسور با تمکین فراوان بدون تحقیق از بیمار برایش میگوید : این مرضی را که میگویی اصلأ وجود ندارد . برو خود را اصلاح کن تا وقت دیگران را نگیری ، در ملک ما تا هنوز ویروس چنین دردی کشف نشده .

      با این فرمودۀ پروفیسور همه میخندند و به طرفداری و خوشخدمتی پروفیسور ، بیمار بیچاره را تمسخر میکنند و یگان داوطلب شروع به تحقیر و توهینش میکند . در بین این مردمان یک شخص دردمند دیگری پیدا میشود و دربین بیمار و پروفیسور پرستان می ایستد و بیطرفانه میگوید : برادران شما یکبار درد و شکوه این مسکین را بشنوید ، تا چی میگوید و بعد آن هرچی میخواهید در حقش بگوئید .

      درد این بیمار بلآخره به از اثر بی درمانی به لاعلاج شدن میرود . فشارش بلند میرود ، سرچرخی پیدا میکند ، قلبش از تپیدن به نوروم باز می ایستد و دو پایش از اثر دویدن به چار طرف و پیش داکتر رفتن آبله میگیرد و زخم ناسوری پدید می آید وبگفته سرپلی صیب یک دیوانه شلم شقه میشود . دوستانش به دیدارش می آیند و نصیحت ها ودلداری های بسیاری مینمایند تا شفا یاب شود . یکی از همین عیادت کننده گان باز میخیزد و با افتخار همان فرمودۀ پروفیسور را تکرار میکند که برادر خود را تلقین نکو که بیماری . اینچنین دردی در ملک مانیست و تو بخاطرگمراهی دیگران خود را بیمار جا زده یی ، عاقل باش و دیگر خود را مریض ندان ورنه ... . حال چی انتظار دارید ، بیمار در حالت مردن برایش چی خواهد گفت ؟

      شما به این نظرید که مریض لحافی به روکشد و منتظر مرگ باشد ؟ یا چطور ؟

      این بیماری به جان همۀ باشنده گان آن شهر راه یافته که از ترس سرزنش شدن دوکتوران ، کسی به زبان نمی آورند .

      شادولای عزیز ! بیائید با کمال خونسردی درد بیماران را کشف نموده به تداوی بپردازیم . معقولتر آن خواهد بود که علت بروز مرض را رهیابی نمایم ، مقدمه های تداوی را سرشته کنیم و بعد آن حکم آخر را نمائیم که دوای درمان این درد چیست ! درصورتیکه ویروس بیماری هنوز دربین باشنده گان این سرزمین بیداد میکند ، عقلانه این نخواهد بود که نخست باید ویروس مرض از بین برده شود و آنگاه به تداوی بیماران پرداخت ؟

      نشر ترجمه سطحی سقاوی نامه نه بخاطر مقاصد و پلانهای شوم است ، بلکه نمایانگر ویروسیست که در دیار و جامعه ما بیداد کرده و میکند . فرهنگ ستیزی ها و کتاب سوزی های آقای خرم ، پشتو سازی های آقای اتمر ، جابجا سازی های اقوام سرحدی در اطراف کابل توسط آقای پشتون و جمعه خان ، تبلیغ فیصدی های ننگین توسط خلیلزاد را با برنامه عمل سقاوی نامه مطابقت بدهید و بعد اگر کدام انتقادی از نقل ترجمه سقاوی نامه داشتید در خدمت حاضرم . امید آرزده نشده باشید .

    • هموطن نهایت گرامی جناب مزاری:

      با اینکه مخاطب من شما نبوده ومن بطورعموم آنانیکه میخواهند به انواع واشکال مختلف ،نفاق وشقاق را در بین افراد جامعهء بد بخت وبیچارهء ما دامن زنند بوده ومخالف هرنوع تفرقه جویی و بهم اندازی میباشم. افغانستان وطن ومادر عزیز همهء آنانیکه دردامان دشتها وکوهسار با عظمت وزیبای آن رشد ونموکرده اند، بوده ما حق هیچگونه برتری قومی وقبیلوی را نسبت به یکدیگرنداشته ونباید بپذیریم واین حق مسلم هریک ما، از هرقوم وقبیله ، نژاد ومذهبی که هستیم بوده وباید برای تحقق این ارمان خود تا حد توان مجادله کنیم. این مجادله نباید طوری باشد که ما از نام ونشانی که امروز درجهان شناسایی شده ایم وشهرتی، چه خوب و چه بد کسب کرده ایم،همه را نادیده گرفته بخاطرارضای خواهشات نفسانی خود وطن وافراد وفادار آنرا به شاخه های بی ثبات تجزیه و تفرقه تشویق و فدا نما ئیم.
      سی سال گذشته تحولات بزرگی در زندگی همهء ما ووطن عزیز ما بوقوع پیوسته که گاهی بزرگ ترین قدرت جهان را به زانو درآورده وتمام جهان ازنام افغانستان ومردم فداکار وبا شهامت آن با قدر دانی یاد نموده وافتخارآن را تمام اقوام افغانستان داشته اند. اما امروز که چند فرزند نا اهل متشکل ازاکثریت اقوام وقبایل آن افتخارات را بخاطر منافع ومقاصد شخصی شان به باد فنا داده اند، ما نباید مایوس گردیده عجولانه تصمیم گرفته وبخاطر چند شبش تمام پوستین را بسوزانیم. تغیر نام افغانستان عزیز ویا تجزیهء آن عمل بسیار ناجوانمردانه وخودخواهانه ومصلحت دشمنان وطن ومردم آن است. نه از اکثریت باشندگان این سر زمین.

      عاقلانه خواهد بود اگر دانشمندان ، نویسندگان وخردمندان ما سعی وتلاش شانرا بصوب مثبت، یعنی روشنگرایی ، تعلیم وتربیه وتشویق وگذشت ومحبت وبرادری معطوف بدارند. وآنانیراکه درراه تخریب جامعه وافراد مظلوم آن آگاهانه ویا نا آگاهانه مبادرت میورزند به هر وسیله ممکنه حتی برای ازبین بردن ونابودی شان سعی وتلاش نمایند. این واضح است که در پیشرفته ترین جوامع دنیا ، در کنار انسان های بادرد وبا احساس وبا وجدان وطن پرست و زحمت کش ، انسان های ذلیل ، مفت خوار، مادی پرست ، جاه طلب وخود خواه نیز وجود دارد که متاسفانه در وطن عزیز ما بعد از سی سال بد بختی تعدادی بیشماری ازین جانوران از تمام اقوام وقبایل موجود است که در هر قالب خودرا میگنجانند ومانند روباه مکاردر هر حالت برای مقاصد شوم شان وبه استشارهء دشمنان مردم ووطن عزیز ما، دست بکار وازموقع استفاده نموده از هیچگونه حیله ونیرنگ که برای نفاق در بین افراد خوشباور وخوش قلب جامعه مثمرواقع گردد دریغ نمیورزند. این است مقصد وآرزوی قلبی من از هموطنان خردمند وبا دانش وطن عزیزم. من تمام افراد بادرد ودارای احساس پاک و انسانی وطن عزیزم را از هر دین ، مذهب، عقیده ، قوم وقبیلهء که باشند ، عزیز دوست ، خواهر وبرادر میدانم. بگفته یکی از نویسندگان محترم که فکر میکنم جناب نجیب کامل بودند، کاش رهبران وگردانندگان ومسئولین کدر های مهم دولتی ما از رئیس جمهور تا معاونین ، وزرا و اعضا سنا وپارلمان افغانستان متشکل از یهود ونصارا وبودایی وبی دین وبی خدا،ولی انسان های با وجدان ووطن پرست و خدمت گارمردم ووطن میبود. نه این متظاهرین خونخوار، دزد ، زن ستیز وپولپرست ونژادپرست. بااحترام

    • شادوالای عزیز؛

      فکر میکنم آنچه را که در نوشته های اولت، مرا مخاطب قرار داده و درباره ام قضاوتها و حکمهای فرده بودی قبل از مطالعۀ مضون و محتوای سقاوی نامه اتفاق افتاده وگرنه آنچه راکه مرام و مقصد من هم است خودت چنین به تشریحات نمیگرفتی و تصدیق نمی نمودی.

      برادر عزیز؛

      پشتون، تاجک، هزاره، ازبک و یا هر فرد دیگر از هموطنان عزیز شریک همین خاک و بصورت مساوی حقدار ومسئول نیز میباشند و اگر عدۀ از عناصر متعصب و نژادپرست از یکی از آنها بردیگری این چنین پلانی برسر بپروراند تا دیگران منحیث برده و یا غلامان حلقه بگوش آنان زندگی نمایند، این نه تنها ظلم، استبداد و بدترین شیوۀ فاشیستی بوده بلکه برای مردم بیگناه همان ملیت نیز بدنامی و مشکلات سیاسی و اجتماعی ببار می آورد که نمونه اشرا از نا آرامیها و زدوحورد های میانقومی پشتون و تاجک در لغمان و پشاور، آقای makawoanazonajanana
      درهمین صفحه نوشته اند.

  • مزاری بيايد يک لحظه برای وطن زخمی . جنگ زده ، اشغال شده ، و مردم آواره .بيچاره ان فکر نمود که چگونه راه بيرون رفت دارد تا هم وطن پشتون در جنوب .تاجک در غرب از بدبختی . فقر .مرض .گرسنگی . مرگ . بی سرپنای نجات پيدا کند . واينکه با خصلصت نا متجانس سکتريستی که خاصه . وظيفه داران .جاسوسان
    و مزدبگيران است توسل جسته کجا را آباد خواهد نمود وکدام درد را تداوی شد ؟
    برادر بيا رد پای دشمنان وطن را تجزيه طلبان را مزدوران بيگانه تعقيب نه نموده به مثابه يک روشنفکر نخست در فکر نجات وطن و وطندار افتاد و در جهت رفاه خلق زحمت
    کش پشتون که جز بلا تجزيه اين کشور و مردم رنج ديده تاجک . ازبک . ترکمن .بلوج. هزاره که اجزای مساوی اين وطن بوده و در افغانستان واحد يک پارچه زيست باهمی دارند وچون زنجير با هم گره خورده و نسل های تاجک وپشتون باهم خلط گرديده فکر نمود.
    و نيز ارتجاع ايران . اخوند های قرون وسطای وترياکی ايران دايمأ غرض تمسخر کشور عزيز ما را مثل جناب عالی [ اوغانستان ] و افغان با عزت را با تحقير [ اوغو ] خطاب نموده مگر شما پرورده دست ارتجاع ايران ميباشيد . يا مزدبگير استخبارات ايران
    بنده مدت ده سال صد ها جاسوس واگنت تربيه برای وظايف ارسال نموده ديگر در شناخت جاسوس ها مهارت خاص دارم اگر نام اصلی خود راتذکر دهيد برايت شفاف خواهمگفت که جاسوس کدام بخش ميباشيد. لطيف پدرام .نصر کامجو . بيژند پور .مخدوم رهين . قوی کوشان .چوپان . ثريا بها . خانم افضلی همه جاسوس های بخش[ ن .وـــ۳۴ ] وزارت اطلاعات جمهوری ايران بود که برای تجزيه افغانستان و الحاق قسمت غربی تحت نام نامسما خراسان به خاک ايران زير نام پروژه ( کرم ابريشم ) کار و فعاليت دارند ومزد ميگيرند . شما چقدر مزد داريد . چون اين تنها وتنها نوکران ايران است
    که با خود فروشی و ناموس فوشی افغانستان را اوغانستان اف اف اف اف نمود و متوجه باش چون پدرام ها تو را مانند اشپش از پوستين گم گرديده . نجيب آرام

  • مزاری !

    تو از عزیز اباد چغدک که نیستی ؟ نام نایب الحکومه پر ماچ را گرفتی , فکر کردم از چغدک باشی . ولی این مسله بسیار قدیمی است و از نظر من بد نیست . افغانستان متعلق به هر ان کسی است که در ان جا به دنیا امده است و یا به زیر بیرق افغانستان حاضر خدمت به افغانستان میشود . ما بسیار افغان امریکن و یا افغان اندین و یا افغان عرب نیز داریم و انها افغان هستند . اگر یاد داشته باشید در عسکر افغانستاان سیک هندو عیسایی مشغول ابفای وظیفه بودند . هر کسی که به دفاع افغانستان میپردازد قابل احترام است . اولین بار است که کسی نقشه دفاعی منسجمی برای افغانستان کشیده است . البته من از روز که دست چپ و راست خود را شناختم اصلاء متوجه نبودم که ما پشتون و یا فارسی وان و یا هزاره و یا تاجیک هستیم . به من فقط یاد داده شده بود که ما همه افغان هستیم . اصلاء خلاف عنعنات افغانیت است که اگر کسی خود را تاجیک اعلانم نماید و یا پشتون و یا پشه ایی . ما هیچ وقت به این فکر نبودیم که کورس زبان پشتو در دوایر دولتی منظور از استثمار فکری کسانی است که پشتون نیستند . خلاصه هر افغان وظیفه دارد تا خود را از افکار ضد افغانی برهاند ورنه دشمن افغانستنان است . من تا بسیار زمانه ها فکر میکردم که اوغان به پشتون ها به حاطر تکلم شان به زبان پشتو میگویند . ولی بعداء برادران فارسی این کلمه را منحیث توهین برای پشتون ها استعمال مینمودند . ضمناء سلیمان لایق این نمایشنامه را نوشته است و اعضای حرب دموکراتیک خلق افغانستان بر ضد وی در زمان مرحوم داکتر نجیب از نشر ان ابا ورزیدند و در زمان طلبان این کتاب نشر شد و از قضا جنگ بین تاجکان لغمان با پشتون ها اتفاق افتاد . این مسله تقسیم مردم افغانستان در اطراف و اکناف افغانستان بحثی است در ساختن سرنوشت مردم افغانستان که باید افغان های که دانش سیاسی بی غرضانه دارند و از زیر دل عاشق ساختن افغانستان مستحکم هستند , دست به ان یزنند . اگر واقعا همه مردم این سرزمین این چنین برای همدیگر به دفاع همدیگر بپردازند , افغانستانی از این کشور ساخته خواهد شد که نظیر ان در دنیا نخواهد بود . ورنه هر چه از افغانان باقی مانده است شما با حرف های اتش زای تان به جنگ فرا خوانده از بین خواهید برد .

    قسمت اول نمایشنامه سمسور افغان .

    http://www.ariananet.com/modules.php?name=News&file=print&sid=3274

    قسمت دوم :

    http://www.ariananet.com/modules.php?name=News&file=article&sid=3275

    قسمت سوم :

    http://www.ariananet.com/modules.php?name=News&file=article&sid=3276

    نقد بر سمسور افغان :

    http://www.ariananet.com/modules.php?name=News&file=comments&sid=3746&tid=3288&mode=&order=&thold=

  • سلیمان لایق در زمان حکومت مرحوم داکتر نجیب بسیار کوشش کرد که این نمایشنامه را به چاپ برساند ولی موفق نشد , یعنی حزب دموکراتیک خلق افغانستان مانع نشر ان شده بود , ولی در زمان طالبان این نمایشنامه به چاپ رسید و در لغمان و پشاور جنگی شدیدی بین تاجیک و پشتون در گیر شد . بهر حال این یک پلانی است که اگر همه باشنده گان افغانستان از صدق دل همه خود را افغان بدانند و برای استحکام افغانستان از جان بگذرند ممکن عمل شود و یک افغانستان بی نظیر خواهند ساخت , ولی از جایکه بعضی تاجبک هستند و بعضی هزاره و بعضی پشتون و بعضی بلوچ و هیچ کسی افغان نیست , امکان عملی ساختن یک افغانستان محکم توسط باشنده گان ان از امکان بدور میباشد .

    • به همه سلام<
      جناب مزاری معلومات شما درست نبوده است پر ماچ پشتون نبود بلکه نورستانی بود و پسر ان ذبیح نام دارد. مردم ما با هماهنگی و وحدت ضرورت دارد.
      جلال ابادی

    • من نیز حرف های وطنپرستانه شما را تصدیق می کنم آقا. خیلی ها راست گفتید. این کتاب ها و یا چیز هایی که گفته می شود از خارج کشور سر چشمه می گیرد.

    • جلال ابادی :

      تو ذبیح نیستی ؟ . در زمان پرماچ یک واقعه بسیار مهم به مزار اتفاق افتاده بود . میتوانی بیاد بیاوری که ان واقعه چه بود ؟

    • مکرر اینکه :

      نوشته بالا در عین اختتام بودم که نا گهان از روی صفحع کامپیوتر من غیب شد و من تکراراء کمتر نوشته را جع به سمسور افغان و فرستادم . ولی ان نوشته گم شده من امروز پیدا شده است . همین .

    • بره ماچ نوزستانی است ونه پشتون و خدمات این ابر مرد را در درمزار شریف می توانید محسوس کنید . واګر کدام اتفاقی دیګر افتاده باشد لطف نمده به تحریر ذر اورید

  • مزاری بچه که بعضأ با خمار ايرانی گری قاضی زاده هم ميشـويد . از تو معلومات خواسته و سوال پرسيده بودم !
    رهبران فاسد و متعصب جمهوری خردجالی ايران دايمأ در گفتار های رسمی و شخصی
    به گونه کم زدن ، تمسخر ، که خاصه اين ترياکيان قرون وسطای است افغانستان را
    ( اوغونستان ) ياد نموده که با پيروی انها غلامان ، چاکران ، مزدوران ، زر خريدان
    انها در افغانستان نيز نشخوار حيوان گونه نموده [ اوغونستان ] گفته ونشته که اف اف
    است به درگاه اخوند های فاسد !
    تو مزاری بچه !
    از فردا ها از محاسبه ها واز تصفيه حساب فردا هراس نداريد ؟ که مردم آزاده با درک
    افــــــغــــــانســــــــــــــــــــــــــــــــــــــتان يک روز که ديگر نزديک است با شما مزدوران ايران ، پاکستان ، روسيه ، امريکا ، انگليس تصفيه حساب جفا وخطا نموده که
    چگونه با نام يک کشور بازی استخباراتی نموده ا نرا به دستور بيگانه تحقيرو توهين
    نموده . لازم ميدانم مسوولين امور عناصر فروخته شده که که عليه مقدسات قرار گرفته انرا در سايت ها به تمسخر گرفته با امکانات اپراتيفی ومطبوعاتی دريافت ومجازات نموده
    تا پند گردد به همه جاسوسان . نجيب آرام

    • آرام صیب ، چرا نآرامی دارید ؟ انتظار داشتم از شما و نتنها از شما بلکه از همۀ دوستان و پیامگذاران که نظریات خود را چی موافق و چی مخالف است زیر این نوشتار بخوانم . ولی شما بجای اینکه نظر خود را می نگاشتید در مورد سقاوی نامه ، طبق مرامنامه و دستورنامه های گذشته ها شروع کرده اید به ترساندن و مجازات دادن !

      نآرام صیب ! فکر میکردم شما با مطالعه و مرور تاریخ ها ، به این واقعیت پی برده اید که اوغان مساوی به افغان است . حقیقت و بجا هم همین خواهد بود که اوغانستان بخوانیم تا توهینی به مردم این سرزمین نکرده باشیم ، زیرا مملکت خود را سرزمین آه وناله ، شیون و فغان خواندان یک عمل خیلی زشت است . اوغان اسم است و افغان یک قید مصدری ! فکر میکنم به مطلب رسیده باشید .

      همه آنهایی را که خلاف شما می اندیشند ، نوکر و اجنت خطاب کردن دیگر کهنه شده ، کوشش کنید مانند علامه حبیبی یگان کلمۀ دیگری را یا اختراع نمائید یا دزدی !

      فراموشم نشود ، بخاطریکه آخرین سلاح خود یعنی کشتن و جزا دادن است را بکار برید برایتان خاطر نشان میسازم که : نام من احمد خلیل و تخلصم نبیل است ، زیر نام مزاری پیام میگذارم . باشندۀ گذر مارمل شهر مزارشریف بودم ، فعلأ در شتاروسبرگ آلمان زنده گی مینمایم . ملیتم تاجک است و از بلخی های بومی ام . این معلومات را بخاطری نوشتم که در دوسیۀ اجنتوری باداران خود درج نمائید تا مرا مانند بدخش ، رزمنده ، کلکانی ، باعث ، کاظمی و دیگران زود تر پیدا نموده جزا بدهند . از شما که کاری ساخته نیست زیرا همیشه توپنگ در میدان جنگ فراموش میکنید .

  • درود بر کابل پرسیان !

    یک عده بجای اینکه این پلان خائینانه و فاشیستی را محکوم کند ؛ محترم مزاری را نکوهیده است !

    هر سستیمی فاشیستی که روی کار می آید پسی پرده ، یک ایدئولوگ هم به همراه دارد ! هتلر روزینبیرگ را داشت ، این دوستان افغان سلیمان لایق !

    برای جلوگیری از این پلان خائینانه اتحاد اقوام غیر، سخت نیاز است ! حیات مردم در خطر است ! کسانیکه با چنین ایده های فاشیستی پسی پرده کار می کند ، فردا اگر افغانستان تجزیه هم شود ، تعجب نکنند .

    من قوم گرا نیستم ولی بعضی موقع باید حقایق گفته شود .

    سپاس از مزاری گرانقدر !

    • ارجمد غزنوی، درود و احترام فایقه؛
      چه خوب گفتی، چه بجا گفتی و چه سزاوار گفتی.

      با آنکه در بسا موارد از جنب متقابل ابراز نظر مینمائیم ولی خوشوقتم ازینکه دامنه های مشترکی نیز وجود دارند که ما را هم عقیده ساخته و باهم نزدیک می آورد.

      ارجمد غزنوی، درود و احترام فایقه؛
      چه خوب گفتی، چه بجا گفتی و چه سزاوار گفتی.

      با آنکه در بسا موارد از جنب متقابل ابراز نظر مینمائیم ولی خوشوقتم ازینکه دامنه های مشترکی نیز وجود دارند که ما را هم عقیده ساخته و باهم نزدیک می آورند.

      واقعاً که محبت میهن بالا تر از همه چیز است ورنه با آنکه در دنیای غرب و یا جاهای یگری دور از وطن شاید زندگی بهتر و آرامتری داریم ولی خود را در خانه و یا در آغوش مادر وطن احساس نمیتوانیم.

      و حالا عدۀ میخواهند که این عشق و این احساس را با چنین یک شیوۀ نامردانه و خائنانه از ما برباید.

      محال است دیگر محال!

    • به جنابان ارام صاحب - حلیمه جان حلیم -اصیل اصیل زاده -خلیفه امیر المومنین ولی- وجناب الف یا اوغستان یا اوغان یا ادم سلام اما بعد.

      مانیفست یابرنامه عمل اوغان ها در مقابل تان قرار دارد یا از ان دفاع کنید ودلایل تانرا بنویسید یا با دلایل محکم رد اش بکنید که ما هم از برادری و انسان بودن ومسلمان بودن هموطن بودن وبا ضمیر بودن تانبر خود ببالیم و اگاه شویم که برادرانی در بین اوغانها داریم که مسلمان اند وبه فکر وطن و مردم ان میباشند .....

      شما ها چون حبیب اله رفیع - یون - شکریه بارکزی که در واقعه انفجار وکیلان در بغلان بجای محکوم کردن انفجار و کشتن همکاران شان , کشتن مردم بیگناه بغلان ,و ابراز تسلیت به خانواده های قربانیان پارلمانی و مردم محل موضوع را بی شرمانه پروفلاکتیک کرده صحبت ها را بر حضور کودکان درانجا تمرکز دادند که چرا اطفال در انجا اورده شده بودند .در حالیکه کشته ها تنهامربوط ایتلاف شمال نبودند اوغان ها نیز در بین شان حضور داشتند.

      درست است که در بین انان تفگ سالاران و کسانی بود که گذشته خوب نداشتند اما فامیل و خانواده قربانیان که مقصر اعمال گذشته انان نیستند باید ظاهرا سیاستا برای بازماندهگان پارلمانی ودیگران صبر جمیل میخواستند اشتراک وابراز همدری در مراسم غم واندو ولو دشمن حتمی ورسم وطن ماست !!!

      از سوی هم حضور اطفال در اکثر کشور ها از جمله وطن ما چنین موقیع مرسوم بود ه!!!!!!!
      ایا یک عمل نو وتازه بود ؟از یک سو خانواده ها را به خون نشاند از سوی هم جنابان در نظر داشتند چند مقام غیر پشتون بغلان را سبکدوش و به قضا ومحکمه معرفی نمایندان هم بخاطر حضور اطفال نه عدم کفایت ودرایت کاری..... ,

      ایا ما بعد از ان واقعه شاهد حضور اطفال در چنین مواقیع نبودیم ایا اطفال را برای استقبال خاجی ها نبردن ؟؟؟؟

      در هلمند جنگزده اطفال رابه کرارومرار در حضور مهمانان قرار دادند چندی قبل والی جلال اباد حین استقبال سفیر امریکا اطفال را در محل اورده بود پس کسانیکه دیروز انتقاد میکردند چرا در زمینه خاموشند ...

      حتا از تقبیع ان عمل زشت که دست دشمنانان خارجی وغلامان داخلی شان در ان دخیل بود ابا ورزیدن .

      میخواهید موضوع برنامه عمل اوغان ها را بطرف دیگر بکشانید وانرا سبوتاژ کنید .

      جنابان سکوت شما در باره مطالب ایین نامه پتان ها بمعنی تایید است -تنها تایید نه حتا دفاع هم کرده اید !!!!!!!!
      یک جاسوس شناس تان نام ها را قطار کرده مینویسد بگو مربوط به کدامی تا .......برادر با این گز ها نمیشود گز کرد دیگران نیز میتوانند بهتر ومستند تر از روش خودت بقصاوت بنشیند و نام های خارجیها و داخلی ها را چون مشرف - ضیالحق - بی نظیر بوتو -حیمد گل - جنرال اختر عبدالرحمان - جنرال امام - بابر - مولوی شمس الرحمان - قاضی حسین احمد - لادن ..... ریس استخبارات سعودی- و شاگرد کرزی که حالا سفیر امریکا در دوشنبه است ......................
      و -حقانی - گلبدین - عبدالحق - ملاعمر - روستار تره کی - احمدزی - احدی - لایق جان - حبیب اله رفیع - سیستانی - یون - مسکنیار -خطاب - باری جهانی - جمعه خان همدر - گل اغا شیرزی ..........................
      برایت بنویسند و بگوید تو مربوط بکدامی .....

      نوشته بودید اوغان واوغانستان با عزت را تحقیر میکنند ......
      میشه این عزت و تعقیر را برای ما بنویسد که کدامها اند تا ما هم از افتخار ان بی خبرنمانیم؟؟؟؟؟؟؟؟

      ایا هیروین و مخدر - اوردن خارجی و کشتن و سوختن مردم خود بواسطه انان - فساد اداری - بینادگرایی افراطی - زن ستیزی - فرار از میدان و تو پنگ را رها کردن - یا فراربه واسطه جرثقیل در حضور مهمانان خارجی - لباس و سلاح خود را به طالبان تسلیم کردن - دختر فروشی - غصب مال و زمین دیگران ......عزت است یا خفت؟؟؟؟
      مگر نام نامی تان اوغانستان به ان گره نخورده ؟؟؟

      الف لیلا جان غزنوی را مخاطب قرار داده مینویسند ...واقعا محبت میهن بالاتر از همه چیز .......حالا کسانی میخواهند این عشق و احساس!!!!!!!!!!!(باید به عشق و احساس کمی عمیق اندیشه کرد باز نوشت) را نامردانه از ما برباید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

      برادر خواهر مادر صبح شده بلند شو نماز بخوان کسانیکه با نام نامیمون اوغستان دشمنی میکنند دلیل و منطق قوی خود را دارند انان دشمن مادر وطن و میهن نیستند بلکه عاشق حب الوطن من الایمان اند خودو نیکان شان از مال و منوال حتا حتا ناموس در گذشته وحال در این راه دریغ نکرده اند که چون روز روشن است فقد چشم بینا میخواهد که انرا ببیند و بخواند و گریه و افتخار و افسوس بکند !!!!
      چطور امکان دارد کسانیکه از خون وجان واولاد زرو زیور خود در ان راه دریغ نکرده اند انرا بفروشند؟؟؟؟؟؟؟؟

      خان اصلی

    • خان اصلی ارجمند،

      برو در مُلک بابا هایم یعنی بهسودِ وردک و خود بپرس و ببین که عاشقان حب الوطن من الایمان از قدیم الایام چه میکردند و درین اواخر چه ها کرده اند و در آینده چه قصدهای دارند؟

      برو در دشت خواجه الوند و ببین خانۀ ما را که با هزاران مشقت آباد کردیم و زمین های هرزه اشرا رویانیدیم چگونه با بیرحمی به خرابۀ تبدیل کردند و حتی چوبهای در و دروازه اشرا با کلکین و شیشه و قفلک هایش باخود بردند و بقیه نابردنیها را به آتش کشیدند.

      نگاه کن بتاریخ بیشتر از 200 سال اخیرت و بر رخ بکش شهکاری های عاشقان حب الوطن من الایمان را و خود قضاوت کن بر محتوی این، بگفتۀ شما «مانیفست یا برنامه عمل اوغان ها» را که در جلو ما قرار داده اید.

      عزیزم با آنکه از هموطن و اسلام صحبت میکنی آیا امر خدا را نادیده میگیری که میفرمایند: مسلمانان با هم برابر و با یکدیگر برادر و خواهرند.

      پَیریزان این مانیفست قراموش نکنند که خداوند بزرگ همیشه برای پرهیزگاران اجر عظیم و برای استبدادگران زجر عظیم وعده داده اند.

      برادر عالیقدر!

      حالا بفرما نشان بده که درین مانیفست برادری و برابری همۀ هموطنان تأمین و تثبیت گردیده باشد؟

      بفرما نشان بده که درین مانیفست حقوق انسانی و شهروندی اقوام غیر پشتون تأمین و تثبیت گردیده باشد؟

      بفرما نشان بده که درین مانیفست حقوق سیاسی و اجتماعی اقوام غیر پشتون تأمین و تثبیت گردیده باشد؟

      و بفرما نشان بده که درین مانیفست جایگاۀ برای قبول وپیبشرد مسئولیت های کشوری برای اقوام غیر پشتون باقیمانده باشد؟

      و.... ده ها سوال دیگر؟

      این یک تعداد به اصطلاح شما "عاشقان حب الوطن من الایمان" با اندیشه های فاشیستی و استثماری میتوانند برای عدۀ از ملیت گراها و نژادپرست همفکرشان الگو و هیرو باشند ولی یقین کامل دارم که اکثریت برادران و خواهران عاقل و خردمند پشتون ازهمچون پلانی نه تنها حمایت ننموده بلکه تقبیح هم خواهند نمود زیرا این پلان در ماهیت، علیه شرافت انسانی و خلاف هرگونه پندار های اسلامی نیز میباشد.

      وحدت ملی، استقلال سیاسی و تمامیت ارضی سه پدیدۀ بهم پیچیدۀ هستند که بدست آوردنش هرچیز دیگر به جزء ازین مانیفست لازم دارد.

      اوضاع سیاسی کشور ما، آبش از آلودگی گذشته به گندگی و لجنزار تبیل شده است و هر کس و ناکس فعلاً از آن طعمۀ مفت و مجانی میبردارد.

      تمامیت ارضی و استقلال سیاسی ما از خاطر همین نفاق و نژاد پرستی در بازار های پاکستان و دیگر کشور های غیر، در حال لیلام و یا هراج میباشد.

      آنچه ما را یک کشور و بعداً با آبرو و قابل اعتماد خواهد ساخت، وحدت ملی، تساوی حقوق شهروندی و احترام بالمقابل به آزادی و عقائد فردی تمام مردم این سرزمین خواهد بود نه آنچه که درین مانیفست درج و یا ذکر شده است.

      موفق باشید

    • اف جان سلام

      اما بعدا دوست یا ننویس یا واضیع وروشن بنویس که همه بدانند که جهت و استقامت جناب به کعبه ست یا ترکستان .

      نوشته های جناب به ان میماند که کسی از پشت دیوار همرایت صحبت کند دوست عزیز این گناه خودت است که تا حال قلم فرسایی میکردی جبهه وجهت موافق و مخالف بودنت در مسایل مربوطه معلوم نبود ..

      با نوشته هایت یک اسیا اب را به اسیاب دشمن یاامیر کرور سرا زیر میکردی .....

      تا حالا هم پا ورقی های من برایت مفهوم نیست همه فهمیدن که من و مزاری ووووووتا (زیروه فاینت یابگفته حضرت مجددی اخرین کارتوس) در برابر بی عدالتی ها و بی فرهنگی های .......... اوغان استاده خواهم بود.

      ولی باز هم از من توضیح مانیفست نا مسلمانی اوغان را میخواهی در حالیکه من باری نوشته بودم که ترجیع میدهم دشمنی که مرا میکشند اوغان نباشد ....

      دوست محترم من از مظالم اوغان در هر سمت و استقامت معلومات کافی دارم حتا در باره کردار والی های گلبدینی ناقلین بغلان چون جمعه خان همدر و ان سگ دیگراش که نامش فرموشم شده که زمین های دشت خواجه الوان ....... را که مربوط به هزاره ها و کابلی ها و اسماعیلی ها ست و انان این زمین ها یا هر بیست جریب را در مقابل 9000 افغانی و سه هزار رشوت برای والی ها ومسولین چهل پنجاه سال قبل بدست اورده اند نه مثل دیگران فی جریب یک افغانی !!!!! وتا همین حالا مصروف گشت وزارعت حلال در ان بودند نه کوکنار وچرس .. اما این والیان قوم کرزی گویا تحت نام همبستگی ملی گاهی تحت نام شهرک سازی برای باز گشته گان هموخونی خود از پاکستان توزیع کرد و گاهی هم تحت بهانه این وان... تا جایکه چند ماه قبل در والسوالی قلعه زال کندوز از اوغان های طالبی و گلبدنی دی دی آر شده ملیشه سازی کرده اند و ادعا دارند که انان طالب را از قلعه زال محو کرده اند این چه رازیست که انان قادر اند طالب و القاعده نمیدانم چچنی وازبک ازبکستان .. را نابود کنند ولی گویا اردو وپلیس ملی با این همه امکانات از اقدام بر علیه انان عاجز .....یعنی در شمال اقدام به ملیشه ساری کرده اند اگر ملیشه سازی خوب است چرا ملیشه ازبک و تاجک وفارس هزاره وووووو وجود ندارد؟؟؟؟ اگراوغان اسلحه داشته باشد چرا دیگران ...؟؟؟

      اما در همان دشت خواجه الوان زمین های ناقلین و قوم وخویش ظاهر و داوود کل وسکرتر و یاور داوود خان که از کوچی های پغمان کابل هستند تا حال به خیال راحتبه اختیار شانو بر زمین وخانه خودحاکم ومستقر اند نه طالب نه تر ه کی نه امین نه کرزی ونه هم درزمان حاکمیت ایتلاف شمال هیچ کسی برای شان مزاحمت نکرده و نمیکند از همین رو فریاد ما تا اسمان ها بلند شده.....و به گفته والی هزاره دایکندی رفیق ارزگانی از همرزمان نورالحق علومی که در حال نشه هزاره های مجاهد را اشرار خطاب داده بودند و ارشاد فرموده بودند که تقدیر هزاره از روز اول همین قسم بوده بروید شوله تان را بخورید و پرده تانرا بکنید بروید برای بیات که الااقل شیعه است برای تان از جیب خود کاری بکند ...

      دوست یه مشوره کوچک - یک تعدا برادران هزاره ما نه همه انان!!! که اب و دانه ایران را نوش جان کرده اند بسا چیز ها را در گفتار و کردار روزمره از ایرانی ها تقلید میکنند ازجمله اگر خدا نخواسته از صبح تا شام به افسانه طرف گوش بدهی چیزی از ان سر در نمیاوری که در فلان موضوع جناب این طوطی خوشگفتار با تو موافق است یا مخالف .. چون عادت کرده اند حاشیه بروند به جای یک ان و نی گفتن داستان سرایی میکنند...

      با تاسف بزرگان سیاسی تانهم از این قاعده مستثنا نبوده اکثر شان در بسا مسایل چنان طوطی وار نطق میکنند که نظر مخالف و موافق........ شانرا طرف چون من تا اخر نفهمند .

      از این رو تا این اخرین نوشته جناب عالی عقلم قد نداه بود که جناب تان به پته خزانه تعلق خاطر دارید یا قران و حدیث!!!!!!!!!

      این هم از کم سوادی ما و کم لطفی شما بوده من ترا از لیست سیاه که دارم خارج ساختم از جنابمزاری هم تقاضا دارم که شما از کوته خوشحال بابا خارج و به قوش خانه قریه جا دهند .

      نصیحت اخر تانرا در باره گویا برادران( اوغان تانرا ) قبول ندارم چون من هنوز نفهمیده ام که این موجود سر اش کدام طرف و کونش کدام طرف است . چه میخورد چه میپوشد کجا میخوابد ........ از سوی هم برادر به مسلمانان گفته میشود نه .....

      موفق باشید

    • دوست ارجمند آقای عارف الف سلام ودر پناه پروردگار عالمیان باشید . موضع گیری انسانی ، خردمندانه و اسلامی شما در برخورد با مرامنامه و برنامه سقاوی نامه کاملأ درست ، معقول و قابل ستایش است . در نخستین پیام این دریچه ، نظر مشخص وموضع گیری مشخص شما را همه کابل پرسیان نقطه سنج خواندند .

      شما اگر متوجه شده باشید ، درین چند روز گذشته ، این حقیر با دوست و همرهان عزیزم بلوط ، خان اصلی و حتی آقای میر هزار مورد دشنام و ناسزا گویی های چند تن فاشیستان قبیله زیر نامهای مستعار ولی ، شمس و اصیل کابلی قرار گرفته بودیم . یگانه راه معقول همان اسناد و شواهدی بود که بر علیه این دروغ نویسان ، جعل پردازان ، ستمگاران و توهین نویسان کابل پرسی به دید همگان می گذاشتیم تا حقانیت راه و مبارزه خستگی ناپذیر ما را حکایه گر باشد که با چی هیولایی داریم پنجه نرم میکنیم . این شایعه پراگنان نتنها که دارند چند پیام نویس را متهم به جاسوسی ، نوکری و و و میکردند ، بلکه تاریخ این سرزمین باستان ، شخصیتهای فرهنگی ، دانشمندان وطنپرست و مبارزین راستین راه عدالت خواهی را نیز چنان بی رحمانه آماج دروغ و شایعه پراگنی قرار داده بودند که تحمل خواندن و سرسری گذشتن آنرا نداشتیم .

      شما از لطافت ، وجدان بیدار ، نجابت و تربیه عالی انسانی نوشته اید : این یک تعداد به اصطلاح شما "عاشقان حب الوطن من الایمان" با اندیشه های فاشیستی و استثماری میتوانند برای عدۀ از ملیت گراها و نژادپرست همفکرشان الگو و هیرو باشند ولی یقین کامل دارم که اکثریت برادران و خواهران عاقل و خردمند پشتون ازهمچون پلانی نه تنها حمایت ننموده بلکه تقبیح هم خواهند نمود زیرا این پلان در ماهیت، علیه شرافت انسانی و خلاف هرگونه پندار های اسلامی نیز میباشد.

      ولی نخیر دوست ارجمند ! هیچگاهی و هرگز پشتونی به رد این مرامنامه پیام نخواهد گذاشت ، اگر پیامی بنویسد ، یا ما را مانند دیگرانشان تقبیع نموده به نوکری و چاکری متهم خواهد نمود و یا اینکه پشتون قبیله نیست و از قانون پشتونوالی چیزی نمی داند . شما یکبار نظریات یون ، سیستانی ، احدی ، شینواری ، ناشناس و غیره اکادمیسن ها ، داکتر ها و روشنفکران قبیله را بخوانید ،آنگاه پی خواهید برد و یقین کامل حاصل خواهید نمود که اکثریت این طایفه سلیمان کوهی چنین فکر ، آرزو و آرمان دارند که در سقاوی نامه نوشته شده است .

      امید وارم سوءتفاهمی که بین شما دوستان عزیزم خلق شده به زودی برطرف گردد .

    • برادر عزیز خان اصلی،

      من با تمام هوش و هواس بیدارم و با کمال تأسف از سوء تفاهمِ که در پیام قبلی ام در رابطه با مفهوم "عاشقان حب الوطن من الایمان" در اثر شتاب بیجا و خیلی عجولانه بوقوع پیوسته، از حضور شما معذرت میخواهم، البته شاید متوجه شده باشید که این شتابزدگی در اثر عصبانیت در مقابل محتوی همین مانیفست بجودآمده و منظورم هرگز شخص شما و یا آنهایکه برای وطن و حفظ ناموس ازهمه چیز گذشته اند، نبوده است.

      بگذار برایت یقین بدهم که من با تمام ایمان و اعتقادم در برابر هرگونه تضاد، تعصب و نژادپرستی آواز بلند نموده و مقاومت خواهم نمود حتی اگر آنها(متعصبین) فرزندان، برادران و یا نزدیکترین کسانم نیز باشند.

      و بگذار همۀ هموطنان عزیزم بدانند که من نیز با قاطعیت تمام این مانیفست یا برنامه عمل سقاوی دوم یا هر مانیفست دیگری را که حامل اینگونه مقاصد شوم نژاد پرستی، فاشیستی و استثماری و بیانگر این چنین تضادهای بشری و انسانی باشند، جداً رد و تقبیح مینمایم.

      با کمال معذرت؛ امید مینمایم که منظور روشن شده باشد و در خاتمه به خاطر رفع سوء تفاهم بیشتر میخواهم بنویسم که بنده هرگز پیروی و یا پشتیانی از هیچ گروه سیاسی و یا کشور دیگری مخصوصاً پاکستان، ایران، شرق و یا غرب ننموده تنها و تنها گرویدۀ انسانیت، نیکوکاری، برادری و برابری هستم.

      ضمناً میخواهم برای برادر گرانقدر مزاری جان بنویسم که ماهمه بشر هستیم و طوریکه میبینی همه اشتباهاتی نیز مینمائیم ولی ما باید گذشت و صبوری نیز داشته باشیم چون خداوند درجۀ گذشت و بخشش را به مراتب بلند تر و نیکوتر قرار داده اند و ما باید اعتبار به انسانیت داشته و دست دوستی نیز بسوی همدیگر دراز بتوانیم.

      موفق باشید.

  • به ویر هر که نا گنجد چم شرف شهین من

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.