کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > حقوق بشر > قتل عام در ولايت سرپل

قتل عام در ولايت سرپل

طالبان بلند رتبه ای که مستقیماً در پنج قتل عام دست داشتند عبارتند از: ملا عبدالمنان حنفی، قوماندان خط اول، امین الله امین، معاون وی، ملا عبدالستار لنگ، یک قوماندان ارشد، ملا ولی جان، یک والی و قوماندان ساحوی. قوماندان های ارشد طالبان توسط تعدادی از قوماندان های محلی وابسته به طالبان که آگاهی کامل از قتل عام ها و مرتکبین آن داشتند، در عملیات کمک می شدند به عنوان مثال در دستگیریهای دسته جمعی و در کشتار غیر نظامیان همکاری داشتند.

چهار شنبه 11 ژانويه 2012

اشاره: پروژه ی عدالت افغانستان، گزارش نسبتا خوبی درباره ی جنایات انجام شده در افغانستان در سال 2005 منتشر کرد. گرچه در اين گزارش هيچ اشاره ای به جنایات حاد علیه بشریت در زمان شاهان ديکتاتور افغانستان نشده است، اما با اين وجود، جزو معدود گزارش هایی ست که می توان به آن استناد کرد. اين گزارش متاسفانه تاکنون در سطح وسیع در اختيار شهروندان افغانستان قرار نگرفته است. کابل پرس قسمت های مختلف اين گزارش را برای یادآوری جنایات انجام شده در افغانستان به مرور نشر می کند.

7.2 قتل عام در ولايت سر پل در سالهاي 1999 الي 2000

اين مجموعه اسناد، جنايات جنگي مرتكب شده توسط طالبان عليه مردم غير نظامي ولسوالي گوسفندي در جريان "عمليات هاي ضد شورش" به دنبال مقاومت در برابر اشغال طالبان در دوره 1998 الي 2001 مستند نموده است. این اعمال علیه غیر نظامیان با عملیاتهای نظامی علیه جبهه مقاومت همراه بوده است. گرچه مقاومت نظامی اغفال کننده بوده و بارها از موقعیت های جنگی عقب نشسته اند و مردم غیر نظامی را در برابر حملات تلافی جویانه طالبان آسیب پذیر گذاشته اند. از ماه جنوری تا مارچ 2000، طالبان پنج کشتار غیر نظامیان را در ولسوالی گوسفندی مرتکب شده اند که 96 نفر را به قتل رسانیده اند.

در تمام پنج مورد، قتل عام ها توسط جوخه آتش انجام شده است. قربانیان اول به اسارت در آمده و دستانشان بسته شده و به بیرون محوطه برای تیرباران برده می شدند. این قتل عام های مشخص علاوه بر دیگر حادثات پراکنده کشتارها و دیگر جنایاتها توسط طالبان در جریان عملیاتشان در ولسوالی گوسفندی به وقوع پیوسته است.

قتل عام ها توسط قوماندان ارشد طالبان که در ساحه عملیاتی به عنوان بخشی از استراتژی طالبان برای تحت فشار قراردادن مخالفان احتمالی موجود بود، هدایت و رهبری می شد. طالبان بلند رتبه ای که مستقیماً در پنج قتل عام دست داشتند عبارتند از: ملا عبدالمنان حنفی، قوماندان خط اول، امین الله امین، معاون وی، ملا عبدالستار لنگ، یک قوماندان ارشد، ملا ولی جان، یک والی و قوماندان ساحوی. قوماندان های ارشد طالبان توسط تعدادی از قوماندان های محلی وابسته به طالبان که آگاهی کامل از قتل عام ها و مرتکبین آن داشتند، در عملیات کمک می شدند به عنوان مثال در دستگیریهای دسته جمعی و در کشتار غیر نظامیان همکاری داشتند.

سلسله قتل عام ها که در مدت دو ماه به وقوع پیوسته بیان می دارد که جنایات علیه غیر نظامیان منظم و سیستماتیک بوده و مکرر به وقوع پیوسته و بخشی از لشکرکشی ها به خاطر مجازات دسته جمعی غیر نظامیان در مناطقی که به طالبان تسلیم شده بودند اما یک قرار گاه را برای فعالیت مقاومت ترتیب داده بودند. این نمونه از جنایات با اصول مسلم همدستی در جرم سازگار می باشد: طالبان تمامی غیر نظامیان را به خاطر فعالیتهای گروه های مسلح که از مناطقشان عملیات می کردند، مسوول می دانستند.

برعلاوه قتل عام ها، دیگر جنایات در جریان اشغال طالبان و عملیات های ضد شورش عبارت بودند از: دستگیریهای خود سرانه غیر نظامیان، قتل عام های بدون محکمه، کوچ اجباری و گرفتاری به خاطر ساختن کمپهای توقیف، سوزاندن خانه ها و استفاده نیروی افراطی به شمول بمباردمان هوایی مناطق مسکونی که شامل مناطقی می شده که پناهندگان غیرنظامی جمع شده بودند. این جنایات یک تعداد از تلفات گسترده را در پی داشت.

شرح جنگ

ولسوالی سنگچارک توسط اداره جنبش ملی شمال غرب افغانستان تا آگست 1998 کنترل می شد. در آن زمان، اداره ولسوالی به همراه مزار شریف و مابقی ساحات جنبش تحت کنترل طالبان درآمد. مردم ولسوالی ترکیبی از ازبک، عرب، تاجیک، هزاره و سید شیعه به همراه اقلیتی از پشتون ها بودند. طالبان یک اداره را با جادادن اعضای مرکزی طالبان (از جنوب غرب افغانستان) به مقامهای عالی و آوردن قوماندان های هم فکر محلی به مقامهای متوسط، تا سطح ولسوال، به وجود آوردند. گرچه، ولسوالی سنگچارک قبل از جنگ یک ولسوالی ساده بود، در جریان جنگ اداره های ولسوالی جداگانه در گوسفندی و تغزار ایجاد شده بود.

در جریان اولین اشغال شمال غرب، طالبان در پیشروی به سمت ولسوالی بلخاب در جنوب ولایت سرپل ناکام شدند. این یک ولسوالی دوردست و کوهی بود که یک از مراکز اصلی سیاسی فرهنگی مردم شیعه در شمال افغانستان در جریان جنگ به حساب می آمد. راه سرک در زمستان بسته بود. این ولسوالی به عنوان یک قرارگاه امن و مرکز مقاومت ضد طالبان در شمال غرب ظهور کرد. تعداد زیادی از قوماندان های مجاهدین و ملیشه ها که مخالف توافق با طالبان بودند، در بلخاب گرد آمده بودند و جبهه متحد یک خط لوجستیکی ضعیفی را از طریق هلیکوپتر از قرارگاه هایش در شمال شرق افغانستان ایجاد کرد. قوماندان های مهم سنگچارک که خودشان را در جوار بلخاب مستقر کرده بودند، برادران قوماندان جنبش عبدل چریک بودند (حاجی امیرالدین و کمال خان) و مولوی ظریف و عبدالرحیم از جمعیت بود. در جریان زمستان 1998/1999 (مطابق سال 1377) مقاومت ضد طالبان در بلخاب یک لشکر کشی برای اخراج طالبان از سنگچارک به راه انداختند. نمونه ای از جنایاتی که طالبان مرتکب شده اند در شرح عملیات "ضد شورش" آمده است که در آن هم مردم غیرنظامی مناطقی که احتمال فعالیت جنگجویان مقاومت در آنجا می رفت را مورد هدف گیری قرار دادند و هم قوماندان های وابسته طالبان علیه رقبای محلی خودشان مرتکب افراط گرایی شدند.

حمله اجرا شده توسط مقاومت در سر پل در اول دسامبر سال 1998 به وقوع پیوست. اما مقاومت از لحاظ نظامی ضعیف بود. آنها قادر بودند که دفاع طالبان محلی را درهم بشکنند اما در نگهداری موقعیت های ثابت علیه عملیات متقابل طالبان نا موفق بودند و سریعاً خودشان را به مکانهای امن تر در کوه ها عقب می کشیدند زمانی که طالبان کمکی سر می رسیدند. این بدین معنی است که طالبان بیشمار جنایات علیه غیر نظامیان در سالهای 1999 و 2000 انجام داده اند، چون طالبان بزرگان غیر نظامی را به خاطر یورشهای انجام یافته توسط گروپها مقاومت در حال حرکت، مجازات می کردند.

در می سال 1999، طالبان یک نیروی اصلی را دوباره تحت قو مانده ملا برادر برای تصرف بلخاب گرد آوردند. برادر توسط ملا فضل مظلوم، قوماندان قوای مسلح همراهی می شد. طالبان در تصرف بلخاب ناکام شدند. ملا برادر با قوای اعزام شده اش در جون 1999 از ساحه عقب نشینی کرد که دست جبهه مقاومت را برای عملیات متقابل به سنگچارک باز گذاشت. جبهه مقاومت سریعاً به سمت شمال شرق حرکت کرده و فوراً آب دره و امرخ را دو مرتبه تصرف کرد. همچنین آنها حمله غافلگیرانه را بالای بلوچ، در دیگر طرف آب دولگان ترتیب داده و آنرا گرفتند. این بار آنها از راه آب دره به آب خور حمله کردند. و دو مرتبه تا گوسفندی پیش رفتند. گرچه، به مدت 10 روز آنرا نگه داشتند قبل از آنکه توسط طالبان دوباره بیرون شدند. جنایات بیشمار طالبان علیه مردم غیر نظامی در سنگچارک در عملیات تصفیوی بعد از آنکه برای بار دوم گوسفندی را در زمستان 1999/2000 گرفتند، رخ داده است. نیروهای مقاومت در آب دره و امرخ در جوار آب خور در محدوده جنوب شرقی سنگچارک جا گرفتند. اما طالبان مناطق اصلی پر جمعیت را دومرتبه گرفته و یک لشکرکشی ضد شورش را به پا کردند که تقریباً تا جون سال 2000 طول کشید. بعد از تصرف آب خور توسط طالبان، یک تعداد از مردم غیر نظامی به همراه مولوی ظریف به آب دره و امرخ پناهنده شدند. جبهه مقاومت، دیگر یک تهدید مهم نظامی برای طالبان به وجود نیاورد تا اینکه جنرال دوستم در اپریل 2001 برگشت موقعی که وی به جبهه سرپل نیروی تازه داده و حملاتش را به زاری راه انداخت.

قوماندان های بلندپایه طالبان، مسوول قتل عام ها

ملا عبدالمنان حنفی قوماندان خط اول در گوسفندی/آب خور به مدت شش ماه بود. (این زمان شامل عملیات تصفیوی در جنوری – مارچ سال 2000 می باشد.) وی به عنوان قوماندان جبهه اختیار تمام نیروهای مبارز طالبان را که در گوسفندی عملیات می کردند، داشت و مسوول اصلی برای یک سلسله قتل عام های مستند شده در گزارش می باشد. به ویژه، یک شاهد عینی حنفی را به عنوان شخصی که دستور قتل عام بزرگان خاسار صادر کرده است، می شناسد. وی در یک موتر نشسته بود و مشغول خوردن میوه بود زمانیکه بزرگان سعی داشتند که به وی نزدیک شوند. به عوض دیدن آنها، وی به معاونش دستور داد که آنها را کشته و تیرباران کند.

ملا ولی جان، والی ولایتی طالبان (در جوزجان) در جریان عملیات گوسفندی حضور داشته است. چندین شاهد از وی به عنوان یکی از قوماندان هایی که کشتارها را سرپرستی کرده، نام برده اند.

ملا عبدالستار، قوماندان ارشد طالبان از جنوب غرب افغانستان، کشتار نه زندانی آب خور را در آچابر طبق گفته شاهدان نظارت کرده است.

امین الله امین از چمن به عنوان معاون رئیس استخبارات سرپل، بعنوان معاون عبدالمنان حنفی ایفای وظیفه می کرده است. وی در قتل عام بزرگان خاسار دست داشته است چون وی دستوری از حنفی گرفته تا گروپ ها را جدا کرده و دستگیر نموده و برای کشتن ببرند.

قوماندان های محلی وابسته به طالبان با گردآوری زندانیان برای تیرباران و به طور کلی عمل کردن تحت سرپرستی حنفی و طالبان بلند پایه، نقش زیردست را در قتل عام ها داشته اند. این قوماندان ها عبارت بودند از: ملا (جنت) میر و خالق، قوماندان پشتون محلی قریه الغون، وابسته به طالبان، در عملیات دلو و حوت در آب خور شرکت داشتند و طبق گفته شاهدان، تحت دستور ستار و ولی جان عمل می کردند. قوماندان محمد میر ولد باز آقا، قوماندان جنت میر از الغون و قوماندان عبدالله از ملکان با هدایت باشندگان قریه جابجا شده به بازگشت به قریه هایشان، قبل از جمع آوری آنها و سپس با اجرای پروسه جداسازی در قتل عام آب خور- خاسار تسهیل ایجاد کردند.

تحلیل مفصل قتل عام های انجام شده توسط طالبان در گوسفندی درجریان عملیات تصفیوی جنوری – مارچ سال 2000


قتل عام بزرگان خاسار در 12 فبروری سال 2000

بعد از آنکه قوای مقاومت توسط مولوی ظریف و دیگران رهبری شده و برای بار دوم از گوسفندی عقب نشینی کردند و نیروهای طالبان یک عملیات تصفیوی را به اجرا گذاشتند، یک گروپ از بزرگان قریه خاسار تصمیم گرفتند که طالبان بلندرتبه را ملاقات کرده تا برای مردم غیر نظامی ضمانت امنیتی جستجو کنند. رهبر نمایندگان آغا دخان به عهده داشت. عبدالمنان حنفی (قوماندان خط اول، که به عنوان والی نیز یاد شده) مهمترین طالب ارشد منطقه بود. وی توسط معاونش امین الله امین همراه بود. حنفی ملاقات با بزرگان را نپذیرفت. وی امین را فرستاد که آنها را دستگیر کرده و به قتل برساند. امین گروپ را جدا کرده و به بولدیون برده که گروپی از طالبان در جوخه آتش آنها را تیرباران کردند. یکی از اعضای نمایندگان، که بعداً گزارش داد که چه اتفاق افتاده بود، از این گروه قبل از آنکه دیگران دستگیر شوند فرار کرده بود.

قتل عام آب خور – آچابر، 2 فبروری سال 2000 (کشتار نه زندانی آب خور توسط جوخه آتش)

در تاریخ 2 فبروری سال 2000، طالبان باشندگان قریه را در آب خور در مسجد آغا شاهنشاه فراخواندند. آنها به مردم اعلام کردند که سلاح هایشان را تحویل دهند که در نتیجه چندین افراد آورده و سلاح ها یشا نرا تسلیم نمودند. (مطابق نقل قول، یک منطقه بدین شکل خلع سلاح شد: سهمیه ای از سلاح ها را خواستار شدند بدون اینکه برای این مطالبه تنها نظامیان یا جنگجویان را مورد هدف قرار دهند.) طبق گفته شاهدان محل، مبارزان فعال جبهه متحد به تازگی منطقه را رها کرده بودند (همراه سلاح هایشان). سپس، طالبان ده ها مرد، همه غیر نظامی، را دستگیر کرده و همه آنها را به مسجد مولوی ظریف بردند و شب را آنجا نگهداری کردند. بعد از نماز صبح، طالبان دستان زندانیان را با لنگی های خودشان بسته و در یک موتر پیکاب بار نمودند. طالبان عمده ای که در محفل قتل عام حضور داشتند، ملا عبدالستار لنگ و ملا ملنگ بودند. آنها زندانیان را در چپه گراندا، نزدیک آچابر پایین نمودند. طالبان در آنجا با استفاده از سلاح های اتوماتیکشان به گروپی از زندانیان فیر نمودند. یک بازمانده بنام ح. از این تیرباران نجات پیدا کرده و موجود می باشد. وی بعد از دریافت سه مرمی زخمی شده و توسط مردم محل پناه داده شد. وی گزارش حادثه را تهیه نموده است.

قتل عام ایلمرب، 5 الی 10 فبروری سال 2000 (کشتار 22 نفر از ایلمرب توسط جوخه آتش)

طالبان در بدو ورود به ایلمرب به مسجد قریه، جایی که برایشان غذا داده می شد، رفته و سپس تلاشی خانه به خانه را آغاز کردند. آنها 90 نفر از طبقه ذکور را از قریه گرد هم آوردند و در خانه حاتم بای نگه داشتند. بعداً توقیف شدگان را طبقه بندی کرده، ریش سفیدان را آزاد کرده و تقریباً 26 نفر مرد جوان را نگه داشتند. طالبان آنها را برای یک شب در یکی از خانه های قریه زندانی کردند. روز بعد، یک گروپ پنج نفری طالبان زندانیان را به محلی در قریه تاتار بردند. آنها را در کنار یک گودال صف بندی کرده و تیرباران نمودند. چهار نفر از زندانی ها که در جوخه آتش تیرباران شده بودند، بعد از مجروح شدن از مرگ نجات یافتند.

قتل عام صیاد، 26 مارچ سال 2000

باشندگان صیاد گزارش داده اند که در 26 مارچ سال 2000، در جریان عملیات تصفیوی طالبان در ولسوالی گوسفندی، طالبان بیست و دو نفر از صیاد را در چهار محل مختلف که عبارتند از: جر شوراب، جر باتور، قریه صیاد و باشم ایکاشم به قتل رساندند. نامهای قربانیان داده شده توسط باشندگان صیاد شامل مردان و زنان به سن 14 تا 65 سال می باشد.

قتل عام جر رجب به تاریخ 28 و 29 مارچ سال 2000 (25 زندانی از آب خور توسط جوخه آتش در جر رجب، خاسار کشته شدند.)

بعد از اینکه طالبان موفقانه دره آبخور را اشغال کردند، آنها مردم غیر نظامی را تشویق کردند که دوباره به قریه هایشان برگردند. آنها 25 نفر را توقیف کردند. بعداً طالبان دستهای زندانیان را بسته و به قریه خاسار منتقل و توسط جوخه آتش به قتل رساندند. متعاقباً مردم خاسار اجساد را پیدا کرده و دفن نمودند.

قتل عام ها در اسماعیل، شاه مرد و بولدیون در فبروری – مارچ سال 2000

بعد از عقب نشینی مخالفان از اسماعیل، شش نفر از بزرگان منطقه برای ملاقات طالبان رفتند. آنها یک گزمه مربوط به مبارزان طالب را در قریه مشاهده کردند. ملا خود را معرفی کرد و تیرباران شد. پنج نفر دیگر مورد تحقیق قرار گرفتند. آنهایی که خود را هزاره معرفی کرده بودند، درجا کشته شدند. آنها باز محمد ولد مراد و گل بای ولد قربان بودند. سه نفر دیگر، که خود را سید یا تاجیک معرفی کرده بودند، جدا شدند.

قتل عام در مزار شریف

تقريباً بلافاصله بعد از اينكه طالبان كنترل شهر را گرفتند، والي جديد طالبان بنام ملا منان نيازي خطبه هايي را در تمام مساجد شهر ايراد كرده و تهديد به خشونت عليه هزاره ها به انتقام كشتار زندانيان طالب در سال 1997 نموده و به آنها اخطار داده كه بايد به مذهب سني حنفي روي آورده و يا شهر را ترك كرده و يا با پيامدهاي آن مواجه شوند و هر كسي كه از هزاره ها حمايت كند را تهديد به مجازات كرد. طبق گزارش در يك سخنراني ديگر وي بيان داشت: "هزاره ها مسلمان نيستند. آنها كافر هستند. هزاره ها نيروهاي ما را اينجا كشتند و اكنون ما بايد هزاره ها را بكشيم."

پنج شنبه 4 مارس 2010


جنایات گروه طالبان

هسته رهبری طالبان بیست و دو عضو شورایی داشت که عمر رهبرشان بود. طالبان ساختارهای نظامی و مدنی خود را به خوبی گسترش داده بودند و ساختار آشکار کنترل و فرماندهی داشتند./ در حالیکه جنگ برای به دست گیری دیگر مناطق کشور ادامه داشت، طالبان در کابل اداره بسیار ظالمانه برپایه دستگاه استخباراتیش ایجاد کردند. سازمان اصلی توسط قاری احمدالله اداره می شد که خارج دفتر سابق خاد در صدارت عمل می کرد. در اکتبر 1997 رهبر طالبان، ملا عمر، نام دولت اسلامی افغانستان را به امارت اسلامی افغانستان مبدل کرد.

چهار شنبه 24 فوريه 2010


جنایات دیگر شورای نظار، گروه اسلامی حکمتیار، گروه وحدت، اتحاد اسلامی و جنبش اسلامی

کابل سالهای 1992 الی 1996

جمعه 19 فوريه 2010


جنایات گروه وحدت و جنبش اسلامی

دور جدید انتقام گیریها در کابل در سالهای 1992 الی 1995 انجام شد. در مزار شریف، خشونت های فرقه ای بعداً آغاز شده اما زیاد طول کشید تا دوره قتل عام های مهم در سال 1997-1998 و بعد از آن. غیر نظامیان هزاره در میان قربانیان این دوره از خشونت ها بودند. اما قوماندان های جنایتکار حزب وحدت آشکارا در ارتکاب جنایاتها و خشونت ها شرکت داشته و به این اعمال ادامه می دادند.

جمعه 19 فوريه 2010


قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993

وزیر دفاع وقوماندان اعلی دولت اسلامی در آن زمان در عملیات افشار احمد شاه مسعود بود. وی تمام مسوولیت برنامه ریزی و دستور دهی عملیات های نظامی را داشته است. وی مستقیماً قطعات جمعیت اسلامی و به طور غیر مستقیم قطعه اتحاد اسلامی را کنترل می کرد.

پنج شنبه 11 فوريه 2010


بمباران کابل و ادامه جنایات جنگی

گرچه راکت باران کابل توسط حزب اسلامی به طور عموم کورکورانه بود، سه دسته هدف که قوماندان های حزب اسلامی علیه آن بمباردمانهای خودشان را رهبری میکردند، وجود داشت. بیشتر این اهداف در داخل و یا اطراف مناطق غیر نظامی موقعیت داشت.

دو شنبه 8 فوريه 2010


جنایات در رژيم برهان الدین ربانی

شورای نظار بر کوه آسمای، (کوه تلویزیون) با پوسته رادیو تلویزیون، کوه رادار به معنی اینکه رهبران هدایت میداد تا راکت ها و بمب ها در کجا می افتد کنترول داشت. طبق اظهارات قوماندان کندک پوسته عمومأ در مدت سه ماه در سه ماه تحت فرمان گل حیدر بعضی اوقات توسط با به جان اکمالات و تبادله نیرو میشد.

شنبه 6 فوريه 2010


جنایات شبه نظامیان و گروه نظامی حکمتیار و خالص در زمان نجیب الله

عقب نشینی روسها و زمان پس از آن/ آویزان کردن زندانی ها از دست شان در یک جوره حلقه آهنی که در سقف اطاق بود، لت وکوب اکثراً توسط چوب چماق، شوک برقی، محروم نمودن از غذا و خواب، محبوس کردن در اطاق یا کوته قلفی کـردن، سوء استفاده جنسی، شکنجه روانی، بود. مدت و زمان اساسی شکنجه از طرف شب بود.

جمعه 5 فوريه 2010


جنایات در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، کارمل و نجیب الله

از جنوری 1980 الی فبروری 1989 / حسام رئیس استخبارات نظامی بود و کار مدیریتی را انجام می داد و فرمان صادر میکرد. عبدالله فقیرزاده معاون اپراتیفی بود و فرمان ها را اجرا می کرد و عملاً پروگرام دستگیری و شکنجه آنها را هدایت می کرد. وی بسیار ظالم بود. وی به مار کبرا مشهور بود. بعد از این وظیفه وی والی قندوز شد.

چهار شنبه 3 فوريه 2010


جنایات حکومت های وابسته به شوروی

نقض حقوق بشر بین المللی و قوانین انسانی در سال 1978 الی 1992 / علیرغم شرارت زیاد و جنایات بی شمار، این دوره کمترین اسناد جنگ را دارا می باشد. افغانستان از بیشتر قسمتهای جهان مجزا بوده و خبرنگاران خارجی کمی به این کشور دسترسی داشته اند، و اخبار حادثاتی که خارج از کابل به وقوع پیوسته به آهستگی در خارج از کشور جعل می شد. در نتیجه، بیشترین اطلاعات همراه پناهندگان که شروع به گریختن از کشور نموده بودند، انتقال یافت. آن عده که توانایی داشتند به اروپا، آمریکا و یا دیگر کشور ها گریختند و هزاران نفر دیگر در پاکستان و ایران مسکن گزیدند./ پروژه ی عدالت افغانستان

دو شنبه 1 فوريه 2010

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






50 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > حقوق بشر > قتل عام در ولايت سرپل

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • خوب کردیم که هزاره او تاجیک را کشتیم .
    طالب های کرام هیچ وقت ناحق بالای کسی ظلم نکرده البته انها گناه کار بوده باید کشته میشد چرا با طالبان کرام جنگیدند انقدر طالب را که مسعود با دار و دسته مرتد خود شهید کرد و انقدر طالب کرام را که وزبک خر شهید کرد وانقدر طالب کرام را که هزاره پوچی شهید کرد هیچ کس نگفته و از شما ها که یک نفر مردار شد باز سر وصدای تان دنیا را میگیرد جنگ میکنی باز کشته میشی نکل خوردن نیست یا حلواه بخوری که کشتی کشته میشوی.
    اگر این دفعه سلاح بدست ما امد باز میفهمیم که همرای شما مردم چه کنیم باز ما را هم پشتانه میکویند زور دنیا در پشت سر شما کاپران.

    • اگر خداوند بخواهد تاجک، هزاره، و اوزبیک یکجا شده متحدانه شما غاصبان سلیمان کوهی را به موطن اصلیتان روان خواهند کرد. بی ناموسهای تریاک فروش انتحاری لیاقت شما ملاعمر سفاک است.

    • عمری ورور تو یک گپ را پراموش کرده استی. مالک خام کله اول طالب های کرام را به مزار شریپ اورد باز قتل عا م کرد .اگر یگ دپۀ دیگه طالبهای کرام بامدند باز ما می پامیم این ازبک های خام کله.

    • پدر رسول پهلوان شمس الدین بیگ فکر میکنم سه زن داشته و ملک خان برادر ناتنی رسول پهلوان را مادرش از پشتونهای ناقل شیرین تگاب است . وقتی طالبان میخواستند به شمال رخنۀ پیدا کنند ملک خان را به حساب پشتونوالی اغوا نمودند و ملک حان سنگر را مانند اجداد مادری خود به طالبان پاکستانی بفروخت .

  • گرچه با موضوع مقاله رابطه مستقیم ندارد، اما چون جالب است، بشنوید.
    http://da.azadiradio.org/audio/audio/339594.html

  • سلامونه
    پارسی زبانها از شما لاف است لوف است پوف است وبس شما نه به مردم داری میفهمید نه سیاست ونه به دولت داری بخدا کسم اگر شما به هیچ چیز بیفهمید.
    در طی 33 سال جنگ تمام ملیت ها حکومت کرد حکومت یا در مننتکه خود و یا در تمام افغانستان شما هزاه گان در منتکه خود چی کشتار که نکردید حرکت اصیفی با وحدت مزاری وحدت مزاری با وحدت اکبری همدیگر را که میکشتید مگر انها انسان نبودند او بی وجدانها چرا عادلانه قضاوت نمیکنید شما را بخدا من از تمام نقاط اغفانستان خبر دارم همین قو ماندان شفیع شما را ها را مسدود کرده بود فقط موتر های تاجیک وهزاره بود موتر پشتون نبود .
    در زمان حکو مت ربانی انقدر قتل وقتال شد که در تاریخ افغانستان تکرار نخواهند شد در زمانیکه مسعود قدرت داشت حزب اسلامی و انجینیر حکمتیار را نه تنها به کابل خوش نداشت بلکه تمام افراد او را زندانی کرده و ترور میکرد.
    در زمان قدرت مسعود با حرکت شیخ اصف و اتحاد سیاف موجب قتل عام افشار نشد کاملا مردم غریب بودند کدام وزیر و یا ریس جمهور در انجاه خانه داشت تماما مردم غریب بودند مگر در انجاه طالب دست داشت وا که کشته شدند افغان نبود او بی غیرت ها و او بی وجدان ها پارسی زبانهای خاین اگر شما حکومت کنید باز همانطور روز را خواهد اوردید.
    حال حکومت بدست پشتون است و شما ها هر سه تان تاجیک اوزبک هزاره ملی و یا ملیگگ هم نیستید ما که را کشتیم بگو شما نفاق را دامن میزنید.
    حلا میخواهید حکومت فدرالی بسازید خاین ها شما کی اتحاد دارید اگر یک تان یک کار را کردید صد تای دیگر تا مثل اسپی صدا میکنید باز میگوید طالب طالب ما خوب خبر هستیم در دهن هر خانه خود زنجیر انداخته بودید و مردم ومساپران را جر یمه میکردید ای نعلت بر شما وطنفروشان تاجیک به تاجکستان ازبک به ازبکستان هزاره به گورستان یا چین یا ایران یا ترکمنستان و یا به منگولستان من کوشش میکنم که به هزاره هم یک جای پیدا کنیم یا اینکه تماما باید جوالی باشد خوب خر واری کار کند پیش ما.
    باز بگو پشتون بد است تو خوب هستی چیکار ها را که شما نکردید.
    یار زنده صحبت پاقی.

    • salam ba dustani fars zaban marg bar pashtunhaye dom dar waten forsh zan forsh man tajob mekonam ke khoda wand shoma haywanha ra chira ba shakle ensan afarda hich ensan dom nadara wale shom dom daren shoma pashtunha; khar badonya meyayen wa khar ham az donya meren aga en dafa tarfi farsi zabanan amden qawl medam ke nabode tan hatmi ast ba tamami arbaye tan wa on dal khoraye sag wa shom pashtunhaye wahshe ra dar israyl paloye ajdade tan me ferstim

      آنلاين بنگريد : pashtuni go boy

  • با سخنان بی مسؤلیت و افراطی علیه هر قومِ که باشد، در اخیر امر به قوم خود جفأ میکنیم. زیرا دیگران را علیه قوم خود تحریک میکنیم و دشمنی و خصومت را بین اقوام افغانستان دامن میزنیم. به نظر من، دامن زدن به خصومت های قومی یک خیانت بزرگ ملی ست و کسانیکه اینجا به این عمل دست میزنند، در حقیقت با قوم خود دشمنی میکنند.

  • سلام وطنداران گرامی .
    حلا من دل خود را یخ کردم میتوانیم به راحتی مبا حثه نمایم.
    مقصد تمام تقصیر بگردن پشتون نیست در افغانستان همگی مقصر است.
    در رابطه به پاکستان.
    ما پشتون ها در پاکستان از قدرت خوب بر خور دار هستیم در بخش نظامی جنرال ها داریم منطقه پشتونستان کاملا مربوط ما بوده از هر نوع ازادی بر خور دار هستیم بین افغانستان و پاکستان کدام مرض وجود ندارد پشتون ها در پاکستان از امتیاز بیشتر بر خوردار هست نسبت به افغانستان .
    در افغانستان پارسی زبان ها علیه ما تبلیغ میکنند هر چه خود شان کردند به گردن ما میاندازند. در پاکستان همچو چیزی نیست پس شما متوانید کضاوت کنید .
    پیش سخن واز باشد.

  • ده لب و روی این ملا عمر خر گوه کنیم این هم است نماد پشتونها . شما برای این خوب هستید که زنهای تان را به قاطیر الیش نماید وهمین طور در قندهار همه تان بچه بازی و بچه های جوان را بالای زن خود میپراند . نورستانی

    آنلاين بنگريد : http://http://empiresalliesfreemiss...

  • ولایت سر پل را چی میکنی بیا شمالی مارا ببنی که خاکش را به تو بره باد کرده .تا هنوز هم از تاکهای انگور شمالی خبری نست ودرختها را که بیخی از ریشه بریت کشیده است این قوم ببری و حشی .

    آنلاين بنگريد : http:/http://kabulpress.org/my/spip...

  • بسیار شرم آور هست که نویسنده گان ما اکثرا وجدان پاک ندارند و یا بدون درک درست به چرندگوی می پردازند...........بنظر من مطلب بالا را کسی نوشته کرده که اصلا از آن منطقه نیست و یا هم افکار و دیدگاهش بدبختانه آلوده با تعصب و تبعض است....قسم بخدا اگر تو این مقاله خود را دوباره بخوانی شاید برای خودت خنده آور باشد.

    آنلاين بنگريد : قتل عام در ولایت سرپل

  • بنده شایط شماراه خواندو اماه خوشم آمد آفرین به شماوطن دوست
    بنده بشمااین کلام راه مطرح میکنم که درهرجای باشید وچی ازبک وچی تاجک وچی هزاره باید یک دست باشید که این راه شماهم خوب میدانیدکه اوغانان همیشه درپیی همه ماوشمااستنداگرشماارفهای مراهم بخانید مدانید بااحترام احمد حیدری

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.