کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > لویه جرگه یا سلاح وحشتناک قبیله سالاران جهت ترور دموکراسی و مردم سالاری

لویه جرگه یا سلاح وحشتناک قبیله سالاران جهت ترور دموکراسی و مردم سالاری

چگونه میتوان به این بازی های منحوس خاتمه داد!

دو شنبه 24 اكتبر 2011, بوسيله‌ى توردیقل میمنگی

اینجا را کلیک کرده و قسمت نخست این نوشته را بخوانید.

قسمت دوم

نشر نخست در کابل پرس: چهار شنبه 2 فوريه 2011

آتشی که درین سرزمین مشتعل گردیده، با گذشت هرروزی عمق وپهنای بیشتری را بخود اختیار، و شعله های آن متداوماً با تقدیم گلدسته های دروغین وبر چیده از جهنم حرص وآز جهانخوران و خود گم گشتگی قبیله سالاران قویتروخانمانسوز تر میشود.

شیادان مزدور و قدرت طلب امروزی هم ، تلاش دارند که، با بکار گیری افسون های متروک جرگه ولویه جرگه که از باتلاق های تاریخ باز آفرینی گردیده، خرد وآگاهی انسان های اسیردراین محوطۀ آتش را به بازی گرفته ،وبا روپوشی از واژه های مقدس صلح، آزادی، عدالت، دموکراسی، ترقی، انسانیت، حق وغیره که همیشه ودر هر مکانی مورد نیاز انسان هاست، آلام ناشی ازاستعمال خوشه های بمب، قبضه های راکت و شیارمرمی هارا که همه روزه از جانب ایشان واربابان آنهابکار گرفته میشود، پنهان ساخته، وحقیقت فقر، بی خانمانی، جهل، عقب ماندگی، وسیه روزی های روز افزون مردم این سرزمین را در ذهنیت ها مغشوش وغیر قابل درک نمایند.

ستمگاران تهی از خود، در لباس های زراندود اعطا شده از جانب ابرخدایان جنگ وبیدادگری، همواره در تلاش آن اند که، متون قدیم استحمار وتحمیق توده ها را که تا امروز هم بکمک آنها، ایشان را بخواب های افیونی فروبرده وازاحساس همۀ آلام انسانی، حتی حس درد خود، بدور نگهداشته اند، یکبار دیگر احیا، وبازهم در پوشش های تازه ، درجهت پامال نمودن بیشتر از پیش، حقوق مغضوبین وبر آورده ساختن آرزو های خدایان بیدادگری و نفس سر کش خود، مورد بهره برداری قرار داده، واین آتشکده را بنام های وحشت آفرین، ابر جنایتکاران تاریخ وارباب الانواع ایشان یعنی زور وزر،ونیرنگ همچنان بر پا نگهدارند.

ایشان ماهییت زمان را ازیاد برده اند، وتفریق آنچه راکه باید باشند، با آنچه که هستند وکار هایی که انجام میدهند، هرگزخواهان فهم نیستند.

نان ولباس ومعیشت روزمرۀ خودرا،اززمان یعنی قرن بیست ویکم دست وپا می دارند، ولی زندگی مردم اسیر در قفس اوهام ونیرنگ های ابلیسی خویش را با اساسات عصر حجر، ودوران حیات طایفوی خواهان شکل دهی اند . خود در کاخ ها ومردم را در کوخ ها مأوا گزین ساخته وتلاش پهنا بخشی به عرصه های جولان، خواهشات پلید خویش را دارند، که این خود نمایشی سخت وحشت ناک ازشیوۀ برده سازی انسان توسط انسان، آنهم بالوسیلۀانسان های بی عاریت وهویت باختۀ، از تبار خود قربانیان این معرکۀ جنایت است.

از سالیان سال بدینسو، با بکار گیری این شیوه های وحشتناک مردم را بخواب سنگین،از خود بیگانگی فرو برده، وتحمیق شدگان مظلوم تاریخ را چنان از خود بی حس نموده اند که حتی درد سوختن پیکرخویش را نیز احساس نمیکنند، چه رسد درد های دیگرانی را که بالوسیلۀ ایشان به قربانگاه کشانیده میشوند!!!.

امیدی به خاموشی این آتش نیست، مگر اینکه اسیران خفته در متن این جهنم را، بیدارساخت، وراه رهایی ایشان را، با نیروی خرد وبر خاستن خود آنها ازاین خواب های افیونی تاریخ که، حتی تأثیر شعله های استخوان سوز، این آتش هستی سوزرا بر پیکر کرخت وبی حس ایشان بی اثر ساخته، به ایشان رهنمون شد .

این است یگانه راه تجربه شده ، برای رهایی مردم، که زندان شکنند وزندان بان را محکوم به تمکین خواسته های انسانی خویش سازند، تا بتوانند خود بودن خویشتن را باز یافته وبه خود بودن دیگران احترام بگذارند!.

این خود محال است، مگر اینکه، این خلق در خواب غنوده ، زندان بانهای مکار و آتش افروزان بی رحم زندگی خود را که، با نیرنگ همرنگی وهمتباری، این همه رنگ ها وپرده های ظلمت را درپهنۀ زندگی ایشان ترویج وتحکیم می بخشند ، باز شناسی نموده و برای همیش از زندگی خویش به دور سازند.

این امر ، خود نیاز به پیام آورانی دارد که ، با نزهت اندیشه وسلامت تفکر ، آراسته به لباس ایثار واز خود گذری درین راه قدم گذاشته وبی هراس از انواع مصائب راه ، با دوری گزیدن از هر نوع وابستگی های شیطانی که مفهوم وبوی من بر تر ازآن بمشام آید، به جنگ سیاهی های حایل میان سعادت وحماقت کمر همت بندند، واز رنگ های نیرنگ آفرین قوم برتر ، قبیلۀ بهتر، نژاد پاکتروغیره چنان منزه باشند که، هیچ رنگی ، به هیچ عنوانی، لکه واثری برآن گذاشته نتواند . این خود تعریف آن مبارزۀ آگاهی بخش فرهنگی وانسان ساز است که جامعۀ ما همین اکنون بدان نیاز دارد، وهر مدعی مبارزه که از این امر دوری جوید خود دشمن آزادی وسعادت مردم ماست!!

تا آنگاه این آتش همچنان مشتعل باقی خواهد ماند وهیچ دست غیبی هم در جهت خاموش سازی آن از پردۀ غیب برون نخواهد آمد، و خلق در عقب پرده های ضخیم استحماربازهم خواهند سوخت بی آنکه بدانند چرا واز کجا!!!.

ما همه باهم میسوزیم وخاکستر میشویم ، ودر تماشاگۀ سوختن مردم خود وسرزمین خود ، سوختن برباد شدن خودرا هم احساس کرده نمیتوانیم ، که این خود کمال فاجعه است . زیرا انتهای نابودی انسان در بربادی همه احساس هاست، تا بربادی همه داشته ها!!!

درین جهنم همه چیز در همه جا، با همه موجودیت خود میسوزد، انسان، حیوان، سنگ وچوب ، کوه ودشت، آسمان وزمین، وبالآخره هم در کلیت خود هرآنچه که هست همه باهم !

درین سرزمین هم انسان را به کشتار گاه میفرستند ودر کوره های آتش جنگ به خاکسترش مبدل میسازندو برباد میدهند، و هم معنی انسان بودن را ترور میکنند ونمیگذارند که مفاهیم مقدس انسانیت، از قفس اوهام من برتر، سر بلند نموده، وانسان نگونبخت، راه انسان بودن وانسانی زیستن خویش را باز یابد.

این خود جنایت هولناکیست که ،هیبت ناکترازهرجنایت دیگر، که میتوان ام الجنایاتش خواند.!!

زیراکه حد ومرز این جنایت از حدود هر جنایتی فراتر وتأثیرات آنهم همین است که ما در چگونگی سرنوشت غم انگیزمردم خود شاهد آنیم وخود در متن آن میسوزیم .

انسان درین معرکه، مظلوم یگانه نیست،واژه ها ومفاهیم نیز از شگرد های بی رحمانۀ این شیادان به ستوه آمده، و با مفاهیم درخود نهفتۀ خویش فریاد میکشند که، مارا از اسارت این بر پا دارندگان جهنم تحمیق وبیداد گری وارهانید تا باشد که ما واژه ها وکلمات الهام بخش، از پهنۀ هستی انسانیت محو ابدی نشویم و نسل بشر در آتیۀ زندگی خود، هر باری که مارا میشنوند، تصور معکوس را در اذهان ماتم زدۀ خویش متبلور نسازند!!

چنانچه هم اکنون وضع بدان منوال است ، وانسان این سر زمین، ریشه های باور خودرا ، در رابطه با کلیه مفاهیم مقدس معروض به شوره زار ی میبیند که ، دارد آخرین رمق پیدایی اش را به نابودی میکشاند .

همه چیز،در همه جا، شمشیر دست ستمگاران وجباران است، دین ، آئین، سنت، آیات، حدیث، تاریخ،ادب،شعر، فلسفه، حکمت، تصوف، عرفان وزهد وبالآخره هم خدا وپیامبر!!!

قرآن را پناگاه جنایات خود ساختن، واز کلام وحی در جهت فریب مردم بهره برداری نمودن ، به خدا وپیامبرش سوگند خوردن، تامردم را وادار به قبول اباطیل زهر آلود خود کنند اکنون حرفیست معمول که ، همه روزه ما شاهد آنیم !

از سالها بدینسو، شعله های جنگ در خانه وکاشانۀ مردم ما زبانه کشیده، وداس مرگ حیات انسان این سرزمین را بی محابا درو میکند، وباند های جنگ افروز از راست، چپ ومیانه، هم بنا به مقتضای منافع خویش، تحت عناوین مختلف، واژه های ارزشمند گذشته هارا باز آفرینی نموده، وهر آنگاهی که عرصه را به دوام کارهای شیطانی خویش تنگ یافتند، در تعامل با اندیشه های وارداتی مقلدانۀ مورد نیاز خود، چون سوسیالیسم، اسلامیسم، دموکراسی، لیبرالیسم، مدرنیزم غیره، یکجا با بمب وراکت ودیگر ابزار کشتاردست داشتۀ خود مورد بهره برداری قرار میدهند که، یکی از این واژه هاهم، واژۀ به میراث رسیدۀ جرگه ولویه جرگه، از دوران زمامداری تورکان ومغولان در ین حدود جغرافیاوی ، قرن ها قبل از امروز است، که همواره مورد استفادۀ هدفمند واغواگرانه قرار میگیرد..

هموطن !

نفرین باد بر من وتو که داعیۀ نجات انسان سرزمین خویش را در سر داشته باشیم! ولی آن داروی شفا بخش وحقیقی را که حلال درد ها ورنج های بیکران انسان سرزمین من وتو باشد، و موثریت خویش را در جهت تبدیل نمودن، این مهد جهنمی فتنه ونفاق، به یک مأمن امن همه باشندگان این سرزمین در عمل ثابت کند، که بر اساس آن، من را حق برابر زیستن با تو، ومارا حق آزاد زیستن وبا افتخار زیستن از قید همه دشمنان ما فراهم شود، از روی عصبیت وکینه غلط پنداریم، ویا تحریمش کنیم ، وبازهم نفرین برما، اگر آن اوراد شیطانی را هم که دشمنان ما تحت عناوین مختلف،به خورد مردم ما میدهند، با نابخردی سالوسانه یکجا با ایشان تکرار نموده وداشتن خرد وتعقل انسانی را بر خویشتن حرام سازیم ودنباله رو محض اجانب باشیم وبس !!.

خواهر وبرادرهموطن من! خوب نگاه کن!

اجداد بد بخت ما، که منظماً با افتخارات موهوم فریفته، ودر اوج هیچ وپوچ ها امرار حیات نموده اند، در کدامین مقطع تاریخ صاحب سعادت انسانی بوده اند، که ما هم بدان ببالیم؟ ایشان که با سیاهی شب خوابیدن ودرسپیدی روز بیدار شدن، وشکم های گرسنه را با سینه های مالامال ازدرد ورنج که، تا سنگ لحد یار ویاور ایشان بوده، بر خود زندگی تصور نمودن! ونهیب استبداد اجانب را همیشه پذیرا بودن، را درهمه عمر برخود عادت ساخته اند،در کجای خود معنی سعادت را افاده میکند که ما در جستجوی آن باشیم! جواب روشن است! هیچ جا وهیچگاه!!! این مغضوبین بیگناه تاریخ ، از سده ها بدینسو اسیر پنجه های خون آلودحاکمیت های قبیلوی این زایی وآن زایی، این خیلی وآن خیلی، این والی ویا آن والی، بوده ، واسیر کنندگان ایشان، از عقب نگهداری های ممتد آنها، با تکیه به سنگواره های عرف، ابدیت بخشیدن روابط برده سازانۀ را خواهان بوده اند که این تودۀ محکوم را، حسب دلخواه ایشان به متاع موروثی پدران ایشان مبدل وصلاحیت داد وستد برده فروشانه را به ایشان اعطا کند وبس.

آیا چه ننگی سنگین تر از این خفت وفرو بردن خلقی با تمامی نجابت آن در کام تحمیق وتخدیر در جهان وجود دارد که تو باید خاموش باشی ویا سخن در تأیید اعمال ستمگاران باز گویی!

جرگه ولویه جرگه یکی از آن سلاح های حکام بی مسئولیت مزدور ومستبد این سرزمین است که ، دایما بخاطر نیل به اهداف واغراض حاکمیت طلبانۀ خود ویا مشروعییت بخشیدن به خواست های اربابان ایشان مورد استفاده قرار گرفته ، ودر هر عصری مردم مارا به روال قرون اوسطایی تحت اختیار ایشان قرار داده ، واز نام اختیار وارادۀ مردم با نام وننگ وناموس مردم تجارت صورت گرفته است .

بناءً زمانیکه حرف از جرگه ولویه جرگه ها بمیان میآید، من از تو تمنا دارم که عینک خود بر تری جویی های موهومی را که من وتو را یکجا به گودال تباهی سوق میدهد از چشمانت بدور ساز، واینراکه از یمن این سیاه کاری ها روزی چند تو وزیر ودبیر خواهی بود ومن هم نفر خدمت وچاکر تو، از یاد ببر! وبه این هم میاندیش که بازهم من کار خواهم کرد ومالیه خواهم داد وخدمت سربازی خواهم رفت ولی در عوض تو هموطن من همیشه ارباب من وحاکم سرنوشت من خواهی بود از یاد ببر!!

به این بیاندیش که گذ شتگان، من وتو با پیروی از این راهکار های سیاه چه دست آوردی برای مابه ارث گذاشته اند که امروز، از آن لذت بریم وافتخار کنیم! بجز اینکه در قید حیات امروزۀ خود، همه روزه مرگ عزیزان خودرا ماتم گیریم وبا ندبه وزاری از اسارتگران سر زمین خود، بخواهیم که لقمۀ نان اهدایی خود را از ما مضایقه ندارند!، همه چیز مارا از ما بگیرند ، ولی مارا بخشی از خود بپندارند، واز لطف اربابانۀ خود محروم مان نسازند!!این خود میراث نکبت باری است که ، هنوز هم عدۀ خواهان تابوت کشی آن اند، که خود کمال ذلت است ونهایت سقوط یک ملت!!!

حرف ازجرگه و لویه جرگه است! این واژه های عاریتی مرتبط با حیات انسانها در مرحلۀ حیات بدوی وطایفوی، وآغازین مراحل شکل گیری ترکیب قبیله ها وحیات قبیلوی، در جوامع انسانی! که در آن دوران، نه از دولت خبری بوده، ونه هم از مفاهیم ملت به معنی مدرن وامروزی آن، نه از پارلمان ومراجع تقنینی فهمی وجود داشته ونه هم از ارگانهای دیگر دولت مدرن وامروزی! که بد بختانه هم اکنون ما مردم بد بخت این سرزمین محکوم به بکار گیری آن سیستم فرسوده وعاریتی، بمثابۀ عالی ترین مرجع تصمیم گیری کشور خود در رابطه با کلیه مسایل حیات جامعۀ خویش هستیم!

حال سوال اساسی درینجاست که:

در یک کشوری که بنا به ادعای خود دولت مداران آن ، خواهان ایجاد نظام دموکراتیک در حیات سیاسی جامعۀ خود است ، این چسبیدن به دنبال نهاد های فرسوده وغیر دموکراتیک چه مفهومی را میتواند، اعاده کند؟ آیا دموکراسی بر مبنای مقتضیات حیات قبیلوی شکل دهی میشود ویاهم حیات قبیلوی را دموکراتیزه میسازند؟

اینجا را کلیک کرده و قسمت نخست این نوشته را بخوانید.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






79 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > لویه جرگه یا سلاح وحشتناک قبیله سالاران جهت ترور دموکراسی و مردم سالاری

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • هی توردی خان قل !

    شف شف نی شفتالو , حرف اخر تو چیست ؟ ایقه گپ چرا میزنی ؟ وقت داستان الف لیلاه گذشته بابا جان . این داستان های گریه الود میمنه گی را ده بیخ پیتو های قلعه در کدام قشلاق میمنه و اندخوی بر بچه های کوچه بگو . اینجه گپ از بکش که نکشیت است . این اجینت های سی آی و آی اس آی و اخوند های ایرانی ادم های مانند ترا گپو را دیدیه پای های خوده ده شورای دراز کدن , ورنه این خر ها از پل محمود خان جراات نداشتن که پیش بیایند ده کابل .

    • در يكي از اين تصوير ها كه طبيله عنعنوي قبيله گرايان را نشان ميداد عكسي از فاروق زردك را ديدم كه خود را دست اندركار جرگه ها ميداند وبا دهن نصوار پر از حملات انتحاري گل بي دين چشم پوشي ميكند ونشان ميدهد كه سخنگوي گل بي دين وي است نه كسي ديگر و طالبان متحجر را يك جريان سياسي ميخواند

      نشانه‌هایی در دست است که آقای وردک در رویای شیرین رسیدن به کاخ ریاست جمهوری به‌سر می‌برد و آرزوی جانشینی آقای کرزی را در چهار سال بعد در مخیله‌ی خود می‌پروراند؛ به همین خاطر شبانه‌روز در صدد تقویت زمینه‌های خود در ادارات دولتی افغانستان است. او افزون بر این‌که در تلاش گسترش نفوذ و اعتبار حزب اسلامی در دولت می‌باشد، نیروهای طالبان را نیز به عنوان یک قوه و امکان در آینده‌ها، از نظر دور نداشته است.

      همین اکنون همکاران و اطرافیان آقای وردک، وزارت معارف کشور را به دوزخ دیگر احزاب و گروه‌ها تبدیل کرده‌اند. در تقررها و جابه‌جایی‌های این وزارت کسانی که مربوط به حزب اسلامی نباشند، مجال عبور از چلوصاف و کانال به شدت تفتیش شده‌ی آقای وردک را نخواهند یافت. آقای وردک نه تنها موجی از تصفیه‌کاری و تقررها در وزارت معارف کشور را رهبری می‌کند، بلکه از زیر زنخ آقای کرزی گرفته تا نهادهای مختلف دولتی و گوشه‌های افغانستان، افراد مربوط به تیم و حزب خود را در حال جابه‌جا کردن است.

      در حالی که رسانه‌ها از به عهده‌گیری حمله روز جمعه توسط حزب اسلامی حکمتیار خبر می‌دهند، آقای وردک این مسأله را رد می‌کند. او به جای این‌که حمله وحشیانه روز جمعه را که منجر به کشته و زخمی شدن نزدیک به 30 تن از هموطنان بی‌گناه ما گردید به شدت تقبیح کند، به دفاع از شاخه‌ی نظامی حزبش برآمد؛ گویی خون اطفال و زنان بی‌گناه این سرزمین هیچ ارزشی در برابر تمایلات و وابستگی‌های سیاسی این بزرگواران ندارد.

    • شمشیر دم شمشیر را میگیرد.ما همیشه از صلح وصفا ،دعا ونجابت،همدل وهمگرایی،اتحاد وآبادی،برادری وبرابری،عدالت ودموکراسی،وغیره......حرف راندیم اما،تحجران،زورگویان،قبیلهپرستان،خادمان انگلیس وپاکستان،مزدوران زر وزیور آمریکاییان وغرب پرستان،انتحاریون ووحشتافگانان وقاتلین کودک ونوجوانان با بمبهای خوشه یی،با کلیمات رکیک،تعرض در حریم های ساییر ملیت دارند دامنه اش را مانند صیهونیست ها جنایت میکند و وسعت میبخشد.مشکل در کجاست ای هموطن تاجیک،ازبک،نورستانی،پشه یی،هندو،هزاره،ایماق،وغیره ملیت های کمنفوس متساویالحقوق سر زمین خراسان پر افتخار (افغانستان ننگ آور،تروریست،زن ستیز،انسان کش،برده،زن ودختر فروش )مگر دورغ است؟در نفاق ماست.اگر ما همدل وهمسنگر باشیم میتوانیم افتخاراتی مانند نیاکان خویشداشته باشیم وهر کس ونا کس را اجازه نخواهیم داد تا در حریم ما قدم زند

    • سویته یا سوتیه جان عزیز . چه نام زیبائی به خود انتخاب کردی . در تمام نوشته هایت که از یک سال باین طرف من تعقیب میکنم چیزی نه گفتی که ارزش دوبار خواندن را داشته باشد . یکبار خو هرنوشته را آدم میخواند . تو به این جانوران دراز پا اسم حیوان حلیم وبردبار گوش دراز را اعطا نموده ئی . آیا توهین به خر نیست . چرا به آن حیوان مظلوم توهین کردی ؟ نشستن این جانوران را ببین که در مورد سرنوشت وطنت تصمیم میگیرند.

    • Jaghury گرامی

      ‎آیا ایالات متحده و جامعه جهانی نبود که افغانستان را از دست طالبان آزاد کرد، طالبانی که افغانستان را به زندانی بزرگ و حاشیه امنی برای تروریست های چند ملیتی تبدیل کرده بود؟ کشور ما و کشورهای ائتلاف فداکاری های زیادی برای کشور شما افغانستان کرده اند، هم از نظر مادی و هم از نظر سربازانی که جان خود را از دست داده اند‫.‬

      ‎زیرساخت افغانستان نابود شده بود‫.‬ افغاستان نه اردو و نه پولیس داشت‫.‬ ایالات متحده و کشورهایی که شما بطور نا عادلانه متهم میکنید این نهادهای اساسی و خیلی دیگر از نهادهای مهم افغانستان را از صفر ساخته اند‫.‬ در حالیکه این حقایق در جلو چشمان شما در کشور شما افغاسنتان اتفاق می افتد و هنوز طالبان در تلاش تخریب و ایجاد درد و رنج در افغانستان است، آیا فکر نمیکنید که قرار دادن ایالات متحده و کشورهای ائتلاف در یک رده با دشمن مشترکمان طالبان غیر منسفانه وغیر عدلانه است؟

      ‎آیا لطف کرده به خوانندگان گرامی این سایت توضیح میدهید که منطق و استاد شما برای اعایتان چیست؟ ایالات متحده کدام مزدورانی دارد؟ چرا ما بعنوان ارتش ایالات متحده از مزدودانی که شما بدان اشاره کردید خبر نداریم؟
      ‎ما خوشحال خواهیم شد دیدگاه شما را نشنویم و به پرسشهایتان پاسخ بدهیم‫.‬

       
      با احترام
محمد حیدری
      فرماندهی مرکزی ایالات متحده
      وبسایت فارسی ما ‪http://www.centcom.mil/fa‬
      بلاگ فارسی ما ‪https://centcomfarsi.wordpress.com/‬
‏سنتکام را در فیسبوک فارسی ما دنبال و سوال های خود را در آنجا مطرح کنید
      ‏‪http://www.facebook.com/CENTCOMFarsi‬
      ‪ ‬‏یوتویوب فارسی ما را تماشا کنید ‪http://www.youtube.com/user/CENTCOMFarsi‬
      عکس های دیدنی از ارتش ما ‪http://www.flickr.com/photos/ccdet/‬
      ‪ ‬
       
       

    • سلام و صد سلام به دوستان او دشمنان ! اینالی خوب شد که جاغوری صیب هم اکه انگریزا او لالا امیریکنای ما ره دشمن خانده روان استن . ولا مه میگوم بیشک همی حیدری صیب که از سنتکوم لالا امیریکنا ، جواب همی آدم خود خواه او لامذبه مانند مولی پوست کنده ده دستش داده ستن . همی جاغوری صیب نمی دانن که تنها کارمل و نجیب و چند تا پای لچ مکروریان گیرک ، نوکر و مزدور روسها بودن ، ولی کرنیل کرزی ، جرنیل احمدزی ، کنسول خلیلزاد او داسی نور همگی شان سوچ و پاک امیریکن استن نه نوکر و مزدور .

      گوش کونین جاغوری صیب ! اگه همی لالا امیریکن ها و اکه انگریزا نمی بودن طالبا ره کی ده قندوز برده تیت و پرک میکردن ؟ اگه همینا نمی بودن کی ده سرک قیرما و شما دیوالهای سمتی میساختن ؟ اگه همینا نمی بودن طالبا از کوجا میشدن و مجاهدینه کی ملیاردر جور میکدن ؟ هه !! اگه همینا نمی بودن روز و روزگار ما ره طالبا روز گلی میکدن و همه روزه خوده ده کوچه و بازار ما انتحار میکدن و ده سرکا برآمده جول و پوستک ما مردومه دزدی میکدن . شکر خدا ره بکونین که همینا استن ، اگه نی کی ده ما مردوم برق میخرید ، تیل میخرید و از شوروی سابق بوره و آرد میخرید ؟ از برکت همیناس که ما مردوم خوده ده میدان کربلای اوغانستان چارپلاق انداختیم چیغسک داریم که از برای خدا ده دان ما پرتین که اگه نی از بی غیرتی می موریم !

      گپا زیاد اس جاغوری جان که بگویوم و نوشته کونوم ، ولی چی کنوم که حوصلشه ندارم . همیقه بس اس . کوله تانه به سنتکوم میسپاروم که با بی 52 به سروقت تان برسن .

    • آقای 
محمد حیدری،
      لطفاّ به بادران تان ( فرماندهی مرکزی ایالات متحده ) بگوئید : چیزیکه عیان است، چه حاجت به بیان است.
      یک طفل افغان دیگر فریب شما را نمیخورد. زیرا خود تان " کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش" اید.
      طالب ساخته شما، پاکستان همپیمان شما، دولت افغانستان نوکر شما. معادن طبیعی ما را هم بزودی به تاراج خواهید برد. دیگر چه میخواهید؟

  • جرگه و یا لویه جرگه به ذات خود یک عنعنه پسندیده است . کشور های دیگر هم با نام های مختلف چنین تجمع های مردمی دارند

    شما بیشتر کوشش کنید که سواد مردم کشور را بالا ببرید که اگر در لویه جرگه راه یافت مانند ملالی جویا از حق مردم دفاع کند.

    • اگر در سایر نقاط جهان هم چنین تجمعات مردمی باشد به اسفناکی، پوچی و مسخره گی جرگه های وطنی افغانستان نیست! نظر خواستن از یک مشت پای لوچ بیسواد در امور حیاتی مملکت به نظر شما عنعنه پسندیده ای است نه؟!

      (در ضمن: ملالی جویا خو کدام شخص باسواد و خاصی نبود او فقط یک فرصت طلب بود که توانست با جسارت و حماقت خود پایش را از اوغانستان بیرون کشیده و تابعیت خارجی بگیرد و در اروپا و امریکا بنام حقوق بشر و زنان چکر زده و مشهور شود. مثال دیگر این چنین افراد همین سیمین بارکزی است که چند وقت دیگر میبینی از کجای عالم سر در میاورد و مدافع قانون و حقوق زنان میشود.)

  • ای عزیزان!
    از تظر فوتو ژورنالیزم گذاشتن این تصاویر مردم ساده وبی پناه وبیسوادی که بخاطر حل معضل کشورشان جمع شده اند دراین سایت خودش یک توهین وهتک حرمت به ملت آزادهء پشتون به شمار میرود.
    کابل پرس درحقیقت هدفی جزاین ندارد که ازپشتونها تصویرهای اینچنینی منتشرکند وپشتونها را در اذهان توهین نماید این خود یک تاکتیک خیلی ظریفانه است که متاسفانه ازطرف سایت کابل پرس به اجرا گذاشته میشود
    امیدوارم که درمقالات آینده من که عکس های نیمه عریان .......... و......... و........ را درمقالات خویش میگنجانم سردبیر سایت به آن دست برد نزند
    با احترام
    شبیر کاکر

    • خان شبیر خان ! مثلیکه پاسخ منطقی به نوشتۀ بزرگوار میمنگی ندارید که روی عکس های نشر شده ، تبصره نموده اید . شما حق دارید مقالات خود را با عکس ها و تصاویر دلخواه خویش به نشر سپارید ، آنگاه ما هم حق خواهیم داشت به پاسخ نوشته و عکس های انتخابی تان ، عکس ها و ویدیو های بمقابل را برایتان تقدیم نمائیم که اگر از دمش بگیری چارغوک کرده بدودی . خدا یوتوپ را نگیرد همرای میرهزار ! دا گز و دا میدان .

    • همانگونه که شما همه را گذاشته پشت ویس ناصری را گرفته اید ، میمنگی هم پشت پشتونها را.

      پس شما چرا شکایت داری ؟

    • شبیر خان

      چرا دیگران این چنین ساده و دهاتی های بی تعلیم را منحیث نماینده های شان نفرستاده اند که شما چنین کرده اید ؟؟؟

      چرا برای حل مسایل حیاتی و مهم با سوادان تان را زحمت نداده اید که ان لنگوته دار عجیب و غریب تان را اذیت نموده اید که همه را چون تو با سواد دشنام بدهد گویا وارثین اصلی ما کوچی های دوغ فروش هستیم و دیگران همه ناقل ..

  • شبیر خان !
    فکر کو که پای کته این برادرء پشتون به رویت است و تو به خاطر پشتونوالی به او هیچ چیز نمیگی . . احترام تو به پای های کته کته و تف نصوار و ایزار بند های دراز درازی که در شورای ملی افغانستان پشتون ها به نمایش گذاشته اند باید به خاطری باشد که تو هم پشتون هستی . اگر تو افغان میبودی هیچ وقت از کسانی که به زور خانه ملت افغانستان را قبضه کرده اند این چنین دفاع نمیکردی , از این معلوم میشود که تو کاکر و پشتون و حتماء به کسانی که از پشتون ها ظاهراء دفاع میکنند و لی در باطن انها را خر ساخته تفنگ را سر شانه شان گذاشته باقی افغانها را میکشند احترام نموده دفاع میکنی . مثلاء پاکستانی ها و عربهای وهابی . مگر کابل پرس این اشخاص را میک اپ و سرخی و پودر زده انها رابه این حولیه در اورده است ؟ مگر کابل پرس شورای را به طبیله تغیر داده و بعداء عکس های گرفته و پشتون ها را بد نام میسازد ؟ یا این ها یک عده پشتون های هستند که مانند دمب سگ اصلاء راست شدنی نیستند .

  • برادران ! شما بجای اینکه مانند یک شهروند با فرهنگ و شهرنشین این بی ادبی همتباران چادر نشین خویش را محکوم و سرزنش میکردید ، آغاز نموده اید به نوشتن پیامها به طرفداری ایشان . این پشتیبانی کردنهای تان از چند پختون بی ادب کوچی ، گویای این حقیقت است که شما حتی به طرفداری بی ادب ترین پختونها هم آماده اید تا پای جان ایستاده باشید . این کردار شما غیرت نیست ، شهامت نیست ، بلکه جهالت است رعایت قانون پختونوالی و چادر نشینی است ! خداوند شما را هدایت نماید و آنهم در صورتیست که زورش برسد !

    • ایزد متعال اول قلب ترا از نفرت و عقده خالی کند تا دست به خود کشی نزنی

    • مزاری جان
      این پشتونها در وقت پختونوالی حتی کرنیلهای پاکستانی را که به هدف اقوام غیر پشتون دست و پاچه بر بزنند و به چپاول و تجاوز به ناموس و فرهنگ مانند نابودی بتهای بامیان و منارکوه چکری در کابل ویا در هرات بیایند همراهی مینمایند -پس شما چه توقع ازینها در مقابل یک پختون پای لوچ لچک در مجلس نماینده گان را دارید که آنها او را سرزنش ویا ملامت نمایند.

  • من میمنگی را مثل پدر خود دوست دارم ؛ از خاطریکه واقعیت هارا بر ملا میسازد . ولی گاه گاهی دیوانه میشود وبه همگی یکسان حمله میکند. بطور مثال در یک مقالۀ خود تحت عنوان « آغای بغلانی به دست بوسی رحمانوف» به تاجک ها حمله کرده بود و یگان وقت به خود هم حمله میکند . این مرض بسیار خظرناک است ،خدا کند ازین مرض جان سالم بدر برد/ من دعا برایش میکنم .

  • نه کل بانه نه کدو، خاک به سر هردو.
    پارلمان ما همه از جانب همسایگان و غربی ها خریده شده و بجزء چند تای آن مانند آقای بشردوست، هیچ کدام به منافع ملی مردم افغانستان فکر نمیکند.
    از لویه جرگه که هیچ انتظار نداریم.
    مردم افغانستان باید از مردم مصر بیاموزد و سرنوشت خود را خود تعین کنند.

  • خبر جالب به آنانیکه طرفدار پایگاه های نظامی امریکا در افغانستان اند.

    هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا پس از آنکه از افغانستان عازم پاکستان شد ، کاملا تغییر موضع داده و پاکستان را مبرا از هرگونه تخطی در مورد تجهیز طالبان دانست.

    وی پس از مذاکره با سران پاکستان بازهم به این نتیجه رسید که لانه اصلی هراس افگنان در افغانستان است و آنان از افغانستان برای عملیات ها نظامی به پاکستان می روند. وی نابودی لانه های هراس افکنی در افغانستان را برای تامین امنیت در پاکستان یک نیاز دانست و اضافه نمود که واشنگتن و اسلام آباد برای تامین صلح باهم یکجا کار خواهند کرد.

    وزیر خارجه آمریکا طی کفتگویی با یک رسانه آمریکایی این مطلب را بیان داشته است. عینا متن صحبت های خانم کلینتون مشاهده فرمایید :
    (طرح ما روشن است. ما نیاز داریم تا دوکار را همزمان انجام دهیم. نخست اینکه پناهگاه های شبکه های هراس افکن به شمول حقانی فشار بیاوریم و از توانمند شدن آنان برای انجام حمله ها در آنسوی مرز (پاکستان) جلوگیری کنیم. دوم اینکه باید پناهگاه های امن هراس افکنان را در افغانستان نابود سازیم. جاهایی را که هراس افکنان پس از حمله بر پاکستان دوباره به آنجا ( افغانستان ) بر می گردند.)
    وی همچنین رابطه میان واشنگتن و اسلام آباد را بسیار مهم می داند و از تلاش های پاکستان در کار مبارزه با هراس افکنی ستایش می کند و نیز بر ادامه گفتگوهای صلح حکومت افغانستان تاکید می ورزد.
    ( ما باید یک تعهد استواری برای ادامه روند صلح افغانی داشته باشیم. ما در حدود نود تا نود و پنج درصد به هدف های مشترک آمریکا و اسلام آباد توافق داریم و نیز ما یک برنامه کاری و تعهد واقعی داریم تا مطمئن شویم که تا اندازه ممکن برای یکدیگر موثر هستیم.)

    • نادر گرامی

      مایل هستم به شما یادآور شوم که مقامات ما نگرانی خود را نسبت به نفوذ تروریستها از مرز افغانستان-پاکستان برای حمله به هر دو کشور ابراز داشته اند. وزیر امور خارجه کشور خانم هیلاری کلینتون در سفر اخیر خود به پاکستان نگرانی عمیق خود را نست به وارد شدن طالبان به افغانستان از مرز پاکستان برای تحرکات تروریستی ابراز داشتند. مایل هستم شما بدانید که دولت ما از این معضل آگاهی دارد و در حال رایزنی و همکاری با دولت پاکستان برای حل این معضل میباشد. برای اطلاعات بیشتر در این مورد، لطفا به این لینک مراجعه فرمائید: http://www.dw-world.de/dw/article/0,,15478118,00.html
      همانطور که شاید خوانده باشید، ایالات متحده اخیرا نیروهایی را به مرز پاکستان در شرق افغانستان فرستاده است تا با تروریستهایی که از پاکستان به افغانستان نفوذ میکنند، مقابله کند.

      با احترام
      محمد حیدری
      فرماندهی مرکزی ایالات متحده
      وبسایت فارسی ما http://www.centcom.mil/fa
      بلاگ فارسی ما https://centcomfarsi.wordpress.com/
      ‏سنتکام را در فیسبوک فارسی ما دنبال و سوال های خود را در آنجا مطرح کنید
      http://www.facebook.com/CENTCOMFarsi
      ‏یوتویوب فارسی ما را تماشا کنید http://www.youtube.com/user/CENTCOMFarsi
      عکس های دیدنی از ارتش ما http://www.flickr.com/photos/ccdet/

      آنلاين بنگريد : http://www.centcom.mil/fa

    • Badakhshani Badakhshan

      هر کو وطن خراب کند یا ر طالب است
      هر جا که انتحار شود کار طالب است
      آن هموطن که قوم گرا است و فنته جو
      دیوانه است و نشه و خمار طالب است
      شخص رئیس دولت ما شام و هم سحر
      در انتظار دیدن و دیدار طالب است
      آبادی و سواد و خرد میکند فرار
      آنجا اگر نشان ز پیزار طالب است
      گر سوئی خاک کشور همسایه سر زنی
      هشیار باش همدم و همکار طالب است

    • به آقای محمد حیدری
      فرماندهی مرکزی ایالات متحده

      دولت شما مردم افغانستان را در یک دوراهی قرار داده است. یا ما باید سلطه امریکا را بپذیریم، یا سلطه طالبان را.
      در حالیکه ما خوب میدانیم که هر دو راه به یک هدف میرسد، یعنی سلطه امریکا. زیراکه
      طالبان ساخته دولت شما
      پاکستان همپیمان شما
      دولت افغانستان هم دستنشانده شما.
      افسوس که دولت شما بین ما آنقدر تفرقه ایجاد کرد، که راه سوم ( نه طالبان، نه امریکا) را بروی ما مسدود ساختید.
      به امید آنروزی که تمام اقوام افغانستان با هم متحد شوند، بعد به خدمت آجنت های مانند (محمد حیدری) نیز خواهیم رسید.

    • نادره جانی .

      راه سوم را خود در اخر پیام تان برای همه انتخاب کرده و گویا همه با ید بمانند اوغان نوکر عرب وپاکستان شوند در مقابل باداران کرزی وخلیل زاد و احدی شیخ الحدیث های تان توپنگ بر داشته و سر و گردن ببرند وبزنند ..

      ای گوساله اوغانی چیزی را که روستار تر ه کی فاشیست , سیستانی نا سیستانی و یون کوچی زاده ... عنوان میکنند تو هم همان را شوره میدهی ..

      در یک پیام دیگر تان در ذیل همین مضمون یکبار دیگر گویا به رهبران نظار و تاجک ها وایتلاف شمال غف زده اید و به ضم خودت گویا اینک معاهده دومی شان( قانونی و اودله )با خارجی را ببینید !

      خدا شما را کور افریده , زنانتان را که لب جوی و گدر سر و زیر خود را در هوا ازاد در محضر دید از خود وبیگانه شست و شو مینمایند نمی بینید مگر چادر زن دیگر اگر که از درز دروازه معلوم شد چک چک و خیزک و اتن و خاک باد تان فضا و محیط را الوده میکند.

      امید است خر فام شده باشید اگر به تفسیر ضرورت بود دروازه "اوخیان" پنجابی و عرب تان دق الباب نماید اگر که باز هم کلید انرا پیدا نکردید از انگریز ورور چون ملا ضعیف و ملا قوی تان کمک برادرانه در یافت بپر ماید . شاته دی گلونه .

  • در زمان های قدیم یک اوغان از وردک به طرف کابل پیاده روان بوده در را خیلی زیاد گرسنه شده بوده اطراف خود را نگاه کرده چشمش به گو سگ افتاب زده که مثل قروت شده بود افتاده فورا به خوردن شروع میکند بعد از انکه خوردن تمام میشود میگوید او اوکروت خو خه کروت وء خو مزه یی باران وری و خوب شما قضاوت کنید کسی که فرق بین قروت وگو سگ را نتواند بکند دیگرش را شما خود دانید. در پاسخ به لویه جرگه یا سلاح وحشتناک قبیله سالاران جهت ترور دموکراسی ومردم سالاری.

  • ه گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، مجلس نمایندگان موافقت نامه نظامی و تخنیکی افغانستان با آیساف را رد کرد.

    به گفته اعضای مجلس موافقت نامه نظامی و تخنیکی آیساف و افغانستان به این دلیل از سوی مجلس رد شده است که این موافقت نامه حاکمیت ملی افغانستان را زیر سؤال می برد.

    این موافقت نامه در سال 2002 میلادی توسط محمد یونس قانونی، وزیر امور داخله وقت و مک کنیل، فرمانده نیروهای آیساف در آن زمان به امضاء رسیده و از طرف دکتر عبدلله عبدلله، وزیر امور خارجه آن زمان تأیید شده بود.

    بر اساس این موافقت نامه نیروهای خارجی مستقر در افغانستان می توانند در هر زمان و در هر گوشه کشور عملیات کرده و اگر در این عملیات کسی کشته شود، حق دعوی و یا شکایت را نخواهد داشت.در این موافقت نامه همچنان آمده است که خط هوایی افغانستان در اختیار نیروهای خارجی قرار دارد.

  • او اوباش بی نام،
    زمان که من ( نه طالبان و نه امریکا) مینویسم، پس واضح ست که نوکران امریکا (پاکستان و عرب) را نیز رد میکنم.
    اما تو بی شعور یا مغز خورده ای، یا نوکر ایران هستی، یا چشم و دلت را قومپرستی آنقدر کور ساخته است، که هیچ چیز را درک کرده نمیتوانی.
    تمام دشنام هایت تقدیم خودت باد.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.