کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > ببينيد و بشنويد > طالبان: ما افغان هستیم و کرزی برادرمان است!

طالبان: ما افغان هستیم و کرزی برادرمان است!

موضوع بر سر تقسیم قدرت میان گروه آدمکشان طالب است. تلويزیون طلوع در کابل به نقل از بی بی سی می گوید، ده درصد مردم افغانستان طرفدار طالبان هستند. اين ده درصد کدام مردم هستند و از چه جنس می باشند و اما نود درصد مردم افغانستان که آدمکشان را نمی خواهند چه کنند؟

دو شنبه 5 آوريل 2010

موضوع بر سر تقسیم قدرت میان گروه آدمکشان طالب است. تلويزیون طلوع در کابل به نقل از بی بی سی می گوید، ده درصد مردم افغانستان طرفدار طالبان هستند. اين ده درصد کدام مردم هستند و از چه جنس می باشند و اما نود درصد مردم افغانستان که آدمکشان را نمی خواهند چه کنند؟

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






46 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > ببينيد و بشنويد > طالبان: ما افغان هستیم و کرزی برادرمان است!

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • تمام غرو فش کرزی بخاطر جلوگیری از عملیات وسیع که امریکا و ناتو میخواهند در قندهار راه اندازی کنند میباشد .

    چون کرزی نمی خواهد اثرات بعدی عملیات نظامی پایگاه اینده خود و خانواده اش را درقندهار لرزان بسازد.

    این در حالیست که جناب کرزی هیچگاهی با وجود کشتار اهالی ملکی جلو همچو عملیات ها را در جلال اباد ,کنر ,لغمان خوست,هلمند ,هرات و نمیروز ... نگرفته است.

    در گذشته هابنابر مسایل سمتی وقبیلوی مانع تخریب دسته جمعی مزاریع کوکنار نیز شده اند .

    از اویل به قدرت قرار گرفتنش تا حال علنی و در خفا مانع خلع سلاح یا دی دی آر در مناطق اوغان بخصوص کندهار بزرگ شده اند.

  • به نویسنده این مقاله یعنی کامران میرهزار
    شما چطور....؟ وابستگی قبیله ای ندارید ؟
    هزارها نفر در مناطق مختلف افغانستان کشته میشود از میرهزار خان مقاله ای ندیده ایم اکنون که یک عده به زمین مردم غاضب شده اند را مظلوم میگویید.
    کی آدمکش است و کی نیست را شما نمیتوانید بگویید این مسئله را تاریخ میگوید که کی چنگیز ثانی بوده است طالبان نوکران پاکستان اند و شما نوکر امریکا آنها از جانب پنجابی ها یعنی دشمنان دشنه خورده افغانستان حمایت میشوند ولی ماوشما از از طرف دشمن فطری حمایت میشویم از یهودیان و مسیحیان .
    بخاطر بسیار سخت نوشتم که باید یک کمی به خود بیاییم.

  • طوریکه خبر دارید دیروز یک عسکر اردوی ملی افغانستان سه انگلیسی را که در بین شان یک افسر عالیرتبه هم شامل است به قتل رسانده و چهار نفر دیگر شانرا شدیداً زخمی کرده است.

    بعضی سایت های افغانی به این عسکر یاغی لقب وزیر اکبر خان ثانی لقب داده اند.

    نمیدانم نظر شما در زمینه چه است ؟

    • ملگری !!ملاصاحب بابره !!!

      ازکجا معلوم که تکلیف روانی ..نداشته از کجا معلوم که این فقیر و بیچاره مظلوم تاریخ!!! در مقابل یک مشت پول و تشویق پنهانی طالبان نکتایی دار دست به چنین عمل نزده و نزد قاتلان دسته جمعی هزاره هاوووشیعیان نرفته باشد!!! از کجا معلوم که شکار استخبارات خارجی بخصوص ای اس ای نشده باشد .

      از کجا معلوم که از برخورد دوگانه و کمک های قوا, انگلیسی باطالبان در همه عرصه ها مبارزه گرم از بین بردن مزاریع کوکنار نقل و انتقال طالبان با هلیکوپتر های ملکه الیزابت .... دل سرد نشده و مثل محمد اکبری از قبل اینده را تظمین و نزد طالبان که در حال امدن به پارلمان و ریاست و وزارت نهی الالمنکر ... هستند نبوده باشد ..

      ظاهرا این وزیر اکبر خان ثانی کاملا مثل سلف اش وزیر اکبر خان حقیقی که از میدان های جنگ فرار و غازیان وطن را تنها رها ودنبال وزارت و ریاست و قرار گرفتن پدر اش بر قدرت بود !!!از زیر باران بلند و بزیر ناوه نشسته است !!با تریاکفروشان , انتحار کننده گان , حریق کننده مکاتب پل و پلچک تیزاب پاشان با غلامان غربی( وهابیان عربی)و کاسه لیسان انگریز ها (پنجابی ها ) یکجا شده ومیخواهند بازهم اوغانستان مرکز تروریزم جهانی و خواستگاه مقاصد پنهان و اشکار پاکستان وووحاکمیت صد فیصد قبیله گرایان نازیست بشود ..
      مصاحبه بی بی سی با او اگر حقیقت داشته باشد یعنی خودش باشد !! بی خردی و حماقت نادانی اش و پریشان بودن حواس اشرا کاملا روشن مینماید او ادرس خانه و خانواده ده و قریه ... همه چیز اش را بیان کرده است اینده خود و خانواده اش را به خطر مواجه نموده است ..................

      این لقب دادن های قبیله وی هم کار چار تا فاشیست غرب نیشنی بیش نیست ..مگر طالبان سربازان, وطن اسلام ,
      برادری و برابری واخوت اند یا سربازان پنجاب و محمد عبدالوهاب ................

  • چنین معلوم میشود که این وزیر اکبر خان ثانی در فوق از آن یاد کرده ام یک هموطن هزاره ما به نام طالب جان حسین است که با بی بی سی مصاحبه کرده است .

  • حکومت ربانی از سقوط غزنی به دست طالبان و تضعیف حکمتیار به شدت خوشحال شد و رادیو کابل اعلام کرد که غزنی با حمایت نیروهای دولتی، به دست طالبان افتاد(انتونی دیویز، 1377: 80) بعد از آن، طالبان در یک نبرد سنگین در تاریخ 9 و 10 فوریه(فبروری) ولایت وردک و مرکز آن، میدان شهر، را تصرف کردند. طالبان، بلافاصله به سوی ولایت لوگر که در جنوب غربی و 35 کیلومتری کابل قرار دارد حرکت کردند. آنان نیروهای
    حکمتیار را، که به شدت از سوی دولت ربانی نیز تحت فشار بودند، از چهار آسیاب به «سروبی» در ولایت ننگرهار، جنوب کابل، فراری داده ولایت لوگر را تصرف کردند. دولت ربانی که در این زمان نیز، تمام فکرش معطوف حکمتیار بود، از شکست و فرار فضاحت بار او به دست طالبان، از شادی در پوست نمی­گنجید(همان، 83).
    در اواخر زمستان و بهار 1995م طالبان بر دروازه های کابل بودند. دولت ربانی بازهم به جای
    فکر اساسی در مورد طالبان، تلاش کرد تا کار مخالفین خود را یکسره کند. حکمتیار به سروبی عقب نشینی کرده بود، دوستم محل استقرارش در شمال و دور از دسترس بود، فقط حزب وحدت شیعی بود که در غرب کابل بین طالبان و نیروهای مسعود حایل شده بود. حزب وحدت که حدود نصف کابل را در اختیار داشت در برابر چندین حمله­ی نیروهای سیاف با پشتیبانی مسعود، مقاومت کرده بود. اما این بار در منگنه طالبان و مسعود- سیاف، گیر کرده بود. در چنین شرایطی با توجه به افسانه­ی شکست ناپذیری طالبان، حزب وحدت سه راه پیش رو داشت: مقابله­ی هم زمان با طالبان و مسعود؛ اتحاد با مسعود علیه طالبان؛ و اتحاد با طالبان علیه مسعود. راه اول برای حزب وحدت امکان نداشت؛ زیرا با کنار رفتن حکمتیار، نیروهای حزب وحدت توانایی مقابله در دو جبهه را نداشتند. راه دوم را مسعود کاملا مسدود کرد؛ زیرا وقتی حزب وحدت را در منگنه دید تلاش کرد قبل از رویارویی با طالبان، حساب گذشته را با حزب وحدت کاملا تصفیه کند.
    «تا اواخر فوریه، مسعود بیشتر در صدد آن بود که وقت کافی پیدا کند تا به حساب بقیه دشمنانش در داخل کابل برسد؛ به ویژه حزب وحدت شیعی مزاری و بقایای دوستُم در کابل که به جنوب غرب شهر نفوذ کرده بودند و اینک پس از عزیمت حکمتیار، آسیب پذیر شده بودند. مسعود با این دیدگاه، موضع صلح آمیزی نسبت به طالبان گرفته بود؛ پس از فرار حکمتیار از چارآسیاب، نیروهای دولتی بلافاصله این منطقه را اشغال کردند اما به تقاضای طالبان، این پایگاه به علاوه چند موضع کوهستانی اطراف آن به آنها(طالبان) واگذار گردید. حتی طبق گزارشها، تکنیسین­های دولت برای ترمیم هواپیمای 17- MI با طالبان همکاری کردند»(همان، 86)
    همکاری مسعود با طالبان و حمله شدید به مواضع حزب وحدت، مزاری را هرچه بیشتر به سوی اتحاد با طالبان کشاند. این اتحاد، به چند دلیلِ موجه صورت گرفت: اول، اینکه «در 6 مارس مسعود حمله همه جانبه را علیه حزب وحدت آغاز کرد... . این حمله دو روز به طول انجامید و صدها کشته و زخمی به جای گذاشت»(ص 87). دوم، اینکه «طالبان ضمن پیشروی خود در اُرُزگان و غزنی- دو ولایت که شیعیان اقلیتهای مهمی را تشکیل می­دهند- رفتار آشتی جویانه­ی با شیعیان داشتند، تا حدی که مجاهدین شیعه را خلع سلاح نمی­کردند در حالی که سنی­ها را خلع سلاح می­کردند»(ص86). طالبان بعد از اتحاد با مزاری، بر خلاف پیمانهای خود، مزاری و چند تن از نزدیک ترین یارانش را دستگیر و به شهادت رساند.
    در همان زمان که نیروهای طالبان در اطراف کابل متوقف شده بودند، پیش‌روی آنان به سوی
    غرب و جبهه متحدِ خود مختار دولت ربانی، یعنی اسماعیل خان، ادامه یافت. بعد از نزدیک شدن طالبان به هرات، در روز سه شنبه 5 سپتامبر اسماعیل خان با چند تن از فرماندهان ارشد خود بدون اینکه به نیروهایش خبر دهد، هرات را به مقصد مرز ایران ترک نمودند. اولین شهر فارسی زبان با فرهنگ متفاوت، به دست طالبان افتاد. آنان با تعطیلی مدارس، حمام زنانه و منع زنان از کار، اعتراض جهانی را علیه خود بر انگیختند.
    بعد از تصرف هرات طالبان بدون درنگ، حمله به کابل و ولایات شرقی را آغاز کرد. در چهارآسیاب، که بعد از عقب نشینی حکمتیار به دست مسعود افتاده بود، جنگی سختی در گرفت. عبور طلبه­های از جان گذشته از روی «میدان مین» و باز کردن مسیرهای مین گذاری شده، روحیه نیروهای مسعود را به کلی پایین آورد. در ماه آگوست نیروهای طالبان ولایت پکتیا در غرب جلال آباد را از دست نیروهای حکمتیار خارج کرد. آنان بلافاصله پیشروی به سوی ولایت ننگرهار و مرکز آن یعنی جلال آباد را ادامه دادند و در 11 سپتامبر، ملا بورجان، شهر جلال آباد را تصرف کرد. آنان بعد ازآن، دو ولایت لغمان و کنر را که در شمال ننگرهار قرار دارند، تصرف کردند. هدف بعدی، پایگاه مهم حکمتیار یعنی سروبی در 75 کیلومتری شرق کابل و در شاهراه کابل- جلال آباد، بود، سروبی در 24 سپتامبر به دست طالبان افتاد. با سقوط سروبی پایگاه هوایی بگرام و شاهراه سالنگ که کابل را به ولایات شمال از جمله مزار شریف وصل می­کند، به خطر افتاد.
    شامگاه 26 سپتامبر، مسعود با تمامی نیروهایش شهر کابل را به سوی دره پنجشیر ترک کرد؛ طالبان با ورود به کابل، در یک اقدام غیر منتظره دکتر نجیب الله آخرین ريیس جمهور کمونیستی را به همراه برادرش، به دار آویختند. ملاعمر برای اداره­ی کابل، شورای شش نفره­ی را به ریاست ملا ربانی تعیین کرد: ملا امیر خان متقی وزیر اطلاعات و کلتور(فرهنگ)، ملا محمد غوث وزیر خارجه، ملا سید غیاث الدین آقا (وزیر تحصیلات عالی)، ملا فاضل احمد و ملا عبدالرزاق(وزیر گمرگات). این شورا زیر نظر شورای عالی 11 نفری قندهار کار می­کردند. طبق معمول، مدارس دخترانه، حمام زنانه بسته و کارکنان زن از کار منع شدند. زنان باید با پوشش کامل(برقع) از خانه خارج می­شدند و مردان موهای کوتاه و ریش های بلند، حداقل 15 سانتی متر، می­داشتند.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.