صفحه نخست > کارتون > طنز روز > بالاخره بعد از سالها جستجوی بیهوده سر و کله ملا عمر از دستکول خانم سالطانی پیدا شد (...)

بالاخره بعد از سالها جستجوی بیهوده سر و کله ملا عمر از دستکول خانم سالطانی پیدا شد !

شمس الحق حقانی
شنبه 6 آگوست 2011

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

بالاخره بعد از سالها جستجوی بیهوده سر و کله ملا عمر از دستکول خانم سالطانی پیدا شد !

در شهر کویته پاکستان دو برادری بنام های ملا ناصر و ملا منصور زندگی میکنند که ملا ناصر برادر بزرگتر شخص صادق ، صالح و نیکوکاراست که در نتیجه بیشتر از لقمه نان خشک در دسترخوانش پیدا نشده و از سالها مصروف تدریس علوم دینی برای اطفال منطقه می باشد.

برعکس برادر کوچکش ملا منصور آدم زرنگ ، شیاد و حیله بازیست که برای تصاحب مال و منال دنیا از هیچ وسیله مشروع و نا مشروعی رو گردان نیست ، وی از سالها رسماً مصروف دوکانداری و خرید و فروش امتعه دینی بوده و با نوشتن تعویض و تومار ، فالبینی و چشم بندی صاحب جاه و مال فراوان گشته .
شهرت هنر تعویض نویسی وی چنان است که مردم حتی بیرون از مرز های پاکستان جهت بدست آوردن تعویض چشم بندی ،
تعویض تیغ بندی ، تعویض وصل العشاق ، تعویض دفع الانباق و صد ها نوع تعویض دیگر نزد وی مراجعه میکنند.

دوسال قبل زمانیکه کرزی سخت در تلاش یافتن شماره تلفون امیرالمومنین ملا عمر بود تا و ی را به مذاکرات صلح دعوت کند ملا منصوراین روباه چالاک از زین تشنگی کرزی برای دیدار ملا عمر استفاده کرده و با بستن چشم چپش با یک دستمال سیاه خود را نماینده خاص ملا عمر جا زده و از پاکستان ذریعه طیاره قوای ناتو تا ارگ ریاست جمهوری انتقال یافته و در مذاکرات صلح اشتراک ورزید.

نامبرده با یک جوال پر از دالر دوباره بسوی پاکستان انتقال داده شد و حالا با پول به بباد آمده به تجارت تریاک و مواد مخدره مصروف است ، " هرکه آب از دم شمشیر خورد نوشش باد " !

برادر بزرگ وی ملا ناصر که اصلاً آدم صادق و نیکو کار است ولی فشار طعنه گویی ها و کنایه پردازی های مردم مبنی بر اینکه خرکه از خر پس ماند بینی اش از بریدن است پس او از برادر کوچکش چه کمی دارد و چرا او به نان خشک قناعت کرده و مانند برادرش اقدام بکاری بزرگی نمیکند او را خیلی تحت فشار روانی قرار داده بود.

بالاخره وی تاب زخم زبان و طعنه زنی های دوست و دشمن را نیاورده و خلاف طبیعتش به تقلید از برادر کوچک در صدد نجات آبرو وعزتش برآمد.

از قضا که در همین ایام خانم هما سلطانی نماینده مردم غزنی در مجلس نمایندگان که متهم به تقلب انتخاباتی بود و جهت باقی ماندن در کرسی شوری توسل بهر وسیله ای برایش مجاز بشمار میرفت و در تلاش برقراری روابط با طالبان جهت شهرت یابی و در نتیجه استحکام پایه های چوکی اش در مجلس شوری بود .

ملا ناصر ازین فرصت مناسب برای تحقق اهداف خودش استفاده برده و با خانم سلطانی تماس برقرار کرد و هردو پلان فریب دوباره کرزی را طرح ریزی کردند.

اما ملا ناصر بیچاره که تحت فشار روانی مردم و خلاف طبیعتش دست بدین کار زده و اصلاً تونایی لازم اینکار را نداشت و در درغگویی ، دغلبازی و چال و نیرنگ در جیب واسکت برادر کوچکش میگنجید پس درین کارهم خیلی ناشیانه پیش رفته و با استفاده از چال کهنه برادرش هم خود و هم خانم سلطانی را رسوای خاص و عام کرد.
بیچاره نمیدانست که کور یکبار عصایش را گم میکند و گرچه کرزی چنان شیفته و فریفته امیر المومنین است که هر پیام از جانب او را بدون دقت در صحت آن بدیده قدر مینگرد ولی این نیرنگ باسی ملا ناصر را حتی کرزی که کرزی است درک کرده و به تقلبی بودن آن پی برد.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

http://haqani.funpic.de

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس