<
به نظر من این ویدیوی بی بی سی به دیدن میارزد. سوال مجری اینستکه: "آیا رفتار و نگرش ایرانی ها به ملت های همسایه متکبرانه است؟" در حدود پنجاه دقیقه گفتوشنود این برنامه ما با چهرهای دیگری لطیف پدرام آشنا میشویم. لطیف پدرام در میان بسیاری از فارسی زبانها که دل پردرد از قبیلهگرایی دارند، محبوبیت و شهرت دارد. اما دراین ویدیو شما نه تنها طب "ایران دوستی" لطیف پدرام را بالاتر از 37 درجۀ معمول مییابید و بلکه پوستین سنگدلانه قومی-زبانی را نیز بر روی شانه های او می بینید. وقتی صحبت از برخورد نژادپرستانۀ اغلب ایرانیها نسبت به افغانیها، و به ویژه هزاره ها،به میان میآید، لطیف پدرام تنها سکوت نمیکند. لطیف پدرام جانب خدیجه عباسی را، که از تجربه های عینی و رفتارهای تحقیرآمیز و نژادپرستانه ایرانی ها سخن میگوید، نمیگیرد که هیچ و بلکه خندۀ متکبرانه نیز میکند. افغانیی که حتا یک هفته هم در ایرانی زندگی کرده باشد بعید است که نیش تحقیر ایرانی ها به او نرسیده باشد. البته که این طعن و تحقیر بیشتر متوجه هزاره ها به دلیل تمایز ظاهری شان می باشد. اما برای کسی که ادعای ملی دارد، و حتا خواب ریاست جمهوری را گاهگاهی می بیند، شرمآور است که وقت پیش ایرانیها می نشیند ایرانیتر از هر ایرانی میشود. چشمان آدم باید بسیار نابینا باشد که رفتار تحقیرآمیز و نژادپرستانه ایرانی ها در مقابل مهاجران افغانی را نبیند. راستی، آدم باید چقدر در رویای "حوزه زبان فاسی" مات و مبهوت باشد که سه دهه دشنام، تحقیر و حتا لت و کوب دسته جمعی(صلواتی زدن) کودکان، زنان و مردان فقیر و مجبور افغانی ها(هزاره ها) را در ایران نبیند؟
بهرحال، این صحبتهای لطیف پدرام جرقه های کوچکی از نگاه های شؤنیستی است که فقط در محفلی خودی ها گفته می شود. نگرانی اصلی این است که هزاره ها به خود و سرنوشت حزن انگیز خود فکر کنند. به امنیت هزاره ها، به نجات هزاره ها، به دست یافتن هزاره ها به یک زندگی عزتمند. یاد ما باشد که بسیاری ها ما را فقط برای اینکه به زبان فارسی شعر می گوییم، و مدافع چشم بسته و سینه چاک زبان فارسی هستیم، تحمل و گاهگاهی نوازش لفظی می کنند. ولی به هیچ وجه درد و رنج ما را احساس نمی کنند که هیچ، و بلکه مثل لطیف پدرام، به آن میخندند.
نظرات
31 دیدگاهلطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
دوستان گرامی
سلام
ویدیوی دلجسپی بودو من ان راسراپادیدم. به هر حال:
والله من فکرمیکردم که پدرام صاحب حرفهای زیادی به گفتن خواهد داشت و لی هیج حرفی رادر گفتارش نیافتم. دری فارسی یا فارسی دری که عجالتا حرفی نیست. ایشان خیلی محافظه کارانه حرف میزد. شاید نمیخواست پل های عقبی ویران شود. باید گفت که پدرام در برابر اقای پیوندی خیلی کوچک مییمود ولی اکت و نشستنش بالاتر از او بود.
به این ترتیب پدرام صاحب همینکه خاموشی اختیارکرد به سهم خود سیلی ای به روی هموطنان مهاجرمادر ایران حواله کرد.
ولسلام
کابلی والا
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
کشورایران یک کشوراسلامی است اماًمردم ایران بسیاریک مردم پست هست اگرنه همین لطیف پدرام چندیدن بار به ایران توهین کرده است.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
اقاى جعفر ر. شما انجه كه عقب داكتر لطيف بدرام هزيان كفته ايد بى اساس است. خودت باز يكبار همين ويديو را ببين,بشنو كه بدرام در باره ايران بزرك جه كفت؟
بدرام كفت كه انجه كه ايران بزرك كفته ميشد,رهبرى شان در بلخ و غزنين بود مركزيت در خاك امروزه ما بوده و لسان هم لسان فار سى تسلط داشته است. و كفت كه فارسى درى همه يك لسان است و تاجكى هم همان فارسى است.كجايش خوشت نيامد؟اينكه خودت بى خريطه فير كرده يي و باد كرم خارج كرده يي خود را نزدما كه مكتب نخوانده ايم نويسنده تراشيده يي .من برايت عرض كنم كه داكتر لطيف بدرام يك عده مخالفين هم دارد .ان شخص خار جشم قبيله و عمال و كاسه ليسان مزخرف قبيله ميباشد.انها وى را بار بار هدف قرار داده و عقب ان بزركمرد دروغها و جعليات بيابى بسته اند كه همه مانند سراب بي اساس بوده و دير دوام نكرده است.و تو هم بدان كه با دروغ و تهمت با فتن جعليات نميشود كه خودرا نويسنده معرفى كنى.برو يكان كار خوب براى خود بيدا كو و از خيره سرى بكزر.قبيله تحمل نخبه كان اقوام غير بشتون را ندارد.طالب ترور فزيكى را بيش ميبرد و تو شخص بيماهيت موازى با طالب به ترور شخصيت هاى غير بشتون با اكاذيب ميبردازى.
سك زرد برادر شغال.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
دستت درد نکند دوست عزیز . حرف دل مرا زدی . درین بحث فقط حرف های خانم خدیجه عباسی یک بحث از روی فهم و سواد نبود . یک بحث و یا گپ و ابراز خشم و نفرت بود. به نظر من ایران همینقدر که به دوملیون مهاجر بی سواد کشور ما اجازه کار را داده بسیار یک کار بزرگی رو انجام داده بالاتر ازین باور کنید سر شانه های مردم ایران بالا میشوند. خانم خدیجه یک کمی هم نمک نشناسی کرد . در ایران بزرگ شده تحصیل کرده در آرامش بوده و هزاران هزاران دانشجوی هزاره همین الان در ایران درس میخوانند عده شان هم فارغ شدن و صاحب آب و نانی شدند و چندین در جن آخند و ملاو حجت الاسلام والهزاره دارند که در قم تحصیل کردند براشان در ایران اجازه داده شد تا هویت گم شده خودرا پیداکنند. و حالا اگر کدام ایرانی برایشان گفت که افغانی باز زور شان میدهد . خوب راست میگن دیگه افغانی هستین مردمان بی توجه به تمام مسایل فرهنگی هستین دیگه نه تنها هزاره ها بلکه تمام غوغان ها . افغان یعنی غوغان . یعنی کسی که همیشه غوغا و آشوب و جنجال به پا میکنند. خوب مهاجر هستین دیگه به عنوان مهاجر باید برایتان نگاه شود. نکند که دل تان میخواهد شمارا ببرند در بالاشهر تهران برایتان یک خانه کوکس بدهند و تازه بدهکار تان هم باشند که چه . که مهاجر هستین خوب میخواهد نباشید دل تان خوش نیست برگردید به کشورتان. اونجا چه غلط میکنید.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
نادان، کسان از بدی روزگار و ناچاری دست به کوچ میزنند، نه به گونه دلخواه، وگرنه کسی مگر دیوانه است که به ایران برود؟ شما و دیگر فاشیستان پارسی پرست آنچنان بی وجدان تشریف دارید که بجای اینکه احساس همدردی با هموطنان بکنید، در سدد توجیه بدرفتاری، توهین و تحقیر ایرانیان بر آمدهاید!
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
این لطیف پدرام لوده ی احمق هما ن اول به جایی که از حق هموطنان خود دفاع کند با گفتن اینکه دید فاشیستی و نژاد پرستانه ایرانی ها نسبت افغان ها عادی هست, هم به مهاجرین افغانی در ایران جفا کرد و هم این جرات را به این دختر ایرانی داد که اینگونه به افغان ها و مهاجرین افغانی در ایران توهین کند.
با این دید نژاد پرستانه این لوده اکت های چپی هم می کند.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
قومای عزیز:
ما هزاره ها نباید صرف به دنبال تاجیک های شورای نظاری نظیر لیطف پدرام باشیم چه اینها در مدت سه سال حاکمیت خود در کابل, بلای بر سر هزاره ها آوردند که روی فاشیزم پشتونیزم را سفید کردن. ما هزاره ها باید به دنبال قشر دردمند و حقیقت بین پشتون و تاجیک باشیم که واقعا به یک افغانستان آزاد و برابر باور داشته باشند. این تاجیک های مسعود پرست شورای نظاری (نه تمام برادران تاجیک) مانند لطیف پدرام آنقدر دید فاشیستی دارند که تمام جنایت مسعود جنایتکار را بر علیه هزاره ها توجیح می کنند که هیچ, حتی مظالم ایرانی ها را نسبت به هزاره ها نادیده می گیرند و به آن به دید تمسخر می نگرند.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
دوست کابلی سلام ! ما مردم عادتمان شده است که ، در برابر خودیها ودانشمندان فرزانه ایکه دید واندیشه هایشان فرا قومی وفرا منطقوی هستند ، خورده گیرانه بر خورد نماییم وبیشتر بد بگوییم ، زیراکه از قبیله ما وهمزبان ما وهفرهنگ ما نیست ؛ اگر پدرام پشتون میبود ، بدون شک مجسمه اش در جاده ای نادرپشتون ، برابر با خوشحال ختک در زندگیش ریخته میگردید واز او بت میساختند ، ولی این فرزندی که عمرش را در مبارزه علیه نا بسامانیهای ملی ، اجتماعی واقتصادی وفرهنگی گذشتانده است وتا اکنون دراین راه کوشش دارد تا نتیجه مبارزه اش را به مردم سرزمینش بفهماند واگر از یک قلمرو گسترده ای تاریخی وفرهنگی دفاع میکند ، در برگیرنده هویت همه باشندگان این سرزمین است واگر قبیله گرایی را محکوم میدارد ، نمایندگی از این دارد که ، حاکمان قبیله دیگر با شیوه های پیش مستبدانه نمیتوانند بر مردم ظلم روا دارند ودراین ظلم قبایل پشتون هم سوخته اند وزندگی آنها بهتر از دیگران نبوده ونیست ونتیجه این غقب ماندگیها است که قبایل پشتون بیشتر دست به انتحار وویرانی میزنند ووطن خودرا بدست خود ویران میکنند! همینکه پدرام میگوید که شاملو را شاعر ایران کنونی نمیداند ، بلکه شاعر زبان پارسی دری است ، خود میرساند که پدرام هیچگاه کورکورانه ومتعصبانه از یک جهت دفاع نکرده وبارش را بیک سوی ترازو نمی اندازد وحوزه تمدنی را درنظر دارد واین حق را برایش باید داد که از این حوزه دفاع بدارد واین خوزه در بر گیرنده همه باشندگان گذشته ، حال وآینده خواهد بود ، اینکه زبان پارسی دری محور است ، این در گذشته هم چنین بوده است ودرزمان غزنویها ، تیموریها ومغلهای هند وسامانیها وحتی ساسانیها چنین بوده است. هزراه های این حوزه هم از لحاظ زبانی پارسی زبان هستند ومتعلق به این حوزه فرهنگی وهمچنان تورکتباران این حوزه همیشه در رشد زبان وفرهنگ این حوزه قدم پیشتر از دیگران داشته اند وپدرام نماینده همه است ودر مورد شعر وسرودهای پارسی دری منحیث یک نویسنده وشاعر حق دارد که از ویژه گیهای زبانی و فرهنگیش دفاع ونظرش را ارایه بدارد. دختر خانم که از ایران کنونی شکایت داشت ، حقش بود واین شکایت در سطح کوچه وبازاریست که خود دیده ولمس کرده است ، ولی درسطح یک انسانی فرهنگی ودانشمند قسمیکه پدرام گفتن چنین اندیشه ها دیده نشده است وایرانیهای معمولی افغانستان را با ریشه ای تاریخیش کمتر میشناسند و واژه افغان وافاعنه واژه زننده است واز لحاظ تاریخی پیشینه نیک ندارد وایرانیها از این واژه بنابر ویرانی که دیده اند ، بد بین میباشند وهمه باشنده گان افغانستان امروزی را بنام افاغنه میدانند واین بر هر هزاره وتاجیک وازبیک است که ، با ایرانیها موضوع را بفهمانند وخودشان را معرفی بدارند وبا گفتن افغان وافاغنه خود را چپ نگیرند وفورن هویت راستین خودشان را بگویند وایرانی توهین کننده را ملامت بدارند وریشه ای تاریخی بکشند وبگویند که پدران شما از جای آمده اند که استعمار امروز آنجا را افغانستان نامگذاشته است واین روشنگریها موثیر است ودست توهین کننده گان ایرانی را کوته وخجالت زده میسازد. هر قدر که ما هویت خویش را در پرده ای افاغنه پنهان بداریم ، به همان اندازه مورد تحقیر قرار خواهیم گرفت واین توهین ها در اروپا هم دیده میشود ومجردیکه بدانند افغان هستی ، یا بچشم تروریست ویا مواد مخدر ویا جنگجو نگاهت میدارند واین توهین در نام وحالت که قبیله گرایان بر ما واین سرزمین مستولی ساخته اند ، نهفته است . سعادتمند باشید
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
نامكذارى خراسان بنام افغانستان يك سنك بنا ى ستمكارانه قوم يشتون بالاى تاجكان هزاره ها وأزبك ها وعربهاى ساكن اين سر زمين است ولى اين رهبران مادى يرست اين اقوام با استفاده از قدرت هاى قومى خود سيطره اى اين قوم جفا كار را فرآهم ساخته اند ودر غلامى أنان بى ننكانه مانند دلقكان دربار شان نقش الأمان وفا دار را أدا كرده اند ولى غافل ازاينكه بعد از بقدرت رسيدن اين قوم استفاده جو هم مال شانرا تاراج كرده اند وهم خودشانرا با تيل داغى ها وجشم كشيدنها هست وبود مردمان اين سر زمين را به يغما برده اندستم واستبداد عبدالرحمن ومحمدكل مهمند را همه خوب بياد دارند وأما اين بزركان اقوام مانند نوكر هاى زر خريد يشتونهاى خودرا محروم همه امتيازات ساخته اندوازتعصب زمامداران موجود در عدم مشاركت كادرهاى تحصيل كرده اى اين مليتها وبازسازى نا متوازن ازمساعدت هاى جامعه جهانى مبين استثمار جديد اين قوم جنائت كار است . كه روشنفكران مردم ما مسوليت دارند كه ازشخصيت هاى أزاد أنديش ومبارز شان مانند لطيف يدرام حمايت كند تا اين أزاد مردان بتواند ازحقوم حقه شما با اطمئنان دفاع كنند .ارش
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
پیش چشمان شما تاجیک ها را آنقدر فاشیسم گرفته که حتی به دلیل تاجیک بودن این مردک لوده ی پدرام حاضر نیستید که از یک هموطن خود که از مظالم ایرانی ها انتقاد می کند را حمایت کنید. باز شما بالای پشتون ها انتقاد می کنید که گویا آنها فاشیست هستند. پشتون ها هر چی باشند که یک ذره انصاف دارند، من در دانشگاه کابل بارها پشتون ها را دیدم که جنایات طالب ها را در قبال هزاره ها محکوم می کردند؛ ولی دریغ از یک تاجیک که بیاید جنایت مسعود را در افشار یا غرب کابل محکوم کند.
هزاره ها هوشیار باشید و با معامله محقق با ضیا مسعود نباید "عقلانیت سیاسی" را فراموش کنید و با هر سیاست کرزی و تیم فاشیست او، نباید به تمام پشتون ها بدبین شد. ما باید با هر پشتون که یک دید حق طلبانه داشت و حاضر شد که جنایات عبدالرحمان و طالب را محکوم کند و هر تاجیکی که جنایت های مسعود را نکوهش کرد دوست و برادر باشیم.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
تو مزخرف جه خودرا داور ساخته يي كه بشتونها انصاف دارند...همان انصاف را در كابل بانك جلال اباد ديدى.سك مسعود از امان الله كرده بهتر است.در قبيله ات مانند مسعود يك انسان نبوده و نيست.فاشيزم تنها صفت قبيله است و قبيله برستان است كه كشور را به خاك و خون كشيده اند.
تمام اين جر بحث ها به اين خلاصه ميشود كه ما كشور نداريم.خاك ما توسط يك مشت عناصر فرو خته شده هميشه در قبضه كرفته شده و اجانب حكم ميرانند.مجبور يك عده هموطنان از تبعيض و تعصب قومى و نا برابرى اجتماعى خسته و شده و هزار مصيبت و خطر را بر كردن كرفتند و اين كشور را ترك كفتند.راستى انكه در كشور خودش مورد تبعيض و ظلم و نا برابرى است در كشور بيكانه هم مورد تحقير قرار ميكيرد.بهترين دانشمندان و تحصيل كرده هاى ما در كشور هاى غربى تكسى رانى و يا صد كار شاقه ميكنند.در ما سكو يك كروب بنام جوالى ها ياد ميشد همه داكتران ,انجينيران و جند بيلوت هم دربين شان بود.تجار كه كانتينر را بايين ميكرد همين تحصيل كرده ها بنام جوالى را ميخواست.از كشور بيكانه جه بناليم كه اين را نداد اوره نداد,كم داد وغيره.جرا ما همين تقاضا هارا از كشور خود از رزيم قبيله مزخرف نميتوانيم.اينجا كناه داكتر لطيف بدرام است كه حقايق را با شجاعت ميكويد و خار جشم قبيله برستان فاسد است.كه كشور را دوزخ سا ختند كه قابل زندكى براى انسان نيست و غير بشتون نميتواند زندكى كند و كار كند.همين جا هم قبيله برستان عقده كشايي ميكنند نام هاى زى زى و خر زوى و غيره را بنام كابلى و تخارى مستعار بخاطر فريب كزاشتند,در حقيقت از تبار طالب او قبيله هيرويين در جنك ترياك اولاد قاطر هستند.كناه داكتر جه است.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
اقای پدرام در مقابل ان دانشمند ایرانی خیلی بی سواد و کوچک بود. گله نیست. ان مردم ایرانی صاحب نظر بودند و بدون در نظر داشت ملت و کشور، مسایل را به صورت علمی ریشه یابی و تحلیل می کردند. اما اقای پدرام بر اساس سیاست بازی های مروج در افغانستان که بسیار کودکانه است مسایل را کتمان و کج و راست می کردند. این کار بی سوادان و نادانان است.
اینجا نباید حب و بغض نشان داده می شد. اینجا محل تحلیل علمی مسایل بود که فقط ان ایرانی از عهده اش بر امد اما اقای پدرام در این جا از روشنفکر افغانی یک چهره ای بی سود کودن و سطحی و قومگرا و محدود نگر تصویر کردند.
این کارها باعث خورد شدن خود ایشان می شود. من قبلا به ایشان کمی احترام قایل بودم. حالا به این نتیجه رسیده ام که ایشان ضمن نداشتن سواد جدی، بسیار کوته بین و قومگرا هستند که نباید عنوان روشنفکری را به ایشان داد.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
پدرام ( یعنی پدرلعنت ) که خاک پای امان الله نیست چه برسد که این لوده خود را با غازی امان الله برابر کند. غازی امان الله استقلال وطن را حصول کرده بردگی را از از بین برد و گفت که هر کس که از افغانستان است شهروند این کشور کشور بوده و قابل احترام و دارای حقوق مشخص و معیین است.
پدرام او قدر لوده است که تا دیروز یک سره بیش از نصف از نفوس این مملکت را انسان نمیدانست که وقتی کارش بند شد به زبان پشتو به این مردم احترام کرد. تا دیروز از ایران و از فاشیستک های فارس خدا می ساخت و افغانستان را یک ولایت ایران می دانست اما با زبان پشتون در جلال اباد مثل سگ بی حیا داد زد که یک وجب این خاک را به کسی نمی دهد
هیچکس نیست که از این لوده پدر لعنت پرسان کند که تو پس فطرت سر پیاز استی یا ته پیاز که خاک این مملکت را به کسی بدهی یا ندهی. مردم دهان تو سقاو زاده ره همرای دهان پدر و پدر کلانت شکستانده و باز هم خواهد شکستاند بی شرق چوچه ای فاشیتک های فارس ننگ هم خوب چیزی است بر پدر نامعلوم تو خبیث لعنت
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
اقاى باد زنده اوغان.
مانند اجداد مزخرفت بيش از باده جنك باد ميكنى و ترو خشك را يكجا خورميكنى .در قواى دوستم يك وزبيك خارجى نبود,دربين قواى مسعود قهرمان ملى كشور ما يك تاجيك خارجى نبود,هزاره را بكزار او به هيج كشور ارتباط نداشت و ندارد.اين همه خاجى ها را او قوم مزخرف تو ب ي ن ا م و س اورده و بر شانه هاى اين مردم سوار كرده اند.روسها را شما خوستى و بكتيا والهاى زن فروش اورديد.به هزار تروريست عربى عجمى ,با كستانى ,اوزبيكى و جيجنى همه خاك شما و مناطق شما را در جنوب رير با ميكنند و سوار برشما هستند.در تمام او غانستان سر حدات بسته است تنها شما در جنوب خاك را يكبار فرو ختيد و انهم در دهن شما زده خاك را بيكانه كرفت و امروز از كدام غيرت شما حرف ميزنيد.بيدون تفنك تشناب رفته نميتوانى او دخره زويه. انكليس براى ما ازادى جعلى داد اب داد ولى كلاب را از ما كرفت .انها خيلى هوشيار بودند .زنجير را از دست وباى ما باز كردند ولى حلقه دار را بر كردن ما افكندند.كدام ازادى ؟
ايا يك كشور ازاد اينطور به خون خفته ميباشد.تو و قبيله مزخرف مفهوم ازادى را كجا ميدانيد؟
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
به جواب افغانستان زنده باد !
شما جناب داور را كى وكيل مدافع خودكرفتته است ؟ نخير اين مملكت ازننه ات نازوانا كوسى است ؟ويا از احمد خان بيريش نادر أفشار كه صلاحيت بخشش انرا داشته باشى وهر كه اين خطه باستانى ومملكت خداداد را مانند تو سك صفتان وعده معامله كند فرزندان اصيل ابومسلم خراسانى ويفتلى هاى سر إفراز ياران وهمسنكران رهبر مقاومت احمدشاه مسعود بزرك با ييروان استاد مزارى كه خونش را با ياران صديقش نثلر حريت وازادكى خود كرد با الهام ازمكتب حسين ع قطعا بمعامله تن درنداد وبا ايثارش الكوى ازادكى را اساس كذاشت به سراع قبيله بى فرهنكت اماده است وشما سهم خود را ازين وطن با امضا خط ننكين ديورند فروشىى كرفته ايد ويك هويت ياكستانى را بدست اوردهايد واكنون تنها اين حق فروش همان كردك. (.......)خودرا دارى بهر كى معامله ميكنى حق دارى زيرا احمد ابدالى ات نيز معامله كرده بود شاه شجاعت نيز وشما قوم درمعامله مهارت داريد وسران سائر اقوام مانند مزارى شهيد واحمد شاه مسعودشهيد تاريخ دارند در فريب كارى شما قبيله مقيد به سوكندوقول نيستيد .احترام نداشتن ويابند نبودن به قران ياك داستان نادر را با خادم دين رسول الله عيارى ازخراسان بياد داريم وفراموش ما نميكردد جنانجه اين عهد شكنى همين اكنون ذريعه نماينده قبيله تاجر وعهد شكن عصر حاضر كه دست همه رياكاران ومعامله كران تاريخ را ازيشت بسته است ودر حالت جانه زنى همين حالا با بيشرمى ووقاحت تام مصروف است كه حامد كر زى است وديكران درين بازى اصلا سابقه ندارند ومانند كذشتكان خود حاضر به قربانى ديكر مردانه وار امادكى دارند ودر مورد يدرام ازاده حق بدو رد را نيز نداشته وندارى لعنتىهاىتاريخ .يفتلى
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
آن امان الله پدر لعنت که پدرش را کشت و کاکایش را به زندان افگند به زنش خیانت کرد و چند بار زن گرفت، به خایه پدارم هم نمی رسد. چنین آدمی که به پدر، کاکا و زنش خیانت کند آیا میتواند قابل تمجید باشد؟
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
دوست عزيز قوم أوغان رزيلترين وبيوفا ترين وعهد شكن ترين مزدور ترين وجاسوس ترين مردم روى زمين است كه با يهودا كه برادرش شمون بود ويكى از ١٢فرزندحضرت يعقوب ع است كه نام عبرى أش اسرائل ميباشد وحجت وييامبر خدا حضرت يو سف ع را درجا ه انداختندوسيس بمالك كه يكى ازنوادكان حضرت اسمعيل ذبيح الله ع بو بفروش رسانيدند ونسل يهود وشمون هردو دشمن اسلام در طول تاريخ بوده اند وهمين استبداد يهود بالاى فلسطين محكوم واستثمار سائر اقوام خراسان زمين توسط اين قوم جاهل يشتون وماجرا جو مبين يك حقيقت است ولطيف يدرام ريشه اى اين قوم را ميشناسد واين نسل خودخواه وحسود يك تن را نيز ازديكرا قوام نميخواهد كه عاجز ترين انها همين كرزى است كه بعد از دور دوم انتخابات رياست خمهورى تمام مليتهاى ديكررا توسط يول ايران وكابل بانك تقريبا حذف كرد واين قوم با هر نوع تحول مخالف وخودشان عامل همه بدبختى هاى وطن است وديكرانرا متهم ميكنند ومثال زنده أش مصاحبه معصوم استانيكزى منشى شوراى صلح با صداى امريكا است كه ازكمونيستها مذمت كرد درحاليكه خودش يكى از باند جنائت كار حفيظ الله امين ومنصب دار خلقى مشهور كه همه اورا ميشناسند وأما به جنان بى شرم است كه أونيز كمونيستهارا به زبان مي اورد وقتيكه حرف اورا شنيدم وباخود كفتم انسان تا اين حد بى حيا ميكردد كه منحيث كاركن سياسى كام امين خمارها بار حرا كفته باشد وحالا اكت غربة ميكند واين قوم همه خاصيت ابرا را دارند كه در هرضر ف داخل كنيد رنك همان ضر ف را بخود ميكيرد با طالب طالب اند وبا حكمتيار يك جان وتن اند وباروسها جنان نزديك ووفادار به انديشه هاى ماركس ولينين بودندكه طرفداران كارمل را نسبت تعلقات اشرافيت ومعتقد نبودن به ماركس وانكلس انها را ازصحنه سياست انروز به كمك روسها بيرون ويك دسته فضاى ترور واختناق را بكشور مسلط كردند وحال امريكائيان را فريب داده وفردا با جينائيان بوديست وماهوئست هم همين يشتونهاى بى خاصيت همزبان وهمكار نزديك اند تفعو بر تو اى جرخ كر دون تفعو .دروازى
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
جنابی که به خاطر توهین به یک قوم خود را بنام "جلال زی ..." معرفی کردی، اولا خودت مزخرف هستی دوما اینجا بحث روی ظلم ایرانی ها بالای مهاجرین افغانی هست نه ظلم پشتون ها بالای اقوام دیگر. که این لطیف پدرام لوده ی احمق و ازخودبیگانه ی مزدور ایران نه تنها از حق هموطنان خود دفاع نکرد بلکه با آن ژست ها و اکت های احمقانه خود به آن دختر ایرانی این جرات را داد که اینطور به افغان های مهاجر درایران توهین کند و آن ها را به طور غیر مستقیم یک کتله ی بی فرهنگ نشان بدهد.
در ضمن به یک عنوان یک هزاره، امان الله خان را اصلا با مسعود قابل مقایسه نمی دانم. امان لله خان برعکس پدر و جدش یک آدم مترقی و روشنفکر بود که خواهان یک افغانستان آزاد و برابر برای همه اقوام بود که به همین خاطر از طرف پشتون های قبیله گرا مورد نکوهش قرار گرفت؛ امان الله خان قانون اساسی را مدون کرد که تا کنون با تغییر هشت قانون اساسی هیجکدام به آن اندازه مترقی نبود. اما جناب مسعود وقتی قدرت را تصاحب کرد نه تنها پشتون ها را بلکه هزاره ها و ازبک ها ذره ای اهمیت نداد و به همین دلیل جنگ های کابل آغاز شد و تا حال بدبختی مردم افغانستان از برکت مسعود خان ادامه دارد و پدیده ی طالب از دستاوردهای همین انحصار قدرت توسط مسعود بود ورنه اگر مسعود حاضر به تقسیم قدرت می بود طالبی نبود. مسعود شخصا با طالب ها در میدان شهر دیدار کرد و هزاره ها و حزب وحدت را دشمن مشترک دولت (خودخوانده) و طالب دانست.
هزاره ها این کامنت های تاجیک های شورای نظاری را در این سایت و دیگر سایت های دیگر بخوانند و بعد آگاهانه نسبت به تحولات افغانستان قضاوت کنند.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
اقاىو نشان تو جيزى نوشته يي كه خودت هم به ان باور ندارى اكر شير انسان را خورده يي بكو كه جرا هزارها و همه اقوام غير بشتون اين كشور فغانستان را ترك ميكنند و بعد در كشور هاى بيكانه خطر ها را قبول كرده و هم مورد تهديد و توهين قرار ميكيرند.
ايا هزاره ها از دل خوش خانه و كاشانه خودرا ترك كرده ميروند؟
ببين ميكويي كه قوم برست نيستى ولى در حقيقت از تو كرده يك سك بهتراست.سك نمك حرام نيست.انكه ناموست را از زير باى با كستانى خيستاند تو به او جفا ميكنى و بيش با كستانى كه به بيناموسى امده كاكل بازى ميكنى.او بي غيرت.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
امان الله خان خودش بدر خودرا كشت.كفت كه او يك شخص بيناموس و بست و ظالم بود.از كدام جد مزخرفت حرف ميزنى او دخره زويه.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
امروز خو مسعود نيست بس امروز جرا جنك است؟از امروز حرف بزن .افتاب را با دو انكشت بت كرده نميتوانى.اين همه حمام خون تو سط قوم مزخرفت صورت ميكيرد.شما زن با كستانى شده ايد يك كمى غيرت كنيد.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
اين يك حقيقت ثابت است كه قتل حبيب الله بدستور أمان الله كه مادرش نسبت فحاشى وزنباركى شوهرش عقده بدل بود با همدستى نادر خان وبرادرانش امير زنكه باز را در شكار كاه كله كوش بقتل رسانيد وبجرم قتل يدر طور ماهرانه وشيادانه عده از بيكناهان وازجمله مستوفى المماليك يدر إستاد خليل الله خليلى را حلق اويزان كرد وموقع بدار بستنش شعر فوق را خطاب به امان الله سرود واين آخرين شعر أواست (يدر كشتى عجب تدبير كردى. عجب سنكين دلى الله واكبر )وبعد ازمتوارى شدن أمان الله ونه ماه سلطنت امير حبيب الله خادم دين رسول الله واستقرار دولت غاصب نادر خان او برادرش مأرشال شاه ولى خانرا بحيث سفير كبير افغانستان به انكلستان معرفى كرد وانكلستان به او اكريمان ماموريت صادر ننمود ودر جواب نوشت كه ما خوب بياد داريم كه قاتل أصلى دوست كبير ما إعلاحضرت شهيد اين خائين نابكار است وما با اين شخص موافق نيستيم وازتحقيقات انكليس ها بر مى ايد كه قاتل امير حبيب الله دامادش شاه ولى خان است واين خانواده درغدر وفريبكار كارى ابليس را استاداند لذا أمان الله خان يك يدر كش است واكر يدرام اورا توهين كرده وتاريخ نيز اورانميبخشد ودين اسلام نيز نسبت خيانت به يدرش مكان اورا جهنم قرارداده است .يفتلى
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
جناب جلای...
اولا فحاشی نکن، مثل یک بچه آدم اگر گپی برای گفتن داری بگو و گرنه که فحاشی شخصیت فامیلی یک انسان را نشان می دهد.
چرا شما تاجیک های مسعود پرست (نه همه برادران تاجیک) وقتی بک بحث عقلانی می شود زود آنرا به فاشیسم پشتون یا طالب یا پاکستان ربط می دهید؟ اینجا بحث روی خیانت و لوده گی لطیف پدرام هست که نه تنها از حقوق هموطنان خود دفاع نکرد که باعث توهین آن دختر ایرانی نیز شد.
در قسمت مسعود، همه مردم افغانستان جز یک تعداد پنجشیری و تاجیک های مسعود پرست همه می دانند که جنگ داخلی و فاجعه بربادی افغانستان حاصل انحصار قدرت مسعود هست. در قسمت نجات ناموس مردم افغانستان توسط مسعود؛ این مضحک ترین گپ هست که تو می گویی، چرا که همین مسعود بود که با جنگ های متعدد که هدفش خسته کردن طالب ها بود باعث خرابی شمالی شد و حتی پاکستانی ها یک تعداد از دختران شمالی را در همین درگیری ها با خود بردن.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
ای غول بی فرهنگ! ابن گپ را با افتخار میگویی که پاکستانی ها دختر های شمالی را برد. ای وحشی کثیف! آن احمد شاه ابدالی پدر لعنت تو بچه بیرش نادر افشار بود و یک مفعول بود. این کرزی هم یک مفعول از همان نسل است. تا زمانیکه شما نسل بی فرهنگ و وحشی باشد این وطن روی آبادی و آرامی را نمی بیند.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
jalal aughan
az yak so jank dakheli migoii - wa az soy diger - migoee Pakistania nawamis shamali ra -bord’
Aya der aminja khod Binamossi Pashtoona ra der >aiwand ba -amdasti ba P¨kistania -der resmat -feroroshe nawamis Hamwatanat bah Anan sabet na -namoo;
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
به دوستان درود . با شنیدن و دیدن این گفتمان پرکار بی بی سی ، در سخنان آقای پدرام کدام موضع گیری معین در قبال پشتیبانی از ایرانی ها و سرزنش اوغانها را نه شنیدم و نه دیدم . دید و پاسخ آقای پدرم از پرسشها آنقدر جامع و بالاتر از فهم خدیجه خانم بود که نمیشود هر دو را در یک مقام قرار داد . دید و پاسخهای خانم خدیجه کوچه و بازاری بود ولی از آقای پدرام همراه بود با جهانبینی و منطق یک شخص باخبر از گذشته و حال جامعه و حوزه تمدنی و فرهنگی منطقه .
برادران هزاره ما شاکی ازآن اند که ایرانی ها با ما( یعنی هزاره ها) برخورد دوگانه دارند. چرا؟ آیا شما مصاحبه وحید صابری را با تلویزیون آریانا خلیفه بیات ندیده و نه شندیده بودید که گفته بود : وقتی نخستین بار در تلویزیون کابل بخاطر ثبت نخستن آهنگ خود مراجعه کردم ، آقای ناشناس که رئیس نشرات رادید تلویزیون اوغانستان وقت بود برایم گفت ، ترا به آواز خوانی چکار ؟ برو کسب پدری خود را تعقیب نما که لقمۀ نانی دارد !! آیا برخورد شاهان آل یحیی بهتر از ایرانی ها بود ؟ آیا طالبان به شما و ما حیثیت انسان قایل بودند ؟
برخورد ایرانی ها در روز های نخست مهاجرت اوغانها (چی هزاره و چی غیر هزاره) در زمان داود دیوانه و شاه ایران با همه یکسان نبود و با آغوش باز ایرانی ها همه را نپذیرفتند ؟ همینکه انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد ، در اوغانستان کوتای کارگری ، همه چیز برهم خورد و یکی شد ایرانی نجس و دیگری شد اوغانی پدر سوخته بربری . همۀ این نا هنجاری های زبانی ، قیافه یی و فرهنگی ناشی میشود از فرهنگ دوگانه اسلامی که به یکی شعیه خطاب میکند و به دیگری سنی ، به یکی عیسوی میگوید وبه دیگری موسوی وغیره و غیره . قشر روشنفکر ایران خود را از نگاه تمدنی و نژادی بیشتر به تاجکان نزدیک میدانند و قشر مذهبی با هزاره ها . این دید دوگانه جامعه ایران ، خود باعث تنش های درونی و فراقومی مردم عادی ایران گردیده که فرآوردش همین است که می بینیم و می شنویم .
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
good comment
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
آقای نبیل مزاری! من مزار هستم. بسیار علاقمندم که شما را از نزدیک زیارت کنم. وقتی دیدیم می شناسیم همدیگر را . دیدگاه های ما و شما نزدیک است .
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
بیخود است، با واژه ها بازی میکنی، آنچه که من دیدم جناب پدرام بد رفتاری، توهین و تحقیر ایرانیها را با بی پناهان افغان توجیه میکرد. بر عکس سخنان بانو خدیجه به عنوان کسی که زاده و بزرگ شده ایران است بیانگر واقعیتهای تلخ و عینی جامعه ای ایران بود که فارسی پرستان دید وجدانی آن را ندارند. سخنان لطیف پدرام در ارتباط به زبان فارسی بیربط و بیرون از موضوع بود، همچنین جناب پدرام در برابر دوست ایرانی ما انسان بیسواد، بی وجدان و احمق به نظر میرسید.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
دوست ارجمند متین جان ، همشهری عزیز درود و احترامم را بپذیرید . هرگاهی به آلمان تشریف آوردید ، فقط به آدرس ایملی ام پیامی بفرستید ، خدمت خواهم رسید . اینکه با هم از دید و دیدگاه نزدیکیم ، باور دارم قلب های ما هم با هم نزدیک است . همدلی بهتر از هم زبانیست !! پیروزی های بیشتر شما را آرزو دارم .
khalil_nabil007@hotmail.de
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
آفرین بیخدا جان!
همین قسم بیخدایی که میکنی همه از آن لذت می برند
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
"بیاید و از این نوده پیوند کنید" قرانیار و بیخدا رفیق شدند هاهاها دیگر جای برای اهل سخن نیست ،این از برکت دانش و فهم یک بدخشانی است بنام اقای پدرام که "کفر ومسلمان بیخدا و یار قران میشوند هم دل و هم زبان" این معمی نیست ؟ من باور کامل دارم اینها اصلا نمیدانند و نمی خواهند بدانند که آقای پدرام چه میگوید .
حالا اگر از بیخدا پرسان شود که جای آقای پدرام اگر خودت می بودی چه میگفتی ؟ واگر از قرانیار پرسان شود چه میگفت ؟ اگر هم وطنان که مخالف صحبت اقای پدرام اند به این پرسش پاسخ دهند. میشود به حقیقت ها دست یافت در غیر آن مخالفان بد ورد و داو دشنام می نویسند و موافقان برهان ودلیل میاورند . کسانی که داو دشنام و لعن می گویند حتی جرات نوشتن نام مستعار را هم ندارند این میرساند که گپ در کجاست . آقایان! پدرام در حد یک آدم کوچه وبازاری نیست که میامد و شکوه وشکایت را علیه مردم ایران شرو میکرد. در حالیکه آقای پدرام از ریشه با ایرانی بودن تنها ایرانی ها و اوغان بودن ماها مخالف است . اصلا از دید گاه آقای پدرام نژاد برتردراین میان نباید وجود داشته باشد بحث تبعیض نژادی اصلا در میان مردم افغانستان وایران امروزی اصولی نیست . استاد پیوند عینک چشمش چنین است و چیزی را می گوید که خودش بران باور مند است . پرسش مجری بی بی سی این است که آیا رفتار و کردار ایرانی ها نسبت به همسایه ها متکبرانه است (خود را برتر و اوغانها را حقیرتر میدانند ) این سوال در کل از ریشه درست نیست . اگر بطور اخص بسازیمش و بیگویم که چرا در ایران اوغانها را ملت بیگانه و غریبه و اوغان می شناسند ؟ درست است. این بر میگردد به ساسیت غلط حکومت ها و دولت ها ،حکومت های اوغانی طی 100سال اخیر تلاش نموده اند تا هویت مردم مارا مسخ نموده به مردم ایران برسانند که ما با آنها هیچ روابط و مشترکات نداریم ما اوغانهای هستیم که روزگاری دود از دمار شان کشیدیم وآینده هم این هدف را داریم واز طرف دیگر آزادی ، آرامش،زمین وخانه ، نان و کار مردم سرزمین ما را گیرفته اند ، مردم مارا مجبور نموده اند تا در تمام دنیا آواره شوند. و قوم محور حکومتی و شریک حکومت سرمایه، زمین وشرایط های خوب بزن بگیر از قاچاق ،تریاک،چرس و انتحاری لذت ببرند و دیگران بد نامیش را در روی دنیا بکشند . مردم سرزمین ما در افغانستان از طرف فاشیسم اوغانی درجه دو حساب می شوند و در دنیایی بیرون از عمل کرد همین قوم رنج می کشند.
عزیزان من ! در ویدو و ده ها ویدو دیگر آقای پدرام هرچه که گفته هیچ کدامش مورد قبول اوغان ملیتی ها ،خلقی ها ،طالبی ها وگروه های کوچک بخیل باقی مانده از چپی های سوسیالیست نیست . در همین بخش نظرات توجه کنید. افراد و اشخاص که همیشه با یکدیگر مخالف اند و شمشیر کشی دارند برای ترور شخصیت آقای پدرام هم نظر اند . حالا برای من که حد اقل ده سال است خواننده وبیننده کابل پرسم فرق نمی کند که کی به کدام نام و یا هم بی نام می نویسد از کاربرد ادبیات شان میتوان شناخت . انکه به کدام نام پیام می مانند مهم نیست . در خاتمه شما بخواهید یا نی خوش باشید یا ناخوش مردم و اقوام این سرزمین دیگر آن مردم و اقوام 40 سال پیش نیستند . مردم انتخاب خود را خواهند کرد انتخاب دیروز و امروز مردم ما همین آقای پدرام است برای فردا ها شما هم می توانید اماده شوید ولی راه آماده شدن برای رهبرشدن باور داشته باشید در تخریب و ترور شخصیت کسی نیست یک نمونه ساده: اگر شما همین حالا بروید تمام وسایل خانه همسایه تان را بشکنید کدام کاسه ی خانه شما نو می شود؟ عزیزان من تخریب تخریب است چیزی با تخریب جور نمیشود . حساب آدمان که در بین قوس یعنی می نویسند علهده است
آنها سند و مدرک دانش خود را خود بنمایش میگذارند . مگر شما ها که از فهم سیاسی می لافید چنین عمل قبیح است . از همه خنده اور تر انکه از دید گاه بیخدا قرانیار لذت می برد . یعنی کسانی هستند که از نوشتن بدو رد و داو دشنام علیه اقای پدرام ولو از طرف هرکسی که باشد لذت می برند. این است روز گار ما و این است هم وطن و طندار ما هیلا صدیقی درست فرمودند "این قوم غضب هم وطنم نیست"
با احترام امیر شهسوار
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
آقای امیر!
من هیجګاه با بیخدایان وګمراهان وجه مشترک نمیتوانم داشته باشم، من هم ویدیو کلیپ را شنیده ام وهم کامنتهای مخالف وموافق را دقیق میخوانم، ونظریات شما را نیز ولو زیر هرنام مختلفی که بخواهید پیام بګذارید.
نظریات جعفررضایی درمورد پدرام مبنی براینکه پدرام ازهرایرانی ایرانی تر باشد ونظریات طرفداران پدرام برای دفاع ازسخنان وی از دیدګاه من هیچمدان، این است، که جعفررضایی ولطیف پدرام هردو نوکر وغلام زرخرید ایران اند، اینجا اختلاف دراصل نظریات وجود ندارد، بلکه رقابت برسر خدمتګزاری ونوکرمآبی به ایرانیان است که هرکدام سعی دارند تا جناح های مختلف ایرانی را متقاعد سازند که آن دیګر مزدو وفا دار نیست بلکه من خوبتر میتوانم مزدور باشم.
چه کسی میتواند ازین امر منکر شود که فاشیستهای هزاره مثل فاشیستهای تاجیک تفاله خور ومردار خوران نویسنده ها وآخوندهای ایرانی اند واز خودشان هیج جیزی برای ګفتن ونوشتن ندارند.
آیا ازین موضوع آشکار ، کسی انکار کرده میتواند؟ مګر پدرام وجعفررضایی با مغز خودشان تفکر می نمایند یا با مغز ایرانی ها؟
هزاره ها متاسفانه نظر به عوامل مختلف تاریخی، ازجمله مهاجرت های اجباری، طعم تلخ توهین ها وتبعیض های نژادی را درایران کشیده اند ومی کشند اما نباید فراموش کرد که همین توهین ها وتحقیرها حالا با خون وپوست هزاره های مظلوم ،چنان عجین شده است که به قول خود جعفررضایی دریکی ازمقالاتش درکابل پرس، هر وقت هزاره ای ازمرز اسلام قلعه وارد خاک ایران می شود سجدهء شکررا بجا آورده وازخداوند باربار شکرګذار میباشد که بخانهء نایب امام زمان داخل شده است. این ادعای من نیست بلکه اعتراف خود برادران هزاره ازجمله خود جعفررضایی درهمین کابل پرس? است.
اما لطیف پدرام با نهادهای فاشیستی وغیر روحانی ایرانی درارتباط بوده اوبنوبهء خود کوشش دارد تا ازهم قماشان فاشیست قومی خویش درجبههء پشتون عقب نماند، وزهر بیګانه بودن اقوام را هرچه بیشتر به حلقوم مردم فرو برد.
این دیګر حقیقت غیر قابل انکار است که هزاره ها سلطهء قومی تاجیکها وازبیکها را بدلیل تفاوت مذهبی نمیتوانند بپذیرند آنطوریکه ازبیکها وتاجیکها نیز با هزاره ها درتمام موارد نمیتوانند تا آخر همګام باشند بالاخره روزی میان آنها برسرمسایل زیادی ازجمله مذهب وقومیت درګیریهای خونینی صورت میګیرد.
پناء پیشنهاد من به تمام اطراف درګیر این است که ازعصبیتهای جاهلانهء قومی وزبانی بګذرید، مشکلات درونی جامعهء ما را باید خودما بدون مداخلهء بیګانګان حل کنیم، هیج کسی به درد ما وشما نمیخورد نه تریاک نوشان پان ایرانیست ونه هم آخوندهای شکم ګندهء قم بدرد هیج یک تان نمیخورد. شما را بنامهای مختلف بجان هم می اندازد، وخودشان نظاره ګرصحنه میباشند، به ریسمان الهی که همانا قرآن است چنګ بزنید، به عوض دشنام وهتک حرمت یکدیګر ویادآوری خاطرات تلخ تاریخی وتعمیم بخشیدن آن بالای کل یک قوم، بردباری وتحمل وشکیبایی را پیشه کنید، این دشنام ها به یکدیګر، آنهم از آدرس اقوام مختلف ، کار عاقلانه ومنطقی نیست.
این دین اسلام است که بحیث دین نجات بخش وانسانساز میتواند قومیتهای پراګنده ومتخاصم را زیرلوای توحید جمع نموده وبا شعار توحید همه را متحد ویکپارچه سازد.
واعتصموا بحیل الله جمیعا ولا تفرقوا
به ریسمان الله جنګ بزنید وافتراق وجدایی نکنید.
ولاتنازعوا فیفشلوا وتذهب ریحکم واصبروا
باهم نزاع ودشمنی مکنید که نا کام میګردید وشوکت تان را از دست میدهید وصبر پیشه کنید.
آری!
با این رهنمودهای جانبخش میتوان هم به اصلاح فرد پرداخت وهم به اصلاح اجتماع پریشان ودرحال جنګ. جز اسلام وقرآن دیګر هیج درمانی برای علاج دردها وآلام امت اسلامی عموما ومردم افغانستان خصوصا وجود ندارد.
اګر قرار باشد که بخاطر جنایات افراد مزاری ملعون درغرب کابل، همهء هموطنان هزاره را مجرم ومتجاوز ناموس مردم، نوکر ومزدور ایرانی بنامیم کار منصفانه ای نکرده ایم.
ویابرعکس بخاطر تخطی از قوانین جنګی درجنګ افشارتوسط افراد سیاف ومسعود، همهء تاجیکها وبغمانی ها وپشتونها را جانی ونوکران سعودی وپاکستان بدانیم کار منصفانه ای نکرده ایم.
بهمین ترتیب حزب اسلامی وجنرال دوستم وغیره که هرکدام درجای خودشان مرتکب جنایات جنګی شده اند، نمیتوانیم ازبیکها وخروتها ویا تمام اعضای یک حزب وسازمان را جانی ومزدور خطاب کنیم. یا بخاطر جنایات طالبان درشمال وجنوب تمام پشتونها را طالبان بدانیم یا بخاطر امیرعبدالرحمن هذالقیاس.
اینګونه قیاس نمودن ها با هیج منطقی نمیتواند برابر آید. بناء هرکس را وهرنظریه ای را درچارجوب افکار واندیشه های همان شخص میتوان سبک وسنګین نمود. بیائید قضاوت را از قرآن یاد بګیریم. بیائید مشکلات خودمانرا درروشنایی احکام قرآن حل کنیم که با منطق انسانی وفطرت سالم بشری سازګاری مطلق دارد. اګر قضاوت اسلامی وقرآنی را ملاک ومحک ، قرار دهیم آنګاه راه حل بیطرفانه ومنطقی را خود مان می یابیم.
به این آیات توجه کنید:
:
کل نفس بماکسبت رهینه.
هرنفسی مرهون عملکرد خویش است
ولاتزر وازره وزر اخری
هیج کسی بار کس دیګری را حمل کرده نمیتواند.
بناء نظر بدرام نظر قاطبهء تاجیکها ویا اسمعیلی ها ویا هم شورای نظاریها نیست، چه بسا که پدرام را نمیتوان شورای نظاری دانست. اویک استفادهء جوی ماهر است که ازنام اشخاص وجریانها میخواهد تجارت کند. هدف او بدست آوردن انګور است، نه اینکه صاحب باغ کیست. او یک بار رهرو احمدشاه مسعود است روز دیګر رهرو طاهر بدخشی، روز دیګر ستایشګر مزاری. درحالیکه همان مزاری بود که نجم الدین مصلح یکی از کدرهای سازمان سازا را که برای مذاکره ازطرف ربانی نزدش اعزام شده بود بعداز شش ماه شکنجه وتجاوز جنسی توسط شفیع دیوانه راهی دیارعدم ساخت. اما امروز همان بقایای سازا چون رحمت الله بیژنپور درمرګ بابه مزاری اشک می ریزد.
این مسخره ګی ها را باید چه نامید؟
باهمه حال سخن زیاد است ولی من خوش دارم که نظرات دوستان را بخوانم.
این نوع قضاوتهای نه عادلانه است ونه هم انسانی نه هم اسلامی
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
جناب قران یار تو را به همان قران سوگند اگر بر آن باور داری از نام و ایات قران دیگر استفاده سو نکن فکر می کنم بسیارشد. همه میدانند که کسانی چون خودت زیاد از قران و الله یاد کنند بدتر و بیشر دشمنی با خدا و قران دارند در این جای شک نمانده که خودت نیز از همین قماش هستی هر ایت که برای ما می نویسی در همین حال نوشتن ایه عملی ضد ان ایه را انجام میدهی غیبت میکنی ، دروغ میگوی ، نفاق می اندازی و دیگران را وادار میسازی تا به قران و الله بد و رد بگویند . تمام اعمال خودت در تناقض با ایه کلام الله است که می فرماید بر مقدسات دیگران توهین نکنید تا آنها مقدسات راستین شما را توهین نکنند. من در مسلمانی چنین اشخاص شک دارم که دیده ودانسته به چنین اعمال دست می زنند .سر در گریبان کن چقدر فحش و سخان دور ازکرامت آدمی می نویسی ،قران یارحقیقی مانند تو سخن می راند؟ قبیله پرستی و کور خود بینای مردم بودن از این بالاتر کی دیده است؟ که تمام فجایع و کشتار چند دهه پسین را به اقوام غیر قبیله خودت برچسپ می زنی و بزرگترین جنایت ها و جنایات کاران های نوع بشری وتاریخی را کتمان می کنی؟ از همین ایه های که برای ما می نویسی یک چند تا چرا برای اعمال ضد انسانی برادران کرزی نمی نویسی ، علیه جنایات حزب اسلامی ،سورخلقیی و اوغان ملتی ها نمی نویسی ؟ ما میدانیم چرا نمی نویسی ،برای انکه دنیا را برابر لاک قبله ات میدانی قران را برابر منافات قبیله ات تعریف و تفسیر می کنی ؟ از حرف حرف و خط خط نوشته هایت تعفن قوم پرستی و نفاق افگنی و عقده و کدورت میبارد .درست مانند کتاب دوهم سقوی ،من میدانم که این نوشته گک من بالای تفکرطالبانیت هیچ تاثر ندارد. برای انکه هر روز و هر رنگ نوشته ها در هر مقاله علیه خودت دیده می شود . در کدام مورد است که خودت صاحب نظر نباشی با کدام مردم است که خودت درگیر نباشی . همه کسانی که شما قرانیار را خطاب نموده و می نویسند کار بهده می کنند به شمول خودم که الان دارم از بیکاری کار بهده و بی ثمر و بی نتیجه را انجام میدهم من بارها گفته ام که اشخاص و افراد چون شما هیچ چیزی را غیر خواست خاوند خود قبول ندارند . حتی وجدان خود را هم منکر اند .
با احترام امیر
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
آقای امیر!
من اګر شخصیتها ورهبرانی را ملعون ومزدور وخائن نامیده ام طبعا دلایل آنرا نیز نوشته ام، مقلدان کور مغزیکه بدون تشخیص خوب وبد کور کورانه ازیک نفر تقلید نموده ومرتکب جنایات ضد بشری شده اند نیز مورد تائید من قرار نداشته و آنرا عقلا و نقلا محکوم کرده ام، ممکن است که جناب عالی هم یکی از هواداران واز مقلدان کور وسینه چاک یکی ازهمین جریانها وشخصیتهای خائن باشید که پیام من نتوانسته است وجدان شما را بیدار کند.
جناب عالی فرموده اید که من از آیات قرآن بخاطری استفاده میکنم تا دیګران را تحریک نموده وآنها را وادار سازم که علیه قرآن وآیات الهی دشنام بزنند. نخیر عزیزم ! شما اشتباه کرده اید.
دشنام زنی علیه قرآن قبل ازظهور قرانیار درهمین کابل پرس? رواج داشت وبا شدت وافتخار ، زیر نامهای مختلف ادامه داشت، قرآنیار با دلایل منطقی توانست که دشنام زنان را رسوا کند، ومیان خودشان تفرقه ونفاق طوری ایجاد نماید که یکی به جهالت دیګری پی ببرند. شما دیدید که عزیزیاسین نام به اعتراف خودش یک بی سواد جاهل برامد که قدرت نوشتن یک پیام کوچک را به زبان عربی هم نداشت، او که لاف کشف نمودن تناقضات آیه های قرآنی را می زد.
ازبرکت همین قرآنیار، ملحدین لیبرالی مثل فرشید هم زمانی پی برد که عزیزیاسین یک کمونیست جاهل وبیسواد تشریف دارد از وی برید وبر او حکم بیخرد را صادر نمود. عزیزیاسین نیز بر بیخرد بودن خویش اعتراف نمود، وګفت که دیګر با اشخاص بیخردی چون او غرض نداشته باشد.
تمام این تحولات ازبرکت قرآنیار است، قرآنیار مسؤولیت افشاسازی را دارد ولو اګر کسی خوش میشود یا خفه.
اما اینکه من چرا این آیات را برعلیه افغان ملت وحزب اسلامی وطالبان نمی نویسم؟
جواب آن واضح است. من با آنها مقابل نشده ام، ویا اینکه آنها با من مقابل نشده اند ونمیدانم روی چه موضوعی باید آیات قرآن را برضد آنها بکار ګیرم. ممکن است که آنها نیز مانند دیګران دچار اشتباهات وضعف ها وکوتاهی های شده باشند ولی آنها دربرابر آیات قرآن اعلان بغاوت وانکار را نه نموده اند. هرکسی دچار اشتباه میشود، خود انسان یک موجود جائز الخطا است، ولی اعتراف به خطا وګناه بهترین وسیله برای جبران ګناهان است.
بناء من چرا و روی کدام دلیل وموضوع وبه ارتباط چی علیه آنها آیات قرآن را بکار برم؟
تاکنون کسی از طرف آنها حتی غیر مستقیم هم درکابل پرس دربرابر من قرار نګرفته است. پناء این توقع شما توقع بیجا است، من آیات قرآن را بخاطری می نویسم که شما ورفقای هم فکر تان به قرآن ودین اسلام علنا ورسما به چشم سخریه واستهزا به آن دیده وقرآن را مال چهارده قرن قبل میدانید، من میګویم حتی حالا قرآن پتنانسیل رهنمایی بشر را درخویش دارد. چرا عامدانه وآګاهانه خودرا به طرف جهنم می کشانید. اګر تنها خودتان را بکشانید باکی نیست ولی به شما این اجازه را نمیدهیم که جوانان را ومسلمانان بی خبررا نیز با خودتان به هلاکت بیندازید.
بناء قرآنیار وامثال قرآنیار مسؤولیت ایمانی و وجدانی دارند تا دربرابر شما بایستد وچهره های بظاهر روشنفکرانهء شمارا به ملت افشا سازد. این تنها کاری است که درسطح کابل پرس به قرآنیار میسر است.
والسلام علی من اتبع الهدی
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
آقای قرانیار شما که داد از انصاف می زنید از قران سخن می گوید . شما که خو درا پشتی بان مضلومان وتهی دستان و ستم شده گان میدانید . شما که خود را علیه استبداد،ظلم ،غارت ، قتل وقتال می خوانید. تا حال در سرزمین بنام افغانستان بیش از یکهزار فرد از قبیله ات با انفلاق ، انتحار و انفجار بیش از یک ملیون انسان مسلمان بیگناه وعابر مزدور کاری هم وطنت را کشته وداغدار نموده است این ها مقابل خودت قرار نگرفته اند ؟ آقای قرانیار عزیز یاسین علیه شما قرار ندارد. به قول قران طرف مقابلش خدا وقران است نه شما الله با سراحت میگوید قران در لوح محفوظ است و نیگه بانش هم الله است. اصلا قران را شما یار باشید یا نباشد به قران زیان نمی رسد شما بی غم باشید . من از شما دوستانه می پرسم یکبار هم شده که از همین طرق که خود تان اعتراف دارید که دست رسی دارید غم شریکی تان را با هم وطنان ،هم دینان وهم زبانان تان که انتحاری ها در عمل انتحاری کودک ،پیر،زن ومرد را کشته اند اعلان کرده باشید ؟ یکبار با وجدان بیدار که به خیال خود تان دارید اعمال وحشت ناک ترور و انفلاق و انتحار طلبه های کرام تان را محکوم کرده باشید؟ اگر آری ؟؟؟؟؟ شما فرموده اید که دیگران را وادار نکرده اید که علیه خدا و مقدسات اسلام چیزی نبویسند. نوشته های آقای پیکار جو را در همین سایت کابل پرس? خوانده اید؟ که به نام جناب عالی قرانیار حک شده اند . جناب قرانیار باز هم می گویم که بیهده وقت خود را با خودت سپری می کنم . راستی پرسش آخیر، گاهی پیش امده که جز گپ خودت به کسی دیگر حق داده باشی یا هر چه که خودت میگوی خیال میکنی جز خودت همه نادان و همه دروغ می نویسند . حد اقل در همین نوشته من کمی فکر کن شاید یکجای های اشباهاتت زا پی ببری . در غیر ان گپ مشهور است یکی با نادان در میمانی یکی با دانا در همین نوشته ی تان که به جواب بنده نوشته اید طرف بودن تان وکدورت تان هویداست اقا قرانیار شما که نمی توانید عیب خود را بیبینید این مشکل شماست . من باور دارم دیده ی سر شما مقابل شما را می بیند . اگر می خواهید خود را بی بینید باید از چشم دیگران که مقابل شما هستند دید . این ریشه ی فلسفی دارد اقای قرانیار با دوچشم عاجز و کم نور سر نمی توان به عیب خود پی برد باید دیده دل را داشت. میدانی چه میگویم؟ یک خواهش کوچک هم دارم اگر توان دارید و می توانید در گفتگو با من لطفا از داو دشنام و لعن ولعب بی پرهیزید چون در همین جوابیه بنده توهین وتحقیر روا داشه اید . در غیر آن من دو دسته تسلیم جهلم و در گریز از جهالت ریکارد دارم خواننده های همین کابل پرس را شاهد میگرم
با احترام امیر شهسوار
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
آقای امیر شهسوار!
تا هنوز هیج طالب انتحاری ویا طرفدارانش درکاپل پرس مقاله ای ننوشته است که من عملیات وی را یا محکوم کرده باشم ویا هم مورد تائید قرار داده باشم. طالب وشرکای وی نه به زبان کابل پرس? می فهمند ونه هم ازکابل پرس خبردارند، کسیکه این قدر عقل داشته باشد که کابل پرس را باز وبسته کند هرګز به عمل انتحاری دست نمی زند.
اګر به محکوم کردن من عملیات انتحاری متوقف میشود ویا انتحار ګران این پیام قرآنیار ازطریق کابل پرس میخوانند من برایشان میګویم: او جاهلان بی منطق!
ای انسانهای تخدیر شده !
انتحار نه در اسلام است ونه هم اساس شرعی دارد، این کار شما نه اسلامی است ونه هم افغانی هر وقتی که چشم ازین جهان می بندید راست ومستقیم به درک جهنم واصل میګردید! هم دنیای تان تباه است وهم آخرت تان!
اما اینکه آیا قرآن به یاری من ضرورتی ندارد شما درست فرموده اید. قرآن واقعا به یاری من ضرورت ندارد، لیکن این من هستم که به قرآن ضرورت دارم. کسیکه مدعی شود که آیات قرآن تناقض دارد درحقیقت فهم ودرک من مسلمان را هدف قرار داده است نه خود قرآن را.
اضرار این ګونه نوشته های بظاهر فیلسوفانه به خود قرآن متوجه نمیشود بلکه متوجه اجتماع مسلمانان بی خبر ازدین میګردد، اینجاست که سر وکلهء قرآنیار باید پیدا شود.
دربارهء قبایل وتضادهای قبیلوی خدمت شما عرض کرده ام اګر شما پیامهای مرا به عزیز یاسین خوانده باشید من میان کمونیست پشتون با کمونیست غیر پشتون کدام تفاوتی قایل نشده ام ونمیشوم.
نزد من فاشیست بیخدا از هر قوم وقبیله ای که باشد ضد اسلام است چه پشتون باشد یا غیر پشتون. چه اسمعیل یون باشد، چه لطیف پدرام، چه تره کی وامین باشد ویا ببرک کارمل ونجیب. عناصر ضد اسلام ، طرح ها واندیشه های غیر اسلامی ویا ضد اسلامی از هر قومی که سر بالا کند، مورد تائید من نیست.
بهمین خاطر من نقد آقای بیکار را دررابطه به خاطرات صادق المجددی رحمت الله علیه درمورد امان الله خان نمی پذیرم. امان الله خان طرح ضد اسلامی داشت او خواهان ایران سازی ویا ترکیه سازی افغانستان بود، او وخصرش محمود طرزی حتی خواهان تغیر الفبای زبانهای افغانستان به لاتین بودند، آنطوریکه چندی قبل دخترش هندیه درکالیفورنیا سخنرانی می نمود حرفی از هویت دینی مردم مسلمان به زبان نمیراند وتمام نوشته هایش به حروف لاتین نوشته شده بود. من این را محکوم میکنم. اګر اسلام نزد من معیار است پس امان الله ومحمود طرزی نیز مورد تائید من قرار ندارند.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
قرانیارمینویسد: «من هیجګاه با بیخدایان وګمراهان وجه مشترک نمیتوانم داشته باشم»
چه مضحک!!! یک مسلمان دیگران را به گمراهی متهم میکند!
گمراه کسی است که بجای کوشش و تلاش برای آبادانی این جهان، زندگی خویش را برای آرزوی جماع خرانه در فاحشه خانه ای ننگین اسلامی (بهشت) سیاه میکند، نه آن کسی که خرد خویش را بکار بسته و در راه بهروزی و بهزیستی آدمیان تلاش میورزد. همان لامپ مسجدتان را هم کفار بیخدا یا بقول شما گمراهان ساخته، و شما در این هزارو چهارصد سال هیچ پخی نشده و آفتابه بدست آقا ماندهاید.
قرآنیار مینویسد:«این دین اسلام است که بحیث دین نجات بخش وانسانساز میتواند قومیتهای پراګنده ومتخاصم را زیرلوای توحید جمع نموده وبا شعار توحید همه را متحد ویکپارچه سازد»
بیخود است نادان، اگر تعریف فاشیسم را بدانید، اسلام بدترین نوع فاشیسم است که انسانها را به خودی و غیر خودی تقسیم میکند، زن را ناقصالعقل میداند، غیر مسلمانان را حتی نجس می شمارد. مسلمین حتی همدیگر را هم کافر میدانند، شیعه سنی را و سنی شیعه را، جنگهای تلویزیونی شما و کشت و کشتار در پاکستان و عراق ادعای ما را مهر تایید میزند. ما بیخدایان و خرد دوستان به حماقت مسلمین خندیده و به محمد بچه باز این شیاد دروغ گو نفرین میفریستیم و این شعر را بلند زمزمه میکنیم:
ای مغ بچه دهر بده جام میم
کامد ز نزاع سنی و شیعه قیم
گویند که جامیا چه مذهب داری
صد شکر که سگ سنی و خر شیعه نیم
قرآنیار مینویسد:«بناء قرآنیار وامثال قرآنیار مسؤولیت ایمانی و وجدانی دارند تا دربرابر شما بایستد وچهره های بظاهر روشنفکرانهء شمارا به ملت افشا سازد. این تنها کاری است که درسطح کابل پرس? به قرآنیار میسر است»
بودن افراد فاسد الاخلاق مثل شما در کابل پرس برای ما اسلام ستیزان نعمت است، زیرا شما بهترین نماد یک مسلمان راستین هستید و تهی بودن اسلام ضد بشری را از اندیشه های والای انسانی نشان میدهید. سه پرسش جناب یاسین را نتوانستید پاسخ گو باشید، و ادعای مفت هم دارید.
یک پرسش از قرآنیار و دیگر جن گرایان و موهوم پرستان!
شما به عنوان مسلمان باورمند به جن، با دلایل خرد پذیر و عقلی موجودیت جن را برای خوانندگان کابل پرس به اثبات برسانید.
برای پوچی اسلام همین یک پرسش کافی است.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
رهګذر بیخرد!
خرد متاع بوبوی ات نیست که آن را ازبازار خریده باشی، این پیامهای متناقض زیرنامهای مختلف که هر جمله کلمهء بیخود را استعمال میکنی خودش نمایانګر بیخردی وبیخودی جنابعالی میباشد، تو ازجنګهای تلویزیونی شیعه وسنی یاد کرده ایی درحالیکه خودت درهمین جنګهای قلمی زن مخالفان خویش را که مانند خودت اسلام ستیز اند ګائیده ایی. اګر باور نداری یک بار دیګر رجوع کن به پیامهایت که دربرابر لطیف پدرام ونبیل مزاری وغیره چه نوشته ایی.
مه صدقهء این خرد شوم، که زیر نام خرد ګرایی حتی به ملحدین هم عقیده اش نیز دشنام نثار میکند. تو نوشته ایی که عزیزیاسین تسلیم نشده است،
بیخرد !
او خودش معترف شد که او به زبان قرآن آشنایی نداشت وفقط چند کلمهء محدود را از زبان آخوندها درایام کودکی شنیده بود، وبعدازین قدرت ویارای تبادلهء پیامها را در وجود خویش بامن نمی بیند.
دربارهء جن وفاشیسم تو پست تر از آن استی که بتوانم پاسخ ات را بنویسم
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
بیخود است جناب فاسد الاخلاق، اینگونه اتهامات کار ساز نیست! جناب مزاری از دید من انسان آگاه و نیک اندیشی است. من احترام ویژه به ایشان دارم. داشتن اختلافات فکری را کاملاً طبیعی میدانم. شما بیخدایان را متهم به گمراهی کرده بودید که پاسخ من به شما این بود: گمراه کسی است که زندگی خود را در آرزوی جماع خرانه و ابدی با حوری سپری کند، نه آن کسی که خرد خویش را بکار بسته و در راه بهزیستی آدمیان کوشش میکند.
سرانجام چه کسی گمراه است؟ ادیسون بیخدا مخترع لامپ مسجدتان یا مومین منتظر نشسته در انتظار جفت گیری ننگین ابدی با حوری؟
لازمه خرد منطق سپس تجربه و آروین است نادان، هرگاه شما ادعا کنید که بر پایه ای خرد خود به جن باور دارید، خرد را کنار گذاشته و به بیخردی روی آوردهاید، چون جن از دید خرد یا استدلالهای عقلی (علمی) قابل اثبات نیست. باورمندی شما به جن، بیخردی شما را نشان میدهد.
خیر، شما به سه پرسش جناب یاسین نتوانستید پاسخ گویید و به اتهام کمونیست از زیر پرسشها در رفتید.
قرآنیار مینویسد:«دربارهء جن وفاشیسم تو پست تر از آن استی که بتوانم پاسخ ات را بنویسم»
این هم حکایت از تهی بودن انبان شما را از فرنود خرد پذیر و عقلی دارد. خوانندگان آگاه کابل پرس? این را خوب میداند. منطق عمله ای اسلام فاشیستی، بجای پاسخ به پرسش، پرسش گر را پست و خوار میشمارد تا به خیال خام خودش نیاز به پاسخ منطقی نداشته باشد.
پرسش من همچنان بجای خود باقی است:
شما به نام مسلمان باورمند به جن، موجودیت جن را با دلایل خرد پذیر برای خوانندگان کابل پرس به اثبات برسانید.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
رهگذرک بیخرد!
تو انسان بی عقل وبیخرد را به ادیسون چکار؟
تو نه ازنسل ادیسون استی ونه ازنسل افلاطون تو ازنسل مغول استی که درخاک افغانها به شکل حرامی تولد شده ایی. اگر باور نداری نظریات مرشد خرد گرای تان جعفر رضایی را بخوان
بدون شک جوابت این است که او نظر شخصی اش میباشد پس من هم میگویم که نظریات خودت نظریات شخصی خودت است در دهن تو نه ادیسون پیاز ریزه میکند ونه هم کمونیست.
اما گرایش افراطی تان نسبت به رسیونالیزم یا خردگرایی ضد دینی نزدم قابل درک است.
زیرا آخند های ظالم وخدا نشناس هزاره بنام بچه سید واولاد پیامبر وغیره خرافات آنقدر دختران باکرهء هزاره را سوراخ کرده اند که حاصل یکی ازهمان سوراخ کردنها جناب عالی خودت میباشی که حالا سرعقل آمده ایی که این آخوندهای لعنتی به چه دلیلی اینقدر تجاوزات جنسی را بنام دین اسلام وشرع انجام داده اند. بناء خودت مجبور استی که نه تنها علیه آخوند بلکه علیه کل دیانت ودین خویی به مبارزه وستیز برخیزی
لطیف پدرام نیز از اسمعیلی های بدخشان است او نیز خودش را ازراهیان خرد گرایی میداند بنیانگذار خرد گرایی دریمگان بدخشان همانا ناصر خسرو بلخی قباد یانی است زمانیکه ازمصر بازگشت دریمگان بدخشان اقامت گزید او درآن منطقه آنقدر دختران زیبا روی تاجیک وهزاره وقیرعیز را سواخ کرد که اصلا ضرورتی برای نکاح بایک زن احساس نمیکرد
حسن سبا در الموت ایران نیز ابتدا باهمین حجت قدبرافراشت وماجرای الموت را درهمین کابل پرس? ازقلم پیر گمراه تان آرامش دوستدار بخوان تا لذت ببری
بناء من خوب درک کرده میتوانم که گرایش ضد دینی افراطی جناب عالی به بهانهء خرد گرایی ازکجا آب میخورد. اینکه به نبیل مزاری احترام داری ازکون پاره گی جناب عالی نماینده گی میکند زیرا ضرب المثل مشهور را حتما شنیده ایی که میگوید بعداز گوز زدن چارزانو نشستن فایده ایی ندارد
ویا اینکه تیری که ازکمان چست دوباره برنمیگردد. توفقط همین قدر سویه داری که باتو بتوانم تبادل پیام نمایم نه بیشرازین
قرآنیار
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
جناب فاسد الاخلاق، این پیام شما حکایت از شکست خفت بار شما در استدلال عقلی را دارد، قضاوت بر دوش خواننده است.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
رهگذرک بیخرد!
تو تاهنوز ندانسته ایی که مقالهء حاضر دربارهء جن های بوبوجانت نوشته نشده بلکه دربارهء ازخودبیگانکی وذلت هزاره هاواحساس کبر تریاک نوشان ایرانی است که درعالم خیال خودشان را مانند تو انسان بیخرد; عقل کل عالم میدانند نگاشته شده است اگر بوبوجانت خیلی ازجن وحملهء جن ها رنج می برد اورا نزدیک آخوند خرد گرای هزاره ببر تا علاجش را نماید خارج شدن ازموضوع خودش بیخردی است اوبیمایهء بیعقل
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
بیخود است نادان، بجای پاسخ، روی آورده اید،به هذیان و یاوه گویی، اتهام گمراهی به بیخدایان بستی که با دلیل و فرنود خرد پذیر به دهان تان زدیم و آن این بود:
«گمراه کسی است که زندگی خود را در آرزوی جماع خرانه و ابدی با حوری سپری کند، نه آن کسی که خرد خویش را بکار بسته و در راه بهزیستی آدمیان کوشش میکند.
سرانجام چه کسی گمراه است؟ ادیسون بیخدا مخترع لامپ مسجدتان یا مومین منتظر نشسته در انتظار جفت گیری ننگین ابدی با حوری؟»
اتهام بیخردی به ما بستی که باز هم با دلیل خرد پذیر به دهن تان کوبیدیم و آن این بود:«لازمه خرد، منطق سپس تجربه و آروین است نادان، هرگاه شما ادعا کنید که بر پایه ای خرد خود به جن باور دارید، خرد را کنار گذاشته و به بیخردی روی آوردهاید، چون جن از دید خرد یا استدلالهای عقلی (علمی) قابل اثبات نیست. باورمندی شما به جن، بیخردی شما را نشان میدهد»
پرسش من همچنان بجای خود باقی است، پاسخ ندادن، به معنی شکست شما در گفته مان تلقی میشود:
شما به عنوان مسلمان باورمند به جن، با دلایل خرد پذیر و عقلی موجودیت جن را برای خوانندگان کابل پرس? به اثبات برسانید
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
رهگذرک بیخرد!
من ازپرسش وپاسخ باتو رسوا ساختن ترا هدف قرار داده ام نه اینکه ترا براه راست رهنمون سازم ویا اینکه شکوک ترا برطرف سازم.
من وتو درین کابل پرس? سابقه داریم ویکدیگر مانرا می شناسیم. من برایت ثابت کردم که جنابعالی چرا ازنام خرد میخواهی بهره برداری کنی ترا عقده ها وکینه های زیادی درسینه است که با استدلالهای من ولو هرقدر قناعت بخش هم باشد حل شدنی نیستند که یک نمونهء آنرا دربالا خدمت جنابعالی عرض کردم
اینکه فرموده اید
«گمراه کسی است که زندگی خود را در آرزوی جماع خرانه و ابدی با حوری سپری کند، نه آن کسی که خرد خویش را بکار بسته و در راه بهزیستی آدمیان کوشش میکند.
سرانجام چه کسی گمراه است؟ ادیسون بیخدا مخترع لامپ مسجدتان یا مومین منتظر نشسته در انتظار جفت گیری ننگین ابدی با حوری؟»
این بحث با اصل موضوع مقالهء رضایی درتضاد است وارتباط منطقی ندارد
گمراه ادیسون وانشتاین وعلمای دیگر نیستند گمراه پیروان ذلیل هزاره وتاجیک اند که ذلیلانه وزبونانه خودشانرا درپای تریاک نوشان ایرانی انداخته اند وبا پذیریش هزاران خفت وخواری که خود بدان معترف اند بازهم ازخایه های آرامش دوستدار آویزان اند گمراهی باخردگرایی اززمین تاآسمان فرق دارد
ازخودبیگانگی وزبونی با خردگرایی وپرسش وباسخ اززمین تا آسمان فرق دارد من خدمت جنابعالی نوشتم هرقدر که تو پدرام را ایرانی پرست بدانی تو وامثال تو درایران پرسی وازخودبیگانگی به همان اندازه ایران پرست وگمراه تشریف دارید.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
سلام اقای قرانیار شما که خود را نام خدا یک پارچه مملو از اخلاقیات اسلام میدانید . شما خود را برای ما عالم و دین و اسلام شناس معرفی داشته اید . شما که ادعا دارید به زبان قران و عربی خوب اشنا هستید. از شما سوال دارم همین اخلاقیات شما و همین سخن بر زبان رانی شما و همین برخوردی شما با رقیبان تان چقدر به اسلام و دین که عالم گیر باشد مطابقت دارد؟
آقای قرانیار من راست گپ از شما سخت می ترسم نه انکه از زورو بازو وشمشیر تان می ترسم از فرهنگ زوروناب تان می ترسم برای همین آب را پف کرده و تخته نوشتاری لپتاپم را بوسیده خدا گفته می نویسم که خدا یا مارا از زبان مسلمان ناد ان و زن بی تبان نجات بده .
آقای قرانیار شما در سه مورد شریعی تخلف آشکار از آموزش های اسلامی کرده اید.
1- دروغ گو را در اسلام دشمن خدا می شناسند .شما آقای قرانیار دروغ اشکار گفته اید. و اشکار با خدای ما دشمنی نموده اید . دروغ شما بر ناصر خسرو و شخصیت های بزرگ دنیای اسلام است ، شما در زمان ناصر خسرو نبودید و سند ومدرکی هم ندارید شما چرا این دروغ کلان را گفته اید ؟
2- تهمت و بهتان در اسلام ممنوع است شما اقای قرانیار در همین نوشتار بالا چندین بار به مردم مسلمان و ناموس مسلمانان توهین وبهتان کرده اید . اقای قرانیار جناب پدرام در اسلام شناسی درس خوانده است واز مدرک علمیش در فیقه جفری بخش مذهب اسماعلیه دفاع نموده است جنا بشان از پیروان مذهب امام اعظم وسنی مذهب مسلمان اند .
شما چرا بخود اجازه داده اید تا چنین اتهام بکسی بیبندید ؟
3- در اسلام وقران آمده است به مقدسات دیگران توهین نکنید که بر مقدسات راستین شما توهین نکنند .آقای پیکار جو با قلم خودش بنام شما اقای قرانیار سه پارچه شعر علیه خدا دین خدا و اسلام نوشته و در همین سایت کابل پرس? عنوانی جواب به قرانیار فرستاده است. که شما آقای قرانیار سبب ومرتکیب این بی حرمتی شده ید
4- در دین اسلام گفته شده هیچ مسلمانی حق ندارد به مسلمانی که کلمه ی شهادت برزبان براند کافر خطاب کند.اما شما جناب قرانیار بارها به افراد و اشخاص مسلمان کشور ما که هر روز کلمه شهادت بر زبان میرانند کافر خطاب نموده اید و این کافر خطاب نمودن شما بقلم خود شما مدرک است که در دست رس قرار دارد.
آقای قرانیار شما در موارد ها فوق و مواردها ی دیگر با سند و شهود اساسات و فرمایشات اسلام را نقض نموده ایده و از نام اسلام وقران به نفع گروه وقوم خود استفاده نموده اید.
به رویت ایه های قران و احادث پیامبر درصورت شناختن شما امکان محکمه و محکوم نمودن شما میرود .
با همین اسناد و مدارک در قضات فعلی افغانستان و شرایط کنونی افغانستان می توانند شمارا مجرم حکم نمایند.
اگر از من می شنوید رفته در طرز دید تان نسبت به ایمان تان و اخلاق اجتماعی تان تجدید نظر کنید . اگر کجای از نوشته بنده شما را بی مورد و نا بجا رنجانده باشد مرا ببخشید.
با احترام امیر شهسوار
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
آقای امیر شهسوار!
اگر یکنفر زیر چندین نام پنهان نیستید باید خدمت جنابعالی عرض کنم که من همان یک نفر قرآنیار هستم که بالای هرکسی که به معتقداتم مذهبی ودینی ام بیباکانه بتازد به همان شکل وباهمان زبان بالایش می تازم ودرین راه ازنوشتن پست ترین کلمات هم خود داری نمیکنم.
من بارها نوشته ام که فحاشی را بافحاشی ومنطق را بامنطق پاسخ میگویم.
اصل نزد من نیالودن زبان وقلم به فحش ودشنانم زنی است
همین اکنون اگر فونکشن های لینک فعال شود من ده ها پیام تحقیرآمیز شما را دربارهء پیامبر وقرآن نقلا آورده میتوانم که ازنوک پنجه های شما وازلیپ تان چه مزخرفاتی علیه اسلام وقرآن خارج شده است ولی حالا میخواهید از زاویهء دینی که به آن عقیده وباورندارید وبارها برضد آن قلمفرسایی کرده اید مرا محکوم نمائید.
آقای امیر!
من بارها نوشته ام که دین اسلام وقرآن به پشتیبانی ودفاع من ضرورتی ندارند واین من هستم که به قرآن واسلام ضرورت دارم. اگر مسلمانان به حقانیت این دین باورنمی بودند بدون شک تاسرحد فدا نمودن جانهای شان حاضر به فدا کاری نمی بودند. بناء این من هستم که به حقانیت راه خودم باور دارم وهرکی برضد باورهای من بدون دلیل وبرهان به دشنام زنی وتحقیر شروع کند با آن مقابلهء بالمثل می نمایم
من دربرابر عزیزیاسین شکست خورده نیز این آیهء قرآن را نوشته بودم حالا بار دیگر آن آیه را نوشته وترجمه می نمایم که میفرماید
فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مااعتدی علیکم
هرکی بالای شما تجاوز کرد به همان شیوه بالای شان تعرض کنید.
من دربرابر برادر مسلمانی قرار نگرفته ام که خود هم مسلمان باشد ودرعین حال به قرآن وپیامبر وازواج مطهرات تاخته باشد چنین مسلمانی را تاکنون درتاریخ کسی مشاهده نکرده است.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
جناب قرانیار من خدا را شاهید میگرم که تنها به همین نام امیر شهسوار برای جناب عالی پیام گذاشته ام و در مسلمانی من هیچ شک ونداشته باشید . شما میدانید که شخص باور مند به ایمان خود نمی تواند ... خدا یا توبه !!1شما را همین جا بخدا و می سپارم دانستم که بحث مان با شما نتیجه نمی دهد راستی که عصر عصر تردید است . و این هم از برکت تیکنالوجی لعنتی است . به هر حال من حرف های دلم را دوستانه با شما مانند یک مسلمان که وظیفه دینی میدانستم گفتم نمی شود انها را پس گیرفت ولی حقیقت همان است که با گفتار حق مطابق است . اگر تلخ است شنیدنش ضروریست
با احترام امیر شهسوار
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
فرسایش و بیهوده نویسی، اگر وقیح تشریف ندارید، نباید واژه بیخرد را به زبان بیاورید زیرا در پست بالا به شما با فرنود خرد پذیر نشان دادم که کیها میتواند بیخرد باشد. ادعاهای خود شما باعث این بحث شده است، خوانندگان به آغاز این گفتمان رجوع کنند. پس روشن شد که از پاسخ به پرسش من درمانده، و به شکست خود خستو شدهاید. هدف ما هم نشان دادن پوچی جهان بینی شما بود که فکر میکنم با همین چند پرسش و پاسخ کوتاه آن را نشان دادم و بحث را در همین جا پایان میدهم.
در پایان سخنان ناب برتراند راسل منطق دان و خرد گرای قرن بیستم برای دوستداران اهل خرد
http://www.youtube.com/watch?v=g3jnEqXhDNI
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
لینک مذکور به پرسشهای احمقالهء جنابعالی هیچ ارتباط نمیگیرد ودرعین حال خودت را زیر پوست دانشمندان غرب پنهان نساز تو با آنها هیچ سنخیت فکری نداری تو وامثال تو فقط تفاله خور ایرانیهای بهایی نظیر آرامش دوستدار تشریف دارید
نوت :ازترتیب پیامها برایم چنان معلوم شد که پیامهای امیر ورهگذر ازیک رایانه بیرون ریخته است زیرا پیامهای که از رایانه های مختلف سربدر آورند عرض طویل میداشته باشند
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
معنای سخن شما این است که اگر پیامهای کفرآمیز ازنام امیرشهسوار را خدمت تان بیرون آوردم آن پیامها ازشما نیستـ؟
اگر چنین است پس من باشما دعوایی ندارم مسلمان برادر مسلمان است وشما آن امیر شهسوار کفر نویس نیستید.
لطیف پدرام؛ ایرانی تر از ایرانی ها
من به اشتباه خود نسبت به آقای امیرشهسوار اعتراف نموده ورسما از ایشان معذرت میخواهم . امیرشهسوار غیر رهگذر بیخدا است. من بار دیگر پیامهای امیر را در ستون نظریات عزیزیاسین مطالعه کردم وخلاف ظن وگمان قبلی ام ایشان را یافتم.
اما پرسشهای دیگر درمورد لطیف پدرام وناصرو خسرو بلخی را به روز دیگر موکول میکنم