صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > تو از كجا شروع شدي؟

تو از كجا شروع شدي؟

chendavol
يكشنبه 5 جنوری 2014

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

گوش
کن، با لب خاموش سخن می­گویم

پاسخم
گو به نگاهی که زبان من و توست

هوشنگ
ابتهاج

 يك پياله
چاي­ليمو

با تكه­اي
نان

 سهمِ مشتركِ عاشقيِ من با گنجشك­هاست

 كه هر صبح مرا شاعر مي­كنند

و طعم آن
365 بار

حل مي­شود
در فضاي مه­آلود قصه­ها

آن­گاه روزي
پنج­ مرتبه در چشمانم حلول مي­كني

و دفتر شعرم
رنگ مي­گيرد

 از نقطه­هايي كه به بن­بست مي­رسند.

تو از شن­هاي
ساحل «آمو» شروع شدي

 با لهجه­ي ماهيان سرخ نابلد

 در سال هزار و سه­صد و هشتاد و پنجره

آن شب

«زهره» زير
پاي «بودا» نشسته بود

 با تنبوري در دست

و «رابعه»
در «غلغله»­ي گيسويت

 ترانه مي­سرود

آن شب

بلندترين شب
دنيا بود.

فردا صبح

تو را از
لابه­لاي نيايش­هاي «خواجه عبدالله» بيرون كشيدند

نيمه­جان
بودي

نامت را نمي­دانستند

نگاهت را
نمي­فهميدند.

وقتي «هلمند»
يخ­زده

آخرين نگاه­هايش
را به تو مي­سپرد

مرزهاي
آوارگي

 تو را در خود مي­بلعيد.

روزهاي بعد

هميشه سرد
بود

نامت را نمي­دانستي

نگاهت را
نمي­فهميدند

و ساعت­هاي
ديواري شهر

هميشه يك
ساعت از تو عقب­تر بودند.

آن روز كه
شعرهاي مرا گيج خودت كردي

تقويم­ها
دوباره به راه افتادند

چترها هم
آفتابي شدند

«ظهيرالدوله»
(1) مثل هميشه روشن بود

تهران بوي
تو گرفته بود

مي­خواستيم
به جايي برويم

 «كه تو دست من گيري

 و من دامن تو». (2)

خيابان­ها

 ما را ديد مي­زدند

پياده­روها

 فرياد

«نازنينا!
ما به ناز تو جواني داده­ايم»(3)

«فيروز» سايه
روشن بود

غزل مي­خواند
و دف مي­زد

«ملا ممد
جان» شده بودم

و تو

نامي نقش
بسته در «معبد نوبهار»

 بي­گزند باد و باران

نامت را مي­دانستم

نگاهم را مي­خواندي

و ماهيان
آمو

 همه ما را مي­فهميدند.

 

1) آرام­گاه بانو فروغ فرخ­زاد.

2) آهنگي ساخته­ي استاد جليل
زلاند با صداي بانو گوگوش.

3) شعر از محمدحسين شهريار.

25 اسد
1386


آنلاين بنگريد : http://chendavol.blogfa.com/po...

آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس