کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > حقوق بشر > حامد کرزی مسوول جنایات در بهسود

حامد کرزی مسوول جنایات در بهسود

حامد کرزی بجای معذرت خواهی از جنایات اسلافش، تکرار و ادامه جنایات آنها را زمینه سازی می کند/ تجاوز کوچی ها ادامه "پاکسازی" سیاست امیر عبدالرحمن خان ،محمد نادرشاه و طالبان است که حالا توسط کرزی عملی میگردد

چهار شنبه 11 مه 2011, بوسيله‌ى داکتر ثنا نیکپی

نشر نخست در کابل پرس: شنبه 28 ژوئن 2008

سال پار درست در این موسم افراد مسلح "کوچی" های پاکستانی زندگی آرام و مسالمت آمیز ساکنان بهسود را مختل کردند ، خانه ها را به آتش کشیدند، دارایی مردم را چپاول و سیزده نفر را به قتل رساندند، ولایت ورک شاهد فاجعه بزرگ انسانی بود. بعد از جنایات وردک ، وحید الله سباوون نماینده "کوچی" ها در پارلمان افغانستان، بی باکانه و سبکسرانه اعلان کرد که کوچی ها را در شمال و جنوب هندوکش ساکن می سازد. در آنوقت من مقاله یی را زیر عنوان "شمال و جنوب هندوکش جایی برای "کوچی" ها نیست" نوشته و آنرا در "کابل پرس" و ماهنامه " اندیشه نو" در کانادا به نشر رسانیدم که در قسمت از آن آمده است: " مسلح کردن ، اعزام و حمله کوچی ها طوری عملی گردید که اول با بی تفاوتی (حمایه گری خاموشانه) رییس جمهور مواجه شد و بعدا با بزرگ منشی و «سخاوت» وی. مطبوعات وابسته داخلی و خارجی با یک صدا تبلیغ کردند که گویا : «کوچی قرار خواهش رییس جمهور بهسود را موقتا ترک می کند»1. اگر جوانب حقوقی ، اخلاقی و انسانی این جمله سنجیده شده تبلیغاتی را مورد مداقه قرار بدهیم ، فتنه های زیادی در آن نهفته است. بلی، با حمله دوباره کوچی ها بعد از یکسال ، فتنه های نهفته در سخنان رییس جمهور بر همگان برملا شد. رییس جمهور " خواهش" کرده بود که کوچی ها بهسود را موقتا ترک کنند. در اینجا در دو کلمه "خواهش" و "موقتا" نیرنگ های زیاد پنهان شده است که از عقل کرزی بالا می باشد. "خواهش" یعنی کار مهاجمین موجه است و آنها جنایتکار نیستند. "خواهش" یعنی رییس جمهور بالای آنها روی و خاطر دارد. "خواهش یعنی آنها نمی خواهستند منطقه را رها کنند، ولی قرار خواهش رییس جمهور این کا ر را کردند. "خواهش روابط و همسویی کرزی را با متجاورین خارجی نشان میدهد. "موقتا" یعنی آنها می توانند باز گردند و دوباره مرتکب تجاوز و جنایت شوند. و حالا نیز آنها به گفته رییس جمهور جنایت شان را تکرار کرده اند.

تجاوز کوچی ها ادامه "پاکسازی" سیاست امیر عبدالرحمن خان ،محمد نادرشاه و طالبان است که حالا توسط کرزی عملی میگردد. تجاوز دوم پاکستانی ها در بهسود پلان پاکسازی قومی را که توسط رژیم کرزی رویدست گرفته شده است، روشن ساخت. دیگر حتی به عامه افغانستان جایی برای شک و تردید باقی نمانده است که کرزی حامی مستقیم کوچی ها در اجرای تجاوز شان بوده و با طالبان پاکستانی و افغانی در تبانی قرار دارد. کوچی ها ، طالبان "لر وبر" و حتی خود کرزی از حلقات زنجیر و زولانه زنگ خورده یی است که از قرن ها بدینسو در گردن مردم ما آویخته شده و هرگاه این زنجیر بعد از فرسایش درهم ریخته است ، باز هم با هزاران مکر و فتنه دوباره تجدید شده است. فتنه های کرزی نیز بخش همان فتنه های سده هاست که می خواهند زنجیر شان را در گردن مردم تجدید نمایند.

برای اثبات این واقعیت انکار ناپذیر ، می خواهم با بررسی اقدامات حکومت کرزی در این راستا، ماهیت پلان های ضد افغانی و ضد انسانی مربوط به "پاکسازی" قومی را مستدل تر بیان نمایم . همچنان "پاکسازی" قومی را بمثابه قتل عام "ژینوساید" که زیر سایه 40 کشور ادعا گر تامین صلح و دموکراسی در افغانستان صورت می گیرد، بررسی کنم.

حمایه گری از "کوچی ها" یکجا با تشکیل حکومت کرزی پلان شده بود: در انتخابات شورای نمایندگان شورای ملی، ده چوکی سخاوتمندانه به کوچی ها اختصاص داده شد. این کار یک امتیاز کاملا هدفمند نسبت به مهاجرین افغان در اروپا و امریکا است که به کوچی ها داده شد. دلیل محروم سازی مهاجرین افغان در اروپا و امریکا در آن بود که وکلا باید نماینده های واحد های اداری مانند (ناحیه ، ولسوالی و ولایت) باشند و مهاجرین چنین کیفیت را ندارند. سوال در این جاست که چرا کوچی توانستند این امتیاز را داشته باشند. پارلمان محصول جامعه مدنی است ، پس چرا به بدویت کشانیده می شود. فتنه دیگر در این جا این است که گرداننده های مسایل افغانستان به نیروهای ظلمانی متکی اند و مهاجرین افغان در امریکا و اروپا اکثرا افراد تحصیلکرده و روشنفکر هستند. پس جای آنها را نماینده کوچی باید اشغال کنند که از بدویت در مقابل مدنیت دفاع کنند.

همچنان رییس جمهور کرزی بازهم در جدول سناتوران انتصابی امتیازاتی را به "کوچی ها" قایل شد. اینکه این افراد نماینده واقعی کوچی ها هستند یا خیر؟ بحث جداگانه است.

حامد کرزی و یا گرداننده های دیگر در تقویت نمایندگی کوچی ها چی هدف دورنمایی را در نظر داشتند؟
هدف این عمل قبلا طرح شده در بهسود وردک نمایان شد و اینکه چی چیز هایی در مراحل دیگر پلان شده در آینده های دور و نزدیک ما شاهد وقوع آن خواهیم بود.

حمله پاکستانی های مسلح (کوچی) ادامه پاکسازی قومی و سیاست "زمین سوخته" است: در کشور های غربی حتی حیونات درنده را از نابودی کلی نجات میدهند. در جاهای که شیر ، پلنگ و دیگر حیوانات در حال نابودی باشند، نام این حیوانات را در کتاب سرخ می نویسند. این به این معنی است که در در مورد آنها توجه خاص صورت میگیرد تا بقای آنها را بر روی زمین حفظ کنند. در افغانستان در جریان سده های متمادی در نابودی انسان و نسل کشی اقدام های حساب شده و دوامدار انجام شده و این عمل همچنان ادامه دارد.

حتمی نمیدانم که در اینجا در باره "پاکسازی" قومی و جنایات زمان امیر عبدالرحمن خان مثال هایی بیاورم، زیرا همه خواننده ها با جنایات امیر عبدالرحمن و سیاست "پاکسازی" وی آگاهی دارند. نادر شاه هم به "پاکسازی" قومی در شمال کابل جنایات زیاد را مرتکب شد ، تعداد زیاد مردم را کشت ، گروگان گرفت و بی جا ساخت و بر مال ، مسکن و ناموس آنها در شمال کابل تجاوز نمود ، ولی به "پاکسازی" کامل شمالی موفق نشد.

قرار اطلاعات ، "پاکسازی" مردم شمالی به شیوه جدید آغاز شده است. ناظران می گویند که تعدادی از افراد پولدار از آنسوی سرحد، خانه ها و زمین مردم شمالی را به قیمت چندین برابر بالا از قیمت اصلی اش خریداری می کنند. رسول سیاف که محصول این سیاست بوده و سال های قبل بعد از "پاکسازی" پغمان از ساکنان اصلی شان در آنجا جابجا شده بعد از قبضه ساحات زیاد زمین های مالکیت دولت و مردم حالا خود را تا دشت چمتله رسانیده است. این پروگرام دقیقا با مفکوره های فاشیستی سمسور افغان در کتابش بنام (دوهمه سقاوی) که از جانب بعضی نهاد های ظلمانی در تورنتو هم پخش شده بود، می باشد. سمسور افغان پیشنهاد ایجاد یک کمربند امنیتی را که شامل برچیدن مردم شمالی بود طرح کرده بود و این مفکوره توسط طالبان عملی میگردید که بدون شک حالا در زمان کرزی به شکل دیگر آن ادامه دارد. این اقدامات با یکدیگر شان عمیقا پیوستگی دارد. مثلا: در شمالی نادر آغاز کرد، طالبان می خواست آنرا تکمیل نمایند. طالبان تاکستان های شمالی را ریشه کن نمود تا مردم را بیچاره بسازد. حالا کرزی از بیچارگی و فقر مردم شمالی استفاده کرده خانه و کاشانه آنها را می خرد ، تا سیاست نادر شاه و طلبان را تکمیل نمایند.

شاید به ذهن بعضی از خواننده ها سوالی خطور نماید که چطور می شود فعالیت های عبدالرحمن ، ملا عمر و کرزی تا این اندازه رابطه ارگانیک داشته باشد؟ . شاید هم برای بعضی ها غیر قابل باور نباشد. جواب اینست که دست نیرومندتری دیگر در میان است که عامل اصلی این سیاست می باشد. عبدالرحمن ، عمر و کرزی و حتی اجداد آنها شاه شجاع ، یعقوب خان و دیگران نیز از حلقات همان زنجیری است که مردم می خواهند از گردن شان بدور اندازند. حمله کوچی ها جنگ ابقا و امحا همان زنجیر کهن است که ادامه دارد. کوچی به مثابه یک سیم خاردار در ایجاد خط نادیدنی دیورند مورد استفاده قرار خواهند گرفت که هرگز به نفع کوچی ها نخواهد بود.

اقدامات ضد وحدت ملی کرزی: کرزی از همان آغاز قدرتش اقدامات جدی اش را در خلع سلاح صفحات شمال افغانستان و هزاره جات متمرکز ساخت و آخرین تلاش های نیرو های بین المللی را در این راه بکار انداخت. ولی جنوب آفغانستان را به بهانه جنگ با تروریزم تا دندان مسلح نمود. با جنگ های نمایشی به قتل عام مردم بیگناه پرداخت و طالبان اصلی را تقویت نمود. به استفاده از قدرت دولت یونیتار والی های متعصب طالبی را به شمال افغانستان فرستاد تا مردم را به عقبگردی مجبور نموده و از رشد فرهنگی و اقتصادی ولایات شمال جدا جلوگیری نمود. از اشتراک روشنفکران افغان عمدا جلوگیری کرد و نمایندگی مردم را به شیوه نومنکلاتوری حفظ نمود. در این جا بجا می دانم که مشت نمونه خروار چند مثال را از اقدامات ضد ملی کرزی بیان نمایم:

- کرزی در اپریل 2007 پنج نفر طالب را که به صفت مجرمین خطرناک محبوس بودند، در بدل ژورنالیست ایتالوی رها کرد، ولی ژونالیست افغان اجمل نقشبندی را زیر تیغ طالبان قرار داد. این کار یک خیانت ملی است که رییس جمهور شهروند کشور خود را فراموش کند و به رهایی خارجی ها بخاطر بقای چوکی و مقام خوشخدمتی نماید.

- در سال 2007 والی مقررشده از مرکز ، بالای مظاهره کننده های غیر مسلح ولایت جوزجان آمر آتش داد و مردم بیگناه را به خاک و خون کشانید. 13 نفر جابجا کشته و صد های دیگر زخمی شدند. والی جنایتکار جمعه خان همدرد همین حالا در عنایت و در دربار کرزی به راحتی به سر می برد و منتظر رسالت جدید است تا به جنایت خود در جایی دیگری ادامه بدهد.

- بیش از هزار نفر طالب مجرم گویا از زندان قندهار فرار نموده اند. این کار جز معامله پنهانی کرزی نمی تواند چیزی دیگری باشد. کرزی می توانست آنها را عفو کند. رییس جمهور این صلاحیت را دارد. ولی در این جا باز هم منافقت دیگری نهفته است تا کار خود را آسان تر سازد. عفو قانونی دروغ و بازی های کرزی و کرزی تراشان را افشا می کند. اینکه سربازان پولیس در زندان به قتل می رسند اشتباه خود آنها است که رژیم منافقت را حمایت می کنند. ولی مردم شریف ارغنداب چی تقصیر دارند که بالای خانه های آنها صد ها تن بم و مرمی می بارد ، گویا طالبان فراری از زندان در ارغنداب محاصره شده است.

بی شرمی و بی مسوولیتی کرزی در مقابل مردم و همکارانش: منطقا معلوم می شود که کرزی به مردم هیچ نوع وابستگی ندارد و حتی در مقابل همکاران خود نیز بی پاس است. این خاصیت کرزی انتخابات ریاست جمهوری را زیر سوال می برد. اگر در انتخابات ریاست جمهوری به مردم و همکاران خود نیاز میداشت، حالا مردم و همکارانش نزد وی ارزش میداشت.

نکات ذیل ثابت می سازد که کرزی هیچگاهی به مردم و همکارانش نیازی نداشته و در آینده هم ندارد.

1. در سال 2007 تعدادی از وکلا شورای ملی درخواست دادند که مساله کوچی ها باید حل گردد. کرزی با اقدامات فریبکارانه و تشکیل کمیسیون های روی کاغذ هیج ارزشی به درخواست وکلا قایل نشد، مساله کوچی ها را طوری حفظ کرد، تا اینکه این جنایت دوباره تکرار شد.

2. صدها نویسنده و شاعر و اهل دانش افغان از داخل و خارج افغانستان در هزاران رسانه جمعی مفکوره ها ، پیشنهاد ها شان را در باره حل این معضل خطرناک کوچی ها که وحدت ملی را مورد حمله قرار میدهد، ارایه کردند که همه آنها نزد کرزی هیج اهمیت ندارد. کرزی مانند یک روبت پروگرام داده شده را عملی می کند.

3. یک ماه قبل از ورود کوچی ها مردم بیدار کابل ضمن مظاهره مسالمت آمیز که تعداد آنها به ده هزار میرسید، به حکومت هوشدار دادند که پاکستانی های مسلح به سرحدات افغانستان جابجا شده اند و بزودی به هزاره جات حمله خواهند کرد. ولی کرزی خاموش بود و حلا نیز همچنان خاموش است.

آیا این بی شرمی در مقابل مردم نیست؟ مسوولیت آقای رییس جمهور چیست ، مگر دفاع شهروندان اصلی کشور کار او نیست.

گذشته از همه او تعدادی از افرادی را در گروه کاری خود دارد که هزاره ها و حتی از بهسود وردک هستند. آیا کرزی با کدام چشم بسوی آنها مبیند؟ در کابینه یی که تا این اندازه بی شرمی و بی پاسی موجود باشد، کار مملکت چطور و با کدام معیار ها پیش برده می شود. ما همه میدانیم که قانون در رژیم کرزی وجود ندارد، حد اقل اخلاق در میان گروه کاری وی باید موجود میبود.

جنایات در بهسود ژینوساید است: اسناد کنوانسیون ژینوا در باره جلوگیری و مجازات جرایم ژینوسایت، مصوب 12 جنوری 1951، ژینوساید را چنین تعرف می کند: "ارتکاب هر عملی که مقصد آن امحای کلی یا قسمی گروه ملی ،قومی یا مذهبی باشد از طرف این کنوانسیون ژینوساید شناخته می شود. "2

حالا حکم این میثاق بین المللی را در مساله کوچی ها مقایسه و بررسی می کنیم. یک گروه سیاسی بنام "افغان ملت" که به حمایت استخبارات پاکستان، کرزی در محاصره آنها قرار دارد ، اهداف دیرینه نابودی قوم هزاره را در پیش گرفته اند. مقصد یا نیت امحای یک قوم از طرف گروه قومی دیگر در این قضیه موجود است که بخش ذهنی ترکیب جرم را میسازد، حکومت بر سر اقتدار در دست آنهاست و نیت شان را بطور متداوم و هدفمندانه انجام میدهند که دو بار حمله و تجاوز بالای مردم بهسود وردک از نمونه های انکار ناپذیز آنهاست که می خواهند قومی را نابود و قومی دیگری را بجای آنها ساکن سازند. شاید ادعای موجود باشد که این مساله یک تصادم اتنیکی است و به ژینوساید رابطه ندارد. کسانیکه چنین بیاندیشند، جوانب تداوم موضوع، روابط تاریخی و همچنان حمایت رژیم بر سر اقتدار را نادیده می انگارند. موضوع دیگر که فاکتور ژینوساید را در این جنایت تقویت می نماید، جنبه مذهبی آنست، در ینجا اکثریت سنی و رژیم سنی به امحای گروه مذهبی تشیع اقدام می کنند. این کار با منافع حمایتگران جهانی آنها نیز مطابقت دارد تا اداره بعدی شان را در افغانستان مطابق خط کشی های خود شان به آسانی عملی کنند.

پس حامد کرزی در اجرای ژینوساید و امحای گروه های قومی و مذهبی سهیم است، زیرا در حمایت او در تبانی با رژیم وی این جنایات صورت می گیرد. وخامت جرم را یک موضوع مهم دیگر بیشتر می سازد که حامد کرزی مطابق قانون اساسی افغانستان وظیفه حمایت از حقوق این مردم را عهده دار است و آخرین مرجع عفو و مجازات در این کشور میباشد. او نه تنها وظایف خود را که مکلفیت او است، انجام نمی دهد ، بلکه از وظیفه و از صلاحیت های ریاست جمهوری در اجرای این ژینوساید سؤ استفاده می نماید. پس حامد کرزی ناقض قانون اساسی نیز می باشد. امیدوار هستم در آینده بتوانم با بدست آوردن اسناد و معلومات مکمل قضیه ژینوساید را در وردک، مزارشریف ، کابل ، یکه ولنگ و جای دیگر بررسی ، روابط آنها را با یکدیگر شان که با طرح یک پلان عملی شده اند روشنتر بسازم و زمینه های محاکمه حضوری ، غیابی و یا بعد از مرگ جنایتکاران ژینوساید را در در حیات و یا بعد از مرگم برای نسل های بعدی آماده نمایم.

کرزی وعده خلاف ، ناقض قانون اساسی و نورم های حقوق بشر: متن کامل وعده های انتخاباتی حامد کرزی در این مقاله گنجایش ندارد. ازینرو نکات عمده وعده های وی را برجسته ساخته و در مورد اجرا و عدم اجرای آن با مثال های از فعالیت هاای چند ساله اش وعده خلافی های رییس جمهور را بدست بررسی می گیریم.

1. تصویب قانون اساسی: کرزی در طرح و تصویب قانون اساسی که وثیقه ملی مردم افغانستان است، نیرنگ های زیاد را بکار برد . به استفاده سؤ از دین و مذهب قانونی را تصویب نمود که تناقصات موجود در این قانون هر روز افغانستان را به بحران ، جنگ و نفاق می کشاند. او در طرح قانون اساسی از نظر و سهمگیری مردم و حقوقدانان افغانستان طفره رفت و با ایجاد کمیسیون نام نهاد و تشریفاتی مردم را فریب داد. طرح قانون اساسی به معرض نظرخواهی مردم قرار نگرفت و بالاخره طرح بارنت روبین دانشمند امریکایی در لویه جرگه به "تصویب رسید و بعد از تصویب مواد آن تغییر داده شد. کرزی در باره سرود ملی زبان مادری اش بالای همه مردم افغانستان با زور تفنگ خارجی تحمیل کرد و یک دولت یونیتار را برای خود ایجاد و مردم افغانستان را از بزرگترین چانش دموکراسی ، صلح و حرکت بسوی جامعه مدنی محروم ساخت.

2. اساس گذاری يک اداره جديد و کار به تعبير او کارا، تلاش برای تقویت آن: کرزی کاملا برعکس وعده اش عمدا به تشکیل فاسد ترین اداره در جهان دست زد و مردم افغانستان را از داشتن ین حکومت کاری محروم نمود تلاش بخاطر محروم سازی روشنفکران و جذب عناصر فاسد و رشوه خوار از اهداف کرزی بوده و خواهد بود. علت ایجاد یک اداره فاسد در افغانستان در آنست که گرداننده های امور افغانستان نمی خواهند که افغانستان صاحب اداره ، حکومت و حاکمیت ملی باشد، افغان ها را محتاج دستبین و نگهداررند. ایجاد اداره فاسد هدف های سیاسی نیز دارد ، تا مردم بیچاره بسازند، روحیه وطندوستی را بر آنها بکشند و نفرت مردم را در مقابل حکومت تحریک کنند ، دولت و مردم را از هم جدا بسازند و در مجموع نفاق و تفرقه را در میان افغان ها زنده نگهدارند. به باور من فساد جز ارگانیک و حتمی دولت کرزی است که غیر قابل اصلاح می باشد.3

3. آغاز کار تشکيل ارتش و پليس ملی، آغاز اصلاحات در اداره امنیت ملی: تشکیل اردوی ملی و پولیس یک وعده پوچ است. امریکا ملیارد ها دالر مصرف کرد تا به اسفتاده از نام دین و مقدسات برزگترین و باتجربه ترین اردو در منطقه منحل کند. نجیب الله حکومت ، اردو و پولیس را به حکومت آینده افغانستان از طریق ملل متحد تسلیم داده میداد 4. ولی امریکا علیه این پلان دست به کودتا و دسیسه زد و پیروزی مجاهدین را که هدف تخریب کلی نهاد های دولتی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان بود طرح و عملی ساخت. اگر افغانستان اردوی نیرومند داشته باشد ، ضرورت دفاع خارجی ها بخصوص موجودیت امریکا در افغانستان از بین می رود. پس تشکیل اردو ، پولیس و امنیت ملی در صلاحیت کرزی نیست و او در مبارزات انتخاباتی به مردم درروغ گفته بود.

4. گسترش آموزش و پرورش و بهداشت، توسعه تجارت و سرمایه گذاری: با وجود هفت سال از سه دوره حکومت کرزی و چهار سال از وعده های انتخاباتی اش میگذرد، شاگردان مکتب هنوز در خیمه ها درس می خوانند. بهداشت به همان حالت اولی اش قرار دارد، تجارت و سرمایه گذاری بدست مافیا و شریان های اقتصادی و معدنیات افغانستان بدست برادران و اعضای خانواده کرزی است .

5. آغاز کار بازسازی و نوسازی بزرگراههای حلقه ای کشور: شاهراه حلقه یی احداث نشده است.

6. رشد اقتصادی بيست تا سی در صدی مردم: اقتصاد اصلا در افغانستان وجود ندارد و مردم از فقر و بیچاررگی فرزندان شان را می فروشند.

7. بازگشت بيش از سه ميلیون مهاجر: مهمترین زمینه برای مهاجرین امنیت است که حکومت کرزی نتوانسته است آنرا تامین کند. فرار مغز ها همچنان ادامه دارد. آزاد اندیشان و دیگر اندیشان و کسانیکه دارای مفکوره های مستقل برای رفاه و آبادی وطن باشند ، توسط نهاد های جهنمی دولتی تهدید و تعقیب میگردند.

8. اصلاحات پولی: فقط یک کار در دوره حکومت کرزی اجرا شد که عبارت از اصلاحات پولی بود. در حالیکه هر زمامدار در افغانستان خواسته است که پول رژیم پیشین را ناچل و پول خود را انتشار بدهد. اصاحات پولی پشتوانه اقتصادی می خواهد که کرزی نمی تواند آنرا ایجاد نماید.

9. کمک به گسترش مطبوعات آزاد و آزادی بيان: ننگین ترین بخش وعده های کرزی در بخش آزادی بیان و مطبوعات است. فقط یادآوری از نام های میرحسین مهدوی، علی محقق نسب، کامران میرهزار و سید پرویز کامبخش کافی است که وعده دروغین کرزی را نه تنها به مردم افغانستان ، بلکه به تمام جهان به اثبات برساند.
این بود مهمترین نکات وعده های انتخاباتی کرزی که نه تنها وعده خلافی کرزی، بلکه در بسیاری موارد عمل برعکس را در مقابل وعده های داده شده اش نشان میدهد. 5

حامد کرزی در بسیاری موارد ناقض قانون اساسی کشور است تا تضمین کننده آن. گرچه اکثر اصول و مواد قانون اساسی که به شوق و ذوق خود کرزی طرح و تصویب شده است، با آنهم در صورت مساعد بودن فرصت به آسانی از آن تخلف می کند. تخلفات قانون اساسی از جانب کرزی را در مقاله جداگانه بررسی خواهم کرد، ولی از یک تخطی صریح که به عنوان این مقاله ارتباط دارد نمی توان گذشت. در ماده های سی و هشتم و چهلم قانون اساسی افغانستان ملکیت و مسکن شخص از تعرض مصؤن است. همچنان مطابق ماده پنجم قانون اساسی تطبیق قانون اساسی و قوانین دیگر از مکلفیت های دولت است. در قضیه بهسود مصؤنیت ملکیت و مسکن مردم مکررا مورد تجاوز قرار می گیرد. دولت از ماده پنجم قانون اساسی تخلف می کند و نه تنها وظیفه اش را انجام نمی دهد ، بلکه افراد شامل دولت و نهاد های دولتی به شمول کرزی زمینه های این تخلف را آماده می سازند. پس خود رییس جمهور ناقض قانون اساسی است. قابل ذکر میدانم که این مثال را فقط مشت نمونه خروار بیان کردم. تخلف ، تغافل و طفره رویی های رییس جمهور تقریبا در هر ماده قانون اساسی مشهود است.

ممنوعیت تبعیض ، مصؤنیت آزادی بیان، مصؤنیت فردی، حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر که در قانون اساسی افغانستان به رسمیت شناخته شده است ، در افغانستان هر دقیقه از جانب دستگاه فاسد دولتی نقض میگردد که این دولت ساخته دست کرزی بوده و رهبری آن بدوش وی می باشد. در حالیکه فقره اول ماده 64 قانون اساسی مراقبت از اجرای قانون را بعهده کرزی گذاشته است.

در گزارش عفو بین الملل که به مناسبت شصتمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در جون 2008 صادر شد، آمده است: " در سال گذشته، دست کم شش هزار و پانصد نفر در اثر خشونت و درگیری های مسلحانه در افغانستان جان خود را از دست دادند و تمامی طرف های درگیر - شورشیان، نیروهای دولتی و نیروهای بین المللی - بی محابا قوانین بین المللی ناظر بر رعایت حقوق بشر را نادیده گرفتند و تلفاتی را به غیرنظامیان وارد ساختند.
حدود دو هزار غیرنظامی در جریان عملیات مسلحانه در سال گذشته جان خود را از دست دادند که نیروهای بین المللی مسئول حدود یک چهارم و گروه های شورشی مسئول نیمی از این تلفات شناخته شده اند ."6 ، "در این گزارش آمده است که فعالیت اداره امنیت ملی افغانستان همچنان غیرشفاف باقی مانده که به خصوص در بازداشت، بازجویی، پیگرد، محاکمه و محکومیت متهمان به جرایم امنیتی کاملا رواج دارد."6

محدوییت های آزادی بیان ، قتل روزنامه نگاران، ایجاد ترس و ارعاب، از جمله مواردی است که در گزارش بیان شده است. همچنان " خشونت علیه زنان و دختران در بسیاری از نقاط افغانستان یاد شده و آمده است که حمله علیه مکاتب دخترانه افزایش یافته و بسیاری از خانواده ها از بیم این حملات، از فرستادن فرزندان خود به مکتب خودداری می ورزند" 6

واضح است که دستگاه دولت به شکنجه ، تهدید ، کشتار و محدود ساختن آزادی بیان نقش مهم و سهم مستقیم دارد. پس حکومتی که کرزی در راس آن قرار دارد، در مخالفت با حقوق بشر قرار دارد. متعقبا کرزی ناقض حقوق بشر در افغانستان می باشد.

ریشه این تبهکاری ها در کجاست؟

قرار نتیجه گیری شخصی من ریشه این همه بدبختی ها در تصمیمی است که می خواهند حاکمیت قبیله را افعانستان مجددا تحکیم بخشند. کار در این راه از همان اجلاس روم محمد ظاهر شاه در سال 2000م و قبل از آن آغاز شده بود که حاکمیت قبیله در افغانستان دوباره مسلط گردد. در اجرای این پلان نابکار و غیر انسانی قتل عام ، "پاکسازی" قومی، جنایات و تجاوز همچنان ادامه خواهد داشت. این استراتیژی دوامدار ده ها کرزی را بوجود خواهد آورد و هرکدام وظیفه خود را انجام داده خواهند رفت، ولی تقصیر بر ما نیز هست که نه تنها جلو این تبهکاری ها را گرفته نمی توانیم و حتی به جز عناصر متشکله این ماشین تبدیل می شویم .

ماخذ و منابع:

1.داکتر ثنا نیکپی، شمال و جنوب هندوکش جای مناسب برای کوچی ها نیست، شماره 47 اندیشه نو ، اسد 1386، صفحه 2، 29، 23.

2. کنوانسیون ژینوا در باره جلوگیری و مجازات جرایم ژینوسایت، مصوب 12 جنوری 1951 مجمع عمومی ملل متحد.

3. داکتر ثنا نیکپی، جلوگیری از فساد اداری در افغانستان از راه اصلاحات اداره ممکن است، نه «جهاد» ، ص 8 ، ش36.

4. قانون اساسی افغانستان 2004. مواد

5. پروگرام کاندیدان ریاست جمهوری ،
گزارش عفو بین الملل،

6. گزارش سالانه خود وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف از جمله ایران، افغانستان و تاجیکستان ، جون 2008
منابع نزدیک به این مساله:
جنایات اجرا شده از جانب دولت افغانستان را در لینک های ذیل ببینید و بخوانید:

- قتل عام مردم جوزجان توسط جمعه خان همدرد ، والی فرستاده شده از طرف کرزی در جوزجان

http://muqawamat.blogfa.com/post-1431.aspx

- تجاوز کوچی ها در بهسود ولایت وردک در سال 2007

http://kuchi.vatandar.com/

- داکتر ثنا نیکپی ، خلأهای حقوقی در قانون اساسی افغانستان ، ص 11 ش 159، اول اکتوبر 2003

- همین نویسنده: بحران نظام سیاسی در افغانستان، ص 4 ، ش 45، اندیشه نو

- همین نویسنده: تحلیلی از انتخابات پارلمانی و مشکلات بعدی پارلمان افغانستان ، ص 1 ، 2 و 22 ، ش 26 اندیشه نو ، اول نوامبر 2005

- همین نویسنده: تحلیلی از نخستین انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان، ص 1 ،23،27، ش 15 ، 2004م

- همین نویسنده: آخرین تذکرات در طرح قانون اساسی افغانستان ، ص 2 ، ش 4 ، 2004م

- همین نویسنده: لویه جرگه قانون اساسی (دستاورد ها و فریب ها ، پرخاش ها و سازشها و دستاورد ها) ،ص 2 ،ش 5

- صمد بهار، ولسمشر حوک دی؟ حامد کرزی که کرزیان؟ افغان رساله ،جوزا 1387، کانادا، صفحه 7

پيوندها:

http://www.ariayemusic.com/ketab/naikpai/naikpai.html

http://www.ariayemusic.com/ketab/naikpai/book.pdf

http://www.ariayemusic.com/ketab/naikpai/

http://www.ariayemusic.com/ketab/naikpai/Sana%20Nikpai.jpg

http://www.andishaenau.com/17/articles3_shumorae17.htm

http://www.junbish.org/Dari/viewtopic.php?

p=374&sid=f055d957790436e2cdb982ce79720e4d

http://www.junbish.org/Dari/viewtopic.php?p=6997

http://www.vatandar.com/text/sana/sana.htm

http://www.ariayemusic.com/ketab/naikpai/naikpai2.html

http://www.ariayemusic.com/dari2/siasi/naikpai.html

http://www.zendagi.com/new_page_296.htm

http://www.ariayemusic.com/dari2/entekhabat/sana.html

http://www.ariayemusic.com/ketab/naikpai/naikpai2.html

http://www.andishaenau.com/17/articles3_shumorae17.htm

http://www.andishaenau.com/21/articlea3_shumorae21.htm

http://totye200475.blogfa.com/8503.aspx

http://www.ariananet.com/modules.php?

name=News&file=article&sid=809

http://www.mustafa7.blogfa.com/

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/story/2006/09/060925_ram-

afghan-press.shtml

http://www.andisha-e-nau.com/pdf/26.pdf

http://www.andisha-e-nau.com/pdf/37.pdf

http://www.andisha-e-nau.com/pdf/AndishaeNau%2038.pdf

http://www.ariayemusic.com/ketab/naikpai/naikpai3.html

http://payamhawanamaha.persianblog.com/

http://www.kabulnath.de/Salae_Doum/Shoumare_39/Ustad_Mehrin_DarKanada.html

http://totye200475.blogfa.com/8503.aspx

http://www.maina.dk/buddah.html

http://www.katebhazara.blogfa.com/post-207.aspx

http://katebhazara.blogfa.com/post-223.aspx

http://www.andisha-e-nau.com/about%20andisha.html

http://www.aftab.ir/articles/social/law/c4c1152521490_afghanistan_p1.php

http://www.kateb-hazara.net/Maqalat/shamalwajonub.htm

http://www.andisha-e-nau.com/about%20andisha.html

http://www.maina.dk/buddah.html

http://www.ariayemusic.com/dari2/entekhabat/sana.html

http://shokhak.blogfa.com/post-73.aspx

http://hazaristan.net/Maqalat/ba%20monasebat%20qatl%20boto.htm

http://kabulpress.org/my/spip.php?article926

http://kabulpress.org/maghala_16sawr851.htm

http://kabulpress.org/maghala_6sobolaye851.htm

http://kabulpress.org/my/spip.php?article485

http://kabulpress.org/my/spip.php?article926

http://www.kabulpress.org/my/spip.php?article1847

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans



کارشناس در رشته حقوق و دولت

آنلاين بنگريد : کابل پرس




77 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > حقوق بشر > حامد کرزی مسوول جنایات در بهسود

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • بسم الله الر حمن الرحیم ط.
    محترم نیکپی،از اینکه اعمال رئیس جمهور افغانستان ـ 5ملیون اواره یکملیون شهید،یکملیون معلول و25 ملیون گرسنه رامورد مداقه قرار داده اید سپایگزارم.ما وظیفه ایمانی و وجدانی خود میدانیم،تا در مورد سر نوشت مردمم شریک باشیم،تا باشد از اعمال شو،نیستی ،پختونوالی،قبیلهگرائی وبلااخره سیاست ژینوساید آقای کرزی مورد نیکوهش مردم عالم قرار گیرند،لذا وظیفه ام می دانم تا از کار و پیکار سیاست( ژینوساید)آقای کرزی که جزً اعمالهای اسلاف شان عبدالرحمان خانی نادر خانی وبابایش ظاهر خانی وملاعمر خانی هست مورد تقبیح قرار داده و بجا است با مسوولین حقوق بشر حوزه های اروپاومردم اش که فرزندان شان در قله های داغ وزمین سوخته مصروف سر بازی هستند،توضیحات کلی بعمل آوریم وشهروندان این سر زمین راکه از پرداخت مالیاتش گویا برای اعمار افغانستان استفاده میشود آگا نمایم،بلکه ازین پول ها ریئس جمهور افغانستان کرزی وزمامداران قبیله گرا اش جهت تقویه هر چه بیشتر طالبان و سازمان القاعده وای اس ای پاکستان بشکل بسیار بی شر مانه اش تحت نام کمک به کوچیهای چادر نشین استفاده میکنند.چنانچه از تصاویر هویدا است که طالبان در نقاب کوچیها، مسلح با راکت های سر شانه ئی وسلاحهای پیش رفته دگری مجهز میباشد،طالبان والقاعده در لباس کوچیها ، امروز امنیت ،صلح وصفا را در قلب افغانستان یعنی هزارجات ازبین میبرند.جهان مطاع باشد که بد بختی ،نا امنی حمله بالای نیروهای حافظ صلح در نقاط مرکزی رهبریت را شخص خود کرزی با طلبان قبیله گرش والقاعده سعودیش بعهده دارد.کرزی با تمام حیله ومکرش توانسته تا آمریکا وکسانی دگری را اغوا کنند تا از یکسو در همکاری تولید کننده گان مواد مخدر سر مایه اندوری کند و از سوی دگر طالبان و سازمان القاعده را دوباره به قدرت رساند.ما وطیفه داریم تا چنین اعمال شوئنیستی هتلری ،میلوشویچ،صددامی وملاعمر خانی اش را به جهانیان رسوا سازیم واز خدای بزرگ برای قلم بدستان داخل وخارج کشور در افشای اعمال که موجب نقض حقوق بشر وقتل مردم هزاره در حمایت شخص خود کرزی صورت میگیرد توفیق عظیم آرزو دارم.گرچه ایجانب در یک نبشته قبلی ام از شخص ریئس جمهورکرزی تقاصا نمودهبودم ،اگر خدمت از دست نیست لااقل از اعمالهای اسلافت در برابر ملت زمین سوخته که نیاکانت از کله منارها سیاه چالها ژینو ساید و .... اعمالهای شوم وپلید عصر به نفع شخص خود بکار گرفته بودند دوری ورزند،ونباید لکه های شوم، سیاه وغلامی چپ وراست در دفترسوانح شان درج وتاریخ وطن محبوب مانراننگین سازد،اما افوس صد افسوس ، چنانچه گفته است خـــــــر عیسی گرش بمکه برند .....چون بیاید هنوز خر باشد.

    • حرفهای تان در مورد جنایات سران کوچی و دفاع شوونیست های پشتون از اینان قابل درک و پشتیبانیست. البته باید توجه داشت که تمامی کوچی های ما متجاوز و بد نیستند و فقط مشتی از اینان اند که فاجعه آفرین شده اند ولی اکثریت کوچی های ما نیز از نادار ترین و رنجدیده ترین مردم جامعه ما هستند.

      اما ایکاش کمی هم نفرین به خلیلی خان، محقق خان، انوری خان، اکبری خان و دیگر خانهای هزاره و هم احزاب منسوب به اینان مثل حزب وحدت میفرستادید که چه اعمال فاشیستی‌ای که نه تنها در برابر سایر ملیت ها بلکه در مقابل ملیت هزاره ما مرتکب شده اند.

      این هزاره جات ما تا دیروز از وجود جنگهای خانمانسوز همین خانهای هزاره درد کشیده است و هنوز میکشد. اگر دیگران میتوانند ملیت هزاره ما را به این آسانی مورد حمله و تجاوز و جنایت قرار دهند، یکی هم وجود یکچنین عناصر جانی و مزدور بیگانه در بین جامعه هزاره ماست که هموطنان وطندوست هزاره ما باید اینان را نفرین کنند و اعمال شانرا افشا و بی نقاب نمایند.

      در غیر آن هر حرف و گفته شما یکجانبه خواهد بود و از آن بوی شوونیزم و قبیله گرایی به مشام خواهد رسید.

    • حق این کوچی ها است. اقوام محروم افغانستان فقط شکایت را یاد دارند. چرا دست به دست همدیگر نمی دهند؟ اگر اینها دست به دست همدیگر بدهند فقط تعداد نفوس شان کافی است که جلوی جنایات ضد ملی کوچیهای بادیه نشین و چوکی نشین را بگیرند. مگر کرزی خودش کوچی نیست؟

      تاجیک + هزاره+ ازبک + ترکمن + اقوام محروم دیگر = بر اندازی ظلم و توحش و کوچی گری.

      تشکر

    • برادر عزیز محسن کابلی
      از تبصره تان سپاس. شما لطف کرده اید به موضوعات مهم تماس گرفته اید.
      استعمال اصطلاح شونیزم در این جا طوریکه لازم باشد مورد استعمال ندارد. کسانیکه پلان نابودی آنها مطرح است، بخاطر بقای شان مبارزه می کنند، اهداف آنها تنها در تامین عدالت میسر میگردد. به عدالت خواهان استعمال کلمه شونیزم عادلانه نخواهد بود.
      مردم بهسود وردک قرن ها در مسکن آبایی شان زندگی کرده ، اجداد شان در آنجا مدفون هستند، آنها زندگی عادی شان را مانند نیاکان شان در فقر و بیجارگی میگذرانند. یکباره آفتی بنام کوچی زندگی آنها را مختل و بود و نبود آنها را مورد سوال قرار میدهد.

      حالا هر کسی که صدای را بالا کند و این درد ها را بگوش مردم برساند ، صدای وی عدالت خواهی است. کسانیکه فریاد موجودیت شان را می کشند ، نمی توانند شونیست باشند.

      در باره چیزی که وجود ندارد نباید حرف زد، جرا از شونیزمی که این فاجعه را بار آورده حرف نگوییم .

      با تشکر از ابراز نظر شما
      نیکپی

      آنلاين بنگريد : نیکپی

  • چیزیکه عیان است، چی حاجت به بیان است!

    کرزی و همسنگران قبیله پرستش، فقط و فقط بفکر چور و غارت بیت المال و پایمال کردن حقوق اقوام دیگر میباشند. اینها سفاک ترین و وحشی ترین موجودات کرۀ خاکی در حال حاضر اند که اندک ترین احترام را به حق الناس و حق الله قایل نیستند.

    همه گی یک هدف را تعقیب میکنند و آن تأمین منافع قبیله و شخص خودشان است و بس که در ادامۀ سیاست های شوم عبدالرحمن ، نادر غدار و ملاعمر صورت میگیرد.

    بنابر نقل قول یکی از نمایندگان مردم در شورای ولایتئ یکی از ولایات جنوب، کرزی در یک سخنرانی بدون اینکه متوجه حضور نمایندۀ غیر پشتون در مجلس باشد مفکورۀ قبیله پرستی و افغان ملتئ خود را چنین آشکار کرده است:

    "... دا دیر بی غیرتی ده چی موژ او تاسو پدی حساس شرایط کی مفت او بی بازخواست پیسی نشو خورلای... رازی چی په گده سره ددی شرایط نه استفاده وکرو او دا خارجی امکانات او پیسی خپل د پشتنو لپاره استعمال کرو ... او که نه نو نور قومونه به دا تیار دودی زموژ دخولی نه وباسی..."

    نفرین و ننگ باد بر این جنایت کاران قرن بیست و یکم به رهبرئ مدارئ بزرگ و شادی باز کبیر <کر+زی>!

  • دوستان گرامی

    دیدگاه من این است که همه کوچی ها با در نظرداشت کمیت نفوس پشتون ها در دو سوی مرز دیورند ساکن شوند.(هفتاد در صد در پاکستان و سی در صد در افغانستان).
    این یگانه راه حل این مسله است.

    • کوچی ها همیشه منحیث ابزار توسط دولت های وقت، استعمال شده اند و استعما خواهند شد.

      حمایت کرزی از کوچی ها جنبه قومی و سیاسی دارد، اما در نهایت کوچی ها باید بدانند که دیگر آن دوره گذشته است که شاهان غدار و حکومت های مستبد به حمایه باداران خارجی خود بتوانند از طریق زور گویی و سرکوب کردن سایر اقوام بالوسیله گروه ای نظیر کوچی ها، و در مجموع پشتون های جنوب افغانستان بر سایر اقوام افغانستان حکومت کنند.

      این پروژه یکی دیگر از پروژهای ناکام کرزی است که نه کوچی از آن مستفید خواهد شد ونه کرزی و گروه گک ارگ نشین اش

    • بله برادر ما اینرا درک میکنیم که کوچی واقعی که در قانون افغانستان تعریف شده است امروزه از بی پناهترین آدمان این سرزمین مثل هزاره هاست ولی افسوس که صدای شما خاموش است ، بیایید با ها یکجاشده تا این پروسه خون اشام را که مافیایی خاندانی کرزی و اطرافیانش در ادامه سیاست عبدالرحمانی و طالبانی براه انداخته و از شما و از ما هیزوم ساخه بصورت واقعی و ریشه ای جالوگیری نماییم، و بیاد کرزی بیندازیم که قصر افغانستان دارای تاریخچه سیاه است و گاهی مردان غیور چون عبالخالق هستند که با خون کثیف اینان ارک را پاک نماید و اگر با ما باشید این روز شدنی است و اگر نباشید هم تاریخ تکرار شده نیست پس با ما باشید. اگر واقعا پشتون آگاه و پاک هستید

  • در گیری بین نمایندگان تیزک باکوچی ها درحلی که نمایندگان تیزک از دان سیاسنگ بر می گشت کوچیهارای آنهارا کمین زده بود از ان جا در گیری شروع شد بعد از چندین ساعت در گیری افرادی که از کابل میآمدند انجا برابر شدند کوچی هافرار کرنند اما موتر نمایند گان اتش گرفت و سوخته است

    سه شنبه تاریخ 25/4/87

    آنلاين بنگريد : در گیری با کوچی ها در تیزک

    • ريس جمهوركرزي مدافع جانفداي كوچيها
      هموطنان عزيز مستحضرندكه از حدود يكماه قبل كوچيهاي مسلح طبق فرمان يعقوب خان والي ظالم عبدالرحمن خان درباميان ، به مناطق مركزي هزارجات هجوم بردند ،
      درحالكه حمل سلاح براي افراد غير مسؤل طبق قانون كشور غير مجاز است ، جناب ريس جمهور اصلا واكنش نشان نداد ودربرابر تظاهرات ميليوني شهروندان صلح طلب كابل خونسردي خودش را حفظ كرد تا شايد كوچيها بتوانند مثل سال گذشته با توسل به زور كشتزارهاي مردم مظلوم ونظم پذيروقانون مدار هزارجات را از بين ببرند .
      علي رغم تلاشهاي نمايندگان مردم آن مناطق درشوراي ملي براي حل مسالمت آميز مسأله ودرخواست آنان از آقاي كرزي ، جناب ايشان كه تاعمق جان راضي از عمليات كوچي ها بود ، اعتنائي به اين درخواستها نداشت ، آنگاه هم كه با حمله كوچيها به منطقه كجاب وبيجا شدن اهالي بي دفاع آغاز شد ريس جمهور خرسندانه به انتظار تكرار جنايت عبدالرحمن خان بود ،
      ولي آنگاه كه مردم بي دفاع وغيور محل خود را بين مرگ وزندگي احساس كردند بعداز تقديم بيش از 11 شهيد مركب از زن ، كودك ، مريض ، پيرمرد و... ومشاهده تخريب زراعت وباغها ومنازل محقر ، آماده دفاع شدند ، كرزي صاحب به صفت يك حامي دلسوز كوچي ومدافع خط ظلم عبدالرحمن ، فورا نيروهاي اردوي ملي را به عنوان حايل به منطقه اعزام وجلو مدافعه مردم جان به لب رسيده وزخم ديده را سد نمودند بهترين دليل بر تاكتكي بودن اين اقدام ريس جمهوراين بود كه نيروهاي ائتلاف وقتي براي حايل شدن به محل عزيمت مي كنند اذناب ريس جمهور در ميان را دره ميدان جلو آنهار مسدود ووادار به باز گشت به كابل مي كند چه اينكه خوب مي داند اگر نيروهاي ائتلاف به منطقه برود ديگر به كوچي اجازه حمله را نخواهد داد ، حال انكه نيت جناب كرزي از اعزام نيروي حايل تجديد قواي كوچيها بود ، آن هنگام كه كوچيها ازهرات تا جلال آباد طالبان جانفدائي را به كمك خواست وتسليحات كامل براي شان توسط هليكوبترهاي اردوي ملي فراهم شد ، هدايت داد تا توافقنامه آتش بست 15 روزه امضا شود ، !!!
      با استفاده از اين فرصت نيروهاي اردوي ملي به ظاهر حايل را به كابل فراخواند تا راه هجوم براي طالبان به ظاهر كوچي كه اينك كاملا تجهيز شده است باز شود ودرموقع پيمان آتش بست حمله غافلگيرانه شان را آغاز كنند !!!
      چه اينكه پيمان شكني عادت ديرينه اين ددمنشان به ظاهرمسلمان وباطن كافراست ، زيرا قرآن كريم پيمان شكني را از صفات بارز كفار مي داند وبه خاطر پيمان شكني آنان به مسلمانان دستور جنگيدن با آنهارا صادرمي كند ( وَإِن نَكَثُوا أَيمَانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وَطَعَنُوا فِى دِينِكُم فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الكُفرِ إِنَّهُم لَا أَيمَانَ لَهُم لَعَلَّهُم يَنتَهُون) مردم آزاده بهسود به خاطر دارندكه همين پيمان شكنان هيئتهاي سياسي شان( شهيد حاج عبدل محمدي وشهيد سرور فاضلي ) را درسال 71 سر ميز مذاكره صلح به شهادت رساندند وهمينها بودندكه پيشواي مقاومت ضد انحصار استاد شهيد را روي قسم وعهد اسير وبه شهادت رساندند .
      اينك كه مردم تصميم گرفتند بعد ازاتمام حجت نزدملت افغانستان ومجامع بين المللي ودولت آقاي كرزي ، ازمال وجان وناموس خويش دفاع كنند وبه منطق حسيني« مرگ باعزت زعيش درمذلت بهتر است » جامه عمل بپوشد ، ونامردان پيمان شكن را از سرزمين وخانه هاي خويش بيرون برانند ، جناب كرزي تازه به فكر افتاده است كه اوهم مسؤليتي دارد ولااقل براي منزوي نشدنش اظهار وجود كند ، ولي او باز هم خودش را نشان داد كه مدافع متجاوزاني است كه با استفاده از منطق عمر عاص هنگام شكست از شمشير عدالت قرآن به سر نيزه كند يا خود را عريان نمايد !!!
      ايشان اين نيت خويش را همراه با اوباشان بيابانگرد يكجا دراطلاعيه اي دريك صفحه بيان مي كند تا نشان دهد كه براي تدوام فرمان عبدالرحمن خاني ، حداكثر تلاش خويش را بكاربسته وشرح اقدامات خود را با اعلاميه متجاوزين بيابانگرد ان دريك صفحه به نشربسپارد ،
      هموطنان عزيز مي توانند اين دو اعلاميه را دريك صفحه در سايت باختر مشاهده كنند.
      حال شاهد مدعاي ما متن حكم جناب كرزي است :‌
      اقوام با هم برادر کشور در طول تاریخ پر افتخار وطن ما ، با کمال صفا و صمیمیت با هم زنده گی نموده اند ، ولی جنگ های خانمانسوز چند دهه اخیر بر علاوه مصایب فراوان دیگر ، زمینه مداخلات اجنبیان و تفرقه افگنی را نیز ایجاد نمود که برای دفع نمودن و خنثی ساختن این دسایس ملت غیور افغان همواره تلاش نموده است . با تاسف فراوان دراین اواخر یک تعداد از هموطنان ما به اثر اختلافات روی استفاده از علفچر ها ، کشته و یا مجروح گردیده اند ، بخاطر تامین امنیت کامل در مناطق وقوع حادثات و جلوگیری از خسارات جانی و مالی هموطنان ما ، هدایت داده میشود.
      1- کوچی ها در حال حاضر به محلات اقامت خزانی و زمستانی شان جابجا گردند.
      2- اردوی ملی و پولیس ملی موظف اند امنیت کوچی ها را در مسیر بازگشت شان به موقعیت های خزانی و زمستانی بصورت جدی تامین نمایند.
      3- اردوی ملی و پولیس ملی به هیچ فردی اجازه ندهند تا خواسته ها و مطالب شانرا با توصل به اسلحه حل و فصل نمایند.
      4- ارگانهای عدلی و قضائی کشور موظف اند الی اغاز موسم جدید کوچیدن کوچی ها موضوعات حقوقی شانرا با در نظر داشت اسناد شرعی ، عرفی و فرامین دولتی دست داشته انان بصورت همه جانبه بررسی و راه های حل دایمی انرا جستجو و عملی نمایند.
      5- بمنظور تثبیت خسارات وارده به طرفین ، هیئت را تحت ریاست وحیدالله سباوون وزیر مشاور ریاست جمهوری وبه ترکیب معینان وزارت های احيا وانکشاف دهات و زراعت و ابیاری و معاون اداره مستقل ارگانهای محل توظیف می نمایم .
      هیئت خسارات ناشی از حادثات اخیر را بشمول خسارات متوقع ناشی از عدم دسترسی به علفچر ها و کوچیدن قبل از فراه رسیدن موسم معینه بصورت دقیق تثبیت نموده و زمینه برگشت بیجا شده گان دهنشین ولسوالی های بهسود و دایمیرداد را بطور مناسب به خانه های شان فراهم نماید ، هیئت از اجراات خویش طی یک هفته بمقام ریاست جمهوری اسلامی افغانستان گزارش دهد.
      حمايتي بودن فرمان كرزي از كوچيان چپاولگر بركسي پوشيده نيست ، ماده اول : بخاطر آن صادرشده كه دوام غارتگري ديگر امكان ندارد چون خشم توفنده آوارگان از كاشانه شان آنان رامي سوزاند ، مجبورند به سوي زادگاهشان پاكستان وپيش ارباب شان ملاعمر واسامه بن لادن برگردند.
      ماده دوم : قواي مسلح كشور محافظ چپاولگران وحشي است ، تا انهارا به سلامت به مأمن شان بازگردانند .
      ماده سوم : قواي مسلح كشور بعد از حراست كوچيهاي مسلح ورساندن آنان به سنگر اصلي شان واطمينان از حفظ سلاح وتجهيزات آنان به محل باز گشته مواظب بيجا شدگان وتوان نظامي آنان باشند !!!
      ماده چهارم : ارگان هاي عدلي وقضائي از راههاي قانوني !! تا سال آينده ، زمينه تحقق فرمان عبدالحمن را فراهم سازند .
      ماده پنجم : هيئتي به رياست سباوون كه سابقه سياسي جز خيانت به وطن درقالب حزب اسلامي حكمتيار وطالبان وكوچي گري ندارد مقرر مي شود تا خسارات متوقع نرسيدن كوچيها به منازل ساير مردم هزاره جات ، ونيز باز گشت زود هنگام از غارتگري به يغماگران برآورد وپرداخت شود .
      دراين ميان بيجا شدگان تنها به منازل سوخته شان بازگردانده شود.
      اينك با مشاهده اين فرمان ومطالعه جريان حوادث امسال كوچيها وجنايات آنان دربهسود ، بر انديشمندان هم وطن است كه ظلم اين غارتگران وهمدستي ريس جمهور كرزي با آنان را به جهانيان ومجامع دفاع از حقوق بشر باز گووتبيين كنند ، وبر وجدانهاي بيدار رجال سياسي كشور در داخل يا خارج ويا داخل دولت است كه نگذارند بار ديگر افراد آلوده باطن چون كرزي رهبري جامعه اي را به عهده بگيرد كه با شعار برقراري عدالت اجتماعي سازوكار نويني را آغازكرده است .
      د. پنجابي

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.