صفحه نخست > دیدگاه > وبلاگ نویس > تو، احساس می کنی

تو، احساس می کنی

ravin
جمعه 11 نوامبر 2011

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

 

تو، احساس می کنی

حسی غریب زاده می شود در تو ، رسوخ می کند در تمام شریان هایت، آشفته می کند دیدگانت را، پریشان می کند ذهنت را، حسی در تو تعریف می شود و تو سرشار می شوی از باوری غریب. آنقدر غریب که دیگر تو، برای تو ناشناخته می شوی...

تو، احساس می کنی

انگار چیزی بی معنا می شود، انگار چیزی، معنای دیگری می یابد؛ انگار اندیشه ات، از تحولی ژرف، آبستن می شود...

سکوتی سنگین احاطه می کند تو را، سکوتی تلخ، حس غریبیست؛ انگار تو در خود چیزی را گم کرده ای...


آنلاين بنگريد : http://ravin.blogfa.com/post-40.aspx

آنلاين بنگريد :
loading...

جستجو در کابل پرس