صفحه نخست > کارتون > طنز روز > شــناســنامه الکــترونیــکی بجــای مــواد انفجــاری

شــناســنامه الکــترونیــکی بجــای مــواد انفجــاری

آیا ممــکن اســت که از شــناســنامه هــای الکــترونیــکی بجــای مــواد انفجــاری کــار گــرفــت ؟
شمس الحق حقانی
شنبه 12 سپتامبر 2015

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

افغانستان عجیب کشوریست که مردمانش از دوران کودکی به این عادت می کنند که از هر چیزی به مقصدی دیگری استفاده کنند ، از همان کودکی از کاندوم منحیث پوقانه کار می گرفتیم چون در دوکان های بنجاره کاندوم رسما بنام پوقانه فروخته می شد و یا شوق لولک دوانی که به سر ما می زد و چیزی دیگری برای آن کار بدست ما نمی رسید از سر پوش دیگ یا غربال استفاده می کردیم که فغان و سر و صدای مادر را بلند کرده و پدر را مجبور می ساختیم که جهت تنبه و سرزنش ما او هم بجای استفاده از تازیانه و قمچین با نی چلم یا خط کش به پشت گردن ما می کوبید.

به ادامه همان عادات دوران کودکی حالا هم که ریش ما به دو متر رسیده و سعادت کسب نام مجاهد و طالب نصیب ما گشته و نیت ما بر این شده که همه را به زور سوته و ضرب شمشیر روانه بهشت سازیم از دیگ بخار منحیث بم و مین و از واسکت و کمربند برای قتل و کشتار خلق و از موتر تویوتای کارولا برای تخریب خانه و کاشانه مردم استفاده می کنیم.

حالا که جهان متمدن برای ثبت نام و راجسترمسکونین شان و ایجاد سهولت های اداری در دوایر و دفاتر کشور شان از شناسنامه های الکترونیکی استفاده بعمل می آرند حکمرانان ما را هم شوق استفاده ازین وسیله مدرن به سر زد ولی از آنجایکه ما را از طفولیت عادت بر اینست که از هر چیزی به مقصدی دیگری استفاده کنیم ، از دیگ بخار بم بسازیم و از واسکت چرمه دوزی واسکت انتحاری درست کنیم حالا هم از شناسنامه های الکترونیکی منحیث مواد منفجره معنوی استفاده کرده و از آن برای دامن زدن به کینه و کدورت قومی و زبانی و تعصبات گروهی کار بگیریم تا باشد که روزی در خیابان های کابل باز هم جوی خون جاری شده و همه جاه را بوی خون و دود و باروت فراگیرد !

نمیدانم آنگاه اگر در شناسنامه الکترونیکی ما کلمه افغان درج باشد یا نباشد کدام تفاوتی خواهد داشت یا خیر ؟

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

loading...
loading...

پيام‌ها

  • درج واژه ’افغان’ در شناسنامه‌های نوين يا برگ هويت، تحمیل هویت پشتون‌ها بر اقوام غیر پشتون در افغان+ ستان است.

    تذکره های الکترونیکی توزیع شود ولى درج واژه "افغـان" قانونى نيست (اکثريت مردم پشتون نيستند و افغان به پشتون پيوند دارد و مترادف ويا همچم پشتون است):
    1- درج واژه "افغان" مشکل زبانى از نگاه ريشه شناسى (Etymology) و علم معنى (Semantics) دارد .
    2- درج واژه "افغان" مشکل قوانين خود مختارى مليت ها حقوقهاى براى ملتها با زبانهاى گوناگون دارد.
    3- درج واژه "افغان" مشکل فرهنگى دارد. "افغانيت" و يا "پشتونوالى" مختص به قوم و خيل هاى افغان است. غير پشتون ها پشتونوالى و يا افغانيت ندارند...
    4- لويه جرگه يک اساس افغانيت يا پشتونوالى است, غير پشتون چنين ارگان قبيلوى و دوران سنگ و ضد دموکراتيک را نمى شناسد.
    5- درج واژه "افغان" مشکل مشروعيت و حقانیت تاريخ فرهنگى, سياسى اقتصادى, استانى , ستانى و نظامى دارد. کلمه افغان هیچگاه تاريخ ٦٠٠٠ ساله مردمان غيرپشتون را پژواک داده نمى تواند.
    6- درج واژه "افغان" توهين براى مردم شريف پشتون است که مفهوم غالمغالى و فريادزن ونالگر رامى دهد
    7- درج واژه "افغان"نقص هويت و مشکل عاطفى دارد.
    8- درج واژه "افغان" نقص تفکر فرا ملتى بودن اين سرزمين است.
    9- درج واژه "افغان" يک لغت نامناسب از نگاه علم معنى ومفهوم است: افغان از فغان و فغ گرفته شده وناله وفرياد معنى مى دهد. اين نام ديگر در مدت ١٥٠ سال رسوا شده است:
    * افغان کشيدن مردم از دست کشتن حاکمان افغان مانند عبدالرحمان خان
    فغان کشيدن مردم و قتل عام
    * فرياد کشيدن مردم از دست پادشاه کشى و قتل و رييس جمهورکشى
    * فغان وافغان کشيدن شهروندان و مسخره کردن اين کشور نزد خود وبيگانه مبنى به تغير نام و رنگ و بيرق و سرود و تعداد بى شمار آنها

    * تغير نام کشور , يعنى حذف واژه افغان ازستان و از تذکره (تذکره کتابی‌ست که در آن شرح احوال شعرا، نویسندگان، درباریان، فلاسفه، عرفا و... نوشته شده باشد. [1]) ضرورت تاريخى, اجتماعى٫ سياسى٫ فرهنگى٫ ملتى, مليتى وحتى نظامى است.

    * تغير نام کشور يعنى حذف واژه افغان از ستان خط بطلان کشيدن است در برابر اين همه وحشت٫ تقلب ٫ وهمه کارنامه هاى حاکمان اين تبار مخصوص که در حوزه هندوايران وتوران به چار نام شناخته و صدا زده مى شود: پشتون٫ افغان ٫ پتان و روهيله (روهيله فقط در هند)

    * تغير نام کشور يعنى حذف واژه افغان ازستان سرآغاز نوين سياست مساويانه ويکسان را پايه گذارى مى نمايد و زمينه برابرى٫ مساوات وحقانيت سياسى وتاريخى ومليتى را مى سازد. تغير نام کشور يعنى حذف واژه افغان ازستان زمينه ساز وحدت ملى مى شود.

    وحدت ملى در اين کشور از دست افغان وفغان سرابFata = Morgana است حاکمان افغان در پشت همين "فاته مورگانا" دوان دوان است.

    ستان جدا کن از واژه افغان!

    [1] رجوع شود به تذکر و ذکر
    "تذکره در لغت به معنای «به یاد آوردن»، «پند دادن»، «یادگار»، «یادداشت» و «کتابی که در آن احوال شعرا نوشته شده باشد» آمده‌است. در تمام کتب ادبی فارسی پیش از زمان صفویه (غیر از تذکرهٔ دولتشاه سمرقندی)، کلمهٔ تذکره به معنای یادگار، یادداشت و یادآوری به کار رفته و به‌تدریج در دورهٔ صفویه به کتابی که حاوی شرح حال و آثار شعرا است اطلاق شده‌است. بعد از عصر صفوی در تمام تذکره‌هایی که در ایران تألیف شده، کلمهٔ تذکره به معنای «تذکرة الشعرا» — یعنی کتابی که در آن ترجمهٔ احوال و نمونهٔ اشعار شعرا باشد — آمده‌است و امروزه نیز به همین معنا به کار می‌رود."

    دولت -ملت ايکه در واژه هايش لغت هاى انگليسى وزبانهاى رومنى را بکار مى برد مانند "لارى" و "بايسکل" و "هآرند" و "موتر" و "پطلون" ....وساختار نظام اش کوپى و تقليد نظام امريکاست چرا به تذکره "برگ هويت" ويا "شناختى برگ" نمى گويد ?????
    من حتى اگر براى شناسنامه "پژندلپانه" گفته شود, موافق هم و يک واژه ملى مى دانم بشرط که در زبان دولتى نامهاى کانونهاى آموزشى ,رتبه ها, دفاتر ....از همه زبانهاى ملتها و مليتهاى نامبرده در قانون اساسى ساخته شود!

    repondre message

  • درج واژه ’افغان’ در شناسنامه‌های نوين يا برگ هويت، تحمیل هویت پشتون‌ها بر اقوام غیر پشتون در افغان ستان است.

    تذکره های الکترونیکی توزیع شود ولى درج واژه "افغـان" قانونى نيست (اکثريت مردم پشتون نيستند و افغان به پشتون پيوند دارد و مترادف ويا همچم پشتون است):
    1- درج واژه "افغان" مشکل زبانى از نگاه ريشه شناسى (Etymology) و علم معنى (Semantics) دارد .
    2- درج واژه "افغان" مشکل قوانين خود مختارى مليت ها حقوقهاى براى ملتها با زبانهاى گوناگون دارد.
    3- درج واژه "افغان" مشکل فرهنگى دارد. "افغانيت" و يا "پشتونوالى" مختص به قوم و خيل هاى افغان است. غير پشتون ها پشتونوالى و يا افغانيت ندارند...
    4- لويه جرگه يک اساس افغانيت يا پشتونوالى است, غير پشتون چنين ارگان قبيلوى و دوران سنگ و ضد دموکراتيک را نمى شناسد.
    5- درج واژه "افغان" مشکل مشروعيت و حقانیت تاريخ فرهنگى, سياسى اقتصادى, استانى , ستانى و نظامى دارد. کلمه افغان هیچگاه تاريخ ٦٠٠٠ ساله مردمان غيرپشتون را پژواک داده نمى تواند.
    6- درج واژه "افغان" توهين براى مردم شريف پشتون است که مفهوم غالمغالى و فريادزن ونالگر رامى دهد
    7- درج واژه "افغان"نقص هويت و مشکل عاطفى دارد.
    8- درج واژه "افغان" نقص تفکر فرا ملتى بودن اين سرزمين است.
    9- درج واژه "افغان" يک لغت نامناسب از نگاه علم معنى ومفهوم است: افغان از فغان و فغ گرفته شده وناله وفرياد معنى مى دهد. اين نام ديگر در مدت ١٥٠ سال رسوا شده است:
    * افغان کشيدن مردم از دست کشتن حاکمان افغان مانند عبدالرحمان خان
    فغان کشيدن مردم و قتل عام
    * فرياد کشيدن مردم از دست پادشاه کشى و قتل و رييس جمهورکشى
    * فغان وافغان کشيدن شهروندان و مسخره کردن اين کشور نزد خود وبيگانه مبنى به تغير نام و رنگ و بيرق و سرود و تعداد بى شمار آنها

    * تغير نام کشور , يعنى حذف واژه افغان ازستان و از تذکره (تذکره کتابی‌ست که در آن شرح احوال شعرا، نویسندگان، درباریان، فلاسفه، عرفا و... نوشته شده باشد. [1]) ضرورت تاريخى, اجتماعى٫ سياسى٫ فرهنگى٫ ملتى, مليتى وحتى نظامى است.

    * تغير نام کشور يعنى حذف واژه افغان از ستان خط بطلان کشيدن است در برابر اين همه وحشت٫ تقلب ٫ وهمه کارنامه هاى حاکمان اين تبار مخصوص که در حوزه هندوايران وتوران به چار نام شناخته و صدا زده مى شود: پشتون٫ افغان ٫ پتان و روهيله (روهيله فقط در هند)

    * تغير نام کشور يعنى حذف واژه افغان ازستان سرآغاز نوين سياست مساويانه ويکسان را پايه گذارى مى نمايد و زمينه برابرى٫ مساوات وحقانيت سياسى وتاريخى ومليتى را مى سازد. تغير نام کشور يعنى حذف واژه افغان ازستان زمينه ساز وحدت ملى مى شود.

    وحدت ملى در اين کشور از دست افغان وفغان سرابFata = Morgana است حاکمان افغان در پشت همين "فاته مورگانا" دوان دوان است.

    ستان جدا کن از واژه افغان!

    [1] رجوع شود به تذکر و ذکر
    "تذکره در لغت به معنای «به یاد آوردن»، «پند دادن»، «یادگار»، «یادداشت» و «کتابی که در آن احوال شعرا نوشته شده باشد» آمده‌است. در تمام کتب ادبی فارسی پیش از زمان صفویه (غیر از تذکرهٔ دولتشاه سمرقندی)، کلمهٔ تذکره به معنای یادگار، یادداشت و یادآوری به کار رفته و به‌تدریج در دورهٔ صفویه به کتابی که حاوی شرح حال و آثار شعرا است اطلاق شده‌است. بعد از عصر صفوی در تمام تذکره‌هایی که در ایران تألیف شده، کلمهٔ تذکره به معنای «تذکرة الشعرا» — یعنی کتابی که در آن ترجمهٔ احوال و نمونهٔ اشعار شعرا باشد — آمده‌است و امروزه نیز به همین معنا به کار می‌رود."

    دولت -ملت ايکه در واژه هايش لغت هاى انگليسى وزبانهاى رومنى را بکار مى برد مانند "لارى" و "بايسکل" و "هآرند" و "موتر" و "پطلون" ....وساختار نظام اش کوپى و تقليد نظام امريکاست چرا به تذکره "برگ هويت" ويا "شناختى برگ" نمى گويد ?????
    من حتى اگر براى شناسنامه "پژندلپانه" گفته شود, موافق هم و يک واژه ملى مى دانم بشرط که در زبان دولتى نامهاى کانونهاى آموزشى ,رتبه ها, دفاتر ....از همه زبانهاى ملتها و مليتهاى نامبرده در قانون اساسى ساخته شود!

    repondre message

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس