کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > خبر و گزارش > مشکل اصلی تامین امنیت توسط نیروهای افغانستان: جابجایی و مسلح سازی تروریستان در قالب (...)

مشکل اصلی تامین امنیت توسط نیروهای افغانستان: جابجایی و مسلح سازی تروریستان در قالب نیروهای دولتی

يكشنبه 17 ژوئيه 2011, بوسيله‌ى کابل پرس

بالاخره دولت افغانستان و عناصر اصلی حامی طالبان مانند فاروق وردک و اشرف غنی احمدزی در این دولت، زمینه ی مانور و حمله طالبان به بامیان باستان را فراهم آوردند.

نشر نخست در کابل پرس: چهار شنبه 23 مارس 2011

کابل پرس: حامد کرزی رییس دولت مافیایی طالبی افغانستان که بصورت غیر قانونی و با تقلب و تخلف برنامه ریزی شده در انتخابات، ماندن خود را در ارگ ریاست جمهوری تمدید کرد، اعلام کرده که مسئولیت امنیت برخی از مناطق افغانستان به نیروهای افغان سپرده خواهد شد. مناطقی که کرزی اعلام کرد نیروهای افغان مسئولیت تامین امنیت را بر عهده خواهند داشت، این مناطق هستند: ولایت کابل به جز منطقه شهرستان/ ولایت پنجشیر/ ولایت بامیان / شهر لشکرگاه / شهر هرات/ شهر مهترلام/ شهر مزار شریف.

در ده سال اخیر مردم بخوبی حامد کرزی و تیم قبیله ای او را شناخته اند. حامد کرزی تنها با تخلف و تقلب برنامه ریزی شده و بصورت کاملا غیر قانونی ادامه حضور در ارگ ریاست جمهوری را برای خود تضمین کرده است. در ده سال اخیر تیم کرزی تنها در دادن مجال و فضای بیشتر به جنایتکاران طالب، جنگسالاران غیر طالب برای نمایش ملی بودن، کوچی طالبان، تولید کنندگان و قاچاقچیان مواد مخدر و نیز مقامات بلند پایه که در اختلاس و چپاول دارایی های همگانی دست دارند، موفق بوده است. روش کرزی برای طالبانی و مافیایی کردن دولت چنان بوده که او را باید روی سکه ای دانست که روی دیگر آن رهبر جنایتکاران طالب ملا عمر است. از این رو تصور اینکه کرزی با اعلام انتقال تامین امنیت به نیروهای افغانستان، خیر و صلاح مملکت را در پیش گرفته، جز خیالی باطل چیز دیگری نیست.

به همین ترتیب تحرکات در وزارت دفاع افغانستان کاملا مشکوک می باشد. به نظر نمی رسد رحیم وردک وزیر دفاع افغانستان ارتباطات خود را با سرویس استخباراتی پاکستان قطع کرده باشد. او خود زمانی در گفتگو با یک تلویزیون خصوصی از ارتباط با آی اس آی پاکستان در زمان جهاد سخن گفت. معمولا ارتباط با سرویس های جاسوسی پایدار و دایمی ست و قطع ارتباط تهدیدی جدی برای سرویس استخباراتی محسوب می شود و جاسوس عملا جان خود را به خطر می اندازد. او ضمن اینکه ارتباط خود را با استخبارات پاکستان حفظ کرده، یکی از مهره های سازمان استخباراتی آمریکا در افغانستان نیز می باشد. انتظار نباید داشت که آسایش طلب و فرصت طالبی چون رحیم وردک که با استفاده از موقعیت خود، قراردادهای میلیاردی برای اعضای خانواده اش فراهم می کند، برای منافع مردم افغانستان دست از جاسوسی برای استخبارات کشورهای مختلف بردارد.

مهره خطرناک دیگر در دولت افغانستان فاروق وردک است. کسی که از او به عنوان رییس جمهور در سایه یاد می شود، عضو باند گلبدین حکمتیار است، همزمان پست های مختلف دولتی را اشغال می کند، ارتباطات خوب و گرم با استخبارات پاکستان و انگلستان دارد و وفادار به سیاست انحصار گرایانه قبیله می باشد. سیاستی که در بیش از یک قرن اخیر به شدید ترین جنایات بشری توسط حاکمان افغان انجامیده است.

از فاروق وردک باید به عنوان اصلی ترین هماهنگ کننده میان قبیله گرایان دولتی، استخبارات پاکستان و انگلستان، جنایتکاران طالب و حکمتیاری نام برد. طرح ریزی و ساختن ارتباطات و تسهیل کارها در هماهنگی با گروه های یاد شده، وظیفه اصلی اوست. مار خطرناکی که کرزی و ملا عمر دو سر آن می باشند، بدون عناصری مانند فاروق وردک چندان تحرکی نخواهد داشت. کرزی اگر به گفته ی سفیر آمریکا در اسناد افشا شده ی ویکی لیکس دچار مالیخولیا نباشد، توان طراحی و برنامه ریزی را ندارد. او بدون عناصری چون وردک بیشتر به عروسک خیمه شب بازی می ماند. طرح هایی چون پیوستن یکباره تعداد زیاد تروریستان طالب به دولت، انسجام و مسلح سازی آنان در قالب نیروهای دولتی، طرح هایی ست که فاروق وردک آن را مستقیم پیش می برد. این نوع تاکتیک ها، به تاکتیک های گلبدین حکمتیار شبیه است و فاروق وردک نیز عضو ارشد این گروه در دولت افغانستان است.

قرار دادن یکی از جاسوسان سازمان استخبارات پاکستان در راس ریاست امنیت ملی افغانستان نیز مورد دیگری ست که جهت پاکستانی-طالبانی شدن اوضاع را کاملا نشان می دهد. در چند ماهی که رحمت الله نبیل به عنوان رییس امنیت افغانستان انتخاب شده، این ریاست در آزاد سازی تروریستان طالب به بهانه های مختلف تلاش کرده است. تقریبا بیش از یک سوم کسانی که باید در دادگاه بدلیل عضویت در گروه تروریستی طالبان و شرکت در حملات دهشت افکنانه، قتل و خونریزی محاکمه می شدند، توسط تیم جدید استخباراتی افغانستان رها شدند. تغییر و تحولات در ریاست امنیت افغانستان چنان شتاب گرفته که گویی ریاست امنیت ملی در حال تبدیل شدن به شعبه ای از استخبارات پاکستان است.

در همین حال نباید تلاش های بی دریغ

طالب نکتایی پوش اشرف غنی

احمدزی

را در روند کامل طالبانی کردن دولت افغانستان نادیده گرفت. او که در پایه گذاری سیستم فساد در افغانستان نقش اساسی داشته و رییس غیر قانونی دانشگاه کابل بود، از جمله کسانی ست که جناتکاران طالب را گروه ملی می پندارد. اینجا ملی بودن منظور شامل شدن همه در افغانستان نیست، بلکه منظور از ملی بودن، در راستای اهداف قبیله بودن است. اشرف غنی احمدزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 به امید یاری اربابان آمریکایی اش به دورغ های معمول انتخاباتی پرداخت. خود را منتقد دولتی وانمود کرد که سال ها رکن اصلی اش بود. پس از شکست در انتخابات دوباره به ارگ رفت. دوباره دست راست حامد کرزی برای پیش بردن اهداف قبیله شد. دوباره به عنوان چهره ی بین المللی قبیله قد علم کرد و در راس کمیسیونی با عنوان کمیسیون انتقال مسئولیت امنیت به نیروهای افغان گمارده شد.

در راستای طالبی- قبیله ای کردن کامل دولت افغانستان و در اختیار قرار دادن کامل خاک افغانستان به انحصار گرایان قبیله تلاش های حقوقدان قبیله نصرالله استانکزی را نیز نمی توان نادیده گرفت. حقوقدان برجسته قبیله نه در تلاش برای اجرای عدالت، بلکه در تلاش برای پیدا کردن درز های قانون و یا درز دادن قانون و جای باز کردن برای تروریستان قبیله و انحصار گرایی قبیله است.

وجود فرهنگیان قبیله چون کریم خرم عضو دیگر گلبدین حکمتیار در دولت و فرهنگیانی چون حبیب رفیع برای زنده نگداشتن افتخارات فرهنگی تاریخی قبیله است. احساسات قبیله گرایانه توسط عناصری این چنین برافروخته می شود و همین عناصر دست به دست هم می دهند تا برای جنایتکارانی چون محمد گل مهمند در کابل مراسم تجلیل برگزار شود.

بخش دیگر فعالیت انحصارگرایان قبیله گرا را کنترل شاهرگ های اقتصادی افغانستان تشکیل می دهد. عناصری چون زاخیلوال و انورالحق احدی که شخصا در اختلاس های کلان دست دارد، مغزهای اقتصادی انحصار گرایان هستند. تدوین بودجه کشور بصورت ناعادلانه و تبعیض آمیز، ایجاد فرصت های اقتصادی و محدود کردن فرصت های اقتصادی در راستای تفکر انحصار، از اهداف این عناصر است. این گروه در سیمای کلی، در کنار تولید کنندگان و قاچاقچیان مواد مخدر و کسانی که اشیای تاریخی و قیمتی افغانستان را تاراج می کنند، در بخش اقتصادی کامل کننده هم هستند.

از سوی دیگر انحصارگرایان قبیله، کوچی پروری و کوچی طالبان سازی را نیز در برنامه های اصلی خود دارند. کوچی سازی، یکی از پایدارترین سیاست انحصارگرایان قبیله برای سرکوب، کشتار، بیرون راندن، پاکسازی و غصب زمین های دیگران است. تاکنون آنان به پدیده ی کوچی گری تا توانسته اند مشروعیت داده و امتیازات ناعادلانه ای در بودجه، در کرسی های پارلمان و ...به این بخش اختصاص داده اند.

فعالیت های انحصارگرایان به این موارد خلاصه نمی شود. آنچه بنام لوی جرگه در افغانستان معروف شده، چیزی جز یک صحنه ی دیگر برای مشروعیت دادن به انحصارگرایی قبیله نیست. از سویی نقش نهادهایی مانند پارلمان و نهادهای مدنی کم رنگ تر می شود و از سوی دیگر جرگه های قبیله ای پر رنگ تر و برجسته تر می شود.

موارد بالا تنها بخشی از مواردی ست که اقدامات کرزی مانند واگذاری امنیت به نیروهای امنیتی افغانستان را زیر سوال می برد. این اقدامات تنها به منظور نفوذ در مناطقی صورت می گیرد که مردم آن بیشتر از همه مقابل تروریستان طالب ایستادگی می کنند. یکی از راه های نفوذ در این مناطق، جابجاسازی تروریستان طالب در قالب نیروهای امنیتی افغانستان است. تحریک احساسات قومی و گسیل کردن سربازان مسلح با احساساتی تحریک شده، نه تنها امنیت را تامین نمی کند، بلکه به نا امنیتی دامن زده و راه را برای ورود طالبان به این مناطق هموار می کند.

گرچه حالا زمان جنایتکاران و انحصارگرایانی مانند عبدالرحمان، نادر، ظاهر و داود نیست اما لازم است که نسبت به تحرکات انحصارگرایان قبیله حساس تر بود و با دقت آن را زیر نظر داشت.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.