کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > با فزیک می توان طبیعت را شناخت نه با فلسفه

با فزیک می توان طبیعت را شناخت نه با فلسفه

سه شنبه 1 نوامبر 2011, بوسيله‌ى جعفر رضایی

مطلب ذیل تلخیص و فشردۀ دیدگاه آرامش دوستدار در مورد عنوان بالا نمی باشد و بلکه بخشهای از ملاحظات اوست. برای خواندن کامل این مطلب و مطالب شبیه این لطفاً کتابهای آرامش دوستدار را بخوانید.

چون هدف فراهم نمودن زمینۀ آشنایی با اندیشه های آرامش دوستدار هست، من این مطلب را بدون هیچگونه دخل و تصرف از متن کتاب "امتناع تفکر در فرهنگ دینی" برگزیده و تایپ نموده ام. در نسخه ابتدایی این مطلب صفحات دقیق کتاب نیز تایپ شده بود. اما برای جلوگیری از سرقت آن، که حالا با کمک کمپیوتر فقط با فشردن یک دگمه انجام می گیرد، از نشر آن صرف نظر شد و در عوض فقط نام کتاب بعنوان نمایه درج شده است.

نشر چاپی و یا الکترنیکی این مطلب بدون درج لینک کامل این صفحه اجازه نیست و مبادرت به آن سرقت است.

جعفررضائی

با فزیک می توان طبیعت را شناخت نه با فلسفه

نویسنده: آرامش دوستدار

در جهانشناسی و ستاره شناسی دورۀ کهن، که طراحانش به ترتیب ارسطو و بطلمیوس بوده اند. زمین مرکز جهان محسوب می‏شده و خورشید بر گرد آن در آسمان محدود و کاسه‏یی شکل می‏گشته است. این پنداشت را ستاره شناسی کلاسیک وارونه می کند. یعنی خورشید را به جای زمین در مرکز می نشاند و جای آسمان کاسه‏یی را به فضا یا آسمان بسیار وسیعتر اما همچنان محدود می‏دید که سیاره ها، از جمله زمین، دورادور مرکز خورشید آن می گردند. نام این دستگاه نجومی منظومۀ شمسی یا خورشیدی است و نام کاشفش یا شاید درست تر است بگویم: تئوری سینش-کُپرنیک. این دستگاه نجومی جدید می توانسته، برخلاف دستگاه بطلمیوس، مناسبات و مواضع سیاره ها را براساس محاسبات مترتب بر دستگاه خورشیدی به گونه‏ای توضیح دهد که تجربه آن را تأیید نماید. کانت نیز کار کپرنیک را در فلسفه، درست تر بگویم در شناخت علمی فلسفه، انجام می دهد...

از زمان کپرنیک، کپلر، گالیله و نیوتن که پایه گذاران فزیک کلاسیک هستند، و از زمان ماکس پلانک و آلبرت اینشتین که فزیک مدرن با آنها شروع می شود، فزیک است که هربار با اصلاح بعدی خود در ادامۀ پژوهشهایش جهان طبیعت را به ما می شناساند، نه فلسفه. بی تفاوت است که فلسفۀ مربوط از آنِ افلاطون یا ارسطو باشد، یا از آنِ فیلسوفان قرن هژدهم و نوزدهم مانند شلینگ و هگل و پس از کانت و با وجود او که می خواسته فلسفه را با الگوی فزیک کلاسیک به صورت دانش درآورد. انگار دو سه قرن پس از پیدایش فزیک کلاسیک و دستاوردهای هرگز سابقه نداشتۀ آن در خواب بوده اند. دلیلش فلسفه پردازیهای آنان در بارۀ طبیعت است.(امتناع تفکر در فرهنگ دینی)

مطالب مرتبط:

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.