راست: سید منصور نادری و چپ احمد شاه مسعود
سید منصور نادری و احمد شاه مسعود دو شخصیت مربوط اتحاد شمال افغانستان بودند که هردو باهم مشابهت های دارند، ولی تفاوت زیاد میان شخصیت، عملکرد و رفتار هر دو آنقدر زیاد است که مقایسه آنها بهترین موضوع عصر جنگ افغانستان را روشن می سازد.
برای توصیح بهتر این نبشته مقایسه یی را در چند بخش (چطور بود، چطور شد، چرا و چه خواهد شد) تقسیم می کنم.
1. چطور بود؟
1. سید منصور نادری در اکثر ولایات افغانستان حتی محلات پشتون نشین مانند جلال آباد نفود داشت.
فعالیت های احمدشاه مسعود در آغاز تنها در دره تنگ و تاریک پنجشیر محدود بود.
2. نفوذ سید منصور نادری بالای اقوام هزاره، تاجک و حتی پشتون ها موجود بود.
احمد شاه مسعود بر ساحات قومی تاثیرات نداشت و تنها پنجشیر نمی توانست جای قوم را بگیرد.
3. سید منصور نادری در آغاز مردم را با زور تفنگ و تهدید تابع نکرده بود، مردم داوطلبانه از وی حمایت و اطاعت می کردند.
احمد شاه مسعود مردم را با تهدید و تفنگ تابع خود ساخت و گروه شورای نظار را اول بالای مردم تحمیل کرد و بعد فعالیت های آنرا با منافع قومش آشنا کرد.
4. سید منصور نادری با استفاده از این سادات بودن و موقف مذهبی و اجتماعی اسباب احترام مردم را نسبت به احمد شاه مسعود جلب میکرد.
احمد شاه مسعود تاجک بود که هیج نوع تقدس و القاب روحانی نداشت و پذیرش وی از طرف مردم برای مسعود دشوار تر از سیدمنصور نادری بود.
5. سید منصور نادری امکانات بزرگ مالی، جایداد و منابع مطمین و دایمی پولی را در اختیار داشت و احمد شاه مسعود از صفر آغاز کرد تا کمک های سرسام آور خارجی را بدست آورد.
6. سید منصور نادری در زمان حکومت های ببرک کارمل و داکتر نجیب الله بیش از ده سال در ولایت بغلان و صفحات شمال افغانستان حکومت کرد که همه امکانات دولتی ، فرقه هشتاد ارتش و پست ولایت را در اختیار داشت که از طرف دولت تمویل میگردید.
احمد شاه مسعود نه تنها این امکانات را نداشت، بلکه زیربمباران طیارات دولتی در مغاره ها و مخفیگاه ها زندگی میکرد.
7. سید منصور نادری دارای مرکز فرهنگی مانند (کانون فرهنگی ناصر خسرو بلخی) و همچنان شانس استفاده از دانشمندان، نویسنده ها ، پژوهشگران، نظامیان و روحانیون را داشت.
احمد شاه مسعود تنها نهادی نظامی، سیاسی و استخباراتی شورای نظار را در اختیار داشت که همه فعالیت های فرهنگی و نظامی اش را در آن گنجانیده شده بود.
این بود خصوصیات، امکانات، توانمندی و ناتوانی دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان ، اکنون در بخش (چطور شد) تفاوت و توانمندی این دو شخصیت را در استفاده از امکات گفته شده برمی شماریم.
چطور شد؟
اکنون موقعیت کنونی و قابلیت زیست سیستم های ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود و سید منصور کیانی را با یکدیگر شان مقایسه می کنیم . در بخش اول نام سید منصور را اول و نام احمدشاه مسعود را دوم می نوشتم، در این بخش از نام احمد شاه مسعود شروع می کنم. زیرا در این بخش طرف مسعود بر منصور سنگینی می کند.
واضح است که احمد شاه مسعود کشته شد و سید منصور نادری زنده است، فکر نمی کنم زنده بودن سید منصور امتیازی بر کشته شدن احمد شاه مسعود باشد. سخن در باره موثریت کار آنهاست.
1. سیستم احمد شاه مسعود ده سال حکومت کرزی و حضور جامعه جهانی را از یک دست به دست دیگر می انداخت و کلیدی ترین مقامات دولت را در دست داشت که کرزی و جامعه جهانی قادر نیستند به آسانی آنها را از قدرت دولتی حذف کنند. این سیستم در مقابل نیرومند ترین دستگاه های غربی و شرقی در مقابله است و با دادن قربانی هنوز تاثیرات شان را اعمال می کند.
سید منصور نادری چند چوکی پارلمان را با تقلب، بی آبرویی، و جنجال برای خود اعضای خانواده اش (فرخنده زهرا نادری دخترش، سید داود برادرزاده اش) بدست آورد که هرگز نمی تواند مانند قدرت عمل کند و در حال دفاعی و ترس ، گریز و فرار زندگی می کند.
2. طرفداران احمد شاه مسعود می توانند جنبش ها، ائتلافات و احزاب را رهبری کنند یا در آنها سهیم باشند و مانند عامل و محرک در جامعه کار کنند.
طرفداران سید منصور نادری حزب نام نهادی پیوند ملی را که نمی تواند عامل قدرت باشد، ثبت کرده و تفکر سیاسی در این حزب موجود نیست.
3. ساحه نفوذ و تاثیرات مسعود از دره تنگ و تاریک پنجشیر به سراسر افغانستان پخش شد.
قدرت سید منصور نادری به چند طایفه شیبر، بهسود و نیکپی محدود گردید که روز به روز رو به اضمحلال است.
4. احمدشاه مسعود گویا قهرمان ملی می شود و سید منصور نادری قهرمان طایفه. قهرمانی سید منصور پایین تر از سطح قبیله است.
5. طرفداران احمد شاه مسعود برخاسته از یک دره، افغانستان را بدست گرفتند.
سید منصور نادری قدرت بغلان و صفحات شمال افغانستان را از دست داد و حتی در زادگاه اش دره کیان جای امن برای زندگی دایمی ندارد.
6. احمد شاه مسعود بعد از مرگش مقدس شمرده می شود. مخالفین و دشمنان مسعود از جمله حامد کرزی به مقبره مسعود رفته ادای احترام کردند.
سید منصور نادری در حال حیات احترام خود را در میان مردم و حتی مریدانش از دست میدهد.
7. احمد شاه مسعود بعد از مرگش حکومت می کند و سید منصور نادری در زندگی رو به زوال شده است.
در بخش اول (چطور بود) و بخش دوم (چطور شد) موقف ، موقعیت و فعالیت دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان در گذشته و حال تشریح شد که گذشته و حال هر دو کاملا معکوس میباشد. هر خواننده ایکه در این نقطه مقاله برسد، سوال خواهد کرد که چرا چنین بوده است. در بخش بعدی (چرا؟) به سوال خواننده پاسخ ارائه می شود.
چرا؟
علت های که اضمحلال سید منصور نادری و پیشرفت طرفداران احمد شاه مسعود را می سازد، قرار ذیل است:
1. احمد شاه مسعود بر گروه ، همرزمان و قومش می اندیشید و سید منصور نادری بر خود خانوداه اش.
2. احمد شاه مسعود همرزمان و قومش را با قدرت و امتیازات مادی شریک می ساخت و سید منصور نادری همه امتیازات را به خانواده اش منحصر می کرد.
3. احمد شاه مسعود در سیستم کاری اش تقسیم کار و مسوولیت را ایجاد کرده بود که کار به اهل کار سپرده می شد.
سید منصور نادری در تقسیم مادیات و مسوولیت ها کاملا غیر عادلانه غیر علمی و ناعاقبت اندیشانه عمل میکرد و همه طرفدارانش را در محرومیت مطلق از امتیازات مادی و معنوی نگهداری میکرد. این کار عقده های حل ناشدنی را در میان افرادش بوجود می آورد.
4. احمد شاه مسعود از افرادش دفاع میکرد و در رشد و ترقی به آنها یاری می رساند که فضای اعتماد ، همدردی و صمیمیت را بوجود آورده بود.
سید منصور نادری از رشد و ترقی افرادش هراس داشت و نمیگذاشت که آنها شخصیت و شهرت شان را در میان مردم تکمیل کنند. هر کس داشت محبوبیت لازم را حاصل میکرد، با شیوه های مرموزی از میان برداشته می شد که مثال های زیاد در این باره موجود است.
5. هم احمد شاه مسعود و هم سید منصور نادری از خطرناکترین سیستم استخباراتی، زندان های شخصی و گروه های تروریستی را در اختیار داشتند که احمد شاه مسعود از آن بر ضد دشمنان خود استفاده می کرد ولی سیدمنصور نادری در نابودی طرفداران و دوستان خود.
6. احمد شاه مسعود در پیشبرد امور مهم، تشکلاتی داشت که از افراد با اعتماد خودش استفاده میکرد، سید منصور نادری مشاوران خارج از مردم، قوم و طرفداران را با خود داشت که آنها دلچسپی های سیاسی خود را داشتند. این مشاوران سیاسی به ارزش های محلی و مردی اهمیت قایل نبودند، از سید منصور نادری بخاطر بقای حیات سیاسی خود شان کار میگرفتند.
در بخش های فرهنگ همه کار های سید منصور نادری بدست افراد بیگانه از مردم و منطقه قرار داشت و به فرهنگیان محلی موقع رشد داده نمی شد. این کار سید منصور، محرومیت های را بوجود آورد که به تدریچ به عقده و کینه تبدیل شد و همه افراد قلم بدست با دل پرعقده از سید منصور دور شدند که اکنون سید منصور زیان های زیاد را از این ناحیه می بیند.
7. سیستم و یاران احمد شاه مسعود با وجود که دچار تجزیه و تفرقه شده اند، می توانند، در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری با کرزی که در حقیقت دشمن سرسخت هردو(احمد شاه مسعود و سید منصور نادری) است، دست و پنجه نرم می کنند، ولی سید منصور نادری بخاطر تهدید مردمش حامد کرزی را به کیان دعوت می کند که مخالفینش را بترساند. یعنی سید منصور نادری پالیسی درازمدت و دوراندیشانه ندارد، دست به تکتیک های موقت، کم دوام و گذرا می زند. زیرا مشاوران سیاسی و فرهنگی بیگانه، نبودن مغز های متفکر دلسوز و قحط الرجال، سید منصور را به وضع آشفته و سراسیکه گی مرگبار قرار داده است.
8. پایه های مردمی سید منصور نادری و احمد شاه مسعود در خارج از افغانستان هم مقایسه دلچسپی خواهد بود.
سید منصور نادری در داخل از افغانستان در برابر افراد تابع و در خارج از کشور افراد آزاد، یک سیاست دارد. او نتوانست از اصل کهنه (امر پیر- قضای مرید) خارج شود و به رهبر سیاسی هوادارانش تبدیل شود. در سیاست سازش، انعطاف، آشتی، گذشت و تحمل و پذیرش مخالفین ضروری است که سید منصور نادری در خارج از افغانستان به همان شیوه های کهنه که خصومت و دشمنی را بار می آورد، عمل می کند.
نماینده های سید منصور نادری افراد بی سواد، مغرض، پولپرست، بی ظرفیت هستند که بجای آشتی و اتفاق همیشه در پی تفرقه، تکفیر کردن دیگران، توهین و دشنام و چغلی هستند. این افراد جبهه جنگ را علیه سید منصور داغ نگهداشته و او را در خور حملات مخالفین قرار میدهند. دفاع افراد نادان به ضرر سید منصور نادری تمام می شود. آنها به جای دفاع از سید منصور نادری به سید منصور دشمنان جدید را بوجود می آورند.
با این کار سید منصور نادری نه تنها محبوبیت خود را در میان مهاجران در خارج از افغانستان از دست داده است، بلکه نسل بعدی در مخالفت با سید منصور پرورش داده می شود.
پایه های مردمی احمد شاه مسعود در خارج از کشور هنوز قوی بوده، هواداران مسعود سالگرد شهادت وی تجلیل می کنند. زیرا روند پیشبرد داعیه احمد شاه مسعود در خارج از کشور از جانب روشنفکران و اهل فرهنگ و سیاست پیش برده می شود. ولی کار سیدمنصور بدست افراد بی سواد، کم تحصیل، فاسد، چاپلوس و منافق قرار دارد که فعالیت آنها اگر صادقانه هم باشد به ضرر سید منصور نادری تمام می شود.
9. طرفداران احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در مقابل رقبای نیرومند خارجی قرار گرفته اند. برای طرفداران مسعود رقیب نیرومند سیاسی و برای سیدمنصور نادری رقیب نیرومند مذهبی از خارج. طرفدراران مسعود از امکانات استفاده کرده اند که اگر بر رقیب غالب نیایند، حد اقل عمر سیاسی شان را طولانی تر کرده می توانند. اما سید منصور نادری بجای کار خلاق سیاسی که بتواند مشکلات داخلی را رفع و در مقابله با رقیب خارجی آماده شود، "زیرکانه" پایش را در دو حلقه دام بند کرده است. زیرا او مقاومت فرهنگی، سیاسی و مردمی را از دست داده و به شکل گروهی و آنهم اشتباه آمیز عمل می کند که به انزوای خودش منتج میگردد.
رقیب خارجی طرفداران احمد شاه مسعود، پاکستان، استخبارات غربی است که به کمک کرزی می خواهند به تدریج تاثیرات آنها را از سیاست افغانستان کم سازند که قتل جنرال داود، نورجهان، سیدخیلی و غیره از نموه های بروز هدف آنها می باشد.
در حال حاضر ما سیستم ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود را در حال مقاومت و سیستم سید منصور نادری را در حال اضمحلال می بینیم. مقاومت سیستم احمد شاه مسعود در آن است که به سیستم کاری، مستحکم تبدیل شده که مانند یک ساختار زنده و فعال عمل می کند و بدست افراد نسبتا مسلکی، با دانش و سیاستمدار پیش برده می شود.
سیستم سید منصور نادری بر اصل (امر پیر- قضای مرید) پیش برده می شود، علم، سیاست و تخصص در آن جای ندارد و گرداننده های آن افراد بی سواد، کوتاه بین و سودجو هستند که قابلیت درک و تفکیک منافع شخصی و جمعی را ندارند.
شیوه کار سید منصور نادری میان مردم بسیار کهنه است. زیرا از جانب افراد کم سواد، مطابق اخلاق و روش های طایفه و قبیله عملی میگردد. مثلا مجازات افراد که در وقت قدرت سید منصور نابودی حتمی فزیکی مخالفین بود، این کار برای سید منصور نادری هزاران دشمن انتقام گیر را بوجود آور که یک نسل پر از عقده و انتقام را در مقابل خاندان نادری پرورش داده است. در حال حاضر مجازات مخالفان سید منصور از طریق به انزوا قرار دادن مخالفین می باشد. مثلا ریشفیدان طرفدار سید منصور در جلسات طایفه یی یا قبیله یی شان فیصله می کنند که احمد شخص مخالف باید در انزوار قرار داده شود. ریش سفید یا نماینده سید منصور نادری در هر طایفه به اعضای خانواده های طایفه اش می گویند که رابطه شان را با احمد قطع کنند. به غم و شادی احمد اشتراک نکنند و احمد را در محافل و مجالس خانوادگی و قومی شان دعوت نکنند. اگر بخواهند مجازات احمد را تشدید کنند، آنرا با تکفیر یکجا می سازند. تکفیرکردن در میان اسماعیله های افغانستان اصطلاحات بسیار کهنه مانند (پیرگشته)، (بی پیر)، بی دین و غیره کار گرفته می شود.
مجازات افراد چیز فهم مطابق رواج طایفه و قبیله و تطبیق وحشیانه آن از جانب افراد جاهل و بی رحم، افراد مجازات شده را تحریک می کند که در فروریزی این دیوار های کهنه دست بکار شوند. جنگ شدید میان کهنه و نو شعله ور می شود. ارباب و ارثقال و کسانیکه خود را مدافع سید منصور نشان میدهند، از این جنگ سود می برند. زیرا مورد عنایت سید منصور قرار میگیرند، با سو استفاده از این موقف خود را میان مردم محترم وانمود می کنند و از کمک های لازم هم بهره می برند. کسیکه در این جنگ زیان می بیند سید منصور نادری است. زیرا همین افراد دلسوز و مخلص برای بادار شان دشمن می آفرینند، به دشمانش انگیزه می دهند که سید منصور نادری را هدف قرار بدهند و با چاپلوسی سید منصور نادری را به اشتباهات جدید ترغیب می نمایند. به این طور به تجارت شان ادامه میدهند.
در بخش (چرا؟) علت های تفاوت و پیامد های کار احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در ترازوی عملکرد آنها وزن گردید، اکنون در بخش آخر (چه خواهد شد؟) نتیجه گیری می کنیم سیر داعیه مسعود و منصور به کجا می رود؟
چه خواهد شد؟
اول: اگر سید منصور نادری دست به اصلاحات بزند در سسیتم کارش تغییرات وارد کند، معجزه خواهد بود که من به این معجزه باور ندارم.
دوم : اجرای اصلاحات آنقدر ناوقت شده که به یک انقلاب ضرورت دارد.
سوم: سیدمنصور و افرادش استعداد اجرای این انقلاب را ندارند. آنها در اجرای این کار مستعد نیستند. ورنه سیدمنصور نادری اضمحلال سیستم خود را تا آخرین لحظه های حیات تماشا خواهد کرد و با رفتنش از دنیا بعد از هرج و مرج کوتاه مدت میان اعضا خانواده اش که از سیاست بی بهره هستند، به سیستم و داعیه سید منصور نادری نقطه پایان گذاشته خواند شد.
طرفداران احمد شاه مسعود به احزاب سیاسی زیاد تقسیم می شوند که هرکدام تا دیر زمانی در وفاداری با آرمان های احمد شاه مسعود فعالیت خواهند کرد.
حالا که افغانستان در کشاکش تغییر نظام سیاسی و بقای نظام ریاستی قرار دارد، فقط آن جنبش یا نیروی سیاسی می تواند در آن نقش داشته باشد که با پختگی سیاسی مجهز باشند. تفنگ و تکفیر کردن جایش را به کار سیاسی میدهد. در سیاست نه تنها مردم مهم است، به مغز های متفکر سیاسی سوق دهندة مردم نیاز بیشتر میگردد.
نظرات
180 دیدگاهمقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
مقایسه مردک کثیف جنایت پیشه همرای یک عالم دین و رهبر معنوی ملیون ها اسماعیلی ناصواب است.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سلام همه گفته ها تان را در باره دو شخصیت خواندم ولی ندانیستم که چرا شما این دو شخصیت را مقایسه کرده بودید ؟
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
hey hey hey ... stop ma az polkhomri hastam wa tamame omram ra anja gozashtandam . kodam aalam deen ? ke mega ke said mansor alam deen hast? tu yak sharabi , ayash ke faqat dar dar pulkhomri aayashi karash bod ba Yak qahraman e ke khonesh ra ba khatare ahdaaf wa keshwarash dada moqayesah mekonid ? pesar hai said mansor , Said jafar . said jawid, said olfat inha kasani hastand ke ba estefada az peri padar hama roz balai dokhtar ha tajawoz mekardand ! man yakish ra ba yad daram ke dokhtar ra az khana ba zoor kashed wa ba khod bord? Mansor naaderi yak ayash wa sharabi faased cheze degar nist . man namedanam ke in agha chura an ra ba Masoud moqayesah karda! man hata nawase Said mansor bacha ha ra tajawoz karda bod wa an bacha dar maktab ke man dars mekhandam dars mekhand!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
مسعودوف قهرمان مُلی و قاتل هزاران کابلی
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
چه ضرورتی به مقایسه دارید
۱ مسعود رهبر نظامی سیاسی بود، زمانی که طالبان دره کیهان را گرفتند نادری مانند گدا از مسعود میخواست کمکش کند تا افغانستان خارج شوند نادری به کمک مسعود توانست که به تاجکستان بیایند البته با ۱۴ تن اعضایی خانوادیش. نادری یک رهبر مذهبی است مسعود قهرمان ملی.
کابل پرس? ! چطور بخود حق میدهی که یک قهرمان ملی را بآ یک شخص بی سواد اخند خر مقایسه کنی، ایا مغزت پوده است یا کون لیس جعفری های کافر استی.
کوهدامنی
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای،!
سید منصورنه رهبر مذهبی است، و نه یک آخند. اونه خصلت واخلاق رهبر مذهبی را داراست ونه دانش یک آخند را.اورا رهبر مذهبی نامیدن ننگی است بر دامان مذهب.او یک رهبر خودساخته وخود تراش است.
آقای ،!جعفری ها ی واقعی را کافر خطاب کردن ناشی از جهالت است. زیرا امام جعفر صادق قرار اسناد تاریخی استاد ابو حنیفه یکی از چها رصاحب مذهب اهل تسنن بود. لذا پیروان چنین شخصیت بزرگی را کافر شمردن نمایندگی از جهالت می کند. آنانیکه به نام مذهب جعفری تبلیغات زهر آگین میکنند و به نفاق و شقاق و تعصب مذهبی دامن میزنند جعفری حقیقی نیستندوحساب آنها از جعفری ها جدا می باشند.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
یک برادر پشتون ما به یکی از مریدان سید منصورنادری گفته بودند که عجب یک رهبری خوبی دارید اما افسوس که شما قدروقیمت این شخص را نمیدانید کاشکی سید منصور پشتون و رهبر ما میبود همینقدر که اشاره شد عا قلان را کافی است.
با احترام
هدایت الله
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
awghan ghool tu ra che gharaz ba amadan enja . tu bro entehar ko ke panjabi ha khosh shawand . shuma ke in watan ra ba sharq wa gharb beshtar az 7 bar ba emzaa dar sanad ha forokhtied ke ta emroz mardom ba khatere haman emzaah ha ke yakish Durand bashad khon mekhorand wa khon merezand! Agar shuma( Golbedini) nokar ISI nameshudin wa balai kabul raketparani namekardin degar hich jang dar kabul nabod ! waqte Masoud poze shuma wa paki ha ra dar khaak maalid delake tan kheli koft kard !?
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای ی
همانطور که هر شخصی از فامیل خویش نمایندگی مینماید هر عضو جامعه و یا هر عضو یک جریان سیاسی و مذهبی از رییس فامیل خویش و یا از رهبر خویش نمایندگی مینمایند من منحیث یک افغان بیطرف از همه جریانات سیاسی افغانستان باید عادلانه بگویم تا جاییکه من پیروان شهید مسعود را از مارشال صاخب گرفته تا همه ایشان میشناسم همه مردمان پالیسی باز و دو رو میباشند اما پیروان سید منصورنادری همه مردمان بسیار صادق ووفادار به جامعه ومردم خویش میباشند که همین عمل آنها نیزنمایندگی از اینکه کدام رهبر خوب است وکدام بد بخوبی کرده میتواند
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
به جواب سيد قادرنام دوستى تو به سيد منصور نادرى همان دوستى خرس با أدمى زاد است كه با يك تعريف لوده مابى سبب اين همه دشنام به ادم ريش سفيد شديد وشما ازجمله همان نادانان زمان خود هستيد كه احمقانه جيزى را مى نويسى وعاقبت ان را بى اطلاع هستيد افسوز وصد افسوز به سيد مظلوم بيكس كه يك ادم دل سوز صادق كه اورا درين ييرانه سرى أش بجاى كه به عزت وابرو محافظت شود اول اورا درين سايت تعريف غلو أميز كرده بدهن مردم اوباش ولوجك مى دهيد درحاليكه دركذشته به ادعاى عده اى افراد دانشمند وسياست مدار وعاقبت انديشان مانند جنرال حسام الدين وسيد ظاهر أغا حاجى عبدالله مرحوم وشاقدم خان اورا مشوره هاى خوب ميداد كه داراى ابرووعزت بود ولى با جوانك هاى كم تجربه نو بدولت رسيده جوانبش روزكار اين سيد بيكس را خراب مى بينم( على اقا )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
همین قهرمان ملی نبود که بخاطر پولهای عربستان سعودی با سیاف وهابی یکجا شد و هزاره ها را قتل عام کردند. آیا هزاره در ترکیب ملی نیست؟ قرمان کدام ملت؟
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
برادر عزیز احسان جان
فقط میخواستم برایت تصحیح کنم که امام جعفر صادق (ع) پیشوا و رهبر فرقه ی اسماعیلیه نه بل راهنما و قانونمند ساز مذهب جلیله ی تشیع عثناعشری میباشد؛ ایشان زیر نام موءسس مذهب تشیع؛ در دوباره شکل گیری, قانونمند شدن و اصولبندیی ایمان وشیوه های عبادت در اسلام, بعد از منحرف شدن مفاهیم یادشده در دوران خلافت امویها و ماقبل آن؛ نسبت به سایر امامان مذاهب چهارگانه؛ پیشتاز و آغازگر بوده اند, در حالیکه همین تشیع از آغاز ظهور اسلام در قلب های مهر پرور مومنین, با شدت تمام خود وجود داشته که بطور خیلی ساده, معنی دوستی با امام علی(ع) را دارد.
و آنیکه شما در پی معرفی شان شدید, برادر بزرگ آن حضرت بزرگوار؛ جناب اسماعیل بودند که مذهب اسماعیلیه منسوب ایشان میشود.
با عرض حرمت
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
به اينن فوتو بنكريد كه اين روحانى قلابي در نزد كر زى مانند دلقك ،نشسته .از اول تا اخر حرفش ،دسيسه وتوطيه اى است .كه خود را خادم وفادار وخلقه بكوش او تلقين مى كند .ولى كر زى احمق غافل از انست كه اين كرك يير جندى قبل اين ريا كويي ودنانت خود را به نجيب انجام داد ودر اخر أولين كس نمك حرام بود كه اورا به ان سرنوشت مواجه كرد .با مجددى همين معامله را كرد .در زمان ربانى شهيد جندين دروازه مكيدن به او ميسر شد وحتى دوصد هزار دالر را از كلب الدين راهم كرفت واورا فريب داد .وسر انجام به هردو دشنام داد وبا طالبان نيز رفت وامد را شروع كرد تا اينكه از امريكايي ها مليونها دالر را كرفت وبه سرمايه كذاري اغازيد وبيك سرمايه دار مبدل شد واكنون كه موعد ختم حكومت كر زى است .شب را با يكى وروز را را با ديكري در فكر معامله است .واين سياسيون ائنده نيز أكاه باشند كه با شما نيز جنان خواهد كرد كه با اسلاف تان نموده است . وحتى با ولى نعمت أش جناب والا حضرت كريم اقا خان در مخالفت ومخا صمت اغاز كرده ودفاتر اورا بد نام ميكند كه به به اساسات دين معتقد نيستند در حاليكه تمام افعال خلاف شرع را خود اغاز كر بوده ولى در كهولت سنى مانندزاهد ياك نفس تمثيل مى كند . من به كر زى احمق متأسف هستم .كه يشت سر را نكاه كن جز از سايه خود هيج كس را نداريد .كل احمد
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
من با اين مقايسه دوشخصيت كه كاملا باهم فرقهاى فاحشدارد موافق نيستم زيرا احمدشاه مسعود بيك رهبر سياسى تمام عيار تبديل شده بود كه در اثر زحمت ومقاومت خود بعد از سقوط نجيب بيك قدرت كه جهان را متوجه خود كرده بود مبدل شده وقدرت مند ترين حريف سياسى أش كه حكمتيار بود تاهنوز هم از صحنه سياسى اخراج كرده وبه تنهائى عليه تمام ترويستان بين المللى وحكومت ياكستان وتوطيه جهان عرب مقابله كرد وسر انجام بعد از شهادت او تا ساليان متمادى نامش جاويدان است وعلى الرغم مخالفت دستكاه دولتى نامش درتقويم كشور درج وسالروز شهادتش در سراسر جهان با جلال وابهت تجليل مى كردد واز خودكادر هاى كه هميش موقف دوم را درحاكميت دارند بجا كذاشته است ولى سيد منصور نادرى فاقد اين سجايا است كه اصلا بايك قوماندان احمد شاه مسعود قابل مقايسه نيست سيد منصور همه امتياز را بخود وفرزندانش مى خواهد كه هيج يك در عرصه سياست با كادر هاى احمد شاه مسعود برابر نيست واو دوكادر كه تقريبا شناخته شده بودند نه تنها از خوود دور نموده است بلكه در اثر نزديك شدنش با دستكاه حاكم يكى از خواسته هايش موقف نكرفتن اين دو كادر سر شناس دردولت است كه در عرصه جنك تاحدودى ١-جنرال سيد حسام الدين حقبين مطرح است كه اودرسياست دودهه نقش تعين كننده داشت ٢ جنرال سيد ظاهر اكبرى كه او جوان تحصيل كرده تا سطح معين وزارت خارجه ونيز يك دوره ٤ ساله هم به حيث سفير كبير جمهورى أسلامى افغانستان در كشور بزرك قزاقستان وظيفه أجرا كرده است كه هردو هم ازلحاظ موقف سياسى در انزواى مطلق قراردارند وهم از لحاظ اقتصادى در اثر تحريمات سيدمنصور عليه هردو به منزلت صفر تقرب كرده اند كه با اين عمل خودسيد منصور به فرزندان اين دوشخص بزركترين ظلم را رواداشته است كه فرزندان هردو كه درحقيقت ازبستكان نزديك شان با عقده مندى كامل با رخواهند امد در حاليكه سيد منصور از لحاظ اقتصادى رشد بيشتر نسبت به كذشته را داشته است برادرسيد منصور به اسم سيد سعدى نادرى كه نيز تحصيل كرده وسياست مدار مطرح است تا سطح سفارت را درهند وايتاليا إيفاه وظيفه كرده است نيز بدور از سياست نكهداشته شده است كه معلوم است سيد منصور به او نيز نظر نيك ندارد كه او داراى فرزندان تحصيل يافته است كه أنان نيز درين بى عدالتى ها عقده مندبارخواهد امد لذاسيد متصور سليقه سياست ودانش سياست را مطلقا ندارد در حاليكه احمد شاه مسعود نه تنها خانواده أش بلكه تمام كادر هاى شائسته دره ونيز نفوذش در سراسر افغانستان يور رنك است وهمين أكنون در حاكميت حالت نزاع سهم برابر را دارد ولى از سيدومنصور بدرجه صفر است نه خودش مى خواهد كه إفرادش مشهور كردد ونهم دستكاه حاكم نسبت جوى حاكم مخالفت خانوادكى رغبت مقررى أنانرا ندارد واكر سيد منصور مى خواهد كه در حيات خودش خانواده را از بحران وتشدد نجات دهد نخست ازرده خاطر هاى خانواده را جبران كند ودرين عرصه سيد سعادت تاجر وسيد داودوكيل سيد منصور را مساعدت ونظر نيك داده تا أز شكست وريخت بيشتر وقايه وبه مرمت خرابى ها توجه جدى كنند زيرا در موجوديت سيد منصور اكر اين خرابى ها باز سازى نكردد وبعد ازخودش اين دوشخصيت درد ديده به يسران سيد منصور تمكين نكردهدرفكر انتقام افتيده وضع اين خانواده راازاينهم وخيمتر وحتى بسوى نابودى دائمى مى كشاند( جمشيدً)
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
ba khoda dadagan seteza makon Khoda dadagan ra khoda dada Ahmad sha Masoud ra moqaesa namodan ,ba Abo Moslim Khorasani, Che kubara, Mohatma gande,Napiloen, moqaisa noma hanoz ham kam ast.wa Salam
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
أقاى حقكو سلام خدمت شما دارم ! وثانيا من هدف شمارا از مقايسه اين دوتن هيج ندانستم زيرا ما همه دربطن ونفس حوادث شخصيت ساز جهاردهه بحرانى كشور رشد كرديم وهمه قضايارا بدرستى مى دانيم كرجى من به جناب سيد منصور أغا مخالفت ندارم واحترام نيز دارم ولى اورا با احمد شاه مسعود كه غربى ها لقب شير ينجشير دوكول فرانسه وجيكواراداده است با يك سيد كه نتواند خانوداه أش را متحد وراضى نكهدارد ومانع رشد انها درين شرائط كردد وتحريمات اقتصادى را عليه خانواده خود وضع وإعلان دعواى حقوقى را كه همه كيفيت انرا ميدانيم ويا خصومت مانع موقف اين دو عضو كليدى خانوداه أش كه هردو را مردم افغانستان بدرستى مى شناسند وضرر شان بكسى هم نرسيده است ودلائل مخالفت را نيز كسى به وضاعت نميداند نمايد جكونه قابل مقايسه با شخصيتى كرد كه لقب قهرمان ملى رادارد وبا شهادتش جهان تغير خورد مقايسه نموديد كه فكر مىيكنم كه عدالت را رعايت نكرده ايد كه من اهداف شمارا درك كرده نتوانستم. اميد وارم كه لطف فرموده منظور وهدف خودرا روشن سأزيد ممنون خواهيم شد با تقديم احترامات مجدد(جعفر كوهستانى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
اگر به تاریخ تحولات اجتماعی دقیق شویم ،در واقع مسألۀ که اساسی ترین نقش را در امر رهبری ایفا می دارد، رهبری در جامعه می باشد که همواره بمثابۀ مهمترین عامل در تعیین سرنوشت مردم و آحاد ملت تلقی گردیده است. بشر در طول تاریخ در هرمقطعی از حیات اجتماعی خود ناگزیر از زندگی کردن با رهبر بوده است؛ زیرا رهبر بعنوان مغز آگاۀ مردم زمان خود خوانده شده که جامعۀ تحت رهبری او قادر به شکستن معیارهای دُگمی و چوکات های مهجور سنتی که بسان قانون شکست نا پذیر تصور میشود، می گردد. علاوتاً، لازمۀ رهبری داشتن تحصیل ودانش، فهم و تدبر، اندیشه و عمل است؛ رهبری بدون دانش، فهم و تدبر فاقد ارزش است، شخص رهبر باید فهم تشخیص دادن را همراه با خصال شهامت روحی در خود حفظ کند. در موارد حساس شخص رهبر باید تشخیص بدهد که چه وقت باید به اقدام بپردازد و چه وقت از عمل خود داری کند. چه نوع روش و پالیسی را اتخاذ کند که مردمش در کمال آرامش بسر برده و از گزند و خطرات احتمالی در امان بماند. جامعه شناسان می گوینداگر ملتی چنین مردانی بافهم، مدبر و خویشتن دار نداشته باشد، سخت فقیر و درمانده خواهد بود. در عین حال اگر اندیشه و عمل در وجود رهبر یکجا نباشند، و آنرا در خدمت آرمان مردمش قرار داده نتواند، یک رهبری منفی بوده که جز شکست خود و نکبت و ذلت مردمش چیز دیگریرا تجربه نخواهد کرد. صفحات تاریخ بشر پُر است ازین نوع رهبران خود ساخته و منفی باف که اثرات سوء رهبری آنان برای نسل ها به میراث رسیده است. سید منصور نادری نیز ازین قماش رهبر خود ساخته است که مردم اسماعیلیه سوء رهبری اورا عملاً دیدند وبا جان وروحش لمس کردند.
سید منصور در اثر تحولات شرایط ناهنجار تاریخی مملکت که با الاثر یک طبقه ی مزدور ووطن فروش در اریکه ی قدرت تکیه زد و سید منصور با اغتنام از جو وفضای هرج ومرج پیش آمده چند روزی در خدمت رژیم وطن فروش در آمد وصاحب فرقه ی عسکری و تشکیلات ملیشه ی گردیدکه البته ستون فقرات این تشکیلات را نیرو وپوتانسیال جوانان مردم اسماعیلیه تشکیل میداد. اما سید منصور این نیروی مردمی را خائنانه در خدمت منافع استراتژیک رژیم وطن فروش وباداران خارجی اش قرارداد و دلقکان و تبلیغچیانش این خدمتگذاری بر اجانب را به عنوان" رهبری" که یک فیصد خصایل رهبری هم در او دیده نمی شد، به مردم جا زدند که تا امروز نشه ی آن خدمتگذاری دست از سرش بر نداشته و برای رسیدن وتحقق آن رویا ی ننگین طرح های عدیده را پی میریزد. واین ضر ب المثل عامیانه که می گوید:" وقتی قافله بر گشت خر لنگ قافله سالار میشود." مصداق حال اوست.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای کوهستانی این تعریفات را در باره کسی که مزدور وقراردادی روس های جنایت کار بود واقعاً قبوی دارید.بعد از مردار شدن این جنایت کار قاتل چی تغیر کرد در جهان؟جنگ در افغانستان طبق یک طرح پلان شده قدرت های بزرگ پیش میرود.تاوقتی که به جنایت کاران ابلهی چون مسعود اوف مزدور روس احتیاج داشتند اورا نگهداشتند ولی وقتی که احتیاج نداشتند به جنم روان اش کردند تا جزای اعمال جنایت کارانه خود را ببیند.کشته شدن اش هم نه توسط کامره عرب ها طوری که ادعا شده بلکه توسط افراد نفوذی که دربین این دزدان وچپاولگران قاچاق فروش داشتند.همین امروز بازمانده گان این جنایت کار در قاچاق مواد مخدر وآدم ربایی ها وصد جنایت دیگر دست دارند.شیر پنجشیر روباه کابل وسگ پایچه گیر افغانستان که باهم جنگید وهیچ کاری هم از پیش نبرد.خکمتیار امروز یکی از شخصیت های مطرح کشور است ودزد های قاچاق فروشی چون فهیم ودیگر دزدانش هیچ کاری نمی توانند.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
جناب شاکری شیطان!
معذرت میخواهم،از تو کرده خری کور ولنگ در دنیا پیدا نخواهد شد،بدلیل اینکه خودت به هیچ دین و مذهبی ارتباط نداری بجز از امین و حزب خلقش، امین خودش یک بیدین و لا مذهب بود و تو و امثال تو امروز گادی آن شیطان بزرگ را مانند چوچه های شیطان پیش میبریید،ای وای به شما خران بی دم که حالا میخواهید با این منافقت در بین مردم افغانستان عزیز تفرقه بیندازیید،چوچه های ابلیس و یهود یک کمی شرم کنید.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای گل احمد سلام
به شما یک اشاره می رسانم، پیش ما دو نفر باشد.
افریقایی های را که شما از انها پیرویی می کنید، چه برتری بر روس دارد.
امریکایی های را که شما از آن انتقاد نمی کنید چه امتیازی با روس دارد.
کوچی، طالب و اربکی چه خوبی نسبت به ملیشه ها دارد.
شما در این پیام از چوکات معمول تان خارج شده و نفرت تا را تبارز داده اید تا تفکر و تعقل
خدا کند به نقد های تان که همواره مستدل و موثق اند، ادامه بدهید. از دشنام و ابراز نفرت بپرهیزید.
روس ، پاکستانی امریکایی و افریقایی در افغانستان منافع مادی دارند.
مذهب چیزی نیست که از افریقا یا امریکا یا پاکستان به ما صادر شود.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
یک فرق بسیار بزرگ بین این دو نفر را فراموش کردید:
مسعود یک جنایتکار هست که دستش به خون دهها هزار کابلی آغشته است و سید منصور نادری یک رهبر صلح خواه است.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سید منصور نادری را میتوان به مانند یک کوه استواردر تمام عمر سیاسی عصرو زمانش دانست و شهید احمد شاه مسعود را همچنان.
برادران عزیز مفهوم مقایسه این دو ابر مرد تاریخ که یکی به ابدیت و جاویدانگی پیوسته و دیگری چون خار چشم رقیبان داخلی و خارجی اش زنده و حیات است و حریفان سیاسی و مذهبی خویش را به بیچارگی و ذلت واداشته است این است که دشمنان واقعی این دو ابر مرد و نابغه های سیاسی کشور، این هردو را میخواهند توسط دوستانشان یکی را توسط دیگر به ردو و بد گفتن ترغیب نمایند و خود شان مانند انگلیس(تفرقه بیندازو حکومت کن) تماشا بین باشند و از این کارشان لذت ببرند،در واقعیت امر این است اصل مقایسه این دو شخصیت .
بنآ از تمام دوستان واقعی این دو شخصیت عالیقدر تقاضا میگردد تا فریب دشمنان را نخورده و این پلان دشمنان را درنطفه خنثی سازند.
با احترام به تمام دوستداران این ابر مردان تاریخ کشور ما
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
چگونه « آدم » ( خر ) شد ؟
وختی سوارت شد ، یا او بمیرد ، یا تو .
تا « تو » خری ، خر خری و خریت است ، او پیاده نمی ماند .
سوارت است .
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای حق گوی!
از نبشته تان بیشتر چنین برداشت می شود که شما یکی از زیردستان مخلوع آقای نادری هستید چون بیشتر گله مندانه او را متوجه اشتباهاتش کرده اید که مثلاً چرا مشاوران خارجی دارد و غیره.... خوب است این هم یکی از طریقه های انتقام گرفتن از باداران است... اما حماقت تان وقتی ثابت شد که او را با شخصیتی چون مسعود مقایسه کرده اید... آهن را نمیتوان با الماس مقایسه کرد... چون ذاتاً از هم متفاوت هستند... در آینده اگر خواستی کسی را مقایسه کنی این موضوع را در نظر بگیر که آن دو مقایسه شونده باید از هر لحاظ موقف مساوی داشته باشند... کور باد چشم این یاوه سرایان که همیشه اتهام های بی مورد را به شخصیت های جهانی مثل مسعود وارد می کنند... چون خود و رهبران شان هرگز نخواهند تنوانست به خاک پای مسعود برابر شوند...
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای ملم!
هر کی را دست بهم صحبت دانا نرسد.
هرگز از مرتبه پست ببالا نرسد.
در آینده اگر خواستی در باره شخصیت ها چیزی بگوی قبل از آن فکر کن. اگر بیسوادی و علم و دانش نداری لطف نموده از یک انسان دانشمند پرسان کن!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
ملهم لوده شاید خودت کدام پنچشیری باشی که مسعودف را الماس گفته ای کجا او بز و کجا هم سید منصور آغا
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سلام بدوستان!
بجواب گل احد و تعدادی از فرومایگان مجهول الویه که در باره شخصیت ها بخصوص جناب الحاج سید منصور نادری حرف بدور از اخلاق و آداب انسانی گفته اند باید گفت که آفتاب هیچگاه بدو انگشت پنهان نمیگردد. بناحق خود را ناراحت نسازیند!!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
هر دو احمق بودنند، هستند و خواهند بود. چون یکی تنها به خانوادهاش و دیگری تنها به قومش می اندیشید. یکی با مذهب و دیگری با سلاح قدرت میخواستند.تاریخ هر دویشان گذشت و مانند اشغال داخل اشغال دان افتادند یا که انداخته شدند.در افغانستان هیچ ادم یا مدیری را پیدا نخواهی کرد که فراقومی و فراخانوادگی سیاست کنند.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
دوستان عزیز! این سایت زیزی نام کابل پرس? از حد و حدود خود بیرون آمده است و معلوم است که منشعت از کدام گروه افراطی دارد.و این شخص کوردل که خودش نیز در شبکه روشن کارمیکند و بخانه ی خود سنگ می اندازد و به دیگران تهمت را واه میدارد.
باید بعرض برسانم که قوت و ضرفیت سید منصور باعث می شود که گاه گاهی انسان های کوردل چون این انسان بی کاره که این مقاله را نویشته است به تهمت بندی می پردازد.سید منصورنادری از همه مسائیل خورد وریزه چون رسیدن به کرسی وزارت و دیگرمسائیل را حتی ننگ بخود و خانواده اش می داند.چون وی یک رهبر قوی ملی است که به یک قوم و یک مفکوره خلاص نمی توان کرد.وی یک شخصیت کاملاً مجزا از افراد کرسی طلب است.همیشه بلای شاگردانش مانند انجنیرصاحب شهید مسعود ترحم داشته،زمانیکه طالبان کوردل کابل را تصرف کرد مسعود برای باراول دست کمک را بسوی پیرخود سید منصورنادر دراز کرد که جوانمردانه به آن صدا جواب مثبت داده شد.سید منصور از پیش بیش دربین مردم افغانستان پرنفوذترشده و در هرولایت افغانستان نام سیدمنصور کافیست.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
اگر حقیقتآ بررسی شود سید منصور نادری یک شخصیت بسیاربسیار عالیقدر و مصلح و خیر خواه است و تا جاییکه ما دیده ایم همیشه بطرف صلح و برادری قدم میگذارد.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
هراتی بچش، هر کس که به مسعود کمک کرد خائن است