راست: سید منصور نادری و چپ احمد شاه مسعود
سید منصور نادری و احمد شاه مسعود دو شخصیت مربوط اتحاد شمال افغانستان بودند که هردو باهم مشابهت های دارند، ولی تفاوت زیاد میان شخصیت، عملکرد و رفتار هر دو آنقدر زیاد است که مقایسه آنها بهترین موضوع عصر جنگ افغانستان را روشن می سازد.
برای توصیح بهتر این نبشته مقایسه یی را در چند بخش (چطور بود، چطور شد، چرا و چه خواهد شد) تقسیم می کنم.
1. چطور بود؟
1. سید منصور نادری در اکثر ولایات افغانستان حتی محلات پشتون نشین مانند جلال آباد نفود داشت.
فعالیت های احمدشاه مسعود در آغاز تنها در دره تنگ و تاریک پنجشیر محدود بود.
2. نفوذ سید منصور نادری بالای اقوام هزاره، تاجک و حتی پشتون ها موجود بود.
احمد شاه مسعود بر ساحات قومی تاثیرات نداشت و تنها پنجشیر نمی توانست جای قوم را بگیرد.
3. سید منصور نادری در آغاز مردم را با زور تفنگ و تهدید تابع نکرده بود، مردم داوطلبانه از وی حمایت و اطاعت می کردند.
احمد شاه مسعود مردم را با تهدید و تفنگ تابع خود ساخت و گروه شورای نظار را اول بالای مردم تحمیل کرد و بعد فعالیت های آنرا با منافع قومش آشنا کرد.
4. سید منصور نادری با استفاده از این سادات بودن و موقف مذهبی و اجتماعی اسباب احترام مردم را نسبت به احمد شاه مسعود جلب میکرد.
احمد شاه مسعود تاجک بود که هیج نوع تقدس و القاب روحانی نداشت و پذیرش وی از طرف مردم برای مسعود دشوار تر از سیدمنصور نادری بود.
5. سید منصور نادری امکانات بزرگ مالی، جایداد و منابع مطمین و دایمی پولی را در اختیار داشت و احمد شاه مسعود از صفر آغاز کرد تا کمک های سرسام آور خارجی را بدست آورد.
6. سید منصور نادری در زمان حکومت های ببرک کارمل و داکتر نجیب الله بیش از ده سال در ولایت بغلان و صفحات شمال افغانستان حکومت کرد که همه امکانات دولتی ، فرقه هشتاد ارتش و پست ولایت را در اختیار داشت که از طرف دولت تمویل میگردید.
احمد شاه مسعود نه تنها این امکانات را نداشت، بلکه زیربمباران طیارات دولتی در مغاره ها و مخفیگاه ها زندگی میکرد.
7. سید منصور نادری دارای مرکز فرهنگی مانند (کانون فرهنگی ناصر خسرو بلخی) و همچنان شانس استفاده از دانشمندان، نویسنده ها ، پژوهشگران، نظامیان و روحانیون را داشت.
احمد شاه مسعود تنها نهادی نظامی، سیاسی و استخباراتی شورای نظار را در اختیار داشت که همه فعالیت های فرهنگی و نظامی اش را در آن گنجانیده شده بود.
این بود خصوصیات، امکانات، توانمندی و ناتوانی دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان ، اکنون در بخش (چطور شد) تفاوت و توانمندی این دو شخصیت را در استفاده از امکات گفته شده برمی شماریم.
چطور شد؟
اکنون موقعیت کنونی و قابلیت زیست سیستم های ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود و سید منصور کیانی را با یکدیگر شان مقایسه می کنیم . در بخش اول نام سید منصور را اول و نام احمدشاه مسعود را دوم می نوشتم، در این بخش از نام احمد شاه مسعود شروع می کنم. زیرا در این بخش طرف مسعود بر منصور سنگینی می کند.
واضح است که احمد شاه مسعود کشته شد و سید منصور نادری زنده است، فکر نمی کنم زنده بودن سید منصور امتیازی بر کشته شدن احمد شاه مسعود باشد. سخن در باره موثریت کار آنهاست.
1. سیستم احمد شاه مسعود ده سال حکومت کرزی و حضور جامعه جهانی را از یک دست به دست دیگر می انداخت و کلیدی ترین مقامات دولت را در دست داشت که کرزی و جامعه جهانی قادر نیستند به آسانی آنها را از قدرت دولتی حذف کنند. این سیستم در مقابل نیرومند ترین دستگاه های غربی و شرقی در مقابله است و با دادن قربانی هنوز تاثیرات شان را اعمال می کند.
سید منصور نادری چند چوکی پارلمان را با تقلب، بی آبرویی، و جنجال برای خود اعضای خانواده اش (فرخنده زهرا نادری دخترش، سید داود برادرزاده اش) بدست آورد که هرگز نمی تواند مانند قدرت عمل کند و در حال دفاعی و ترس ، گریز و فرار زندگی می کند.
2. طرفداران احمد شاه مسعود می توانند جنبش ها، ائتلافات و احزاب را رهبری کنند یا در آنها سهیم باشند و مانند عامل و محرک در جامعه کار کنند.
طرفداران سید منصور نادری حزب نام نهادی پیوند ملی را که نمی تواند عامل قدرت باشد، ثبت کرده و تفکر سیاسی در این حزب موجود نیست.
3. ساحه نفوذ و تاثیرات مسعود از دره تنگ و تاریک پنجشیر به سراسر افغانستان پخش شد.
قدرت سید منصور نادری به چند طایفه شیبر، بهسود و نیکپی محدود گردید که روز به روز رو به اضمحلال است.
4. احمدشاه مسعود گویا قهرمان ملی می شود و سید منصور نادری قهرمان طایفه. قهرمانی سید منصور پایین تر از سطح قبیله است.
5. طرفداران احمد شاه مسعود برخاسته از یک دره، افغانستان را بدست گرفتند.
سید منصور نادری قدرت بغلان و صفحات شمال افغانستان را از دست داد و حتی در زادگاه اش دره کیان جای امن برای زندگی دایمی ندارد.
6. احمد شاه مسعود بعد از مرگش مقدس شمرده می شود. مخالفین و دشمنان مسعود از جمله حامد کرزی به مقبره مسعود رفته ادای احترام کردند.
سید منصور نادری در حال حیات احترام خود را در میان مردم و حتی مریدانش از دست میدهد.
7. احمد شاه مسعود بعد از مرگش حکومت می کند و سید منصور نادری در زندگی رو به زوال شده است.
در بخش اول (چطور بود) و بخش دوم (چطور شد) موقف ، موقعیت و فعالیت دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان در گذشته و حال تشریح شد که گذشته و حال هر دو کاملا معکوس میباشد. هر خواننده ایکه در این نقطه مقاله برسد، سوال خواهد کرد که چرا چنین بوده است. در بخش بعدی (چرا؟) به سوال خواننده پاسخ ارائه می شود.
چرا؟
علت های که اضمحلال سید منصور نادری و پیشرفت طرفداران احمد شاه مسعود را می سازد، قرار ذیل است:
1. احمد شاه مسعود بر گروه ، همرزمان و قومش می اندیشید و سید منصور نادری بر خود خانوداه اش.
2. احمد شاه مسعود همرزمان و قومش را با قدرت و امتیازات مادی شریک می ساخت و سید منصور نادری همه امتیازات را به خانواده اش منحصر می کرد.
3. احمد شاه مسعود در سیستم کاری اش تقسیم کار و مسوولیت را ایجاد کرده بود که کار به اهل کار سپرده می شد.
سید منصور نادری در تقسیم مادیات و مسوولیت ها کاملا غیر عادلانه غیر علمی و ناعاقبت اندیشانه عمل میکرد و همه طرفدارانش را در محرومیت مطلق از امتیازات مادی و معنوی نگهداری میکرد. این کار عقده های حل ناشدنی را در میان افرادش بوجود می آورد.
4. احمد شاه مسعود از افرادش دفاع میکرد و در رشد و ترقی به آنها یاری می رساند که فضای اعتماد ، همدردی و صمیمیت را بوجود آورده بود.
سید منصور نادری از رشد و ترقی افرادش هراس داشت و نمیگذاشت که آنها شخصیت و شهرت شان را در میان مردم تکمیل کنند. هر کس داشت محبوبیت لازم را حاصل میکرد، با شیوه های مرموزی از میان برداشته می شد که مثال های زیاد در این باره موجود است.
5. هم احمد شاه مسعود و هم سید منصور نادری از خطرناکترین سیستم استخباراتی، زندان های شخصی و گروه های تروریستی را در اختیار داشتند که احمد شاه مسعود از آن بر ضد دشمنان خود استفاده می کرد ولی سیدمنصور نادری در نابودی طرفداران و دوستان خود.
6. احمد شاه مسعود در پیشبرد امور مهم، تشکلاتی داشت که از افراد با اعتماد خودش استفاده میکرد، سید منصور نادری مشاوران خارج از مردم، قوم و طرفداران را با خود داشت که آنها دلچسپی های سیاسی خود را داشتند. این مشاوران سیاسی به ارزش های محلی و مردی اهمیت قایل نبودند، از سید منصور نادری بخاطر بقای حیات سیاسی خود شان کار میگرفتند.
در بخش های فرهنگ همه کار های سید منصور نادری بدست افراد بیگانه از مردم و منطقه قرار داشت و به فرهنگیان محلی موقع رشد داده نمی شد. این کار سید منصور، محرومیت های را بوجود آورد که به تدریچ به عقده و کینه تبدیل شد و همه افراد قلم بدست با دل پرعقده از سید منصور دور شدند که اکنون سید منصور زیان های زیاد را از این ناحیه می بیند.
7. سیستم و یاران احمد شاه مسعود با وجود که دچار تجزیه و تفرقه شده اند، می توانند، در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری با کرزی که در حقیقت دشمن سرسخت هردو(احمد شاه مسعود و سید منصور نادری) است، دست و پنجه نرم می کنند، ولی سید منصور نادری بخاطر تهدید مردمش حامد کرزی را به کیان دعوت می کند که مخالفینش را بترساند. یعنی سید منصور نادری پالیسی درازمدت و دوراندیشانه ندارد، دست به تکتیک های موقت، کم دوام و گذرا می زند. زیرا مشاوران سیاسی و فرهنگی بیگانه، نبودن مغز های متفکر دلسوز و قحط الرجال، سید منصور را به وضع آشفته و سراسیکه گی مرگبار قرار داده است.
8. پایه های مردمی سید منصور نادری و احمد شاه مسعود در خارج از افغانستان هم مقایسه دلچسپی خواهد بود.
سید منصور نادری در داخل از افغانستان در برابر افراد تابع و در خارج از کشور افراد آزاد، یک سیاست دارد. او نتوانست از اصل کهنه (امر پیر- قضای مرید) خارج شود و به رهبر سیاسی هوادارانش تبدیل شود. در سیاست سازش، انعطاف، آشتی، گذشت و تحمل و پذیرش مخالفین ضروری است که سید منصور نادری در خارج از افغانستان به همان شیوه های کهنه که خصومت و دشمنی را بار می آورد، عمل می کند.
نماینده های سید منصور نادری افراد بی سواد، مغرض، پولپرست، بی ظرفیت هستند که بجای آشتی و اتفاق همیشه در پی تفرقه، تکفیر کردن دیگران، توهین و دشنام و چغلی هستند. این افراد جبهه جنگ را علیه سید منصور داغ نگهداشته و او را در خور حملات مخالفین قرار میدهند. دفاع افراد نادان به ضرر سید منصور نادری تمام می شود. آنها به جای دفاع از سید منصور نادری به سید منصور دشمنان جدید را بوجود می آورند.
با این کار سید منصور نادری نه تنها محبوبیت خود را در میان مهاجران در خارج از افغانستان از دست داده است، بلکه نسل بعدی در مخالفت با سید منصور پرورش داده می شود.
پایه های مردمی احمد شاه مسعود در خارج از کشور هنوز قوی بوده، هواداران مسعود سالگرد شهادت وی تجلیل می کنند. زیرا روند پیشبرد داعیه احمد شاه مسعود در خارج از کشور از جانب روشنفکران و اهل فرهنگ و سیاست پیش برده می شود. ولی کار سیدمنصور بدست افراد بی سواد، کم تحصیل، فاسد، چاپلوس و منافق قرار دارد که فعالیت آنها اگر صادقانه هم باشد به ضرر سید منصور نادری تمام می شود.
9. طرفداران احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در مقابل رقبای نیرومند خارجی قرار گرفته اند. برای طرفداران مسعود رقیب نیرومند سیاسی و برای سیدمنصور نادری رقیب نیرومند مذهبی از خارج. طرفدراران مسعود از امکانات استفاده کرده اند که اگر بر رقیب غالب نیایند، حد اقل عمر سیاسی شان را طولانی تر کرده می توانند. اما سید منصور نادری بجای کار خلاق سیاسی که بتواند مشکلات داخلی را رفع و در مقابله با رقیب خارجی آماده شود، "زیرکانه" پایش را در دو حلقه دام بند کرده است. زیرا او مقاومت فرهنگی، سیاسی و مردمی را از دست داده و به شکل گروهی و آنهم اشتباه آمیز عمل می کند که به انزوای خودش منتج میگردد.
رقیب خارجی طرفداران احمد شاه مسعود، پاکستان، استخبارات غربی است که به کمک کرزی می خواهند به تدریج تاثیرات آنها را از سیاست افغانستان کم سازند که قتل جنرال داود، نورجهان، سیدخیلی و غیره از نموه های بروز هدف آنها می باشد.
در حال حاضر ما سیستم ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود را در حال مقاومت و سیستم سید منصور نادری را در حال اضمحلال می بینیم. مقاومت سیستم احمد شاه مسعود در آن است که به سیستم کاری، مستحکم تبدیل شده که مانند یک ساختار زنده و فعال عمل می کند و بدست افراد نسبتا مسلکی، با دانش و سیاستمدار پیش برده می شود.
سیستم سید منصور نادری بر اصل (امر پیر- قضای مرید) پیش برده می شود، علم، سیاست و تخصص در آن جای ندارد و گرداننده های آن افراد بی سواد، کوتاه بین و سودجو هستند که قابلیت درک و تفکیک منافع شخصی و جمعی را ندارند.
شیوه کار سید منصور نادری میان مردم بسیار کهنه است. زیرا از جانب افراد کم سواد، مطابق اخلاق و روش های طایفه و قبیله عملی میگردد. مثلا مجازات افراد که در وقت قدرت سید منصور نابودی حتمی فزیکی مخالفین بود، این کار برای سید منصور نادری هزاران دشمن انتقام گیر را بوجود آور که یک نسل پر از عقده و انتقام را در مقابل خاندان نادری پرورش داده است. در حال حاضر مجازات مخالفان سید منصور از طریق به انزوا قرار دادن مخالفین می باشد. مثلا ریشفیدان طرفدار سید منصور در جلسات طایفه یی یا قبیله یی شان فیصله می کنند که احمد شخص مخالف باید در انزوار قرار داده شود. ریش سفید یا نماینده سید منصور نادری در هر طایفه به اعضای خانواده های طایفه اش می گویند که رابطه شان را با احمد قطع کنند. به غم و شادی احمد اشتراک نکنند و احمد را در محافل و مجالس خانوادگی و قومی شان دعوت نکنند. اگر بخواهند مجازات احمد را تشدید کنند، آنرا با تکفیر یکجا می سازند. تکفیرکردن در میان اسماعیله های افغانستان اصطلاحات بسیار کهنه مانند (پیرگشته)، (بی پیر)، بی دین و غیره کار گرفته می شود.
مجازات افراد چیز فهم مطابق رواج طایفه و قبیله و تطبیق وحشیانه آن از جانب افراد جاهل و بی رحم، افراد مجازات شده را تحریک می کند که در فروریزی این دیوار های کهنه دست بکار شوند. جنگ شدید میان کهنه و نو شعله ور می شود. ارباب و ارثقال و کسانیکه خود را مدافع سید منصور نشان میدهند، از این جنگ سود می برند. زیرا مورد عنایت سید منصور قرار میگیرند، با سو استفاده از این موقف خود را میان مردم محترم وانمود می کنند و از کمک های لازم هم بهره می برند. کسیکه در این جنگ زیان می بیند سید منصور نادری است. زیرا همین افراد دلسوز و مخلص برای بادار شان دشمن می آفرینند، به دشمانش انگیزه می دهند که سید منصور نادری را هدف قرار بدهند و با چاپلوسی سید منصور نادری را به اشتباهات جدید ترغیب می نمایند. به این طور به تجارت شان ادامه میدهند.
در بخش (چرا؟) علت های تفاوت و پیامد های کار احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در ترازوی عملکرد آنها وزن گردید، اکنون در بخش آخر (چه خواهد شد؟) نتیجه گیری می کنیم سیر داعیه مسعود و منصور به کجا می رود؟
چه خواهد شد؟
اول: اگر سید منصور نادری دست به اصلاحات بزند در سسیتم کارش تغییرات وارد کند، معجزه خواهد بود که من به این معجزه باور ندارم.
دوم : اجرای اصلاحات آنقدر ناوقت شده که به یک انقلاب ضرورت دارد.
سوم: سیدمنصور و افرادش استعداد اجرای این انقلاب را ندارند. آنها در اجرای این کار مستعد نیستند. ورنه سیدمنصور نادری اضمحلال سیستم خود را تا آخرین لحظه های حیات تماشا خواهد کرد و با رفتنش از دنیا بعد از هرج و مرج کوتاه مدت میان اعضا خانواده اش که از سیاست بی بهره هستند، به سیستم و داعیه سید منصور نادری نقطه پایان گذاشته خواند شد.
طرفداران احمد شاه مسعود به احزاب سیاسی زیاد تقسیم می شوند که هرکدام تا دیر زمانی در وفاداری با آرمان های احمد شاه مسعود فعالیت خواهند کرد.
حالا که افغانستان در کشاکش تغییر نظام سیاسی و بقای نظام ریاستی قرار دارد، فقط آن جنبش یا نیروی سیاسی می تواند در آن نقش داشته باشد که با پختگی سیاسی مجهز باشند. تفنگ و تکفیر کردن جایش را به کار سیاسی میدهد. در سیاست نه تنها مردم مهم است، به مغز های متفکر سیاسی سوق دهندة مردم نیاز بیشتر میگردد.
نظرات
180 دیدگاهمقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
چرا اين بزریش مزدور را با یک شخصيت صادق خدمتگار اين وطن مقايسه ميکنيد. بزک پنجشیر شانس آورد که مردار شد که حالا مردم نامش را میگیرد، اگر زنده ميبود حالا بیشتر از فهیم قاچاقبر یا عبدالله بچه بیریش نمی بود.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
جناب سليم نام !
به كدام صلاحيت رهبر مقاومت شخصيت كه نامش با عزت وسر بلندى كره خورده است دشنام داديد؟ اكر از طرفداران سيد منصور أغا هستيد ما به موصوف احترام داريم ودشنام را از ما به ادرس يك سيد موسفيد وخير انديش نمى شنوى واكر از مخاليفين أغا ميباشيد با اين شيطنت بين دو ملت برادر ودوست نفاق انداخته نمى توانى خودرا به زحمت هم نسازيد زيرا اين جنك انداختن هارا عقل تشخيص انرا داريم كه كى سود مى برد واين استدلا لم از موضع ضعيف هم نيست ومن در ييامهاى قبلى ام احترامانه بجواب كل احمد نام نوشتم كه از افروختن اينكونه اعمال نادرست ما مردم تنفر داريم وبه موضع خود يا بندم وبه هيج كس مخالفت وبد كوئى هم نداريم وأجازه هم نمى دهيم كه كسى به قهرمان ملى حرف خرد استعمال كندديكر خود دانى ( توريالى دره اى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
علی منصور جان!
ز جاهل نیاید جز افکار بد.
ز جاهل نیاید جز احوال بد.
بنأ بحث با مخلوقات عجیب و غریب مانند تو گناه کبیره و جرم نا بخشودنیست!!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
هردو جاسوس پتیین رتبه بودند که دشمنان افغانستان از آنها استفاده کرده و همه افراد مسلکی، سیاسی و فرهنگی تاجک و هزاره را تار و مار کردند و زمینه را برای جاسوسان بلند رتبه مانند کرزی و خوجه های اسماعیلی برابر کردند. حالا مافیای جهانی با دست باز دارایی افغانستان را غارت می کنند.
هردو کودن و بی دانش و مزدور بودند.
استخبارات خارجی یکی را کشت و با دومی بازی موش و پشک را اجرا می کنند.
کسانیکه با این دو احمق افتخار می کنند، احمقتر هستند.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
کامنت فوق را که ازنام من (مراد)نوشته شده تکذیب میکنم چون ازمن نه بلکه ازیکی ازطرفداران سیدمنصور نادری است که جهت مواجه ساختن ما مخالفین سیدمنصور با علاقمندان آقای مسعود این کارراکرده اند وحتی برای رسیدن به این مقصد به پیرشان هم بد وبیراه گفته اند و خودشاهد آنست که این عناصرنادان ودنباله رومانند پیرهایشان پابند هیچ اصولی نمیباشند.
البته که مادیدگاه های خودرادررابطه به نقش وکارکردهای آقای مسعود داریم که حالا موقع بیان آن نیست وروشن است که دردیدگاه های ماعوامل تاریخی-اجتماعی وزمانی با سایرعناصر موثر در تحولات وتکوین شخیصت ها رعایت شده است ومطلق سازی وسیاه وسفید پنداری به قضایاازشیوه مانیست.قابل یادآوری میدانم که این نوشته های بی سروپا ودورازادب ومعنی ومنطق خاصه مانیست بلکه ازدوستداران آقای نادری میباشد که شمادر هر کامنت شان انباری از هرزه گویی هارا میبینید.
تشکر
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
مقاېسه دوشخصېت دراتحادشمال افغانستان سېد منصور نادری واحمدشاه مسعود٠
دردوران جنګ اشخاص مقتدر به شکل از اشکال درجناېت وکشتارملت ماسهم داشتند،که قابل مقاېسه نېست،بطوری
مثال مسعود ازسال١٣٦١تاسال ١٣٦٨با شوروېان معاهدۀ اتش بست را امضانمود،راه سالنګ را برای شوروی در
مقابل پول نګهداری نمود ،جنګ طول کشېد ومېلېون ها افغانها کشته شدند٠که اېن عمل درمقابل ملت ېک خېانت ملې
است،مسعود با حکمتېار قاتل در جنګ شهر کابل ٧٠٠٠٠همشرېان ملکی کابل را قصابی وقتل عام نمودند.
قوم هزاره هیچ وقت فراموش نخواهد کرد که مسعود با سیاف کافر بی دین دست رایکی کرد به مردم مظلوم قوم هزاره افشارحمله نموده وباشنده ګان آنرا ازتیغ کشیدند و خانمهای پاکدامن را بی عفت ساختند. و ان ظلم را تا کوته سنګی دوام دادند.درحال که سید منصور نادری این چنین اعمال ضد قومی و ملی را انجام نه داده اند.پس ما ګفته میتوانیم که در مقابل ملت بارجنایات احمد شاه مسعود سنګینتراست.
همایون از کابل
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
برادر هزاركى ام همايون جان از كابل را سلام تقديم است ! وثانيا خدمت شما با كمال احترام مى نكارم كه ..درمرحله اول انقلاب أسلامى همه نيروهاى دركير كه درحقيقت تجربه حكومتدارى را نداشتند وهر وزارت خانه دولتى را كه قوتهاى شان داخل شده بودند ملكيت شخصى خود قرار داده بودند كه وزارت زراعت وانستيتوت علوم اجتماعى ويولتخنيك وساحات مربوطه حزب وحدت ملكيت شخصى أقاى شهيد مزارى صاحب بود ويك تعداد وزارت خانه هاى ديكر هم بدست ساير احزاب كه رسيدند ملكيت شخصى ان حزب قراركرفته بود وخوب بياد دارم كه قطعات مولوى صاحب محمد نبى محمدى به مقر كميته مركزى قبل ووزارت دفاع موجوده راكه تصاحب كرده بود استاد شهيد در بدل يول از نزد مولوى صاحب خريدارى كرد واو اصرار داشت كه غنم است استاد برايش فرمود كه مال ملت غنم شده نمى تواند بكذار كه وزارت دفاع در انجا متمركز شود كه بسيار به مشكل انرا تخليه كرد وبه همين شكل شهر كابل كوجه بكوجه بين احزاب جهادى تقسيم شده بود كه درين داروكير اشتباهات مطلق از همه رخ داده است وما نمى كويم كه جمعيت وشوراى نزار هيج قصور ندارد ولى بعد از سقوط كابل همه ما باهم متحد شديم واز دست امير صاحب شهيد واستاد ربانى شهيد جيزى كه مقدور بود به همه تنظيم هاكمك ومساعدت شان شده است وتجربه كذشته بخوبى نشان داد كه به تنهائى هيج تنظيم وحزب قادر برهبرئ جامعه جنجالى كشور ما نيز نيستند وهمين حالا ديديم كه فيصدى منو تو را برادرهزاه ام ٢١فيصد در اكادمى علوم بجاب رسانيدند يعنى تاجك ١٢فيصد وهزاره ٩فيصد ويشتونهارا ٦٠فيصد ادعا كردند واكر باز مخالف شديم ودشمن بين ما نفوذ كرد قسمى كه درهمين مقايسه سيد منصور أغا با امير صاحب كه كار مخالفين هردو است كه جهال از هردو طرف حرفهاى زشت وبى ادبى را به ادرسهاى شخصيتهاى ما بنويسند ونوعى از جنك روانى را بدقت تنظيم كرده اند وديده شد كه ما با وجود بد ورد كفتن طرفداران اغاصاحب سيد منصور احترامشً وسيدى أش راكه بما اهل تسنن نيز واجب است بدرستى رعايت كرديم ونمى خواهيم كه يك ريش سفيد مصلح وطن راكه سيد وسادات هم است وروابط ما دركذشته ها ودرين اواخر نهايت مستحكم است خدشه دار كردد وكارات استخباراتى دشمن را به منظور جنك انداختن بدرستى بلد هستيم كه اين كار دوستان سيد مصور اغا وامير صاحب شيهيد نيست كه ما بايد متوجه باشيم وما با اين خانواده ومخصوصا جوانان اين خانواده دوستى داريم دوستان شخصى ما هم است كه بايد اين روابط ها در اثر جنين رضالت ها خراب نكرددوبايد دربرابر دشمن مشترك قوتمند باشيم وما دست دوستى بطرف شما نيز دراز نموديم كه اتحاد ما سبب بقاى ما است وحرفهاى نادرست را به ادرس امير صاحب كه نه تنها مربوط ما بلكه مربوط همه شما است قهرمانان وبزركان خود را احترام كنيم ودر همه امور سالم بينديشيم تا دشمن از نفاق خرد وكوجك ما استفاده سو نكند ودر برابر همه حسن ظن را تقويت كنيم وسو ظن را به تاريخ تحويل دهيم ودرين شرائط برهمه ما است كه ازجنرال صاحب دوستم دربرابر دسيسه قبيله بمانند قلعه مستحكم دفاع كنيم ومتحد باشيم ونكذاريم كه رهبران مارا بدسائس متهم كند اكر خودت امير صاحب را زشت بكويئ ومن محقق صاحب را وهردوى ما يكجا شده سيد منصور أغا را خداى نخواسته توهين وبدورد كويم به نفع كى تمام خواهد شد؟ اينست توصيه من برايت برادرعزيزم ًدوست شما (سفيد جهرى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
خدمت دوستان فرهیخته!
بازهم میخواهم یاد آور شوم که پیامبر خدا حدیث فرموده که "هر کی تفریقه اندازد میان مسلمین از ما نیست" پس از تمامی طرفداران جناب آغا صاحب نادری و احمد شاه مسعود شهید جداً تقاضامندم تا از حرف های که منجر به ایجاد تفرقه و نفاق میگردد پرهیز نمایید. به هم ما وشما معلوم است که مشت از افراد فرصت طلب و نفاق افگن از اکادمی نام نهاد علوم شروع تا رگ رگ و ریشه ریشه این جامعه ریشه دوانده و باز میخواهند که کشور را بسوی تباهی بکشانند. بنأ لازم ملزم است تا با درک مسوولیت و رسالت ایمانی و وجدانی خود این دسایس وحدت شکن را از ریشه خنثی سازیم. مؤفق باشید
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
زنده باد راد مردان تاریخ کشور ما هر یک آمر صاحب شهید و سید منصور آغا.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
کریم جان خنجی (انجنیر صاحب) !
شما که فرد تحصیل کرده و با فرهنگی هستید بعید است که تحت تاثیر روابط منطقه و قوم قرار گرفته و متوصل به شیوه کانگستری شده و مرا تهدید کنید. از جانبی شما هیچ غلطی هم نمیتوانید. توقع اینست تا به صفت انسان با معرفت در موضع خویش تجدید نظر کنید.
این ریش سفیدی که رهبر مذهبی میخوانید برادر بزرگ شیطان است. شما با قبول زحمت اقلا از یک نفر که در سال های پر تنش در پلخمری زندگی کرده باشد در مورد خاندان سید منصور و اعمال انها بپرسید بعدا ببینید که چه تفاوتی بین دیدگاه شما و واقعیت وجود دارد. و اما در مورد مسعود که طرف تایید شماست:
ببینید، ما حق نداریم به لحاظ سلیقه شخصی گلوی دیگران را خفه سازیم. هر انسان از ماحول برداشت خود را دارد و این نمیتواند تابع علایق دیگران باشد.
عکس العملی که شما در قضاوت با رفتار مسعود از جانب دیگران از خود نشان میدهید قابل فهم است ولی در قضاوت دیگران بی تاثیر است . توصیه ام منحیث برادر برایتان اینست که بدون خونگرمی واحساسات به انچه در مورد مسعود دیگران میگویند توجه کرده و یکبار از خود بیرون امده و از بیرون به خود و معتقدات تان مانند یک ناقد بنگرید انشالله که عرض بنده را ملطفت خواهید شد. اگر با زور و تهدید و کشتن و بستن میشد دهن دیگران را بست امروز من و تو از ظلم و بیدادحکومت فاشیستی قبیله هیچ اوازی بر اورده نمیتوانستیم.
پدرود
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
زنده دل خوب بشنو!
ما سید منصورنادری را هزاران بار زنده باد گفته ایم و خواهیم گفت و او قابل زنده باد گفتن هم میباشد همین مرد بزرگ، تو و امثال ترا یعنی اسماعلیان افغانستان را در شرایط بسیار زیاد سخت با بسیار زیرکی و مردانگی از بسیار کشتنهای سیاسی که در این کشور هر لحظه راه جوری و ایجاد میگردید و همچنان میگردد با توانمندی و خرد سیاسی اش نجات داده است مزدورانی چون شما وقتی خدماتش را نمیدانید و یا از روی دشمنی و کینه شخصی خویش اعتراف نمینمایید ما هم کدام گفتنی نداریم چون هرقدر به خودت فهمانده شود و تو درک نداشته باشی مشکل است تا تورا بفهمانیم.
با احترام
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
جناب زنده دل عجيب نام بى مسمى دارى !
اول شما متذكر شديد كه درهمان سالهاى يورتنش دريلخمرى از مردم كه زندكى مى كرد سوال كنيد .خوب ملتفت باشئد كه درهمان سالهاى ير تنش موقع كه طالبان كابل را كرفت من با تعداد از دوستانم دريلخمرى در منزل سيد ظاهر أغا كه اول مقر استاد شهيد بود وسيس امير صاحب مسعود شهيد اين منزل را از سيد منصور أغا براى سوق واداره كروب عملياتى خود به منظور هم اهنكى با قطعات سيد منصور أغا كرفته بود كه داود خان امنيت نماينده امير صاحب بود درانجا هم دفتر كارش وهم منزل زندكى اش بود ومن از طرف روز داخل شهر بوديم وتمام روشنفكران ومردم ازين خانواده خوش بودند يعنى من مدت طولانى در أنجا دربخش امنيت كار ميكردم واين همسايه هاى سيد ظاهر وبطرف كلوب منزل سيد حسام الدين أغا بود وحتى مبالغه نشود از رفتن سيد ظاهر به مزار شريف مردم ناراض بود ومى كفتند دروازه سيد ظاهر بروى ما باز بود وبه مشكل ما رسيدكى مى شد وتمام روشنفكران را اوحمايت مى كرد وزياد ازافسران فرقه ٨٠ازجمله يونس فولاد قوم نيك يى حيدر خان مير علم خان عنايت الله اهنكر كه همه همكار او بود طور ناراحت بودندوابراز مى كردندكه ازروزيكه او به مزار رفته به مشكل مواجه هستيم وحتى جهت همكارى او به مزار مى رويم جيزى كه دارد از ما دريغ نمى كند وبه همين ترتيب سيد حسام الدين أغا را مردم وروشنفكران دوست داشت سيد هارون قوماندان كارنيزيون بود ادم با انظباط ولى غالمغالى بود ومردم به همين ادم كه حرمت موى سفيدش را نكردى احترام داشت ومردم درخانه شان ارام بودند ولى برداشت من كه كارمند امنيتى بودم درمورد شان مثبت است ودوفرد اين خانواده هميش بما لطف خوش كرده است ومارا ازخود فكر مى كردند كدام نام بد را ازين دونفر نشنيده ايم ونا كفته نماند كه يلخمرى مركز روشنفكران نظام كذشته نيز بود وهيج كس إحساس بيكانكى نمى كرد وبخداوند بزرك قسم است برخورد مردم دارى وعزت مهمان را ازين مردم ياد كرفتيم ومردم يدركرده وجوان طبعيت وعيار ييشه هستند وأمير صاحب هميش اين خانواده را الكو ونمونه ميداد أينها درماه محرم مصارف تمام تكيه خانه ها را أينها تامين مى كرد كلوب نساجى وسمنت وبرق به خدمت مهمانان بدون يول قرارداشت وحتى همين سيد ظاهر أغا را سيد منصور أغا با خانواده أش مزارشريف فرستاده بود حويلى واشيزش با نفر هاى امنيتى أش به خدمت ما بود استاد شهيد وأمير صاحب كه يلخمرى مى امدند مهمان دار شان همين سيد حسام الدين بود واينكه امير صاحب در شرائط جنكى طياره فرستاد بخداوند صد برابر ما اين خانواده بما كمك كرده اند وزمانيكه مزار شريف مى رفتيم مهمان سيد ظاهر بوديم وأستاد زمانيكه مزار تشريف مى برد مسوليت امنيت اورا الى باز كشت به يلخمرى سيد ظاهر شخصا تامين مى كرد ودرين حال جطور مى توأنيم اين قوم ومردم را دست كم بكيريم واينكه شما مرا إخطار داده ايد از شما كله مند نيستم زيرا شماكه كلان مردم خودرا شايد ازتفاوت سال با يدرت همسال باشد اورا بنام بد وبى احترام ياد كنيد از شما جاى اميد تربيه نيست وهمين جوانك هاى مردم شما همه يكسان هستيد مثلا شما مى كوئيد كه ما كلوى شمارانمى فشاريم از شما سوال دارم راست خودرا بكوى كه با ما مردم روى راست نظر كرده مى توانيد اكر رويه مثل شمارا انجام دهيم وحال دانستيم كه همين مقايسه امير صاحب با سيدمنصور نيز كار مخالفين او بوده است تا براى تان مضمون تازه فحش كفتن را بوجود أوريد وشما هر جند امير صاحب را زشت بكوئيد وما اغارا سيد وبا حرمت ميدانيم دشنام نمى دهيم وتربيه انرا نيز نداريم واكر روزى تثبيت شد كه شما كى هستيد ؟ زيرا همين دشنام كه امير صاحب را به طرفدارى سيد منصور دشنام مى دهيد هم كار شما است كه با اين تر فند بهره بردارى مى كنيد وان روز وساعت صحبت خواهم داشت اينست استراتيثرى ما. (انجينر كريم خنجى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای مرده دل!
من کاملا ً با انجیر صاحب خنجی موافق استم. اما بدا بحال تو و امثالت که دایم در پی فیتنه و زر اندوزی مصروف اید. توصیه داریم تا یک کمی به تربیه فامیل ات مراجعه نموده طرز حرف زدن را یاد بگیر و بعد ابراز نظر کن. زیرا شعر است که میگوید: پسته بی مغز اگر دهن باز کند رسوا شود. کسی را که خداوند عزت و حرمت می بخشد هرقدر افراد چون تو در پی تخریب اش باشد، هیچ کدام خدشه وارد نمیشود.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
در محشر مردم ستمدیده و جفا کشیده ما دامن مسعود را خواهد گرفت و از او خواهند پرسید که چرا به این (سید منصور) مردیکه در علم، جاهل؛ در عبادت، کاهل؛ در سیاست، قاتل؛ در مذهب، غافل؛ و بشراب و زنا، مایل را از چنگال طالبان نجات داد، باوجودیکه از تمام جنایاتش خبردار بود. یقین نمایید که این مرد بمراتب خائین تر ومنافق تر از یزید است. فریب بخشیدن ها و سخاوت های از پول که به بهای خون مردم غریب اندوخته، نخورید. این شیطان صفت به هیچ اصل و نورم دینی و اجتماعی پابند نیست. خوب است بجای اینکه دهن به دشنام و ناسزا بالای ما باز کنید، یکبار در مورد این گرگ پیر تحقیق کنید.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
به محترم آقای بامیانی!
به نظر من این را مسعود میدانست که اګر سیدمنصور نادری را تسلیم طالبان هم بکند؛ طالبان قدرت ازبین بردن وی را ندارند؛ بلکه برعکس، وزیر وقت داخلهء پاکستان نصیرالله بابر درین کوشش بود تا اول متحدین مسعود را یعنی جنرال دوستم وخلیلی را ازحلقهء اتحاد جدیدالتاسیس بطرف طالبان بکشاند، جناح خلیلی بخاطر شهادت مزاری بدست دژخیمان طالب نمیتوانست با بابر همراهی نشان دهد ولی مذاکرات با جنرال دوستم همچنان ادامه داشت. در آن وقت مسعود میدانست که تا وقتیکه مقامات پاکستانی بالای طالبان دستور ازبین بردن کسی را نمی داد طالبان مستقلانه و سربخود قدرت اعدام کسی نداشتند.
طالبان در اولین روز ورود شان به کابل؛ درګرماګرم حوادث صرف داکترنجیب الله احمدزی را بدون اجازهء مقامات پاکستانی ازبین بردند که آن کار آنها کاملا نا آګاهانه بود. زیرا طالبان اصلا با کابل وجاده های آن هنوز بلدیت نداشتند ونمیدانستند که داکترنجیب الله درکجا پنهان است واصلا درین تصمیم هم نبودند زیرا هنوز دشمنان اصلی آنها یعنی قوای مسعود بصورت کلی درشمال کابل حضور فزیکی داشت. بعدها طالبان غرغشت خواخوژی وطرفداران تنی را که سربخود دست به این کار زده بودند به همین جرم زندانی ساختند ولی از آنجائیکه سر هر دو مزدور دریک آخور بسته بود؛ طالبان قدرت مجازات غرغشت خواخوژی را نداشتند.
این موضوع را مسعود میدانست که اګر وی را به صورت غیر مستقیم تسلیم طالبان هم بکند؛ جز اینکه درآینده برای خودش درد سر خلق کند وطالبان دوباره سیدمنصور ونیروهای وی را علیه مسعود بکار بګیردند دیګر نتیجه ای نمیدهد. بناء من با وجودیکه سیدمنصوررا عامل اصلی درګیریهای شورای نظار با حزب وحدت اسلامی میدانم واز وی نفرت دارم ولی درین موضوع که چرا مسعود وی را ازګیر طالبان نجات داد من باشما همنوا نیستم.
سیدمنصور نادری عامل اصلی اولین درګیری میان قوت های مسعود وحزب وحدت اسلامی برهبری شهید عبدالعلی مزاری در تایمنی کابل بود که همان جنګ آغاز جنګهای خونین میان طرفین ګردید که بعدها با تیل پاشی های سیاف وګلبدین درهر دو طرف این آتش شعله ورتر ګردید وبه فاجعهء افشار انجامید.
بااحترام
پرویز بهمن
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
پرویز و بامیانی!
گرچه بحث با مخلوقات بی سروپا مثل شما جرم نا بخشودنی و گناه کبیره است اما حرف برایتان دارم آن این است که قضاوت در مورد بزرگان کار هر جاهل مثل شما نیست. زیرا شما از همان قماش افراد هستید زمانیکه منطق تان کار نکرد کودکانه به دعو و دشنام می پردازید و این همه یاوه گویی و چرندیات نا مفهوم تان فقط عدم اخلاق و تربیه فامیلی تان را باز گو میکند و بس! بیاد داشته باشید که انسان فاضل و با منطق هیچگاه کسی را دشنام نمیدهد زیرا توهین و دشنام از نقطه نظر دین مقدس اسلام گناه است نا بخشودنی، چیزی که شما از آن اگاهی ندارید. از خداوند برایتان توفیق میخواهم تا ازین گودال جهالت و بد اخلاقی نجات یابید.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
علم سید منصور خدا داد است مردم جاهل به پیغمر خدا(ج)نیز این تهمت را میبست عبادتی که سید منصور مینماید به همه معلوم است که از نصف شب الی سحرگاهان عبادت و تسبیح مینمایند، در سیاست دل حریفان خود را سیاه میسازد نمونه اش خودت و امثالت استید،مذهب اسماعیلیه را همین شخص بود که آفتابی نمود ورنه نام خود را مردم گرفته نمیتوانستند مثالش وقتی پیر شاه ناصر خسرو پیش کفاش نشسته بود که موچی مذکور دویده و گوشتی را بالای دوروش خود آورد وقتی پیر شاه ناصر پرسید این چی است گفت گوشت یک ملحد است،زنا اش را تو دیدی شاید کدام کسی از شما ......تو کدام فرشته ای زمان استی؟خودت خود را اصلاح نما
با احترام کرام الدین
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
یک مرید خر، به از صد توبره زر! تا مریدان مثل کرام الدین در جامعه است، سید منصور حق دارد پاد شاه باشد.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
اقاى كرام الدين !
همين ابله كوئى ها بود كه يك سيد ديوانه مشرب را كه دوست ودشمنش را فرق نتواند ونزديكترين هاى ترينهاى خودرا به لقمه نانى محتاج سازد. وصله رحم در وجودش قطعا نباشد .از رنج بردن بستكان خود لذت برد ونه از خدا ترسى داشته باشد ونه هم از خلائقلش شرم .تمام شريانهايش نفرت وبد بينى احاطه كرده باشد و همين إغراق كوئى هاى احمقانه بود كه اورا به اين ييمانه قسى القلب وسياه دل بار اورده است كه عاملش شما مردمان متملق وحوافه كويان دوروبرش هستيد .ومارا از همتراز بودنش با ناصر خسرو وصف نكن رهبران موحد جون المعين فالدين شيرازى ابو يعقوب سجستانى حسن بن صباح الحميرى وكيا بزرك اميد خواجه نصير الدين طوسى او حاتم رازى با سيد منصور نادرى فرق زمين تا اسمان است كه شهكار هاى شان ماندكار است وتقواى ناصر خسرو دانش وعلميت اورا ميدانيم ولى اين اقاالف درجكرش وب هم دركمرش نيست همينكه در وجودش صله رحيم را تقويت كنيد كه اول با امام روز كار كوس جنك را خاموش كرداند ودوم بستكان وخانواده خود را ظلم نكند وعمرش به هشتاد واندى رسيده است وبا اين ضد وضديت بازى خود بين بازماندكانش اتش خشم ونفرت را مشتعل نكهميدارد زيرا هر خشونت از بى عدالتى وزور كوئى الهام مى كيرد وخود را در كوجه حسن جب نزنيد همه كارش را كه محروم ميراث در اثر خود خواهى مى كند خبرداريد( حق شناس )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
باميانى نام !
شايد درروز محشر يكانه كارمثبت أقاى مسعود همين كار كمك به يك تعداد جميعت باشد وأما روز محشر ازمنصور سوال مى شود كه اين همه دعواى عدالت وجوانمردى راكه مى نمودى كجا است صله رحيم كه بستكان نزديك خودرا ظلم مى كنى و از رنج بردن انها لذت مى برى جوابت جيست فرداى قيامت داد خواهان را ؟كه فكر مى كنم اين شديد ترين عقوبت بايد باشد زيرا خداوند رحمان ورحيم است( كلبى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
أقاى باميانى !
من قاعدتا به إنترنيت وسايت ها كمتر سر مى زنم آلبته نه به مفهوم عدم علاقه مندى بل بدليل برنخوردن به مسائل تنش زا توام با ابراز نفرت وكينه راكه متاسفانه همه درزير جطرسياه ان قراردارد نمى خواهم كه من نيز ياى را زير لحاف بيمار داخل سازم ولى تصادفا به نوشته كلبى نام برخوردم واين بررسى كوتاه سخت مرا تكان داد وخواستم سطرى رادرين بحث ماجراجوئى ها بنويسم .علت اساسى بد بينى ها وخصومت ها جيست كه جامعه را از شيرازه ان خراب و نابود مى كند ؟ عده اى را براين باور است كه ترس وحسادت ها ريشه أصلى اين نابسامانى است . كه ترس عبارت از ريشه اى هيجانات وإحساسا ت منفى است . وعلت عصبانيت خشم است .وقتى كه خشم كين هستيم در واقع ترسيده ايم ،ونكرانى نيز وازه مترادف ترس است .اكر ترس دركار نباشدجرابايدنكران جيزى ويا كسى باشيم ، وقتى كه نكران هستيم درواقع ترسيده ايم . وحسادت نيز همان ترس است .حسادت يعنى براينكه به بهتر بودن كسى كه به او حسادت ورزيده ايم فكر كنيم وبعد ازين بترسيم كه نكند شخص مورد حسادت ما به مقام وموقعيتى برسد كه ازمن برترى كند . كه از برتريهاى او كاملا مستحضر است .اكر موضوع ترس نيست وموضوع برترى نيست جرا به كسى حسادت بور زيم وازان نكران باشيم وهركه به هركى حسادت مى كندازنكرانى حس برترى او درهراس است .واين حسادت ريشه اى تمام خصومت ها درمحيط اجتماعى است كه از سطح خانواده اغازوالى سطح محيط اجتماعى ودر نهايت جهانرا در بر ميكيرد .بنابران دشنام وتخريب وبد كوئى ها وبرجسب زدنها ها ويا اينكه محروميت بستكان ونزديكان را از موقف سياسى كه مانع مشهور شدن انها شود. ومنابع اقتصادى شانرا قطع كند .كه شخص محتاج فاقد توانائى هاى مقابله مى كردد واز انست كه سيد منصور با كسانى از بستكانش مخالفت مى كند وباعث إزار وآذيت شان مى كردد كه از برترى انها نسبت بخود وفرزندانش اكاهى دارد وبخاطريكه از انها ترس دارد .ازينرو با انها حسادت مى ورزد كه اين نقطه ضعف اوست . وازينكه به صد ها جهل وتذوير وريا را بران برجسب دهند شخصيت ان رو به رشد است واكر اين خانه خالى كه او فاقد صله رحم است وبر خويشاوندانش حسادت مى ورزد اين عمل او عكس العمل مماثل را داشته واورا فرسوده ميسازد زيرا يكى از حواس فطرى انسان ها همانا هميارى به مظلوم در برابرظلم ظالم است .و اورا از يا مى اندازد .وحس بدبينى را بدست خود برايش مى افريندوبه همين ترتيب هركى زبان به فحش وبد ورد عليه كسى باز مى كند خودرا تحقير و بجانب مقا بلش بزركترين نفع ذهنى را مى رساند وهمين أكنون ارزش وجوهر كسانيكه از طرف سيد متصورمتضرر شده اند ارتقا مى يابد ومورد توجه قرار مى كيرند واين يك خصلت فطرى ابناى بشر است . با احترام (محمودبيريا )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
به کدام بزرگمردان تاریخ اسماعیلیه که شما از آنها نامبرده اید در عصر و زمان شان مانند تو منافقان در پای شان تهمت و افترآ نبسته اند؟ سید منصورنادری با هیچکسی اعلان جنگ ننموده و بلکه دشمنانش در صدد تضعیف او استند ترا به وجدانی اگر در وجودت باقی است قسم که همین طور نیست؟ آیا شما با همین شیوه های نامردانه کمر به بد نام ساختن او از اول الی همین حال نه بسته ات؟ آیا شما ایشان را به مبارزه وادار نساختید؟آیا شما صد ها دروغ و جعل را در پایش با باداران خارجی تان که منافع شان را با بودن سید منصور در افغانستان در خطر میبینند درامه سازی نمینمایید؟و ده ها و صد ها نامردی های دیگر تان هم است که از یاد آوری آن اجتناب مینمایم.اصل حقایق را همه میدانند من نه بلکه شما خود را به کوچه حسن چپ میزنید
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
إكرام الدين خان !
شما آلبته مطالعه تان كم است بخدا درهر عصر منافقين وجود داشته است ولى به حد شما وداد على لنك وبسم الله عطاش منافقان حرفوى شيطان صفت ادم صورت نبودند كه قسم را بنام مولاى زمان مى خوريد وبرضدامام بغاوت مى كنيد ميدانيد بغى را خواجه نصير الدين طوسى تعريف كرده است كه بغى عبارت از كسانيكه به امام روز كار كارى را نكرده باشد ويا حرفى را نزده باشد تهمت كنند واز خود انديشه اى بروز دهد وانرا به امام نسبت دهد كه اين كونه مردم همين لنك داد على است به والله كه دست شيطان را از عقبش بسته است وشايد شما خوب باشئد زيرا درنام مستعار كسى شناخته نمى شود خود قضاؤت كن همان طور نيست( ؟( فرخزاد )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
أقاى حق شناس را سلام !
تا حدودى من با نظر شما موافق هستم كه خود همين سيد منصور أغا را كاملا من مقصر نمى دانم زيرا يك سيد دمدمى مزاج وعصبى است كه همين متملقهاى دورو برش حرفهاى دروغ وجهلى را از شكم خود شان براى كرم كردن بازار شيطنت وحق ونمك نان جاشت اورا در برابرهمكان هم از بستكانش وديكران بر مى انكيزند وسيد هم به كنه نيت اين دروغ كويان استفاده جو مانند همين لنك دادعلى ووكلاى نادان وأحمق كه بنام شورا كرد هم جمع شده اند ودرين أواخر بسم الله نام عطاش جاقو كش بى بندوبار خودخواه عقده اى توام با داشتن توقعات بلند يروازانه اى رسيدن به ولايت بغلان واستحكام موقعت خود به جمع أنان ييؤسته كه عامل بد بختى اين سيد ومردم اسمعيله افغانستان شده اند ملطفت نيست .كه اورا عليه همه تحريك مى كنند تا بستكان وخانواده أش را نيز از او دور نمايند ودرنبود ويادورى أنان اين دزدان به اهداف خود برسند زيرا كادرهاى مشهور وباتجربه اين خانواده سد مستحكم براى خنثى سازى اين بوقلمون ها در كذشته بودند كه ازهمين به دورى انها به مطلب مى وسند درحاليكه همين ضرر رسانى به اعضاى خانواده در كدام مكتب عدالت خواهى اهل سادات است ومن كاهى به احترام اين سيد عازم ملاقاتش مى شوم وديده ام كه جار اطراف اورا همين نوع انسانهاى روز كم ومنفعت جو كه به او القاب بالاتر از خودش را داده اند وهر مطلب را مىكويند خودت بهتر ميدانى ولى اهداف محيلانه خودرا بوسيله اين سيد بر اورده ميسازند واين سيد را عليه همه حق وناحق تحريك ميدارند وحتى دروغ كاملا محض را خود شان ميسازد كه صاحب بمن فلان كفت كه شمارا بى مدان ادم اين حرف نا لا ئقى را كفت واين سيد بدون اينكه قوه تشخيص داشته باشد كه همان ادم تخريب كر داراى همين مواصفات است ويا نه ؟بصورت عاجل امر را صادر واين كر كان كه به أخذ طعمه در حالت احضارات درجه يك اند به عوض كلاه براى أغا سر مى اورند كه عواقب ان جز ندامت جيز ديكرىبه اغايون با رنمى اورد لهذا كناه بزرك واشتباه بزرك اين خانوداده نداشتن كادر تشخيص دهنده خوب از بد نيست ودو جوانك خانواده در عرضه سياست واقتصادتازه به جهان سياست كام كذاشته اند كه درحقيقت تحت!تأثير همين حواريون منفعت طلب است كه از بى تجربكى خود خانواده خود را تحقير مى كند وخود شان مصروف ثروت اندوزى اند كه اعتماد به بقاى زندكى شان در كشور را ندارند وبعد از خاموش شدن شعله زندكى اين أغا اين خانواده را با داشتن جنين كادر هاى خودكش بيكانه يرور خراب مى بينم وأميد است كه أغا در حيات خود متوجه اين نقطه باريك كذشت وجمع وجور خانواده أش به حيث يك خانواده باهم متحد عرض وجود كند كه استمرار نام اورا نكهدارنددر غير ان كه مغرور اين روز شان باشد واز فرداى حوادث زا كه جز باهم بودن شان ضمانتكر بقاى شان است اين ثروت رفتنى است وبحرف مشهور كه (كر اين مكتب است واين ملا ...... وضع طفلكان خراب مى بينم. )با احترام (ياك نيت )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
اى كرام الدين خان !
خوب ميدانى كه با ديكر كس طبل جنك ننواخته بلكه با امام روزكار اعلان جنك كرده وبستكان خودرا محروم از نان خوردن كرده است همين دروغ است منزل دخترش را به زور نكرفت وبه رامين خوستى نفروخت وخودش را از كر زى تقاضا كرد كه مقرر نكردد ورنه سيد حسام الدين نمى توانست كه قوماندان امنيه يك ولايت شود ؟ كه همين حالا سيد زمان امير امنيت است اواز لياقتش تعين شده است ويا هم سيد منصور اورا درين بست مقرر كرده است ؟
از سر نوشت ديكرش سيد ظاهر مطلع هستيد كه از كر زى خواهش كرده است كه اورا از دولت اخراج كند در حاليكه درين خانواده يك دبلومات وانهم مغضوب جرا?تعمير عقب شار والى يلخمرى ملكيت كيست كه اين تعمير را به وزير احمد مير احمد ديوانه تأله وبرفك تمليك كرده است ودر ييش ديدكان ما همين سيد منصور اين تعمير را افتتاح كرد وكفت كه اين تعمير وزير جان است كه در ان روز اكثريت كه درهمان محل بودند متاثر شدند وصوفى صديق دكاندار برايم كفت كه اين تعمير را هر روز كه مى بينم خون از جشمم نزديك است كه جارى شود وجطور يك ادم بزرك مانند سيد منصور أغا اينقدر بى رحم است كه بستكان نزديك خودرا به اصطلاح مردم دست به تراق مى كشد واكنون قضاؤت اين بى رحمى را شما أقاى كرام الدين خان دفاع كر جواب وجدانى بنويسيد با احترام( حق شناس )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آورده اند که در روزگاران قدیم مردی دعوی پیغمبری کرد و خبر به پادشاه وقت رسید، پادشاه اورا احضار و از چگونگی پیغمبری اش پرسید وطالب معجزات شد. دعوی کننده تا فردا مهلت خواست. وی پیروان خودرا احضار وبه آنان هدایت داد که فردا یک جلسه ای مهم است و شما دران اشتراک می کنید و یک بخش تان طرف راست می نشینید و بخش دیگر تان طرف چپ، وقتی روی خودرا طرف گروپ راست کردم شما صدای گاورا در می آورید ووقتی روی خود را طرف گروپ چپ نمودم شما همچون خرعرعر میکنید.
فردای آن طبق موعود پیغمبر با پیروانش در حضور پادشاه حاضر گردیدند و پادشاه به پیغمبر گفت معجزه ای پیغمبری ات را نشان بده، پیغمبر روی خودرا طرف راست نمود، پیروانش به یک صدا مانند گاو بوق زدند وهمینکه روی خود را طرف چپ گرداند صدای عرعر خر شنیده شد. آنگاه پیغمبر به پادشاه گفت من بالای گاو وخر پیغمبری میکنم نه بالای انسان. همین داستان نسبت به سید منصور نادری و پیروانش صدق می کند. تو خود حدیث مفصل خوان ازین مجمل.