راست: سید منصور نادری و چپ احمد شاه مسعود
سید منصور نادری و احمد شاه مسعود دو شخصیت مربوط اتحاد شمال افغانستان بودند که هردو باهم مشابهت های دارند، ولی تفاوت زیاد میان شخصیت، عملکرد و رفتار هر دو آنقدر زیاد است که مقایسه آنها بهترین موضوع عصر جنگ افغانستان را روشن می سازد.
برای توصیح بهتر این نبشته مقایسه یی را در چند بخش (چطور بود، چطور شد، چرا و چه خواهد شد) تقسیم می کنم.
1. چطور بود؟
1. سید منصور نادری در اکثر ولایات افغانستان حتی محلات پشتون نشین مانند جلال آباد نفود داشت.
فعالیت های احمدشاه مسعود در آغاز تنها در دره تنگ و تاریک پنجشیر محدود بود.
2. نفوذ سید منصور نادری بالای اقوام هزاره، تاجک و حتی پشتون ها موجود بود.
احمد شاه مسعود بر ساحات قومی تاثیرات نداشت و تنها پنجشیر نمی توانست جای قوم را بگیرد.
3. سید منصور نادری در آغاز مردم را با زور تفنگ و تهدید تابع نکرده بود، مردم داوطلبانه از وی حمایت و اطاعت می کردند.
احمد شاه مسعود مردم را با تهدید و تفنگ تابع خود ساخت و گروه شورای نظار را اول بالای مردم تحمیل کرد و بعد فعالیت های آنرا با منافع قومش آشنا کرد.
4. سید منصور نادری با استفاده از این سادات بودن و موقف مذهبی و اجتماعی اسباب احترام مردم را نسبت به احمد شاه مسعود جلب میکرد.
احمد شاه مسعود تاجک بود که هیج نوع تقدس و القاب روحانی نداشت و پذیرش وی از طرف مردم برای مسعود دشوار تر از سیدمنصور نادری بود.
5. سید منصور نادری امکانات بزرگ مالی، جایداد و منابع مطمین و دایمی پولی را در اختیار داشت و احمد شاه مسعود از صفر آغاز کرد تا کمک های سرسام آور خارجی را بدست آورد.
6. سید منصور نادری در زمان حکومت های ببرک کارمل و داکتر نجیب الله بیش از ده سال در ولایت بغلان و صفحات شمال افغانستان حکومت کرد که همه امکانات دولتی ، فرقه هشتاد ارتش و پست ولایت را در اختیار داشت که از طرف دولت تمویل میگردید.
احمد شاه مسعود نه تنها این امکانات را نداشت، بلکه زیربمباران طیارات دولتی در مغاره ها و مخفیگاه ها زندگی میکرد.
7. سید منصور نادری دارای مرکز فرهنگی مانند (کانون فرهنگی ناصر خسرو بلخی) و همچنان شانس استفاده از دانشمندان، نویسنده ها ، پژوهشگران، نظامیان و روحانیون را داشت.
احمد شاه مسعود تنها نهادی نظامی، سیاسی و استخباراتی شورای نظار را در اختیار داشت که همه فعالیت های فرهنگی و نظامی اش را در آن گنجانیده شده بود.
این بود خصوصیات، امکانات، توانمندی و ناتوانی دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان ، اکنون در بخش (چطور شد) تفاوت و توانمندی این دو شخصیت را در استفاده از امکات گفته شده برمی شماریم.
چطور شد؟
اکنون موقعیت کنونی و قابلیت زیست سیستم های ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود و سید منصور کیانی را با یکدیگر شان مقایسه می کنیم . در بخش اول نام سید منصور را اول و نام احمدشاه مسعود را دوم می نوشتم، در این بخش از نام احمد شاه مسعود شروع می کنم. زیرا در این بخش طرف مسعود بر منصور سنگینی می کند.
واضح است که احمد شاه مسعود کشته شد و سید منصور نادری زنده است، فکر نمی کنم زنده بودن سید منصور امتیازی بر کشته شدن احمد شاه مسعود باشد. سخن در باره موثریت کار آنهاست.
1. سیستم احمد شاه مسعود ده سال حکومت کرزی و حضور جامعه جهانی را از یک دست به دست دیگر می انداخت و کلیدی ترین مقامات دولت را در دست داشت که کرزی و جامعه جهانی قادر نیستند به آسانی آنها را از قدرت دولتی حذف کنند. این سیستم در مقابل نیرومند ترین دستگاه های غربی و شرقی در مقابله است و با دادن قربانی هنوز تاثیرات شان را اعمال می کند.
سید منصور نادری چند چوکی پارلمان را با تقلب، بی آبرویی، و جنجال برای خود اعضای خانواده اش (فرخنده زهرا نادری دخترش، سید داود برادرزاده اش) بدست آورد که هرگز نمی تواند مانند قدرت عمل کند و در حال دفاعی و ترس ، گریز و فرار زندگی می کند.
2. طرفداران احمد شاه مسعود می توانند جنبش ها، ائتلافات و احزاب را رهبری کنند یا در آنها سهیم باشند و مانند عامل و محرک در جامعه کار کنند.
طرفداران سید منصور نادری حزب نام نهادی پیوند ملی را که نمی تواند عامل قدرت باشد، ثبت کرده و تفکر سیاسی در این حزب موجود نیست.
3. ساحه نفوذ و تاثیرات مسعود از دره تنگ و تاریک پنجشیر به سراسر افغانستان پخش شد.
قدرت سید منصور نادری به چند طایفه شیبر، بهسود و نیکپی محدود گردید که روز به روز رو به اضمحلال است.
4. احمدشاه مسعود گویا قهرمان ملی می شود و سید منصور نادری قهرمان طایفه. قهرمانی سید منصور پایین تر از سطح قبیله است.
5. طرفداران احمد شاه مسعود برخاسته از یک دره، افغانستان را بدست گرفتند.
سید منصور نادری قدرت بغلان و صفحات شمال افغانستان را از دست داد و حتی در زادگاه اش دره کیان جای امن برای زندگی دایمی ندارد.
6. احمد شاه مسعود بعد از مرگش مقدس شمرده می شود. مخالفین و دشمنان مسعود از جمله حامد کرزی به مقبره مسعود رفته ادای احترام کردند.
سید منصور نادری در حال حیات احترام خود را در میان مردم و حتی مریدانش از دست میدهد.
7. احمد شاه مسعود بعد از مرگش حکومت می کند و سید منصور نادری در زندگی رو به زوال شده است.
در بخش اول (چطور بود) و بخش دوم (چطور شد) موقف ، موقعیت و فعالیت دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان در گذشته و حال تشریح شد که گذشته و حال هر دو کاملا معکوس میباشد. هر خواننده ایکه در این نقطه مقاله برسد، سوال خواهد کرد که چرا چنین بوده است. در بخش بعدی (چرا؟) به سوال خواننده پاسخ ارائه می شود.
چرا؟
علت های که اضمحلال سید منصور نادری و پیشرفت طرفداران احمد شاه مسعود را می سازد، قرار ذیل است:
1. احمد شاه مسعود بر گروه ، همرزمان و قومش می اندیشید و سید منصور نادری بر خود خانوداه اش.
2. احمد شاه مسعود همرزمان و قومش را با قدرت و امتیازات مادی شریک می ساخت و سید منصور نادری همه امتیازات را به خانواده اش منحصر می کرد.
3. احمد شاه مسعود در سیستم کاری اش تقسیم کار و مسوولیت را ایجاد کرده بود که کار به اهل کار سپرده می شد.
سید منصور نادری در تقسیم مادیات و مسوولیت ها کاملا غیر عادلانه غیر علمی و ناعاقبت اندیشانه عمل میکرد و همه طرفدارانش را در محرومیت مطلق از امتیازات مادی و معنوی نگهداری میکرد. این کار عقده های حل ناشدنی را در میان افرادش بوجود می آورد.
4. احمد شاه مسعود از افرادش دفاع میکرد و در رشد و ترقی به آنها یاری می رساند که فضای اعتماد ، همدردی و صمیمیت را بوجود آورده بود.
سید منصور نادری از رشد و ترقی افرادش هراس داشت و نمیگذاشت که آنها شخصیت و شهرت شان را در میان مردم تکمیل کنند. هر کس داشت محبوبیت لازم را حاصل میکرد، با شیوه های مرموزی از میان برداشته می شد که مثال های زیاد در این باره موجود است.
5. هم احمد شاه مسعود و هم سید منصور نادری از خطرناکترین سیستم استخباراتی، زندان های شخصی و گروه های تروریستی را در اختیار داشتند که احمد شاه مسعود از آن بر ضد دشمنان خود استفاده می کرد ولی سیدمنصور نادری در نابودی طرفداران و دوستان خود.
6. احمد شاه مسعود در پیشبرد امور مهم، تشکلاتی داشت که از افراد با اعتماد خودش استفاده میکرد، سید منصور نادری مشاوران خارج از مردم، قوم و طرفداران را با خود داشت که آنها دلچسپی های سیاسی خود را داشتند. این مشاوران سیاسی به ارزش های محلی و مردی اهمیت قایل نبودند، از سید منصور نادری بخاطر بقای حیات سیاسی خود شان کار میگرفتند.
در بخش های فرهنگ همه کار های سید منصور نادری بدست افراد بیگانه از مردم و منطقه قرار داشت و به فرهنگیان محلی موقع رشد داده نمی شد. این کار سید منصور، محرومیت های را بوجود آورد که به تدریچ به عقده و کینه تبدیل شد و همه افراد قلم بدست با دل پرعقده از سید منصور دور شدند که اکنون سید منصور زیان های زیاد را از این ناحیه می بیند.
7. سیستم و یاران احمد شاه مسعود با وجود که دچار تجزیه و تفرقه شده اند، می توانند، در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری با کرزی که در حقیقت دشمن سرسخت هردو(احمد شاه مسعود و سید منصور نادری) است، دست و پنجه نرم می کنند، ولی سید منصور نادری بخاطر تهدید مردمش حامد کرزی را به کیان دعوت می کند که مخالفینش را بترساند. یعنی سید منصور نادری پالیسی درازمدت و دوراندیشانه ندارد، دست به تکتیک های موقت، کم دوام و گذرا می زند. زیرا مشاوران سیاسی و فرهنگی بیگانه، نبودن مغز های متفکر دلسوز و قحط الرجال، سید منصور را به وضع آشفته و سراسیکه گی مرگبار قرار داده است.
8. پایه های مردمی سید منصور نادری و احمد شاه مسعود در خارج از افغانستان هم مقایسه دلچسپی خواهد بود.
سید منصور نادری در داخل از افغانستان در برابر افراد تابع و در خارج از کشور افراد آزاد، یک سیاست دارد. او نتوانست از اصل کهنه (امر پیر- قضای مرید) خارج شود و به رهبر سیاسی هوادارانش تبدیل شود. در سیاست سازش، انعطاف، آشتی، گذشت و تحمل و پذیرش مخالفین ضروری است که سید منصور نادری در خارج از افغانستان به همان شیوه های کهنه که خصومت و دشمنی را بار می آورد، عمل می کند.
نماینده های سید منصور نادری افراد بی سواد، مغرض، پولپرست، بی ظرفیت هستند که بجای آشتی و اتفاق همیشه در پی تفرقه، تکفیر کردن دیگران، توهین و دشنام و چغلی هستند. این افراد جبهه جنگ را علیه سید منصور داغ نگهداشته و او را در خور حملات مخالفین قرار میدهند. دفاع افراد نادان به ضرر سید منصور نادری تمام می شود. آنها به جای دفاع از سید منصور نادری به سید منصور دشمنان جدید را بوجود می آورند.
با این کار سید منصور نادری نه تنها محبوبیت خود را در میان مهاجران در خارج از افغانستان از دست داده است، بلکه نسل بعدی در مخالفت با سید منصور پرورش داده می شود.
پایه های مردمی احمد شاه مسعود در خارج از کشور هنوز قوی بوده، هواداران مسعود سالگرد شهادت وی تجلیل می کنند. زیرا روند پیشبرد داعیه احمد شاه مسعود در خارج از کشور از جانب روشنفکران و اهل فرهنگ و سیاست پیش برده می شود. ولی کار سیدمنصور بدست افراد بی سواد، کم تحصیل، فاسد، چاپلوس و منافق قرار دارد که فعالیت آنها اگر صادقانه هم باشد به ضرر سید منصور نادری تمام می شود.
9. طرفداران احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در مقابل رقبای نیرومند خارجی قرار گرفته اند. برای طرفداران مسعود رقیب نیرومند سیاسی و برای سیدمنصور نادری رقیب نیرومند مذهبی از خارج. طرفدراران مسعود از امکانات استفاده کرده اند که اگر بر رقیب غالب نیایند، حد اقل عمر سیاسی شان را طولانی تر کرده می توانند. اما سید منصور نادری بجای کار خلاق سیاسی که بتواند مشکلات داخلی را رفع و در مقابله با رقیب خارجی آماده شود، "زیرکانه" پایش را در دو حلقه دام بند کرده است. زیرا او مقاومت فرهنگی، سیاسی و مردمی را از دست داده و به شکل گروهی و آنهم اشتباه آمیز عمل می کند که به انزوای خودش منتج میگردد.
رقیب خارجی طرفداران احمد شاه مسعود، پاکستان، استخبارات غربی است که به کمک کرزی می خواهند به تدریج تاثیرات آنها را از سیاست افغانستان کم سازند که قتل جنرال داود، نورجهان، سیدخیلی و غیره از نموه های بروز هدف آنها می باشد.
در حال حاضر ما سیستم ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود را در حال مقاومت و سیستم سید منصور نادری را در حال اضمحلال می بینیم. مقاومت سیستم احمد شاه مسعود در آن است که به سیستم کاری، مستحکم تبدیل شده که مانند یک ساختار زنده و فعال عمل می کند و بدست افراد نسبتا مسلکی، با دانش و سیاستمدار پیش برده می شود.
سیستم سید منصور نادری بر اصل (امر پیر- قضای مرید) پیش برده می شود، علم، سیاست و تخصص در آن جای ندارد و گرداننده های آن افراد بی سواد، کوتاه بین و سودجو هستند که قابلیت درک و تفکیک منافع شخصی و جمعی را ندارند.
شیوه کار سید منصور نادری میان مردم بسیار کهنه است. زیرا از جانب افراد کم سواد، مطابق اخلاق و روش های طایفه و قبیله عملی میگردد. مثلا مجازات افراد که در وقت قدرت سید منصور نابودی حتمی فزیکی مخالفین بود، این کار برای سید منصور نادری هزاران دشمن انتقام گیر را بوجود آور که یک نسل پر از عقده و انتقام را در مقابل خاندان نادری پرورش داده است. در حال حاضر مجازات مخالفان سید منصور از طریق به انزوا قرار دادن مخالفین می باشد. مثلا ریشفیدان طرفدار سید منصور در جلسات طایفه یی یا قبیله یی شان فیصله می کنند که احمد شخص مخالف باید در انزوار قرار داده شود. ریش سفید یا نماینده سید منصور نادری در هر طایفه به اعضای خانواده های طایفه اش می گویند که رابطه شان را با احمد قطع کنند. به غم و شادی احمد اشتراک نکنند و احمد را در محافل و مجالس خانوادگی و قومی شان دعوت نکنند. اگر بخواهند مجازات احمد را تشدید کنند، آنرا با تکفیر یکجا می سازند. تکفیرکردن در میان اسماعیله های افغانستان اصطلاحات بسیار کهنه مانند (پیرگشته)، (بی پیر)، بی دین و غیره کار گرفته می شود.
مجازات افراد چیز فهم مطابق رواج طایفه و قبیله و تطبیق وحشیانه آن از جانب افراد جاهل و بی رحم، افراد مجازات شده را تحریک می کند که در فروریزی این دیوار های کهنه دست بکار شوند. جنگ شدید میان کهنه و نو شعله ور می شود. ارباب و ارثقال و کسانیکه خود را مدافع سید منصور نشان میدهند، از این جنگ سود می برند. زیرا مورد عنایت سید منصور قرار میگیرند، با سو استفاده از این موقف خود را میان مردم محترم وانمود می کنند و از کمک های لازم هم بهره می برند. کسیکه در این جنگ زیان می بیند سید منصور نادری است. زیرا همین افراد دلسوز و مخلص برای بادار شان دشمن می آفرینند، به دشمانش انگیزه می دهند که سید منصور نادری را هدف قرار بدهند و با چاپلوسی سید منصور نادری را به اشتباهات جدید ترغیب می نمایند. به این طور به تجارت شان ادامه میدهند.
در بخش (چرا؟) علت های تفاوت و پیامد های کار احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در ترازوی عملکرد آنها وزن گردید، اکنون در بخش آخر (چه خواهد شد؟) نتیجه گیری می کنیم سیر داعیه مسعود و منصور به کجا می رود؟
چه خواهد شد؟
اول: اگر سید منصور نادری دست به اصلاحات بزند در سسیتم کارش تغییرات وارد کند، معجزه خواهد بود که من به این معجزه باور ندارم.
دوم : اجرای اصلاحات آنقدر ناوقت شده که به یک انقلاب ضرورت دارد.
سوم: سیدمنصور و افرادش استعداد اجرای این انقلاب را ندارند. آنها در اجرای این کار مستعد نیستند. ورنه سیدمنصور نادری اضمحلال سیستم خود را تا آخرین لحظه های حیات تماشا خواهد کرد و با رفتنش از دنیا بعد از هرج و مرج کوتاه مدت میان اعضا خانواده اش که از سیاست بی بهره هستند، به سیستم و داعیه سید منصور نادری نقطه پایان گذاشته خواند شد.
طرفداران احمد شاه مسعود به احزاب سیاسی زیاد تقسیم می شوند که هرکدام تا دیر زمانی در وفاداری با آرمان های احمد شاه مسعود فعالیت خواهند کرد.
حالا که افغانستان در کشاکش تغییر نظام سیاسی و بقای نظام ریاستی قرار دارد، فقط آن جنبش یا نیروی سیاسی می تواند در آن نقش داشته باشد که با پختگی سیاسی مجهز باشند. تفنگ و تکفیر کردن جایش را به کار سیاسی میدهد. در سیاست نه تنها مردم مهم است، به مغز های متفکر سیاسی سوق دهندة مردم نیاز بیشتر میگردد.
نظرات
180 دیدگاهمقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
لازم است که تذکر داد که بین دوخاین چه لازم است که مقایسه صورت گیرد. زیرا یکی خاینتر و جانی تر از دیگری است و هر دو عامل تخریب و ویرانی کشور هستند.و فقط میتوان گفت که کدام یک در خیانت وجنایت دست بالاتر دارد.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
بجواب بامیانی!
شاید تو رزیل کثیف به پدر و مادر ات هم چنین بدو رد بگویی، حرف هایرا که گفتی فقط بی ادبی و حرام زاده بودن ترا ثابت میسازد و بس!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سلام به تمام دوستان و جامعه اهل قلم
من منحیث یک افغان از طرفداران سید منصور آغا و احمد شاه معسود تقاضامندم تا بعوض احساسات از عقل و منطق تان کار گیرید. آیا شما میدانید که نوسینده این مطلب غرض آلود از کدام آبخور تغذیه میشود؟ آیا شما میدانید که همچو افراد نفاق افگن از طرف استخبارات آی اس آی حمایه میگردد تا در بین تان جنگ و نفاق بیاندازند؟ پس بیایید با اتفاق هم به همچو دسایس نا جوانمردانه و نفاق افگنانه جواب دندان شکن ارایه نمایید!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
به تمام اقوام ٍملیت ها ومذاهب برادر !
لطفا خانواده جفاپیشه وشیاد سیدنادرشاه کیانی وبازماند مفلوک شان سیدمنصور نادری کیانی را اسمعیله نه پندارید (آنها اصلا ازیهودهای بخارااند که مدتهاقبل دراثریک پلان پیچیده وارد جامعه ماشده اند)زیراوی اسمعیلیه نمیباشد.
اورا رهبر قومی -مذهبی نپنداریدکه ما رهبر قومی ورهبرمذهبی بنام سیدمنصورنادری کیانی نداریم .
رهبرورهگشای ما امام حاضر ماست.
اوراشخص روحانی ندانید ,زیرا درتمام دوران سیاه این خاندان صاحب برده (نوکران وکنیزان)بوده وعیاش ترین فاسد ترین افراداند.آنان فقط به شراب وکباب وشهوت وپول می اندیشند,آنهارا باروح وروحانیت هیچ ربطی نیست.به سرخی چهره این مردک مزور وبنده نفس نظر نماید تا خون بیوه ویتیم ومردم بدبخت ماربه تماشا بنشنید.
فقط یک نگاه به این چهره کافیست تا یعقین کنیدکه اوبیگانه ای است که هیچ شباهتی به سایرمردم ماندارد.
بااحترام
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
هموطنان عزیز مسعود را کسی قهرمان ملی قبول ندارد بجز بدبختی کدام چیز ما مردم افغانستان کدام فایده ندیدیم از دست اینها.مسعود اگر نمیبد بجای شان یگ ادم تحصیل کرده ملی گرا میبود خلی به نفع مردم بچاره افغانستان بود..میلاد
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
أقاى مراد من فكر مى كنم كه از بازماندكان مراد سرخه كه ازجربى سيدها( جروق )به معنى بوت خودرا جلا ميداد هستيد اكر دلت به سرنوشت بابه كلانت رفته ازين سادات اصيل كه تو از بخارا خوانده اى ومن تاريخ اينهارا زياد مطالعه كرده ام كه سيد اصل هستند ولى نمى شود با برجسب ودسايس دروغ بافت واكر منطق داريد راست بنويسيد ولى خلقى هاى نيك يى خرابترين مردم ابن الوقت ومتملق ومادر زنا هاى سال ١٣٥٧امين مير غضب هستيد وشمارا به امام وسادات هيج ربطى نيست واين مبحث مقايسه يك سيد بايك قهرمان ملى است كه ان قهرمان بانام ونشان را شما خلقى ها از سادات بد تر ميدانيد ومى كويند ده كجا ودرختها كجا وهر حرفى كه بنام سيد درهر سايت بالا شود وشمامردم رزيل كينه كنايه جاروق ننه كلانت را به نمايش مى كذاريد حد خودرا از جهل نسب سادات عظام بشناس كه دران سويج دست نزنيد كه برق خواهد كرفتت يكى ازكسانيكه بابايش مراد جاروق جربكرترا سبق تاريخى داد درخدمت خودت نيز قراردارد به اصل محتوا مقاله توجه كرده نظر إنسانى آرائه كنيد ونه نظر نيكيى خودرا ارائيه نكن كه ترا بسيار دقيق ميشناسم منتظر عكس ألعملت هستم وازنام مبارك امام درهر رزالت خود استفاده مكن كه درحقيقت دشمن واقعى امام شما خلقى هاى كردياى لعنتى هستيد زن تو وتمام باند امين را زير خير مى كشم اولاد سك نيك يى مردار ستاره سرخ امين سفاك( احمد)
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
أقاى ميلاد نام ملت افغانستان مسعودرا قهرمان ملى ثبت تقويم كرده وهمه ساله درسراسر افغانستان وجهان ازتاريخ ٩دسمبر سالروز شهادت امير صاحب با جلا ل وشكوه درخورش ياد بود بعمل مى ايد وحال سوال است كه جناب شما كى هستيد كه قبول نداريد ؟واكر شما قبول نداريد ننه جان خودرا توصيه كن كه جاى خواب خوده جداً هموار كند دانستى ؟
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
احمدنام!
بحق که مرید سچه واصیل خاندان کیان بوده ای ورنه هیچ آدم باناموس وباشرف چنین دشنام سرایی نمیکند .
اگربارثانی این کثافت پراگنی راکردید انتظار دشنام هارابه آدرس خودت وپیران شارلتان ومزورتان داشته باشیدوبرعلاوه قصه های کثیف ورذیلانه فامیلی پیران ات رابه همگان افشاورسوا خواهم نمود.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
پست فطرت و بی ادب یک روز زور قدر سید منصور را خاد فهمیدی
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
دراین مورد باید با دقت برخورد شود.باسردادن فحش ناسزاگویی نه شخصی مسعود ونه عزت سید منصور،صدمه نمی بینند.مقا،منزلت وتقوای این دونفر برای همگان معلوم است ونیازی به نوشه های دور ودراز وجود ندارد.سرمایه های باقی مانده از آقای مسعود وثروت بیحساب سید منصور که اکنون مقدار بیشتر این پولهای حرام وبدست آمده از فروش تولیدات فابریکه های بغلان وپلخمری ومبالغ هنگفت اخذ شده از برهان الدین ربانی،احمدشاه مسعود،ده ها کانتینر پول نقد از جنرال دوستم،کمک های جناب کریم آغاخان، استخبارات پاکستان،سازمانهای جاسوسی غرب ،پولهای روسیه ،داروندار فرقه 80 وسایر منابع ،در دست( سعادت ) پسر زن خوش بخت او که تحصیل یافته ئ انگلستان میباشد قراردارد وبخش دیگر این پولهای خارج از حساب درپروژه های تجارتی از طرف پسر دیگرش سدجعفرکه زمانی والی بغلان وقوماندان قول اردوی نمبر 6 بود،وهمچنان از طرف داماد نازدانه اش داکتر شهاب الدین درتاشکند،مسکو،دُبی وکابل وسایر کشور ها،اکثراً درپروژه های لوژیستسکی،خاصتاً مواد نفتی سرمایه گذاری گردیه است.
دراینمورد معلمات و سیعی به نشر میرسد.
اما،دربارۀ رهبری اسماعلیه مذهبان افغانستان که خودم نیز به این مذهب بی تعصب تعلق دارم باید بگویم که سید منصور تمام مردم را قلاً فریب داده ودرزیر سایۀ خود قرار داده بود،تا جاییکه ده ها بار پدرم درخانه بالای من وبرادرم که دریکی از ادارا خیریۀ جناب آغاخان کار میکند،دست بلند کرده ودردفاع از سید منصور بارها درده ها خانه جنگ وجدای بوقوق پیوسته است.
حناب کریم آغاخان،بعد مشاهدۀ قتل وقتال مردم،سزکشی سید منصوراز اوامر دفتر مرکزی اسماعلیه ها وبرخورد نادرست وخارج از دستورات مذهبی اوبا محترم سید شاناصر نادری ،برادر کلان خانواده که قبلاً( مُکی)تمام اسماعلیه های افغانستان بود،به سید منصور هدایت داد که درهیچ مساله مذهبی حق مداخله ندارد.
مبارزه ودادوفغان مردمان اسماعلیه ایکه شهید وقربانی داده بودند وپاداش خون فرزندان شان دربودجۀ تجارت شخصی ارسال گردید،شاید عامل اصلی تصمیم گیری جناب آغاخان برای تقسیم مناطق اسماعلیه نشین به چندین مکی باشد،تا باین وسیله دست سید منصور از امور مذهبی که سالها رهبر آقای شاناصر ولی کلان کار او،کوتاه ساخته شود.
محترم شاناصر آغا که مخلصین زیادی دربین اسماعلیه مذهبان وطن دارد،بارها مخالفت شان را بافعالیتهای جنیگی که خون ریزی وبربادی خانواده ها را درقبال داشت،ابازمیکردند ولی فایده نداشت.
باثر آن همه کشیده گیهای فامیلی،دربین خانواده شان اختلاف پیدا شد وتاحال آن مشکلات ادامه داردکه زجر همین اختلافها را ما مردمان مسکین وساده اسماعلیه میکشیم.
بعد مرگ علاءالدین شاه برادر جنرال حسام الدین (داماد سیدمنصور)که بعد اختلافات شدید بین سید منصور وخانواده ایشان بوقوع پیوست،جسام الدین جزء مرتدها اعلام شد ومورد غضب سید منصور خسزش قرار گرفت. آن دشمنی تا امروز ادامه دارد ودرنتیجه سید منصور تاتوانست منابع مالی حسام الدین را خشک کرد وخانه ایراکه قبلاً درزمین سید منصور ساخته بود وقباله نگرفته بود، از او گس گرفت.
سیدظاهر داماد سید شاناصر باثر داشتن روابط خوب با روشنفکران اسماعلیه وسایر ترقیخواهان که روزگاری یکی از امکانات خوب برای جذب روشنفکران بود،ازگزند مخالفت سید منصور دور نماند.سیدظاهر که با فرهنگ ترین داماد آن خانواده وکل خانواده میباشد،میگویند باثر خواهش سید منصور از آقای کرزی که برای سید ظاهر که زمانی شارژدافیر وسفیر بوده، کار ندهد واورا ازدولت اخراج کند.
اینست ساحه دید وبزرگ منشی سید منصور که زمانی در وقت چور وغارت،معاون رییس جمهور بود.
ببینید،این سید منصور دعوای رهبری وبزرگی میکند ولی با دامادهای خانواده خودش وبا دختر خودش که خانم حسام الدین است وروزی اختیار دار کل بود،بخاطر مال وجیفه دنیا ودراین عمر 80 سالگی دشمنی میکند.اورا رییس حزب پیوند ملی میگویندولی با کارد وقیچی روابط خانوادگی راقطع میکند ونابود میسازد.آیا اوشایسته رهبر بودن دارد؟؟؟بااحترام /پیوند علی نیک پی
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
برادر محترم حرفهای شما درباره (سیدمنصور)درست اما درباره (سیدناصر) که گفته ای شاید معلومات کافی دردست نداری با عرض معذرت برای شما چندسطرراکه درقالب شعردرآورده ام خدمت شما و نسل جدید مایان به عرض میرسانم که مهره اصلی بدبختی ازکجاسرچشمه گرفته است گرجه خیلی مختصرگفته ام اما برای معلومات جوانان شاید کمک نماید..
شاعر شیرین سراچنین قرموده است که بطوریقین جناب (فردوسی)صاحب است..
(( پسرگرنداردنشان ازپدر--- توبیگانه خوانش مخوانش پسر))..
رهبرخودساخته
حقیقت گوحقیقت جو برادر --- ترامعلوم شودخودساخته رهبر
بخوان تاریخ بیابی توحقیقت --- زبی عقلی شدیم نوکرُ چاکر
نمییا بی توکارخوب درین شخص --- زاول بد بُد اواوگشت بدتر
مداما بُد پی حیلهُ نیرنگ --- بفکرکشت خون او بُد سراسر
شودروزی که قدرت رابیابد --- بیگیرد عشرمردم رااویکسر
درین آرمانُ آرزو شد موفق --- پدر رحلت نمود دنیای دیگر
(سیدناصر) بگفتا که منم پیر--- بشد پیدا خلاف بین برادر
سید ناصرکه بُداوخیلی چالباز--- بگفتا که منم هم پیرُ رهبر
بُدی چند سال دربین جماعت --- ندیده خدمت اورادرین دهر
فقط باپول ده یک عیش میکرد--- بساخت یک هوتل درنام پسر
گذاشتی نام آن همایون هوتل --- ندادی گوش به امر پورحیدر
بشد او وکیل شورا به دولت --- نمیدیدی کسی ازخود بلند تر
درین فکرُ هوا بُد چند سالی --- بیامد ناگهان حکومت دیگر
به دعوا بُد ناصر با منوچهر --- بُدند آن سال ها دشمن برابر
برفتند چاربرادرسوی زندان --- به زندان ناپدید شد دو برادر
پس ازچندسال سیدناصرُمنصور--- رهاگردید از زندان مظفر
مراورا ببرک کارمل رهاکرد --- کُلاه حزب پرچم رانمود سر
دیگراوکشمکش داشت باشجاع خان --- بُدی بیماراو سالها به بستر
بُدی اوبیغرض درکُنج خلوت --- زبیماری بیرفت آخرازین دهر
اوفرمان داشت ازسوی امامش--- حقیقت اوموکی بُد صاحب امر
بیدزدید امرُفرمان را ز قاصد --- بخواند خودرا(سیدنادر) رهبر
زپای سنگ نهاد دیوار را کج --- جماعت راچشانید کاسه زهر
دران چندسال اگرخوب غورنمایی --- یگانه وقت تاریک بُد همان دور
بشد بدبخت جماعت درزمانش --- نه بُد یک باسواد پسرُ دختر
همیش باعیشُ نوش بودی بکیان--- به عشرت بُداوباهفت همسر
به اشعارش بگفتا ژنده پوشم --- نبُد گفتارو کردارش برابر .
برای جمله مردم هست هویدا --- که بیش ازصدنفرداشتی اوچاکر
زگوسفندُ بزُ اموال دنیا . --- سگ جنگیُ گاوُ اسپُ هم خر
جماعت بُد سکوت چیزی نمیگفت--- وگرنه او بُدی در زیرخنجر
نمودند انتقاد چند ریش سفیدان --- بشد آن معرفی زندیقُ کافر
زبیدادیُ ظلمش هیچ نگفتم --- زوحشت هوش تومیرفت ازسر
نمی گنجد درین صفحه نویسم --- زبیدادیُ قتلش ای برادر...
جماعت شدبه دوتقسیم درانوقت--- نفاقُ کینه آغازشد ازان دور
یکی منصوری شد دیگر کیانی --- که تاامروزشدیم بدخواه دیگر
نفاق پیدا بشد در بین خانه .. --- زیکدیگر جدا شد زنُ شوهر
اوباشدمسؤل این جارُ جنجال --- نهال دشمنی کشت کردبه هردر
نمی پرسیدکسی ازامرُ فرمان --- اورا میگفت که تومیدانی بهتر
اگرپرسید کسی ازمال ده یک --- جوابش تازیانه بُد برابر ..
نوشتم سرگذشت پیرخود ساز --- برای آن جوانان هنر ور ..
نباشد شکوه ازناصرُ منصور --- نشانی داردآن از همچو رهبر
زاول کج نهادخشت رابه دیوار— سید ناصرنمود اوراخراب تر
درین دوران ببین این کشمکش را --- خراب کرد جمله هردو برادر
نفاقُ کینه افزون شد همه روز--- زدست هردورهبرهای خودسر
ازان وقتیکه از زندان رهاشد --- بشدپیدابرایش چانس خوب تر
رژیم خلقُ پرچم شد نمو دار. --- بکرد پیدا به خودچالهای دیگر
سید ناصرکه شد عازم لندن ---- سید منصوربشد جایش مُقرر
درین آرمانُ آرزو بُد شبُ روز--- بیگیردمال ده یک رااویکسر
موفق شددران خواب که میدید --- زهرجاجمع کرد اوبیشُ کمتر
ز اول مار بُد او اژدها شُد . --- نمودارشد به او مارهای دیگر
به دورُ پیش ا وبسیار گردید . --- ز مار کفچه وُمارهای پُرزهر
به بلعیدن شروع بنمود آرام .. --- یکی از پا گذیدُ دیگر از سر
زیکسودست دوستی دادبه پرچم--- به یک کاسه همیخوردندنانتر
گهی درشوروی کاهی به کابل --- سیدمنصوربشدجنرال همان دور
برفت سوی کیان تشکیل غندداد--- جماعت پیش اوگشتند عسکر
بشدآهسته غند تبدیل به (لِوا)..--- جوانان جماعت رفت به سنگر
نمودند جان فشانی سالُ ماها ---- برفتند بی کفن آخر ازین دهر
سیدمنصورکه کارش ارتقایافت--- به کا نتینر به پیشش دید دالر
به فکرفرقه اوعازم روس شد --- درانوقت شوروی رفتندزکشور
مبدل شد(لوا) در(فرقه هشتاد)--- ازان بعدقتلُ خون گردید بیشتر
زهر قومُ زهرآغیل شهید شد --- جوانان جماعت شد به خون تر
دره کیان را مرکز نهاد نام . --- نه بُد در فکر او جزقدرتُ زر
نماینده (امام) آمد به کیان ---- نمود ممنوع ورا ازکارخود سر
دران هنگام سیدبُدخیلی مغرور--- نمیدیدی کسی از خود بلند تر
بگوش او نرفت آن امرُ فرمان --- بشداعما زچشمانُ زگوش کر
نمود تکرار دوباره آن اوامر --- نکردی اعتنا امر ولی عصر
به فکر معدن طلا شبُ روز.. --- دهن از ویسکیُ وودکا معطر
دران اوقات که بُد دارای قدرت--- ندیده کس ازاوکارهای مُثمر
بیا بنگرتو امروز این جهالت ---- نموده قد علم در ضد دفتر..
به دور ُپیش او چند لاوبالی ---- برای پول زند آن حلقه بر در
بودآن دلقکان ازکار محروم . --- شده آله دست آن ستمگر ...
جفن گویند آن هر گاهُ بیگاه ---- شودرویش سیاه تا روزمحشر
بیایید ای جوانان جماعت ..---- بیگیریم یکدیگرراسخت دربر
بدیدیم سالها نفاقُ کینه ... ---- هنوزهم بیخبرخوابیم به بستر
شدیم بازیچه دردستهای اینها--- شویم بیدارازین خواب هرچه زودتر
بس است دیگرازین پیرُمریدی--- درین ایام ساینس ُ کمپیوتر.
درخت اتحاد محکم بشانیم . --- بگردد رحمت رحمن میسر.
16 جون 2012
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آنچه را آقای هزاره طی اشعار فوق بلسان بسیار ساده و عام فهم انشاء داشته حاکی از حقیقت محض است وهیچگونه شائبه وغرضی دران دیده نمی شود. لذاجهت آگاهی بیشتر مردم اسماعیلیه به این توضیح مختصر مبادرت ورزیده می شود. آنگاهی که سید نادر خان در سال 1351 فوت کرد، سید ناصر صرف برای دوسال بعنوان نماینده از سوی امامت اسماعیلی توظیف گردیدوبعداً این نمایندگی تمدید نشد و موصوف ازان عنوان تا امروز استفاده ی ابزاری نموده است.وقتی سید ناصر در سال 1359 عازم لندن شد، برادرش سید منصور خودرا کفیل او اعلام داشت. در حالیکه کفیل وکفالت بازی در امور مَلِکی و اربابی درست است نه در موارد مذهبی وعقیدتی.سید منصورظاهراً تا هم اکنون خودرا کفیل سید ناصر می شمارد ودعوی رهبری مذهبی را دارد که از سوی امامت اسماعیلی تائید نگردیده و وی به این خود سری ادامه میدهد.با احترام
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
اين شعر نيست، بل ياوه گويی است.
اين آغا (سيد منصور) نه تنها به مردمش خدمت نمود بلکه به وطنش عشق ورزيد و در آبادی و حفاظت از آن همواره پيشگام بود. جهانيان همه اين را ميدانند.
نبايد از ياد برد که همه مردان خدا، حتی پغيمبران ما مسلمانان خصمان و بدبينان زيادی داشتند. دقيق همينطور که حالا کسان در مورد شخصيت های ملی اين مرزو بوم مي نويسند و ياوه سرائی میکنند.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
تاریخ بر اصالت هردو(سید منصور نادری-احمد شاه مسعود) صحه میگذارد.هردوبانی جنبش داد خواهی در کشور بودند.هردوخدمات ماندگار به این سر زمین انجام دادند ویاچنین داعیه در آرمان شان تبلور روشن داشت.هردوطرفدارافغانستان آزاد ,مستقل وتجزیه نا پذیربودند.هر دو طرفدار نظام مشارکت ملی بودند. هردو دشمنان آشتی ناپذیرپاکستان این جهنم سرای ملت افغان بودند.هردوطرفدار وحدت ملی درکشوربودند.هر دوانسانهای منور جامعه ما بودند وحامی سرسخت انکشاف علوم ,معارف در افغانستان بودند.
اما آقای سید منصور یک اشتباه تاریخی را مر تکب شد که درونمایه ویا ستون اصلی نظام خویش را با از دست دادن بهترین دولتمر دان کار آزموده ومجرب چون قو ما ندان عمومی سید حسام الدین وجنرال سید ظاهراکبری وده ها کادر برخاسته از دامن تاریخ این مرزوبوم , متزلزل ساخت.وی شیوه تبعیض وستم خا نوادگی وبیعدالتی را در میان خانواده واقارب خود برگزید وخویشتن را ازامکا نات سرشارسیاسی واجتماعی محروم ساخت که چنین نگرش برعکس درمناسبات کاری وشیوه دولت مداری آقای مسعود جایگاه ویژه داشت واز همینرو ,مسعود بعد از مرگ خویش, بو سیله یاران وفاداروقدرشناس اش زندگی دو باره یافته اما برعکس ,آقای سید منصوربا متلاشی ساختن شیرازه های خا نوادگی که جوهر قدرت وی را تشکیل میدادند, بعد ازرحلت,میراث های معنوی خویش را با خود برده وکدام مدریتی باقی نخواهد گذاشت تاداعیه ناتمام وی را ادامه دهد.یگانه میراث بجا مانده وی منازعۀمتداوم نسلهای بعدی این خانواده برای سالهای متمادی وتداوم دشمنی های طولانی خواهد بود.امید آغا صاحب با هوشمندی تمام عواقب دردناک آنرا به سنجش کشانیده وبا یک بازنگری عاقلانه,در راه احیای مجدد نظم واستحکام خانوادگی خویش چاره اندیشیده وخود واندیشه های بهی خواهانه خود را جاویدانی سازد.
به هرصورت ,مقا یسه هردو ونگرشهای احساساتی وواکنش بر انگیز حواریون ایشان درپی تخریب این دو شخصیت ممتاز کشور, آب برآسیاب دشمنان مردم افغانستان می ریزاند.خوب است تا چنین مقایسه میان حکمتیار وملاعمر به مثا بۀنوکران اصلی پاکستان صورت گر فته ودرزمینه کاوشهای علمی بعمل آید!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
أقاى ييوندعلى نيك يى را سلام است !
همه نوشته شما حقيقت دارد وكوجكترين مبالغه دران نيست نه تنها جناب سيد منصور نادرى از كر زى تقاضا كرده است كه اين هردو سيدحسام الدين وسيد ظاهر را ازدولت اخراج كند اين مسله را بارها مارشال فهيم با دوستانش ياد اورشده است كه من تصميم داشتم براى سيد حسام الدين در داخل كشور كار مطابق شانش تدارك بيبنم و سيد ظاهر كه قبلا سفير قزاقستان بود دريك كشور ديكر بفرستم ولى كر زى كفت كه يكى ازشرائط حمايت سيد منصور ازما موقف نكرفتن اين دوشخص است درين صورت من تصميم دارم كه به حل اين مشكل اقدام كنم واكر سيدمنصور مخالفت نكند .وبرعلاوه كه منزل شخصى سيد حسام الدين را به زوروايس كرفت ودرين أواخر به نيمه قيمت مبلغ ٤٧٠٠٠٠دالر بجناب رامين بفروش رساند كه درحقيقت ان تعمير يك مليون دالر ارزش دارد كه فرزندان سيدحسام الدين به فاقه كى بسر مى برند و همجنان تعمير سيد ظاهر كه باوزيراحمديسر مير احمدتاله وبرفك طورشراكت درعقب شاروالى يلخمرى إعمار كرده بودند كه تمام مردم يلخمرى همان تعمير را بنام سيد ظاهر همين اكنون هم مى شناسد وزير احمد مى خواست بفروش برساند به همين منظور غير شفافيت ملكيت تعمير فوق كسى جرئت خريد انرانكرد .ولى او كه قباله را بنام وزير احمد ترتيب داده بود به اساس هدايت سيد منصور وزير احمد نام ازسهم حقيقى سيد ظاهر منكر شده كرايه تعمير را وزيراحمد تسليم شده ماهوار سهم سيد ظاهر را به سيد منصور تسليم مى كند كه هردورا محروم همه مسائل اقتصادى كرده است وحال سيد ظاهر درلندن است ازوضع زندكى أش قرارمعلومات به مشكل كلى مواجه است وسيد منصور درمورد هيج يك كوجكترين صله رحم را نه به خودشان ونه هم به فرزندان شان دارد يس جطور اين شخص را با احمد شاهةمسعود قهرمان مقايسه كرد كه زمين تا اسمان از هر لحاظ فرق دارد .(احمدى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سید منصور نادری رارهبر مذهبی و رهبر ملی خواندن جفا بر مذهب و خیانت به ملت است. زیرا اونه دانش مدرسه وحوزه ای دارد ونه روی مکتب سر کاری ویا خصوصی رادیده است. آنگاهی که او باید در مدرسه ومکتب میرفت درانهنگام از برکت پول باد آورده ی مردم نا آگاه اسماعیلیه غرق در فسق و فجور، عیاشی وخوشگذرانی بود. در واقع اورا اگررهبر یا لیدر گنگ بخوانیم مقرون به صحت خواهد بود. زیراکسی را رهبر ملی می توان گفت ونیز به آن کسی حق ورود به سیاست را باید داد که اولاً او دارای سواد کافی بوده، در پالیتیکس و نظریات سیاسی ـ اجتماعی جهان صاحب نظر و یا لا اقل آشنایی با آن داشته باشد، پیچ و خم هاو ترفند های سیاسی را بداند، تابتواند بمثابۀ یک سیاست مدار مآل اندیش وواقع بین راه معقول را در پیش گرفته ودر موقع لزوم زورق حیات و سلامت جامعه وملت خودرا از گرداب هایل به ساحل نجات رهنمون شود. نه اینکه هر گانگستر، اوباش و هرزۀ بیسواد که لسان مادری خودرا درست نمی داند، نه فقط با دهاء و پرنسیپ سیاسی بیگانه است، بلکه ازدرک الفبای سیاسی هم عاجز است، در اثر رخداده های ناگوار و با استفاده ازخدمت گذاری اجانب خود را سیاستمدار بنامد، یا جیره خوارانش اورا مرد سیاسی ومذهبی بخوانند. ولی اورا میتوان یک سیاست بازگفت.
در واقع او یک عوام فریب است، یک دیماگوگ است، یگانه هنر او شارلاتانی، دروغ و ترفند بازی است، ساحت عقلانی، علم ودانش، بینش و خِبرگی او تحت صفر قرار دارد، پارلمان که عرصۀ تبارز شخصیت و ارایۀ نظریات معقول و سازنده است،وی در تمام دورۀ گذشتۀ پارلمان ونیز دوره ی کنونی بجز از دست بالا کردن برای رای گیری دیگرجزیی ترین سخن و حرفی کسی از ا و نشنیده است. در حقیقت بین او و مجسمه هیچ فرقی نیست. ننگ باد براین وکیلی ووکالت بازی و سیاست سیاست بازی.
شخص بی سواد، مکتب ناخوانده، مدرسه نادیده، خود خواه، وزبونی چون سید منصور را مقایسه کردن با احمد شاه مسعود ـ با وجود اینکه عده ی روی تعاملات تنظیمی با اونظر نیک ندارند ـ قیاس مع الفارق است. با احترام
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
أقاى كل احمد ! نام از نوشته هاى نواختن طبل جنك وخود خواهانه ات بود كه درسائت قبلى ازبسكى بدكفتى وهرزه بافتى اين سيد منصور را طرفدارانش با قهرمان ملى مقايسه كردند وادعا كردند كه بعد از سقوط مسعود دست كمك بطرف يير خوددراز كردكه اين همه از جهالت شما بود كه مانندكنشكاه شلغم وار درهر بحث ودرهر اشى كاسه شدى كه بالا خره اورا به امام شما برابر خواهند كرد ودرانوقت من مداخله نكردم زيرا بين خود شما بود ومادر كذشته اسمعيليه را با اين خانواده در افغانستان مى شناختيم ولى بعد ازجهاد وروابط إقاخان بزرك را با امير صاحب دانستيم كه رهبر عمومى يك بخش اسلام اوست ولى درهر بعد اكر زياد روحيه خصمانه بكار رود در ميديا عصر كنونى لابد عده جانب يك كس را مى كيرد وبه ان هويت كاذب مى دهد واز سياق تحريت هم بو ورنك عداوت هويدا است ولى از نوك قلم شما هر ارزيابى ات جز از نفع به زيان سيد منصور جيز ديكرنيست ولازم است كه اين بحث را به ييروان امير صاحب شهيد بكذاريد زيرا ما با بخشى ازين خانواده دوستى داريم وأنها در روز هاى دشوار ما اخلاق وانسانيت خودرا نموده اند وبه خصوص دونفر مهم شان كه فعلا مانند شما مورد بى مهري أغا قرار كرفته است وما نمى خواهيم كه مانند شما تند ومخالف نورم بنويسيم زيرا ما قومى وهمسايكى داريم وعده از أنان نيز معترف اند كه أغا با امير صاحب قابل مقايسه نيست ازينرو رعايت خاطر ان دوستان ما مارا وأدار ميسازد كه يل هاى عقبى را خراب نكنيم وارزو مندم كه درين رابطه شما روابط مارا خدشه دارنسازيد وافتاب را با دوانكشت ينهان كرده نمى توأنيم با احترام (توريالى.دره اى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای توریالی.دره ای!
بد گفتن وهرزه نوشتن را با نقد کردن باید از هم تفکیک کرد. من از ادبیات هرزه نویسی ابداً بهره نجسته ام آنچه در باره ی سید منصور و کارنامه هایی سیاه اش نوشته ام کلاً ناشی از واقعیت است. اینکه گفته ای در اثر نوشته های من طرفداران سید منصور اورا با قهرمان ملی مقایسه کرده اند، نوشته ی آقای حقگو را بدرستی درک نکرده ای، او جهات منفی کار کرد سید منصور را به نمایش گذاشته است تا مردم محروم اسماعیلیه و بخصوص نسل جوان متوجه واقعیت های گذشته گردیده و خطوط رهبری امام خودرا مد نظر داشته و بیش ازین طوق استحمار مذهبی روحانیت قلابی این خانواده را زیب گردن خویش نسازند.
همچنان ازینکه شما" در گذشته اسماعیلیه را با این خانواده می شناختید" همین نکته نمایندگی ازنا آگاهی تاسفبار مردم اسماعیلیه می کرد، زیرا این خانواده بخاطر منافع خانواد گی خود مردم اسماعیلیه راعمداً در محیط تاریکی، جهل، نا آگاهی مذهبی و بی دانشی نگهداشته بود. چنانچه در سراسرِ قلمرو این خانواده در حالیکه از امکانات مادی فوق العاده ، پشتیبانی بیدریغ مردم واز نفوذ خوبی دردر بار شاهی وحکومتی بر خوردار بود، حتا یک مکتب ومدرسه ساخته نشد، یک عالم مطلع و آراسته به علوم اسلامی عرض وجود نکرد وحتایک ملای با سواد حکم کیمیارا داشت.در حالیکه بقیه دنیای معاصر اسماعیلیه از هر جهت مدارج بیشمار ترقی وتعالی را پیموده ومی پیمودند. وبقول مولیس روت وان (Molise Ruth Van) در مجله ی دنیای اسلام" اسماعیلیان حیثیت یک جامعه ی مسعود اسلامی را حائز گردیده است. این جامعه ایست که دستیابی به رفاه و سعادت حاصله نتیجه ی مساعی آنان تحت رهبری حکیمانه و مدبرانه ی امامان زنده شان بوده است." در هدایات امام ما دو گانگی وجود ندارد پس این سوال پیش می آید که علل جامعه ی متشکل، مترقی و جامعه ی مسعود اسلامی اسماعیلیان بقیه جهان در چیست؟ وعلل عقب ماندگی تاسفبار مادی ومعنوی اسماعیلیه ی افغانستان در چیست؟ وقتی چگونگی وچرائی این سوال مشخص و فهمیده شد آنگاه درک می گردد که علل اصلی عقب ماندگی مردم ما همین خانواده ی روحانی نمای متقلب بوده است. تلاش ما ونقد وافشاگری ما درین راستا قراردارد که مردم ما به خود آگاهی رسیده وعلل و انگیزه ی عقب مانی خودرا درک کنند.و بیش ازین به استحمار مذهبی این خانواده لبیک نگویند.
آقای توریالی. دره ای! ما با "پیروان امیر صاحب شهید" و با دوستی، قومی وهمسایگی شما با این خانواده کاری نداریم بلکه حسن همجواری واحترام متقابله وتحمل ومدارای یکدیگر را در روابط اجتماعی به نظر قدر می نگریم. ولی آنچه داریم حساب مذهبی وعقیدتی با این خانواده است وخط قرمز ما نیز همین نکته می باشد. نقد وافشاگری ما از کارنامه های سیاه این خانواده که تحت پوشش مذهبی صورت گرفته ومیگیرد با خدشه دار شدن روابط شما با این خانواده ابداً ارتباطی ندارد. با احترام
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای گل احمد خودت نظر به کدام امروفرمان و توسط کی این وظیفه را بدوش گرفته ای که همیشه چتیات و دروغ بگویی و بنویسی؟ آیا یاوه سرایی های که خودت میکنی کدام صبغه قانونی دارد ؟ وآیا از طرف کسی برایت این هدایت داده شده است که وکالت از طرف همه اسماعیلیان افغانستان را بنمایی؟ و برای همه معلوم است که تو و امثال تو کیها استید و به نفع کیها بخاطر چند روپیه و چرک دنیا کار مینمایید دو و یا سه نفری مانند خودت نمیتواند که نمایندگی از لک ها نفر اسماعیلیه را بنمایند بنآ باید گفت که تفی را که بطرف بالا مینمایی بروی خودت میآید و جز از ذلت و دشنام کدام چیزی دیگری نصیبت نمیشود و روی سیاه و خجل میگردی بنا کار عاقلانه اینست که حقیقت را بپذیری و خود را اضافه تر از این ریشخند مردم نسازی
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای گلزار!
اگر نوشته های من " چتیات ودروغ " است، لطفاً آنرا مدلل ومستند بیان فرما، و دروغهای مرا بادلیل نه با دشنام وفحش بثبوت برسان وواقعیت مستندات آقایت را برخ همه بکش "تا سیه روی شود هرکه درو غش باشد". ما کی هستیم آیا به نفع کسی کار میکنیم ویا بگفته ی شما بخاطر چند "روپیه وچرک دنیا" این وظیفه ی افشاگری ودریدن پرده ی ریا و نقاب دروغین ادعای رهبری مذهبی یک انسان بیدانش و جاهل رامتقبل شده ایم، به همگان روشن فرما.آری چون ما نیرنگ و فریب و دغابازی های ممدوح شما را بر ملا می سازیم، بناءً این کار ما بزعم ناقص شما تُف سربالاست.اگر کسی خائن را خائن گفت، برایش تف سر بالاست، اگر دذد را دذد گفت برایش تف سر بالاست، اگرانگشت به کارهای آدم کشی وجنایت وفسق و فجور کسی نهاد برایش تف سر بالاست.بنازم این استدلال ومنطق را. سید منصور باید مفتخر باشد که چنین منطقدانان و استدلال گران دارند.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
این شعر طنزی را در پاسخ به گفته های اشخاص جاهل مانند گل احد راجع به عالیقدر محترم رهبر بزرگوار ما جناب الحاج سید منصور نادری نوشته اند سروده ام. انشأالله که با شنیدن این پارچه شعر الفاظ پوچ از زبان ایشان دور شده ، راه و روش انسانیت را در پیش گیرند.
"شیطان"
چه گویم من سخن با مرده گانی
که نتـواند شـنـیـدن حـرف مـا را
دعـــا دارم بــــه درگــاۀ الــهـی
که بخشد بر دو چشمانت حیأ را
اگر خدمت نگیرد پیـش چشمت
بـیــابـی رهـبـر چـون مــافـیــا را
امید دارم از آن خـالــق بـیـچـون
سر افگنده بـینـم تـو رو سـیـاه را
چـو شیطان میزنی حرف دروغین
ســرت نازل کنـد یــزدان بـلا را
تــــراشــیـده ترا از ســنگ خارا
فــدا گــردم فـداگـردم خــدا را
نخوردی غیر شــفـتل نـان دیـگر
چـه دانــی قــدر مـردان خـدا را
سخن از خامۀ "طغیان" چو شمشیر
بــر آرد ســـر زند فـرق شـمـا را
عبدالرازق "طغیان"
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
این شعری ظنزی بجواب انسان های کودن و فاقد خرد چون گل احمد که ضمیر و انسانیت اش را در مقابل چند روپیه کلدار بوی گین پاکستانی به فروش رسانیده اند!
لوچک های بی پـدر نام نیـاکانـت کجـاسـت
گشتۀ چون متعبر آن بانـد دزدانـت کـجاسـت
بی سر و سامانـه هـردم رو بـه هـر در مـینـهـی
برتنت کالای چرکین رهـبر و خانت کجاست
چار قیران از پول نقد خـواجـه هـا بگرفـتـه ای
میـکنـی غو غو به من گو لقمۀ نانت کجـاست
هر کجـاه مـحـراب را یـابـی پـلسـتر مـیـکـنی
لاف بـی حـد میـزنی آئیـن اسلامت کجاست
مـکـی ها در محـفـل رقاصی چرخـک میـزنند
گـرتـو اسـلامی همانـا صوت آذانت کجاست
تا بکی این خـردوانـی هـای نـنـگیـن میـکـنی
تو زپا افـتـادۀ آن مـرد مـیـدانـت کجاست
شیـمـۀ تریـاک گـویـا از دهـانـت شـسـتۀ
آن تـعـفُن کثـیف روی دنـدانـت کـجـاسـت
تا بکی این قیرط و فیرط و خود ستائی میکنی
زنده گی بین آغـیل همـچو حیوانت کجاست
طنز جالب را ز"گمنام" سخن چـیـن گـوش کـن
خانۀ مخروبه و آن چـاکِ دامـانـت کـجاست
گـر نـبود آغـای منـصور جمله تکفیر میشدید
همچو منصور تاجدار و شاۀ دورانت کجاست
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سلام و احترامات خدمت همه برادران و خواهران که مطالب را مطالعه می نمايند.
من احترام عمیق به شخصیت آمر صاحب شهید دارم در ضمن بنده اهل حنفی و سنی مذهب می باشم، مطا لعات را که در مورد کيش و ائين اسماعيليه نموده ام ، چنين دريافتم که:
مذهب اسماعيليه يکه از شاخه های مهم شيعه بوده که ايشان سلسله امامت را متداوم تعقيب و پيروی نموده و بعد از امام جعفر صادق از شيعه های اثنی عشر جدا گرديدند. بخاطر که اينها پسر جعفر صادق را بنام امام اسماعيل برگزيدند از اين لحاظ اسماعيليه ناميده می شوند.
در اين هيچ شک وجود ندارد که مردم اسماعيليه مسلمانان واقعی بوده، و از اعمال ضد اسلامی هميشه پرهيز می کنند. اما بسيار متاسفانه که در بين ايشان کسانی استند که از نام مذهب سوء استفاده نموده و باعث بد نامی اين کيش شده اند.
آنها عبارت از خواجه های هندوستانی استند که بعد از مشاهده معجزات امامان اسماعيليه اين کيش را پذيرفتند اما رسوم، عنعنات و رواجهای قبلی خود را تا هنوز با خود دارند و می خواهند که در افغانستان نيز پياده نمايند. آنها اکثراً از اجراأت فرايض اسلامی ابا ورزيده و ميگويند که ما اسماعيليه استيم و به اين چيز ها کار و غرض نداريم، اين بخاطر که آنها نمی دانند. در حقيقت کافر اند نه مسلمان
اما جناب سيد منصور نادری و پيروانش مسلمانان واقعی، فرهنگ پرور و وطندوست استند که خدمات شانرا هيچ کسی نمی توانند به دو حرف دروغين بپوشانند.
سيد منصور نادری واقعاً رهبر روحانی، غريبنواز و علمپرور است.
اما کسانی مانند گل احمد نام و سایر افراد بی هویت که از آدرس اسماعيليه ضد سيد منصور و پيروانش سخن ميگويند آن عده محدود از مردمان که پيروی از خواجه ها نموده کافر اند نه اسماعيليه. . . مسجد ندارند، روزه نمی گيرند، نماز نمی خوانند بغير از خواب و خورش کار ندارند.
..... از بارگاه ايزد متعال استدعا دارم که جناب آغا صاحب نادری را هميشه سر بلند و کامگار داشته باشد و اميد که در اين وطن کسان ديگری نيز مثل نادری صاحب خدمت و رهبری کنند...
با احترام
ننگيالی صميم از کارته 4
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
به جواب أقاى كل احمد !
شما فكر مى كنيد كه اين مضمون مقايسه دوشخصيت سمت شمال را من نخوانده ام وكفت معروف بى خريطه فير كردم اينطور نيست اقا كه خود را يكانه نابغه دوران ووارث بالاستحقاق بوعلى سيناى بلخى دانسته وديكرانرا همه غبى وبيسواد جلوه داده اى قبلا برايت كفتم كه من در مسايل مذهبى شما كارندارم وشما جى حق داشتيد كه اين مذهب را بنام اين خوانواده شناختن اشتباه است ، ودرمسايل مذهبى اشتباه ونااشتباه را مسوليت رهنمائى ام راشما داريد؟ من به وضاعت برايت توضيع دادم كه با اين مردم دوستى داريم ودرشرائط بد به همديكر ممد واقع شديم درمرحله اول حكومت إستاد شهيد كه مجاهدين تازه به قدرت رسيده بوديم يك سلسله اشتباهات از هردو طرف صورت كرفت جنك هاى بى مفهوم وناشيانه از خود خواهى هاى طرفين سبب بسيارى از بد بختى هاى ما شده است ولى زمانيكه طالبان به حمايت ياراياقرص سعودى هاى وهابى درراس بنى لأدن وارتش ياكستان امير صاحب ناكزير عقب نشينى كرد وطالبان بر كابل مسلط شدند ومن همان وقت در كنار امير صاحب دريكى ازنقاط مصروف جمع وجور قطعات خود بوديم وبما أحوال رسيد كه نصير الله بإبروزير داخله ياكستان با ملا غوث وملا دادالله عازم مزار شده باجنرال صاحب دوستم طرح خود مختارى شمال را ميدهد كه بايد قطعات دوستم از شمال وطالبان هم از جبل السراج عميليات خودرا به طرف دره انكشاف دهد واعلحضرت مرحوم از روم نيز إعلاميه صادر كردوابراز رضائت خودرا ازتصرف كابل بدست فرزندان احمد شاه بابا تبريك كفت وابراز كرد كه حال @مطمين شدم كه افغانستان ازتجزيه نجات يافت كه ملا عمر در استانه غرور كاذب به او جواب داد كه جشم هاى خود را سورمه نموده براى قربانى حاضر كرديد. كه در حقيقت بزركترين اشتباه تاريخى ملا عمر هم همين بودكه مردم از نام شاه اسبق با طالبان جنك نكرد وقتى كه انها كابل را كرفتند از عامل توفيق شان كه همان نام ظاهر شاه بودمستغنى شده فراموش كردند. ودر مزار شريف بحث هاى كامل جريان داشت تقريبا رفت وبركشت نصيرالله بإبروزير داخله ياكستان ويدر طالبان افغانى روزدومراتب به مزار رفت وبر كشت داشت كه به موقع شبكه هاى جمعيت هر حادثه را به وقت وزمان رايور ميداد وازجانب شمال مولوى قدوس وفاضل سنكجاركى به معيت نصر الله بإبرعازم كندهار شدند ودرين فاصله اعضاى شوراى سياسى شمال به هدايت دوستم تشكيل جلسه دادند كه رياست جلسه را جنرال ملك برادر رسول يهلوان بعهده داشت واعضاى جلسه عالم رزم جنرال يوسف سيد ظاهر اقا وانجينر احمد وديكران بودند درجلسه روحيه طورى بود كه بايد طرح نصير الله بإبرمورد بررسى قرار كيردكه درين جلسه عالم رزم وجنرال يوسف وسيد ظاهر اقا استد لآل كردند كه طالبان امروز استاد ربانى ومسعود را فريب داده كابل را كرفتند وفردا نوبت شمال است درين بحث بين جنرال ملك وسيد ظاهر اقا يرخاش بوجود امد كه ملك كفت استاد ربانى ومسعود به شما جى داده است كه طرف دارى بازنده ميدانرا مى كنيد ؟ درين موقع سيد ظاهر اقا مى كويد تاكنون ربانى ومسعود بما جيز روان نكرده وتمام اراكين دولتش دريلخمرى ومنزل ما درمزار شريف است وشما توضيع دهيد كه نصيرالله بإبركه روز دومراتب عازم مزار مى شودوترجمانى أش را به زبان يشتو شما ملك خان مى كنيد برايت جند اورده است ؟ودرين جلسه عالم رزم وجنرال يوسف وانجينر احمد بطرفدارى طرح سيد ظاهر اقا با ملك سخت مى شوند وفيصله شوراى سياسى جنبش انست كه از امير صاحب دفاع شود فيصله جلسه را به دوستم مى كويند ودوستم استدلال طرفداران ييوستن ودفاع از دولت استاد ربانى را قبول مى كند كه از همين جا مخالفت ملك با دوستم اغاز مى شود ودرينجاه سيد ظاهر اقا يشنهاد مى كند كه يك صحبت با bbcصورت كيرد كه جنرال صاحب أوا زش را بكشد كه ماازقوم خود استاد ربانى وأمير صاحب مسعود دفاع مى كنيم وبه طالبان إخطار داد كه از ولنك شمالى يئش نيا يند كه با برخورد نيروهاى جنبش كه در أنوقت قطعات سيدمنصورنادرى تحت رهبرى سيد جعفر نادرى در سالنك مسلط بود وبعدازينكه ما صداى دوستم را دردفاع از خود شنيديم ووامير صاحب دفعتا باجنرال صاحب دوستم تماس كرفتند وصداى جنرال دوستم در ستلائت را شنيدم كه كفت عالم رزم جنرال يوسف وسيد ظاهر اقا هم سلام مى رساند وإينها فيصله كردند كه باهم باشيم كه دفعتا ما جريان را به قطعات خبر داديم كه مورال دوباره حفظ شد كه بعدا داكتر عبدالرحمن شهيد وقانونى صاحب كه مهمان سيد ظاهر اقا در مزار بودند جريان مفصل موضوعات را بما كفتند كه درين اثنا صداى سيدمنصوراقا را نيز از bbc شنيديم كه رئس جمهور ما استادربانى است كه استاد نيز در ان روز يلخمرى مهمان سيد منصور اقا بود وبعد ازين حوادث منزل سيد منصور وسيد جعفر وسيد حسام الدين بمركز مطمين ما دريلخمرى مبدل شد كه منزل سيد ظاهر اقا را با فرش وظرف به اختار استاد ربانى داد كه تاسقوط همه ما ازيلخمرى مدت سه وويا جار سال ديكر تمام مصارف وامنيت مارا سيدمنصورنادرى تامين كرد ودرمزار شريف ثقلت مهمان دارى ومصارف به عهده سيدظاهر اقا بود كه در منزل سيد منصور اقا دردشت شور مزار شريف مقر داشت وهمين مصارف تيل تمام وسائط جمعيت وقطعات استادةعطا كه ازروئى ودواب به شمالى انتقال كرد همه مصارف انرا سيد ظاهر اقا به هدايت سيد منصور اقا تامين مى كرد كه جكونكى أجراات وزحمت كشى اين خانوداده را دران ايام داكتر عبدالرحمن شهيد وقانونى صاحب ومحمدالله ناقد ورسجى صاحب ومصم صاحب ييمان وبارى سلجوقى ريس اكادمى علوم همه به تفصيل صحبت كردند وازين لحاظ دوست محترم مقايسه امير صاحب را با سيد منصور اقا ما بدنمى بريم سيد حسام الدين اقا دوست شخصى امير صاحب است وسيد جعفروهارون جان دوستان شخصى ما است وزحمت همه اقايون به خصوص سيد ظاهر اقا را در انزمان با موضع كيرى مردانكى أش كه هميش قانونى صاحب قصه مى كند فراموش ما نمى شود ولى دوست محترم از صحبت شما وهر حرفت عالمى از كينه وبد بينى ومخالفت شخصى عليه اين خانوداه توام با يك عقده اى كه فكر ميكنم اكر دستت برسد همه انانرا خداى نخواسته فرونبريد واز سخت نوشتن ات معلوم است كه كدام ظلم برايت رسيده است وان مربوط خودت است وما به ان مسوليت داورى را نداريم .ازينرو برايت كفتم كه در مورد امير صاحب وما ينجشيرى ها ازين خانواده خاطره نيك داريم وهر مسله را با مذهب كه كى رهبر است ويا نيست كا رما نمى باشد وملت هر كرا بخود رهبر كرفت وان حق ملت است ودوستى مارا ازين خانواده مخصوصا از سيد حسام الدين وسيد ظاهر كسى كرفته نمى تواند وما تاريخ اين دودمان را بدرستى ميدانيم وضرورت به رهنمائى شما أقاى كل احمد ها هم نداريم وبه كاريكه كار تونيست به مسايل ما تونيز مداخله ننمايد زيرا دفاع از مسعود كار شما نيست اميد ازرده نشويد برادرت (توريالى دره اى )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
دوستان عزیز، صاحبنظران و خواننده گان گرامی سايت کابل پرس?،
نظرات که در بالا ارايه شده اند، تعدادی زيادی شان خصمانه و دشمن گرايانه است.
اين نظرات هيچ تاثير بالای محبوبيت اين دو شخصيت سترگ ملی نمی گذارشد.
لطفاً خود را بیشتر ازين خسته نسازيد و نظردهي را درين قسمت بسته کنيد.
آنلاین : http://www.khawaran.com
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آقای پرویز خان:
اگر نظریات فوق بگفته ای شما خصمانه ودشمن گرایانه است پس شما واقعیت هارا نوشته کنید تا ما روشن شویم. و بسته کردن نظر دهی بخواست شخصی کسی نیست که اگر موافق مذاق وسلیقه اش بود خوب در غیر آن باید نظر دهی را بسته کند. کمی عاقلانه فکر کرده ونظر دهید. صفحات سایت کابل پریس بهمین منظور بروی همه بازاست تا از ورای نظریات و استدلالها خائن و صادق نسبت به مردم و جامعه اش شناسائی گردد. با درودعنایت
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
عنايت! فکر کنم بسيار کودن استی؟ شايد از همانهای باشی که پو ميگيری و تفرقه مياندازی. افسوس به حال افراد مزدور مثل تو!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
با زهم بجواب گل احد!
گل احد جان! تو از جمله از سگ صفتان استی که به امر باداران پنجابی ها و خوجه پاکستان حتی از بردن ناموس ات در اختیار شان دریعغ نمیکنی تو اخلاقاً چطور بخود اجازه نمیدهی در تا در مورد شخصیت حرف های دور از عفت کلام که شیطنت ذاتی ات را حکایت میکند باز گو نمایی!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
پرویز خان:
فرق بین انسان از بقیه جانداران روی زمین عقل ودانش وادراک است. من تورا به استفاده از عقل تذکر دادم ولی دانسته شد که از جوهر عقل تهی هستی. سر بخود وتنها به قاضی نرو اول تحقیق کن بعداً واژه ی "شاید" و لغت نا هنجار "مزدور" را بکا ربگیر. تا جائیکه درین کامنتها دیده میشود از کسیکه طرفداری میکنی او مزدور بوده است و مزدوری اش را به ببرک خان، نجیب خان و شوروی های کافر متجاوز بطور مستند درین سایت همه خواندند.افسوس به حال بنده نه بلکه افسوس بحال تو که از یک انسان منفور،مزدور، قدرت پرست و در واقع یک فاحشه ی سیاسی جاهلانه طرفداری می کنی.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
عنايت کودن! درک ميکنم چی احساسی داری. وقتی می بینی که در مورد کسی سخن میگوئی که بشتر از مليون ها هموطنش او را دوست دارند، او بخاطر زحماتش در قلبهای مردم است و بادشاهی میکند و تو بخاطر حسادتت ....... پاره گی میکنی . . . چنين نيست؟
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
آریا خان!
برف بام خودرا بالای بام دیگران نینداز. دیگرانرا به آئینه ی خود دیده ای، پیش کشی جنسی سنت شما و پیر خانه ی تان است، مردم محروم، بینوا وجفادیده ی اسماعیلیه سالهای سال زخم زبان وطعنه های جانسوز همسایگان خودرا بخاطر این نوع کارنامه های پیر خانه ی تان با گوشت، پوست روح وروان شان حس کرده اند. مردم بیچاره ی اسماعیلیه تا حال با نام های زننده و زشت که یاد گارومیراث هوسرانی های پیر خانه ی تان است رو برو هستند.هنوز داستان " بی بی حریره" و"گلچهره" در خاطره ها باقیست.
آریا خان تو عفت کلام را می دانی یا آنرا شنیده ای، عفت کلام چیست؟ در کجای نوشته های من عفت کلام نقض شده است.اگر من آقای تورا بیدانش، مکتب نا خوانده، مدرسه نادیده گفته ام، اگر واقعیت ندارد تو با اسناد به میدان بیا و مکتب و مدرسه ودانش اورا به رخ ما بکش تا ما از " حرف های دور از عفت کلام " مان معذرت بخواهیم. اگر گفته ایم که در دودوره ی شورا از او کسی یک بیانیه، نظریه و پیشنهادمعقول ندیده ونشنیده، اگر واقعیت ندارد، تو واقعیت آنرا بگو وسطح دانش ومدارج علمی اورا که لازمه یک رهبر مذهبی و یک لیدر سیاسی است بیان فرماتا همه بدانند.والبته صد ها مورد دیگر مربوط به رهبری و سر پرستی جامعه وغیره...
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
أقاى كامران مير هزار سلام !
درين كامنت كه به جواب أريا نام كسى نوشته از نام فأميل سيد منصور نامبرده است وشما جطور اين تعرض أشكار را به اين سايت اجازه نشر داديد وهم أزشما خواهشمندم كه ياد داشت كل احمد نام راكه درنوشته تحت عنوان سيد منصور شراب وكباب وبزركترين قران را كه بى ادبانه به ادرس سادات جيز هاى مغرضانه وجهل يرداخته بود حذف كرده وأميد وارم كه ياليسى خودرا صرف به انتقاد معقول وداخل أدب وتربيه عيار ساخته ممنون كردانيد زيرا اين سايت شما از محبوبيت برخوردار است مباداافراد مريض مانند كل احمد نام وباميانى از سايت شما سو استفاده غرض الود كنند وازينطريق به اهداف عقده مندانه خود توفيق يابند وسبب تخريش وجهه علمى شما كردد .موفق وكامكار باشئد (بيدار دل )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
بسم الله الرحمن الرحیم
نخست از همه سلام های پر از محبت خویش را نثار همه برادران و خواهران اسماعیلیۀ افغانستان مینمایم.
من مسعود(کارگر) فارغ پوهنځی حقوق ازدانشگاه کابل بوده و بنده البته پیرو مذهب اهل سنت میباشم.
من با برادران اسماعیلیه چه در مکتب ، چه در دانشگاه و در دوران مهاجرت در اسلام آباد پاکستان نشست و برخاست زیادی داشتم، علاقمندی ام بعداً به این شد که کتاب های اسماعیلیان را مطالعه نمایم و به همین دلیل معلومات دقیق و کافی در بارۀ تاریخ اسماعیلیان افغانستان و رهبر گرامی ایشان جناب آغا صاحب نادری دارم.
از گذشته تا به حال هویدا و روشن است که نقش کیانی ها و خاندان نادری در افغانستان چگونه برازنده بوده است طوریکه میگویند آفتاب به دو انگشت پنهان نمیشود.
جناب محترم الحاج سید منصور نادری ایام جوانی خویش را در دورۀ شاهی و رژیم کمونیستی سابق وقف زندان نموده و بعد از سقوط رژیم خلقی ها و باند حفیظ الله امین و به قدرت رسیدن رژیم پرچمی ها از زندان پل چرخی آزاد میشود و بعداً ایشان وارد کارزار سیاسی گردیده چگونه مشتاقانه و شجاعانه در راه خیر ، ثبات ملی ، تفاهم و همدلی بخاطر این ملت رنجکشیده مبارزه مینماید وقتیکه ایشان به طرف سمت شمال یک قدرت مردمی را تشکیل میدهد آنوقت زمانی است که مردم افغانستان با جنگ و خونریزی دست وپاچه نرم میکنند.
ولایت بغلان که تحت اداره و کنترول جناب ایشان بود به سطع کشور یگانه نقطۀ امن به شمار میرفت که عدالت اجتماعی فقط در آن جاه جایگاهی خاص خود را داشت و آشیانۀ را به درۀ کیان ساخته بود که یگانه جای مورد اعتماد همه رهبران جهادی و دولتی بود ، این اعتماد وقتی بود که حتی مردم بالای برادر خود اعتبار نداشت.
بسیاری مردم از ولایات مختلف پسران جوان شان به فرقۀ هشتاد میفرستادند به همین منظور هزاران تن جوانان این وطن از خطر مرگ نجات یافتند. خردمندی ، انساندوستی و خدمات بشردوستانۀ جناب محترم آغاصاحب نادری همیشه بر سر زبانها بود و بسیاری از دانشمندان ، شاعران و ارادتمندان جناب ایشانرا سلطان خرابات خطاب میکردند.
چنانچه صالح محمد (خلیق) شاعر و نویسندۀ مشهور افغانستان در وصف آغاه صاحب نادری غزل را سروده اند که یک فرد آنرا به شما پیشکش مینمایم:
با حضرت منصور بده دست ارادت
کامروز بود او شه و سلطان خرابات
جناب شان همیشه برای خوشبختی مردم بالاتر از توان خویش خدمات شایستۀ را انجام داده است من وقت گرانبهای شما را نگرفته فقط یک نکتۀ مهم را یاد آور میشوم.
و در اخیر دعا میکنم جناب آغا صاحب نادری شما زنده باشید که فرهنگ زنده است. شما همیشه به خیر همه ملت اندیشیده اید و سخنان کودکانۀ چند طفل دبستان نمیتواند از بزرگی شما بکاهد و از خداوند میخواهم شما همیشه سرافراز و سر بلند باشید.
با احترام
مسعود(کارگر)