راست: سید منصور نادری و چپ احمد شاه مسعود
سید منصور نادری و احمد شاه مسعود دو شخصیت مربوط اتحاد شمال افغانستان بودند که هردو باهم مشابهت های دارند، ولی تفاوت زیاد میان شخصیت، عملکرد و رفتار هر دو آنقدر زیاد است که مقایسه آنها بهترین موضوع عصر جنگ افغانستان را روشن می سازد.
برای توصیح بهتر این نبشته مقایسه یی را در چند بخش (چطور بود، چطور شد، چرا و چه خواهد شد) تقسیم می کنم.
1. چطور بود؟
1. سید منصور نادری در اکثر ولایات افغانستان حتی محلات پشتون نشین مانند جلال آباد نفود داشت.
فعالیت های احمدشاه مسعود در آغاز تنها در دره تنگ و تاریک پنجشیر محدود بود.
2. نفوذ سید منصور نادری بالای اقوام هزاره، تاجک و حتی پشتون ها موجود بود.
احمد شاه مسعود بر ساحات قومی تاثیرات نداشت و تنها پنجشیر نمی توانست جای قوم را بگیرد.
3. سید منصور نادری در آغاز مردم را با زور تفنگ و تهدید تابع نکرده بود، مردم داوطلبانه از وی حمایت و اطاعت می کردند.
احمد شاه مسعود مردم را با تهدید و تفنگ تابع خود ساخت و گروه شورای نظار را اول بالای مردم تحمیل کرد و بعد فعالیت های آنرا با منافع قومش آشنا کرد.
4. سید منصور نادری با استفاده از این سادات بودن و موقف مذهبی و اجتماعی اسباب احترام مردم را نسبت به احمد شاه مسعود جلب میکرد.
احمد شاه مسعود تاجک بود که هیج نوع تقدس و القاب روحانی نداشت و پذیرش وی از طرف مردم برای مسعود دشوار تر از سیدمنصور نادری بود.
5. سید منصور نادری امکانات بزرگ مالی، جایداد و منابع مطمین و دایمی پولی را در اختیار داشت و احمد شاه مسعود از صفر آغاز کرد تا کمک های سرسام آور خارجی را بدست آورد.
6. سید منصور نادری در زمان حکومت های ببرک کارمل و داکتر نجیب الله بیش از ده سال در ولایت بغلان و صفحات شمال افغانستان حکومت کرد که همه امکانات دولتی ، فرقه هشتاد ارتش و پست ولایت را در اختیار داشت که از طرف دولت تمویل میگردید.
احمد شاه مسعود نه تنها این امکانات را نداشت، بلکه زیربمباران طیارات دولتی در مغاره ها و مخفیگاه ها زندگی میکرد.
7. سید منصور نادری دارای مرکز فرهنگی مانند (کانون فرهنگی ناصر خسرو بلخی) و همچنان شانس استفاده از دانشمندان، نویسنده ها ، پژوهشگران، نظامیان و روحانیون را داشت.
احمد شاه مسعود تنها نهادی نظامی، سیاسی و استخباراتی شورای نظار را در اختیار داشت که همه فعالیت های فرهنگی و نظامی اش را در آن گنجانیده شده بود.
این بود خصوصیات، امکانات، توانمندی و ناتوانی دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان ، اکنون در بخش (چطور شد) تفاوت و توانمندی این دو شخصیت را در استفاده از امکات گفته شده برمی شماریم.
چطور شد؟
اکنون موقعیت کنونی و قابلیت زیست سیستم های ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود و سید منصور کیانی را با یکدیگر شان مقایسه می کنیم . در بخش اول نام سید منصور را اول و نام احمدشاه مسعود را دوم می نوشتم، در این بخش از نام احمد شاه مسعود شروع می کنم. زیرا در این بخش طرف مسعود بر منصور سنگینی می کند.
واضح است که احمد شاه مسعود کشته شد و سید منصور نادری زنده است، فکر نمی کنم زنده بودن سید منصور امتیازی بر کشته شدن احمد شاه مسعود باشد. سخن در باره موثریت کار آنهاست.
1. سیستم احمد شاه مسعود ده سال حکومت کرزی و حضور جامعه جهانی را از یک دست به دست دیگر می انداخت و کلیدی ترین مقامات دولت را در دست داشت که کرزی و جامعه جهانی قادر نیستند به آسانی آنها را از قدرت دولتی حذف کنند. این سیستم در مقابل نیرومند ترین دستگاه های غربی و شرقی در مقابله است و با دادن قربانی هنوز تاثیرات شان را اعمال می کند.
سید منصور نادری چند چوکی پارلمان را با تقلب، بی آبرویی، و جنجال برای خود اعضای خانواده اش (فرخنده زهرا نادری دخترش، سید داود برادرزاده اش) بدست آورد که هرگز نمی تواند مانند قدرت عمل کند و در حال دفاعی و ترس ، گریز و فرار زندگی می کند.
2. طرفداران احمد شاه مسعود می توانند جنبش ها، ائتلافات و احزاب را رهبری کنند یا در آنها سهیم باشند و مانند عامل و محرک در جامعه کار کنند.
طرفداران سید منصور نادری حزب نام نهادی پیوند ملی را که نمی تواند عامل قدرت باشد، ثبت کرده و تفکر سیاسی در این حزب موجود نیست.
3. ساحه نفوذ و تاثیرات مسعود از دره تنگ و تاریک پنجشیر به سراسر افغانستان پخش شد.
قدرت سید منصور نادری به چند طایفه شیبر، بهسود و نیکپی محدود گردید که روز به روز رو به اضمحلال است.
4. احمدشاه مسعود گویا قهرمان ملی می شود و سید منصور نادری قهرمان طایفه. قهرمانی سید منصور پایین تر از سطح قبیله است.
5. طرفداران احمد شاه مسعود برخاسته از یک دره، افغانستان را بدست گرفتند.
سید منصور نادری قدرت بغلان و صفحات شمال افغانستان را از دست داد و حتی در زادگاه اش دره کیان جای امن برای زندگی دایمی ندارد.
6. احمد شاه مسعود بعد از مرگش مقدس شمرده می شود. مخالفین و دشمنان مسعود از جمله حامد کرزی به مقبره مسعود رفته ادای احترام کردند.
سید منصور نادری در حال حیات احترام خود را در میان مردم و حتی مریدانش از دست میدهد.
7. احمد شاه مسعود بعد از مرگش حکومت می کند و سید منصور نادری در زندگی رو به زوال شده است.
در بخش اول (چطور بود) و بخش دوم (چطور شد) موقف ، موقعیت و فعالیت دو شخصیت اتحاد شمال افغانستان در گذشته و حال تشریح شد که گذشته و حال هر دو کاملا معکوس میباشد. هر خواننده ایکه در این نقطه مقاله برسد، سوال خواهد کرد که چرا چنین بوده است. در بخش بعدی (چرا؟) به سوال خواننده پاسخ ارائه می شود.
چرا؟
علت های که اضمحلال سید منصور نادری و پیشرفت طرفداران احمد شاه مسعود را می سازد، قرار ذیل است:
1. احمد شاه مسعود بر گروه ، همرزمان و قومش می اندیشید و سید منصور نادری بر خود خانوداه اش.
2. احمد شاه مسعود همرزمان و قومش را با قدرت و امتیازات مادی شریک می ساخت و سید منصور نادری همه امتیازات را به خانواده اش منحصر می کرد.
3. احمد شاه مسعود در سیستم کاری اش تقسیم کار و مسوولیت را ایجاد کرده بود که کار به اهل کار سپرده می شد.
سید منصور نادری در تقسیم مادیات و مسوولیت ها کاملا غیر عادلانه غیر علمی و ناعاقبت اندیشانه عمل میکرد و همه طرفدارانش را در محرومیت مطلق از امتیازات مادی و معنوی نگهداری میکرد. این کار عقده های حل ناشدنی را در میان افرادش بوجود می آورد.
4. احمد شاه مسعود از افرادش دفاع میکرد و در رشد و ترقی به آنها یاری می رساند که فضای اعتماد ، همدردی و صمیمیت را بوجود آورده بود.
سید منصور نادری از رشد و ترقی افرادش هراس داشت و نمیگذاشت که آنها شخصیت و شهرت شان را در میان مردم تکمیل کنند. هر کس داشت محبوبیت لازم را حاصل میکرد، با شیوه های مرموزی از میان برداشته می شد که مثال های زیاد در این باره موجود است.
5. هم احمد شاه مسعود و هم سید منصور نادری از خطرناکترین سیستم استخباراتی، زندان های شخصی و گروه های تروریستی را در اختیار داشتند که احمد شاه مسعود از آن بر ضد دشمنان خود استفاده می کرد ولی سیدمنصور نادری در نابودی طرفداران و دوستان خود.
6. احمد شاه مسعود در پیشبرد امور مهم، تشکلاتی داشت که از افراد با اعتماد خودش استفاده میکرد، سید منصور نادری مشاوران خارج از مردم، قوم و طرفداران را با خود داشت که آنها دلچسپی های سیاسی خود را داشتند. این مشاوران سیاسی به ارزش های محلی و مردی اهمیت قایل نبودند، از سید منصور نادری بخاطر بقای حیات سیاسی خود شان کار میگرفتند.
در بخش های فرهنگ همه کار های سید منصور نادری بدست افراد بیگانه از مردم و منطقه قرار داشت و به فرهنگیان محلی موقع رشد داده نمی شد. این کار سید منصور، محرومیت های را بوجود آورد که به تدریچ به عقده و کینه تبدیل شد و همه افراد قلم بدست با دل پرعقده از سید منصور دور شدند که اکنون سید منصور زیان های زیاد را از این ناحیه می بیند.
7. سیستم و یاران احمد شاه مسعود با وجود که دچار تجزیه و تفرقه شده اند، می توانند، در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری با کرزی که در حقیقت دشمن سرسخت هردو(احمد شاه مسعود و سید منصور نادری) است، دست و پنجه نرم می کنند، ولی سید منصور نادری بخاطر تهدید مردمش حامد کرزی را به کیان دعوت می کند که مخالفینش را بترساند. یعنی سید منصور نادری پالیسی درازمدت و دوراندیشانه ندارد، دست به تکتیک های موقت، کم دوام و گذرا می زند. زیرا مشاوران سیاسی و فرهنگی بیگانه، نبودن مغز های متفکر دلسوز و قحط الرجال، سید منصور را به وضع آشفته و سراسیکه گی مرگبار قرار داده است.
8. پایه های مردمی سید منصور نادری و احمد شاه مسعود در خارج از افغانستان هم مقایسه دلچسپی خواهد بود.
سید منصور نادری در داخل از افغانستان در برابر افراد تابع و در خارج از کشور افراد آزاد، یک سیاست دارد. او نتوانست از اصل کهنه (امر پیر- قضای مرید) خارج شود و به رهبر سیاسی هوادارانش تبدیل شود. در سیاست سازش، انعطاف، آشتی، گذشت و تحمل و پذیرش مخالفین ضروری است که سید منصور نادری در خارج از افغانستان به همان شیوه های کهنه که خصومت و دشمنی را بار می آورد، عمل می کند.
نماینده های سید منصور نادری افراد بی سواد، مغرض، پولپرست، بی ظرفیت هستند که بجای آشتی و اتفاق همیشه در پی تفرقه، تکفیر کردن دیگران، توهین و دشنام و چغلی هستند. این افراد جبهه جنگ را علیه سید منصور داغ نگهداشته و او را در خور حملات مخالفین قرار میدهند. دفاع افراد نادان به ضرر سید منصور نادری تمام می شود. آنها به جای دفاع از سید منصور نادری به سید منصور دشمنان جدید را بوجود می آورند.
با این کار سید منصور نادری نه تنها محبوبیت خود را در میان مهاجران در خارج از افغانستان از دست داده است، بلکه نسل بعدی در مخالفت با سید منصور پرورش داده می شود.
پایه های مردمی احمد شاه مسعود در خارج از کشور هنوز قوی بوده، هواداران مسعود سالگرد شهادت وی تجلیل می کنند. زیرا روند پیشبرد داعیه احمد شاه مسعود در خارج از کشور از جانب روشنفکران و اهل فرهنگ و سیاست پیش برده می شود. ولی کار سیدمنصور بدست افراد بی سواد، کم تحصیل، فاسد، چاپلوس و منافق قرار دارد که فعالیت آنها اگر صادقانه هم باشد به ضرر سید منصور نادری تمام می شود.
9. طرفداران احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در مقابل رقبای نیرومند خارجی قرار گرفته اند. برای طرفداران مسعود رقیب نیرومند سیاسی و برای سیدمنصور نادری رقیب نیرومند مذهبی از خارج. طرفدراران مسعود از امکانات استفاده کرده اند که اگر بر رقیب غالب نیایند، حد اقل عمر سیاسی شان را طولانی تر کرده می توانند. اما سید منصور نادری بجای کار خلاق سیاسی که بتواند مشکلات داخلی را رفع و در مقابله با رقیب خارجی آماده شود، "زیرکانه" پایش را در دو حلقه دام بند کرده است. زیرا او مقاومت فرهنگی، سیاسی و مردمی را از دست داده و به شکل گروهی و آنهم اشتباه آمیز عمل می کند که به انزوای خودش منتج میگردد.
رقیب خارجی طرفداران احمد شاه مسعود، پاکستان، استخبارات غربی است که به کمک کرزی می خواهند به تدریج تاثیرات آنها را از سیاست افغانستان کم سازند که قتل جنرال داود، نورجهان، سیدخیلی و غیره از نموه های بروز هدف آنها می باشد.
در حال حاضر ما سیستم ایجاد شده توسط احمد شاه مسعود را در حال مقاومت و سیستم سید منصور نادری را در حال اضمحلال می بینیم. مقاومت سیستم احمد شاه مسعود در آن است که به سیستم کاری، مستحکم تبدیل شده که مانند یک ساختار زنده و فعال عمل می کند و بدست افراد نسبتا مسلکی، با دانش و سیاستمدار پیش برده می شود.
سیستم سید منصور نادری بر اصل (امر پیر- قضای مرید) پیش برده می شود، علم، سیاست و تخصص در آن جای ندارد و گرداننده های آن افراد بی سواد، کوتاه بین و سودجو هستند که قابلیت درک و تفکیک منافع شخصی و جمعی را ندارند.
شیوه کار سید منصور نادری میان مردم بسیار کهنه است. زیرا از جانب افراد کم سواد، مطابق اخلاق و روش های طایفه و قبیله عملی میگردد. مثلا مجازات افراد که در وقت قدرت سید منصور نابودی حتمی فزیکی مخالفین بود، این کار برای سید منصور نادری هزاران دشمن انتقام گیر را بوجود آور که یک نسل پر از عقده و انتقام را در مقابل خاندان نادری پرورش داده است. در حال حاضر مجازات مخالفان سید منصور از طریق به انزوا قرار دادن مخالفین می باشد. مثلا ریشفیدان طرفدار سید منصور در جلسات طایفه یی یا قبیله یی شان فیصله می کنند که احمد شخص مخالف باید در انزوار قرار داده شود. ریش سفید یا نماینده سید منصور نادری در هر طایفه به اعضای خانواده های طایفه اش می گویند که رابطه شان را با احمد قطع کنند. به غم و شادی احمد اشتراک نکنند و احمد را در محافل و مجالس خانوادگی و قومی شان دعوت نکنند. اگر بخواهند مجازات احمد را تشدید کنند، آنرا با تکفیر یکجا می سازند. تکفیرکردن در میان اسماعیله های افغانستان اصطلاحات بسیار کهنه مانند (پیرگشته)، (بی پیر)، بی دین و غیره کار گرفته می شود.
مجازات افراد چیز فهم مطابق رواج طایفه و قبیله و تطبیق وحشیانه آن از جانب افراد جاهل و بی رحم، افراد مجازات شده را تحریک می کند که در فروریزی این دیوار های کهنه دست بکار شوند. جنگ شدید میان کهنه و نو شعله ور می شود. ارباب و ارثقال و کسانیکه خود را مدافع سید منصور نشان میدهند، از این جنگ سود می برند. زیرا مورد عنایت سید منصور قرار میگیرند، با سو استفاده از این موقف خود را میان مردم محترم وانمود می کنند و از کمک های لازم هم بهره می برند. کسیکه در این جنگ زیان می بیند سید منصور نادری است. زیرا همین افراد دلسوز و مخلص برای بادار شان دشمن می آفرینند، به دشمانش انگیزه می دهند که سید منصور نادری را هدف قرار بدهند و با چاپلوسی سید منصور نادری را به اشتباهات جدید ترغیب می نمایند. به این طور به تجارت شان ادامه میدهند.
در بخش (چرا؟) علت های تفاوت و پیامد های کار احمد شاه مسعود و سید منصور نادری در ترازوی عملکرد آنها وزن گردید، اکنون در بخش آخر (چه خواهد شد؟) نتیجه گیری می کنیم سیر داعیه مسعود و منصور به کجا می رود؟
چه خواهد شد؟
اول: اگر سید منصور نادری دست به اصلاحات بزند در سسیتم کارش تغییرات وارد کند، معجزه خواهد بود که من به این معجزه باور ندارم.
دوم : اجرای اصلاحات آنقدر ناوقت شده که به یک انقلاب ضرورت دارد.
سوم: سیدمنصور و افرادش استعداد اجرای این انقلاب را ندارند. آنها در اجرای این کار مستعد نیستند. ورنه سیدمنصور نادری اضمحلال سیستم خود را تا آخرین لحظه های حیات تماشا خواهد کرد و با رفتنش از دنیا بعد از هرج و مرج کوتاه مدت میان اعضا خانواده اش که از سیاست بی بهره هستند، به سیستم و داعیه سید منصور نادری نقطه پایان گذاشته خواند شد.
طرفداران احمد شاه مسعود به احزاب سیاسی زیاد تقسیم می شوند که هرکدام تا دیر زمانی در وفاداری با آرمان های احمد شاه مسعود فعالیت خواهند کرد.
حالا که افغانستان در کشاکش تغییر نظام سیاسی و بقای نظام ریاستی قرار دارد، فقط آن جنبش یا نیروی سیاسی می تواند در آن نقش داشته باشد که با پختگی سیاسی مجهز باشند. تفنگ و تکفیر کردن جایش را به کار سیاسی میدهد. در سیاست نه تنها مردم مهم است، به مغز های متفکر سیاسی سوق دهندة مردم نیاز بیشتر میگردد.
نظرات
180 دیدگاهمقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
برای شناخت بیشتر سید منصور نادری به لینک های ذیل مراجعه فرمایید.
http://kabulpress.org/my/spip.php?article104405
http://www.afghanistanpress.com/my/spip.php?article103242
http://kabulpress.org/my/spip.php?article52648
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
به همه اهل خرد و اهل قلم معلوم است که کابل پرس? چی نوع سايتی است و چی نوع مقالا را نشر میکند. و چی جايگاه بين رسانه های نوشتاری دارد؟
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
خدماتی را که جناب آغا صاحب برای وطنش انجام داده بيشتر ازآنست که بتوانيم از آن نام ببريم. یکی از شهکاری های ايشان تمويل و تهيه بزرگترين قرآن دستنويسی جهان است که توسط سر انگشتان یکی از خطاطان کشور به اتمام رسيد و اين کار در سراسر جهان از طريق رسانه ها انعکاس نيز يافت.
در لنک زير در مورد اين قران بخوانيد:
http://www.khaama.com/worlds-largest-holy-quran-calligraphy-inaugurated-in-kabul-410
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
زحمت شباروزی کشیدن بخاطر نوشتن قرآن گرچه یک هنر است ولی اگر این آقای خطاط خوش نویس بجای نوشتن قرآن استعداد ونبوغ خودرا درامر خیر ودر راه خدمت به هموطنان رنجدیده خودبکار میگرفت ومصدر خدمت به مردم خودمیشد ارزش افتخار را داشت و دهها مرتبه نیکو تر از آله ی دست ساختن آن برای یک طفیلی استفاده جو می بود.گرچه نقد قرآن حساسیت بر انگیز است ولی واقعیت اینست که قرآن در زندگی مسلمانان مؤجد کدام تحرک و تحولی نشده است، آنچه دیده میشود یکسلسله جنایات هول انگیزی است که در محیط اسلامی صورت می گیردو توجیه ی قرآنی به آن مشروعیت می بخشد. انسانهای که در مهد پیدایش اسلام گردن زده می شوند، زنانیکه در نایجیریا سنگسار میگردند، دین بر گشته ی که در تونس در ملأعام ذبح میگردد، انسانهای که درام القرای اسلامی مطابق احکام اسلام ناب محمدی جوقه جوقه به پای چوبه ی دار میروند، انتحاری های عراق، نایجیریا، پاکستان و افغانستان که در هر انتحار دهها انسان بیگناه،اعم از کودک، زن ومرد پیروجوان تکه و پاره میشوند، همه وهمه توجیه ومشروعیت قرآنی دارند. زیرا جهاد و شهادت که مکافاتش رسیدن به بهشت مملو از نعمات گوناگون، دوشیزگان همیشه باکره،پسران سفید روی وغیره وغیره است در خدمت شهید قراردارد. فکر میکنم زحمت کشیدن روی یک چنین کتابی که عامل جهاد وشهادت گردن زدن ودست پا بریدن وجزیه وغنیمت وغیره وغیره است،حاصلی جز استفاده ی ابزاری مفسدین و استفاده جویان دیگر افتخاری در پی نخواهد داشت. البته برای استفاده جویان یک شهکار شمرده میشود، شهکاری که منجر به تحمیق هر چه بیشتر افراد فاقد ادراک و عقل وشعور وخرد می گردد.جمیل
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سلام بر شما! از شهر زیبای مزار شریف.
برادراه واقعیت اینست که هر کس تو هین به رهبر عظیم و معظم اسماعیلان مانند سید منصور نادری میکند به نظر من او خو دارای صفت ....... را دارد اگر همین رهبران افغانستان همچو سید منصور نادری و سایر رهبران نمیشد امروز همه افغان بالخصوص شما ادعا گران در برابر رهبران همچو سید منصور نادری جای تاسف و خجالتی است زیرا چنین رهبران بود که شما جناب هارا از طالبان پاکستانی و وحشیان جامعه نجات داد در غیر آن امروز همه خواهران و مادران تان را به خود شان نکاح حرام (به زور میگرفتند) میکرد .
مه خودم شخصا اسماعیله نیستم اما قرار که شناخت واقعی دارم همه مسلمان افغانستان چه اسماعیله باشد چه سنی و یا تشییع اثنا عشر یک برادر اند پس دشمن مشترک ما و شما پاکستانی ها است .
از جناب جلالتمآب محترم سید منصور نادری تشکری میکنم که همیشه در برابر پاکستانی ها ایستاده گی نموده وجواب های سخت دندان شکن به ایشان داده است.
و قراریکه با اسماعیلان افغانستان شناخت واقعی دارم در واقع همه اسماعیلان افغانستان جناب سید منصور نادری را دوست دارند طوریکه دیگر هیچ کسی بنام رهبر مذهبی اسماعیلان جز سید منصور نادری را در افغانستان نمی شناسد کجا بود حکایت شاه ویا خواجه های پاکستانی دیروز که اغغانستان (اسماعیلان این کشور) را از ورطه غم، مصیبت، فشارهای نظامیان مختلف، و پاکستانی های که بنام طالب آمده بودند نجات دهد. در آن روز ها همه آنان و اینهای که امروز تو هین به همچو رهبر مذهبی میکنند از برکت و همکاری ، زحمات و مبارزات خستگی ناپذیر این مرد (جناب سید منصور نادری) بود.
نشکر جناب سید منصور نادری از شما و خدمات شما واقعا اگر شما نمی بودید دوستان اسما عیله را مه پیدا نمیتوانستمو
آن کس که به شما تو حین میکند مانند آن که به اعظای فامیل خود تو حین کرده او انسان نی بلکه دارای شرف پایین تر از ........ های همچو..........خواهد بود.
فیض الله روحانی از شهر زیبای مزار شریف
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
من منحیث کسی که سالها فعالیتهای سید منصور را از نزدیک مشاهده کرده ام، معتقدم که وی با امکانات که در دست داشت کار های خوبی هم کرد ولی جنایات او به مراتب بیشتر از کار های نیک اوست. سید منصور بعنوان یک فرد مذهبی میبایست دارای علم و معلومات دینی و شخصیت پرهیزگار و صادق میبود که متاسفانه نبود. او شخص بی نهایت زنباره، شرابخوار، قاتل و مکار است. عکس های سکس او را در زمان که طالبان کیان را تسخیر کردند، همه دیدند. همچنان نقش و نگار های عکس های سکسی دختران در حمام شخصی او در دره کیان هنوز هم موجود است. ویدو های محفل می گساری او هنوز هم در بازار وجود دارد که اگر فرصت بود، در یوتیوب پست نموده و لینک آنرا درینجا میگذارم. لست کسانیکه را که بخاطر اینکه برایش تهدید فکر میکرد و بشهادت رسانید، در همین سایت کابل پرس? موجود است. و تا هنوز هم که توانسته قدرت سیاسی اش را تا حد حفظ کند، فقط توسط دروغ و مکارگی بوده است. لعنت خداوند (ج) بر دروغ گویان باد.
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
من يكي از اسماعيليه هاي افغانستان هستم تمام موضوعات و حرفهاي مردم را خواندم يك موضوع را ميخايم روشن بسازم وأن اينكه !كسانيكه مخالف أغا صاحب نادري هستند ميخواهند به دستور خواجه هاي باكستاني اسماعيليه را بدنام سازند وميخايند در فرقه اسماعيليه رسم و رواج هندو ها را بياورند حتي ايكه در أغاز حكومت كرزي ميخاستند مسجد الحاج نادري را جبه كنند و ميكفتنند كه در فرقه اسماعيليه مسجد حرام و ناروا اس خوجه هاي باكستاني كه از اسماعيليه شدن أنها از صد سال تجاوز نميكند يك ذره هم به مسلمان بودن و اسماعيليه بودن عقيده ندارند تمام رسم و رواج هاي شان مانند هندو ها اس مثلأ تجليل كردن جاندي رات جنته زدن مراسم عبادت مثل ايكه يك هندو بيش بت خود عبادت ميكند دستهاي خوده بيش ذناخ ميكيرد اينها هم همين رقم ميكنند با تأسف كه همين رواج هاي هندو ها در فرقه اسماعيليه رخنه كرده و همه اينها از بركت همين خود فروش ها كه خود را به كلدار به خواجه هاي باكستاني فروخته اند رسيده اس از براي خدا در كدام فرقه اسلام كفته كه مسجد را جبه كنيم هر كسيكه ميكويد او مسلمان نيس ايكسيكه بد كويي أغاي نادري را ميكني أيا تو مسجدي دازي كه نماز بخاني أيا در عمرت ترا به حاظر امام قسم اس كه راست بكو يكبار هم نماز خواندي؟جرا و براي جه رسم و رواج هندويي را أوردي؟
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
بجواب امیر نام!
امیر نام یا مجهول الویه بی فرهنگ!
یک چیز را فراموش نکن که میگوید: کاسه چینی که صدا میکند- خود صفت خویش ادا میکند
دریا که در اصل خود پاک است- در چلچل سگ چه باک است. تاکه میتوانی در آتش حسادت بسوز و بمیر!
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
چرا کابل پرس? مردم رابرای خود مضمون میسازد آیا کی ها هستند که این سایت را گرداننده گی میکند. مثل یک تکه گوشت را درپیش چند تا کلبه بیندازید وبعد تماشاکنید که کلبه چه غور پش میکند بالای همدیگر. از برادران خود خواهشمندیم که حتی فکرکردن در مورد همچو موضوعات قابل شرم بوده وچنین مضغرفات شخیصیت شمارا زیر سوال میبرد
بیایید کمی هوشیار باشیم و درمورد چنین چیزی که سخن گفتن در مورد شان شرم آور است وقت خود را ضایع نکیم
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
با عرض احترام به هموطنان عزیزم،
من در تعجب ام که چرا یک قهرمان و مجاهد را با یک شخص که همه میدانند که چراغ کش و غلام آغا خان و آغا خان غلام انگلیس و یهودی ها است مقایسه کردید. احمد شاه مسعود کسی بود که عزت همه ما و شما را در مقابل تجاوز روس نجات داد همین کفایت میکند. من همیشه در فکر بودم که پشتون هادر طول تاریخ چرا بالای شما ظلم کردند و میکنند حالا از این تحلیل و مقایسه و قضاوت شما فهمیدم که واقعآ پشتون ها هم چیزی میدانند در بارشما لعنتی ها چراغ کش
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
به جواب على منصور !
درجسارت وكستاخى خود مقيد به هيج تربيه نيستى كه رهبر روحانى يك جميعت غفيرى از مسلمانان (وجهلونهم )(٤٩فرزند على مرتضى ع را نوكر انكليس كفتيد كه در حقيقت وقاحت وبى ادبى ات از نورم انسانيت كذشته است اكر مشكل با سيد منصور دارى نيز داخل جوكات وادب مطرح بسازيد ودريهلوى نام هر شخص جى مشكل ودشمنى با خانواده رسول كريم راداريد نام امام كه جانشين ييامبر اكرم ص است جرا ياد مى كردد واكر شما كوجكترين إحساس داشته باشئد همين نيات نيك امام در امور خيريه شانرا درحال حاضر كه بديل ندارد مورد حمايت قرارميداديد وشخصيتى كه مليون ها معتقد ومريد در سراسر دنيا دارد جطور به كلمات بى احترامى درسائت ها نوشته مى كنيد كه بواقعت همان طرح ريس جمهور ازبكستان كه در كنفرانس شانكهاى كفت كه مردم افغانستان شايستكى اينقدر كمك دنيا را ندارد زيرا مردم غير متمدن ووحشى است وعمر شان دذجنك كذشته است .كه حرف يك ذعيم بيكانه را با اين خود خواهى ها وحد ناشناسى ها وبا اين تربيه ضعيف راست جلوه ميدهيم هر ملت از افراد خود نمايندكى مى كند وما هستيم كه ائينه تمام نماى كشور خود هستيم ومخصوصا هزاره هاى ما مردمان خودخواه تنك نظر ودست نارس وفضول اند كه نمايانكر بكروند بى ليا فتى ما در طول تاريخ است( جمشيد برومند )
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
درجواب دوستان غیر اسمعیلی که دروصف خاندان سید نادرشاه کیانی وپسرش سیدمنصور نادرکیانی ملقب به خان آغاصاحب نوشته اند:
این خاندان وپسر وی جوانمرد سخی طبع وبخششگر نیستندبلکه از ثروت قارونی ایکه در طی یک ونیم صده ازراه تزویر ونیرنگ وفریب ازمردم شریف اسمعیلیه افغانستان چاپیده اند برای تطمیع ومصوون سازی قدرت وثروت وسیادت بی چون وچرایشان این جاوآن جا توزیع میکنند.آنها اززمانهای خیلی دورتاهمین اکنون چنین میکنند,زمان شاه وداودخان همه ولسوالان ووالیان وقاضی ها وقوماندان های امنیه را باپول ومال ومواشی ومهمانی های آنچنانی تطمیع مینمودند تاآرام وبی دردسربه دولتی دردرون دولت که برای شان ساخته بودند را ادامه دهند.این مزوران دوران راکه مردم اسمعیلیه ما برای بوسیدن دستهای شان زمین بوس مرفتند خودشان بو درسلام وعلیک واحوال پرسی باغیراسمعیلیان دست ادب به سینه میبردند وقامت خم مینمودند .اوج افتضاح چاپلوسی وخرید وتطمیع شان مهمانی ظاهرشاه به دره کیان بود که از دوراهه دوشی تا دوراه کیان –دره شکاری مرد وزن ,پیروکودک را از همه مناطق دوردستواداشته بود تابه استقبال آیند ودردهنه دره کیان دروازه دولتی ایرابرپاداشته بود وشترهای مشهور به بادپارادرقدوم اعلیحضرت ذبح نمودند وبعد تادره کیان همین مردم بدبخت وفلک زده مارا باشکم گرسنه وتن پو شهای کهنه وجنده ردیف ساخته وجوانان ونوجوانان راواداشته بودندتاسرود .
زدل وجان دوست داریم پادشاه را
....................................
بخوانند.
ازقضااین شان ودبدبه وشلوغ بازی های نادرشاه کیان حسادت پسر نادرشه کا بل رابرانگیخت وفصل دیگری از فشار سلطنت آغازگشت ومعلوم شد که نادرشاه کیانی باهمه تزویر وزیرکی ونیرنگ بازی این باری پایش راخودبدام انداختکه هیپگاهی اورارها نکرد.والبته بدبختی درآن بودکه بازمامردم به غم رفتیم ,زیراتمام بار دشمنی دولت ومامورین ومتعصبین افتید به گردن مردم ما.که واقعا فضای تنگ زندگی مااسمعیلیان تنگتر شد.ومردم فشاربارمصارف مهمانی شاهانه راکه تاسالهای بعد هم پرداختند حتی دربرابر فشارهای دولت ازیادبردند.
کارماوقتی بیشتر زارشدکه جنران صدالله صافی مامورکشف وتحقیق جرایم خاندان کیان گشت که تاآنوقت بسیاری ازجرایم خاندان کیان ازجمله قتل نوعروس ونودامادجوان راکه کشته ودرعقب خانه پسران کاکای شان زیر پاروی حیوانی دفن نموده بودند تابه اصطلاح رقیب قدرت ومکنت رابه گیردهند (که دران قتل ها وهمه قتل های بعدی سیدمنصورگرداننده اصلی بود)برملاگشت وکلابیست وچهاردوسیه قتل وجرایم سنگین بازشد ومانند همیشه چوب جنایات آنان رامردم خوردند .پس باید دوستان غیراسمعیلی مابدانندکه این جود وسخاوبذل وبخشش ها ازکیسه ماست ولی برای استحکام پایه های ننگین سلطه یک سلاله بیرحم بنام خاندان کیان.
تشکر
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
تأله جى جان سلام !
كرجى درين لجن زار متعفن تعصب قدم نمى كذارم و به تبصره اى درين نبرد بى مفهوم علاقه هم ندارم ونه هم شامل يروكرام كارم ميدانم ولى با مطالعه يك خبر وحشتناك غير إنسانى وغير اسلامى مراوأدار ساخت كه جند سطرا را به منظور تغير ذهنيت منفى وقهر اميزت در مورد سادات كيان كه باهمه انها اعلان جنك وطبل انرا با كوس وكرناى مخصوص نواخته ايد وهيج يك را هم أنصاف تبريه روادار نبوده اى بنويسم وازين بابت خواستم توجه ات را بيك بخشى ازرزائل كه هم أكنون به صحنه ميديا قدم ناميمون را در روزنحسى كذاشته است جلب كنم كه در زمان حاكميت خاندان كيان در يلخمرى فعل بجه بازى يا هيج نبود واكر هم بود كسى جرئت نمى كرد زيرا كه مورد توجه حاكمان ان ايام نبودوامروز درسائت افغان يير نظرم را بيك كذارشى كه از يلخمرى مطالعه كردم كه بجه بازى ولواط به اوج خود رسيده وحتى دولتمردان بغلان از مهار ان إظهار عجز كردند وابراز كردند كه عده اى از قوم لوط مقيم يلخمرى زنان خودرا طلاق وبا بجه بيريش خويش همبستر مى شوند وفوتوهاى بجه هاى كه وظيفه زنان شانرا به عهده داشته اند كه از طريق انهاأتفا ى عزيزه مى كنند به همديكر تعارف وازمقايسه وازداشتن جنين اجنه اى مباهات نيز مى كنند وحتى مدعى هم شده اند كه اين بجه ها حسين وزيبا همه جيز شان است وبدون انها اين وحشى هاى ابليس منش اوقات خودرا تلخ وروز وروزكارشانرا جهنم ميدانند واز ابراز فخركونه اين فعل كثافت باراحساس شرم وكناه هم نمى كنند ومضحك تر اينكه عده ازين غولدورهاى زروزوردختران معصوم خويش را به عقد نكاح زنان همجنس شان دراورده أنان را درحريم خانواده شان مسكن داده وبه عضويت خانواده شان در امده اندوازطرف شب اين يسر هاى بى حيا با ناز ونخره اى عاشقانه با خانم خانه نوبت همبسترى را بارئس خانواده كه همين عمل شنيع را دارد درجانه زدن هستند .كه اكر ازحقيقت نكذريم روايت جديداست با اين بعد ثلاثه أش .ولى خانواده كيانى ويا سادات كيانى مدت طولانى درين ولايت حاكميت داشتند كه در ان ايام اين بجه بأزان نيز درهمين يلخمرى بودند كه در أنوقت اين فعل قباحت افرين را يدران شان ويا هم كلانهاى خانواده اى اين جانوران داشتند وحال سوال ييدا مى شود كه خانواده سادات كيان ايايك نمره مثبت را نزد مردم ندارند ؟كه حد اقل با اين وضع كه در مطبوعات امروزبا غرور فاعيلين بى إيمان كه از ذوق شوم شان قصه مى افرينند وبا مطبوعات جى ها هم صحبت مى كردند در ان ايام وجود نداشت ودرتعجبم وهراس ان ميرودكه اين شهر يلخمرى بغلان درانتظار يك آفت بى يناه است وخواستم كه بدانم شما درين رابطه جى قضاؤت داريدودرين مورد جى فكربكر داريد ؟( برومند)
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
فیلسوفان مادی گرا دین را تریاک ملت ها گفته بودند، ولی حال معلوم گردیده که دین نه تنها تریاک مردم بلکه سرطان بشریت است. تاریخ جهان معاصر بما میگوید که متفکرین ودانشمندان اروپائی پس ازسلسله مبارزات خونین و پیگیر توانستند دین را در جایگاه اصلی اش یعنی کلیسا در بند کشند. جوامع اروپائی با رهائی از سلطه ی دین توانستند سر نوشت خودرا رقم زده و به ترقیات چشمگیر نائل آیند. اما امت مسلمان از صدر اسلام تا به حال نتوانسته است خودرااز لجنزار پر تعفن دین نجات دهند و چون ملل پیشرفته موفق به یک زندگی شایسته ودر خور انسانی گردند. مسلمانان از همان ابتدا به جان یکدیگر افتیدند،هرگروه وفرقه ومذهب خودرا ناجی وبرتر و جانب مقابل را کافر ومرتد قلمداد کردند که این میراث منحوس تا حال مانند خانه ی عنکبوت مسلمانان را درتار وپود خود پیچانده است. نتیجه اش را ما در همین سایت و در پیام ها و اظهار نظر های فوق می بینیم. ریکارد شهکاریهای احمد شاه مسعود وباقی تنظیم های شریعت بدوش که همه بدون استثنا مملو از جنایت، کشت وکشتار، تجاوز جنسی ، چور وچپاول دارای های عامه وملکیت های شخصی است کلیه مردم بخصوص کابلیان شاهد هستند. آقای سید هاشم سدید باری در یک سایت نوشته بود که من به چشم خود دیدم که مریدان سید کیان جای تایر موتر اورا می بوسیدند و بر سرو روی خود می مالیدند. مردمی که مقام انسانی اش تا این اندازه پست و حقیرباشدو یک انسان جاهل تر از خودرا به مقام الوهیت برسانداصلاً به ارزش اظهار نظرنمی ارزد و چیزی گفتن در باره ی آنها ضیاع وقت است. مسئله ی که تا این حد انسان را به حقارت و فرو مایگی سوق دهد دین وتعالیم متحجر، قرون وسطائی وبی محتوای دین است نه چیز دیگر. تا وقتی دین از سیاست جدا نگردد ودین به امر خصوصی وشخصی تبدیل نشود، بدبختی، جارو جنجال، کشمکش ونزاع، بد گوئی، فحش ودشنام به یکدیگر ادامه خواهد یافت و مردم اصلاً روی خوشی وبهروزی را نخواهددید. نتیجه ی وحشی گری دین اسلام را همین چند روز پیش بشریت شاهد بودند که شخص احمقی در تونس دین اسلام را ترک و به عیسویت گرویده بود( ازبد بدتر) و حاکم شرع شریف حکم گردن زدن اورا صادر ودر ملأ عام سرش از تن جداگردید. آیا با ترک کردن یکتن چه اندازه شکست به یکملیارد و سه صد ملیون نفر مسلمانان وارد می آید؟ اگر بالفرض به جهنم رفت تارک دین میرود نه دیگران ودر بهشت یک دوشیزه زیادتر به مسلمانان میرسد. بهمین منوال، همین نزاع گران یک مذهب که به دوگروه متخاصم تقسیم شده اند ویکی دیگری را فحش ودشنام های رکیک میدهند یقیناً اگر دست شان به یکی دیگر شان برسد مانند همان تارک دین اسلام سریکدیگر را خواهد برید . بیائید از عقل خردکاربگیرید و اوهام پرستی انسان را بجائی نمی رساند. پدرود
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
جمیل بچیش!
باز مثلیکه ......؟ شروع کدی؟ مثل اینکه.....تخریش پیدا کرده؟... تا هنوز اصلاح نشدی....؟ باخبر!.. هنوز قرآنیار پیامها را میخواند.... سکوت معنا دار من را تغبیر غلط نکن ورنه....
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
قرآن پوه جان! همینکه نامی از دین در سایت پیداشد تعفن زباله دانی ات فضارا آلوده می سازد. خصلت مسلمانهای دو آتشه همین است که بلا معطلی به نا سزا گوئی می پردازد،این میراث اسلام است که در طی1400 سال دست از سر کل مسلمانان بر نداشته است.جمیل
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
سگ زرد ، یار شغال.. سید منصور و مسعود یک خر و دو نصف است. هر دو مزور ، آدمکش و خاین به ملت بوده اند. کسانی که اینجا از سید منصور دفاع میکنند کاسه لیسان درگاهش چون انجنیر معراج بیسواد ، حکیم ضربه مرده گاو اغا صاحب و یا خواجه صاحب بی مایه اند. و کسانی که از مسعود دفاع میکنند پنچر مین یا سقا بوده اند که از چپاول مسعود صاحب ارگاه و بارگاهی شده اند. هر دو جنایتکار اند که صد ها سند در مورد جنایات شان تا حالا به نشر رسیده ولی این بی مایه گان هنوز شله اند که قندوز میرویم.
با شناختی که از سید منصور دارم گل احمد ذره یی هم اشتباه نمینویسد. نوشته های گل احمد ایینه تمام نمای شخصیت سید منصور است.
مسعود چه شمشیر کرده که قهرمان خطابش میکنید ؟
او در جنایاتش کمتر از ملا عمر و گلبدین نزد این ملت مسوول نیست. شرم هم چیزی خوبیست. هزاره ها از مزاری با تمام جنایاتی که مرتکب شده بیشرمانه به دفاع می خیزند و پنجشیری ها از مسعود ادمکش و نیرنگ باز و نامرد سیاسی. اگر روزی احدی فاشیست هم به هلاکت برسد مطمین باشید با این ترازوی شما افغان ملت هم تول کرده و او را بابای ثانی درجه دار و قدم دار معرفی خواهد کرد. اگر انسان هستید و معتقد به دیدگاه های انسانیت هستید لطفا عادل را نیک و جنایتکار را به صفتی که مستحق ان است یاد کنید.
پدرود
مقایسه دو شخصیت در اتحاد شمال افغانستان: سید منصور نادری و احمد شاه مسعود
ای چوچه های شیطان
ای کاسه لیسان خوجه ها
ای خدا نا ترسها همه شما جز دو سه نفر اضافه تر نخواهد باشید یکی از دیگر را و یا خودتان از خود را شهادت میدهید که راست است و یا راست میگوید...........
لیکن سید منصور نادری یک رهبرمحبوب است که در قلب هزاران هزار نفراعم از پیروجوان بخاطرخدماتش مانند خون که در رگ جریان دارد جا دارد با هرزه گویی های شما چوچه های شیطان از قدرش نتنها کاسته نخواهد شد بلکه محبوب تر هم خداهد گردید(احمدشاه)