کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > جدال شریعت و طریقت جنگ زرگری است؛ یادی از بن‏الحارث: آنکه با محمد "معارضۀ قرآن" می‏کرد (...)

جدال شریعت و طریقت جنگ زرگری است؛ یادی از بن‏الحارث: آنکه با محمد "معارضۀ قرآن" می‏کرد و بر او پیروز می‏شد!

سه شنبه 31 ژانويه 2012, بوسيله‌ى جعفر رضایی

مطلب ذیل تلخیص و فشردۀ دیدگاه آرامش دوستدار در مورد عنوان بالا نمی باشد و بلکه بخشهای از ملاحظات اوست. برای خواندن کامل این مطلب و مطالب شبیه این لطفاً کتابهای آرامش دوستدار را بخوانید.

چون هدف فراهم نمودن زمینۀ آشنایی با اندیشه های آرامش دوستدار هست، من این مطلب را بدون هیچگونه دخل و تصرف از متن کتابهای "امتناع تفکر در فرهنگ دینی" و "درخششهای تیره" برگزیده و تایپ نموده ام. در نسخه ابتدایی این مطلب صفحات دقیق کتاب نیز تایپ شده بود. اما برای جلوگیری از سرقت آن، که حالا با کمک کمپیوتر فقط با فشردن یک دگمه انجام می گیرد، از نشر آن صرف نظر شد و در عوض فقط نام کتاب بعنوان نمایه درج شده است.

نشر چاپی و یا الکترنیکی این مطلب بدون درج لینک کامل این صفحه اجازه نیست و مبادرت به آن سرقت است.

جعفررضائی

جنگ زرگری شریعت و طریقت

نویسنده: آرامش دوستدار

اگر چشمانمان را خوب بازكنیم و باشكیب و جرأت در فرهنگمان بنگریم، در جریان آن هیچ فراز و نشیبی نخواهیم یافت كه خود را از نظر اندیشه بطور اساسی از دوره‌های دیگر این جریان متمایز ساخته باشـد، به‌نحـوی كه بتـوان مایه‌ای از آگاهی در آن بازشناخت و از آن برای ساختن این جامعه استفاده كرد. هر دوره‌ای از آن‌ـ كه زورمند باشد و به‌حساب‌ آید‌ـ‌ در بهترین لحظاتـش خلطی بوده از فكر یونانی در قالب‌های اسلامـی، یا حداكثر شوریده‌ حالی‌هایی از كـش و واكـش‌های عارفانه‌ی آدمی ‌با خدایـش. هر دو یك آرمان را به دوگونه جلوه‌گر ساخته‌اند: «عقلی» و شهودی...

جنگ کهنه میان اختناق دینی و "احتراق" فرهنگی از سوی متشرعان و عرفا در نهادش جنگی زرگری، یا لااقل ناشی رقابتهای خانوادگی بوده است و بس. در غیر این صورت چگونه فرهنگ ما می توانست در دشمنی با عقل ناقص‏الخلقه‏اش در کنار اهل شریعت اینهمه اهل طریقت پرورانده باشد؟ هر دو، شریعت و طریقت، در هر فرصتی عقل نورسته و بی‏پناه را چنان زده‏اند که اگر جا‏به‏جا نمرده باشد علیل و افلیج شده است. همپیمانی و همدستی شریعت و طریقت در فرهنگ ما به جایی می‏رسد که در نمونه های برجسته‏ای چون غزالی و مولوی به معجونی از یگانگیِ فقاهت و عرفان تبدیل می گردد...

همانگونه که شریعت از آغاز تاکنون انگل و نابکار پرورده و بر گردۀ توده سوار کرده، تا نام و نشان دین و دینداری را در گوشش بخواند، طریقت چربترین لقمه برای شرینکامیهای زبدگان فرهنگ ما و معتاد ساختن آنان به تغذیۀ "رموز و معانی پنهانی" بوده است. نفهمیده ایم که قرنهاست این دو آیین کامیابی به ما می‏آموزند که چگونه می‏توان در آنِ واحد سواری داد و در مراتع عالم عِلوی چرید؟

یادی از نضر بن‏الحارث

در مقایسه با کتابهای مقدس یهود و مسیحی، کتاب مسلمانان لااقل به یک علت اساسی و قطعی به مراتب همگان فهمتر است: به علت پیدایشش در سرزمینی ابتدایی و عملاً فاقد فرهنگ، با تخیل و فکری به همین نسبت محدود و انتظاراتی متناسب با آن. شواهد آن را در بسیاری از روایتهای اسلامی منعکس می توان یافت. از جمله ابن هشام از یکی از اشراف مکه به نام نَضربن الحارث می گوید که با محمد "معارضۀ قرآن" می کرده و از قرار بر او پیروز نیز می شده: "هرگاه پیغمبر، علیه السلام، مجلس ساختی و تبلیغ رسالت کردی و قرآن کلام الله بر ایشان خواندی، چون وی از این مجلس برخاستی، این نَضربن الحارث بیامدی و باز جای سید، علیه السلام، بنشستی و قصۀ رستم و اسفندیار آغاز کردی و حکایت ملوک عجم برگرفتی و بگفتی و مردم بر سر وی گرد آمدندی و آنگه ایشان را گفتی: نه این سخن که من می گویم بهتر از آنست که محمد می گوید [...] چرا که وی بود که می گفت: این قرآن که محمد بیاورده است مثل افسانۀ پیشینیان است و مانند حکایت و سرگذشت ایشان است و من خود از آن بهتر می دانم. و این نَضربن الحارث سفر بسیار کرده بود و در ولایت عجم بسیار گردیده بود و او را فصاحتی عظیم بود، و چون پیغمبر علیه اسلام، بیامدی و قرآن برخواندی و حکایت و قصۀ پیغمبران، صلوات الله علیهم اجمعین، برآن یاد کردی و حکایت و وقایع عاد و ثمود و فرعون و هامان بگفتی و از عجایب آسمان و زمین خبر باز دادی، نَضربن الحارث گفتی: من بهتر از این توانم گفت و قصۀ رستم و اسفندیار و ملوک عجم برگرفتی و بگفتی و مردمان را خوش آمدی و تعجب کردندی و کافران گفتند: این حکایت که نَضربن الحارث گوید، خوشتر از آنست که محمد گوید" (سیرت رسول الله، ج اول، 277-275) و چه بهای گزافی خوب است نَضربن الحارث برای اینگونه رقابتهای گستاخانه پس از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر پرداخته باشد؟ "از جمله اسیران که گرفته بودند دو تن را [...] بکشتند و باقی به مدینه آوردند و از آن دو تن یکی نَضربن الحارث بود و همیشه سید، علیه اسلام، را رنجاندی و معاوضه نمودی با وی در قرآن [...] چون به وادی صفرا رسیدند، مرتضی علی، رضی الله عنه، شمشیر برکشید و گردن وی بزد" (یاد شده، ج 2، 583)

مطالب مرتبط:

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.